تیکه کتاب
137K subscribers
200 photos
137 files
42 links
Download Telegram
من بااستعداد بودم، یعنی هستم. بعضی وقت‌ها به دست‌هام نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم، یا یک چیز دیگر، ولی دست‌هام چه‌کار کرده‌اند؟ یک جایم را خارانده‌اند، چک نوشته‌اند، بند کفش بسته‌اند، سیفون کشیده‌اند و غیره. دست‌هایم را حرام کرده‌ام، همین‌طور ذهنم را.

عامه پسند - چارلز بوکوفسکی
برای اولین بار مزه ی انتقام را چشیده بودم؛ مثل یک نوشیدنی معطر وقتی از گلویم پایین می‌رفت، گرم و خوش مزه بود اما بعدا طعم نامطبوع و ناراحت کننده‌ای باقی گذاشت و به من احساسی می‌داد که گویا مسموم شده‌ام.

جین ایر - شارلوت برونته
اگه هدفت رسیدن به چیزی باشه که با ذاتت در تضاده، همیشه شکست می‌خوری. هدفت باید این باشه که خودت باشی، که مثل خودت رفتار کنی و به‌نظر برسی و فکر کنی، که حقیقی‌ترین نسخهٔ خودت باشی، از خودت بودن استقبال کنی، تشویقش کنی، دوستش داشته باشی، برای رسیدن بهش سخت تلاش کنی، وقتی هم کسی مسخره‌ش می‌کنه یا بهش دهن‌کجی می‌کنه، محل نذاری. شایعات بیشترشون درواقع حسادتن و فقط ظاهرشون رو تغییر داده‌ن. سرت رو بنداز پایین. استقامتت رو حفظ کن. به شنا کردن ادامه بده.

کتابخانه نیمه شب - مت هیگ
1
به خود امر کردم که سهم خودم را از لذت‌های خوب زندگی با قاطعیت مطالبه کنم. من نباید از آن‌دسته آدم‌هایی باشم که دور می‌ایستند و با حسرت ناظر خوشی دیگران هستند. من با سهم آدم‌های فقیر راضی نمی‌شوم؛ برعکس، خودم را به ضیافت لذت‌های خوب دنیا دعوت می‌کنم.

ثروتمندترین مرد بابل - جورج کلاسون
تا زمانی که زنده هستی، زندگی کن! اگر زندگی را در حد کمال درک کنی، وحشت مرگ از بین می‌رود. اگر انسان در زمان مناسب زندگی نکند، در زمان مناسب هم نمی‌میرد.

وقتی نیچه گریست - اروین د یالوم
زمان هیچ گاه دردی را درمان نکرده،‌ این ما هستیم که به مرور به درد ها عادت می‌کنیم.

پاییز پدر سالار - گابریل گارسیا مارکز
در موردِ چیزهایی که نمی‌خوای بدانی، هر قدر کمتر بدانی، همان قدر کمتر دلت به درد می‌آید، همان قدر کمتر عذاب می‌کشی، این طوری که به قضیه نگاه کنی، نادانی آن قدر‌ها هم بد نیست.

ملت عشق - الیف شافاک
هر جا هستند همیشه به یاد داشته باشید که گذشته جز دروغ نیست، که حافظه راه برگشت ندارد، که بهارهای کهن بازیافتنی نیستند، و شورانگیزترین و پایدارترین و سرسخت‌ترین عشق هم به هر حال حقیقتی است گذرا.

صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
‏بدون تو نمی‌توانم زندگی کنم. ولی نکته این‌جاست: با تو هم نمی‌توانم.

- نامه‌ کافکا به فلیسه
دختری که به اعماق دریا افتاد - آکسی اوه
زیاد می‌خوابید و می‌کوشید در بی‌خبری خواب آرامشی به دست آورد.

دُنِ آرام - میخائیل شولوخوف
بلاخره همه یک روزی می‌میرند و صد سال که بگذرد، دیگر هیچ کس درباره‌ی این که دیگران که بودند و چطور مردند سوال نمی‌کند. پس بهتر است همان طور که دلت می‌خواهد زندگی کنی و همانطور که دوست داری بمیری.

گریه آرام - کنزابورو اوئه
مؤدب بودن مانع این نیست که عصبانی یا ناراحت یا آزرده خاطر نباشیم. کاری که ادب انجام می‌دهد این است که بیانِ احساس را به تاخیر بیندازد. ادب، مانع قضاوت زودهنگام می‌شود.

آرامش - آلن دو باتن
چه شب سراسر ناآرامی را گذراندم؛ آدم، فقط آخرهای شب، یعنی دو ساعت انتهایی را با تقلّا و پیچ و تاب، خوابی زورکی و از پیش اندیشیده را برای خودش دست و پا کند، که نه رؤیاهایش رؤیای واقعی است و نه حتّی خوابش به خواب طبیعی می‌ماند.

- نامه کافکا به فلیسه
اگر من توی این زندگی طولانیم چیزی یاد گرفته باشم، اینه که عشق، به ما چیزی که دوست‌ داریم باشیم رو نشون میده و جنگ چیزی که واقعاً هستیم.

بلبل - کریستین هانا
نه شر بودم و نه خیری از دستم بر آمده نه خباثت کرده‌ام، نه مهربانی، نه پستی و دنائت، نه شرافت و قهرمان‌بازی. حالا هم کنج عزلت مثلا دارم زندگی‌ام را می‌کنم و با این دلخوشی مضحک و شرورانه و به‌دردنخور، که آدم عاقل اصلا کاری نمی‌کند و کار مال احمق‌هاست، به ریش خودم می‌خندم.

یادداشت‌های زیرزمینی - داستایفسکی
میدانی چه چیزی روح مرا خرد می‌کند وارنکا؟ پول نیست، نگرانی‌های روزمره است، این پچ پچ‌های این آدم‌ها، این لبخندهایشان، این لطیفه‌هایشان.

بیچارگان - داستایفسکی
اگر می‌خواهید زندگی فلاکت‌باری را برای خود تضمین کنید، با کسی ازدواج کنید که قصد تغییردادنش را داشته باشید.

فهرست کارهای انجام‌ندادنی - رولف دوبلی
دقیقا می‌دونستی داری چیکار می‌کنی، همینش بیشتر از همه درد داشت.

۳۶۵ روز بدون تو - آکیرا
1
گفت: «مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم که من چه یادی دارم، چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟ و چرا آدم‌ها در یاد من زندگی می‌کنند و من در یاد هیچکس نیستم؟

سال بلوا - عباس‌ معروفی
من از کودکی فهمیده بودم که هیچ چیز دردناک‌تر از آن نیست که کسی را دوست بداری و ندانی آیا او هم تو را دوست دارد یا نه.

نازنین - داستایفسکی