🎉🎉🎉
در همین راستا، به لطف خدا و زحمات استاد،
کانون زنگ داستان فرهنگسرای اخلاق، اینبار، بزرگتر و مقتدرتر از پیش، در عرصه فرهنگ و هنر کشور خواهد درخشید... 🌟🌟🌟
... با تلاشهای استاد درخشندۀ بزرگوار، مدیریت فرهنگسرای اخلاق و زحمات جناب آقای دکتر افتخارنژاد، برای مهر ماه، با سازمان به نتایج خوبی خواهیم رسید.
و با عنایت منطقه ۱۴ سازمان فرهنکی هنری، جلسات کانون اخلاق با یک برنامه ملی و گسترده و پویا، فعالیتش را از سر خواهد گرفت.
🎉🎉🎉
خبرهای خوشی در راه است...
خبرهای تکمیلی را با ما دنبال کنید.
کانون زنگ داستان⏰⏰⏰
🍂🌺🍂🌺🍂
در همین راستا، به لطف خدا و زحمات استاد،
کانون زنگ داستان فرهنگسرای اخلاق، اینبار، بزرگتر و مقتدرتر از پیش، در عرصه فرهنگ و هنر کشور خواهد درخشید... 🌟🌟🌟
... با تلاشهای استاد درخشندۀ بزرگوار، مدیریت فرهنگسرای اخلاق و زحمات جناب آقای دکتر افتخارنژاد، برای مهر ماه، با سازمان به نتایج خوبی خواهیم رسید.
و با عنایت منطقه ۱۴ سازمان فرهنکی هنری، جلسات کانون اخلاق با یک برنامه ملی و گسترده و پویا، فعالیتش را از سر خواهد گرفت.
🎉🎉🎉
خبرهای خوشی در راه است...
خبرهای تکمیلی را با ما دنبال کنید.
کانون زنگ داستان⏰⏰⏰
🍂🌺🍂🌺🍂
🥀
آجرڪ الله یاصاحب الزمان
فے مصيبة جدك الحسـين
✨الهی به دل شکسته حضرت زینب هیچ دلی نشکند...
🥀به دستهای کوچک حضرت رقیه، ناله هیچ طفلی در نیاید...
✨به حنجر تیر خورده علی اصغر، همه دردها درمان شود...
🥀به بدن پاره پاره علی اکبر، هیچ پدر و مادری داغ فرزند نبیند...
✨به ناامیدی ابوالفضل، هیچ امیدی در این روزها ناامید نشود...
🥀به غنچه زیبا قاسم، هیچ جوانی ناکام نشود...
✨به لب عطشان حسین، همه حاجت به خیر روا بشوند....
🥀به اسیری اهل بیت حسین، هیچکی سر دو راهی نماند جز بین الحرمین..
✨آمین یارب العالمین...🙏🏻
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
آجرڪ الله یاصاحب الزمان
فے مصيبة جدك الحسـين
✨الهی به دل شکسته حضرت زینب هیچ دلی نشکند...
🥀به دستهای کوچک حضرت رقیه، ناله هیچ طفلی در نیاید...
✨به حنجر تیر خورده علی اصغر، همه دردها درمان شود...
🥀به بدن پاره پاره علی اکبر، هیچ پدر و مادری داغ فرزند نبیند...
✨به ناامیدی ابوالفضل، هیچ امیدی در این روزها ناامید نشود...
🥀به غنچه زیبا قاسم، هیچ جوانی ناکام نشود...
✨به لب عطشان حسین، همه حاجت به خیر روا بشوند....
🥀به اسیری اهل بیت حسین، هیچکی سر دو راهی نماند جز بین الحرمین..
✨آمین یارب العالمین...🙏🏻
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
شب نهم: شب تاسوعا به نام حضرت ابوالفضل علیه السلام
ستاره 34 ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین یار و یاور حسین(ع) . عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد. او فرزند علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می سپارند. او به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.
شب تاسوعای حسینی دعای توسل بحضرت ابوالفضل العباس
یاکاشف الکرب عن وجه الحسین علیه السلام اکشف کربی بحق اخیک الحسین علیه السلام۱۳۳ مرتبه
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
ستاره 34 ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین یار و یاور حسین(ع) . عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد. او فرزند علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می سپارند. او به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.
شب تاسوعای حسینی دعای توسل بحضرت ابوالفضل العباس
یاکاشف الکرب عن وجه الحسین علیه السلام اکشف کربی بحق اخیک الحسین علیه السلام۱۳۳ مرتبه
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
Forwarded from Maryam-sadeghi
✨بسم الله النور✨
نقد و بررسی کتاب《فراتر از تصورم بود》
نوشته سرکار خانم "عاطفه موسوی"
در کتابخانه دارآباد
منتقدان ادبی:
_سرکار خانم مرضیه طاوسی
_سرکار خانم منیر محلوجی
_سرکار خانم مرجان حصیرچی
_سرکار خانم فاطمه خدابخشی
زمان: یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
ساعت: ۱۶
آدرس :میدان قدس - خیابان شهید باهنر -خیابان دارآباد - بعد از بیمارستان مسیح دانشوری -بوستان ساحلی دارآباد
حضور و همراهی شما بزرگواران را ارج می نهیم.🌷
نقد و بررسی کتاب《فراتر از تصورم بود》
نوشته سرکار خانم "عاطفه موسوی"
در کتابخانه دارآباد
منتقدان ادبی:
_سرکار خانم مرضیه طاوسی
_سرکار خانم منیر محلوجی
_سرکار خانم مرجان حصیرچی
_سرکار خانم فاطمه خدابخشی
زمان: یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
ساعت: ۱۶
آدرس :میدان قدس - خیابان شهید باهنر -خیابان دارآباد - بعد از بیمارستان مسیح دانشوری -بوستان ساحلی دارآباد
حضور و همراهی شما بزرگواران را ارج می نهیم.🌷
🥀🏴
زينب جان
شرمنده ايم كه
بهای حسينی شدن ما
بی حسين شدن تو بود
و شرمنده تر آن كه
تو بی حسين شدی
و ما حسينی نشديم
صلی الله علیک یا زینب کبری
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
زينب جان
شرمنده ايم كه
بهای حسينی شدن ما
بی حسين شدن تو بود
و شرمنده تر آن كه
تو بی حسين شدی
و ما حسينی نشديم
صلی الله علیک یا زینب کبری
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
8) در صحنههای انفعالی، از بازگشت به گذشته استفاده کنید:
زمان استفاده از تکنیک بازگشت به گذشته را باید دقیق انتخاب کرد.
🍁اگر نویسنده در لحظه حساس حادثه از بازگشت به گذشته استفاده کند، ممکن است سرعت پیشروی داستان را متوقف کند و بار نمایشی حادثه را از بین ببرد.
🍂و باز اگر گفت و گوهای شخصیت را که افشاگر اطلاعات مهمی است قطع کند و از بازگشت به گذشته استفاده کند، انسجام متن گفتگو را از بین برده است.
🍁 و بالاخره اگر وی وقتی که شخصیت دارد واکنش تند و احساسی یا ذهنی در برابر وضعیتی نشان میدهد و در نتیجه نکتهای را کشف و تغییر میدهد، مکاشفه شخصیت را متوقف و از بازگشت به گذشته استفاده کرد، تأثیر صحنه قبل از بین میرود.
🍂بنابراین زمانی که شخصیت غیرفعال یا در حالت انفعالی و به عبارت بهتر داستان در نقطه حساسی قرار ندارد، باید به گذشته شخصیت رفت.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
زمان استفاده از تکنیک بازگشت به گذشته را باید دقیق انتخاب کرد.
🍁اگر نویسنده در لحظه حساس حادثه از بازگشت به گذشته استفاده کند، ممکن است سرعت پیشروی داستان را متوقف کند و بار نمایشی حادثه را از بین ببرد.
🍂و باز اگر گفت و گوهای شخصیت را که افشاگر اطلاعات مهمی است قطع کند و از بازگشت به گذشته استفاده کند، انسجام متن گفتگو را از بین برده است.
🍁 و بالاخره اگر وی وقتی که شخصیت دارد واکنش تند و احساسی یا ذهنی در برابر وضعیتی نشان میدهد و در نتیجه نکتهای را کشف و تغییر میدهد، مکاشفه شخصیت را متوقف و از بازگشت به گذشته استفاده کرد، تأثیر صحنه قبل از بین میرود.
🍂بنابراین زمانی که شخصیت غیرفعال یا در حالت انفعالی و به عبارت بهتر داستان در نقطه حساسی قرار ندارد، باید به گذشته شخصیت رفت.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
Forwarded from Maryam-sadeghi
🌿✨🌿✨🌿✨
✨🌿✨🌿✨
🌿✨🌿✨
✨🌿✨
🌿✨
✨
بنام نور
گزارشی از جلسه نقد در کتابخانه دارآباد در منطقه یک تهران، داراباد.
به تاریخ 24/6/98
نقد و بررسی رمان به نام " فراتر ازتصورم بود" از نویسنده محترم سیده عاطفه موسوی. با مدیریت محقق ادبیات داستانی، مدرس، منتقد، نویسنده و داور بسیاری از جشنواره، استاد ابوالفضل درخشنده.
جلسه با حضوراستاد درخشنده و مجری گرامی خانم مریم صادقی و جمعی از علاقمندان وهنرجویان داستان نویس با ذکر صلوات آغاز شد.
چهار منتقد از هنرجویان با نظر استاد درخشنده در جایگاه نقد قرار گرفتند.
خانم مریم صادقی ضمن تشکر از حضور استاد و هنرمندان داستان نویس علت عدم حضور نویسنده محترم را بیان فرمود واز اولین منتقد خانم فاطمه خدابخشی دعوت کردند تا نظر خود را درباره این رمان اعلام کنند،
خدا بخشی با کسب اجازه از استاد درخشنده گفت: زاویه دید من راوی به خوبی انتخاب شده است به جهت پویایی شخصیت اصلی داستان، اما اگر زادیه دید اصلی با زاویه دید های تخصصی تلفیق شده بود مانند: یاداشت وخاطره، احساس بر انگیزتر بود واز اطاله جلو گیری می کرد و... . که بعد از اتمام نقد ایشون خانم صادقی ضمن تشکراز منتقد خدا بخشی، ازمحلوجی دعوت کرد، تا به مبحث صحنه وصحنه پردازی را آغاز کنند،
محلوجی توضیحاتی مختصر درباره
ویژه گی های صحنه وپردازش آن ذکر کرد وبر روی توضیحاتی برای بهتر شدن داستان دادکه از این قرار است:
صحنه در واقع ظرف مکان، زمان، شخصیت پردازی، محله عمل وقوع داستانی و شخصیت های داستانی و... است همچنین نویسنده اگر با صحنه وصحنه پردازی آشنا بودند از اطاله ومستقیم گویی در امان می بود همچنین چینش کلمات ضعیف بود وباعث ضعیفی صحنه شده و شخصیت پردازی ضعیف، باعث مستقیم گویی فراوان شده بود ونکات دیگر که در ظرف بیان گزارش نمی گنجد.
از منتقد دیگر خانم حصیرچی دعوت شد که نقدشان را درباره نقش شخصیت در ضرب آهنگ داستانی بیان کنند، ایشان ضمن تشکر گفت: نويسنده اطلاعات بسیاری درباره شخصیت چه به صورت مستقیم چه غیر مستقیم داده شده و در باره هرچیزی قضاوت می کند درصورت بودن زاویه دید من راوی می توانست با کردار وگفت وگو شخصیت وخصوصیات آنها را معرفی کند. ما همانطور که بصورت تکنیکی آموخته ایم چهار عامل مهم در شخصیت پردازی اهمیت دارد می توانست شخصیت رااز خلقیات ورفتارمناسب با شخصیت، مدنظر داشت، و اگر دلیل منطقی داشته باشد و... . ادامه نقد در این مبحث نمی گنجد.
از منتقد دیگر خانم مرضیه طاوسی دعوت شد برای توضیح نقد خود که در نمایه شخصیت پردازی بود.
ایشان با کسب اجازه از استاد، در این باره سخن به میان آورد:
درونمایه مصداق عینی ندارد نمی توان درونمایه را مستقیم در داستان دید بلکه درونمایه درک وبرداشت است که خواننده از ابتدا تا انتها با آن وعواملش همراه است، مانند چتری در سراسر داستان سایه انداخته، درواقع درونمایه را می توان در رفتار وگفتارشخصیت های داستان دید، در داستان "فراتر از تصورم بود" درونمایه تحول خانواده چهارنفره است که در ابتدا متوجه می شویم که اسیرتجملات روزمره و مادیگرایی هستند، همچنین درونمایه تم مذهبی به خود گرفته که راوی با بکار بردن یاد آوری ذهنی و اشاره به اعتقادات وعقاید دارد با این کار سعی دارد درونمایه را تقویت وخواننده را با حال و هوای فضاسازی ودرونمایه آشنا کنداما مستقیم گویی بسیار به داستان لطمه وارد کردهاست. درونمایه چیزی نیست که درذهن خواننده ماندگار شود وافکار رادرگیر کند اما درونمایه هوشمندانه انتخاب شده ومربوط به مشکلات جامعه فعلی است وچون شخصیت ها از قشر جوان انتخاب شده بود، باب میل جوانان است. اسمها متناسب با شخصیت بود اما انگیزه رفتاری منطقی نداریم و... .
خانم صادقی ضمن تشکر از زبان نویسنده محترم از منتقدین، از استاد خواهش کردند برای جمع بندی توضیح پایانی بدهند.
✨🌿✨🌿✨
🌿✨🌿✨
✨🌿✨
🌿✨
✨
بنام نور
گزارشی از جلسه نقد در کتابخانه دارآباد در منطقه یک تهران، داراباد.
به تاریخ 24/6/98
نقد و بررسی رمان به نام " فراتر ازتصورم بود" از نویسنده محترم سیده عاطفه موسوی. با مدیریت محقق ادبیات داستانی، مدرس، منتقد، نویسنده و داور بسیاری از جشنواره، استاد ابوالفضل درخشنده.
جلسه با حضوراستاد درخشنده و مجری گرامی خانم مریم صادقی و جمعی از علاقمندان وهنرجویان داستان نویس با ذکر صلوات آغاز شد.
چهار منتقد از هنرجویان با نظر استاد درخشنده در جایگاه نقد قرار گرفتند.
خانم مریم صادقی ضمن تشکر از حضور استاد و هنرمندان داستان نویس علت عدم حضور نویسنده محترم را بیان فرمود واز اولین منتقد خانم فاطمه خدابخشی دعوت کردند تا نظر خود را درباره این رمان اعلام کنند،
خدا بخشی با کسب اجازه از استاد درخشنده گفت: زاویه دید من راوی به خوبی انتخاب شده است به جهت پویایی شخصیت اصلی داستان، اما اگر زادیه دید اصلی با زاویه دید های تخصصی تلفیق شده بود مانند: یاداشت وخاطره، احساس بر انگیزتر بود واز اطاله جلو گیری می کرد و... . که بعد از اتمام نقد ایشون خانم صادقی ضمن تشکراز منتقد خدا بخشی، ازمحلوجی دعوت کرد، تا به مبحث صحنه وصحنه پردازی را آغاز کنند،
محلوجی توضیحاتی مختصر درباره
ویژه گی های صحنه وپردازش آن ذکر کرد وبر روی توضیحاتی برای بهتر شدن داستان دادکه از این قرار است:
صحنه در واقع ظرف مکان، زمان، شخصیت پردازی، محله عمل وقوع داستانی و شخصیت های داستانی و... است همچنین نویسنده اگر با صحنه وصحنه پردازی آشنا بودند از اطاله ومستقیم گویی در امان می بود همچنین چینش کلمات ضعیف بود وباعث ضعیفی صحنه شده و شخصیت پردازی ضعیف، باعث مستقیم گویی فراوان شده بود ونکات دیگر که در ظرف بیان گزارش نمی گنجد.
از منتقد دیگر خانم حصیرچی دعوت شد که نقدشان را درباره نقش شخصیت در ضرب آهنگ داستانی بیان کنند، ایشان ضمن تشکر گفت: نويسنده اطلاعات بسیاری درباره شخصیت چه به صورت مستقیم چه غیر مستقیم داده شده و در باره هرچیزی قضاوت می کند درصورت بودن زاویه دید من راوی می توانست با کردار وگفت وگو شخصیت وخصوصیات آنها را معرفی کند. ما همانطور که بصورت تکنیکی آموخته ایم چهار عامل مهم در شخصیت پردازی اهمیت دارد می توانست شخصیت رااز خلقیات ورفتارمناسب با شخصیت، مدنظر داشت، و اگر دلیل منطقی داشته باشد و... . ادامه نقد در این مبحث نمی گنجد.
از منتقد دیگر خانم مرضیه طاوسی دعوت شد برای توضیح نقد خود که در نمایه شخصیت پردازی بود.
ایشان با کسب اجازه از استاد، در این باره سخن به میان آورد:
درونمایه مصداق عینی ندارد نمی توان درونمایه را مستقیم در داستان دید بلکه درونمایه درک وبرداشت است که خواننده از ابتدا تا انتها با آن وعواملش همراه است، مانند چتری در سراسر داستان سایه انداخته، درواقع درونمایه را می توان در رفتار وگفتارشخصیت های داستان دید، در داستان "فراتر از تصورم بود" درونمایه تحول خانواده چهارنفره است که در ابتدا متوجه می شویم که اسیرتجملات روزمره و مادیگرایی هستند، همچنین درونمایه تم مذهبی به خود گرفته که راوی با بکار بردن یاد آوری ذهنی و اشاره به اعتقادات وعقاید دارد با این کار سعی دارد درونمایه را تقویت وخواننده را با حال و هوای فضاسازی ودرونمایه آشنا کنداما مستقیم گویی بسیار به داستان لطمه وارد کردهاست. درونمایه چیزی نیست که درذهن خواننده ماندگار شود وافکار رادرگیر کند اما درونمایه هوشمندانه انتخاب شده ومربوط به مشکلات جامعه فعلی است وچون شخصیت ها از قشر جوان انتخاب شده بود، باب میل جوانان است. اسمها متناسب با شخصیت بود اما انگیزه رفتاری منطقی نداریم و... .
خانم صادقی ضمن تشکر از زبان نویسنده محترم از منتقدین، از استاد خواهش کردند برای جمع بندی توضیح پایانی بدهند.
Forwarded from Maryam-sadeghi
استاد درخشنده در ابتدا صحبت توضیحات منتقدین را تأیید کرد و فرمودند: داستان به خودی خود احساس برانگیز بود، این را می شود از طرح جلد به درونمایه وشخصیت پی برد.، اما نکته قابل توجه که همه منتقدین به آن دقت کردند نویسنده از آن غفلت کرده که رعایت فاصله هنرمندانه است. ما در اصول داستان نویسی ودر شروع روایت منقول را داریم اما در ادامه از مبحث پرداخت تلخیص استفاده می کنیم اما نویسنده بزرگوار در طول داستان روایت منقول را استفاده کرده وخواننده فقط شاهد روایت راوی است در کل اگر فاصله هنرمندانه رعایت شده بود، خواننده همزاد پنداری خوبی با داستان داشت. اگر زمان روایت با فاصله هنرمندانه هماهنگ بود داستان در احساس برانگیزی موفق تر می شد. نویسنده می توانست توسط یک نامه یا دفتر یاداشت خاطره در بین استفاده کند وبه خواننده هنگام خواندن داستان لذت بیشتری می داد، در کل از منتقدین ونویسنده کمال تشکر را داشتند. ومعتقدند: که بایدحرف های خوب خودمان را از راه های خوب تری به مخاطب وخواننده منتقل کنیم.
سخن با مجری این جلسه خانم مریم صادقی آغاز و پایان یافت واز طرف مدیریت کتابخانه داراباد هدایایی به منتقدین تقدیم شد وضمن پذیرایی دوستانه، این جلسه با صمیمیت هنرجویان وحضور پرفیض استاد درخشنده به پایان رسید.
تهیه گزارش : محلوجی
ومن التوفیق...
🌷🌿
سخن با مجری این جلسه خانم مریم صادقی آغاز و پایان یافت واز طرف مدیریت کتابخانه داراباد هدایایی به منتقدین تقدیم شد وضمن پذیرایی دوستانه، این جلسه با صمیمیت هنرجویان وحضور پرفیض استاد درخشنده به پایان رسید.
تهیه گزارش : محلوجی
ومن التوفیق...
🌷🌿
🌸خدایاسیرت راتومی بینی
🍃وصورت رادیگران
🌸شرم داریم ازاینکه
🍃محبوب دیگران
🌸باشیم ومنفور تو!
🍃خدایا توخوش صورت
🌸وخوش سیرتمان کن
✨که اول محبوب
توباشیم بعد دیگران✨
🌷سلام. صبح تان نورانی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍃وصورت رادیگران
🌸شرم داریم ازاینکه
🍃محبوب دیگران
🌸باشیم ومنفور تو!
🍃خدایا توخوش صورت
🌸وخوش سیرتمان کن
✨که اول محبوب
توباشیم بعد دیگران✨
🌷سلام. صبح تان نورانی🌷
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍂🌺🍂🌺🍂
🌟بسم الله نور🌟
🌸سلام بر هنرمندان داستاننویس
🌸بر آن شدهایم تا به فرمودۀ استاد بزرگوار، کانال جدیدی ایجاد کنیم برای همدلی و همراهی اقتصادی.
🌸بر این اساس، از تمامی دوستان عزیز خواهش میکنیم، چنانچه در رشته یا حرفۀ خاصی توانایی دارند، به آی دی بنده مراجعه کنند تا هم در جمع بزرگ هنرمندان، معرفی و تبلیغ شوند، هم گامی بلند باشد برای همکاری های آتی.
این تواناییها میتواند شامل هرحرفهای باشد، اعم از علمی، هنری، فرهنگی، آموزشی، فنی، خدماتی و... .
🌸حرفههایی مانند: پزشکی، مهندسی، مدیریتی
🌸آموزشی (مقام شامخ استادی، دبیری، معلمی و هرگونه توانایی آموزشی دیگر... )
🌸هنرهای تجسمی( نقاشی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمه سازی، سفالکری، طراحی، معماری داخلی، دکوراسیون داخلی و...)
🌸هنرهای دستی (خیاطی، بافتنی، کیف سازی، تابلو سازی، سمع سازی، چرمدوری، قلمکاری، اشپزی، شیرینیپزی...)
🌸تعمیرات و مشاغل صنعتی (تعمیر وسایل برقی، امور فنی، برقکشی ساختمان، تاسیسات، معماری بنا، ریختهگری، مکانیکی، آهنگری، قالبسازی، نجاری و... )
🌸امور فرهنگی (تولیدات محتوا، فیلمسازی، نویسندگی، روزنامهنگاری، نقد، ویرایش، طراحی جلد... )
آیدی کانال👇🏼👇🏼👇🏼
@Niyaazmandi_haa
لازم به ذکر است این تواناییها میتواند از دایرۀ فردی فراتر رفته و به اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان هم کشیده شود. لذا درخواست میشود، مهارت خویش و اطرافیان را به آیدی بنده اطلاع رسانی فرموده و در یک کار جمعی، همراه شوید.
🌟 با ما همراه باشید.
🌿🌿🌿🌿
🌟 این گروه، درحال حاضر، برای ایجاد صمیمیت بیشتر، خودشناسیِ درونگروهی و از همه مهمتر، برای ایجاد یک حرکت اقتصادی گسترده شکل گرفته است و البته راهی خواهد بود برای رفع نیازمندیهای همۀ اعضا.
🌿🌿🌿🌿
🌟 بیگمان نقطه نظرهای خیرخواهانۀ استاد درخشندۀ بزرگوار و نظارت اختصاصی ایشان، برنامهریزی های وسیعتری را در این زمینه ایجاد خواهد کرد.
🌿🌿🌿🌿
🌟 لازم است ذکر شود، تمامی کانونهای تحت نظر جناب استاد، تحت عضویت این طرح خواهند بود تا به عنوان خانوادۀ بزرگ هنرمندان داستاننویس زیر یک چتر واحد حرکت کنند.
🌿🌿🌿🌿🌿
🌟 اطلاعات بیشتر را در فرصتهای آتی پیگیری نمایید.
با نهایت احترام
@Khaaterehha
🍂🌺🍂🌺🍂
🌟بسم الله نور🌟
🌸سلام بر هنرمندان داستاننویس
🌸بر آن شدهایم تا به فرمودۀ استاد بزرگوار، کانال جدیدی ایجاد کنیم برای همدلی و همراهی اقتصادی.
🌸بر این اساس، از تمامی دوستان عزیز خواهش میکنیم، چنانچه در رشته یا حرفۀ خاصی توانایی دارند، به آی دی بنده مراجعه کنند تا هم در جمع بزرگ هنرمندان، معرفی و تبلیغ شوند، هم گامی بلند باشد برای همکاری های آتی.
این تواناییها میتواند شامل هرحرفهای باشد، اعم از علمی، هنری، فرهنگی، آموزشی، فنی، خدماتی و... .
🌸حرفههایی مانند: پزشکی، مهندسی، مدیریتی
🌸آموزشی (مقام شامخ استادی، دبیری، معلمی و هرگونه توانایی آموزشی دیگر... )
🌸هنرهای تجسمی( نقاشی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمه سازی، سفالکری، طراحی، معماری داخلی، دکوراسیون داخلی و...)
🌸هنرهای دستی (خیاطی، بافتنی، کیف سازی، تابلو سازی، سمع سازی، چرمدوری، قلمکاری، اشپزی، شیرینیپزی...)
🌸تعمیرات و مشاغل صنعتی (تعمیر وسایل برقی، امور فنی، برقکشی ساختمان، تاسیسات، معماری بنا، ریختهگری، مکانیکی، آهنگری، قالبسازی، نجاری و... )
🌸امور فرهنگی (تولیدات محتوا، فیلمسازی، نویسندگی، روزنامهنگاری، نقد، ویرایش، طراحی جلد... )
آیدی کانال👇🏼👇🏼👇🏼
@Niyaazmandi_haa
لازم به ذکر است این تواناییها میتواند از دایرۀ فردی فراتر رفته و به اعضای خانواده و دوستان و اطرافیان هم کشیده شود. لذا درخواست میشود، مهارت خویش و اطرافیان را به آیدی بنده اطلاع رسانی فرموده و در یک کار جمعی، همراه شوید.
🌟 با ما همراه باشید.
🌿🌿🌿🌿
🌟 این گروه، درحال حاضر، برای ایجاد صمیمیت بیشتر، خودشناسیِ درونگروهی و از همه مهمتر، برای ایجاد یک حرکت اقتصادی گسترده شکل گرفته است و البته راهی خواهد بود برای رفع نیازمندیهای همۀ اعضا.
🌿🌿🌿🌿
🌟 بیگمان نقطه نظرهای خیرخواهانۀ استاد درخشندۀ بزرگوار و نظارت اختصاصی ایشان، برنامهریزی های وسیعتری را در این زمینه ایجاد خواهد کرد.
🌿🌿🌿🌿
🌟 لازم است ذکر شود، تمامی کانونهای تحت نظر جناب استاد، تحت عضویت این طرح خواهند بود تا به عنوان خانوادۀ بزرگ هنرمندان داستاننویس زیر یک چتر واحد حرکت کنند.
🌿🌿🌿🌿🌿
🌟 اطلاعات بیشتر را در فرصتهای آتی پیگیری نمایید.
با نهایت احترام
@Khaaterehha
🍂🌺🍂🌺🍂
🌿✨🌿✨🌿✨
🌸9) رجوع شفاهی به گذشته:
🍃یکی دیگر از تکنیکهای بازگشت به گذشته، استفاده از روش خاطره شفاهی است.
🌸در این روش راوی یا شخصیت داستان، خاطرهای را نقل میکند و
🍃همزمان بازگشت به گذشته از زبان راوی صورت میگیرد.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🌸9) رجوع شفاهی به گذشته:
🍃یکی دیگر از تکنیکهای بازگشت به گذشته، استفاده از روش خاطره شفاهی است.
🌸در این روش راوی یا شخصیت داستان، خاطرهای را نقل میکند و
🍃همزمان بازگشت به گذشته از زبان راوی صورت میگیرد.
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
💐💐برای درک بهتر موضوع به قسمتهایی از داستان سایه روشن، نوشته سرکار خانم شهناز کاملی توجه فرمایید:
🍄... هر بار که چشمم به عکسهای روی دیوار میافتاد، بی اختیار به دنبال عکس خودم و حبیب میگشتم و غرق خاطرات گذشته میشدم.
🌈 روزهای اول آشناییم با حبیب، آمده بودم تا برای مدتی کوتاه در کنارش باشم. ولی ماندگار شدم.
🍄در کنارش احساس آرامش میکردم. تصمیم داشتم تا آخرین لحظه زندگیاش در کنارش بمانم و تنهاییام را با او تقسیم کنم.
🌈دو سال پیش به عنوان پرستار، پا به اتاق حبیب گذاشتم. همه چیز برایم عجیب و تمسخرآمیز بود.
🍄دانشجویی که از جنگ وجبهه هیچ چیز نمیدانست جز فیلمهایی که دیده بود یا تعریفهای دست و پا شکستهای که این طرف و آن طرف شنیده بود.
🌈حتی گاهی اوقات، امثال حبیب را مسئول مشکلات کنونی جامعه میدانستم.
🍄در طول روز بین من و حبیب جز چند کلمه، صحبتی ردوبدل نمیشد با خودم میگفتم: چقدرم مغروره! نکنه فکر میکنه من وظیفمه که اینطوری بهش خدمت کنم.
🌈گاهی اوقات اگر تقاضایی داشت، خواستهاش را نشنیده میگرفتم و خودم را با کاری مشغول میکردم ولی اعتراضی نمیشنیدم.
🍄تا شبی که آن اتفاق افتاد. قلم خطاطی را برداشته بودم و مشغول تراشیدن آن با تیغ موکت بری بودم.
صدای خرت خرت سکوت اتاق را میشکاند.
🌈بی اختیار نگاهم به حبیب افتاد. سرش را از روی کتاب برداشته بود و به دستان من زل زده بود.
🍄 شاید به یاد روزهایی افتاده بود که برای عبوراز نیزارها باید آنها را با چاقو یا داس قطع میکرد.
🌈محو تماشای حبیب بودم که سوزش انگشتم به من حالی کرد که به جای قلم، دستم را می برم. بی اختیار صدای آخ خفیفی از حنجرهام بیرون آمد.
🍄حبیب آشفته برای کمک به من خودش رابه سمت من غلطاند و از روی تخت، به زمین افتاد و و تمام بدنش شروع به لرزش کرد.
🌈هول شده بودم. نمیدانستم باید چه کنم. به سمتش رفتم و فریاد زدم.
حبیب! حبیب! چی شده؟!
از اتاق خارج شدم و برای کمک در محوطۀ آسایشگاه شروع به دویدن کردم...
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃
🍄... هر بار که چشمم به عکسهای روی دیوار میافتاد، بی اختیار به دنبال عکس خودم و حبیب میگشتم و غرق خاطرات گذشته میشدم.
🌈 روزهای اول آشناییم با حبیب، آمده بودم تا برای مدتی کوتاه در کنارش باشم. ولی ماندگار شدم.
🍄در کنارش احساس آرامش میکردم. تصمیم داشتم تا آخرین لحظه زندگیاش در کنارش بمانم و تنهاییام را با او تقسیم کنم.
🌈دو سال پیش به عنوان پرستار، پا به اتاق حبیب گذاشتم. همه چیز برایم عجیب و تمسخرآمیز بود.
🍄دانشجویی که از جنگ وجبهه هیچ چیز نمیدانست جز فیلمهایی که دیده بود یا تعریفهای دست و پا شکستهای که این طرف و آن طرف شنیده بود.
🌈حتی گاهی اوقات، امثال حبیب را مسئول مشکلات کنونی جامعه میدانستم.
🍄در طول روز بین من و حبیب جز چند کلمه، صحبتی ردوبدل نمیشد با خودم میگفتم: چقدرم مغروره! نکنه فکر میکنه من وظیفمه که اینطوری بهش خدمت کنم.
🌈گاهی اوقات اگر تقاضایی داشت، خواستهاش را نشنیده میگرفتم و خودم را با کاری مشغول میکردم ولی اعتراضی نمیشنیدم.
🍄تا شبی که آن اتفاق افتاد. قلم خطاطی را برداشته بودم و مشغول تراشیدن آن با تیغ موکت بری بودم.
صدای خرت خرت سکوت اتاق را میشکاند.
🌈بی اختیار نگاهم به حبیب افتاد. سرش را از روی کتاب برداشته بود و به دستان من زل زده بود.
🍄 شاید به یاد روزهایی افتاده بود که برای عبوراز نیزارها باید آنها را با چاقو یا داس قطع میکرد.
🌈محو تماشای حبیب بودم که سوزش انگشتم به من حالی کرد که به جای قلم، دستم را می برم. بی اختیار صدای آخ خفیفی از حنجرهام بیرون آمد.
🍄حبیب آشفته برای کمک به من خودش رابه سمت من غلطاند و از روی تخت، به زمین افتاد و و تمام بدنش شروع به لرزش کرد.
🌈هول شده بودم. نمیدانستم باید چه کنم. به سمتش رفتم و فریاد زدم.
حبیب! حبیب! چی شده؟!
از اتاق خارج شدم و برای کمک در محوطۀ آسایشگاه شروع به دویدن کردم...
#آموزش_داستان_نویسی_پیشرفته_جلد_۴
#کانون_زنگ_داستان
@Methods_of_writing
🌸🍃