مرقاة الصعود
588 subscribers
49 photos
2 videos
37 files
1 link
رضاحسینی

ارتباط با ادمین

@Rezaaa_hosseini

انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقها، ادبیات، اصول، فقه

کانال‌های دیگر بنده

مرقاة الأخبار (تدریس اصول کافی)
@Merghat_Al_Akhbar313

نردبان فقاهت (فقه، اصول، رجال و...)
@Nardebane_feghahat
Download Telegram
باب5مغنی عرفانیان.rar
69.1 MB
جلسات 1 تا 15 باب پنجم مغنی‌اللبیب (تدریس‌شده در نوروز 1397)؛ استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
باب5مغنی عرفانیان16تا41.rar
116.8 MB
جلسات 16 تا 41 باب پنجم مغنی‌اللبیب (تدریس‌شده در نوروز 1397)؛ استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
🔹 «مع» إسم بدلیل التّنوین فی قولهم: «معاً» و دخول الجار فی حکایة سیبویه: «ذهبت من معه» و قرائة بعضهم: «هذا ذکر من معی»...

🔸 «مع» اسم هست به خاطر گرفتن تنوین در کلام عرب فصیح، و داخل شدن حرف جر بر آن در حکایت سیبویه و قرائت آیه «هذا ذکر من معی» (که حرف جر بر سر آن آمده است).

📚 مغنی اللبیب، باب اول، ص173

@Merghat
✔️ آیت الله حسن زاده آملی:

🔸 «جامع المقدمات» مجموعه چند رساله در نحو و صرف و اخلاق و منطق است که نخستین کتاب درسى محصّلین علوم اسلامى است.

🔹 دو رساله آن یکى به صرف میر و دیگر به کبرى اشتهار دارد. هر دو به زبان پارسى و بسیار ارزشمند و سودمند از مؤلفات دانشمند بزرگ سید على بن محمد حسینى معروف به میر سید شریف است که برخى وى را آملى و برخى دیگر گرگانى می‌دانند.

🔸 رساله صرف به نام وى، «صرف میر» شهرت یافت. من رساله‏ اى موجز در صرف به پارسى، بدین خوبى، در عجم ندیده‏ ام و به عربى در عرب هم.

@Merghat
کتاب «الأمثال المقارنة بین العربیة والفارسیة» دکتر منصوره زرکوب
ناشر: دانشگاه اصفهان

@Merghat
سَألتها قُبلَةً ففـُزت بها                            بَعدَ امتناع و شدَّة ِ التَّعَب ِ
فقُلتُ بِاللّه ِ يا مُعَذِّبَتِي                         جُدِي بِأُخری أَقضي بها أربي
فَابتَسَمت ثُمّ أرسلت مَثلا                        يَعرفُه ُ العُجمُ ليسَ بِالکَذب ِ
« لاتـَعطـيَيَّنَّ الصَّبِيَّ واحِدَةً                 يطلُبُ أخری بِأعنَف ِ الطّلب ِ!

(الشاعر: ابونؤاس الأهوازي)

✔️ ترجمه:
🔸 از معشوق، بوسه‌ای طلب کردم و پس از امتناع و رنج فراوان از او ستاندم.
🔹 به خدا قسمش دادم وگفتم :اي آزار‌دهنده من! بوسه‌ای ديگر بده تا کامي از من برآيد.
🔸 معشوق تبسمی کرد و ضرب المثلي گفت که در ميان عجم ها درست است (و دروغ نیست):
🔹 «بچه را يکي نده که به زور دومی را می‌خواهد!»

@Merghat
✔️ ز لعل یار خواهم ضد شرقی
به تصحیف و دری و قلب و تازی

🔸 تصحیف: در اینجا یعنی جابجایی نقطه
🔹 دری: یعنی فارسی در اینجا یعنی ترجمه کردن لغت به فارسی
🔸 قلب: در اینجا یعنی جابجایی حروف
🔹 تازی: یعنی عربی. در اینجا یعنی ترجمه به عربی

ضد شرقی می‌شود غربی. غربی به کمک تصحیف می‌شود عربی. عربی به کمک تصحیف می‌شود ربیع. معنای ربیع در فارسی می‌شود بهار. بهار به کمک قلب می‌شود نهار. معادل نهار در عربی می‌شود یوم. یوم به کمک تصحیف می‌شود موی.  معنای موی در عربی می‌شود شَعر. شَعر با قلب می‌شود شِعر. شعر در فارسی معادل بیت است. بیت در فارسی می‌شود خانه. خانه در عربی می‌شود دار. دار با قلب می‌شود راد. راد با تصحیف می‌شود زاد. زاد به فارسی می‌شود توشه و توشه با تصحیف می‌شود بوسه!

@Merghat
✔️ توصیه فقیه عالیقدر، فاضل اصفهانی (ره) نسبت به لزومِ دانستن ادبیات عرب برای ورود در فقه

🔹 و وصيّتي إلى علماء الدين و إخواني المجتهدين أن لا ينطقوا في الفقه و مسائله و لا يتعرّضوا لدقائقه و جلائله إلّا بعد إتقان العربيّة بأقسامها و استقراء فنون ما تنطق به العرب...

🔸 توصیه من به علماء دین و دوستان تلاشگر من این است که در فقه و مسائل و دقایق آن اظهار نظر نکنند مگر اینکه اقسام علوم عربیه را با إتقان بیاموزند و فنون و قواعد زبان عربی را به خوبی جستجو کنند.

📚 كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام ج11 ص541

@Merghat
«رسالة فی واضع علم النحو» رساله‌ای مختصر و در عین حال، بسیار ارزشمند است که نوشته شده تا اثبات کند که علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) واضع نحو بوده‌اند.

@Merghat
🔹 واضع علم نحو، علی بن ابی طالب (علیه السلام) بوده که آن را به ابوالأسود دوئلی تعلیم داده است. برخی از مخالفین مکتب تشیع شدیداً تلاش کرده‌اند این مطلب را انکار نمایند. مثلاً اگر وقت کردید، این دو کتابی را که معرفی میکنم، مطالعه بفرمایید.
📚 النجم الثاقب (شرح کافیة ابن حاجب)
📚 موسوعة المصطلح النحوی

🔸 اما در برخی از کتب اهل سنت به این مطلب تصریح شده که مُبدعِ علم نحو، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده است. مثلاً:
«أبو الأسود الدؤلی، ظالم بن عمرو بن سفيان بن جندل الدؤلي الكناني: واضع علم النحو. رسم له علي بن أبي طالب شيئا من أصول النحو، فكتب فيه أبو الاسود. و أخذه عنه جماعة».
📚 الأعلام، زركلي ج3 ص236

🔸 اگر بخواهم خیلی ساده‌تر سخن بگویم، باید عرض کنم که شروعِ نحو با آیه «إن الله بری من المشرکین و رسوله» به وقوع پیوسته است. معروف است که روزی حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در بین مردم شنید که آیه‌
آیه «أن الله بریء من المشرکین و رسولُه» را اشتباه قرائت می‌کنند و کلمه «رسولِه» را با إعراب کسره می‌خوانند. اگر کلمه «رسولِه» مکسور باشد، عطف به «مشرکین» می‌شود و معنای آن مخالف اعتقادات حقه و موجب توهین به مقام شامخ خاتم الأنبیاء (صلی الله علیه و آله) می‌گردد. باید آن را مرفوع خواند، چون عطف به محلِّ کلمه «الله» شده است. گفته‌اند همین باعث شد که آن حضرت، علم نحو را به ابوالأسود تعلیم دهد.

🔹 جناب خلیلی و مرحوم رضی از أعلام علم نحو در شیعه به شمار می‌آیند، ولی بعدها بیشتر اهل سنت در رأس و مسند نحو قرار گرفتند و مباحث را در آن زمینه پیش برده‌اند. علتِ این مسأله، کثرت افراد و در نتیجه، کثرت أذواق آنها بوده است‌. هرچند که در علومی مانند اصول فقه و... شیعیان بسیار بیشتر و قوی‌تر زحمت کشیده‌اند، اما مروّجین نحو غالباً از اهل سنت بوده‌اند. مثلاً مبسوط‌ترین کتبِ تفسیرِ ادبیِ قرآن از آنها است.

🔸 معتقدم که شیعه در مورد آیه وضو و آیه تطهیر و آیه ولایت حرف‌های دقیقی دارد که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

رضا حسینی

@Merghat
«یا هو یا من لا هو الا هو»

🔸 طبق نقل مجمع البیان این ذکر را جناب خضر در شب جنگ بدر به حضرت امیر تعلیم داد.

✔️ اشکال ادبی بر این جمله و پاسخ علامه حسن زاده آملی

«در این حدیث شریف و نظائر آن کلمه مبارکه «هو» منادی شده است و حرف «یا» ندا بر سرش در آمده است و حال اینکه ضمیر، منادی نمی شود. علامه بهائی، در صمدیه در شرایط منادی گوید: «و یشترط کونه مظهراً» و شارح آن علامه سید علی‌خان در شرح کبیر صمدیه پس از عبارت مذکور گوید: «فلا یجوز نداء المضمر مطلقاً لایقال یا انا و لا یا ایای ولا یا هو و لا یا ایاه اجماعاً» تا اینکه گوید: «و قال شعبان فی الفیته:
و لا تقل عند النداء یا هو
و لیس فی النحاة من رواه»
پس در حدیث مذکور «یا هو» حرف ندا بر سر ضمیر در نیامده است، بلکه «هو» اسمی از اسماء الله است که مسمی آن، هویت مطلقه و ذات أقدس است، چه اینکه جمله شریف «یا هو یا من لاهو الا هو» سخن کسی است که خود پدر نحو و صرف است».

@Merghat
🔸 اسم فاعل اگر مصغّر بشود، بنابر قول مشهور، عمل نمى‏ كند.

@Nardebane_feghahat
🔸 «لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ»
معمولاً «لا» در آیات فوق را «لا زائده» دانسته‌اند، اما احتمال دیگری وجود دارد و آن این که «لا زائده» نباشد بلکه برای نفی باشد.
در این صورت معنای آیه چنین می شود:
«وقتی شما در مکه هستی من به آن قسم نمیخورم» (بلکه اگر قرار باشد قسمی خورده شود به خود شما قسم میخورم)

✔️ یعنی: شرف المکان بالمکین!

رضا حسینی
@Merghat
✳️ درس تفسیر آیت الله سبحانی
97/02/31

🔸 در حدیثی از معصوم می خوانیم: أَحَبُ‌ إِخْوَانِي‌ إِلَيَ‌ مَنْ أَهْدَى إِلَيَّ عُيُوبِي. بهترین دوستان انسان کسی است که لغزش انسان را گزارش دهد. ما در جلسه ی گذشته گفتیم که در آیه ﴿يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ﴾ ﴿الْأَكْبَرِ﴾ صفت برای ﴿يَوْمَ﴾ است زیرا حج اکبر و اصغر ندارد. بعضی از دوستان تذکر دادند که ﴿الْأَكْبَرِ﴾ مجرور است و نمی‌تواند صفت برای ﴿يَوْمَ﴾ باشد و علت اینکه به آن «حج اکبر» می گویند این بود که در آن سال مؤمنین و مشرکین همه در آن روز جمع بودند.

@Merghat
🔸 «غلامُ زیدٍ» مضاف و مضاف‌الیه است. در واقع، از حیث نحوی «کلام» نیست، چون «یَحْسُنُ السکوت» یا به تعبیر برخی «یَصِحُّ السکوت» نمی‌باشد.

🔹 «لفظ» أعم از کلمه هست. چون لفظ به معنای هر صوتی است که از فم خارج شود و مشتمل بر حروف هجائیه (که از ألف شروع می‌شود و به یاء ختم می‌گردد) باشد.

@Merghat
🔸 بعضی از نحاة حروف قسم را پنج حرف دانسته‌اند: «واو و باء و تاء و لام و مِن».

@Merghat
✔️ حروف جر (۱۷ حرف) در یک بیت شعر آورده شده:     

باء و تاء و کاف و لام و واو و منذُ، مُذْ، خلا / ربّ، حاشا، مِن، عدا، فی، عَن، علی، حتی، الی

 @Merghat
🔸 در بین حروف ثلاثه قسَم (واو، باء، تاء) فقط حرف تاء، مختص به لفظ جلاله «الله» است و بر سر غیرِ «الله» وارد نمی‌شود.

🔹 اما «واو یا «باء» این‌گونه نیست، یعنی بر سر غیر الله هم داخل می‌شوند، مانند: «والعصر انّ الانسانَ لفی خسر»

🔸 فرق باء قسم با واو قسم هم این است که باء قسم گاهی بر سر اسم ظاهر و گاهی بر سر ضمیر می‌آید، اما واو قسم فقط بر سرِ اسم ظاهر می‌آید، و بر ضمیر داخل نمی‌شود.

@Merghat
🔹 «سین» برای آینده نزدیک و «سوف» برای آینده دور به کار می‌رود. یعنی معنایِ استقبالی در «سوف» بیشتر از «سین» است. علت این مسأله را برخی آن دانسته‌اند که «سوف» کثرت حروف دارد و «زیادة المبانی تدل علی زیادة المعانی».

🔸 البته ابن هشام در کتاب مغنی فرقی بین «سین» و «سوف» قائل نشده و آن دو را مرادف هم می‌داند، زیرا قاعده فوق را مطَّرد نمی‌داند.

@Merghat
🔹 در هنگام کتابتِ «محمد ابن حنفیه» باید ألفِ «إبن» نوشته شود، زیرا هرگاه شخص را به مادرش منسوب کنند، الفِ آن را می‌نویسند، مانند: «عیسی ابن مریم».

🔸 اما وقتی شخصی را به پدر آن نسبت می‌دهند، چنین نیست، مانند «محمد بن علی».

رضا حسینی
@Merghat