📌درگیری نیروهای مردمی با اشغالگران آمریکایی در شهر خرت آمو حومه قامیشلی #سوریه
💬 المیادین
✅ @MilitaryTweet
💬 المیادین
✅ @MilitaryTweet
📌نیروهای اشغالگر آمریکایی در شمال شرقی سوریه به سوی غیرنظامیان آتش گشودند و یک نفر را به قتل رساندند. حضور ایالات متحده مطابق قوانین بین المللی غیرقانونی است و نمی توان این عمل "دفاع از خود" باشد ، ان طوری که پنتاگون ادعا می کند. این قتل در منطقه ای اتفاق افتاد كه آمریكا نیروهایی را برای سرقت نفت سوریه مستقر كرده است. این نقت متعلق به مردم سوریه است و برای تأمین گرمایش در زمستان به شدت مورد نیاز است. سرقت آن یک جنایت جنگی است.
💬 Dan Cohen
✅ @MilitaryTweetw
💬 Dan Cohen
✅ @MilitaryTweetw
سیدحسن نصرالله:
روزی در هنگام تعقیب نماز بر سر سجاده به این فکر افتادم اگر ملک الموت به من بگوید،من برای گرفتن روح حاج قاسم سلیمانی به ایران می روم ولی خدا استثناء قرار داده که شما بین گرفتن روح حاج قاسم یا تو ؛یکی را انتخاب کنی ؟من حتما میگفتم جان من را بگیر
💬 unews
✅ @MilitaryTweet
روزی در هنگام تعقیب نماز بر سر سجاده به این فکر افتادم اگر ملک الموت به من بگوید،من برای گرفتن روح حاج قاسم سلیمانی به ایران می روم ولی خدا استثناء قرار داده که شما بین گرفتن روح حاج قاسم یا تو ؛یکی را انتخاب کنی ؟من حتما میگفتم جان من را بگیر
💬 unews
✅ @MilitaryTweet
سردار دلها شهید #قاسم_سلیمانی قبل از شهادت بهم گفت :
جنگ آزادسازی #ادلب آخرین جنگ سوری ها علیه تروریست خواهد بود و نتیجه این جنگ بصورت مثبت بر حوادث عراق و لبنان و یمن اثرگذار خواهد بود..
آن شهید عظیم گفت ادلب آزاد خواهد شد و سپس عصر تفاهم ها برای خروج آمریکا از منطقه خواهد رسید.
💬 نجاح محند علی
✅ @MilitaryTweet
جنگ آزادسازی #ادلب آخرین جنگ سوری ها علیه تروریست خواهد بود و نتیجه این جنگ بصورت مثبت بر حوادث عراق و لبنان و یمن اثرگذار خواهد بود..
آن شهید عظیم گفت ادلب آزاد خواهد شد و سپس عصر تفاهم ها برای خروج آمریکا از منطقه خواهد رسید.
💬 نجاح محند علی
✅ @MilitaryTweet
🔴روايت #سيدحسن_نصرالله از ماجرای انتقال فرماندهان حزبالله به #عراق برای نبرد با #داعش:
یک شب حاج #قاسم_سلیمانی پیش من آمد و گفت «الان ساعت دوازده شب است و من تا طلوع آفتاب ۱۲۰ فرمانده عملیاتی لبنانی از شما میخواهم!»
من گفتم حاجی، الان ساعت دوازده شب است. من از کجا برای شما صد و بیست تا فرمانده عملیات بیاورم؟ گفت راه حل دیگری نداریم. اگر بخواهیم با داعش مقابله کنیم، از مردم عراق دفاع کنیم، از عتبات مقدسمان و حوزه علمیه دفاع کنیم، چاره دیگری نداریم.
او گفت من از شما نیروی عملیاتی نمیخواهم، من از شما فرماندهان میدانی میخواهم و میخواهم آنها را با همان هواپیمایی که خودم میروم بعد از نماز صبح ببرم. عملا هم نماز صبحشان را خواندند و با حدود پنجاه یا شصت نفر از فرماندهان میدانی حزبالله رفتند.
حاج قاسم آن فرماندهان را به جبهههای عراق برد. او گفت من رزمنده نمیخواهم؛ الحمدلله رزمنده در عراق زیاد است. داوطلب خیلی هست. ولی به فرماندهانی برای مدیریت این رزمندهها احتیاج دارم و تا از من تعهد نگرفت که تا دو یا سه روز بعد بقیه فرماندهان را برایش اعزام کنم راه نیفتاد
من آن شب احساس کردم تمام دنیای حاج قاسم عراق و این نبرد است. یعنی واقعا در این نبرد غرق شده بود و معتقد بود این نبرد سرنوشتساز است و نباید در آن سهلانگاری کنیم.
حاضر بود برای آن کشته شود. من به او گفتم حاجی! بچهها به من گفتهاند که در راه بغداد به سامرا شما هم در کاروانی که به سمت سامرا میرفته بودهای. این کار خطرناکی است. گفت آخر چاره دیگری نبود. من باید میرفتم که دیگران هم بیایند.
💬 مهدی بختیاری
✅ @MilitaryTweet
یک شب حاج #قاسم_سلیمانی پیش من آمد و گفت «الان ساعت دوازده شب است و من تا طلوع آفتاب ۱۲۰ فرمانده عملیاتی لبنانی از شما میخواهم!»
من گفتم حاجی، الان ساعت دوازده شب است. من از کجا برای شما صد و بیست تا فرمانده عملیات بیاورم؟ گفت راه حل دیگری نداریم. اگر بخواهیم با داعش مقابله کنیم، از مردم عراق دفاع کنیم، از عتبات مقدسمان و حوزه علمیه دفاع کنیم، چاره دیگری نداریم.
او گفت من از شما نیروی عملیاتی نمیخواهم، من از شما فرماندهان میدانی میخواهم و میخواهم آنها را با همان هواپیمایی که خودم میروم بعد از نماز صبح ببرم. عملا هم نماز صبحشان را خواندند و با حدود پنجاه یا شصت نفر از فرماندهان میدانی حزبالله رفتند.
حاج قاسم آن فرماندهان را به جبهههای عراق برد. او گفت من رزمنده نمیخواهم؛ الحمدلله رزمنده در عراق زیاد است. داوطلب خیلی هست. ولی به فرماندهانی برای مدیریت این رزمندهها احتیاج دارم و تا از من تعهد نگرفت که تا دو یا سه روز بعد بقیه فرماندهان را برایش اعزام کنم راه نیفتاد
من آن شب احساس کردم تمام دنیای حاج قاسم عراق و این نبرد است. یعنی واقعا در این نبرد غرق شده بود و معتقد بود این نبرد سرنوشتساز است و نباید در آن سهلانگاری کنیم.
حاضر بود برای آن کشته شود. من به او گفتم حاجی! بچهها به من گفتهاند که در راه بغداد به سامرا شما هم در کاروانی که به سمت سامرا میرفته بودهای. این کار خطرناکی است. گفت آخر چاره دیگری نبود. من باید میرفتم که دیگران هم بیایند.
💬 مهدی بختیاری
✅ @MilitaryTweet