تیکه کتاب
208K subscribers
201 photos
137 files
43 links
Download Telegram
در زندگی لحظاتی پیش می‌آید که انسان نه کسی را دوست دارد و نه دلش می‌خواهد کسی او را دوست داشته باشد.

شوهر آهو خانم - علی محمد افغانی
روزی آماده می‌شویم خداحافظی کنیم، خداحافظی با هرچه که به آن عشق ورزیدیم. آن روز احتمالا روز شادی نخواهد بود، اما قطعا روز بزرگ‌تر شدن ما خواهد بود.

تکه‌هایی از یک کل منسجم - پونه مقیمی
باشه. زندگی می‌کنم، هرچه بادا باد. به خاطر مادرم زندگی می‌کنم که تا آخرین لحظه، از آرزوی خوشبختی من دست برنداشت.

پیش از آنکه قهوه سرد شود - توشیکازو کاواگوچی
مراقب افرادی که به شوخی شما را تحقیر می‌کنند باشید، این رفتار ریشه در حسادت دارد.

۴۸ قانون قدرت - رابرت گرین
من کسی که دوستش داشتم را رها کردم، اتفاقا آدم ساختن و ادامه دادن هستم، اما اگر قرار باشد همیشه در حال تلاش کردن برای این باشم که بگویم من وجود دارم ترجیح می‌دهم فراموش شوم.

- جورج اورول
اگه ینفری دارید که میخوایید بهش هدیه بدید
که خوشحال بشه و از یطرفم پولتون کمه، این سایت خیلی بصرفه و اقتصادیه!🤩
پر از اکسسوری‌ و پوستر‌های خاص و‌ جدید💍🦋
" Vicestore.ir "
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چیزی که بین همه‌ی بی‌شعورها مشترک است، بی‌ملاحظه بودن و نادیده گرفتن دیگران است. در همه کارها فقط به خودشان نگاه می‌کنند و در رسیدن به خواسته‌ها و منافعشان هیچ‌گاه ملاحظه دیگران را نمی‌کنند.

بیشعوری - خاویر کرمنت
تیک‌و‌تاک ساعت همینطور بغل گوشم صدا می‌دهد. می‌خواهم آن را بردارم از پنجره پرت بکنم بیرون، این صدای هولناک که گذشتن زمان را در کله‌ام با چکش می‌کوبد!

زنده به گور - صادق هدایت
اگر بیشعوری درد داشت، باز هم عده‌ای مسکن می‌خورند و در کمال ناباوری به کار خود ادامه می‌دادند.

- جورج کارلین
بدبختی همین‌جاست که من آدم خیال‌پردازی‌ام.

نازنین - داستایفسکی
آدم باید کسی را برای زندگی انتخاب کند که وقتی دیوار‌ها ترک برداشت، به فکر تعمیر باشد، نه فرار از زیر آوار.

پا برهنه‌ها - زاهاریا استانکو
فقط می‌خواستم در کنارش باشم. همیشه در هاله‌ی او، در پرتو او، تا آخر عمر، غیر از این هیچ نمی‌خواستم.

قمارباز - داستایفسکی
شما آدم‌ها با آن سکوت تحقیر‌آمیزتان من را راندید. درست در برهه‌ای که پرشورترین احساساتم را نثارتان می‌کردم، جواب اشتیاقم را با آزار دادید، و تا آخر عمر رنجیده خاطرم کردید. حالا من مسلما حق دارم بین شما و خودم دیوار بکشم.

نازنین - داستایفسکی
چیزی نیست که بشود با قرص و آمپول و نمی‌دانم قدم زدن کنار خیابان یا روشن کردن یکی دو سیگار کاریش کرد. اینجا، باور کنید، من گاهی انگار نمی‌توانم نفس بکشم.

بختک - هوشنگ گلشیری
یکی از عیب‌هایم این بود که نمی‌توانستم درجا جواب آدم‌ها را بدهم. حرف بی‌ربط که می‌شنیدم ساکت می‌ماندم.

چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
بهترین کار و خوش‌ترین لذّت «خواب» است.

- بهرام صادقی
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آن‌ها را دوست داریم و به آنها وابسته می‌شویم و هر چه خاطرات خوش‌مان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می‌شود. پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و می‌خواهیم بیشتر دوست‌مان بدارد، باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.

بابا لنگ‌ دراز - جین وبستر
آه از این حس گم کردگی، این کمبود وحشتناکی که در سینه‌ی خود دارم. اغلب می‌اندیشم، اگر که می‌شد یک‌بار، تنها یک‌بار او را بر قلب خود بفشارم، تمامی این کمبود از میان می‌رفت.

رنج‌های ورتر جوان - یوهان ولفگانگ فون‌گوته
هر دو در نهایت میمیرند.pdf
26.6 MB
کتاب: هر دو در نهایت می‌میرند
نویسنده: آدام سیلورا

داستان دو پسر نوجوان به نام‌های تیو تورِز و رفوس اِمتریو را روایت می‌کند که متوجه شده‌اند تنها یک روز به پایان زندگی‌شان باقی است. اکنون آن دو باید خود انتخاب کنند که چگونه آخرین روز را سپری کنند. انتخاب آن دو یک چیز است: گذراندن روز آخر با یک دوست. خوشبختانه نرم‌افزار «آخرین دوست» به روز‌آخری‌ها کمک می‌کند یکدیگر را پیدا کنند.


دانلود فایل صوتی کتاب
دل و دماغ رفتن به جایی را ندارم. این روزها دلم می‌خواهد قید همه‌چیز را بزنم.

- اولگا کنیپر
اگر من شما را از دست داده‌ام، شما هم در عوض دلی را از دست داده‌ای که تپش‌های عاشقانه‌ی آن را در هیچ جای دیگر نخواهی یافت.

- از نامه‌ فروغ فرخزاد به پرویز شاپور