شاید تلخ باشد، ولی ما بین آدمهای حسودی زندگی میکنیم که چهرههای صمیمی به صورتشان زدهاند.
- اوریانا فلاچی
- اوریانا فلاچی
2
دلم دارد میترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم؛ اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفتهاند. نمیدانم چه کسی و کجا و چرا.
- فروغ فرخزاد
- فروغ فرخزاد
1
این هوای گرفته او را کاملاً غمگین ساخت. فکر کرد: کاش دوباره کمی میخوابیدم تا همه این مزخرفات را فراموش بکنم.
مسخ - کافکا
مسخ - کافکا
من نمیخواهم علیه خدا شورش کنم، تنها جهان ناعادلانه او را قبول نمیکنم همین.
- داستایفسکی
- داستایفسکی
1
احساس میکردم وقتی آدم تنها میشود، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه میزند. احساس میکند آنقدر از دیگران دور شده که دیگر هیچوقت نمیتواند به آنها نزدیک شود. میبیند میان این همه آدم، حسابی تنهاست.
سمفونی مردگان - عباس معروفی
سمفونی مردگان - عباس معروفی
تا مدتها دلشکسته بودم، دلشکسته. این کلمه رو توی اون دفترچهات بنویس، دلشکستگی مثل غصه نیست که شب بخوابی و صبح بیدار بشی و تموم شده باشه، دلشکستگی مثل تجربه یک مرگه، از دست دادن و تنها شدن، دلشکستگی تجربهی از دستدادنِ تکّههای بزرگی از قلبه.
فاصله - ریموند کارور
فاصله - ریموند کارور
1
مردم میگن شخصیت هر آدمی تغییر ناپذیره ولی اغلب این نقابه که بدون تغییر باقی میمونه و نه شخصیت، و در زیر این نقاب غیر قابل تغییر، موجودی هست که دیوانهوار در حال تکامله و به شکل غیر قابل کنترلی ماهیتش تغییر میکنه.
جزء از کل - استیو تولتز
جزء از کل - استیو تولتز
آدمها زمانی که احساس میکنند تسخیرت کردهاند، دیگر تلاشی برای حفظت نمیکنند.
- پائولو کوئیلو
- پائولو کوئیلو
من گریستهام، آری مدتی است که با هر ضربه کوچکی، با هر بهانه اندکی به گریه میافتم. دوست من، دلم زخم دارد. همین.
- نامه سیمین بهبهانی به منصور اوجی
- نامه سیمین بهبهانی به منصور اوجی
در جواب ابلهان، آنقدر خاموش ماندم كه گفتند حرف حساب جواب ندارد.
- محمود دولت آبادی
- محمود دولت آبادی
باید کسی را پیدا کنم دوستم داشته باشد آنقدر که یکی از این شبهای لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی بگشاید، هیچ نگوید و هیچ نپرسد.
- نزار قبانی
- نزار قبانی
شما هرچقدر هم ارزش دیگران را حفظ کنید، در نهایت آنها طبق لیاقت و شایستگی خودشان با شما رفتار میکنند.
آیین دوستیابی - دیل کارنگی
آیین دوستیابی - دیل کارنگی
چیزی که باید درکش کنی اینه: بازی ادامه داره تا وقتی که واقعاً تموم بشه. حتی اگه یه مهره سرباز روی صفحه باشه، هنوز بازی تموم نشده.
کتابخانه نیمهشب - مت هیگ
کتابخانه نیمهشب - مت هیگ
چندان آرزویی نداشت و خیالات و آرزوهایی را هم که تاکنون حفظ کرده بود، خستگی از میان میبرد.
سقوط - آلبر کامو
سقوط - آلبر کامو
پشت هر آدم موفق، کوهستانی سرد و تاریک از اهمیت ندادن به دیگران و نظراتشان است.
- وین دایر
- وین دایر
تنهاییِ آدمها بزرگه، خیلی بزرگ، شایدم به وسعت یک دریا است؛ اما برای پُر کردنش، یک لیوان محبت کافیست.
صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
کشیش؟ نه کشیش میخواهم چهکار؟ مگر پولتان زیادی کرده که میخواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بی کشیش هم باید گناهان مارا ببخشد. خودش میداند که من چقدر زجر کشیدهام! نبخشید هم نبخشید. چه کارش کنم!
جنایت و مکافات - داستایفسکی
جنایت و مکافات - داستایفسکی