تیکه کتاب
208K subscribers
201 photos
137 files
43 links
Download Telegram
تو به من دروغ گفتی و من رو فریب دادی! بدتر از همه‌ این‌ها زخمی زدی که هرگز التیام پیدا نمی‌کنه! من رو ناامید کردی.

پیانیست نابینا - میشل هالبرستید
پس از او دیگر نتوانستم آن لحظه‌ها را داشته باشم. با هیچ‌کس. دیگر با هیچ‌کس سرم گیج نرفت، با هیچ‌کس نفسم به شماره نیفتاد و لب‌هایم به لب‌هایی دوخته نشد. دیگر با هیچ‌کس نفسم نگرفت.

سیاهی چسبناک شب - محمود حسینی‌زاد
همیشه نه، ولی گاهی میان بودن و خواستن فاصله می‌افتد، بعضی وقت‌ها هست که کسی را با تمام وجود می‌خواهی ولی نباید کنارش باشی!

- زویا پیرزاد
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست - مگان دیواین
هر آنچه در قلب می‌گذرد را نمی‌توان گفت، برای همین خدا آه، اشک، خواب طولانی، لبخند سرد و لرزش دستان را خلق کرد.

- نزار قربانی
تکه‌ای از قلبش می‌سوخت.

جای خالی سلوچ - محمود دولت آبادی
در عجب بودم چطور آدم‌ها بعد از این همه رنج و درد و ماجرا و اضطرابی که به زندگی‌ات تحمیل می‌کنند به همین راحتی راه‌شان را می‌کشند و از زندگی‌ات می‌روند.

جزء از کل - استیو تولتز
مرگ خوش - آلبر کامو
برای همه آنچه از دست داده بودم و همه آنچه هرگز بدست نمی‌آوردم گریه کردم.

قلب جنگجوی خورشید - سو لین تن
دنیای درونی او دیگر نه شامل نور و تاریکی، بلکه یک دود خاکستریِ بی‌پایان بود‌.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
پیکار با درون سخت‌تر است و خونبارتر.

- شمس تبریزی
گریه کنید، درد بکشید، فریاد بزنید،
اما بلند شوید و جلو بروید.

تکه های یک کل منسجم - پونه مقیمی
آنچه از دستم بر می‌آمد با آنچه دلم می‌خواست
انجام دهم منافات داشت.

- آلیس مونرو
گاهی آدم‌ها از درون خسته می‌شوند، خستگی‌ای که هیچ خوابی درمانش نمی‌کند.

مردی به‌ نام اوه - فردریک بکمن
کلام ما نه‌تنها روی زندگی خودمان، بلکه بر زندگی دیگران نیز تاثیر می‌گذارد. مراقب واژه‌هایت باش.

چهار اثر فلورانس - اسکاول شین
جنایت کنت‌نوویل - املی نوتوم
هیچ‌چیز مثل گذشته آدم را زنده به گور نمی‌کند.

سمفونی مردگان - عباس معروفی
آدم به همه چیز عادت می‌کند. حتی به بی‌کسی،
حتی به نبودن.

عادت می‌کنیم - زویا پیرزاد
خاطرات مثل بختک می‌افتند روی آدم. از یاد نمی‌روند، فقط مدتی خاموش می‌مانند.

سمفونی مردگان - عباس معروفی
هر کسی یک جور زنده به گور است؛ یکی در فکرش، یکی در قلبش، یکی در تنهایی‌اش.

زنده به گور - صادق هدایت
من نمی‌توانم خوشبختی را باور کنم. هر وقت حس می‌کنم ممکن است خوشبخت شوم، قلبم پر از ترسی گنگ می‌شود. مثل آدمی که می‌ترسد چیزی را از دست بدهد که هنوز حتی به‌دست نیاورده.

خداحافظ تسوگوکو - اوسامو دازای