🌸خدایاسیرت راتومی بینی
🍃وصورت رادیگران
🌸شرم داریم ازاینکه
🍃محبوب دیگران
🌸باشیم ومنفور تو!
🍃خدایا توخوش صورت
🌸وخوش سیرتمان کن
✨که اول محبوب
توباشیم بعد دیگران✨
🌷سلام. صبح تان نورانی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍃وصورت رادیگران
🌸شرم داریم ازاینکه
🍃محبوب دیگران
🌸باشیم ومنفور تو!
🍃خدایا توخوش صورت
🌸وخوش سیرتمان کن
✨که اول محبوب
توباشیم بعد دیگران✨
🌷سلام. صبح تان نورانی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍂🌺🍂🌺🍂
🌟بسم الله نور🌟
🌸سلام بر هنرمندان داستاننویس
🌸بر آن شدهایم تا به فرمودۀ استاد بزرگوار، کانال جدیدی ایجاد کنیم برای همدلی و همراهی اقتصادی.
🌸بر این اساس، از تمامی دوستان عزیز خواهش میکنیم، چنانچه در رشته یا حرفۀ خاصی توانایی دارند، به آی دی بنده مراجعه کنند تا هم در جمع بزرگ هنرمندان، معرفی و تبلیغ شوند، هم گامی بلند باشد برای همکاری های آتی.
این تواناییها میتواند شامل هرحرفهای باشد، اعم از علمی، هنری، فرهنگی، آموزشی، فنی، خدماتی و... .
🌸حرفههایی مانند: پزشکی، مهندسی، مدیریتی
🌸آموزشی (مقام شامخ استادی، دبیری، معلمی و هرگونه توانایی آموزشی دیگر... )
🌸هنرهای تجسمی( نقاشی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمه سازی، سفالکری، طراحی، معماری داخلی، دکوراسیون داخلی و...)
🌸هنرهای دستی (خیاطی، بافتنی، کیف سازی، تابلو سازی، سمع سازی، چرمدوری، قلمکاری، اشپزی، شیرینیپزی...)
🌸تعمیرات و مشاغل صنعتی (تعمیر وسایل برقی، امور فنی، برقکشی ساختمان، تاسیسات، معماری بنا، ریختهگری، مکانیکی، آهنگری، قالبسازی، نجاری و... )
🌸امور فرهنگی (تولیدات محتوا، فیلمسازی، نویسندگی، روزنامهنگاری، نقد، ویرایش، طراحی جلد... )
آیدی کانال👇🏼👇🏼👇🏼
@Niyaazmandi_haa
لازم به ذکر است این تواناییها میتواند از دایرۀ فردی فراتر رفته و به اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان هم کشیده شود. لذا درخواست میشود، مهارت خویش و اطرافیان را به آیدی بنده اطلاع رسانی فرموده و در یک کار جمعی، همراه شوید.
🌟 با ما همراه باشید.
🌿🌿🌿🌿
🌟 این گروه، درحال حاضر، برای ایجاد صمیمیت بیشتر، خودشناسیِ درونگروهی و از همه مهمتر، برای ایجاد یک حرکت اقتصادی گسترده شکل گرفته است و البته راهی خواهد بود برای رفع نیازمندیهای همۀ اعضا.
🌿🌿🌿🌿
🌟 بیگمان نقطه نظرهای خیرخواهانۀ استاد درخشندۀ بزرگوار و نظارت اختصاصی ایشان، برنامهریزی های وسیعتری را در این زمینه ایجاد خواهد کرد.
🌿🌿🌿🌿
🌟 لازم است ذکر شود، تمامی کانونهای تحت نظر جناب استاد، تحت عضویت این طرح خواهند بود تا به عنوان خانوادۀ بزرگ هنرمندان داستاننویس زیر یک چتر واحد حرکت کنند.
🌿🌿🌿🌿🌿
🌟 اطلاعات بیشتر را در فرصتهای آتی پیگیری نمایید.
با نهایت احترام
@Khaaterehha
🍂🌺🍂🌺🍂
🌟بسم الله نور🌟
🌸سلام بر هنرمندان داستاننویس
🌸بر آن شدهایم تا به فرمودۀ استاد بزرگوار، کانال جدیدی ایجاد کنیم برای همدلی و همراهی اقتصادی.
🌸بر این اساس، از تمامی دوستان عزیز خواهش میکنیم، چنانچه در رشته یا حرفۀ خاصی توانایی دارند، به آی دی بنده مراجعه کنند تا هم در جمع بزرگ هنرمندان، معرفی و تبلیغ شوند، هم گامی بلند باشد برای همکاری های آتی.
این تواناییها میتواند شامل هرحرفهای باشد، اعم از علمی، هنری، فرهنگی، آموزشی، فنی، خدماتی و... .
🌸حرفههایی مانند: پزشکی، مهندسی، مدیریتی
🌸آموزشی (مقام شامخ استادی، دبیری، معلمی و هرگونه توانایی آموزشی دیگر... )
🌸هنرهای تجسمی( نقاشی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمه سازی، سفالکری، طراحی، معماری داخلی، دکوراسیون داخلی و...)
🌸هنرهای دستی (خیاطی، بافتنی، کیف سازی، تابلو سازی، سمع سازی، چرمدوری، قلمکاری، اشپزی، شیرینیپزی...)
🌸تعمیرات و مشاغل صنعتی (تعمیر وسایل برقی، امور فنی، برقکشی ساختمان، تاسیسات، معماری بنا، ریختهگری، مکانیکی، آهنگری، قالبسازی، نجاری و... )
🌸امور فرهنگی (تولیدات محتوا، فیلمسازی، نویسندگی، روزنامهنگاری، نقد، ویرایش، طراحی جلد... )
آیدی کانال👇🏼👇🏼👇🏼
@Niyaazmandi_haa
لازم به ذکر است این تواناییها میتواند از دایرۀ فردی فراتر رفته و به اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان هم کشیده شود. لذا درخواست میشود، مهارت خویش و اطرافیان را به آیدی بنده اطلاع رسانی فرموده و در یک کار جمعی، همراه شوید.
🌟 با ما همراه باشید.
🌿🌿🌿🌿
🌟 این گروه، درحال حاضر، برای ایجاد صمیمیت بیشتر، خودشناسیِ درونگروهی و از همه مهمتر، برای ایجاد یک حرکت اقتصادی گسترده شکل گرفته است و البته راهی خواهد بود برای رفع نیازمندیهای همۀ اعضا.
🌿🌿🌿🌿
🌟 بیگمان نقطه نظرهای خیرخواهانۀ استاد درخشندۀ بزرگوار و نظارت اختصاصی ایشان، برنامهریزی های وسیعتری را در این زمینه ایجاد خواهد کرد.
🌿🌿🌿🌿
🌟 لازم است ذکر شود، تمامی کانونهای تحت نظر جناب استاد، تحت عضویت این طرح خواهند بود تا به عنوان خانوادۀ بزرگ هنرمندان داستاننویس زیر یک چتر واحد حرکت کنند.
🌿🌿🌿🌿🌿
🌟 اطلاعات بیشتر را در فرصتهای آتی پیگیری نمایید.
با نهایت احترام
@Khaaterehha
🍂🌺🍂🌺🍂
🌿✨🌿✨🌿✨
🌸9) رجوع شفاهی به گذشته:
🍃یکی دیگر از تکنیکهای بازگشت به گذشته، استفاده از روش خاطره شفاهی است.
🌸در این روش راوی یا شخصیت داستان، خاطرهای را نقل میکند و
🍃همزمان بازگشت به گذشته از زبان راوی صورت میگیرد.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🌸9) رجوع شفاهی به گذشته:
🍃یکی دیگر از تکنیکهای بازگشت به گذشته، استفاده از روش خاطره شفاهی است.
🌸در این روش راوی یا شخصیت داستان، خاطرهای را نقل میکند و
🍃همزمان بازگشت به گذشته از زبان راوی صورت میگیرد.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
💐💐برای درک بهتر موضوع به قسمتهایی از داستان سایه روشن، نوشته سرکار خانم شهناز کاملی توجه فرمایید:
🍄... هر بار که چشمم به عکسهای روی دیوار میافتاد، بی اختیار به دنبال عکس خودم و حبیب میگشتم و غرق خاطرات گذشته میشدم.
🌈 روزهای اول آشناییم با حبیب، آمده بودم تا برای مدتی کوتاه در کنارش باشم. ولی ماندگار شدم.
🍄در کنارش احساس آرامش میکردم. تصمیم داشتم تا آخرین لحظه زندگیاش در کنارش بمانم و تنهاییام را با او تقسیم کنم.
🌈دو سال پیش به عنوان پرستار، پا به اتاق حبیب گذاشتم. همه چیز برایم عجیب و تمسخرآمیز بود.
🍄دانشجویی که از جنگ وجبهه هیچ چیز نمیدانست جز فیلمهایی که دیده بود یا تعریفهای دست و پا شکستهای که این طرف و آن طرف شنیده بود.
🌈حتی گاهی اوقات، امثال حبیب را مسئول مشکلات کنونی جامعه میدانستم.
🍄در طول روز بین من و حبیب جز چند کلمه، صحبتی ردوبدل نمیشد با خودم میگفتم: چقدرم مغروره! نکنه فکر میکنه من وظیفمه که اینطوری بهش خدمت کنم.
🌈گاهی اوقات اگر تقاضایی داشت، خواستهاش را نشنیده میگرفتم و خودم را با کاری مشغول میکردم ولی اعتراضی نمیشنیدم.
🍄تا شبی که آن اتفاق افتاد. قلم خطاطی را برداشته بودم و مشغول تراشیدن آن با تیغ موکت بری بودم.
صدای خرت خرت سکوت اتاق را میشکاند.
🌈بی اختیار نگاهم به حبیب افتاد. سرش را از روی کتاب برداشته بود و به دستان من زل زده بود.
🍄 شاید به یاد روزهایی افتاده بود که برای عبوراز نیزارها باید آنها را با چاقو یا داس قطع میکرد.
🌈محو تماشای حبیب بودم که سوزش انگشتم به من حالی کرد که به جای قلم، دستم را می برم. بی اختیار صدای آخ خفیفی از حنجرهام بیرون آمد.
🍄حبیب آشفته برای کمک به من خودش رابه سمت من غلطاند و از روی تخت، به زمین افتاد و و تمام بدنش شروع به لرزش کرد.
🌈هول شده بودم. نمیدانستم باید چه کنم. به سمتش رفتم و فریاد زدم.
حبیب! حبیب! چی شده؟!
از اتاق خارج شدم و برای کمک در محوطۀ آسایشگاه شروع به دویدن کردم...
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍄... هر بار که چشمم به عکسهای روی دیوار میافتاد، بی اختیار به دنبال عکس خودم و حبیب میگشتم و غرق خاطرات گذشته میشدم.
🌈 روزهای اول آشناییم با حبیب، آمده بودم تا برای مدتی کوتاه در کنارش باشم. ولی ماندگار شدم.
🍄در کنارش احساس آرامش میکردم. تصمیم داشتم تا آخرین لحظه زندگیاش در کنارش بمانم و تنهاییام را با او تقسیم کنم.
🌈دو سال پیش به عنوان پرستار، پا به اتاق حبیب گذاشتم. همه چیز برایم عجیب و تمسخرآمیز بود.
🍄دانشجویی که از جنگ وجبهه هیچ چیز نمیدانست جز فیلمهایی که دیده بود یا تعریفهای دست و پا شکستهای که این طرف و آن طرف شنیده بود.
🌈حتی گاهی اوقات، امثال حبیب را مسئول مشکلات کنونی جامعه میدانستم.
🍄در طول روز بین من و حبیب جز چند کلمه، صحبتی ردوبدل نمیشد با خودم میگفتم: چقدرم مغروره! نکنه فکر میکنه من وظیفمه که اینطوری بهش خدمت کنم.
🌈گاهی اوقات اگر تقاضایی داشت، خواستهاش را نشنیده میگرفتم و خودم را با کاری مشغول میکردم ولی اعتراضی نمیشنیدم.
🍄تا شبی که آن اتفاق افتاد. قلم خطاطی را برداشته بودم و مشغول تراشیدن آن با تیغ موکت بری بودم.
صدای خرت خرت سکوت اتاق را میشکاند.
🌈بی اختیار نگاهم به حبیب افتاد. سرش را از روی کتاب برداشته بود و به دستان من زل زده بود.
🍄 شاید به یاد روزهایی افتاده بود که برای عبوراز نیزارها باید آنها را با چاقو یا داس قطع میکرد.
🌈محو تماشای حبیب بودم که سوزش انگشتم به من حالی کرد که به جای قلم، دستم را می برم. بی اختیار صدای آخ خفیفی از حنجرهام بیرون آمد.
🍄حبیب آشفته برای کمک به من خودش رابه سمت من غلطاند و از روی تخت، به زمین افتاد و و تمام بدنش شروع به لرزش کرد.
🌈هول شده بودم. نمیدانستم باید چه کنم. به سمتش رفتم و فریاد زدم.
حبیب! حبیب! چی شده؟!
از اتاق خارج شدم و برای کمک در محوطۀ آسایشگاه شروع به دویدن کردم...
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌹
پاییز زیبا
و عروس فصلهاست
🍂برگ ریزان درخت و
خواب ناز غنچه هاست
🍁خش خش برگ و
نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو كن
فصل، فصل قصه هاست
پیشاپیش آمدن پاییز مبارک 🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
پاییز زیبا
و عروس فصلهاست
🍂برگ ریزان درخت و
خواب ناز غنچه هاست
🍁خش خش برگ و
نسیم باد را بی انتهاست
هرچه خواهی آرزو كن
فصل، فصل قصه هاست
پیشاپیش آمدن پاییز مبارک 🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
10 ) بازگشت به گذشته نباید مانع احساس برانگیزی شود:
اگر چه بازگشت به گذشته (Flashback) یكی از فنون زیبای داستاننویسی و فیلمسازی است، باید مواظب بود استفاده از آن آزاردهنده و بیش از حد نباشد.
در داستان كوتاه حداكثر یك یا دو بازگشت به گذشته میتواند وجود داشته باشد و هر بازگشتی ممكن است حدود یك تا سه بند (پاراگراف) طول داشته باشد.
نویسنده باید بداند كه چه زمانی از «بازگشت به گذشته» استفاده كند و چه زمانی استفاده نكند.
همچنین بازگشت به گذشته نباید آنقدر طولانی باشد كه مسیر اصلی داستان از ذهن خواننده پاك شود.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
اگر چه بازگشت به گذشته (Flashback) یكی از فنون زیبای داستاننویسی و فیلمسازی است، باید مواظب بود استفاده از آن آزاردهنده و بیش از حد نباشد.
در داستان كوتاه حداكثر یك یا دو بازگشت به گذشته میتواند وجود داشته باشد و هر بازگشتی ممكن است حدود یك تا سه بند (پاراگراف) طول داشته باشد.
نویسنده باید بداند كه چه زمانی از «بازگشت به گذشته» استفاده كند و چه زمانی استفاده نكند.
همچنین بازگشت به گذشته نباید آنقدر طولانی باشد كه مسیر اصلی داستان از ذهن خواننده پاك شود.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🌿✨🌿✨🌿
11) بازگشت به گذشته(Flashback) باید با تداعی معانی صورت گیرد:
به این صورت که شخصیت داستان با
مواجهه با یک مورد خاص،
به گذشته ای برود که آن مورد خاص در
آن زمان هم وجود داشته است.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
11) بازگشت به گذشته(Flashback) باید با تداعی معانی صورت گیرد:
به این صورت که شخصیت داستان با
مواجهه با یک مورد خاص،
به گذشته ای برود که آن مورد خاص در
آن زمان هم وجود داشته است.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استرس ها و نگرانی های را بگذارید زمین!
همین...
زندگی زیباست...🌸🍃
🌷آدینه تان بخیر و شادی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Metods_of_writing
🌸🍃
همین...
زندگی زیباست...🌸🍃
🌷آدینه تان بخیر و شادی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Metods_of_writing
🌸🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍃🌸🍃🌸
۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸
فرهنگسرای ابن سینا
اختتامیه جشنواره یک داستان یک نمایشنامه به روایت تصویر
#کانون_زنگ_داستان
@Metods_of_writing
🌸🍃
۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸
فرهنگسرای ابن سینا
اختتامیه جشنواره یک داستان یک نمایشنامه به روایت تصویر
#کانون_زنگ_داستان
@Metods_of_writing
🌸🍃
🎉💐🎉💐🎉💐
✨جانباز، زخمی ترین غزل دیوان عشق است
که در فضای ایثار منتشر می شود✨
🎊ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد🌸
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
✨جانباز، زخمی ترین غزل دیوان عشق است
که در فضای ایثار منتشر می شود✨
🎊ولادت حضرت ابوالفضل(ع) و روز جانباز مبارک باد🌸
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
اگر فریاد بزنی به صدایت گوش میدهند
و اگر آرام بگویی به حرفت گوش میدهند.
قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را!
این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود
نه "رعد و برق".
آدینه تان سرتاسر مهر و لبخند🌟
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
اگر فریاد بزنی به صدایت گوش میدهند
و اگر آرام بگویی به حرفت گوش میدهند.
قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را!
این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود
نه "رعد و برق".
آدینه تان سرتاسر مهر و لبخند🌟
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
Forwarded from گنج رایگان (ارسال رایگان کتاب)
📙📘📕📔📙
📒📗📒📗
📕📘
📙
🔆خورشیدِ هشتم شد و به صحنۀ دنیا قدم نهاد تا ضامن تمام آهوهای بیپناه شود.🦌 آهوی قلبت را به بلندای نامش بسپار. بنشین و ببین چه سبکبال پرواز میکند تا اجابت دعا🕊
💞صبحتان پر از دعای مستجاب💓
@ganjeraygan
🦋🔰
instagram.com/ganjeraygan
🦋🔰🦋🔰
📒📗📒📗
📕📘
📙
🔆خورشیدِ هشتم شد و به صحنۀ دنیا قدم نهاد تا ضامن تمام آهوهای بیپناه شود.🦌 آهوی قلبت را به بلندای نامش بسپار. بنشین و ببین چه سبکبال پرواز میکند تا اجابت دعا🕊
💞صبحتان پر از دعای مستجاب💓
@ganjeraygan
🦋🔰
instagram.com/ganjeraygan
🦋🔰🦋🔰