تو هرکاری که توانستهای کردهای. اگر در نیمه راه متوقف شدهای به این دلیل است که نیرو کافی نداشتهای، هیچکس حق ندارد تو را سرزنش کند.
اندیشهها و انسان - ژان پل سارتر
اندیشهها و انسان - ژان پل سارتر
گفته بود: «میدانید که من از همهچیز خبر دارم، منتها بعضی چیزها هست که نمیخواهم بدانم.» و به قلبش اشارهکنان افزوده بود: «ولی همهچیز اینجا ثبت میشود.»
پدر سرگی - تولستوی
پدر سرگی - تولستوی
همه میگویند: «قانع باش» چرا؟ در این عمر کوتاه، چرا باید قانع بود؟ پرواز کن، هرچه رفیعتر دست افشانی کن و برقص هرچه دیوانهوارتر.
- اشو
- اشو
این واقعیت خوشایند نیست، اما حقیقت دارد، آدمها جنبه مهربانی بسیار را ندارند.
- آرتور شوپنهاور
- آرتور شوپنهاور
2
من از مقایسه کردن خودم با دیگران دست برداشتم. مقایسه کردن لذت را میکشد. تنها فردی که باید از او بهتر باشی کسی است که دیروز بودهای.
خودت باش دختر - ریچل هالیس
خودت باش دختر - ریچل هالیس
خيلی مهم است كه یک نفر، فقط یک نفر...." كمی مكث كرد. انگار بغض راه گلويش را گرفت، اما زود به خودش مسلط شد... يک نفر توی دنيا آدم را از ته دل دوست داشته باشد. میفهمی؟ حتی اگر بد دوست داشته باشد يعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نيايد!
همه افق - فریبا وفی
همه افق - فریبا وفی
2
کشتار و ظلمشان ، آنقـدر روح را نمیخراشیـد و قلب را آزار نمیداد کـه وقاحت و بیشرمیشان در تحریفِ حقایق!
استالین خوب - ویکتور ارافیف
استالین خوب - ویکتور ارافیف
فاسدترین آدمها کسانی هستند که نادانند اما گمان میکنند همهچیز را میدانند، آنوقت به خودشان اجازه میدهند دیگران را بکشند. روح آدمِ جنایتکار کور است. درنتیجه نه خوبی واقعی در او وجود دارد، نه عشق پاک، و نه روشنبینی.
طاعون - آلبر کامو
طاعون - آلبر کامو
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ میکند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ! بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ این است؛ خیلیها نمیفهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!
بیشعوری - خاویر کرمنت
بیشعوری - خاویر کرمنت
از میان دو واژه انسان و انسانیت اولی در میان کوچهها و دومی در لابلای کتابها سرگردان است.
- ویکتور هوگو
- ویکتور هوگو
همواره یکی در وجود من، با تمام نیرو تلاش کرده است تا هیچکس نباشد.
یادداشتها - آلبر کامو
یادداشتها - آلبر کامو
از روز اولی که با تو سفر کردم، سوراخ قایقت را دیدم. با اینحال باتو دل به دریا زدم، با این فکر که عشق معجزه میسازد.
- داستایفسکی
- داستایفسکی
همه زندگی چندان ارزش ندارد که به خاطرِ آن از سرِ ترس بر خود بلرزیم یا دل افسرده شویم. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابرِ مصائب، سینه را گستاخانه سپر کنید.
در باب حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
در باب حکمت زندگی - آرتور شوپنهاور
این زخم هم فراموش خواهد شد. اما باید بگویم به شدت تحقیر شدهام و احساس میکنم به من خیانت شده است. گمان نمیکردم بعد از آن همه دوندگی و گرو گذاردنِ ریش پیشِ این و آن اینطور کودکانه عمل کنی. اگر بخواهم حقیقت را گفته باشم باید بگویم که مجموعه اعمال و رفتارت نشان میدهد آدمی هستی خودویرانگر! مایلم نامهام را با این مَثَلِ قدیمی به آخر برم: خدایا تو مرا از شرِ دوستانم حفظ کن، خودم از پسِ دشمنانم برمیآیم.
همنوایی شبانه ارکستر چوبها - رضا قاسمی
همنوایی شبانه ارکستر چوبها - رضا قاسمی
وقتی روح انسان در عذاب باشد، چطور ممکن است حالش خوب باشد؟ نه، آیا به راستی در این دور و زمانه کسی که اندکی احساس در دل داشته باشد میتواند آسوده خاطر بماند؟
- لئو تولستوی
- لئو تولستوی
تقصیر کسی نیست. روزگار نکبتی شده، آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطرههایش چنگ بیندازد و آن جاها دنبال چیزی بگردد؛ یاد بچگیها و سایه بعد از ظهر و توتهای کال روی آجرِ فرش، صدای نامفهوم دوره گردها، انگار خواب بوده و حسرتش حالا به بزرگی یک حشرهی چسبنده روی سینه آدم میماند.
- عباس معروفی
- عباس معروفی
در زیر لباس من یک قلب خسته و فرسوده، اما مهربان میتپد. قلبی که کسی را نرنجانده است.
آئین دوستیابی - دیل کارنگی
آئین دوستیابی - دیل کارنگی
و دیگر اینکه زیاد خسته و به همه چیز بیعلاقه هستم. فقط روزها را میگذرانم و هر شب بعد از صرف اشربه مفصل خود را به خاک میسپارم و یک اخ و تف هم روی قبرم میاندازم. اما معجز دیگرم این است که صبح باز بلند میشوم و راه میافتم.
- صادق هدایت
- صادق هدایت
2
میبینی؟ طوری در رنجکشیدن ماهر شدهای، که گاهی خودت هم زخمهایت را از یاد میبری. و اما عزیزم دیدی؟ دیشب هم صبح شد.
- حمید سلیمی
- حمید سلیمی