تنهایی یکی از بزرگترین دردهاست، اما در عین حال، تنها راهی است که میتواند انسان را به خودشناسی برساند.
#Text
#Text
@Merlin_Library ┇ جنایت و مکافات
گر مرا بیتو در بهشت برند
دیده از دیدنش بخواهم دوخت
کاین چنینم خدای وعده نکرد
که مرا در بهشت باید سوخت
⌝📜⌞ ⬩ ⌝سعدی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
دیده از دیدنش بخواهم دوخت
کاین چنینم خدای وعده نکرد
که مرا در بهشت باید سوخت
⌝📜⌞ ⬩ ⌝سعدی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
ما نمیتوانیم همیشه بزرگترین کارها را انجام دهیم اما میتوانیم کارهای کوچک را با عشق بزرگ انجام دهیم.
#Quote
#Quote
@Merlin_Library ┇ مادر ترزا
وقتی آدم یک دوست پیدا میکند، انگار دنیا ناگهان بزرگتر و روشنتر میشود.
#Text
#Text
@Merlin_Library ┇ باغ مخفی
پرسش از هوش مصنوعی
@Merlin_Library
📻 ᥀ فرهاد ارکانی
⬩ وقتی موجود هوشمند ناشناختهای از بیرون به انسان نگاه کنه، چی دربارهمون میفهمه؟ و این نگاهِ از بیرون، چه فایدهای برای ما داره؟
#Podcast
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
⬩ وقتی موجود هوشمند ناشناختهای از بیرون به انسان نگاه کنه، چی دربارهمون میفهمه؟ و این نگاهِ از بیرون، چه فایدهای برای ما داره؟
#Podcast
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
در غیاب تو کسی شاد ندیدست مرا
کسی از فکر تو آزاد ندیدهست مرا
دل مرغابی ناقص وسط بوم گرفت
مدتی هست که استاد ندیدهست مرا
منِ سجاده که مُهر است دهانم چه کنم
شیخ با این همه فریاد ندیدهست مرا
شمع خاموشم و زود است شکایت، شاید
در مسیر گذرش باد ندیدهست مرا
روح آهوی من از مهلکه آرام گریخت
با خودش گفت که صیاد ندیدهست مرا
⌝📜⌞ ⬩ ⌝کاظم بهمنی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
کسی از فکر تو آزاد ندیدهست مرا
دل مرغابی ناقص وسط بوم گرفت
مدتی هست که استاد ندیدهست مرا
منِ سجاده که مُهر است دهانم چه کنم
شیخ با این همه فریاد ندیدهست مرا
شمع خاموشم و زود است شکایت، شاید
در مسیر گذرش باد ندیدهست مرا
روح آهوی من از مهلکه آرام گریخت
با خودش گفت که صیاد ندیدهست مرا
⌝📜⌞ ⬩ ⌝کاظم بهمنی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
باغ آلبالو.pdf
349.5 KB
📖⬩ نام اثر: باغ آلبالو
🖋⬩ نویسنده: آنتون چخوف
🗃⬩ ژانر: نمایشنامه، درام اجتماعی، کمدی تلخ
#PDF
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
🖋⬩ نویسنده: آنتون چخوف
🗃⬩ ژانر: نمایشنامه، درام اجتماعی، کمدی تلخ
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
من اصلا نفهمیدم جوانی یعنی چه؟ من یک راست از بچگی به سن کهولت رسیدم.
#Text
#Text
@Merlin_Library ┇ دست های آلوده
.🎠. ┊6 حقیقت درباره برادران گریم
داستان های مشهور سیندرلا، شنل قرمزی و حتی رامپل استیل اسکین متعلق به این دو برادر است.
آنها در آلمان زندگی میکردند و عمدتاً به دلیل جمع آوری و انتشار افسانه های معروف عامیانه و کتابهای فانتزی شناخته میشوند.
⬩ برادران گریم فقط دو نفر نبودند
⬩ خانواده گریم طعم فقر را چشیده بودند
⬩ برادران برای جمع آوری افسانه هایشان سفر زیادی نکردند
⬩ ویلیام گریم عشق زندگی اش را از طریق افسانه ها پیدا کرد
⬩ ناشر برادران گریم، از آنها سوء استفاده کرد
⬩ حذف جنبه های بزرگسالانه از افسانه ها
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
داستان های مشهور سیندرلا، شنل قرمزی و حتی رامپل استیل اسکین متعلق به این دو برادر است.
آنها در آلمان زندگی میکردند و عمدتاً به دلیل جمع آوری و انتشار افسانه های معروف عامیانه و کتابهای فانتزی شناخته میشوند.
⬩ برادران گریم فقط دو نفر نبودند
آنچه ما معمولاً میشنویم نام دو نفر از این خانواده بزرگ است یاکوب و ویلیام. اما در واقع خانواده گریم شامل ۹ فرزند بود که متأسفانه سه نفر از آنها هنگام تولد فوت کردند
⬩ خانواده گریم طعم فقر را چشیده بودند
استان هانسل و گرتل را به یاد دارید؟ داستان بچه هایی که پدر و مادرشان آنها را به جنگل میفرستند چون دیگر نمیتوانند آنها را سیر کنند؟ این داستان در واقعیت های پرمشقت دورانهای سخت ریشه دارد که در زندگی برادران گریم هم ملموس بود. در سال 1796 پدر خانواده گریم فوت کرد و این خانواده را با مشکلات مالی شدیدی روبه رو کرد. یاکوب و ویلیام که بزرگترین فرزندان خانواده بودند مجبور شدند مسئولیت تأمین مالی خانواده را بر عهده بگیرند.
در سال 1805 فقر آنها به حدی شدید شد که حتی غذای کافی برای خوردن نداشتند. ویلیام در نامه ای به عمه خود نوشت ما پنج نفر فقط سه پرس غذا داریم و آن هم فقط یک بار در روز
⬩ برادران برای جمع آوری افسانه هایشان سفر زیادی نکردند
شاید تصور کنید که یاکوب و ویلیام با کوله پشتی و کفش های محکم از جنگل های تاریک آلمان عبور میکردند تا افسانه های مردم را جمع آوری کنند اما در واقع این گونه نبود. برادران گریم بیشتر وقت خود را در خانه سپری میکردند و افسانه ها را از اطرافیان آشنایان یا کتاب های قدیمی جمع آوری می کردند.
البته منابع آنها متنوع بودند برخی از داستان ها از خانواده ها و افراد مختلفی به دستشان می رسید برای مثال دورتشن وایلد یکی از دوستان خانوادگیشان 40 داستان به آنها تقدیم کرد. همچنین خانواده هاکس هاوزن نیز منبع 60 داستان بودند.
⬩ ویلیام گریم عشق زندگی اش را از طریق افسانه ها پیدا کرد
یکی از جذاب ترین اتفاقات زندگی ویلیام از طریق داستان گویی رخ داد. دورتشن وایلد همان دختری که بسیاری از افسانه ها را به برادران گریم پیشکش کرد قلب ویلیام را به تپش انداخت. ویلیام در حالی که تلاش میکرد خطوط کلی داستان های او را بنویسد متوجه شد که بیش از داستان ها به خود دورتشن علاقه مند است. خوشبختانه این علاقه دو طرفه بود. آنها در سال 1825 زندگی مشترک موفقی را آغاز کردند.
⬩ ناشر برادران گریم، از آنها سوء استفاده کرد
ناشر آنها، گئورگ آندریاس رایمر قرارداد شفافی با آنها نداشت و پرداخت ها را با تأخیر و به صورت ناقص انجام میداد.
پس از تلاشهای زیاد برای حل این مشکل برادران گریم تصمیم گرفتند برای نسخه سوم کتاب ناشر جدیدی پیدا کنند. جالب اینجاست که پس از این تصمیم برادرشان فردیناند که برای رایمر کار میکرد بلافاصله اخراج شد.
⬩ حذف جنبه های بزرگسالانه از افسانه ها
برادران گریم تمام اشارات بزرگسالانه را از افسانه های خود حذف کردند این کار ممکن است به دلیل باورهای اخلاقی آنها شرایط فرهنگی زمان یا حتی تصمیمی تجاری برای جذاب تر کردن کتاب ها برای ادبیات کودکان مربوط باشد.#Article
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
「🗝️」معرفی مجموعه قلعهی متحرک هاول
⌝🫐⌞ ⬩ قلعهٔ متحرک هاول
✍🏻 دیانا وین جونز
⌝🎐⌞ ⬩ قلعهای بر فراز آسمان
✍🏻 دیانا وین جونز
⌝🫐⌞ ⬩ خانهٔ هزارراه
✍🏻 دیانا وین جونز
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
⌝🫐⌞ ⬩ قلعهٔ متحرک هاول
✍🏻 دیانا وین جونز
⌝🎐⌞ ⬩ قلعهای بر فراز آسمان
✍🏻 دیانا وین جونز
⌝🫐⌞ ⬩ خانهٔ هزارراه
✍🏻 دیانا وین جونز
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
جان و تنم ای دوست! فدای تن و جانت
مویی نفروشم به همه ملکِ جهانت
شیرینتر از این لب نشنیدم که سخن گفت
تو خود شکری یا عسلست آب دهانت؟
یک روز عنایت کن و تیری به من انداز
باشد که تفرج بکنم دست و کمانت
گر راه بگردانی و گر روی بپوشی
من مینگرم گوشهٔ چشم نگرانت
بر سرو نباشد رخ چون ماهِ منیرت
بر ماه نباشد قد چون سرو روانت
آخر چه بلایی؟ تو که در وصف نیایی
بسیار بگفتیم و نکردیم بیانت
هر کس که ملامت کند از عشق تو ما را
معذور بدارند چو بینند عیانت
حیفست چنین روی نگارین که بپوشی
سودی به مساکین رسد آخر چه زیانت؟
بازآی که در دیده بماندست خیالت
بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت
بسیار نباشد دلی از دست بدادن
از جان رمقی دارم و هم برخی جانت
دشنام کرم کردی و گفتی و شنیدم
خُرم تن سعدی که برآمد به زبانت
⌝📜⌞ ⬩ ⌝سعدی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
مویی نفروشم به همه ملکِ جهانت
شیرینتر از این لب نشنیدم که سخن گفت
تو خود شکری یا عسلست آب دهانت؟
یک روز عنایت کن و تیری به من انداز
باشد که تفرج بکنم دست و کمانت
گر راه بگردانی و گر روی بپوشی
من مینگرم گوشهٔ چشم نگرانت
بر سرو نباشد رخ چون ماهِ منیرت
بر ماه نباشد قد چون سرو روانت
آخر چه بلایی؟ تو که در وصف نیایی
بسیار بگفتیم و نکردیم بیانت
هر کس که ملامت کند از عشق تو ما را
معذور بدارند چو بینند عیانت
حیفست چنین روی نگارین که بپوشی
سودی به مساکین رسد آخر چه زیانت؟
بازآی که در دیده بماندست خیالت
بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت
بسیار نباشد دلی از دست بدادن
از جان رمقی دارم و هم برخی جانت
دشنام کرم کردی و گفتی و شنیدم
خُرم تن سعدی که برآمد به زبانت
⌝📜⌞ ⬩ ⌝سعدی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
مرا چون ناف بر مستی بریدی
ز من چه ساقیا دامن کشیدی
چنین عشقی پدید آری به هر دم
پدیدآرنده چون ناپدیدی
دهل پیدا دهلزن چون است پنهان
زهی قفل و زهی این بیکلیدی
جنون طرفه پیدا گشت در جان
جنون را عقلها کرده مریدی
هزاران رنگ پیدا شد از آن خم
منزه از کبودی و سپیدی
دو دیده در عدم دوز و عجب بین
زهی اومیدها در ناامیدی
اگر دریای عمانی سراسر
در آن ابری نگر کز وی چکیدی
در آن دکان تو تخته تخته بودی
اگر خود این زمان عرش مجیدی
در اقلیم عدم ز آحاد بودی
در این ده گر چه مشهور و وحیدی
همان جا رو چنان ز آحاد میباش
از آن گلشن چرا بیرون پریدی
بر این سو صد گره بر پایت افتاد
ز فکر وهمی و نکته عمیدی
⌝📜⌞ ⬩ ⌝مولوی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
ز من چه ساقیا دامن کشیدی
چنین عشقی پدید آری به هر دم
پدیدآرنده چون ناپدیدی
دهل پیدا دهلزن چون است پنهان
زهی قفل و زهی این بیکلیدی
جنون طرفه پیدا گشت در جان
جنون را عقلها کرده مریدی
هزاران رنگ پیدا شد از آن خم
منزه از کبودی و سپیدی
دو دیده در عدم دوز و عجب بین
زهی اومیدها در ناامیدی
اگر دریای عمانی سراسر
در آن ابری نگر کز وی چکیدی
در آن دکان تو تخته تخته بودی
اگر خود این زمان عرش مجیدی
در اقلیم عدم ز آحاد بودی
در این ده گر چه مشهور و وحیدی
همان جا رو چنان ز آحاد میباش
از آن گلشن چرا بیرون پریدی
بر این سو صد گره بر پایت افتاد
ز فکر وهمی و نکته عمیدی
⌝📜⌞ ⬩ ⌝مولوی
#Poem
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
از آن آدمهایی بود که حتی اگر فقط دربارهی آبوهوا هم با او حرف میزدی، باز هم با لبخند از او جدا میشدی.
#Text
#Text
@Merlin_Library ┇ جزء از کل
نمیخواهم نابغه باشم؛ همین که بتوانم یک انسان باشم خودش بهقدر کافی دشوار است.
#Quote
#Quote
@Merlin_Library ┇ آلبر کامو
「🗝️」7 کتاب کلاسیک و بیادماندنی
⌝🐝⌞ ⬩ کشتن مرغ مقلد
✍🏻 هارپر لی
⌝🌼⌞ ⬩ جین ایر
✍🏻 شارلوت برونته
⌝🐝⌞ ⬩ غرور و تعصب
✍🏻 جین آستن
⌝🌼⌞ ⬩ گتسبی بزرگ
✍🏻 اف. اسکات فیتزجرالد
⌝🐝⌞ ⬩ بلندیهای بادگیر
✍🏻 امیلی برونته
⌝🌼⌞ ⬩ برادران کارامازوف
✍🏻 فئودور داستایفسکی
⌝🐝⌞ ⬩ خوشههای خشم
✍🏻 جان اشتاینبک
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
⌝🐝⌞ ⬩ کشتن مرغ مقلد
✍🏻 هارپر لی
⌝🌼⌞ ⬩ جین ایر
✍🏻 شارلوت برونته
⌝🐝⌞ ⬩ غرور و تعصب
✍🏻 جین آستن
⌝🌼⌞ ⬩ گتسبی بزرگ
✍🏻 اف. اسکات فیتزجرالد
⌝🐝⌞ ⬩ بلندیهای بادگیر
✍🏻 امیلی برونته
⌝🌼⌞ ⬩ برادران کارامازوف
✍🏻 فئودور داستایفسکی
⌝🐝⌞ ⬩ خوشههای خشم
✍🏻 جان اشتاینبک
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
مخترع
@Merlin_Library
📻 ᥀ فرهاد ارکانی
⬩ اختراع یعنی خلق؟ یا فقط کشف چیزی که از قبل بوده؟من جهان را میسازم یا جهان مستقل از من وجود دارد و فقط من دیر متوجهش میشوم؟
#Podcast
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
⬩ اختراع یعنی خلق؟ یا فقط کشف چیزی که از قبل بوده؟من جهان را میسازم یا جهان مستقل از من وجود دارد و فقط من دیر متوجهش میشوم؟
#Podcast
『🪄』@Merlin_Library
『🏮』@Merlin_world
از شکست نترسید؛ از این بترسید که سال آینده همین جایی باشید که امروز هستید.
#Quote
#Quote
@Merlin_Library ┇ آل پاچینو