تیکه کتاب
208K subscribers
201 photos
137 files
43 links
Download Telegram
جمالت را نمی‌بینم؛ خیالت می‌کُشد اما.

- راحم تبریزی
توی زندگیم مجبور بودم داستان سرهم کنم، چون واقعیت یا خیلی کسل‌کننده بود یا اون‌قدر سخت بود
که نمی‌شد تحملش کرد.

ساعت بی‌عقربه - کارسون مکالرز
شما باید به چیزی اهمیت بدهید. مسئله این است که به چه چیزی اهمیت دهید و چگونه به آنچه اصلا اهمیت ندارد، اهمیت ندهیم.

هنر ظریف بی‌خیالی - مارک منسن
بترس از اینکه خودت را گم کنی، زمانی‌که زمانی که برای جلب توجه رضایت اطرافیانت می‌کوشی.

رهایی - ام سوسا
و گریستم به یاد تمام رویا‌هایی که تا می‌خواستیم نوازششان کنیم، پژمردند.

- جان اشتاین ‌بک
تمام آب‌های جهان نمی‌توانند یک کشتی را غرق کنند، مگر زمانی که به "درون" آن نفوذ کنند.

۴۸ قانون قدرت - رابرت گرین
سخت‌ترین کار از یاد بردن کسی است که هرگز نداشته‌ای.

من لیاقتم خداحافظی بهتری بود - آکیرا
من زیستن در کنار آدمیان را از زیستن میان جانوان خطرناک‌تر یافته‌ام.

وقتی نیچه گریست - اروین د یالوم
عشق یعنی من انتخاب کنم چه کسی ویرانم کند.

- داستایفسکی
راستش خیلی وقته که منتظرم این حرف‌هارو بهم بزنی، ولی خیلی دیر کردی. اون شب‌هایی که با گریه خوابم می‌برد کجا بودی؟ وقت‌هایی که سین میزدی جواب نمی‌دادی کجا بودی؟ آره راستی، دیگه دلت پیش من نبود... من پشت سرهم بهت فرصت دادم و تو گند زدی بهشون، ببخشید ولی نمی‌تونم به این کار ادامه بدم. خداحافظ.

سین زدی ولی جواب ندادی - آکیرا
دارم برای کسانی که باعث می‌شن بخوام نسخه بهتری از خودم باشم، وقت بیشتری می‌ذارم.

درونت چخبر - یانگ پوئبلو
من ساکت بودم، اما کور نبودم.

- جین آستین
نباید به تو اهمیت می‌دادم، اما دادم، خیلی هم اهمیت دادم، و هنوز هم اهمیت می‌دهم،

من لیاقتم خداحافظی بهتری بود - آکیرا
‏ای روزگار! از چه کسی می‌توان گرفت ‏تاوان این جوانی از دست رفته را؟

‏- مجید ترکابادی
درست به همان اندازه که از تنها ماندن بیزار بود،‌‌
تنهایی را دوست داشت.

لِیدی اِل - رومن گاری
تو برای من مقدر شده بودی، شاید حتی
به عنوان یک مجازات.

جنایت و مکافات - داستایفسکی
اما، دلیلی نبود که برای اشک‌هامون خجالت بکشیم، چون اشک‌ها شاهد شجاعتمون بودن، شجاعت تحمل دردهامون.

انسان در جستجوی معنا - ویکتور فرانکل
جامعه پر از احمق هایی است که به شدت از احمق ها دفاع می کنند. دنیا بهشت احمق هاست.

- چارلز بوکوفسکی
دردی ناشناخته را تجربه می‌کنم؛ نه با لبخند، نه با گریه و نه حتی با سکوت، تغییری در وضعیتم ایجاد نمی‌شود. خستگی جسم را می‌توانستم تحمل کنم، اما دیگر هیچ‌ خواب و استراحتی برای عذاب روحم سراغ ندارم؛ و این جمله مدام در سرم تکرار می‌شود: گاهی تنها راه پیروزی در یک مبارزه، تسلیم شدن است.

- محمد رشیدی