تیکه کتاب
137K subscribers
200 photos
137 files
44 links
Download Telegram
این‌طور بارم آورده بودند که بترسم. از همه‌چیز. از بزرگ‌تر که مبادا بهش بربخورد؛ از کوچک‌تر که مبادا دلش بشکند؛ از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد؛ از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید.

همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها - رضا قاسمی
1
وقتی کسی موقع تعریف کردن چیزی اشک می‌ریزد، یعنی هنوز در اعماقش زخمی تازه دارد و آن‌قدر عمیق بوده که حتی مرورش هم دردناک است. و این، عمیق‌ترین شکل اندوه است.

- یاسمن مصدق‌زاده
زیادی‌ام و دیگر هیچ. آدمی خارج از برنامه‌ام، همین و بس. ظاهرا طبیعت برنامه‌ای برای حیات من نداشته و در نتیجه با من مانند میهمانی سرزده و ناخوانده رفتار کرده است.

یادداشت‌های آدم زیادی - ایوان تور گنیف
1
گاهی لازمه به خودت یادآوری کنی: توی بازی زندگی؛ کارت‌های فاجعه‌ای دستت افتاده بوده، ولی تو فوق‌العاده بودی.

- اروین د یالوم
کسی می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد.

برادران کارامازوف - داستایفسکی
1
در فروپاشی‌هایم. اشکی نریختم و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیره‌ در زار می‌زنم، طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست. این حاصل نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش می‌گرفتمش.

- یاسمن مصدق‌زاده
- خوشبختی را انتخاب کردن خجالت ندارد.
+ درست است ولی اگر آدم‌ بخواهد فقط خودش خوشبخت باشد، آن وقت خجالت آور است.

طاعون - آلبر کامو
آدم‌های بی‌‌اصل و نسب اصیل نمیشن. نه با زمان، نه با تلاش، نه با عشق.

بامداد خمار - فتانه حاج سید جوادی
عاشق و دلباختهٔ کسی نشوی، چون دیر یا زود به ‌خاطرش عذاب می‌کشی.

در - ماگدا سابو
هرچه انسان کمتر برای ارتباط با دیگران احساس نیاز کند، پایان بهتری در انتظارش است.

اضطراب موقعیت - آلن دوباتن
فقط من می‌توانم خودم را قضاوت كنم. من گذشته‌ام را می‌دانم دلیل انتخاب‌هایم را می‌دانم. می‌دانم درونم چه دارم، می‌دانم چقدر رنج کشیده‌ام، می‌دانم قوی و شکننده بودن یعنی چه. من و نه هیچ‌کس دیگر.

- اسکار وايلد
1
هیچ‌کس را آنقدر دوست نداشته باشید که وسط بی‌گناهی، مجبور شوید از او عذرخواهی کنید.

- آنا گاوالدا
همیشه فکر می‌کرده‌ام و حالا هم فکر می‌کنم که دردها، انگار هیولایی در گوشه گوشه‌ بدن آدم‌ها خوابیده‌اند و تنها کافی است چیزی آن‌ها را بیدار کند. بیدار که شدند دیگر کسی نمی‌تواند در برابرشان تاب بیاورد.

من گنجشک نیستم - مصطفی مستور
1
شاید تلخ باشد، ولی ما بین آدم‌های حسودی زندگی می‌کنیم که چهره‌های صمیمی به صورتشان زده‌اند.

- اوریانا فلاچی
2
دلم دارد می‌ترکد. هیچوقت اینطوری نشده بودم؛ اینقدر تلخ و بیهوده! یک چیزی را از من گرفته‌اند. نمی‌دانم چه کسی و کجا و چرا.

- فروغ فرخزاد
1
این هوای گرفته او را کاملاً غمگین ساخت. فکر کرد: کاش دوباره کمی می‌خوابیدم تا همه این مزخرفات را فراموش بکنم.

مسخ - کافکا
آدمکش کور - مارگارت اتوود
من نمی‌خواهم علیه خدا شورش کنم، تنها جهان ناعادلانه او را قبول نمی‌کنم همین.

- داستایفسکی
1
چقدر عشق چیز غریبی است، چقدر آدم را زخمی و بی‌دفاع می‌کند.

- حسین دریابندی
احساس می‌کردم وقتی آدم تنها می‌شود، تمامی غم دنیا در وجودش خیمه می‌زند. احساس می‌کند آن‌قدر از دیگران دور شده که دیگر هیچ‌وقت نمی‌تواند به آن‌ها نزدیک شود. می‌بیند میان این همه آدم، حسابی تنهاست.

سمفونی مردگان - عباس معروفی
تا مدت‌ها دل‌شکسته بودم، دل‌شکسته. این‌ کلمه رو توی اون دفتر‌چه‌‌ات بنویس، دل‌شکستگی مثل غصه نیست که شب بخوابی و صبح بیدار بشی و تموم شده باشه، دل‌شکستگی مثل تجربه‌ یک مرگه، از دست دادن و تنها شدن، دل‌شکستگی تجربه‌ی از دست‌دادنِ تکّه‌های بزرگی از قلبه.

فاصله - ریموند کارور
1