تنها محبت است که کهنه نمیشود. همه چیز طراوت خودش را از دست میدهد. تازگی همهچیز، به کهنگی و پوسیدگی میگراید. زیباترین چهرهها، زیر چروکهای پیری دفن میشود. گَرد تیرۀ پیری، درخشندهترین چشمها را از لَوَندی و فطانت می اندازد. ولی محبت... نه!
بیهودگی - احمد محمود
بیهودگی - احمد محمود
زن بودن اگر آزادی نباشد، درد است و اگر فهم نباشد، زخم است و اگر حمایت نباشد، تنهایی است.
سووشون - سیمین دانشور
سووشون - سیمین دانشور
همیشه نسبت به کسایی که با خانوادهشون رابطهی نزدیکی دارن محتاطم. حسود نیستم. خیلی ساده فقط نمیتونم تصورش رو بکنم. شاید اگه بابای منم مونده بود، همهچی فرق میکرد.
این منم که رهایت میکنم - کلر مکینتاش
این منم که رهایت میکنم - کلر مکینتاش
1
کسی چه میداند در این لحظه که من با دلسردی کلمات را پشتِ سرِ هم میگذارم تو چه حال و روزی داری؟ عزیزم، زندگی خیلی بیمقدار است... فقط بخواب. بخواب! که تنها در خواب میتوان در میانِ ارواحِ نیکوکار بود؛ بیداریِ زیاد، مرگ را به همراه میآورد.
- نامه کافکا به فلیسه بوئر
- نامه کافکا به فلیسه بوئر
او آه کوتاهی کشید و بعد دوباره خندید. خندیدن، مثل دیوانگی، انگار تنها راه خروج بود. راه خروج اضطراری برای انسانها.
- مت هیگ
- مت هیگ
همینطور که از تپه بالا میرفتم چشمانم پر از اشک شد برای مادرم یا خودم و حتی آن فقیر بیخانمان گریه نمیکردم، برای همه گریه میکردم همه جا پر از درد است و ما فقط چشمهایمان را به رویشان میبندیم واقعیت این است که همه ما وحشت زدهایم و همدیگر را میترسانیم من خودم را و مادرم مرا.
بیمار خاموش - الکس مایکلیدیس
بیمار خاموش - الکس مایکلیدیس
خدا، امید و خواب را برای جبران غمهای زندگی به ما ارزانی داشته است.
- فرانسوا ولتر
- فرانسوا ولتر
7
اشتباه تو تنها به دام انداختن کبوتر نبود. تو گندم را بیاعتبار کردی.
- ندره شاکوفسکی
- ندره شاکوفسکی
روزهای خوب همیشه زود میگذرند. درونمان، همیشه کشور خداحافظیهاست.
- جاهد ظریف اوغلو
- جاهد ظریف اوغلو
در فرانسه ما با سوزاندن یک جراحت آن را معالجه میکنیم، اما تاکنون درمان یک زخم زبان را نیافتهایم.
چرم ساغری - انوره دو بالزاک
چرم ساغری - انوره دو بالزاک
انسان گاهی به طور خارقالعادهای، با اشتیاقی سوزان، عاشق رنج خود میشود.
- داستایفسکی
- داستایفسکی
حسادت، احمقانه ترین عادتِ بد است. چون حتی یک مزیت هم ندارد! حسادت نکنید رقابت کنید.
- انوره دو بالزاک
- انوره دو بالزاک
درد داشت؟ بله، اما یک ساعت، یک شب، یک هفته، بعدش خلاص. جایش ولی همیشه میماند. این همیشه چه آدم را میترساند. همیشه.
دالِ دوست داشتن - حسین وحدانی
دالِ دوست داشتن - حسین وحدانی
برف شاخهها را خم کرده بود و در بارش بعد حتما میشکستشان. آدمها هم مثل درختها بودند. یک برف سنگین همیشه بر شانههای آدم وجود داشت و سنگینیاش تا بهار دیگر حس میشد. بدیاش این بود که آدمها فقط یکبار میمردند و همین یک بار، چه فاجعه دردناکی بود.
سمفونی مردگان - عباس معروفی
سمفونی مردگان - عباس معروفی
هنر ظریف بیخیالی / مارک منسون
هنر ظریف بیخیالی، به شما میگوید که چگونه با بیشتر شکست خوردن، بیشتر موفق شوید و به آسانی از مشکلات عبور کنید. او زندگی خودش را نیز در مسیر پرجوش و خروش کتاب وارد کرده و همین دلیل میشود که شما با کتاب احساس نزدیکی کنید.
دانلود pdf
دانلود فایل صوتی
مگر نه این است که جهان هرروز به کام یکی است؟ امروز از آن تو است و فردا از آن من. در کار نبرد و جنگ و ستیز هیچکدام نباید حکم قاطع داد، زیرا آنکه امروز برخاک میافتد شاید که فردا برخیزد، به شرط اینکه خود نخواهد در بستر بماند و منظورم ازاین سخن آن است که مقهور یاس و شکست نشود و جرئت و قوت قلب تازهای برای نبردهای دیگر در خود بدمد.
دن کیشوت - سروانتس
دن کیشوت - سروانتس
1