Meta With Man 🧑🏼💻
📚 فراخوان همکاری در تالیف و نگارش کتاب بینالمللی 🔸Title: Cardiovascular Immunology and Inflammation 🔸Subtitle: From Molecular Mechanisms to Precision Therapy and Nutrition 🔹Publisher: Springer Nature سلام به همگی 🌱 بعد از ماهها برنامهریزی، بالاخره ثبتنام…
در این مورد چون چند نفر مشابه این پیام ارسال کرده بودند گفتم توضیح بدم
هرچند که در متن های بالاتر گفتم دلیلش چیه.
ببنید هدف ما صرفا کمک به بچه هایی بوده که شاید چنین فرصت هایی دور از دسترسشون بوده، گفتم فرصتی فراهم کنیم تا عده ای بتونن استفاده کنن.
حالا اینکه یه عده ناراحت شدن که چرا سی وی و مقاله چاپ شده از شما میخواییم رو متوجه نمیشم. شما خودتون بخوایید یک مقاله کار کنید و نیاز به هم تیمی داشته باشید آیا معیار ورود برای کارتون نمیذارید؟
با این حال من همیشه با دید اینکه کمکی کنیم و بیشتر با بچه هایی کار کنیم که کار اولشون هست پیش رفتیم اما اینم در نظر بگیرید هزار صفحه کتاب رو من نمیتونم بیشنم خط به خط بخونم و کسی که با اولشه داره مینیوسه متنش رو تصحیح کنم و از اول خودم بنویسم.
چند پیام عجیب غریب و طلبکارانه در ناشناس دریافت کردم که واقعا برام عجیب بود!
من شما رو درک میکنم همیشه هم تمام سعیم این بوده که اگر کمکی از دستم برمیاد برای شما که رفیقم هستید انجام بدم و سر همین کمک ها توی اکثر پروژه ها تمام فشار روی خودم بوده و کارم چند برابر شده و مدت زمانی که اون مقاله به اتمام برسه چند برابر افزایش پیدا کرده
هرچند که در متن های بالاتر گفتم دلیلش چیه.
ببنید هدف ما صرفا کمک به بچه هایی بوده که شاید چنین فرصت هایی دور از دسترسشون بوده، گفتم فرصتی فراهم کنیم تا عده ای بتونن استفاده کنن.
حالا اینکه یه عده ناراحت شدن که چرا سی وی و مقاله چاپ شده از شما میخواییم رو متوجه نمیشم. شما خودتون بخوایید یک مقاله کار کنید و نیاز به هم تیمی داشته باشید آیا معیار ورود برای کارتون نمیذارید؟
با این حال من همیشه با دید اینکه کمکی کنیم و بیشتر با بچه هایی کار کنیم که کار اولشون هست پیش رفتیم اما اینم در نظر بگیرید هزار صفحه کتاب رو من نمیتونم بیشنم خط به خط بخونم و کسی که با اولشه داره مینیوسه متنش رو تصحیح کنم و از اول خودم بنویسم.
چند پیام عجیب غریب و طلبکارانه در ناشناس دریافت کردم که واقعا برام عجیب بود!
من شما رو درک میکنم همیشه هم تمام سعیم این بوده که اگر کمکی از دستم برمیاد برای شما که رفیقم هستید انجام بدم و سر همین کمک ها توی اکثر پروژه ها تمام فشار روی خودم بوده و کارم چند برابر شده و مدت زمانی که اون مقاله به اتمام برسه چند برابر افزایش پیدا کرده
❤26🔥3👏1🤔1🍾1
بگذریم نمیخوام طولانی کنم یا چنین چیزی.
اون هایی که باید ببینن و متوجه بشن شدن. اون هاییم که هیت میدن رو واقعا درک نمیکنم!
یکی هم میاد یک کمکی کنه باید کوبیده بشه که چرا این سبکی داره کمک میکنه؟ یه چیزایی میشنوم و میبینم که واقعا برام عجیبه (منظورم این اسکرین شات نیست ایشون از دوستان من هستند، منظورم باقی پیام ها هست که اونقدر عجیب بودن حتی دوست ندارم به اشتراک بذارمشون).
ماهم مثل بعضی از تیم ها ورودی تیم هامون رو دلاری کنیم و بگیم ان دلار پول بدید تا وارد پروژه هامون شیم مثل اینکه بیشتر فالوور میگیریم و همکاری هامون شیرین تر و حرفه ای تر میشه :)
کلا هرچیزی که رایگانه مثل اینکه میشه وظیفه 🙂
خلاصه کلام، بازهم برای تسهیل مسیرتون:
اگر تا الان با تیم ما کار کردید یا جز دانشجویان دوره مقاله نویسی من بودید (داده تا مقاله یا دوره پروژه محور متاآنالیز) نیاز به مقاله مرتبط ندارید، صرفا همینکه دانشجوی خودمون بودید کافیه.
تیم علمی کتاب اول اسامی رو بر اساس فرم ها غربال میکنند و بعدش اسامی که به دست من رسید و با توجه به شناختی که ازتون دارم تصمیم میگیرم که واجد شرایط همکاریمون هستید یا خیر. اگر همچنان نیاز به منتور داشته باشید وارد اون دوره 5 نفرمون میشید و منتور باهاتون پیش میره و اسامیتون توی کتابمون میاد و اگر اون 5 نفر پر شد انشاا... در دوره های بعدی قطعا افتخار همکاری داریم باهاتون 💙
اون هایی که باید ببینن و متوجه بشن شدن. اون هاییم که هیت میدن رو واقعا درک نمیکنم!
یکی هم میاد یک کمکی کنه باید کوبیده بشه که چرا این سبکی داره کمک میکنه؟ یه چیزایی میشنوم و میبینم که واقعا برام عجیبه (منظورم این اسکرین شات نیست ایشون از دوستان من هستند، منظورم باقی پیام ها هست که اونقدر عجیب بودن حتی دوست ندارم به اشتراک بذارمشون).
ماهم مثل بعضی از تیم ها ورودی تیم هامون رو دلاری کنیم و بگیم ان دلار پول بدید تا وارد پروژه هامون شیم مثل اینکه بیشتر فالوور میگیریم و همکاری هامون شیرین تر و حرفه ای تر میشه :)
کلا هرچیزی که رایگانه مثل اینکه میشه وظیفه 🙂
خلاصه کلام، بازهم برای تسهیل مسیرتون:
اگر تا الان با تیم ما کار کردید یا جز دانشجویان دوره مقاله نویسی من بودید (داده تا مقاله یا دوره پروژه محور متاآنالیز) نیاز به مقاله مرتبط ندارید، صرفا همینکه دانشجوی خودمون بودید کافیه.
تیم علمی کتاب اول اسامی رو بر اساس فرم ها غربال میکنند و بعدش اسامی که به دست من رسید و با توجه به شناختی که ازتون دارم تصمیم میگیرم که واجد شرایط همکاریمون هستید یا خیر. اگر همچنان نیاز به منتور داشته باشید وارد اون دوره 5 نفرمون میشید و منتور باهاتون پیش میره و اسامیتون توی کتابمون میاد و اگر اون 5 نفر پر شد انشاا... در دوره های بعدی قطعا افتخار همکاری داریم باهاتون 💙
❤31🏆3🍾1😈1
چقدر قشنگ گفتید واقعا ❤️
اینبار واقعا سعی کردم شرایطی پیش بیارم که همه به یک اندازه بتونن درش شرکت کنند و هرکی حقش در کتاب شرکت کنه و صرفا یک عده که همیشه تو تیمها ثابت بودند.
حتی برا اینکه بازهم حق کسی خورده نشده یک دور قبل از من قرار شد تیم علمیمون چک کنند و فرم هارو بررسی کنند؛ که فرایند بلایندینگ رعایت بشه و واقعا با کمترین سوگیری ممکن افراد رو انتخاب کنیم.
سعی میکنم که همه نویسنده هارو از افراد حرفهای انتخاب نکنیم و توازن بدیم و در هر چپتر یک نفر مبتدی و دو نفر متوسط و دو نفر حرفهای قرار بدیم که همگی در کنارهم بتونن استفاده کنند.
ولی اینکه بعضیا توقع دارن کل پوزیشن های نویسندگی کتابو بدیم به افرادی که تا الان حتی سابقه نگارش یک پروپوزالم نداشتن خو منطقی نیست. خودتونم جای من بذارید احتمالا این موضوع رو درک کنید.
درک میکنم که فرایند انجام و نگارش و چاپ مقالات خیلی طولانی هست؛ اصلا برای همینه که یک قسمتی از فرم رو نوشتم که رزومه خودتون رو "تایپ" کنید و میتونید در اون قسمت بگید مقالاتتون "درحال انجام" هستند و بگید در اون مقاله چه کردید.
هدف اینه صرفا کار پژوهشی کرده باشید و خیلی دور از موضوع نباشید
اینبار واقعا سعی کردم شرایطی پیش بیارم که همه به یک اندازه بتونن درش شرکت کنند و هرکی حقش در کتاب شرکت کنه و صرفا یک عده که همیشه تو تیمها ثابت بودند.
حتی برا اینکه بازهم حق کسی خورده نشده یک دور قبل از من قرار شد تیم علمیمون چک کنند و فرم هارو بررسی کنند؛ که فرایند بلایندینگ رعایت بشه و واقعا با کمترین سوگیری ممکن افراد رو انتخاب کنیم.
سعی میکنم که همه نویسنده هارو از افراد حرفهای انتخاب نکنیم و توازن بدیم و در هر چپتر یک نفر مبتدی و دو نفر متوسط و دو نفر حرفهای قرار بدیم که همگی در کنارهم بتونن استفاده کنند.
ولی اینکه بعضیا توقع دارن کل پوزیشن های نویسندگی کتابو بدیم به افرادی که تا الان حتی سابقه نگارش یک پروپوزالم نداشتن خو منطقی نیست. خودتونم جای من بذارید احتمالا این موضوع رو درک کنید.
درک میکنم که فرایند انجام و نگارش و چاپ مقالات خیلی طولانی هست؛ اصلا برای همینه که یک قسمتی از فرم رو نوشتم که رزومه خودتون رو "تایپ" کنید و میتونید در اون قسمت بگید مقالاتتون "درحال انجام" هستند و بگید در اون مقاله چه کردید.
هدف اینه صرفا کار پژوهشی کرده باشید و خیلی دور از موضوع نباشید
❤18🍾5🔥1👾1
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری وقتتون بخیر
ممنون بابت فرصتی که در اختیار ما بچه ها که خیلی CV قوی نداریم گذاشتین
میخواستم بپرسم برای نگارش کتاب، ددلاین ها از کی شروع میشن؟
ما بچه های بالینی خیلی بخاطر بیمارستان رفتن سرمون شلوغه و الان هم تایم امتحان هاست
ممنون بابت فرصتی که در اختیار ما بچه ها که خیلی CV قوی نداریم گذاشتین
میخواستم بپرسم برای نگارش کتاب، ددلاین ها از کی شروع میشن؟
ما بچه های بالینی خیلی بخاطر بیمارستان رفتن سرمون شلوغه و الان هم تایم امتحان هاست
❤🔥2🫡1
برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری وقتتون بخیر ممنون بابت فرصتی که در اختیار ما بچه ها که خیلی CV قوی نداریم گذاشتین میخواستم بپرسم برای نگارش کتاب، ددلاین ها از کی شروع میشن؟ ما بچه های بالینی خیلی بخاطر بیمارستان رفتن سرمون شلوغه و الان هم تایم امتحان هاست
این رو چند نفر دیگه هم بهم گفتند. گفتم اینجا توضیح بدم
برای همین مورد، من داخل فرم یک بخشی گذاشتم که نوشتم "از چه زمانی تایمتون خالی هست" که شما اونجا مشخص میکنید از کی میتونید کار رو شروع کنید.
طبیعتا ترجیحمون اینه کتاب تا اواخر تیر تموم بشه؛ منتهی چون ممکنه بعضیا امتحان داشته باشن یا کاراموزی و ... و در این یک ماه نرسن. این افراد میتونن درخواست بدن ما براشون ددلاین رو تمدید میکنیم که تا اواسط مرداد بخش خودشون رو بنویسن و تحویل بدن
برای همین مورد، من داخل فرم یک بخشی گذاشتم که نوشتم "از چه زمانی تایمتون خالی هست" که شما اونجا مشخص میکنید از کی میتونید کار رو شروع کنید.
طبیعتا ترجیحمون اینه کتاب تا اواخر تیر تموم بشه؛ منتهی چون ممکنه بعضیا امتحان داشته باشن یا کاراموزی و ... و در این یک ماه نرسن. این افراد میتونن درخواست بدن ما براشون ددلاین رو تمدید میکنیم که تا اواسط مرداد بخش خودشون رو بنویسن و تحویل بدن
❤7🎉1🍾1😘1
Forwarded from برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری
وقت بخیر
امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟
من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه
واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
وقت بخیر
امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟
من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه
واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
❤9👌2😍1
برنامه ناشناس
سلام اقای جعفری وقت بخیر امکان داره تعداد منتور بیشتر بشه ؟ من میخواستم با منتور کار کنم که هم اصولی یاد بگیرم هم کار کیفیت خوبی داشته باشه ولی استرس اینو دارم که تعداد منتورینگ ها تموم شه واقعا هم نیاز دارم به همچین موقعیتی
من در پیام های بالا خدمتتون گفتم.
در تصمیم اولیه صرفا قرار بود افراد باتجربه وارد چپترها بشن و با تایم زمانی که انتشارات بهمون داده، کتاب رو باید زودتر تموم کنیم وگرنه مشمول جریمه میشیم.
اما چون قبل از فراخوان چند نفر از شما پیام داده بودید و درخواست داشتید بچههایی که تجربه اولشون هست هم وارد کار کنیم من با اکثر منتورهای تیممون صحبت کردم.
متاسفانه این روزا اوج کار تیم ماست و هرکدوم از منتورهامون در دهها پروژه درگیر هستند و طبیعتا اولویت اینه ابتدا پروژه های قبلی تموم بشه و بعدش وارد پروژه های جدید بشن، از اون طرف هم همیشه برای من کیفیت خیلی مهم تر از کمیت بوده و واقعا دوست ندارم صرفا دانشجو جذب کنیم و بعدش توی مدیریت اونها گیر کنیم و پروژه وسط کار متوقف بشه و همه ناراضی بشن.
صرفا در این مقطع یک نفر از منتورهامون شرایط همکاری رو داشت که باهاشون صحبت کردم و ایشون قبول کردند به صورت خصوصی صرفا با ۵ نفر از بچههایی که تجربه اولشون هست پیش بره و در نهایت من متن نهایی رو از منتور میگیرم و قرار بر این شد که یک متن قابل پذیرش به من تحویل بدن.
منتورمون یکی از بچههای بسیار باتجربه تیممونه که چندسال پیش درسشون تموم شده و الان در یکی از مراکز تحقیقاتی خوب کشور مشغول به کار هستند و واقعا توی نگارش جز افراد سرآمد تیم ماست و من باهاشون ده ها مقاله کار کردم و واقعا مورد تایید هستند.
من توی فرایند منتورینگ هیچ دخالتی ندارم و شمارو به ایشون لینک میکنم و بقیه کارهارو با ایشون جلو میبرید و در نهایت ایشون متن چپتر رو برای من میفرستند.
ایشون لطف کردند این مسئولیت رو قبول کردند، اما من ازشون درخواست کردم این کار رو رایگان انجام ندن و حتما هزینه منتورینگ و تایمی که میذارن رو دریافت کنند که پروژه حرفهای تر پیش بره و کامل بتونن برای اون ۵ نفر زمان بذارن.
بیشتر از ۵ نفر ایشون نمیرسن مدیریت کنند چون همین ۵ تا به علت اینکه قراره به صورت فرد به فرد و خصوصی پیش برن طبیعتا خیلی زمانبر هست و با چالش های متفاوت.
متاسفانه اینبار بیشتر از ۵ نفر ظرفیت نداریم چون نه من میرسم وقت بذارم و نه سایر منتورهامون. امیدوارم انتخاب بشید ولی اگر نشد ناامید نشید لطفا؛ حتما در پروژه های بعدی هواتون رو داریم 🫶
در تصمیم اولیه صرفا قرار بود افراد باتجربه وارد چپترها بشن و با تایم زمانی که انتشارات بهمون داده، کتاب رو باید زودتر تموم کنیم وگرنه مشمول جریمه میشیم.
اما چون قبل از فراخوان چند نفر از شما پیام داده بودید و درخواست داشتید بچههایی که تجربه اولشون هست هم وارد کار کنیم من با اکثر منتورهای تیممون صحبت کردم.
متاسفانه این روزا اوج کار تیم ماست و هرکدوم از منتورهامون در دهها پروژه درگیر هستند و طبیعتا اولویت اینه ابتدا پروژه های قبلی تموم بشه و بعدش وارد پروژه های جدید بشن، از اون طرف هم همیشه برای من کیفیت خیلی مهم تر از کمیت بوده و واقعا دوست ندارم صرفا دانشجو جذب کنیم و بعدش توی مدیریت اونها گیر کنیم و پروژه وسط کار متوقف بشه و همه ناراضی بشن.
صرفا در این مقطع یک نفر از منتورهامون شرایط همکاری رو داشت که باهاشون صحبت کردم و ایشون قبول کردند به صورت خصوصی صرفا با ۵ نفر از بچههایی که تجربه اولشون هست پیش بره و در نهایت من متن نهایی رو از منتور میگیرم و قرار بر این شد که یک متن قابل پذیرش به من تحویل بدن.
منتورمون یکی از بچههای بسیار باتجربه تیممونه که چندسال پیش درسشون تموم شده و الان در یکی از مراکز تحقیقاتی خوب کشور مشغول به کار هستند و واقعا توی نگارش جز افراد سرآمد تیم ماست و من باهاشون ده ها مقاله کار کردم و واقعا مورد تایید هستند.
من توی فرایند منتورینگ هیچ دخالتی ندارم و شمارو به ایشون لینک میکنم و بقیه کارهارو با ایشون جلو میبرید و در نهایت ایشون متن چپتر رو برای من میفرستند.
ایشون لطف کردند این مسئولیت رو قبول کردند، اما من ازشون درخواست کردم این کار رو رایگان انجام ندن و حتما هزینه منتورینگ و تایمی که میذارن رو دریافت کنند که پروژه حرفهای تر پیش بره و کامل بتونن برای اون ۵ نفر زمان بذارن.
بیشتر از ۵ نفر ایشون نمیرسن مدیریت کنند چون همین ۵ تا به علت اینکه قراره به صورت فرد به فرد و خصوصی پیش برن طبیعتا خیلی زمانبر هست و با چالش های متفاوت.
متاسفانه اینبار بیشتر از ۵ نفر ظرفیت نداریم چون نه من میرسم وقت بذارم و نه سایر منتورهامون. امیدوارم انتخاب بشید ولی اگر نشد ناامید نشید لطفا؛ حتما در پروژه های بعدی هواتون رو داریم 🫶
❤14👏2🍾1
Meta With Man 🧑🏼💻
چند روز پیش با یکی از دانشجویان فارغ التحصیل ارشد صحبت میکردم و میگفت:
حدودا بهمن ماه سال پیش بود که این مکالمه رو براتون گذاشته بودم.
یادتون هست؟ 🤓
یادتون هست؟ 🤓
❤6⚡2😭1
Meta With Man 🧑🏼💻
حدودا بهمن ماه سال پیش بود که این مکالمه رو براتون گذاشته بودم. یادتون هست؟ 🤓
حدود یک سال پیش بود که مائده بهم زنگ زد و گفت:
«میخوام با کمکت مقاله پایاننامهم رو چاپ کنم، نظرت چیه؟»
اون موقع واقعا سرم شلوغ بود و زمان زیادی نداشتم، ولی چون از دوستهای قدیمی من بود، بهش گفتم:
«خیالت راحت، ریوایزش میکنم و سعی میکنیم بهترین خروجی ممکن رو براش بگیریم»
به خاطر شرایطی که داشت، براش خیلی مهم بود که مقالهها هرچه زودتر چاپ بشن. یادمه از همون روز اول استرس چاپ مقالهها رو داشت. منم همیشه یه جمله بهش میگفتم:
«اگه به من سپردیش، دیگه نگران چاپ مقاله نباش؛ از این به بعد فقط به فکر جشن و "شیرینی" بعد از چاپش باش» 😄
اول نشستیم سراغ مقاله پروتکل. فایل رو از اول تا آخر دوباره خوندیم، بخشهای مختلفش رو بازنویسی کردیم، تحلیلهای جدید اضافه شد، بعضی قسمتها کاملاً تغییر کرد و در نهایت نسخهای آماده شد که به نظرم چند پله از نسخه اولیه قویتر بود.
بعد از سابمیت پروتکل، رفتیم سراغ مقاله اصلی پایاننامه.
به پیشنهاد من، ۳نفر از همکارهای بینالمللی که سالها در حوزه تغذیه ورزشی کار کرده بودن به تیم اضافه شدن. چند هفته رفتوبرگشت، اصلاح، بحث و هماهنگی طول کشید تا در نهایت مقاله هم آماده شد و سابمیت کردیم🔥
«میخوام با کمکت مقاله پایاننامهم رو چاپ کنم، نظرت چیه؟»
اون موقع واقعا سرم شلوغ بود و زمان زیادی نداشتم، ولی چون از دوستهای قدیمی من بود، بهش گفتم:
«خیالت راحت، ریوایزش میکنم و سعی میکنیم بهترین خروجی ممکن رو براش بگیریم»
به خاطر شرایطی که داشت، براش خیلی مهم بود که مقالهها هرچه زودتر چاپ بشن. یادمه از همون روز اول استرس چاپ مقالهها رو داشت. منم همیشه یه جمله بهش میگفتم:
«اگه به من سپردیش، دیگه نگران چاپ مقاله نباش؛ از این به بعد فقط به فکر جشن و "شیرینی" بعد از چاپش باش» 😄
اول نشستیم سراغ مقاله پروتکل. فایل رو از اول تا آخر دوباره خوندیم، بخشهای مختلفش رو بازنویسی کردیم، تحلیلهای جدید اضافه شد، بعضی قسمتها کاملاً تغییر کرد و در نهایت نسخهای آماده شد که به نظرم چند پله از نسخه اولیه قویتر بود.
بعد از سابمیت پروتکل، رفتیم سراغ مقاله اصلی پایاننامه.
به پیشنهاد من، ۳نفر از همکارهای بینالمللی که سالها در حوزه تغذیه ورزشی کار کرده بودن به تیم اضافه شدن. چند هفته رفتوبرگشت، اصلاح، بحث و هماهنگی طول کشید تا در نهایت مقاله هم آماده شد و سابمیت کردیم🔥
🔥15❤🔥3😍2❤1🍾1😈1
Meta With Man 🧑🏼💻
Photo
مثل هر پروژه دیگهای، این مسیر هم بدون چالش نبود. بعضی روزها همه چیز خوب پیش میرفت و بعضی روزها هم مجبور بودیم دوباره برگردیم و از اول بعضی قسمتها رو اصلاح کنیم. ولی خب، صبور بودن طبیعت کار پژوهشه.
خوشبختانه در نهایت، مقاله پروتکل در یکی از بهترین گزینههای ممکن چاپ شد و مقاله اصلی پایاننامه هم در یکی از برترین ژورنالهای معتبر حوزه متابولیسم، Q1 و با ایمپکت 4.1 پذیرش گرفت.
به نظرم چاپ یک مقاله اورجینال حاصل از پایاننامه، با افیلیشن ایران، در چنین ژورنالی اصلاً دستاورد کوچیکی نیست. دوستانی که تجربه چاپ مقاله اورجینال دارن، احتمالاً بهتر از من میدونن که رسیدن به این مرحله، مخصوصاً برای چاپ یک پایاننامه، اصلاً مسیر سادهای نیست!
جالبتر اینکه هر دو مقاله، در اولین سابمیت، به اولین ژورنال انتخابی و هر دو هم با Minor Revision پذیرش گرفتن، کل فرایند شروع تا چاپ هردو مقاله زیر ۵ ماه شد؛ تازه یک ماهشم که دی بود و دیرتر ریوایز رو فرستادیم وگرنه ۴ ماهه جمع میشد. این قسمت ماجرا برای خودم از همه شیرینتر بود 🤩
از طرف دیگه، مطالعه روی کشتیگیران هم باعث شد این پروژه از نظر موضوعی تا حدی متفاوت باشه؛ چون تعداد مطالعات انجامشده در این زمینه داخل ایران خیلی زیاد نیست.
راستش اگر بخوام از همه چالشهایی که توی این مسیر پشت سر گذاشتیم رو بنویسم، خودش یه پست جدا میشه. 🧑🦯
اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد، اتفاقی بود که بعد از چاپ مقالهها افتاد.
بعد از سابمیت این پروژه، یکی از دوستان پژوهشگرم دنبال یک همکار متعهد برای پروژههاش میگشت. من هم مائده رو بهش معرفی کردم. چند وقت پیش فهمیدم که الان با اون تیم هم چندین پروژه مشترک داره و مقالههاش یکییکی در حال چاپ شدنه 🥳
شاید اگر یک سال پیش کسی به مائده میگفت چند ماه بعد قراره هم مقالههاش چاپ بشن و هم با چند تیم پژوهشی مختلف همکاری کنه، باورش نمیشد و همچنان ناراحت بود که چرا این همه کار کردم اما هنوز هیچ مقاله چاپ شدهای ندارم 😁
برای من، ارزش این داستان دقیقاً همینجاست.
اینکه کسی که حدود یک سال پیش با کلی نگرانی و ناامیدی بهم پیام داده بود و فکر میکرد شاید مسیر پژوهشش به بنبست رسیده، امروز خودش تبدیل شده به یکی از همکارهای موفق و فعال پژوهشی 💪
گاهی یک همکاری خوب، فقط به چاپ یک مقاله ختم نمیشه. اگر آدم درستی رو به آدمهای درست دیگه وصل کنی، ممکنه مسیر حرفهای و حتی زندگی یک نفر برای سالها تغییر کنه.
همیشه دوست داشتم این کانال فقط جایی برای انتشار فرصتها نباشه؛ دلم میخواد کمکم تبدیل بشه به یک جامعه علمی که آدمها همدیگه رو پیدا کنن، با هم کار کنن و اگر از دستشون برمیاد، راه رو برای همدیگه کمی هموارتر کنن 💚
هدفمون اینه که کنار هم یک کامیونیتی علمی سالم بسازیم؛ جایی که به جای اینکه زیر پای همدیگه رو خالی کنیم، دست همدیگه رو بگیریم و باعث رشد هم بشیم.
فکر میکنم توی این شرایط، مخصوصاً برای ما که از دل #خاورمیانه پژوهش میکنیم، بیشتر از هر چیز به همین ارتباطها و همکاریها نیاز داریم. شاید مسئولین و دانشگاهها برامون کار نکنن ولی من یاد گرفتم که همیشه دستم روی زانو خودم باشه تا معطل کمک دیگران! فلذا اینجا قراره خودمون برای خودمون کاری کنیم :)
شاید نتونیم همه محدودیتها رو تغییر بدیم، ولی میتونیم کاری کنیم که مسیر برای نفر بعدی، کمی هموارتر از مسیری باشه که خودمون طی کردیم 😇
و در نهایت هنوز هم معتقدم هیچکدوم از اینها نمیتونه جلوی تلاش، پشتکار و رؤیاهای آدمهایی رو بگیره که واقعاً برای ساختن آیندهشون میجنگن 🩵
خیلی دوس دارم ماحصل کارمون رو بخونید و اگر فیدبکی داشتید باهامون شیر کنید و صدالبته خوشحال میشم اگر کار مرتبطی در این حیطه انجام دادید و تمایل داشتید به این دو مقاله من و مائده هم سایت بدید.
جهت دسترسی راحت تر لینک و توضیحات هر دو مقاله رو براتون میذارم 👇
🟢 مقاله پروتکل حاصل از پایاننامه:
🟣 مقاله کلینیکال ترایال حاصل از پایاننامه:
@MetWord
خوشبختانه در نهایت، مقاله پروتکل در یکی از بهترین گزینههای ممکن چاپ شد و مقاله اصلی پایاننامه هم در یکی از برترین ژورنالهای معتبر حوزه متابولیسم، Q1 و با ایمپکت 4.1 پذیرش گرفت.
به نظرم چاپ یک مقاله اورجینال حاصل از پایاننامه، با افیلیشن ایران، در چنین ژورنالی اصلاً دستاورد کوچیکی نیست. دوستانی که تجربه چاپ مقاله اورجینال دارن، احتمالاً بهتر از من میدونن که رسیدن به این مرحله، مخصوصاً برای چاپ یک پایاننامه، اصلاً مسیر سادهای نیست!
جالبتر اینکه هر دو مقاله، در اولین سابمیت، به اولین ژورنال انتخابی و هر دو هم با Minor Revision پذیرش گرفتن، کل فرایند شروع تا چاپ هردو مقاله زیر ۵ ماه شد؛ تازه یک ماهشم که دی بود و دیرتر ریوایز رو فرستادیم وگرنه ۴ ماهه جمع میشد. این قسمت ماجرا برای خودم از همه شیرینتر بود 🤩
آخه مگه میشه مقالهای از تیم ما سابمیت بشه و چاپ نشه؟! به حق چیزای نشنیده... 😅
از طرف دیگه، مطالعه روی کشتیگیران هم باعث شد این پروژه از نظر موضوعی تا حدی متفاوت باشه؛ چون تعداد مطالعات انجامشده در این زمینه داخل ایران خیلی زیاد نیست.
راستش اگر بخوام از همه چالشهایی که توی این مسیر پشت سر گذاشتیم رو بنویسم، خودش یه پست جدا میشه. 🧑🦯
اما چیزی که بیشتر از همه خوشحالم کرد، اتفاقی بود که بعد از چاپ مقالهها افتاد.
بعد از سابمیت این پروژه، یکی از دوستان پژوهشگرم دنبال یک همکار متعهد برای پروژههاش میگشت. من هم مائده رو بهش معرفی کردم. چند وقت پیش فهمیدم که الان با اون تیم هم چندین پروژه مشترک داره و مقالههاش یکییکی در حال چاپ شدنه 🥳
شاید اگر یک سال پیش کسی به مائده میگفت چند ماه بعد قراره هم مقالههاش چاپ بشن و هم با چند تیم پژوهشی مختلف همکاری کنه، باورش نمیشد و همچنان ناراحت بود که چرا این همه کار کردم اما هنوز هیچ مقاله چاپ شدهای ندارم 😁
برای من، ارزش این داستان دقیقاً همینجاست.
اینکه کسی که حدود یک سال پیش با کلی نگرانی و ناامیدی بهم پیام داده بود و فکر میکرد شاید مسیر پژوهشش به بنبست رسیده، امروز خودش تبدیل شده به یکی از همکارهای موفق و فعال پژوهشی 💪
گاهی یک همکاری خوب، فقط به چاپ یک مقاله ختم نمیشه. اگر آدم درستی رو به آدمهای درست دیگه وصل کنی، ممکنه مسیر حرفهای و حتی زندگی یک نفر برای سالها تغییر کنه.
همیشه دوست داشتم این کانال فقط جایی برای انتشار فرصتها نباشه؛ دلم میخواد کمکم تبدیل بشه به یک جامعه علمی که آدمها همدیگه رو پیدا کنن، با هم کار کنن و اگر از دستشون برمیاد، راه رو برای همدیگه کمی هموارتر کنن 💚
هدفمون اینه که کنار هم یک کامیونیتی علمی سالم بسازیم؛ جایی که به جای اینکه زیر پای همدیگه رو خالی کنیم، دست همدیگه رو بگیریم و باعث رشد هم بشیم.
فکر میکنم توی این شرایط، مخصوصاً برای ما که از دل #خاورمیانه پژوهش میکنیم، بیشتر از هر چیز به همین ارتباطها و همکاریها نیاز داریم. شاید مسئولین و دانشگاهها برامون کار نکنن ولی من یاد گرفتم که همیشه دستم روی زانو خودم باشه تا معطل کمک دیگران! فلذا اینجا قراره خودمون برای خودمون کاری کنیم :)
شاید نتونیم همه محدودیتها رو تغییر بدیم، ولی میتونیم کاری کنیم که مسیر برای نفر بعدی، کمی هموارتر از مسیری باشه که خودمون طی کردیم 😇
و در نهایت هنوز هم معتقدم هیچکدوم از اینها نمیتونه جلوی تلاش، پشتکار و رؤیاهای آدمهایی رو بگیره که واقعاً برای ساختن آیندهشون میجنگن 🩵
خیلی دوس دارم ماحصل کارمون رو بخونید و اگر فیدبکی داشتید باهامون شیر کنید و صدالبته خوشحال میشم اگر کار مرتبطی در این حیطه انجام دادید و تمایل داشتید به این دو مقاله من و مائده هم سایت بدید.
جهت دسترسی راحت تر لینک و توضیحات هر دو مقاله رو براتون میذارم 👇
🟢 مقاله پروتکل حاصل از پایاننامه:
این مقاله خودش یک کلاس آموزشی نگارش پروتکل هست و چون صفر تا صدش زیر نظر خودم انجام شده قطعا میتونیم تایید کنم که یکی از ساختامندترین و استانداردترین و باکیفیتترین پروتکلهایی که در ۱۰ سال اخیر خواهید دید؛ قطعا همین مقالس.
اگر علاقهمند به چاپ مقالات پروتکل هستید؛ بعد از اینکه مقاله رو خوندید و اگر سوالی داشتید بهم پیام بدید تا راهنماییتون کنم که چطور مقالات پروتکل مقالاتتون رو در بهترین و سریعترین حالت ممکن به چاپ برسونید 😎
🟣 مقاله کلینیکال ترایال حاصل از پایاننامه:
این مقاله هم یک ترایال کراساوور و البته اکیوت بر روی کشتیگیران هست که اگر در حیطه تغذیه ورزشی کار میکنید حتما توصیه میکنم به یافتههای ارزشمند مطالعه ما توجه کافی و وافی رو داشته باشید 🥹
@MetWord
❤24🔥2💯2🤓1
Forwarded from مائـــده🎾
سال ۹۸ با علی آشنا شدم.
علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست.
سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه.
روزهای ابتدایی بود که علی وارد فیلد پژوهش شده بود، بهش گفتم من هم علاقه مندم رزومم رو قوی کنم، با هم مقاله سلیاک رو شروع کردیم و من نیمه های راه رها کردم و زحمت کل مقاله افتاد گردن علی. چندماه بعد نشریه لیموترش رو راه اندازی کردیم. تنها نشریه فعال دانشجویی اون سالهای علوم پزشکی گرگان بود. ارزش اون نشریه ها برای من از هر مقاله ISI ای بیشتر هست. چون پر از حس team work و پروداکتیویتی بود. و من باز نیمه های راه رها کردم. سال بعد علی درباره راه اندازی استارتاپ وامو با همکاری یکی از اساتید بهم گفت. روابط عمومی یک بخشی از اون استارتاپ به من محول شد. علی رغم شور و اشتیاقی که در ابتدا توی من وجود داشت به مرور باز هم کار رو رها کردم و روی آمادگی برای کنکور ارشد متمرکز شدم. بعدها یک کارگاه پیشرفته انالیز آماری برای مقالات رو به طور رایگان از سمت علی ثبت نام شدم و خب باز هم علاقه ای نشون ندادم و شرکت نکردم. با جابه جایی من به شهر محل تحصیل مقطع بالاتر، ارتباط ما کم شد. اوایل سال دوم ارشد تغذیه بالین بودم که خودمو درمونده و بدون رزومه پژوهشی میدیدم. به علی پیام دادم و گفتم میخوام باهاش کار کنم. چندتا کارگاه برام فرستاد و چند جلسه با هم کلاس گذاشتیم. نمیدونم چی شد که اون کار باز هم توسط من رها شد.
سال ۴۰۳ فارغ تحصیل شدم. با چندتا مقاله ی کنفرانسی که ارزش خاصی نداشتند. تصمیم گرفتم دیدم رو تغییر بدم. اینبار بجای this is hard, گفتم this is new. ساعت ها پای مقاله های مستخرج از پایان نامم وقت گذاشتم. به علی پیام دادم و گفتم چقدر برام مهمه که این مقالات جای خوبی پابلیش بشن. صحبت کردیم. یکبار خودش ریوایز زد و بعد پیشنهاد داد یک قدم بزرگتر برداریم و همکاری بین المللی داشته باشیم. سه تا پروفایل لینکدین برام فرستاد و ازم پرسید دوست دارم اسم کودوم توی مقالم بیاد و از نظراتشون برای بهبود مقالم بهره مند بشم. درحالیکه امیدی به قبولی از سمت هیچکودوم نداشتم نامه نگاری شروع شد و در کمال تعجب هرسه قبول کردن. دو نفر از بزرگان تغذیه ورزشی. ریوایز جفت مقاله ها خورد به قطعی اینترنت. بماند که با چه سختی مراحل انجام شد و جفت مقاله ها در ژورنال های خوب چاپ شدند. بعدها باز هم با هم کار کردیم. اگر بخوام وجه تمایز این ارتباط پژوهشی رو نسبت به باقی گروه هایی که باهاشون کار کردم بگم، به شجاعت دادن و ساپورت کردن پژوهشگرای خیلی نوپا تاکید میکنم. دنیای ریسرچ و وارد شدن به گروه های پژوهشی قوی همیشه هم آسون نیست. فرصتی بود که همیشه در اختیار من بود، نه به واسطه دوست علی بودن. بلکه به عنوان کسی که این آدم رو صرفا میشناسه.(پس این فرصت در اختیار همه شماست).
همکاری پژوهشی با علی علاوه بر چالش های پابلیش مقاله، بدلیل روابط دوستانه بین ما و توقعات احتمالی، برای ما چالش های بیشتری داشت. اما میتونم به جرعت بگم علی جزو معدود آدم هایی هست که هیچوقت دلخوری ها و تنش های ارتباطی رو نه تنها با من (که دوستان قدیمی هستیم) بلکه با هیچکسی قاطی روابط کاری نکرد.
در طی این سالها با گروه های پژوهشی مختلف کار کردم و تونستم سیوی خودم رو تا حدی ارتقا بدم. با این حال همچنان با دیدن لیست مقاله ها و رزومه ی علی و مقایسش با رزومه ی خودم به این فکر میکنم که ما از یک نقطه شروع کردیم. استمرار چیزی هست که مسیر ما رو از هم متمایز میکنه. شاید پژوهشگرای جوون وقتی اسکالر و لینکدین شخصی مثل علی رو میبینن فکر کنن توانایی عجیب غریبی داشته، ساپورت اساتید همیشه همراهش بوده یا از بدو تولد توی این راه خبره بوده. ولی من به عنوان کسی که همیشه دوست و نظاره گر بودم میتونم با اطمینان بگم، نقطه ی صفر هردوی ما یک جا بود. علاقه به ریسرچ. از اون به بعد استمرار و تلاش هست که جایگاه هر شخص رو مشخص میکنه و همونطور که علی همیشه میگه علم یکی از عادلانه ترین نظام های تاریخ بشریته.
پس تلاش کنین. صبور باشین. برای هر مدل یادگیری
open باشین و خودتون رو محدود نکنین و trust the process.
علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست.
سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه.
روزهای ابتدایی بود که علی وارد فیلد پژوهش شده بود، بهش گفتم من هم علاقه مندم رزومم رو قوی کنم، با هم مقاله سلیاک رو شروع کردیم و من نیمه های راه رها کردم و زحمت کل مقاله افتاد گردن علی. چندماه بعد نشریه لیموترش رو راه اندازی کردیم. تنها نشریه فعال دانشجویی اون سالهای علوم پزشکی گرگان بود. ارزش اون نشریه ها برای من از هر مقاله ISI ای بیشتر هست. چون پر از حس team work و پروداکتیویتی بود. و من باز نیمه های راه رها کردم. سال بعد علی درباره راه اندازی استارتاپ وامو با همکاری یکی از اساتید بهم گفت. روابط عمومی یک بخشی از اون استارتاپ به من محول شد. علی رغم شور و اشتیاقی که در ابتدا توی من وجود داشت به مرور باز هم کار رو رها کردم و روی آمادگی برای کنکور ارشد متمرکز شدم. بعدها یک کارگاه پیشرفته انالیز آماری برای مقالات رو به طور رایگان از سمت علی ثبت نام شدم و خب باز هم علاقه ای نشون ندادم و شرکت نکردم. با جابه جایی من به شهر محل تحصیل مقطع بالاتر، ارتباط ما کم شد. اوایل سال دوم ارشد تغذیه بالین بودم که خودمو درمونده و بدون رزومه پژوهشی میدیدم. به علی پیام دادم و گفتم میخوام باهاش کار کنم. چندتا کارگاه برام فرستاد و چند جلسه با هم کلاس گذاشتیم. نمیدونم چی شد که اون کار باز هم توسط من رها شد.
سال ۴۰۳ فارغ تحصیل شدم. با چندتا مقاله ی کنفرانسی که ارزش خاصی نداشتند. تصمیم گرفتم دیدم رو تغییر بدم. اینبار بجای this is hard, گفتم this is new. ساعت ها پای مقاله های مستخرج از پایان نامم وقت گذاشتم. به علی پیام دادم و گفتم چقدر برام مهمه که این مقالات جای خوبی پابلیش بشن. صحبت کردیم. یکبار خودش ریوایز زد و بعد پیشنهاد داد یک قدم بزرگتر برداریم و همکاری بین المللی داشته باشیم. سه تا پروفایل لینکدین برام فرستاد و ازم پرسید دوست دارم اسم کودوم توی مقالم بیاد و از نظراتشون برای بهبود مقالم بهره مند بشم. درحالیکه امیدی به قبولی از سمت هیچکودوم نداشتم نامه نگاری شروع شد و در کمال تعجب هرسه قبول کردن. دو نفر از بزرگان تغذیه ورزشی. ریوایز جفت مقاله ها خورد به قطعی اینترنت. بماند که با چه سختی مراحل انجام شد و جفت مقاله ها در ژورنال های خوب چاپ شدند. بعدها باز هم با هم کار کردیم. اگر بخوام وجه تمایز این ارتباط پژوهشی رو نسبت به باقی گروه هایی که باهاشون کار کردم بگم، به شجاعت دادن و ساپورت کردن پژوهشگرای خیلی نوپا تاکید میکنم. دنیای ریسرچ و وارد شدن به گروه های پژوهشی قوی همیشه هم آسون نیست. فرصتی بود که همیشه در اختیار من بود، نه به واسطه دوست علی بودن. بلکه به عنوان کسی که این آدم رو صرفا میشناسه.(پس این فرصت در اختیار همه شماست).
همکاری پژوهشی با علی علاوه بر چالش های پابلیش مقاله، بدلیل روابط دوستانه بین ما و توقعات احتمالی، برای ما چالش های بیشتری داشت. اما میتونم به جرعت بگم علی جزو معدود آدم هایی هست که هیچوقت دلخوری ها و تنش های ارتباطی رو نه تنها با من (که دوستان قدیمی هستیم) بلکه با هیچکسی قاطی روابط کاری نکرد.
در طی این سالها با گروه های پژوهشی مختلف کار کردم و تونستم سیوی خودم رو تا حدی ارتقا بدم. با این حال همچنان با دیدن لیست مقاله ها و رزومه ی علی و مقایسش با رزومه ی خودم به این فکر میکنم که ما از یک نقطه شروع کردیم. استمرار چیزی هست که مسیر ما رو از هم متمایز میکنه. شاید پژوهشگرای جوون وقتی اسکالر و لینکدین شخصی مثل علی رو میبینن فکر کنن توانایی عجیب غریبی داشته، ساپورت اساتید همیشه همراهش بوده یا از بدو تولد توی این راه خبره بوده. ولی من به عنوان کسی که همیشه دوست و نظاره گر بودم میتونم با اطمینان بگم، نقطه ی صفر هردوی ما یک جا بود. علاقه به ریسرچ. از اون به بعد استمرار و تلاش هست که جایگاه هر شخص رو مشخص میکنه و همونطور که علی همیشه میگه علم یکی از عادلانه ترین نظام های تاریخ بشریته.
پس تلاش کنین. صبور باشین. برای هر مدل یادگیری
open باشین و خودتون رو محدود نکنین و trust the process.
👏19❤15🤪3🥴1
مائـــده🎾
سال ۹۸ با علی آشنا شدم. علوم پزشکی گلستان، سرکلاس تغذیه اساسی ۱ بودیم که علی اومد و چون جا نبود کنار من نشست. سال ها از اون روز میگذره. خوب یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد و طی چه پروسه ای این صمیمت بین ما شکل گرفت، اما چیزهای مهمتری هست که به وضوح یادمه. روزهای…
#رضایت_همکاری و اینطور داستانا دیگه 😅
🔥17🍾5😁3❤1👏1🌚1
Meta With Man 🧑🏼💻
🌿 اگه موضوع بیماریهای قلبی–متابولیک مربوط به افزایش سن (مثل فشار خون بالا، دیابت، چاقی و …) براتون جذابه، یه فرصت خیلی خوب پیش روتونه! ژورنال معتبر Experimental Physiology یه شماره ویژه منتشر کرده با عنوان: “New approaches for old diseases” و برای همکاری…
این شماره ویژه رو یادتونه بهتون گفته بودم مقاله بفرستیددددد 👀👀
این ژورنال وابسته به انجمن فیزیولوژی اروپاست و جز قدیمی ترین و با پرستیژترین ژورنالهای همین حیطه هم هستتت...
این ژورنال وابسته به انجمن فیزیولوژی اروپاست و جز قدیمی ترین و با پرستیژترین ژورنالهای همین حیطه هم هستتت...
🍾5⚡3🥰1
كميته تحقیقات و فناوری دانشجویان تغذيه و صنايع غذايى علوم پزشکی شهید بهشتى
📣 کمیته تحقیقات و فناوری دانشجویی دانشکده علوم تغذیه و صنایع غذایی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار میکند: 💥 دوره جامع و پروژه محور مطالعات مرور نظاممند و متاآنالیز 💥 ✍ این کارگاه به صورت حضوری ویژه دانشجویان علاقمند به پژوهش و تحقیق برگزار می گردد.…
این متاآنالیز مربوط کلاس حضوری متاآنالیزم در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که مربوط به حدود دو سال پیشه...
اون موقع این فرصت رو داشتم که بعد از مدتها یک کارگاه حضوری برگزار کنم 🤓
توی یکی از زمانهای استراحت کلاس، چند نفر از بچههای دانشگاه علوم و تحقیقات اومدن پیشم و گفتن: «میخوایم باهاتون یه کار پژوهشی انجام بدیم.»
همونجا بود تصمیم گرفتیم یک کار شروع کنیم و این پروژه شکل گرفت. به همین راحتی :)
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه اواخر کار، متوجه شدیم دقیقاً با همین موضوع، یک متاآنالیز مشابه چند ماه قبل منتشر شده...
طبیعی هم بود؛ بچهها حسابی ناامید شدن. از نگاه اونها، وقتی مقالهای با همین عنوان چاپ شده، دیگه ادامه دادن این پروژه فایدهای نداشت.
من فقط یه جمله بهشون گفتم:
«موضوع سختتر شده، ولی هنوز تموم نشده.»
متأسفانه بعضی از اعضای تیم تصمیم گرفتن ادامه ندن و از پروژه جدا شدن! ما هم دوباره فراخوان همکاری گذاشتیم، چند نفر جدید به تیم اضافه شدن و بالاخره مقاله رو به پایان رسوندیم 🥸
@MetWord
اون موقع این فرصت رو داشتم که بعد از مدتها یک کارگاه حضوری برگزار کنم 🤓
توی یکی از زمانهای استراحت کلاس، چند نفر از بچههای دانشگاه علوم و تحقیقات اومدن پیشم و گفتن: «میخوایم باهاتون یه کار پژوهشی انجام بدیم.»
همونجا بود تصمیم گرفتیم یک کار شروع کنیم و این پروژه شکل گرفت. به همین راحتی :)
همهچیز خوب پیش میرفت تا اینکه اواخر کار، متوجه شدیم دقیقاً با همین موضوع، یک متاآنالیز مشابه چند ماه قبل منتشر شده...
طبیعی هم بود؛ بچهها حسابی ناامید شدن. از نگاه اونها، وقتی مقالهای با همین عنوان چاپ شده، دیگه ادامه دادن این پروژه فایدهای نداشت.
من فقط یه جمله بهشون گفتم:
«موضوع سختتر شده، ولی هنوز تموم نشده.»
متأسفانه بعضی از اعضای تیم تصمیم گرفتن ادامه ندن و از پروژه جدا شدن! ما هم دوباره فراخوان همکاری گذاشتیم، چند نفر جدید به تیم اضافه شدن و بالاخره مقاله رو به پایان رسوندیم 🥸
@MetWord
❤6🔥2⚡1🏆1