برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری وقتتون بخیر ممنون بابت فرصتی که در اختیار ما بچه ها که خیلی CV قوی نداریم گذاشتین میخواستم بپرسم برای نگارش کتاب، ددلاین ها از کی شروع میشن؟ ما بچه های بالینی خیلی بخاطر بیمارستان رفتن سرمون شلوغه و الان هم تایم امتحان هاست
این رو چند نفر دیگه هم بهم گفتند. گفتم اینجا توضیح بدم
برای همین مورد، من داخل فرم یک بخشی گذاشتم که نوشتم "از چه زمانی تایمتون خالی هست" که شما اونجا مشخص میکنید از کی میتونید کار رو شروع کنید.
طبیعتا ترجیحمون اینه کتاب تا اواخر تیر تموم بشه؛ منتهی چون ممکنه بعضیا امتحان داشته باشن یا کاراموزی و ... و در این یک ماه نرسن. این افراد میتونن درخواست بدن ما براشون ددلاین رو تمدید میکنیم که تا اواسط مرداد بخش خودشون رو بنویسن و تحویل بدن
برای همین مورد، من داخل فرم یک بخشی گذاشتم که نوشتم "از چه زمانی تایمتون خالی هست" که شما اونجا مشخص میکنید از کی میتونید کار رو شروع کنید.
طبیعتا ترجیحمون اینه کتاب تا اواخر تیر تموم بشه؛ منتهی چون ممکنه بعضیا امتحان داشته باشن یا کاراموزی و ... و در این یک ماه نرسن. این افراد میتونن درخواست بدن ما براشون ددلاین رو تمدید میکنیم که تا اواسط مرداد بخش خودشون رو بنویسن و تحویل بدن
❤7🎉1🍾1😘1
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری
وقت بخیر
امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟
من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه
واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
وقت بخیر
امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟
من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه
واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
❤9👌2😍1
برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری وقت بخیر امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟ من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
من در پیام های بالا خدمتتون گفتم.
در تصمیم اولیه صرفا قرار بود افراد باتجربه وارد چپترها بشن و با تایم زمانی که انتشارات بهمون داده، کتاب رو باید زودتر تموم کنیم وگرنه مشمول جریمه میشیم.
اما چون قبل از فراخوان چند نفر از شما پیام داده بودید و درخواست داشتید بچههایی که تجربه اولشون هست هم وارد کار کنیم من با اکثر منتورهای تیممون صحبت کردم.
متاسفانه این روزا اوج کار تیم ماست و هرکدوم از منتورهامون در دهها پروژه درگیر هستند و طبیعتا اولویت اینه ابتدا پروژه های قبلی تموم بشه و بعدش وارد پروژه های جدید بشن، از اون طرف هم همیشه برای من کیفیت خیلی مهم تر از کمیت بوده و واقعا دوست ندارم صرفا دانشجو جذب کنیم و بعدش توی مدیریت اونها گیر کنیم و پروژه وسط کار متوقف بشه و همه ناراضی بشن.
صرفا در این مقطع یک نفر از منتورهامون شرایط همکاری رو داشت که باهاشون صحبت کردم و ایشون قبول کردند به صورت خصوصی صرفا با ۵ نفر از بچههایی که تجربه اولشون هست پیش بره و در نهایت من متن نهایی رو از منتور میگیرم و قرار بر این شد که یک متن قابل پذیرش به من تحویل بدن.
منتورمون یکی از بچههای بسیار باتجربه تیممونه که چندسال پیش درسشون تموم شده و الان در یکی از مراکز تحقیقاتی خوب کشور مشغول به کار هستند و واقعا توی نگارش جز افراد سرآمد تیم ماست و من باهاشون ده ها مقاله کار کردم و واقعا مورد تایید هستند.
من توی فرایند منتورینگ هیچ دخالتی ندارم و شمارو به ایشون لینک میکنم و بقیه کارهارو با ایشون جلو میبرید و در نهایت ایشون متن چپتر رو برای من میفرستند.
ایشون لطف کردند این مسئولیت رو قبول کردند، اما من ازشون درخواست کردم این کار رو رایگان انجام ندن و حتما هزینه منتورینگ و تایمی که میذارن رو دریافت کنند که پروژه حرفهای تر پیش بره و کامل بتونن برای اون ۵ نفر زمان بذارن.
بیشتر از ۵ نفر ایشون نمیرسن مدیریت کنند چون همین ۵ تا به علت اینکه قراره به صورت فرد به فرد و خصوصی پیش برن طبیعتا خیلی زمانبر هست و با چالش های متفاوت.
متاسفانه اینبار بیشتر از ۵ نفر ظرفیت نداریم چون نه من میرسم وقت بذارم و نه سایر منتورهامون. امیدوارم انتخاب بشید ولی اگر نشد ناامید نشید لطفا؛ حتما در پروژه های بعدی هواتون رو داریم 🫶
در تصمیم اولیه صرفا قرار بود افراد باتجربه وارد چپترها بشن و با تایم زمانی که انتشارات بهمون داده، کتاب رو باید زودتر تموم کنیم وگرنه مشمول جریمه میشیم.
اما چون قبل از فراخوان چند نفر از شما پیام داده بودید و درخواست داشتید بچههایی که تجربه اولشون هست هم وارد کار کنیم من با اکثر منتورهای تیممون صحبت کردم.
متاسفانه این روزا اوج کار تیم ماست و هرکدوم از منتورهامون در دهها پروژه درگیر هستند و طبیعتا اولویت اینه ابتدا پروژه های قبلی تموم بشه و بعدش وارد پروژه های جدید بشن، از اون طرف هم همیشه برای من کیفیت خیلی مهم تر از کمیت بوده و واقعا دوست ندارم صرفا دانشجو جذب کنیم و بعدش توی مدیریت اونها گیر کنیم و پروژه وسط کار متوقف بشه و همه ناراضی بشن.
صرفا در این مقطع یک نفر از منتورهامون شرایط همکاری رو داشت که باهاشون صحبت کردم و ایشون قبول کردند به صورت خصوصی صرفا با ۵ نفر از بچههایی که تجربه اولشون هست پیش بره و در نهایت من متن نهایی رو از منتور میگیرم و قرار بر این شد که یک متن قابل پذیرش به من تحویل بدن.
منتورمون یکی از بچههای بسیار باتجربه تیممونه که چندسال پیش درسشون تموم شده و الان در یکی از مراکز تحقیقاتی خوب کشور مشغول به کار هستند و واقعا توی نگارش جز افراد سرآمد تیم ماست و من باهاشون ده ها مقاله کار کردم و واقعا مورد تایید هستند.
من توی فرایند منتورینگ هیچ دخالتی ندارم و شمارو به ایشون لینک میکنم و بقیه کارهارو با ایشون جلو میبرید و در نهایت ایشون متن چپتر رو برای من میفرستند.
ایشون لطف کردند این مسئولیت رو قبول کردند، اما من ازشون درخواست کردم این کار رو رایگان انجام ندن و حتما هزینه منتورینگ و تایمی که میذارن رو دریافت کنند که پروژه حرفهای تر پیش بره و کامل بتونن برای اون ۵ نفر زمان بذارن.
بیشتر از ۵ نفر ایشون نمیرسن مدیریت کنند چون همین ۵ تا به علت اینکه قراره به صورت فرد به فرد و خصوصی پیش برن طبیعتا خیلی زمانبر هست و با چالش های متفاوت.
متاسفانه اینبار بیشتر از ۵ نفر ظرفیت نداریم چون نه من میرسم وقت بذارم و نه سایر منتورهامون. امیدوارم انتخاب بشید ولی اگر نشد ناامید نشید لطفا؛ حتما در پروژه های بعدی هواتون رو داریم 🫶
❤14👏2🍾1
Meta With Man 🧑🏼💻
چند روز پیش با یکی از دانشجویان فارغ التحصیل ارشد صحبت میکردم و میگفت:
حدودا بهمن ماه سال پیش بود که این مکالمه رو براتون گذاشته بودم.
یادتون هست؟ 🤓
یادتون هست؟ 🤓
❤6⚡2😭1
Meta With Man 🧑🏼💻
حدودا بهمن ماه سال پیش بود که این مکالمه رو براتون گذاشته بودم. یادتون هست؟ 🤓
حدود یک سال پیش بود که مائده بهم زنگ زد و گفت:
«میخوام با کمکت مقاله پایاننامهم رو چاپ کنم، نظرت چیه؟»
اون موقع واقعا سرم شلوغ بود و زمان زیادی نداشتم، ولی چون از دوستهای قدیمی من بود، بهش گفتم:
«خیالت راحت، ریوایزش میکنم و سعی میکنیم بهترین خروجی ممکن رو براش بگیریم»
به خاطر شرایطی که داشت، براش خیلی مهم بود که مقالهها هرچه زودتر چاپ بشن. یادمه از همون روز اول استرس چاپ مقالهها رو داشت. منم همیشه یه جمله بهش میگفتم:
«اگه به من سپردیش، دیگه نگران چاپ مقاله نباش؛ از این به بعد فقط به فکر جشن و "شیرینی" بعد از چاپش باش» 😄
اول نشستیم سراغ مقاله پروتکل. فایل رو از اول تا آخر دوباره خوندیم، بخشهای مختلفش رو بازنویسی کردیم، تحلیلهای جدید اضافه شد، بعضی قسمتها کاملاً تغییر کرد و در نهایت نسخهای آماده شد که به نظرم چند پله از نسخه اولیه قویتر بود.
بعد از سابمیت پروتکل، رفتیم سراغ مقاله اصلی پایاننامه.
به پیشنهاد من، ۳نفر از همکارهای بینالمللی که سالها در حوزه تغذیه ورزشی کار کرده بودن به تیم اضافه شدن. چند هفته رفتوبرگشت، اصلاح، بحث و هماهنگی طول کشید تا در نهایت مقاله هم آماده شد و سابمیت کردیم🔥
«میخوام با کمکت مقاله پایاننامهم رو چاپ کنم، نظرت چیه؟»
اون موقع واقعا سرم شلوغ بود و زمان زیادی نداشتم، ولی چون از دوستهای قدیمی من بود، بهش گفتم:
«خیالت راحت، ریوایزش میکنم و سعی میکنیم بهترین خروجی ممکن رو براش بگیریم»
به خاطر شرایطی که داشت، براش خیلی مهم بود که مقالهها هرچه زودتر چاپ بشن. یادمه از همون روز اول استرس چاپ مقالهها رو داشت. منم همیشه یه جمله بهش میگفتم:
«اگه به من سپردیش، دیگه نگران چاپ مقاله نباش؛ از این به بعد فقط به فکر جشن و "شیرینی" بعد از چاپش باش» 😄
اول نشستیم سراغ مقاله پروتکل. فایل رو از اول تا آخر دوباره خوندیم، بخشهای مختلفش رو بازنویسی کردیم، تحلیلهای جدید اضافه شد، بعضی قسمتها کاملاً تغییر کرد و در نهایت نسخهای آماده شد که به نظرم چند پله از نسخه اولیه قویتر بود.
بعد از سابمیت پروتکل، رفتیم سراغ مقاله اصلی پایاننامه.
به پیشنهاد من، ۳نفر از همکارهای بینالمللی که سالها در حوزه تغذیه ورزشی کار کرده بودن به تیم اضافه شدن. چند هفته رفتوبرگشت، اصلاح، بحث و هماهنگی طول کشید تا در نهایت مقاله هم آماده شد و سابمیت کردیم🔥
🔥15❤🔥3😍2❤1🍾1😈1
Meta With Man 🧑🏼💻
Photo
مثل هر پروژه دیگهای، این مسیر هم بدون چالش نبود. بعضی روزها همه چیز خوب پیش میرفت و بعضی روزها هم مجبور بودیم دوباره برگردیم و از اول بعضی قسمتها رو اصلاح کنیم. ولی خب، صبور بودن طبیعت کار پژوهشه.
خوشبختانه در نهایت، مقاله پروتکل در یکی از بهترین گزینههای ممکن چاپ شد و مقاله اصلی پایاننامه هم در یکی از برترین ژورنالهای معتبر حوزه متابولیسم، Q1 و با ایمپکت 4.1 پذیرش گرفت.
به نظرم چاپ یک مقاله اورجینال حاصل از پایاننامه، با افیلیشن ایران، در چنین ژورنالی اصلاً دستاورد کوچیکی نیست. دوستانی که تجربه چاپ مقاله اورجینال دارن، احتمالاً بهتر از من میدونن که رسیدن به این مرحله، مخصوصاً برای چاپ یک پایاننامه، اصلاً مسیر سادهای نیست!
جالبتر اینکه هر دو مقاله، در اولین سابمیت، به اولین ژورنال انتخابی و هر دو هم با Minor Revision پذیرش گرفتن، کل فرایند شروع تا چاپ هردو مقاله زیر ۵ ماه شد؛ تازه یک ماهشم که دی بود و دیرتر ریوایز رو فرستادیم وگرنه ۴ ماهه جمع میشد. این قسمت ماجرا برای خودم از همه شیرینتر بود 🤩
از طرف دیگه، مطالعه روی کشتیگیران هم باعث شد این پروژه از نظر موضوعی تا حدی متفاوت باشه؛ چون تعداد مطالعات انجامشده در این زمینه داخل ایران خیلی زیاد نیست.
راستش اگر بخوام از همه چالشهایی که توی این مسیر پشت سر گذاشتیم رو بنویسم، خودش یه پست جدا میشه. 🧑🦯
اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد، اتفاقی بود که بعد از چاپ مقالهها افتاد.
بعد از سابمیت این پروژه، یکی از دوستان پژوهشگرم دنبال یک همکار متعهد برای پروژههاش میگشت. من هم مائده رو بهش معرفی کردم. چند وقت پیش فهمیدم که الان با اون تیم هم چندین پروژه مشترک داره و مقالههاش یکییکی در حال چاپ شدنه 🥳
شاید اگر یک سال پیش کسی به مائده میگفت چند ماه بعد قراره هم مقالههاش چاپ بشن و هم با چند تیم پژوهشی مختلف همکاری کنه، باورش نمیشد و همچنان ناراحت بود که چرا این همه کار کردم اما هنوز هیچ مقاله چاپ شدهای ندارم 😁
برای من، ارزش این داستان دقیقاً همینجاست.
اینکه کسی که حدود یک سال پیش با کلی نگرانی و ناامیدی بهم پیام داده بود و فکر میکرد شاید مسیر پژوهشش به بنبست رسیده، امروز خودش تبدیل شده به یکی از همکارهای موفق و فعال پژوهشی 💪
گاهی یک همکاری خوب، فقط به چاپ یک مقاله ختم نمیشه. اگر آدم درستی رو به آدمهای درست دیگه وصل کنی، ممکنه مسیر حرفهای و حتی زندگی یک نفر برای سالها تغییر کنه.
همیشه دوست داشتم این کانال فقط جایی برای انتشار فرصتها نباشه؛ دلم میخواد کمکم تبدیل بشه به یک جامعه علمی که آدمها همدیگه رو پیدا کنن، با هم کار کنن و اگر از دستشون برمیاد، راه رو برای همدیگه کمی هموارتر کنن 💚
هدفمون اینه که کنار هم یک کامیونیتی علمی سالم بسازیم؛ جایی که به جای اینکه زیر پای همدیگه رو خالی کنیم، دست همدیگه رو بگیریم و باعث رشد هم بشیم.
فکر میکنم توی این شرایط، مخصوصاً برای ما که از دل #خاورمیانه پژوهش میکنیم، بیشتر از هر چیز به همین ارتباطها و همکاریها نیاز داریم. شاید مسئولین و دانشگاهها برامون کار نکنن ولی من یاد گرفتم که همیشه دستم روی زانو خودم باشه تا معطل کمک دیگران! فلذا اینجا قراره خودمون برای خودمون کاری کنیم :)
شاید نتونیم همه محدودیتها رو تغییر بدیم، ولی میتونیم کاری کنیم که مسیر برای نفر بعدی، کمی هموارتر از مسیری باشه که خودمون طی کردیم 😇
و در نهایت هنوز هم معتقدم هیچکدوم از اینها نمیتونه جلوی تلاش، پشتکار و رؤیاهای آدمهایی رو بگیره که واقعاً برای ساختن آیندهشون میجنگن 🩵
خیلی دوس دارم ماحصل کارمون رو بخونید و اگر فیدبکی داشتید باهامون شیر کنید و صدالبته خوشحال میشم اگر کار مرتبطی در این حیطه انجام دادید و تمایل داشتید به این دو مقاله من و مائده هم سایت بدید.
جهت دسترسی راحت تر لینک و توضیحات هر دو مقاله رو براتون میذارم 👇
🟢 مقاله پروتکل حاصل از پایاننامه:
🟣 مقاله کلینیکال ترایال حاصل از پایاننامه:
@MetWord
خوشبختانه در نهایت، مقاله پروتکل در یکی از بهترین گزینههای ممکن چاپ شد و مقاله اصلی پایاننامه هم در یکی از برترین ژورنالهای معتبر حوزه متابولیسم، Q1 و با ایمپکت 4.1 پذیرش گرفت.
به نظرم چاپ یک مقاله اورجینال حاصل از پایاننامه، با افیلیشن ایران، در چنین ژورنالی اصلاً دستاورد کوچیکی نیست. دوستانی که تجربه چاپ مقاله اورجینال دارن، احتمالاً بهتر از من میدونن که رسیدن به این مرحله، مخصوصاً برای چاپ یک پایاننامه، اصلاً مسیر سادهای نیست!
جالبتر اینکه هر دو مقاله، در اولین سابمیت، به اولین ژورنال انتخابی و هر دو هم با Minor Revision پذیرش گرفتن، کل فرایند شروع تا چاپ هردو مقاله زیر ۵ ماه شد؛ تازه یک ماهشم که دی بود و دیرتر ریوایز رو فرستادیم وگرنه ۴ ماهه جمع میشد. این قسمت ماجرا برای خودم از همه شیرینتر بود 🤩
آخه مگه میشه مقالهای از تیم ما سابمیت بشه و چاپ نشه؟! به حق چیزای نشنیده... 😅
از طرف دیگه، مطالعه روی کشتیگیران هم باعث شد این پروژه از نظر موضوعی تا حدی متفاوت باشه؛ چون تعداد مطالعات انجامشده در این زمینه داخل ایران خیلی زیاد نیست.
راستش اگر بخوام از همه چالشهایی که توی این مسیر پشت سر گذاشتیم رو بنویسم، خودش یه پست جدا میشه. 🧑🦯
اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد، اتفاقی بود که بعد از چاپ مقالهها افتاد.
بعد از سابمیت این پروژه، یکی از دوستان پژوهشگرم دنبال یک همکار متعهد برای پروژههاش میگشت. من هم مائده رو بهش معرفی کردم. چند وقت پیش فهمیدم که الان با اون تیم هم چندین پروژه مشترک داره و مقالههاش یکییکی در حال چاپ شدنه 🥳
شاید اگر یک سال پیش کسی به مائده میگفت چند ماه بعد قراره هم مقالههاش چاپ بشن و هم با چند تیم پژوهشی مختلف همکاری کنه، باورش نمیشد و همچنان ناراحت بود که چرا این همه کار کردم اما هنوز هیچ مقاله چاپ شدهای ندارم 😁
برای من، ارزش این داستان دقیقاً همینجاست.
اینکه کسی که حدود یک سال پیش با کلی نگرانی و ناامیدی بهم پیام داده بود و فکر میکرد شاید مسیر پژوهشش به بنبست رسیده، امروز خودش تبدیل شده به یکی از همکارهای موفق و فعال پژوهشی 💪
گاهی یک همکاری خوب، فقط به چاپ یک مقاله ختم نمیشه. اگر آدم درستی رو به آدمهای درست دیگه وصل کنی، ممکنه مسیر حرفهای و حتی زندگی یک نفر برای سالها تغییر کنه.
همیشه دوست داشتم این کانال فقط جایی برای انتشار فرصتها نباشه؛ دلم میخواد کمکم تبدیل بشه به یک جامعه علمی که آدمها همدیگه رو پیدا کنن، با هم کار کنن و اگر از دستشون برمیاد، راه رو برای همدیگه کمی هموارتر کنن 💚
هدفمون اینه که کنار هم یک کامیونیتی علمی سالم بسازیم؛ جایی که به جای اینکه زیر پای همدیگه رو خالی کنیم، دست همدیگه رو بگیریم و باعث رشد هم بشیم.
فکر میکنم توی این شرایط، مخصوصاً برای ما که از دل #خاورمیانه پژوهش میکنیم، بیشتر از هر چیز به همین ارتباطها و همکاریها نیاز داریم. شاید مسئولین و دانشگاهها برامون کار نکنن ولی من یاد گرفتم که همیشه دستم روی زانو خودم باشه تا معطل کمک دیگران! فلذا اینجا قراره خودمون برای خودمون کاری کنیم :)
شاید نتونیم همه محدودیتها رو تغییر بدیم، ولی میتونیم کاری کنیم که مسیر برای نفر بعدی، کمی هموارتر از مسیری باشه که خودمون طی کردیم 😇
و در نهایت هنوز هم معتقدم هیچکدوم از اینها نمیتونه جلوی تلاش، پشتکار و رؤیاهای آدمهایی رو بگیره که واقعاً برای ساختن آیندهشون میجنگن 🩵
خیلی دوس دارم ماحصل کارمون رو بخونید و اگر فیدبکی داشتید باهامون شیر کنید و صدالبته خوشحال میشم اگر کار مرتبطی در این حیطه انجام دادید و تمایل داشتید به این دو مقاله من و مائده هم سایت بدید.
جهت دسترسی راحت تر لینک و توضیحات هر دو مقاله رو براتون میذارم 👇
🟢 مقاله پروتکل حاصل از پایاننامه:
این مقاله خودش یک کلاس آموزشی نگارش پروتکل هست و چون صفر تا صدش زیر نظر خودم انجام شده قطعا میتونیم تایید کنم که یکی از ساختامندترین و استانداردترین و باکیفیتترین پروتکلهایی که در ۱۰ سال اخیر خواهید دید؛ قطعا همین مقالس.
اگر علاقهمند به چاپ مقالات پروتکل هستید؛ بعد از اینکه مقاله رو خوندید و اگر سوالی داشتید بهم پیام بدید تا راهنماییتون کنم که چطور مقالات پروتکل مقالاتتون رو در بهترین و سریعترین حالت ممکن به چاپ برسونید 😎
🟣 مقاله کلینیکال ترایال حاصل از پایاننامه:
این مقاله هم یک ترایال کراساوور و البته اکیوت بر روی کشتیگیران هست که اگر در حیطه تغذیه ورزشی کار میکنید حتما توصیه میکنم به یافتههای ارزشمند مطالعه ما توجه کافی و وافی رو داشته باشید 🥹
@MetWord
❤24🔥2💯2🤓1
Forwarded from مائـــده🎾
سال ۹۸ با علی آشنا شدم.
علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست.
سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه.
روزهای ابتدایی بود که علی وارد فیلد پژوهش شده بود، بهش گفتم من هم علاقه مندم رزومم رو قوی کنم، با هم مقاله سلیاک رو شروع کردیم و من نیمه های راه رها کردم و زحمت کل مقاله افتاد گردن علی. چندماه بعد نشریه لیموترش رو راه اندازی کردیم. تنها نشریه فعال دانشجویی اون سالهای علوم پزشکی گرگان بود. ارزش اون نشریه ها برای من از هر مقاله ISI ای بیشتر هست. چون پر از حس team work و پروداکتیویتی بود. و من باز نیمه های راه رها کردم. سال بعد علی درباره راه اندازی استارتاپ وامو با همکاری یکی از اساتید بهم گفت. روابط عمومی یک بخشی از اون استارتاپ به من محول شد. علی رغم شور و اشتیاقی که در ابتدا توی من وجود داشت به مرور باز هم کار رو رها کردم و روی آمادگی برای کنکور ارشد متمرکز شدم. بعدها یک کارگاه پیشرفته انالیز آماری برای مقالات رو به طور رایگان از سمت علی ثبت نام شدم و خب باز هم علاقه ای نشون ندادم و شرکت نکردم. با جابه جایی من به شهر محل تحصیل مقطع بالاتر، ارتباط ما کم شد. اوایل سال دوم ارشد تغذیه بالین بودم که خودمو درمونده و بدون رزومه پژوهشی میدیدم. به علی پیام دادم و گفتم میخوام باهاش کار کنم. چندتا کارگاه برام فرستاد و چند جلسه با هم کلاس گذاشتیم. نمیدونم چی شد که اون کار باز هم توسط من رها شد.
سال ۴۰۳ فارغ تحصیل شدم. با چندتا مقاله ی کنفرانسی که ارزش خاصی نداشتند. تصمیم گرفتم دیدم رو تغییر بدم. اینبار بجای this is hard, گفتم this is new. ساعت ها پای مقاله های مستخرج از پایان نامم وقت گذاشتم. به علی پیام دادم و گفتم چقدر برام مهمه که این مقالات جای خوبی پابلیش بشن. صحبت کردیم. یکبار خودش ریوایز زد و بعد پیشنهاد داد یک قدم بزرگتر برداریم و همکاری بین المللی داشته باشیم. سه تا پروفایل لینکدین برام فرستاد و ازم پرسید دوست دارم اسم کودوم توی مقالم بیاد و از نظراتشون برای بهبود مقالم بهره مند بشم. درحالیکه امیدی به قبولی از سمت هیچکودوم نداشتم نامه نگاری شروع شد و در کمال تعجب هرسه قبول کردن. دو نفر از بزرگان تغذیه ورزشی. ریوایز جفت مقاله ها خورد به قطعی اینترنت. بماند که با چه سختی مراحل انجام شد و جفت مقاله ها در ژورنال های خوب چاپ شدند. بعدها باز هم با هم کار کردیم. اگر بخوام وجه تمایز این ارتباط پژوهشی رو نسبت به باقی گروه هایی که باهاشون کار کردم بگم، به شجاعت دادن و ساپورت کردن پژوهشگرای خیلی نوپا تاکید میکنم. دنیای ریسرچ و وارد شدن به گروه های پژوهشی قوی همیشه هم آسون نیست. فرصتی بود که همیشه در اختیار من بود، نه به واسطه دوست علی بودن. بلکه به عنوان کسی که این آدم رو صرفا میشناسه.(پس این فرصت در اختیار همه شماست).
همکاری پژوهشی با علی علاوه بر چالش های پابلیش مقاله، بدلیل روابط دوستانه بین ما و توقعات احتمالی، برای ما چالش های بیشتری داشت. اما میتونم به جرعت بگم علی جزو معدود آدم هایی هست که هیچوقت دلخوری ها و تنش های ارتباطی رو نه تنها با من (که دوستان قدیمی هستیم) بلکه با هیچکسی قاطی روابط کاری نکرد.
در طی این سالها با گروه های پژوهشی مختلف کار کردم و تونستم سیوی خودم رو تا حدی ارتقا بدم. با این حال همچنان با دیدن لیست مقاله ها و رزومه ی علی و مقایسش با رزومه ی خودم به این فکر میکنم که ما از یک نقطه شروع کردیم. استمرار چیزی هست که مسیر ما رو از هم متمایز میکنه. شاید پژوهشگرای جوون وقتی اسکالر و لینکدین شخصی مثل علی رو میبینن فکر کنن توانایی عجیب غریبی داشته، ساپورت اساتید همیشه همراهش بوده یا از بدو تولد توی این راه خبره بوده. ولی من به عنوان کسی که همیشه دوست و نظاره گر بودم میتونم با اطمینان بگم، نقطه ی صفر هردوی ما یک جا بود. علاقه به ریسرچ. از اون به بعد استمرار و تلاش هست که جایگاه هر شخص رو مشخص میکنه و همونطور که علی همیشه میگه علم یکی از عادلانه ترین نظام های تاریخ بشریته.
پس تلاش کنین. صبور باشین. برای هر مدل یادگیری
open باشین و خودتون رو محدود نکنین و trust the process.
علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست.
سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه.
روزهای ابتدایی بود که علی وارد فیلد پژوهش شده بود، بهش گفتم من هم علاقه مندم رزومم رو قوی کنم، با هم مقاله سلیاک رو شروع کردیم و من نیمه های راه رها کردم و زحمت کل مقاله افتاد گردن علی. چندماه بعد نشریه لیموترش رو راه اندازی کردیم. تنها نشریه فعال دانشجویی اون سالهای علوم پزشکی گرگان بود. ارزش اون نشریه ها برای من از هر مقاله ISI ای بیشتر هست. چون پر از حس team work و پروداکتیویتی بود. و من باز نیمه های راه رها کردم. سال بعد علی درباره راه اندازی استارتاپ وامو با همکاری یکی از اساتید بهم گفت. روابط عمومی یک بخشی از اون استارتاپ به من محول شد. علی رغم شور و اشتیاقی که در ابتدا توی من وجود داشت به مرور باز هم کار رو رها کردم و روی آمادگی برای کنکور ارشد متمرکز شدم. بعدها یک کارگاه پیشرفته انالیز آماری برای مقالات رو به طور رایگان از سمت علی ثبت نام شدم و خب باز هم علاقه ای نشون ندادم و شرکت نکردم. با جابه جایی من به شهر محل تحصیل مقطع بالاتر، ارتباط ما کم شد. اوایل سال دوم ارشد تغذیه بالین بودم که خودمو درمونده و بدون رزومه پژوهشی میدیدم. به علی پیام دادم و گفتم میخوام باهاش کار کنم. چندتا کارگاه برام فرستاد و چند جلسه با هم کلاس گذاشتیم. نمیدونم چی شد که اون کار باز هم توسط من رها شد.
سال ۴۰۳ فارغ تحصیل شدم. با چندتا مقاله ی کنفرانسی که ارزش خاصی نداشتند. تصمیم گرفتم دیدم رو تغییر بدم. اینبار بجای this is hard, گفتم this is new. ساعت ها پای مقاله های مستخرج از پایان نامم وقت گذاشتم. به علی پیام دادم و گفتم چقدر برام مهمه که این مقالات جای خوبی پابلیش بشن. صحبت کردیم. یکبار خودش ریوایز زد و بعد پیشنهاد داد یک قدم بزرگتر برداریم و همکاری بین المللی داشته باشیم. سه تا پروفایل لینکدین برام فرستاد و ازم پرسید دوست دارم اسم کودوم توی مقالم بیاد و از نظراتشون برای بهبود مقالم بهره مند بشم. درحالیکه امیدی به قبولی از سمت هیچکودوم نداشتم نامه نگاری شروع شد و در کمال تعجب هرسه قبول کردن. دو نفر از بزرگان تغذیه ورزشی. ریوایز جفت مقاله ها خورد به قطعی اینترنت. بماند که با چه سختی مراحل انجام شد و جفت مقاله ها در ژورنال های خوب چاپ شدند. بعدها باز هم با هم کار کردیم. اگر بخوام وجه تمایز این ارتباط پژوهشی رو نسبت به باقی گروه هایی که باهاشون کار کردم بگم، به شجاعت دادن و ساپورت کردن پژوهشگرای خیلی نوپا تاکید میکنم. دنیای ریسرچ و وارد شدن به گروه های پژوهشی قوی همیشه هم آسون نیست. فرصتی بود که همیشه در اختیار من بود، نه به واسطه دوست علی بودن. بلکه به عنوان کسی که این آدم رو صرفا میشناسه.(پس این فرصت در اختیار همه شماست).
همکاری پژوهشی با علی علاوه بر چالش های پابلیش مقاله، بدلیل روابط دوستانه بین ما و توقعات احتمالی، برای ما چالش های بیشتری داشت. اما میتونم به جرعت بگم علی جزو معدود آدم هایی هست که هیچوقت دلخوری ها و تنش های ارتباطی رو نه تنها با من (که دوستان قدیمی هستیم) بلکه با هیچکسی قاطی روابط کاری نکرد.
در طی این سالها با گروه های پژوهشی مختلف کار کردم و تونستم سیوی خودم رو تا حدی ارتقا بدم. با این حال همچنان با دیدن لیست مقاله ها و رزومه ی علی و مقایسش با رزومه ی خودم به این فکر میکنم که ما از یک نقطه شروع کردیم. استمرار چیزی هست که مسیر ما رو از هم متمایز میکنه. شاید پژوهشگرای جوون وقتی اسکالر و لینکدین شخصی مثل علی رو میبینن فکر کنن توانایی عجیب غریبی داشته، ساپورت اساتید همیشه همراهش بوده یا از بدو تولد توی این راه خبره بوده. ولی من به عنوان کسی که همیشه دوست و نظاره گر بودم میتونم با اطمینان بگم، نقطه ی صفر هردوی ما یک جا بود. علاقه به ریسرچ. از اون به بعد استمرار و تلاش هست که جایگاه هر شخص رو مشخص میکنه و همونطور که علی همیشه میگه علم یکی از عادلانه ترین نظام های تاریخ بشریته.
پس تلاش کنین. صبور باشین. برای هر مدل یادگیری
open باشین و خودتون رو محدود نکنین و trust the process.
👏19❤15🤪3🥴1
مائـــده🎾
سال ۹۸ با علی آشنا شدم. علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست. سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه. روزهای…
#رضایت_همکاری و اینطور داستانا دیگه 😅
🔥17🍾5😁3❤1👏1🌚1
Meta With Man 🧑🏼💻
🌿 اگه موضوع بیماریهای قلبی–متابولیک مربوط به افزایش سن (مثل فشار خون بالا، دیابت، چاقی و …) براتون جذابه، یه فرصت خیلی خوب پیش روتونه! ژورنال معتبر Experimental Physiology یه شماره ویژه منتشر کرده با عنوان: “New approaches for old diseases” و برای همکاری…
این شماره ویژه رو یادتونه بهتون گفته بودم مقاله بفرستیددددد 👀👀
این ژورنال وابسته به انجمن فیزیولوژی اروپاست و جز قدیمی ترین و با پرستیژترین ژورنالهای همین حیطه هم هستتت...
این ژورنال وابسته به انجمن فیزیولوژی اروپاست و جز قدیمی ترین و با پرستیژترین ژورنالهای همین حیطه هم هستتت...
🍾5⚡3🥰1
كميته تحقیقات و فناوری دانشجویان تغذيه و صنايع غذايى علوم پزشکی شهید بهشتى
📣 کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده علوم تغذیه و صنایع غذایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار میکند: 💥 دوره جامع و پروژه محور مطالعات مرور نظاممند و متاآنالیز 💥 ✍ این کارگاه به صورت حضوری ویژه دانشجویان علاقمند به پژوهش و تحقیق برگزار می گردد.…
این متاآنالیز مربوط کلاس حضوری متاآنالیزم در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که مربوط به حدود دو سال پیشه...
اون موقع این فرصت رو داشتم که بعد از مدتها یک کارگاه حضوری برگزار کنم 🤓
توی یکی از زمانهای استراحت کلاس، چند نفر از بچههای دانشگاه علوم و تحقیقات اومدن پیشم و گفتن: «میخوایم باهاتون یه کار پژوهشی انجام بدیم.»
همونجا بود تصمیم گرفتیم یک کار شروع کنیم و این پروژه شکل گرفت. به همین راحتی :)
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه اواخر کار، متوجه شدیم دقیقاً با همین موضوع، یک متاآنالیز مشابه چند ماه قبل منتشر شده...
طبیعی هم بود؛ بچهها حسابی ناامید شدن. از نگاه اونها، وقتی مقالهای با همین عنوان چاپ شده، دیگه ادامه دادن این پروژه فایدهای نداشت.
من فقط یه جمله بهشون گفتم:
«موضوع سختتر شده، ولی هنوز تموم نشده.»
متأسفانه بعضی از اعضای تیم تصمیم گرفتن ادامه ندن و از پروژه جدا شدن! ما هم دوباره فراخوان همکاری گذاشتیم، چند نفر جدید به تیم اضافه شدن و بالاخره مقاله رو به پایان رسوندیم 🥸
@MetWord
اون موقع این فرصت رو داشتم که بعد از مدتها یک کارگاه حضوری برگزار کنم 🤓
توی یکی از زمانهای استراحت کلاس، چند نفر از بچههای دانشگاه علوم و تحقیقات اومدن پیشم و گفتن: «میخوایم باهاتون یه کار پژوهشی انجام بدیم.»
همونجا بود تصمیم گرفتیم یک کار شروع کنیم و این پروژه شکل گرفت. به همین راحتی :)
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه اواخر کار، متوجه شدیم دقیقاً با همین موضوع، یک متاآنالیز مشابه چند ماه قبل منتشر شده...
طبیعی هم بود؛ بچهها حسابی ناامید شدن. از نگاه اونها، وقتی مقالهای با همین عنوان چاپ شده، دیگه ادامه دادن این پروژه فایدهای نداشت.
من فقط یه جمله بهشون گفتم:
«موضوع سختتر شده، ولی هنوز تموم نشده.»
متأسفانه بعضی از اعضای تیم تصمیم گرفتن ادامه ندن و از پروژه جدا شدن! ما هم دوباره فراخوان همکاری گذاشتیم، چند نفر جدید به تیم اضافه شدن و بالاخره مقاله رو به پایان رسوندیم 🥸
@MetWord
❤6🔥2⚡1🏆1
Meta With Man 🧑🏼💻
این متاآنالیز مربوط کلاس حضوری متاآنالیزم در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که مربوط به حدود دو سال پیشه... اون موقع این فرصت رو داشتم که بعد از مدتها یک کارگاه حضوری برگزار کنم 🤓 توی یکی از زمانهای استراحت کلاس، چند نفر از بچههای دانشگاه علوم و تحقیقات…
اما راستش، تازه از اونجا قسمت سخت ماجرا شروع شد. 😄
این بار باید ادیتور و داورها رو قانع میکردیم که با وجود انتشار یک متاآنالیز مشابه، مطالعه ما هنوز ارزش چاپ داره :)
تقریباً تمام انرژیمون رو گذاشتیم روی نگارش بحث مقاله. سعی کردیم دقیق توضیح بدیم که تفاوت مطالعه ما با کار قبلی چیه، چه نقاط قوتی داره، چه محدودیتهایی رو برطرف کرده و چرا نتایجش هنوز میتونه برای پژوهشگرها ارزشمند باشه.
باورتون نمیشه اما اوج هنر ریسرچ و خصوصا دیسکاشن نویسی من رو میتونید توی این مقاله بیابید. بخونید و ببینید چه طنازی برای ادیتور و داوران کردیم؛ 🕺 یک مغازله علمی کم نظیر 👨🔬
و نتیجه؟!
مقالهای که خیلیها فکر میکردن دیگه شانسی برای چاپ نداره، در اولین سابمیت پذیرش گرفت و از زمان سابمیت تا چاپ نهایی، فقط ۴۰ روز طول کشید.
این پروژه برای خود من یک یادآوری مهم داشت.
توی پژوهش، همهچیز به ناول بودن موضوع خلاصه نمیشه. خیلی وقتها کیفیت اجرا، نحوه تحلیل، استدلال علمی و اینکه بتونی به ادیتور نشون بدی مقالهات چه ارزشی به ادبیات علمی اضافه میکنه، از خود موضوع مهمتره.
شاید اگر همون روزی که مقاله مشابه چاپ شد، ما هم پروژه رو رها میکردیم، هیچوقت این تجربه شکل نمیگرفت.
بعضی وقتها، تفاوت بین یک مقاله چاپشده و یک پروژه نیمهکاره، فقط اینه که یک نفر زودتر از بقیه ناامید نشه و صد البته که ما هوش مصنوعی نیستیم و تفکر انسانی داریم و خلاقیتمون خیلی جاها میتونه جای نگارش هوش مصنوعی رو بگیره 🩵
@MetWord
لینک مقاله جهت خوندن این اثر علمی و هنری:
Link
این بار باید ادیتور و داورها رو قانع میکردیم که با وجود انتشار یک متاآنالیز مشابه، مطالعه ما هنوز ارزش چاپ داره :)
تقریباً تمام انرژیمون رو گذاشتیم روی نگارش بحث مقاله. سعی کردیم دقیق توضیح بدیم که تفاوت مطالعه ما با کار قبلی چیه، چه نقاط قوتی داره، چه محدودیتهایی رو برطرف کرده و چرا نتایجش هنوز میتونه برای پژوهشگرها ارزشمند باشه.
باورتون نمیشه اما اوج هنر ریسرچ و خصوصا دیسکاشن نویسی من رو میتونید توی این مقاله بیابید. بخونید و ببینید چه طنازی برای ادیتور و داوران کردیم؛ 🕺 یک مغازله علمی کم نظیر 👨🔬
و نتیجه؟!
مقالهای که خیلیها فکر میکردن دیگه شانسی برای چاپ نداره، در اولین سابمیت پذیرش گرفت و از زمان سابمیت تا چاپ نهایی، فقط ۴۰ روز طول کشید.
این پروژه برای خود من یک یادآوری مهم داشت.
توی پژوهش، همهچیز به ناول بودن موضوع خلاصه نمیشه. خیلی وقتها کیفیت اجرا، نحوه تحلیل، استدلال علمی و اینکه بتونی به ادیتور نشون بدی مقالهات چه ارزشی به ادبیات علمی اضافه میکنه، از خود موضوع مهمتره.
شاید اگر همون روزی که مقاله مشابه چاپ شد، ما هم پروژه رو رها میکردیم، هیچوقت این تجربه شکل نمیگرفت.
بعضی وقتها، تفاوت بین یک مقاله چاپشده و یک پروژه نیمهکاره، فقط اینه که یک نفر زودتر از بقیه ناامید نشه و صد البته که ما هوش مصنوعی نیستیم و تفکر انسانی داریم و خلاقیتمون خیلی جاها میتونه جای نگارش هوش مصنوعی رو بگیره 🩵
@MetWord
لینک مقاله جهت خوندن این اثر علمی و هنری:
Link
پن:
مغازله علمی = دلربایی از طریق دانش و استدلال علمی 🙄
👏9😁2❤1🙈1
Meta With Man 🧑🏼💻
تا حالا راجع به Food Noise چیزی شنیدید؟ معنی و مفهوم دقیقش رو میدونید چیه؟ هرچیزی که به ذهنتون میرسه یا ایدهای در این مورد دارید اینجا نظراتتون رو بهم بگید: https://t.me/XBCHATBot?start=sec-eiddgjcej ریاکت هم بدید تا یک مبحث تغذیهجامعه روز دنیا رو امشب/فردا…
یه سؤال... 🧐
به نظرتون ممکنه چند سال دیگه، متخصص ناباروری علاوه بر آزمایش اسپرم، یک آزمایش دیگه هم براتون بنویسه که اسمش باشه:
"آنالیز میکروبیوم مایع منی"؟ 🦠
شوخی نمیکنم! 😄
شاید الان عجیب به نظر برسه، ولی این روزها یکی از داغترین موضوعات پژوهشی دنیا دقیقاً همینه و تعداد مقالههایی که هر سال در این حوزه منتشر میشه، با سرعت عجیبی داره بیشتر میشه.
حالا سؤال اصلی اینه...
اصلاً به نظرتون مایع منی هم میکروبیوم داره؟ 🤔 اگر داره، این باکتریها چطورن؟ حالشون خوبه یا چی؟!!!!
و مهمتر از همه... تغذیه میتونه روی این داستان تأثیر بذاره؟
حدستون چیه؟ هر نظری دارید برام بنویسید؛ دوست دارم قبل از اینکه امشب راجع بهش صحبت کنیم، ببینم ذهن شما به کدوم سمت میره. 😁
💬 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-eiddgjcej
اگر استقبال خوب باشه، امشب یکی از موضوعاتی رو باز میکنیم که به نظرم طی ۵ تا ۱۰ سال آینده اسمش رو خیلی بیشتر از امروز خواهید شنید؛ جایی که میکروبیوم، تغذیه و باروری مردان به هم میرسن و سؤالهای جالبی رو ایجاد میکنن. 🔬
@MetWord
پ.ن: بعضی از بهترین ایدههای پایاننامه، از همین سؤالهای به ظاهر ساده شروع میشن. اگر دنبال یک موضوعی هستید که هنوز خیلی جای کار داشته باشه، توضیحات جذاب امروز من رو از دست ندید 😉🔥
#انتخاب_عنوان
به نظرتون ممکنه چند سال دیگه، متخصص ناباروری علاوه بر آزمایش اسپرم، یک آزمایش دیگه هم براتون بنویسه که اسمش باشه:
"آنالیز میکروبیوم مایع منی"؟ 🦠
شوخی نمیکنم! 😄
شاید الان عجیب به نظر برسه، ولی این روزها یکی از داغترین موضوعات پژوهشی دنیا دقیقاً همینه و تعداد مقالههایی که هر سال در این حوزه منتشر میشه، با سرعت عجیبی داره بیشتر میشه.
حالا سؤال اصلی اینه...
اصلاً به نظرتون مایع منی هم میکروبیوم داره؟ 🤔 اگر داره، این باکتریها چطورن؟ حالشون خوبه یا چی؟!!!!
و مهمتر از همه... تغذیه میتونه روی این داستان تأثیر بذاره؟
حدستون چیه؟ هر نظری دارید برام بنویسید؛ دوست دارم قبل از اینکه امشب راجع بهش صحبت کنیم، ببینم ذهن شما به کدوم سمت میره. 😁
💬 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-eiddgjcej
اگر استقبال خوب باشه، امشب یکی از موضوعاتی رو باز میکنیم که به نظرم طی ۵ تا ۱۰ سال آینده اسمش رو خیلی بیشتر از امروز خواهید شنید؛ جایی که میکروبیوم، تغذیه و باروری مردان به هم میرسن و سؤالهای جالبی رو ایجاد میکنن. 🔬
@MetWord
پ.ن: بعضی از بهترین ایدههای پایاننامه، از همین سؤالهای به ظاهر ساده شروع میشن. اگر دنبال یک موضوعی هستید که هنوز خیلی جای کار داشته باشه، توضیحات جذاب امروز من رو از دست ندید 😉🔥
#انتخاب_عنوان
Telegram
برنامه ناشناس
برنامه چت ناشناس ، چت ناشناس در گروه ها . گپ ناشناس با افراد مختلف
☃4❤3😁1🤔1😍1💋1
Meta With Man 🧑🏼💻
یه سؤال... 🧐 به نظرتون ممکنه چند سال دیگه، متخصص ناباروری علاوه بر آزمایش اسپرم، یک آزمایش دیگه هم براتون بنویسه که اسمش باشه: "آنالیز میکروبیوم مایع منی"؟ 🦠 شوخی نمیکنم! 😄 شاید الان عجیب به نظر برسه، ولی این روزها یکی از داغترین موضوعات پژوهشی دنیا دقیقاً…
اتفاقاً بد نیست بدونید تیم ما هم طی یکی دو سال اخیر، روی یکی از موضوعات نزدیک به همین حوزه کار کرده
ما یک مطالعه کیسکنترل طراحی و اجرا کردیم که توی اون، ارتباط الگوی غذایی التهابی و سبک زندگی رو با کیفیت و قطعهقطعه شدن DNA اسپرم بررسی کردیم؛ موضوعی که این روزها یکی از دغدغههای مهم سلامت باروری در دنیاست
متأسفانه ناباروری فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ برای خیلی از خانوادهها، تبدیل به یک فشار روحی، اجتماعی و حتی اقتصادی شده و گاهی هزینههای درمانش به صدها میلیون یا حتی میلیاردها تومان میرسه
البته هنوز برای نتیجهگیری قطعی زوده، اما شواهد روزبهروز بیشتر نشون میدن که تغذیه، التهاب و سبک زندگی احتمالاً نقش مهمتری از چیزی که قبلاً فکر میکردیم، در سلامت باروری مردان دارن
این تصویر، مربوط به فیگر بخش بحث همین مقالهست. چون هنوز منتشر نشده، فعلاً نمیتونم نتایجش رو به اشتراک بذارم؛ ولی گفتم این تصویر رو بذارم تا شاید برای بعضی از شما یک جرقه باشه
به نظرم آینده پژوهش، دقیقاً همینجاست؛ جایی که تغذیه با حوزههایی مثل باروری، میکروبیوم، هوش مصنوعی، سلامت روان، ایمونولوژی و پزشکی دقیق تلاقی پیدا میکنه 😎
@MetWord
ما یک مطالعه کیسکنترل طراحی و اجرا کردیم که توی اون، ارتباط الگوی غذایی التهابی و سبک زندگی رو با کیفیت و قطعهقطعه شدن DNA اسپرم بررسی کردیم؛ موضوعی که این روزها یکی از دغدغههای مهم سلامت باروری در دنیاست
متأسفانه ناباروری فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ برای خیلی از خانوادهها، تبدیل به یک فشار روحی، اجتماعی و حتی اقتصادی شده و گاهی هزینههای درمانش به صدها میلیون یا حتی میلیاردها تومان میرسه
البته هنوز برای نتیجهگیری قطعی زوده، اما شواهد روزبهروز بیشتر نشون میدن که تغذیه، التهاب و سبک زندگی احتمالاً نقش مهمتری از چیزی که قبلاً فکر میکردیم، در سلامت باروری مردان دارن
این تصویر، مربوط به فیگر بخش بحث همین مقالهست. چون هنوز منتشر نشده، فعلاً نمیتونم نتایجش رو به اشتراک بذارم؛ ولی گفتم این تصویر رو بذارم تا شاید برای بعضی از شما یک جرقه باشه
به نظرم آینده پژوهش، دقیقاً همینجاست؛ جایی که تغذیه با حوزههایی مثل باروری، میکروبیوم، هوش مصنوعی، سلامت روان، ایمونولوژی و پزشکی دقیق تلاقی پیدا میکنه 😎
@MetWord
❤10😍1😨1💘1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 طبق آمار، تعداد زیادی از مادرهایی که باید تو خردادماه زایمان کنن، خطرِ مرگ خودشون و بچهشون رو قبول میکنن و دردش رو تا ماهِ بعد به جون میخرن که یه وقت خدایی نکرده بچهشون خردادماهی نشه!
+ طبق یسری باورهای خرافاتی؛
@MetWord
پن: این ویدیو و کپشن رو امروز دیدم؛ افسوس خوردم واقعا.
راحت راااحت راااااحت ۵۰۰ سال از کل دنیا عقبیم، ادعاهای زرنگی و فهم بالامونم همه جارو گرفته...
هرچی میخوریم که به والا از همین خرافاتی بودن تفکر پوسیده هم وطنهامونه...
بس کن ایرانی این خرافات رو. بس کن!
+ طبق یسری باورهای خرافاتی؛
افراد متولد خرداد ماه، مودی و دمدمی مزاج هستن؛ یعنی خیلی ثبات روحی و رفتاری ندارن.
به همین خاطر، اکثرا تو رابطههای عاطفی، خیلی موفق نیستن و بعضا هم بخاطر خردادماهی بودن، کنسل میشن!
@MetWord
پن: این ویدیو و کپشن رو امروز دیدم؛ افسوس خوردم واقعا.
راحت راااحت راااااحت ۵۰۰ سال از کل دنیا عقبیم، ادعاهای زرنگی و فهم بالامونم همه جارو گرفته...
هرچی میخوریم که به والا از همین خرافاتی بودن تفکر پوسیده هم وطنهامونه...
بس کن ایرانی این خرافات رو. بس کن!
👍19🥰1👻1