تیکه کتاب
137K subscribers
200 photos
137 files
42 links
Download Telegram
نمی‌توانم تصور کنم که از خاک ریاکاری، آرامش جوانه بزند.

مسئله اسپینوزا - اروین د یالوم
روزهایی هست که آدمی در جستجویِ تکیه گاهی به خویش می‌رسد. عاشقِ خودت باش. زندگی، بارها و بارها تو را با خودت رو به رو خواهد کرد.

- معصومه صابر
وقتی دنبال چیزی باشی حتما به دستش میاری! اما وقتی دنبال کلمه «بیشتر» راه می‌افتی دیگه هیچ پایانی وجود نداره، چون همیشه یه «بیشتر» ی هست که آرامش رو از لحظه هات بگیره و تلاشت رو نابود کنه. یه جمله تو ذهنم می‌چرخه: «همیشه بیشتر بخواه اما هیچ وقت بیشتر رو نخواه.»

سفر کوانتومی وال تنها - ایمان سرورپور
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که: نه سوادِ حرف زدن داشته باشد، نه شعورِ لازم برای خاموش ماندن.

- ژان دلابرویه
سرزمین بی‌انتها - پاتریشیا انگل
1
اگر گربه‌ها از جهان ناپدید می‌شدند - گنکی کاوامورا
1
هر چیز خوب، پرهزینه است. گسترش شخصیت، یکی از پرهزینه‌ترین چیزهاست.

- کارل گوستاو یونگ
یاد روزهایی افتاد که آینده درخشان بود، ولی حالا دیگر هیچ آینده‌ای نداشت، هیچ‌کس آینده‌ای نداشت، فقط گذشته‌ای بود که آدم‌ها در آن گیر کرده بودند.

صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
اگر چشم انتظار احترام و توجه و محبت دیگرانی، ابتدا این‌ها را به خودت بدهکاری. کسی که خودش را دوست نداشته باشد ممکن نیست دیگران دوستش داشته باشند. خودت را که دوست داشته باشی، اگر دنیا پر از خار هم بشود، نومید نشو، چون به زودی خارها گل می‌شود.

ملت‌عشق - الیف‌شافاک
1
شاید به جای بستنِ در به روی رنج، نیاز دارم در را کاملاً باز بگذارم و بگویم "بفرما داخل! بیا کنار من بشین، و تا وقتی بهم یاد ندادی چیا رو باید بدونم، از پیشم نرو."

جنگجوی عشق - گلنن‌ دویل ملتن
یک جا به کنار تو، ارزد به جهان با غیر‌.

- هوشنگ ابتهاج
3
سعی کردم به خودم هشدار دهم. سعی کردم به یاد بیاورم که امید بی‌رحم‌ترین احساس دنیاست. می‌تواند روح انسان را متلاشی کند. ولی الان نمی‌خواستم به این‌ها فکر کنم. امید را می‌خواستم. می‌خواستم به آن بچسبم و اجازه دهم برای مدتی احساس سبکی به من دست دهد.

جنگل - هارلن کوبن
دلم می‌خواهد به همه‌ى عقاید احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شود. پس در بهترین حالت، تحملشان می‌کنم و هیچ نمی‌گویم.

- آنتونی‌ هاپکینز
1
- درد دارد؟
+ گاهی.
- و تا کِی باقی می‌مانَد؟
+ تا وقت مرگم. بعدش با بقایای بدنم، چالش می‌کنند.

پرده‌ خوان - گِرت هوفمان
1
اگر ما خودمان هیچ عیبی نداشتیم، این همه از بیان عیوب دیگران لذت نمی‌بردیم.

- استیبسن داین‌تیث
آن‌ها به دختران یاد می‌دهند که پاکدامن باشند تا مردان بتوانند بدون شرمندگی كثيف بمانند.

- سیمون دو بووار
گاهی احساس می‌کنم مثل نگهبان موزه‌ای هستم موزه‌ای عظیم و خالی که هرگز کسی پا به آن نمی‌گذارد و من در آنجا مراقب کسی جز خودم نیستم.

چوب نروژی - هاروکی موراکی
باکره و کولی - دی.اچ.لارنس
1
ما بی‌خطا نبودیم، بله، ولی حق‌مان هم نبود که این‌طور ریشه‌کن شویم.

ریگ روان - استیو تولتز
این جهان سراپا گناه است، به دنیا آمدن ما نیز گناه است.

- آلبر کامو
و بزرگترین نقطه ضعف؟ حس کردن بیش از حد.

- گوستاو فلوبر