تیکه کتاب
137K subscribers
200 photos
137 files
42 links
Download Telegram
ما سَرو می‌کاریم و مرگ می‌درویم. ما همه جوان می‌میریم.

سیاوش‌خوانی - بهرام بیضایی
برای ازدواج کردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است.

- کریستین بوبن
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ‌ﻫﺎﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ خستگی‌ام ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ؛ ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﺮﺳﺪ، ﻓﻘﻂ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﺑﻌﺪ همان جا ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺗﺎ ﻧﺒﯿﻨﻢ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ. ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ می‌گوید، ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﺩ ﻭَ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽﺷﻮﺩ.

- نزار قبانی
1
یکیو دوست داشتم، اونقدر بهش فکر کردم که تصویری که ازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت! بعد ها دیگه خودشو دوست نداشتم، تصور ذهنی خودمو دوست داشتم.

- مرلین‌ مونرو
چه سنگدل است سیری که گرسنه‌ای را نصیحت می‌کند تا درد گرسنگی را تحمل کند.

- جبران‌ خلیل‌ جبران
اگر عنکبوتی که در اتاقت کُشتی تمام عمر فکر می‌کرد تو رفیق و هم اتاقی‌اش بودی آن‌وقت چه؟

شب‌های روشن - داستایفسکی
1
از دنیا رانده، حسرت خوابی را می‌کشم که سراغم نمی‌آید و فقط موقعی سراغم می‌آید که مفصل‌هایم از خستگی درد می‌کند. بدنِ تکیده‌ام با رنج و آشوبی که حتی جرأت نمی‌کنم کاملاً به آن اعتراف کنم، با ترس و لرز به سوی نابودی می‌رود. در سرم تشنج ‌هایی دارم حیرت‌انگیز.

یادداشت‌ها - کافکا
اژدهای کوچک گفت: خیلی خسته‌ام.
پاندای بزرگ مکثی کرد و گفت: توی زمستون طبیعت کناره می‌ره، استراحت می‌کنه و انرژی‌اش رو جمع می‌کنه برای یک شروع تازه، ما هم اجازه داریم همین کارو بکنیم دوست کوچک من.

پاندای بزرگ و اژدهای کوچک - جیمز نوربری
1
اگر می‌خواهی ارزش خویش بدانی، بنگر که به چه چیز دل بسته‌ای.

- شیخ بهایی
هیچکس نباید بداند که دیگری چه می‌کند، چه می‌خواهد، کجا می‌رود، می‌رود اصلا یا نمی‌رود، مانده است یا نمانده، گندیده است یا هنوز نگندیده. هیچ‌چیزِ هیچ‌کس به هیچ‌کس مربوط نیست. و آدم‌ها استقلال درد دارند.

تضادهای‌ درونی - نادر ابراهیمی
قلب انسان خیلی شبیه دریاست، طوفان داره، جریان داره و در اعماقش مروارید هم پیدا میشه.

- ونگوگ
شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. فکر و خیال‌های روز، دل مشغولی‌ها شب‌ها هم دست برنمی‌دارند. مثل کیسه، پُر خاک‌روبه که پاره شود، هر آشغالی تو سرم فرو می‌ریزد توی گودال سرم. بعضی وقت‌ها جریان خیالات مثل سیلاب گل‌آلودیست که تکه پاره‌های چیزهای زیادی را در خود دارد و بی‌مقصدی و هدفی، سر خود روان است.

- شاهرخ مسکوب
2
دیر می‌فهمم که کسی دارد با من بدرفتاری می‌کند؛ همیشه جا می‌خورم: انگار شر به نظرم غیر واقعی است.

- ادوارد لو
1
خداحافظ به تویی که زندگی‌ات تباه شد، بی آن که مقصر باشی.

برادران کارامازوف - داستایفسکی
می‌روم بخوابم، خرد و خسته‌ام؛ تو را بیش‌تر در آغوش می‌گیرم دوست عزیز. تو هم بیش از پیش دوستم بدار، چون غمگینم.

ژرژ ساند - نامه به گوستاو فلوبر
نترس، یه خورده جسارت داشته باش. چیزی نیست. فقط دنیاست که به آخر رسیده. همیشه همین‌طوره.

خداحافظ گاری کوپر - رومن گاری
دیگر سرزنده نبود. بیشتر اوقاتش به دل‌نگرانی می‌گذشت. انرژی‌ای که روزگاری صرف عشق‌ ورزیدن به زندگی می‌کرد، حالا داشت صرف دوام‌ آوردنش می‌شد.

- ویت تان نوئن
ما کوشیدیم مزه تلخ امید را فراموش کنیم، زیرا که از آغاز مُدام خسته‌ایم.

قطره اشکی در اقیانوس - مانس اشپربر
تا وقتی که من این جهانِ غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خسته‌ام می‌کند، تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشته‌ام.

- آلبر کامو
دست، به سوی انسانِ فرولغزیده پیش ببرید تا بلندش کنید، و اگر امیدی به نجاتش نیست، به تلخی بر او اشک بریزید؛ به بیچارگی‌اش نخندید. دوستش بدارید و در وجودِ او خود را ببینید، و بر او همان‌طور قضاوت کنید که بر خود می‌کنید.

آبلوموف - ایوان گنچاروف
زندگی را آن‌قدر خوب می‌شناسم که بدانم هر چقدر هم که بخواهی، نمی‌توانی روی ماندن و ثبات چیزها حساب کنی. نمی‌توانی جلوی مُردن انسان‌ها را بگیری. نمی‌توانی جلوی رفتن آن‌ها را بگیری. نمی‌توانی جلوی رفتن خودت را هم بگیری.

جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون