شما خودتون رو مركز جهان فرض میكنيد، فكر میكنيد هر اتفاقى میافته به شما ربط داره، والا هدف جهان شما نيستيد!
کرگدن - اوژن یونسکو
کرگدن - اوژن یونسکو
چرا آدم نباید گاهی هم بینزاکت و پست باشد، آن هم در کشوری که به این آسانی و راحتی با آدم رفتار میکنند و این امر خیلی هم طبیعی تلقی میشود.
جنایت و مکافات - داستایفسکی
جنایت و مکافات - داستایفسکی
تحمل بعضی چیزها از عهده هر کسی خارج است. من آنقدر به کلنجار رفتن با آیندههایی که میتوانستم بسازم سرگرم شدم، که دستآخر آنها مرا ساختند. بعضی مشکلات در این جهان هیچ راه حلی ندارند. هیچ! برای حل کردنشان هیچ کاری از دست هیچ کسی برنمیآید!
مسیحای تلماسه - فرانک هربرت
مسیحای تلماسه - فرانک هربرت
1
یک سال میشود چند سال و چند سال میشود یک عمر. یک روز صبح، بیدار میشوید و میبینید روزهای رفتهتان بیشتر از روزهای پیش رویتان است و نمیدانید چطور به اینجا رسیدهاید.
بریتماری اینجا بود - فردریک بکمن
بریتماری اینجا بود - فردریک بکمن
تا زمانی که دل تحت تأثیر قرار نگیرد، جسم باکره باقی میماند.
دیوانه بازی - کریستین بوبن
دیوانه بازی - کریستین بوبن
چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد، ماهها بخوابد و چندین ماه بعد، آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛ اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند؛ باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
ژان کریستف - رومن رولان
ژان کریستف - رومن رولان
جایش ولی همیشه میماند. این همیشه چه آدم را میترساند. همیشه.
دال دوست داشتن - حسین وحدانی
دال دوست داشتن - حسین وحدانی
از همان صبح بار غم عجیبی بر دلم افتاده بود، که آزارم میداد. ناگهان احساس کرده بودم که بسیار تنهایم. میدیدم که همه مرا وا میگذارند و از من دوری میجویند.
شبهای روشن - داستایفسکی
شبهای روشن - داستایفسکی
ابتدا طالب چیز هایی که برای روان نیک است باشید، سپس چیز های دیگر تامین خواهد شد یا دست کم نبودشان را احساس نخواهید کرد.
تاریخ فلسفه - ویل دورانت
تاریخ فلسفه - ویل دورانت
تا وقتی که من این جهانِ غریب را ترک بگویم، جهانی که دارد خستهام میکند، تنها امیدم این است که روزی تو بفهمی چقدر دوستت داشتهام.
- آلبر کامو
- آلبر کامو
آدمهایی که در عمرشان از پس حل کردن چیزی برآمده بودند معمولاً پشتکار زیاد داشتند و کمی هم خوششانسی. اگر به اندازهٔ کافی پافشاری میکردی معمولاً شانس هم بهدنبالش میآمد. خیلی از آدمها نمیتوانند منتظر شانس بمانند، پس تسلیم میشوند.
عامه پسند - چارلز بوکوفسکی
عامه پسند - چارلز بوکوفسکی
اینجا زندگیام میان امید و ناامیدی در نوسان است. همزمان آرزو دارم بمیرم و آرزو دارم که زندگی کنم. گاهی اوقات به زندگی نظم میدهم و گاهی هرجومرج است که زندگیام را میبلعد.
- نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف
- نامه آلخاندرا پیثارنیک به لئون استروف
زندگی را آنقدر خوب میشناسم که بدانم هر چقدر هم که بخواهی، نمیتوانی روی ماندن و ثبات چیزها حساب کنی. نمیتوانی جلوی مُردن انسانها را بگیری. نمیتوانی جلوی رفتن آنها را بگیری. میتوانی جلوی رفتن خودت را هم بگیری.
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
شازده كوچولو: آخرشم اونایی واسم ميمونن که اصن روشون حساب باز نکرده بودم و گذاشته بودمشون حاشیه ی زندگیم.
روباه: اوناهم منتظرن بیاریشون وسط که برن.
شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری
روباه: اوناهم منتظرن بیاریشون وسط که برن.
شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری
بدرود عزیزِ من، هرچه باداباد. ما به دوست داشتنِ یکدیگر ادامه میدهیم.
- نامه کافکا به فلیسه
- نامه کافکا به فلیسه
شعور سطح مختلفی دارد. بالاترین سطح شعور، نادیده گرفتن بی شعورهاست.
بیشعوری - خاویر کرمنت
بیشعوری - خاویر کرمنت
2
من با ریسک هدر دادن زندگیام روبرو بودم. متوجه شدم که روزها یکی پس از دیگری میگذرد. از خودم پرسیدم: اما من از زندگی چه میخواهم؟ خب، میخواهم شاد باشم. اما هرگز به این که چه چیز مرا خوشحال می کرد یا این که چطور میتوانستم خوشحال باشم، فکر نکرده بودم.
پروژه شادی - گرچین رابین
پروژه شادی - گرچین رابین
وقتی آدم به چیزی که میخواهد نمی رسد، زیاد دور نمیرود. همان حوالی پرسه میزند و به آشناترین چیز نزدیک به او، شبیه او چنگ میزند.
رویای تبت - فریبا وفی
رویای تبت - فریبا وفی
1
شبهایی که خوابیدهایم چنانند که گویی هرگز وجود نداشتهاند. تنها آن شبهایی در حافظه ما میمانند که نتوانستهایم چشم بر هم بگذاریم: شب یعنی شبِ بیخوابی.
دردسر متولد شدن - امیل چوران
دردسر متولد شدن - امیل چوران