تیکه کتاب
199K subscribers
203 photos
137 files
46 links
Download Telegram
وقتی کسی را در قفس می‌اندازند، ابتدا برای آزادی تقلا می‌کند، اما بعد شروع می‌کند به تزئین قفسش.

پنجشنبه شیرین - جان اشتاین‌بک
اینجا در ظاهر زیباست؛ اما اگر زیر آسمان آبی و در روشنایی روز خوب نگاهش کنید، برجی ویران است که بر پایه سو تدبیر، اخاذی، رهن، قرض، ستم، گرسنگی، برهنگی و رنج و بدبختی بنا شده.

داستان دو شهر - چارلز دیکنز
می‌دانم خدا چیزی را که نتوانم از عهده‌اش برآیم به من نمی‌دهد. فقط کاش اینقدر به من ایمان نداشت.

- داستایفسکی
اگرچه اندوه چون استخوان ِ شکسته‌ای به جانمان فرو می.رود، از میان ِ شکستگی استخوان‌هایمان امید چون جوانه‌ای پرشور همیشه و هنوز به سوی ِ نور قد می‌کشد.

- معصومه صابر
شک ندارم بود اگر نامم مراد زندگی بر وفق "هاشم" می‌گذشت.

- ناصر گوهری
من می‌توانم هم‌صحبت خودم باشم. بنابراین هیچ‌وقت تنها نمی‌شوم. من فقط به صورت فیزیکی تنها هستم و در خلوتِ به‌شدت شلوغِ خودم‌، زندگی می‌‌کنم.

تنهایی پرهیاهو - هومیل هرابال
اگر من کوچک‌ترین علامتی در دست داشتم که شما به من اهمیت می‌دهید، هر کاری که در این دنیا بتواند خوشحال‌تان کند برای‌تان انجام می‌دادم.

بابا لنگ‌دراز - جین وبستر
آدم سر از کار این زن‌ها در نمیاره، تا میای بفهمی منظور‌شون چیه می‌بینی منظور‌شون یه چیز دیگه‌اس. تازه پوستت رو می‌کنن که چرا منظورشون رو اون‌جوری فهمیدی!

گور به گور - ویلیام فاکنر
گریستم برای ما که پاییز نیامده ریختیم.

- معین دهاز
اگر این زندگی واقعا زیبا بود همه با شادی از خواب بیدار می‌شدند و با اجبار به خواب می‌رفتند؛ اما قضیه کاملا برعکس است.

- آرتور شوپنهاور
Forwarded from تیکه کتاب
با من آنگونه تا کردند که دلم نمی‌آمد با کسی رفتار کنم.

- وحید عیسوری
اگر امید از دست برود تنها دری که باز می‌ماند، دروازه‌ی‌ جهنم است.

- خوان رولفو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
     ⋆‧˚꩜。 𝖯𝖱𝖮𝖬𝖯𝖳: ‌‌Couple Selfie
 
‌ ‌ ‌ 𝑐𝗅𝗂𝖼𝗄 ‌   ‌ ‌ ‌‌‌⤷    ‌ 𝖣𝗈𝗐𝗇𝗅𝗈𝖺𝖽
ما به دوستانی نیاز داریم که در هنگام درد، همسفرمان باشند، دلگیری‌هایمان را تحمل کنند و اجازه دهند مدتی در خود فرو برویم تا بتوانیم دوباره روی پاهای خود بایستیم.

- کاترین می
     ⋆‧˚꩜。 𝖭𝖤𝖶 𝖯𝖱𝖮𝖬𝖯𝖳: ‌‌Couple
 
‌ ‌ ‌ 𝑐𝗅𝗂𝖼𝗄 ‌   ‌ ‌ ‌‌‌⤷    ‌ 𝖣𝗈𝗐𝗇𝗅𝗈𝖺𝖽
دردش تسکین نمی‌یافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور می‌کرد که خیال کند حالش بهتر است، و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگ‌خلقی‌اش بشود یا حالش را به‌هم بزند موفق می‌شد که خود را فریب دهد.

مرگ ایوان ایلیچ - تولستوی
1