Military Times🎖
12.1K subscribers
10.7K photos
4.1K videos
22 files
748 links
🔰با معرفی،نقد و بررسی تازه های دنیای میلیتاری همراه شما هستیم🎖

💬گروه پرسش و پاسخ،بحث و نظرات کانال:
@Military_Times_Talk

🏅اولین پست کانال:
https://t.me/Military_Times_Blog/5
Download Telegram
مایک والتز ، مشاور امنیت ملی آمریکا:

⚜️هیچ کس برنامه ای بهتر از رئیس جمهور ، دونالد ترامپ برای نوار غزه ارائه نکرده است.


🆔@Military_Times_Blog
👍75👎54👏3🔥1
Forwarded from Tankograd 🛡🖤
یک زمانی هست که طرف ما خواب است و باید یک تلنگری بخورد تا بیدار شود یک وقت هایی هست که طرف خودش را به خواب زده که با تلنگر ما هم بیدار نخواهد شد اما یک زمانی می آید که طرف به کل در دنیای دیگری زندگی میکند و یک دنیای موازی برای خودش دارد در اینجاست که مسئله به شدت پیچیده میشود اینکه فرضا میلیون ها نفر در مشکلات و مسائل دست و پا میزنند اما یک نفر ممکن است در جهان موازی خود، در تصور وضعیت گل و بلبل باشد.

صد البته وضعیت وقتی وخامت بیشتری پیدا میکند که آن یک نفر سعی میکند دنیای موازی و خیالی خودش را به دیگران هم تعمیم بدهد و به اشتراک بگذارد تا یک درک جمعی پیرامون همان دنیای موازی در ذهن و خیال افراد ایجاد شود.البته حضور در دنیای موازی و خیالی تا وقتی فرد صرفا برای خودش فکر کند و تصمیم بگیرد مشکلی ندارد اما مصیبت از جایی شروع میشود که قرار باشد برای یک جمع بسیار بزرگ تصمیم بگیرد و بر سرنوشت آن ها تاثیر بگذارد!

@SNTankograd
👍86😭4😢1
یک وجه اشتراکی که جمهوری اسلامی با مزاحمین منفور خلق داره اینه که هر دو فردا ۲۲بهمن رو جشن میگیرند :)

#فکت


🆔@Military_Times_Blog
👏128👍30😁15🤣9👎1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیلی ها فکر میکنند که کار با پهپادها و کوادها بسیار راحت است ولی در عمل برای بارگذاری مهمات جنگی بر روی آنها باید بدقت عمل کرد تا از بروز اینگونه حوادث جلوگیری به عمل آورد.

این قضیه درست مثل انضباط ماشه و رعایت آن میماند که سطح کاربر حرفه ای و آماتور را به خوبی نشان میدهد.


🆔@Military_Times_Blog
👍39💔5🔥2🤣1
https://t.me/jangaavaran1390/99538

تغییر در رفتار اسرائیل به وضوح قابل مشاهده است آنهم بعد از برگشتن نتانیاهو از سفر اخیر خود به ایالات متحده آمریکا. اما چرا نتانیاهو اینگونه عمل میکند!!!!!


🆔@Military_Times_Blog
👍36👏4
Military Times🎖
https://t.me/jangaavaran1390/99538 تغییر در رفتار اسرائیل به وضوح قابل مشاهده است آنهم بعد از برگشتن نتانیاهو از سفر اخیر خود به ایالات متحده آمریکا. اما چرا نتانیاهو اینگونه عمل میکند!!!!! 🆔@Military_Times_Blog
https://t.me/TAC_OPS/4866

جواب تغییر رفتار اسرائیل و شخص نتانیاهو در این کمک تسلیحاتی دقیقه نودی ایالات متحده آمریکا به ریاست جمهوری شخص ترامپ است.

همانگونه که میدانید دولت بایدن به بهانه های حقوق بشری از ارسال بمب های سنگر شکن و کیت هدایت دقیق آنها به اسرائیل ممانعت به عمل آورده بود و با اینکه اسرائیلی ها شبکه تونل‌های سطحی حماس را منهدم کرده بودند ولی برای انهدام شبکه های تونل‌های عمقی تر حماس نیاز مبرمی به این بسته تسلیحاتی حیاتی داشتند.

حماس با انتقال گروگانها و جنگجویان باقی مانده خود به تونل‌های عمقی تر عملا آنها را از دست رس اسرائیل خارج کرده بود و اسرائیل باید صبر میکرد تا ترامپ وارد کاخ سفید بشود تا بتواند به مهمات سنگر شکن سنگین خود دست پیدا بکند.

حالا با شارژ مهمات سنگر شکن سنگین مورد نیاز اسرائیل و علم به اینکه دیگر در این زمینه هیچ محدودیتی گریبان اسرائیل را نمیگیرد شخص نتانیاهو و ارتش اسرائیل از موضع قدرت با ادامه آتش بس با حماس برخورد میکنند و میدانند که حفظ این شبکه عمقی تونلها برای حماس بسیار حیاتی است و آنها مجبور به دادن امتیاز به اسرائیل میشوند.
اینگونه به نظر می‌رسد که جنگ اجتناب ناپذیر مینمایاند.


🆔@Military_Times_Blog
👍37🥰4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴سیستم فلانکس (Phalanx CIWS)

🔸️ یک سیستم دفاع نزدیک خودکار است که برای حفاظت از کشتی‌های نیروی دریایی در برابر تهدیدات مختلف مانند موشک‌های ضدکشتی، هواپیماها، پهپادها و قایق‌های تندرو طراحی شده است. این سیستم به عنوان یک لایه دفاعی آخرین خط (Last Line of Defense) شناخته می‌شود و معمولاً روی کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا و برخی کشورهای دیگر نصب می‌شود.


🔸️علاوه بر نیروی دریایی ایالات متحده، بسیاری از کشورهای دیگر مانند ژاپن، بریتانیا، استرالیا، ترکیه و برخی کشورهای خاورمیانه از سیستم فلانکس استفاده می‌کنند.

🔸️نسخه‌های ارتقاءیافته:

🔹️نسخه‌های جدیدتر فلانکس مانند Block 1B قابلیت‌های بهتری دارند، از جمله توانایی مقابله با قایق‌های کوچک و پهپادها. برخی نسخه‌ها مجهز به سیستم‌های اپتیکال برای هدف‌گیری بهتر در شرایطی که رادار ممکن است دچار اختلال شود.

🔻معایب:
🔹️هزینه بالای نگهداری و استفاده.
🔹️برد محدود (حدود 1.5 کیلومتر)، که باعث می‌شود فقط برای دفاع نزدیک استفاده شود.
🔹️مصرف سریع مهمات به دلیل نرخ شلیک بالا.


🆔@Military_Times_Blog
🔥18👍132🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مشخصات فلانکس :

🔸️اجزای اصلی:

🔹️مسلسل گتلینگ M61A1 Vulcan: یک مسلسل 20 میلی‌متری با 6 لوله چرخشی که قابلیت شلیک بسیار سریع دارد (4500 گلوله در دقیقه).
🔹️رادار جستجو و ردگیری: این سیستم مجهز به رادارهای مستقل است که تهدیدات را شناسایی، ردیابی و هدف‌گیری می‌کنند.
🔹️کنترل خودکار: سیستم کاملاً خودکار بوده و می‌تواند بدون نیاز به دخالت انسان تهدیدات را شناسایی و منهدم کند.

🔸️عملکرد:

🔹️سیستم فلانکس ابتدا تهدیدات را با استفاده از رادار جستجو شناسایی می‌کند.پس از شناسایی، تهدید توسط رادار ردگیری دنبال می‌شود.مسلسل گتلینگ به سمت تهدید هدف‌گیری می‌کند و با شلیک حجم بالایی از گلوله‌های اورانیوم ضعیف‌شده یا تنگستن، هدف را نابود می‌کند.

🔸️قابلیت‌ها:

🔹️سرعت واکنش بسیار بالا در برابر تهدیدات سریع.
•توانایی مقابله با موشک‌های پرسرعت، حتی آن‌هایی که در نزدیکی سطح دریا پرواز می‌کنند.
•سیستم کاملاً خودمختار با قابلیت عملکرد در شرایط سخت آب و هوایی.


🆔@Military_Times_Blog
🔥18👍134🤯2
👍20
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
بی شک یکی از اصلی ترین مولفه های قدرت آمریکا و یکی از بازوهای اصلی اعمال این قدرت در سراسر جهان، نیروی دریایی ارتش ایالات متحده است که سخن گفتن از عظمت و میزان قدرت این نیرو به نوعی تکرار مکررات است و تقریباً می‌توان گفت توان دریایی و دست بلند آمریکا در این حوزه بر کسی پوشیده نیست. اما آیا این قدرت و توانایی اعمال این قدرت از دیرباز یعنی از تاسیس کشوری به نام ایالات متحده آمریکا وجود داشته است؟ قطعاً خیر. امروز به چگونگی ظهور نیروی دریایی مدرن ایالات متحده می‌پردازیم، نیروی که تقریباً در اواخر قرن نوزدهم میلادی به دلایلی که خواهیم گفت بنیان نهاده شد و تا امروز نیز همچنان به قوت خود باقیست.

در دهه ۱۸۷۰، نیروی دریایی ایالات متحده در وضعیت ضعف شدیدی قرار داشت که نمونه بارز این ضعف نیز حادثه کشتی Virginius در سال ۱۸۷۳ بود. این کشتی که تحت پرچم آمریکا فعالیت می‌کرد، به صورت مخفیانه برای پشتیبانی از انقلابیون کوبایی که بر علیه سلطه اسپانیا برخاسته بودند سلاح و نیرو انتقال می‌داد. اسپانیا پس از توقیف این کشتی، ۵۳ نفر از خدمه و مسافران را به اتهام دزدی دریایی تیرباران کرد و تنها مداخله نیروی دریایی بریتانیا بود که از ادامه این کشتار جلوگیری نمود. ایالات متحده از نظر نظامی قادر به پاسخگویی نبود و این مسئله ضعف نیروی دریایی را آشکار ساخت. دریاسالار دیوید دیکسون پورتر که در آن زمان عالی رتبه ترین نظامی در نیروی دریایی آمریکا بود پس از این واقعه نیروی دریایی را در حالت آماده‌ باش قرار داد، اما این ناوگان توان مقابله با ناوگان دریایی قدرت‌های بزرگی همچون اسپانیا را نداشت. در آن زمان، نیروی دریایی ایالات متحده عمدتاً از کشتی‌ های چوبی قدیمی و مجهز به توپ‌هایی با تکنولوژی منسوخ تشکیل شده بود که در برابر ناوگان‌ زره‌ پوش اروپایی‌ها کاملاً ناکارآمد بودند.

این حادثه تلنگری برای مقامات آمریکایی بود، اما اصلاحات جدی در ساختار نیروی دریایی تا بیش از یک دهه بعد به تعویق افتاد. در واقع، پس از جنگ داخلی آمریکا، اولویت‌های نظامی کشور تغییر کرده بود و توجه اصلی بر مسائل داخلی، توسعه اقتصادی و بازسازی متمرکز بود. نبود تهدید خارجی مستقیم باعث شد نیروی دریایی در اولویت سیاست‌ گذاری‌ های دولتی قرار نگیرد. با این‌ حال، حادثه Virginius نشان داد که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند بدون یک نیروی دریایی قدرتمند در صحنه بین‌ المللی نقش‌ آفرینی کند. این اتفاق سرآغاز بحث‌ هایی در محافل نظامی و سیاسی آمریکا پیرامون این قضیه شد که سرانجام به تغییر سیاست‌ های دریایی آمریکا انجامید. با این‌ حال، مسیر تبدیل نیروی دریایی از یک ناوگان فرسوده به یک ناوگان قدرتمند در سطح جهان، فرآیندی زمانبر بود که دهه‌ها طول کشید و در این راه، بحران‌های مختلفی نقش مؤثری در تسریع این تحول داشتند.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍343🤯1
👍164
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
با ورود به دهه ۱۸۸۰، ایالات متحده به تدریج متوجه شد که نیروی دریایی قدیمی‌اش توانایی دفاع از منافع ملی را ندارد. در سال ۱۸۸۱، دولت جیمز گارفیلد تصمیم گرفت که به‌ جای تعمیر کشتی‌های چوبی که در واقع چیزی از موزه های شناور کم نداشتند و به طور کلی منسوخ شده بودند، نیروی دریایی را از نو بسازد. در سال ۱۸۸۳، کنگره بودجه‌ای برای ساخت چهار کشتی فولادی جدید اختصاص داد که با نام کشتی‌های «ABCD» شناخته می شوند: کشتی‌های Atlanta، Boston Chicago و ناو تدارکاتی Dolphin. این اقدام نقطه عطفی در تاریخ نیروی دریایی آمریکا بود، زیرا برای نخستین بار ساخت ناوهای جنگی از متریال ساخت داخل الزامی شد. این سیاست، هم نیروی دریایی را تقویت کرد و هم باعث رشد صنایع فولاد و تسلیحات ایالات متحده شد، که در نهایت زمینه‌ ساز شکل‌گیری یک مجتمع نظامی-صنعتی قدرتمند گردید.

علاوه بر این، طراحی این کشتی‌ها به‌ گونه‌ای بود که ضمن حفظ توانایی‌های دفاعی، قابلیت اجرای عملیات‌های تهاجمی را نیز داشتند. این تغییر نگرش، در تناسب با تحولات جهانی و ظهور قدرت‌های دریایی جدید مانند آلمان و ژاپن بود. سیاست‌ گذاران آمریکایی به این نتیجه رسیدند که بدون یک نیروی دریایی مدرن، توانایی رقابت در عرصه بین‌ المللی را نخواهند داشت. با این‌ حال، هنوز فاصله زیادی میان این کشتی‌‌ها و ناوگان‌ پیشرفته قدرت‌های اروپایی وجود داشت. افزایش بودجه نظامی و توسعه صنایع دریایی، هرچند گامی مهم به شمار می‌رفت، اما تا زمان وقوع بحران‌های بین‌المللی، باعث تغییر اساسی در استراتژی دریایی آمریکا نشد. وقایعی مانند بحران ساموآ در سال ۱۸۸۹، ضعف نیروی دریایی را بیش از پیش آشکار کرد و ضرورت تسریع در نوسازی ناوگان دریایی را دو چندان کرد.

یکی از نخستین آزمون‌های نیروی دریایی مدرن آمریکا، بحران ساموآ در سال‌های ۱۸۸۷-۱۸۸۹ بود. این بحران ناشی از رقابت ایالات متحده، بریتانیا و آلمان بر سر تصاحب ساموآ و تأسیس ایستگاه‌ های سوخت‌ رسانی در این جزایر بود. تنش‌ها میان ناوگان‌های دریایی این سه کشور علی الخصوص آمریکا و آلمان در بندر Apia به اوج خود رسید و شایعاتی درباره درگیری احتمالی میان کشتی‌های آمریکایی و آلمانی منتشر شد. افکار عمومی در ایالات متحده به شدت تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت و سیاست‌ مداران، نیروی دریایی را برای مقابله با تهدیدات آماده کردند. اما طبیعت سرنوشت دیگری رقم زد: در ۱۶ مارس ۱۸۸۹، یک طوفان سهمگین، ناوگان‌ آمریکایی و آلمانی (۶ کشتی در بندر بودند که ۳ کشتی متعلق به نیروی دریایی آمریکا و ۳ کشتی نیز متعلق به نیروی دریایی امپراتوری آلمان بودند) حاضر در بندر را در هم کوبید. دو کشتی چوبی آمریکایی Trenton و Vandalia به‌طور کامل نابود شدند و ۵۱ ملوان آمریکایی جان باختند.

این فاجعه، یک هشدار جدی برای مقامات نظامی ایالات متحده بود. پس از این حادثه، روزنامه New York Herald در مقاله‌ای نیز به ابعاد این حادثه پرداخت از جمله اینکه نیروی دریایی آمریکا تقریباً هیچ کشتی جنگی قابل‌ اعتماد و قابل اتکایی در اقیانوس آرام ندارد. این فاجعه بر ضرورت نوسازی و توسعه سریع‌ تر نیروی دریایی افزود و سبب شد کنگره بودجه بیشتری را به ساخت کشتی‌های مدرن اختصاص دهد. به‌دنبال این بحران، طرح‌ هایی برای افزایش تعداد ناوهای زره‌ پوش و تجهیز آن‌ها به تسلیحات سنگین‌ تر مطرح شد. در نهایت، بحران ساموآ سبب شد که دیدگاه استراتژیک نیروی دریایی آمریکا به سمت تسلط بر آب‌ های آزاد و حضور گسترده‌تر در اقیانوس آرام متمرکز شود.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍35🤯21
👍182
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
پس از بحران ساموآ، چالش بعدی نیروی دریایی آمریکا در شیلی رخ داد. در سال‌های ۱۸۹۰-۱۸۹۱، شیلی درگیر جنگ داخلی شد و دولت جدید آن (دولت خورخه مونت) رویکردی خصمانه نسبت به ایالات متحده اتخاذ کرد ( در واقع دولت جدید رویکردی اروپایی داشت). در ۱۶ اکتبر ۱۸۹۱، خشونت میان ملوانان آمریکایی و مردم محلی در بندر Valparaiso به اوج خود رسید. حادثه زمانی آغاز شد که یکی از ملوانان آمریکایی رزمناو USS Baltimore نیروی دریایی آمریکا که در این بندر پهلو گرفته بود بر روی عکس آرتورو پرات قهرمان ملی شیلیایی ها تف انداخت که باعث درگیری بین ملوانان شیلیایی و ملوانان آمریکایی و مرگ دو تن از ملوانان آمریکایی و همینطور زخمی شدن چند تن دیگر شد. پلیس شیلی نیز نه‌ تنها برای آرام کردن وضعیت پیش آمده کاری نکرد، بلکه برخی از مأموران در ضرب و شتم ملوانان آمریکایی مشارکت داشتند. این حادثه خشم گسترده‌ای در ایالات متحده برانگیخت و رسانه‌ها خواهان اقدام نظامی علیه شیلی شدند.

دولت آمریکا نیز در آستانه اعلام جنگ قرار داشت و رئیس‌جمهور وقت آمریکا یعنی بنجامین هریسون آماده اعلام جنگ بر علیه شیلی و مقابله نظامی بود.
در نهایت، دولت شیلی برای جلوگیری از جنگ، عذرخواهی کرد و ۷۵ هزار دلار غرامت به خانواده قربانیان پرداخت. این بحران، بار دیگر ضعف نیروی دریایی آمریکا را نمایان ساخت و بر لزوم توسعه یک ناوگان قوی تأکید کرد. دولت و کنگره به این نتیجه رسیدند که بدون یک نیروی دریایی قدرتمند، ایالات متحده نمی‌تواند از شهروندان و منافع خود در خارج از کشور دفاع کند. این حادثه مسیر را برای تصویب بودجه‌های بیشتر جهت ساخت ناوهای جنگی در مدت زمان کوتاه هموار کرد.

همزمان با وقوع بحران‌های بین‌المللی، نظریه‌های جدیدی درباره نقش نیروی دریایی در استراتژی نظامی آمریکا شکل گرفت. آلفرد تِیر ماهان (Alfred Thayer Mahan)، افسر و استراتژیست نیروی دریایی، در کتاب خود با نام «تأثیر قدرت دریایی بر تاریخ» اینگونه استدلال کرد که سلطه بر دریاها عامل اصلی موفقیت امپراتوری‌های بزرگ بوده است. وی پیشنهاد کرد که ایالات متحده باید ناوگانی از کشتی‌های جنگی قدرتمند را ایجاد کند که بتواند کنترل خطوط دریایی و مسیرهای تجاری را به دست بگیرد. این ایده مورد توجه سیاست‌ گذاران قرار گرفت و به تدریج در سیاست نظامی آمریکا نفوذ کرد.

در همین دوره، وزیر نیروی دریایی بنجامین تریسی در گزارش سالانه خود خواستار ساخت «یک نیروی دریایی جنگی تمام عیار» شد که نه‌ تنها از سواحل آمریکا دفاع کند، بلکه عملیات تهاجمی نیز انجام دهد. وی پیشنهاد کرد که دو ناوگان جنگی، یکی در اقیانوس اطلس و دیگری در اقیانوس آرام تشکیل شود که هرکدام شامل چندین رزمناو زرهی باشند. این پیشنهاد با حمایت گسترده‌ای روبرو شد و زمینه را برای تحول اساسی در نیروی دریایی فراهم کرد.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍36🤯2🥰1
👍202
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
تحولات نیروی دریایی ایالات متحده در اوایل دهه ۱۸۹۰ با تصویب برنامه‌های گسترده تسلیحاتی و استراتژیک همراه شد. در سال ۱۸۹۰، کنگره با تصویب «لایحه گسترش نیروی دریایی»، مسیر ساخت نخستین رزمناو های زرهی آمریکا را هموار کرد. این کشتی‌ها که با عنوان «رزمناو های ساحلی» شناخته می‌شدند، به گونه‌ای طراحی شده بودند که بتوانند در عملیات‌های دفاعی و تهاجمی نقش ایفا کنند. اما این عنوان به دلایل سیاسی انتخاب شد، زیرا بسیاری از اعضای کنگره مخالف توسعه یک نیروی دریایی تهاجمی بودند. در حقیقت این رزمناوها از نظر طراحی و تسلیحات، کشتی‌هایی کاملاً تهاجمی بودند که با ناوگان‌های بزرگ اروپایی قابل قیاس بودند.

از سوی دیگر، مخالفان این برنامه شامل گروه‌های صلح‌ طلب، سیاست مداران ضد توسعه‌ طلبی، و طرفداران ایده دفاع ساحلی بودند که اعتقاد داشتند آمریکا نیازی به ناوگان جنگی بزرگ ندارد. با این‌ حال، تصویب این بودجه نشان‌ دهنده تغییری بنیادین در سیاست نظامی آمریکا بود. نیروی دریایی دیگر تنها یک نیروی دفاعی نبود، بلکه ابزاری برای اعمال قدرت در سطح جهانی به شمار می‌رفت. در همین دوره، نیروی دریایی آمریکا شروع به طراحی و تولید اژدرهای Howell و ناوشکن‌ های تناژ پایین کرد که در جنگ‌ های دریایی مدرن نقشی حیاتی داشتند. این تغییرات، نخستین گام‌ ها در راستای ایجاد یک ناوگان متوازن و مقتدر و چند منظوره بود که بتواند هم در دفاع از سواحل آمریکا مؤثر باشد و هم در نبردهای اقیانوسی شرکت کند.

با روی کار آمدن دولت دموکرات گروور کلیولند در سال ۱۸۹۳، سیاست‌های نیروی دریایی با تغییراتی همراه شد، اما مسیر کلی گسترش و مدرنیزاسیون ناوگان همچنان ادامه یافت. وزیر جدید نیروی دریایی هیلاری هربرت که پیش تر یکی از مخالفان توسعه نیروی دریایی بود، تحت تأثیر نظریات آلفرد ماهان قرار گرفت و به یکی از طرفداران توسعه رزمناو های مدرن تبدیل شد. در این دوره، روند ساخت و تکمیل رزمناو های زرهی تسریع شد و برنامه‌هایی برای افزایش توانایی‌های لجستیکی و عملیاتی نیروی دریایی مدون شد. با این‌ حال، چالش‌ های متعددی همچنان پا برجا بود، ازجمله کمبود پایگاه‌های دریایی در خارج از مرزهای آمریکا که امکان استقرار طولانی‌ مدت ناوگان در اقیانوس‌ها را محدود می‌کرد. برای حل این مشکل، دولت آمریکا شروع به بررسی گزینه‌هایی برای تأسیس پایگاه‌های دریایی در مناطق استراتژیک از جمله هاوایی و کارائیب کرد.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍31🤯21🔥1
👍182
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
در دهه ۱۸۹۰، رقابت‌های بین‌المللی برای تسلط بر دریاها شدت گرفت و کشورهای بزرگی مانند بریتانیا، آلمان، فرانسه و ژاپن به‌طور مداوم ناوگان‌ خود را تقویت می‌کردند. ایالات متحده که به‌ تازگی وارد این رقابت شده بود، هنوز فاصله زیادی با قدرت‌های دریایی برتر جهان داشت. اما نظریات جدید دریایی، به‌ویژه نظریه ماهان، بر ضرورت توسعه یک نیروی دریایی قدرتمند تأکید داشتند. ماهان معتقد بود که تسلط بر اقیانوس‌ها نه‌ تنها در زمان جنگ، بلکه در دوران صلح نیز برای حفظ برتری اقتصادی و سیاسی ضروری است. این دیدگاه به سرعت در میان سیاستمداران آمریکایی نفوذ پیدا کرد و حمایت آن‌ها از توسعه نیروی دریایی را افزایش داد. در سال ۱۸۹۵، کنگره بودجه‌ای برای ساخت رزمناوهای زرهی بیشتر تصویب کرد و برنام ه‌هایی برای ارتقای تسلیحات نیروی دریایی به اجرا درآمد. در همین دهه، آمریکا شروع به طراحی اولین زیردریایی خود (زیردریایی USS Holland) کرد. در کنار این پیشرفت‌ ها، تأسیس پایگاه‌ های دریایی جدید نیز در دستور کار قرار گرفت و ایالات متحده به‌ تدریج حضور نظامی خود را در مناطق استراتژیک گسترش داد.

یکی از مهم‌ترین تحولات نیروی دریایی آمریکا در این دوره، آغاز ساخت رزمناو های کلاس Indiana بود که در مقایسه با نسل‌ های پیشین، از قدرت آتش و زره بهتری برخوردار بودند. گرچه این کشتی‌ها به‌ طور خاص برای دفاع از سواحل طراحی شده بودند اما توان شرکت در نبردهای طولانی‌مدت در اقیانوس‌ها را نیز داشتند و می‌توانستند با ناوگان‌های بزرگ اروپایی مقابله کنند. توسعه این کلاس از رزمناوها نشان‌ دهنده تغییر اساسی در استراتژی دریایی ایالات متحده بود. نیروی دریایی دیگر صرفاً برای دفاع از سواحل آمریکا تجهیز نمی‌شد، بلکه برای عملیات‌های تهاجمی و کنترل مسیرهای تجاری جهانی آماده می‌شد. علاوه بر این، ساخت این کشتی‌ها باعث شد که صنایع فولاد و کشتی‌ سازی آمریکا به سرعت رشد کنند و فناوری‌ های جدیدی در زمینه پیشران‌های بخار و سیستم‌ های تسلیحاتی توسعه یابد. در این دوره، توجه به ناوهای پشتیبانی و لجستیکی نیز افزایش یافت و طرح‌هایی برای ساخت کشتی‌های سوخت‌ رسان و تدارکاتی ارائه شد که نقش مهمی در گسترش توان عملیاتی نیروی دریایی ایفا کردند.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍343🤯2
👍213
Military Times🎖
🆔@Military_Times_Blog
دهه ۱۸۹۰ با تحولات گسترده‌ای در سیاست خارجی آمریکا همراه بود و نقش نیروی دریایی در این سیاست‌ها به‌طور چشمگیری افزایش یافت. یکی از مهم‌ترین این تحولات، بحران کوبا بود که زمینه را برای ورود آمریکا به جنگ با اسپانیا در سال ۱۸۹۸ فراهم کرد. در این دوره، نیروی دریایی آمریکا به یکی از ابزارهای اصلی دیپلماسی تبدیل شد و از آن برای اعمال فشار بر دولت‌ های خارجی و حمایت از منافع اقتصادی کشور استفاده شد. همزمان با افزایش تنش‌ها در کوبا، نیروی دریایی آمریکا چندین مانور بزرگ در اقیانوس اطلس برگزار کرد تا توانایی‌های جنگی خود را آزمایش کند. در همین دوره، تمرکز بر توسعه تسلیحات سنگین‌ تر و سیستم‌ های زرهی پیشرفته افزایش یافت و پروژه‌ های جدیدی برای ساخت ناوهای جنگی مدرن‌ تر آغاز شد. با آغاز جنگ اسپانیا-آمریکا، نیروی دریایی تازه‌ توسعه‌ یافته آمریکا نخستین آزمون واقعی خود را تجربه کرد که نتایج آن تأثیرات عمیقی بر آینده سیاست نظامی و دریایی این کشور داشت.

جنگ آمریکا و اسپانیا در سال ۱۸۹۸، نخستین آزمون بزرگ برای نیروی دریایی مدرن آمریکا بود. با آغاز جنگ، ایالات متحده نیروی دریایی خود را به دو جبهه اصلی اعزام کرد: یکی در اقیانوس اطلس برای مقابله با ناوگان اسپانیا در کارائیب، و دیگری در اقیانوس آرام به‌ویژه در فیلیپین. نبرد خلیج مانیل در اول ماه مه ۱۸۹۸، نقطه عطفی در تاریخ نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود، در این نبرد ناوگان تحت فرماندهی دریاسالار جرج دیویی، ناوگان اسپانیا را به‌طور کامل نابود کرد، بدون آنکه حتی یک کشتی آمریکایی آسیب جدی ببیند. این پیروزی به نوعی نشان داد که نیروی دریایی ایالات متحده از لحاظ تسلیحات، آموزش و هماهنگی عملیاتی به سطحی از برتری رسیده است که می‌تواند با قدرت‌های اروپایی رقابت کند. در جبهه کارائیب نیز نیروی دریایی آمریکا در نبرد سانتیاگو دو کوبا توانست ناوگان اسپانیا را شکست دهد و به پیروزی قاطع دست یابد. این جنگ نه‌ تنها تسلط آمریکا بر کوبا و فیلیپین را تضمین کرد، بلکه به‌ عنوان نقطه آغاز عصر جدیدی از اعمال قدرت نظامی آمریکا در جهان شناخته شد. پس از این نبردها، نیروی دریایی به یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شد و سرمایه‌ گذاری در آن به عنوان یکی از بازوهای اصلی اعمال قدرت آمریکا به‌ طور چشمگیری افزایش یافت.

#نیروی_دریایی_آمریکا
#تاریخ #ارسالی 👨🏻‍💻


🆔@Military_Times_Blog
👍333