روز ۱۴۴: اگه دلت برام تنگ شد یادت باشه، من نبودم که رفتم، تو گذاشتی من برم.
۳۶۵ روز بدون تو - آکیرا
۳۶۵ روز بدون تو - آکیرا
برای تو، هزار بار دیگر. و اینبار نه از روی عادت یا دِین، بلکه به خاطر نوری که دوباره در دلم روشن کردهای.
بادبادکباز - خالد حسینی
بادبادکباز - خالد حسینی
روزهایم پر از کارهای کوچک بود، اما شبهایم پر از تو. به خودم میگفتم وقتش رسیده فراموشت کنم، اما حتی نفس کشیدن هم یادآور بودنت شده بود.
ساعتهای آبی - جوآن دیدیون
ساعتهای آبی - جوآن دیدیون
3
او انسان نیست. من قلب خود را به او دادم او قلبم را گرفت اما تا سرحد مرگ فشرد و بعد دوباره به طرف من پرتش کرد.
بلندیهای بادگیر - امیلی برونته
بلندیهای بادگیر - امیلی برونته
1
هر چه بیشتر پیش میرم، بیشتر به این نتیجه میرسم که دنیا پر شده از دروغ و ریا و آدمیزاد در این بین تنها و بیپناهست.
بوف کور - صادق هدایت
بوف کور - صادق هدایت
51
باران بیوقفه میبارید و خیابانها را خالیتر میکرد. من پشت پنجره نشسته بودم و فکر میکردم حتی این باران هم نمیتواند رد تو را از دل من پاک کند.
سگ سالهای بارانی - گابریل گارسیا مارکز
سگ سالهای بارانی - گابریل گارسیا مارکز
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم امیدهای رفته پی روزهای رفته را، هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم؛ از فردای خود امید.
- بهرام بیضایی
- بهرام بیضایی
یک چیزی را میدانی سوکورو؟ باید ولش نکنی. مهم نیست چه طوری. باور دارم که میگویم. اگر الان بگذاری برود، ممکن است دیگر هیچ کسی را در زندگیات پیدا نکنی.
سوکورو تازاکی - هاروکی موراکام
سوکورو تازاکی - هاروکی موراکام
در سرمای شب، همه چیز بیجان بود. حتی قلبم. اما چیزی که بیشتر آزار میداد، این بود که میدانستم هیچ دستی نیست که دوباره آن را گرم کند.
پل لندن - جک لندن
پل لندن - جک لندن
اگر رویایت را دنبال نکنی، بخشی از روحت تا آخر عمر در حسرت خواهد ماند.
کیمیاگر - پائولو کوئیلو
کیمیاگر - پائولو کوئیلو
درونگراها الزاماً کم رو هم نیستند. کمرویی، یعنی ترس از عدم تأیید یا تحقیر اجتماعی، در حالی که درونگرایی، به معنای ترجیح دادن محیطهایی است که خیلی تحریککننده نیستند.
قدرت سکوت - سوزان کین
قدرت سکوت - سوزان کین
شاید ما زندگی را چنانکه باید، دوست نمیداریم. آیا توجه کردهاید که احساسات ما را تنها مرگ بیدار میکند؟ رفیقانی را که تازه از ما دور شدهاند چه دوست میداریم، مگر نه؟ آن عده از استادانمان را که دهانشان پر از خاک است و دیگر سخن نمیگویند چه میستاییم.
سقوط - آلبر کامو
سقوط - آلبر کامو
1
از آدم بودن، تناقصها را دوست دارم. اینکه پشت خندههایت یک اندوه عمیق داری. اینکه دوستش داری اما گاهی قلبت پر از نفرت میشود. اینکه غمگینی اما ته قلبت هنوز امید داری. ما آدمها تکههای سرهم شده حسهای متناقضیم. پر از وسوسه و شرم و عشق و رنج و شادی. هیچکس نیست که بتواند خودش را از این تناقضات جدا بداند. هر لحظه تجربهاش میکنیم و ادامه میدهیم.
- مهدی پورعبادی
- مهدی پورعبادی
4
این آخرین پیام من به شماست؛ در غم و اندوه به دنبال شادی باشید.
برادران کارامازوف - داستایفسکی
برادران کارامازوف - داستایفسکی
1
خواب التیامبخش دردهاست. باید خود را برای زخمهای فردا آماده کنیم.
کازانتزاکیس - مسیح بازمصلوب
کازانتزاکیس - مسیح بازمصلوب
1
ممکن است آدم از مردم ناامید شود ولی هرگز نباید از خودش ناامید گردد.
سایههای شب - امیل زولا
سایههای شب - امیل زولا
1