دردناک است که بفهمی برای بعضیها فقط تا وقتی ارزش داری که به دردشان بخوری.
چنین گفت زرتشت - نیچه
چنین گفت زرتشت - نیچه
همیشه میان من و دیگران دیواری بود؛ این دیوار را خودم ساخته بودم.
بوف کور - صادق هدایت
بوف کور - صادق هدایت
2
گاهی آدم میماند میان ماندن و رفتن، نه میتواند بماند نه دلش میآید برود.
چراغها را من خاموش میکنم - زویا پیرزاد
چراغها را من خاموش میکنم - زویا پیرزاد
1
به من سفارش کن گاهی از خانه بیرون بروم. و بگو که اینقدر خودم را اذیت نکنم. من فقط حرف تو را گوش میکنم. میدانی که؟
- غلامحسن ساعدی
- غلامحسن ساعدی
1
میگذرد؟ کی؟ یک سال دیگر؟ دو سال دیگر؟ ده سال دیگر؟ باور کن من دلم زندگی کردن میخواست، نه انتظار کشیدن برای تمام شدن دردی که معلوم نبود کی، کجا و چطور دستش را از بیخ گلوی زندگیام برمیدارد.
- مریم دولتیاری
- مریم دولتیاری
2
در روشنایی چه نیازی به تو دارم اگر تو را در تاریکی نیافتم.
- جبران خليل جبران
- جبران خليل جبران
1
گاهی وقتها آدم از اوقات خوب زندگی بیخبر است. تا اینکه... همه چیز بد میشود، و وقتی به گذشته نگاه میکند، میبیند چقدر خوشبخت بوده است. و چقدر بیخیال.
نبرد با شیاطین - دارن شان
نبرد با شیاطین - دارن شان
من به رنگ صورتی باور دارم. باور دارم كه خنده بهترين سوزاننده كالري است. من به بوسيدن باور دارم، بوسيدن بسيار. من باور دارم آنگاه همه چيز به غلط از آب درآمد، قوی باشم. باور دارم كه دختران شاد، زيباترين دختران هستند. بر اين باورم كه فردا روز ديگريست و به معجزه يقين دارم.
- ادری هپبورن
- ادری هپبورن
1
آرامترین آدمها آنهایی هستند که یک روز در دلشان جهنمی را خاموش کردهاند و زنده ماندهاند.
- داستایفسکی
- داستایفسکی
1
هر کس به نوعی سعی در انکارِ تنهاییاش دارد؛ یکی با شراب، یکی با سیگار، یکی با حیوان خانگیاش، یکی با درس، یکی با کار و یکی با ماندن در رابطهای که دیده نمیشود.
پونه مقیمی - تکههایی از یک کل منسجم
پونه مقیمی - تکههایی از یک کل منسجم
بزرگترین پیروزی زندگیام این بود که توانستم با خودم زندگی کنم و کمبودهای خودم و دیگران را بپذیرم. از آنچه دوست دارم باشم خیلی دورم، اما بالاخره به این نتیجه رسیدهام که آنقدرها هم بد نیستم.
راهنمای دوست داشتنی بودن - ملیسا هلسترن
راهنمای دوست داشتنی بودن - ملیسا هلسترن
من فقط کمی خستهام. بعضی مواقع فکر میکنم اونقدر دارم برایِ زندگی میجنگم که وقتی برای زندگی کردن ندارم.
- فوردکاپولا
- فوردکاپولا
انسان موجودی است که به خاطر بهانههای به اصطلاح عالیتر قادر است خود را به هر پَستیای قانع کند.
روانشناختی مسیر - مراب مامارداشویلی
روانشناختی مسیر - مراب مامارداشویلی
آرزویم مردن در صدای تو بود، یا رفتن با صدایت، یا خاموش شدن در صدایت. صدای تو چون باد گذشت و من به دامن تاریکی آویختهام.
- بیژن جلالی
- بیژن جلالی
1
دردش تسکین نمییافت اما با کوشش بسیار خود را مجبور میکرد که خیال کند حالش بهتر است، و تا وقتی که چیزی نبود که اسباب تنگخلقیاش بشود یا حالش را بههم بزند موفق میشد که خود را فریب دهد.
مرگ ایوان ایلیچ - تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ - تولستوی
1
دنیا یهجور صدفه، منتها توی رختخواب نمیشه بازش کرد.
مرگ فروشنده - آرتور میلر
مرگ فروشنده - آرتور میلر
3