-Η ανάγκη του αγνώστου
-نیازِ ناشناخته
او به دنبال چیست؟
-نیازِ ناشناخته
او به دنبال چیست؟
بالاخره جواب این چالش و نتیجهی انتظارتون رسید☆(نقاشی رو با انگشت توی گوشی با استفاده از اپ ibis paint x کشیدم☆)
این همون گزینهی دومه؛همونی که خودتون انتخاب کردید،البته با یه سوپرایز کوچیک:این بار نقاشی دیجیتاله✨
این دومین تجربهی دیجیتال منه؛اولی یه طرح خیلی ساده فقط برای آشنایی با اپ بود و موقع کشیدن این یکی هم زیاد از نقاشی دیجیتال سر درنمیآوردم و برای همین دقیق نمیدونستم برای نقاشیای با این همه جزئیات باید چه سایز صفحهای انتخاب کنم،در نهایت صفحه کوچیکتر از چیزی شد که باید و به خاطر همین،کیفیت نهایی اونقدری که دوست داشتم بالا نیست:(
ولی با این حال سعی کردم نتیجه تا جای ممکن به چیزی که توی ذهنم بود نزدیک بشه،امیدوارم شما هم مثل من این بچه کوچولوها رو دوست داشته باشید💕
Daha Kaç Çeşit Hoşçakal (Surf Arabesk 1.1)
Fırat Ağacık & Abkountry
Hepsine değecek mi
Daha kaç tane canım var
Yine her yerim sonbahar
Daha kaç çeşit elveda
Hepsine değecek mi
Daha kaç tane canım var
Daha kaç tane canım var
Yine her yerim sonbahar
Daha kaç çeşit elveda
Hepsine değecek mi
Daha kaç tane canım var
-Οι Χορεύτριες του Καραβανιού Βέσπερ
-رقاصههای کاروانِ وِسپِر
قورباغهها ناچارند تا فروپاشیِ کاملِ پیکرشان بر تنِ کفشها برقصند،و کفشها مجبورند تا آخرین لحظهی زندگیشان بر پاهای من بمانند؛پاهایم نیز باید تا انتهای نفسهایم قدم بردارند.و من،تا کِی باید همچنان نفس بکشم؟
نقاشیها را تقریباً دو سال پیش بر روی کفشهایم کشیدم و قسمتهای بسیاری از کفش را رنگ زدهام،فقط قسمتهای سبز کفش رنگ اصلی خود کفش است؛قورباغهها هنوز میرقصند.
-رقاصههای کاروانِ وِسپِر
قورباغهها ناچارند تا فروپاشیِ کاملِ پیکرشان بر تنِ کفشها برقصند،و کفشها مجبورند تا آخرین لحظهی زندگیشان بر پاهای من بمانند؛پاهایم نیز باید تا انتهای نفسهایم قدم بردارند.و من،تا کِی باید همچنان نفس بکشم؟
Vesper — وِسپِر
معنی: آخرین روشناییِ پیش از شب.
نقاشیها را تقریباً دو سال پیش بر روی کفشهایم کشیدم و قسمتهای بسیاری از کفش را رنگ زدهام،فقط قسمتهای سبز کفش رنگ اصلی خود کفش است؛قورباغهها هنوز میرقصند.
Μεταμελ
-Οι Χορεύτριες του Καραβανιού Βέσπερ -رقاصههای کاروانِ وِسپِر قورباغهها ناچارند تا فروپاشیِ کاملِ پیکرشان بر تنِ کفشها برقصند،و کفشها مجبورند تا آخرین لحظهی زندگیشان بر پاهای من بمانند؛پاهایم نیز باید تا انتهای نفسهایم قدم بردارند.و من،تا کِی باید…
La Valse des Monstres
Yann Tiersen
-Σσσς, απλώς άκου!
-هیس،فقط گوش کن!
دندانها متعلق به کیست؟
-هیس،فقط گوش کن!
دندانها متعلق به کیست؟
ترکیب آخرین جمعهی تابستون با تولدم رو اصلا دوست نداشتم❤️
Μεταμελ
-Η ανάγκη του αγνώστου -نیازِ ناشناخته او به دنبال چیست؟ بالاخره جواب این چالش و نتیجهی انتظارتون رسید☆ این همون گزینهی دومه؛همونی که خودتون انتخاب کردید،البته با یه سوپرایز کوچیک:این بار نقاشی دیجیتاله✨ این دومین تجربهی دیجیتال منه؛اولی یه طرح خیلی ساده…
Tw : suggestive
-Μετά το τέλος.
-پس از پایان.
هنوز نمیدانی که چرا جهان،درست پیش از رفتن اینقدر آرام میشود؟
-Μετά το τέλος.
-پس از پایان.
هنوز نمیدانی که چرا جهان،درست پیش از رفتن اینقدر آرام میشود؟
(نقاشی رو با انگشت توی گوشی با استفاده از اپ ibis paint x کشیدم☆)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز است.کنار بالکن،روی زمین افتادهام و موسیقی گوش میدهم.گاهی باد از لای در به اتاق میخزد و گوشهایم را میآزارد؛همان باد،پروانهی کوچک کاغذی را هم به پیچوتاب میاندازد.پروانه از چراغهای نارنجی آویزان است و ناچار،با آواز باد میرقصد.
روی شیشههای آلودهی درِ بالکن،فیلمی بیصدا در حال پخش است،کبوترها از دل آبیِ آسمان پایین میآیند،نزدیک میشوند،لحظهای کنار پروانه میمانند؛انگار به رقص مضحکش میخندند،بعد دوباره اوج میگیرند و به سوی جایی میروند که برای رفتن،هیچ محدودیتی نیست.پروانه تکان میخورد و به نخها فکر میکند،نخهایی که نمیتواند ببیندشان،اما میداند که هستند.
نسیم دیگری در اتاق میپیچد.موهایم را از روی صورتم کنار میزند.چشمهایم روی پروانه مکث میکند؛ناگهان به این فکر میکنم که شاید من هم همینطورم.یک پروانهی کاغذیِ آبی،با نخهایی که دیده نمیشوند،باد میوزد و من میچرخم.باد میایستد و باز هم من میچرخم.
بعد،صدایی از جایی در ذهنم میگوید"میچرخم و میچرخم،من یک لرِ هیجدهچرخم"
حالم از ذهن آشفتهام به هم میخورد؛پروانه را به حال خود رها میکنم و از اتاق بیرون میروم.
روی شیشههای آلودهی درِ بالکن،فیلمی بیصدا در حال پخش است،کبوترها از دل آبیِ آسمان پایین میآیند،نزدیک میشوند،لحظهای کنار پروانه میمانند؛انگار به رقص مضحکش میخندند،بعد دوباره اوج میگیرند و به سوی جایی میروند که برای رفتن،هیچ محدودیتی نیست.پروانه تکان میخورد و به نخها فکر میکند،نخهایی که نمیتواند ببیندشان،اما میداند که هستند.
نسیم دیگری در اتاق میپیچد.موهایم را از روی صورتم کنار میزند.چشمهایم روی پروانه مکث میکند؛ناگهان به این فکر میکنم که شاید من هم همینطورم.یک پروانهی کاغذیِ آبی،با نخهایی که دیده نمیشوند،باد میوزد و من میچرخم.باد میایستد و باز هم من میچرخم.
بعد،صدایی از جایی در ذهنم میگوید"میچرخم و میچرخم،من یک لرِ هیجدهچرخم"
حالم از ذهن آشفتهام به هم میخورد؛پروانه را به حال خود رها میکنم و از اتاق بیرون میروم.
Μεταμελ
Photo
October (feat. Lil Peep)
Hector Vae & Lil Peep
I ain't ever gonna run my town imma kill everybody I'ma bounce
I don't ever gotta talk that loud everybody get quiet as a mouse (shhh)
I don't ever gotta talk that loud everybody get quiet as a mouse (shhh)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM