🔸 با کمال تأسف، شاهد آن هستیم که کتب صرفی اصیل، در دورانِ ما مهجور مانده، یکی از دوستان نقل میکرد که آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود گفته بودند: «هر کس شرح نظام را نخوانده است، اوّل برود آن را بخواند و بعد از اتمام آن در درس حاضر شود».
🔹 فارغ از صحت یا عدم صحتِ انتسابِ این جمله به ایشان، بهترین سیر صرف همان سیرِ صرفیِ قدماست؛ یعنی امثله و شرح امثله، صرف میر، تصریف و شرح تصریف تفتازانی، شرح رضی بر شافیه، و شرح نظام.
🔸 در ادبیات باید زحمت کشید. برای فهم قرآن و روایات باید تلاش کرد. اگه پایه و مقدمات، قوی و خوب خوانده شود، خواندن «شرحِ نظام» که سهل است، سایرِ کتب را هم به راحتی میتوان فهمید.
🔹 البته بستگی دارد که در چه سطح و درجهای قصد داشته باشید در ادبیات عرب زحمت بکشید. برخی معتقدند که اگر خیلی تخصصی بخواهید مطالعه کنید، «شرح نظام» هم الفبای صرف محسوب خواهد شد.
🔸 شرح نظام کتابی است که طلاب (مخصوصاً قدیم الأیام!) مقارن با سیوطی میخواندند.
🔹 اگر مایل بودید، مطالعه این کتب در علم صرف خالی از لطف نیست:
مراح الارواح (در کنار شرح نظام)
المنصف فی التصریف ابن جنی
الممتع فی التصریف ابن عصفور
شرح خضر یزدی بر شافیه
✔️ عالم شدن زحمت میطلبد. انشاءالله خداوند ما را در این مسیر موفّق نماید.
✍ رضا حسینی
@Merghat
🔹 فارغ از صحت یا عدم صحتِ انتسابِ این جمله به ایشان، بهترین سیر صرف همان سیرِ صرفیِ قدماست؛ یعنی امثله و شرح امثله، صرف میر، تصریف و شرح تصریف تفتازانی، شرح رضی بر شافیه، و شرح نظام.
🔸 در ادبیات باید زحمت کشید. برای فهم قرآن و روایات باید تلاش کرد. اگه پایه و مقدمات، قوی و خوب خوانده شود، خواندن «شرحِ نظام» که سهل است، سایرِ کتب را هم به راحتی میتوان فهمید.
🔹 البته بستگی دارد که در چه سطح و درجهای قصد داشته باشید در ادبیات عرب زحمت بکشید. برخی معتقدند که اگر خیلی تخصصی بخواهید مطالعه کنید، «شرح نظام» هم الفبای صرف محسوب خواهد شد.
🔸 شرح نظام کتابی است که طلاب (مخصوصاً قدیم الأیام!) مقارن با سیوطی میخواندند.
🔹 اگر مایل بودید، مطالعه این کتب در علم صرف خالی از لطف نیست:
مراح الارواح (در کنار شرح نظام)
المنصف فی التصریف ابن جنی
الممتع فی التصریف ابن عصفور
شرح خضر یزدی بر شافیه
✔️ عالم شدن زحمت میطلبد. انشاءالله خداوند ما را در این مسیر موفّق نماید.
✍ رضا حسینی
@Merghat
✔️ «الف در کلمه بینا»
🔸 درباره این الف چند احتمال وجود دارد:
1⃣ این «الف» همان فتحه نون است که اشباع شده و به الف تبدیل شده است.
2⃣ این کلمه در اصل «بینما» بوده که به خاطر کثرت استعمال یا سهولت در تلفظ، میم آن حذف شده است.
3⃣ این الف، الف زائده کافه است که از اضافه شدن کلمه بین به کلمه بعد خود و جر دادن آن جلوگیری میکند.
4⃣ این کلمه در اصل «بین بین» و به معنی «وسط» بوده که بین دوم حذف شده و «الف» به عنوان نشانه بر محذوف آمده است، مانند ألف تثنیه.
@Merghat
🔸 درباره این الف چند احتمال وجود دارد:
1⃣ این «الف» همان فتحه نون است که اشباع شده و به الف تبدیل شده است.
2⃣ این کلمه در اصل «بینما» بوده که به خاطر کثرت استعمال یا سهولت در تلفظ، میم آن حذف شده است.
3⃣ این الف، الف زائده کافه است که از اضافه شدن کلمه بین به کلمه بعد خود و جر دادن آن جلوگیری میکند.
4⃣ این کلمه در اصل «بین بین» و به معنی «وسط» بوده که بین دوم حذف شده و «الف» به عنوان نشانه بر محذوف آمده است، مانند ألف تثنیه.
@Merghat
🔹 «معلقات سبع» عنوان قصاید هفتگانه مشهور برگزیده از اشعار عرب جاهلی می باشد.
🔸 گویا قصاید مزبور هرکدام به هنگام گردآمدن مردم در سوق عکاظ خوانده و برگزیده میشده و برای مفتخر شدن به دیوار کعبه آویخته میشدهاست.
🔹 البته برخی از محققان دلایلی برای جعلی بودن این داستان آورده اند و معتقدند که این قصاید طِوال را حَمّاد الراویه (156ق.) در آغاز دولت عباسی گردآوری کرده است.
🔸 این قصاید را هفت شاعر سروده اند: امرءُ القیس، طَرَفه العبد، زُهیر بن ابی سُلمی، لَبید بن ربیعه، عمرو بن کُلثوم، عنتره بن شدّاد، و حارث بن حِلّزَه.
🔹 برخی از محقّقان این قصاید مشهور را هشت قصیده و برخی ده قصیده دانستهاند، ولی قول معروف همان هفت تاست.
🔸 این قصائد جز ارزش ادبی و زبانی از لحاظ تاریخی، جامعه شناختی، و روان شناختی قوم عرب عهد جاهلیت نیز بسی ارزشمند هستند.
@Merghat
🔸 گویا قصاید مزبور هرکدام به هنگام گردآمدن مردم در سوق عکاظ خوانده و برگزیده میشده و برای مفتخر شدن به دیوار کعبه آویخته میشدهاست.
🔹 البته برخی از محققان دلایلی برای جعلی بودن این داستان آورده اند و معتقدند که این قصاید طِوال را حَمّاد الراویه (156ق.) در آغاز دولت عباسی گردآوری کرده است.
🔸 این قصاید را هفت شاعر سروده اند: امرءُ القیس، طَرَفه العبد، زُهیر بن ابی سُلمی، لَبید بن ربیعه، عمرو بن کُلثوم، عنتره بن شدّاد، و حارث بن حِلّزَه.
🔹 برخی از محقّقان این قصاید مشهور را هشت قصیده و برخی ده قصیده دانستهاند، ولی قول معروف همان هفت تاست.
🔸 این قصائد جز ارزش ادبی و زبانی از لحاظ تاریخی، جامعه شناختی، و روان شناختی قوم عرب عهد جاهلیت نیز بسی ارزشمند هستند.
@Merghat
☑️ امروز زندگی شخصیتی به نام "حمّاد راویة" را مطالعه می کردم.
🔸 حَمّاد راویه ، روایت کننده اشعارِ قدیمِ عرب و شاعر ایرانی الأصلِ عرب بوده که در قرن اول و دوم هجری (متوفی سال 160 ه.ق) در بغداد و کوفه زندگی می کرده است.
🔹 خواندم که : حماد در جوانی کارش دزدی و راهزنی بوده تا اینکه یک شب اموال کسی را دزدید که در آن دفتری از شعر انصار بود. وقتی آن اشعار را خواند ، لذت برد و حفظ کرد و پس از آن به دنبال شعر و ادب رفت و راهزنی را رها کرد.
🔸 آن قدر شعر از عرب روایت نمود تا جایی که به او لقب" راویة" را دادند. [ تاء در راویة، تاء مبالغه است مانند علامة].
🔹 از یکی از اساتید ادبیات هم شنیدم که حماد آخر عمرش گفته است که 80 درصد اشعاری که عرب نسبت داده است، جعل بوده و به دروغ آن ها را منتسب به عرب کرده است!! (حالا مثلا از حکومت بنی امیه پولی میگرفته یا...!!).
🔸 لذاست که میبینیم برخی، راویانی نظیر #حماد_راویة را از علل عدم صحتِ شعرِ جاهلی میدانند و معتقدند هیچ اعتمادی به روایات او نیست.
🔹 حتی دیدم که #طه_حسین و #شوقی_ضیف میگویند که یکی از دلایل جاعل و ناموثق بودنِ راویان کوفی، مثل حماد این است که دارای اصالت ایرانی بودهاند و با عرب ها خصومت داشتهاند.
📚 فی الأدب الجاهلی، ج۱، ص۱۷۱
📚 تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳
10 بهمن 1398
✍ رضا حسینی
@Merghat
🔸 حَمّاد راویه ، روایت کننده اشعارِ قدیمِ عرب و شاعر ایرانی الأصلِ عرب بوده که در قرن اول و دوم هجری (متوفی سال 160 ه.ق) در بغداد و کوفه زندگی می کرده است.
🔹 خواندم که : حماد در جوانی کارش دزدی و راهزنی بوده تا اینکه یک شب اموال کسی را دزدید که در آن دفتری از شعر انصار بود. وقتی آن اشعار را خواند ، لذت برد و حفظ کرد و پس از آن به دنبال شعر و ادب رفت و راهزنی را رها کرد.
🔸 آن قدر شعر از عرب روایت نمود تا جایی که به او لقب" راویة" را دادند. [ تاء در راویة، تاء مبالغه است مانند علامة].
🔹 از یکی از اساتید ادبیات هم شنیدم که حماد آخر عمرش گفته است که 80 درصد اشعاری که عرب نسبت داده است، جعل بوده و به دروغ آن ها را منتسب به عرب کرده است!! (حالا مثلا از حکومت بنی امیه پولی میگرفته یا...!!).
🔸 لذاست که میبینیم برخی، راویانی نظیر #حماد_راویة را از علل عدم صحتِ شعرِ جاهلی میدانند و معتقدند هیچ اعتمادی به روایات او نیست.
🔹 حتی دیدم که #طه_حسین و #شوقی_ضیف میگویند که یکی از دلایل جاعل و ناموثق بودنِ راویان کوفی، مثل حماد این است که دارای اصالت ایرانی بودهاند و با عرب ها خصومت داشتهاند.
📚 فی الأدب الجاهلی، ج۱، ص۱۷۱
📚 تاریخ الادب العربی، ج۱، ص۱۵۳
10 بهمن 1398
✍ رضا حسینی
@Merghat
✳️ درس تفسیر آیت الله جوادی آملی
1394/10/26
✔️ «وَ مَا نُرِیهِم مِنْ آیَةٍ إِلاّ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (سوره زخرف آیه ۴۸)
🔹 هیچ آیتی نیامده، مگر اینکه «اُخت» آن بزرگتر است. «اُخت» یعنی مثل. اینکه در کتابهای ادبی مثل سیوطی و... دارد که «باب کان و أخواتها»، «اُخت» به معنای خواهر نیست، بلکه «اُخت» به معنای مثل است؛ یعنی «کان و أمثالها» و اینجا هم «اُخت» یعنی مثل؛ یعنی هیچ معجزهای نمیآمد، مگر اینکه بزرگتر از «اُخت» آن بود.
🔸 در این زمینه وجوه فراوانی گفته شد که سه وجه آن قابل طرح است: یکی اینکه این اکبر بودن نسبی باشد؛ مثلاً آن «قمّل» و «ضفادع» و «دم» و مانند اینها، آن یکی از این از جهتی برتر است و این یکی هم از آن دیگری از جهتی برتر است، این اکبر بودن نسبی است، نه مطلق.
🔹 دوم اینکه از نظر برخیها اینطور باشد؛ به نظر بعضی آن آیت از این آیت اکبر است و به نظر گروهی دیگر این آیت از آن اکبر است.
🔸 وجه سوم آن است که این آیاتی که ما فرستادیم، هر تالیای نسبت به مَتلُوّ خود اکبر است.
🔹 البته وجوه دیگری هم غیر از این وجوه سهگانه ممکن است که طرح شود
🔸 ﴿وَ مَا نُرِیهِم مِنْ آیَةٍ إِلاّ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا﴾؛ یعنی «مثلها».
@Merghat
1394/10/26
✔️ «وَ مَا نُرِیهِم مِنْ آیَةٍ إِلاّ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (سوره زخرف آیه ۴۸)
🔹 هیچ آیتی نیامده، مگر اینکه «اُخت» آن بزرگتر است. «اُخت» یعنی مثل. اینکه در کتابهای ادبی مثل سیوطی و... دارد که «باب کان و أخواتها»، «اُخت» به معنای خواهر نیست، بلکه «اُخت» به معنای مثل است؛ یعنی «کان و أمثالها» و اینجا هم «اُخت» یعنی مثل؛ یعنی هیچ معجزهای نمیآمد، مگر اینکه بزرگتر از «اُخت» آن بود.
🔸 در این زمینه وجوه فراوانی گفته شد که سه وجه آن قابل طرح است: یکی اینکه این اکبر بودن نسبی باشد؛ مثلاً آن «قمّل» و «ضفادع» و «دم» و مانند اینها، آن یکی از این از جهتی برتر است و این یکی هم از آن دیگری از جهتی برتر است، این اکبر بودن نسبی است، نه مطلق.
🔹 دوم اینکه از نظر برخیها اینطور باشد؛ به نظر بعضی آن آیت از این آیت اکبر است و به نظر گروهی دیگر این آیت از آن اکبر است.
🔸 وجه سوم آن است که این آیاتی که ما فرستادیم، هر تالیای نسبت به مَتلُوّ خود اکبر است.
🔹 البته وجوه دیگری هم غیر از این وجوه سهگانه ممکن است که طرح شود
🔸 ﴿وَ مَا نُرِیهِم مِنْ آیَةٍ إِلاّ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا﴾؛ یعنی «مثلها».
@Merghat
🔹 و سُميت غَزْوَة الرُّومِ «الصائفةَ» لأَن سُنَّتَهم أَن يُغْزَوا صَيْفًا، ويُقْفَلَ عَنْهُمْ قَبْلَ الشِّتَاءِ لِمَكَانِ البردِ وَالثَّلْجِ.
📚 لسان العرب ج9 ص202
@Merghat
📚 لسان العرب ج9 ص202
@Merghat
✳️ درس تفسیر آیت الله جوادی آملی
1398/12/29
🔸 فرمود «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ». این «تاء» در «فریضة»، «تاء» تأنیث نیست وگرنه بین مبتدای مذکر و خبر مؤنث مناسب نیست. این «تاء»، «تا»ی مبالغه است یعنی فراگیری علم بر انسان خیلی لازم و فرض است.
@Merghat
1398/12/29
🔸 فرمود «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ». این «تاء» در «فریضة»، «تاء» تأنیث نیست وگرنه بین مبتدای مذکر و خبر مؤنث مناسب نیست. این «تاء»، «تا»ی مبالغه است یعنی فراگیری علم بر انسان خیلی لازم و فرض است.
@Merghat
✅ پیرامون نقش حروف مقطعه در قرآن تحقیقی داشتم. نظریات متفاوت بود. مثلاً در مورد «الم» که در ابتدای سوره بقره آمده، اقوال مختلفی مطرح شده بود.
1⃣ برخی گفته بودند: « الم: محلاً مرفوع، خبر برای مبتدای محذوف.
2⃣ عده ای معتقد بودند مبتدا می باشد و خبر آن: «ذلك الکتاب».
3⃣ جماعتی نوشته بودند: «الم: منصوب به فعل اُتْلُ محذوف.
✍ رضا حسینی
@Merghat
1⃣ برخی گفته بودند: « الم: محلاً مرفوع، خبر برای مبتدای محذوف.
2⃣ عده ای معتقد بودند مبتدا می باشد و خبر آن: «ذلك الکتاب».
3⃣ جماعتی نوشته بودند: «الم: منصوب به فعل اُتْلُ محذوف.
✍ رضا حسینی
@Merghat
✳️ فرمایش امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد امرؤالقیس (شاعر معروف دوران جاهلیت)
✔️ وَ سُئِلَ مَنْ أَشْعَرُ الشُّعَرَاءِ؟ فَقَالَ (عليه السلام): إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ، تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا؛ فَإِنْ كَانَ وَ لَا بُدَّ، فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ.
✍ يُريدُ إمرأ القيس.
🔹 از آن حضرت پرسيدند كه بزرگترين شاعر عرب كيست، فرمود: شاعران در يك مسابقه اسب دوانى، اسب نتاخته اند تا معلوم شود كه چه كسى نى پايان را مى ربايد. و اگر بناچار بايد كسى را نام برد، ملك الضلّيل.
[پادشاه گمراه و مراد او امرؤ القيس است.]
🔸 الْحَلْبَة: اسبانى كه براى مسابقه، در يكجا جمع مى آورند، مقصود در اينجا طريقه و روش واحد است.
🔹 الْقَصْبَة: نشانه اى كه در آخر خط پايان مسابقه نصب مى كنند و برنده با رسيدن به آن، آن را به علامت پيروزى برميدارد.
🔸 الْمَلِكُ الضِّلِّيل: سلطان گمراه، مقصود «امرء القيس» است.
@Merghat
✔️ وَ سُئِلَ مَنْ أَشْعَرُ الشُّعَرَاءِ؟ فَقَالَ (عليه السلام): إِنَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْرُوا فِي حَلْبَةٍ، تُعْرَفُ الْغَايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِهَا؛ فَإِنْ كَانَ وَ لَا بُدَّ، فَالْمَلِكُ الضِّلِّيلُ.
✍ يُريدُ إمرأ القيس.
🔹 از آن حضرت پرسيدند كه بزرگترين شاعر عرب كيست، فرمود: شاعران در يك مسابقه اسب دوانى، اسب نتاخته اند تا معلوم شود كه چه كسى نى پايان را مى ربايد. و اگر بناچار بايد كسى را نام برد، ملك الضلّيل.
[پادشاه گمراه و مراد او امرؤ القيس است.]
🔸 الْحَلْبَة: اسبانى كه براى مسابقه، در يكجا جمع مى آورند، مقصود در اينجا طريقه و روش واحد است.
🔹 الْقَصْبَة: نشانه اى كه در آخر خط پايان مسابقه نصب مى كنند و برنده با رسيدن به آن، آن را به علامت پيروزى برميدارد.
🔸 الْمَلِكُ الضِّلِّيل: سلطان گمراه، مقصود «امرء القيس» است.
@Merghat
✳️ درس تفسير آيت الله جوادي آملی
88/08/02
🔸 وجود مبارك مريم(سلام الله عليها) فرمود: «يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا» وقتی خواست مادر بشود. چون چنین چیزی سابقه نداشت. يك كارِ بيسابقه است كسي این گونه مادر بشود. آن هم با قداستي كه دارد، با قداستي كه دارد با آن كرامتهايي كه از او شنيدند و ديدند چگونه اين بار را تحمل كند اين مشكل را: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذَا» اي كاش قبل از اينكه من به اين وضع در بيايم و زايمان كنم ميمُردم.
🔹 مستحضريد كه اين «مات، يموت» بايد «مُتّ» بيايد نه «مِتُّ» برخيها گفتند اين از «ماتَ يَماتُ» است لذا «مِتُّ» آمده نظير «خاف، يخاف» كه «خِفت» آمده.
@Merghat
88/08/02
🔸 وجود مبارك مريم(سلام الله عليها) فرمود: «يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا» وقتی خواست مادر بشود. چون چنین چیزی سابقه نداشت. يك كارِ بيسابقه است كسي این گونه مادر بشود. آن هم با قداستي كه دارد، با قداستي كه دارد با آن كرامتهايي كه از او شنيدند و ديدند چگونه اين بار را تحمل كند اين مشكل را: «قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذَا» اي كاش قبل از اينكه من به اين وضع در بيايم و زايمان كنم ميمُردم.
🔹 مستحضريد كه اين «مات، يموت» بايد «مُتّ» بيايد نه «مِتُّ» برخيها گفتند اين از «ماتَ يَماتُ» است لذا «مِتُّ» آمده نظير «خاف، يخاف» كه «خِفت» آمده.
@Merghat
✳️ درس تفسير حضرت آيت الله جوادی آملی
88/08/05
به مریم(سلام الله علیها) گفتند که: «مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا» ﴿ آیه ۲۸ سوره آل عمران﴾ اى خواهر هارون! پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود.
🔹 اين «بَغيّ» وصف خاصّ زنِ زانيه است لذا نيازي به «تاء» تأنيث نداشت. جایی دیگر هم وجود مبارك مريم فرمود: «لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً» نه «بغيّةً»!
اينجا هم گفتند: «وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيّاً» بغی چون وصف خاص است، نيازي به «تاء» نداشت.
@Merghat
88/08/05
به مریم(سلام الله علیها) گفتند که: «مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا» ﴿ آیه ۲۸ سوره آل عمران﴾ اى خواهر هارون! پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نيز] بدكاره نبود.
🔹 اين «بَغيّ» وصف خاصّ زنِ زانيه است لذا نيازي به «تاء» تأنيث نداشت. جایی دیگر هم وجود مبارك مريم فرمود: «لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً» نه «بغيّةً»!
اينجا هم گفتند: «وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيّاً» بغی چون وصف خاص است، نيازي به «تاء» نداشت.
@Merghat
✳️ «رعایت فرهنگ محاوره»
✔️ آیت الله جوادی آملی:
🔸 در جای دیگر درباره مریم (علیها السلام) می فرماید: «صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین». این تعبیر، برای این نیست که ما «قانتات» نداریم؛ چون صریحاً در سوره احزاب فرمود: «و القانتین و القانتات» بلکه برای حفظ فرهنگ محاوره است.
🔹 در طرف عکس قضیه نیز براساس فرهنگ محاوره، زن تبهکار را در زمره مردان تبهکار می شمارد و در سوره یوسف، «و استغفری لذنبک انک کنت من الخاطئین» آمده است و «من الخاطئات»، ذکر نشده است. علت این نیست که ما خاطئات نداریم؛ بلکه برای رعایت فرهنگ محاوره است.
🔸 در فرهنگ محاوره میگویند: مردم، قیام کردند که مقصود، اعم از زنها و مردهاست و نمیگویند: زنها و مردها قیام کردند یا می گویند: مردم، رأی دادند و نمی گویند: زنها، رأی دادند. «الذین» در قرآن، یعنی «مردم» و نه «مردان» و مردم، شامل زن و مرد است. بنابراین، نباید گفت که قرآن، مردگراست.
@Merghat
✔️ آیت الله جوادی آملی:
🔸 در جای دیگر درباره مریم (علیها السلام) می فرماید: «صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین». این تعبیر، برای این نیست که ما «قانتات» نداریم؛ چون صریحاً در سوره احزاب فرمود: «و القانتین و القانتات» بلکه برای حفظ فرهنگ محاوره است.
🔹 در طرف عکس قضیه نیز براساس فرهنگ محاوره، زن تبهکار را در زمره مردان تبهکار می شمارد و در سوره یوسف، «و استغفری لذنبک انک کنت من الخاطئین» آمده است و «من الخاطئات»، ذکر نشده است. علت این نیست که ما خاطئات نداریم؛ بلکه برای رعایت فرهنگ محاوره است.
🔸 در فرهنگ محاوره میگویند: مردم، قیام کردند که مقصود، اعم از زنها و مردهاست و نمیگویند: زنها و مردها قیام کردند یا می گویند: مردم، رأی دادند و نمی گویند: زنها، رأی دادند. «الذین» در قرآن، یعنی «مردم» و نه «مردان» و مردم، شامل زن و مرد است. بنابراین، نباید گفت که قرآن، مردگراست.
@Merghat
(إنا لله و إنا إليه راجعون)
بلغني خبر وفاة سماحة آیة الله الصافی الکلبایکانی رحمه الله، الذي كان مروجاً لآثار العترة الطاهرة، وارجو من الله العلي القدير ان ينزله منزلا مباركاً بجوار النبي وآله الاطهار، وأن يلهم ذويه الصبر ويرزقهم الأجر، ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.
رضا الحسيني
قم المقدسة
٢٩ جمادي الثانيه ١٤٤٣
بلغني خبر وفاة سماحة آیة الله الصافی الکلبایکانی رحمه الله، الذي كان مروجاً لآثار العترة الطاهرة، وارجو من الله العلي القدير ان ينزله منزلا مباركاً بجوار النبي وآله الاطهار، وأن يلهم ذويه الصبر ويرزقهم الأجر، ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.
رضا الحسيني
قم المقدسة
٢٩ جمادي الثانيه ١٤٤٣
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
پیش از این، در اوایل راهاندازی کانال، فایل تدریس کامل الهدایه فی النحو را، در ۳۳ جلسه، بارگذاری کرده بودم. اکنون با توجه به اینکه صمدیه نیز تدریس و بارگذاری شده، و الهدایه و صمدیه متون پایهای ادبیات هستند، مجددا و در پیام بعدی، فایل الهدایه را بازفرست میکنم تا دوستان به این هر دو کتاب مهم در کنار یکدیگر دسترسی داشته باشند.
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian