تیکه کتاب
208K subscribers
201 photos
137 files
43 links
Download Telegram
من ساکت بودم، اما کور نبودم.

- جین آستین
نباید به تو اهمیت می‌دادم، اما دادم، خیلی هم اهمیت دادم، و هنوز هم اهمیت می‌دهم،

من لیاقتم خداحافظی بهتری بود - آکیرا
‏ای روزگار! از چه کسی می‌توان گرفت ‏تاوان این جوانی از دست رفته را؟

‏- مجید ترکابادی
درست به همان اندازه که از تنها ماندن بیزار بود،‌‌
تنهایی را دوست داشت.

لِیدی اِل - رومن گاری
تو برای من مقدر شده بودی، شاید حتی
به عنوان یک مجازات.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
اما، دلیلی نبود که برای اشک‌هامون خجالت بکشیم، چون اشک‌ها شاهد شجاعتمون بودن، شجاعت تحمل دردهامون.

انسان در جستجوی معنا - ویکتور فرانکل
جامعه پر از احمق هایی است که به شدت از احمق ها دفاع می کنند. دنیا بهشت احمق هاست.

- چارلز بوکوفسکی
دردی ناشناخته را تجربه می‌کنم؛ نه با لبخند، نه با گریه و نه حتی با سکوت، تغییری در وضعیتم ایجاد نمی‌شود. خستگی جسم را می‌توانستم تحمل کنم، اما دیگر هیچ‌ خواب و استراحتی برای عذاب روحم سراغ ندارم؛ و این جمله مدام در سرم تکرار می‌شود: گاهی تنها راه پیروزی در یک مبارزه، تسلیم شدن است.

- محمد رشیدی
خوبم اما اگر فکر کنم، گریه‌ام خواهد گرفت.

کنار درخت زیتون - سیامک تقی‌زاده
منصفانه‌تر بود که هر کس تاوان نفهمی خودش را می‌داد.

- فریدون فرخزاد
انسان وقتی صبح با قلبی گرفته بیدار می‌شود
و مجبور است قبل از این که بخوابد پانزده ساعت وقت‌کشی کند! دیگر آزادی به چه دردش می‌خورد؟

سن عقل - ژان پل سارتر
هرگز، حتی در افکارم به تو خیانت نکردم.

- داستایفسکی
برای من مهم نیست که حتما به جایی برسم، مهم این است از آن جایی که هستم بروم.

عاشق - مارگریت دوراس
رهایت نمی‌کنم اما؛ اگر از قصد مرا گم کنی،
دیگر به دنبالت خواهم آمد!

ما تمامش می‌کنیم - کالین هور
فرق نمی‌کرد کجای زندگی قرار داشتم؛ قلبِ که مرده بود را چطور به زندگی برگردانم؟!

- مقدسه اکبری
هر بار که به قضاوت دیگران می‌نشینیم در حال آشکار ساختن بخش‌های شفا نیافته‌ی خویشتن هستیم.

- فردریش نیچه
لحظاتی هستند که حال بدن هر طور هم که باشد،
روح زانو زده است.

- ویکتور هوگو
نمی‌فهمند درونت را، برچسب می‌زنند.

- محمد همایون
افکارش پریشان بود، در آن لحظه فکر هر موضوعی برایش تولید درد می‌کرد. میل داشت در خواب عمیقی فرو رود، همه‌چیز را فراموش کند و هنگام بیداری زندگی تازه‌ای را از سر گیرد.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
بینِ دو نفر وقتی چیزی شکست، دیگر قابلِ ترمیم نیست.

ملک آسیاب - ‏⁧غزاله علیزاده