مرقاة الصعود
588 subscribers
49 photos
2 videos
37 files
1 link
رضاحسینی

ارتباط با ادمین

@Rezaaa_hosseini

انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقها، ادبیات، اصول، فقه

کانال‌های دیگر بنده

مرقاة الأخبار (تدریس اصول کافی)
@Merghat_Al_Akhbar313

نردبان فقاهت (فقه، اصول، رجال و...)
@Nardebane_feghahat
Download Telegram
✔️ كلُّ خليلٍ كنتُ خاللتُه
لا ترك اللّه له واضحة
یعنی: هر دوستى كه با او دوستى نمودم، خداوند براى او دندانِ خنده‌نما نگذارد.

🔹 «واضحة» به دندان‌هايى می‌گویند كه هنگام خنديدن، دیده می‌شود.

🔸 در کتب ادبی گفته شده که «لا ترك اللّه له...» جمله خبريه می باشد و به خاطر مبالغه در طلب، به جاى انشاء آورده شده است.

@Merghat
✔️ قال سيبويه:

🔸 «أعجب الْكَلِمَات كلمة "لمَّا" إن دخلت على الماضِي تكون ظرفاً وإن دخلت على الْمُضَارع تكون حرفاً وإِن دخلت على غَيرهمَا تكون بِمَعنى "إِلَّا" كَقَوْلِه تَعَالَى: (إِن كل نفس لما عَلَيْهَا حَافظ) أَي إِلَّا عَلَيْهَا حَافظ».

@Merghat
✳️ آیت الله سید احمد #مددی حفظه الله:

🔸 یکی از مشکلات مهم در زمان ما این است که کتب لغت بعد از اختلافات فقهی و کلامی بین مذاهب تدوین شده است و این یک مشکل بزرگ است زیرا آقایان اقوال فقهی و کلامی خودشان را دخالت میدهند.

🔹 همین ابن هشام در آیه شریفه: (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَ‏ لَهُمُ‏ الْجَنَّة) "باء" را به معنای غیر مقابله میگیرد ولی ما باشیم و ظاهر آیه انصافا واضح است که برای مقابله است اما #ابن_هشام مکتب فکری‌اش را که #اشاعره باشد و پاداش را در مقابل عمل نمیداند در آیه داخل میکند.

🔸 و کذا او در یکی از ابواب #مغنی از آنجا که مذهب او شافعی است و #شافعی تصریح دارد که حیوان مذبوح بدون تسمیه خوردنش جائز است، در آیه شریفه (وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ) واو را به معنای حالیةمیگیرد! یکجوری ترجمه میکند که با حرف شافعی جور در بیاید ولی ما باشیم وظاهر آیه انصافاً "واو" ظاهر در عطف است یا... و کذا و کذا از موارد مشابه. 

@Merghat
🔹 الفعل الماضي إذا وقع في معرض الدعاء أفاد الإستقبال.

📚 إرشاد الطالبين، للمقداد، ص16

@Merghat
آیا در روایات از علم نحو نهی شده‌ایم؟!

🔸 قال الحرّ في الوسائل - تعليقاً على ما رواه: محمد بن إدريس في آخر السرائر نقلا من كتاب جعفر بن محمد بن سنان الدهقان عن عبيد الله، عن درست، عن عبد الحميد بن أبي العلاء عن موسى بن جعفر عن آبائه (عليهم السلام) قال: قال رسول الله(صلى الله عليه وآله) : (مَنِ انْهَمَكَ فِي طَلَبِ النَّحْوِ سُلِبَ الْخُشُوعَ) - :

🔹 "أَقُولُ: هَذَا لَيْسَ فِيهِ ذَمٌّ لِلنَّحْوِ بَلْ لِلِانْهِمَاكِ فِيهِ أَعْنِي الْإِفْرَاطَ وَ الزِّيَادَةَ عَلَى قَدْرِ الْحَاجَةِ وَ قَدْ وَرَدَ النَّهْيُ عَنِ الْإِفْرَاطِ فِي الْعِبَادَةِ وَتَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَى أَنَّ الْأَقْرَأَ مُقَدَّمٌ عَلَى غَيْرِهِ فِي صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ لِلْإِمَامَةِ".

📚 وسائل الشیعة، ج١٧، ص ٣٢٩

@Merghat
✔️ آیت الله سید احمد #مددی (حفظه الله تعالی):

🔹 کوفیون حرفشان واقعی‌تر است تا بصریون؛ اما نحوی که الان موجود است، 95 درصدش بصری است. بر اثر اختلافات مذهبی، شیعه در نحو نتوانست مستقل شود و این کتبی که خوانده می شود نحو بصره است.  

@Merghat
خريف الغضب.pdf
8.4 MB
کتاب: خریف الغضب - قصة بدایة ونهایة عصر انور السادات. تألیف: محمد حسنین هیکل
✔️ ابن اثیر در کتاب لغت خود می‌نویسد:

🔸 في الحدیث: (كانت ضربات علي[علیه السلام] مبتكرات لا عونا) أي ضربته كانت بكرا يقتل بواحدة منها لا يحتاج أن يعيد الضربة ثانية.
يقال: «ضربة بكر» إذا كانت قاطعة لا تثنى.

📚 النهایة فی غریب الحدیث ج1 ص149

@Merghat
🔹 کتابِ «النهایة فی غریب الحدیث و الأثر» اثرِ ابن اثیر واقعا کتاب قشنگی است. حتماً به آن مراجعه کنید. به نکات بسیار خوبی دست خواهید یافت.

رضا حسینی
@Merghat
_سبک_شناسی_استعاره_ی_تمثیلیه_در_قرآن_کریم.pdf
548.5 KB
📚 "سبک شناسی استعاره تمثیلیه در قرآن کریم"

@Merghat
شَفَة لَب، لِسان چه؟ زَبان، فَم دهان
یَد و جارحة دست و حُلقُوم نای

فَرَس اسب و بَغْل اَستر و سَرْج زین
بعیر اُشتُر است و جَرَس چه دَرای

📚 نصاب الصبیان
@Merghat
باب5مغنی عرفانیان.rar
69.1 MB
جلسات 1 تا 15 باب پنجم مغنی‌اللبیب (تدریس‌شده در نوروز 1397)؛ استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
باب5مغنی عرفانیان16تا41.rar
116.8 MB
جلسات 16 تا 41 باب پنجم مغنی‌اللبیب (تدریس‌شده در نوروز 1397)؛ استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
🔹 «مع» إسم بدلیل التّنوین فی قولهم: «معاً» و دخول الجار فی حکایة سیبویه: «ذهبت من معه» و قرائة بعضهم: «هذا ذکر من معی»...

🔸 «مع» اسم هست به خاطر گرفتن تنوین در کلام عرب فصیح، و داخل شدن حرف جر بر آن در حکایت سیبویه و قرائت آیه «هذا ذکر من معی» (که حرف جر بر سر آن آمده است).

📚 مغنی اللبیب، باب اول، ص173

@Merghat
✔️ آیت الله حسن زاده آملی:

🔸 «جامع المقدمات» مجموعه چند رساله در نحو و صرف و اخلاق و منطق است که نخستین کتاب درسى محصّلین علوم اسلامى است.

🔹 دو رساله آن یکى به صرف میر و دیگر به کبرى اشتهار دارد. هر دو به زبان پارسى و بسیار ارزشمند و سودمند از مؤلفات دانشمند بزرگ سید على بن محمد حسینى معروف به میر سید شریف است که برخى وى را آملى و برخى دیگر گرگانى می‌دانند.

🔸 رساله صرف به نام وى، «صرف میر» شهرت یافت. من رساله‏ اى موجز در صرف به پارسى، بدین خوبى، در عجم ندیده‏ ام و به عربى در عرب هم.

@Merghat
کتاب «الأمثال المقارنة بین العربیة والفارسیة» دکتر منصوره زرکوب
ناشر: دانشگاه اصفهان

@Merghat
سَألتها قُبلَةً ففـُزت بها                            بَعدَ امتناع و شدَّة ِ التَّعَب ِ
فقُلتُ بِاللّه ِ يا مُعَذِّبَتِي                         جُدِي بِأُخری أَقضي بها أربي
فَابتَسَمت ثُمّ أرسلت مَثلا                        يَعرفُه ُ العُجمُ ليسَ بِالکَذب ِ
« لاتـَعطـيَيَّنَّ الصَّبِيَّ واحِدَةً                 يطلُبُ أخری بِأعنَف ِ الطّلب ِ!

(الشاعر: ابونؤاس الأهوازي)

✔️ ترجمه:
🔸 از معشوق، بوسه‌ای طلب کردم و پس از امتناع و رنج فراوان از او ستاندم.
🔹 به خدا قسمش دادم وگفتم :اي آزار‌دهنده من! بوسه‌ای ديگر بده تا کامي از من برآيد.
🔸 معشوق تبسمی کرد و ضرب المثلي گفت که در ميان عجم ها درست است (و دروغ نیست):
🔹 «بچه را يکي نده که به زور دومی را می‌خواهد!»

@Merghat
✔️ ز لعل یار خواهم ضد شرقی
به تصحیف و دری و قلب و تازی

🔸 تصحیف: در اینجا یعنی جابجایی نقطه
🔹 دری: یعنی فارسی در اینجا یعنی ترجمه کردن لغت به فارسی
🔸 قلب: در اینجا یعنی جابجایی حروف
🔹 تازی: یعنی عربی. در اینجا یعنی ترجمه به عربی

ضد شرقی می‌شود غربی. غربی به کمک تصحیف می‌شود عربی. عربی به کمک تصحیف می‌شود ربیع. معنای ربیع در فارسی می‌شود بهار. بهار به کمک قلب می‌شود نهار. معادل نهار در عربی می‌شود یوم. یوم به کمک تصحیف می‌شود موی.  معنای موی در عربی می‌شود شَعر. شَعر با قلب می‌شود شِعر. شعر در فارسی معادل بیت است. بیت در فارسی می‌شود خانه. خانه در عربی می‌شود دار. دار با قلب می‌شود راد. راد با تصحیف می‌شود زاد. زاد به فارسی می‌شود توشه و توشه با تصحیف می‌شود بوسه!

@Merghat
✔️ توصیه فقیه عالیقدر، فاضل اصفهانی (ره) نسبت به لزومِ دانستن ادبیات عرب برای ورود در فقه

🔹 و وصيّتي إلى علماء الدين و إخواني المجتهدين أن لا ينطقوا في الفقه و مسائله و لا يتعرّضوا لدقائقه و جلائله إلّا بعد إتقان العربيّة بأقسامها و استقراء فنون ما تنطق به العرب...

🔸 توصیه من به علماء دین و دوستان تلاشگر من این است که در فقه و مسائل و دقایق آن اظهار نظر نکنند مگر اینکه اقسام علوم عربیه را با إتقان بیاموزند و فنون و قواعد زبان عربی را به خوبی جستجو کنند.

📚 كشف اللثام و الإبهام عن قواعد الأحكام ج11 ص541

@Merghat
«رسالة فی واضع علم النحو» رساله‌ای مختصر و در عین حال، بسیار ارزشمند است که نوشته شده تا اثبات کند که علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) واضع نحو بوده‌اند.

@Merghat
🔹 واضع علم نحو، علی بن ابی طالب (علیه السلام) بوده که آن را به ابوالأسود دوئلی تعلیم داده است. برخی از مخالفین مکتب تشیع شدیداً تلاش کرده‌اند این مطلب را انکار نمایند. مثلاً اگر وقت کردید، این دو کتابی را که معرفی میکنم، مطالعه بفرمایید.
📚 النجم الثاقب (شرح کافیة ابن حاجب)
📚 موسوعة المصطلح النحوی

🔸 اما در برخی از کتب اهل سنت به این مطلب تصریح شده که مُبدعِ علم نحو، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بوده است. مثلاً:
«أبو الأسود الدؤلی، ظالم بن عمرو بن سفيان بن جندل الدؤلي الكناني: واضع علم النحو. رسم له علي بن أبي طالب شيئا من أصول النحو، فكتب فيه أبو الاسود. و أخذه عنه جماعة».
📚 الأعلام، زركلي ج3 ص236

🔸 اگر بخواهم خیلی ساده‌تر سخن بگویم، باید عرض کنم که شروعِ نحو با آیه «إن الله بری من المشرکین و رسوله» به وقوع پیوسته است. معروف است که روزی حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) در بین مردم شنید که آیه‌
آیه «أن الله بریء من المشرکین و رسولُه» را اشتباه قرائت می‌کنند و کلمه «رسولِه» را با إعراب کسره می‌خوانند. اگر کلمه «رسولِه» مکسور باشد، عطف به «مشرکین» می‌شود و معنای آن مخالف اعتقادات حقه و موجب توهین به مقام شامخ خاتم الأنبیاء (صلی الله علیه و آله) می‌گردد. باید آن را مرفوع خواند، چون عطف به محلِّ کلمه «الله» شده است. گفته‌اند همین باعث شد که آن حضرت، علم نحو را به ابوالأسود تعلیم دهد.

🔹 جناب خلیلی و مرحوم رضی از أعلام علم نحو در شیعه به شمار می‌آیند، ولی بعدها بیشتر اهل سنت در رأس و مسند نحو قرار گرفتند و مباحث را در آن زمینه پیش برده‌اند. علتِ این مسأله، کثرت افراد و در نتیجه، کثرت أذواق آنها بوده است‌. هرچند که در علومی مانند اصول فقه و... شیعیان بسیار بیشتر و قوی‌تر زحمت کشیده‌اند، اما مروّجین نحو غالباً از اهل سنت بوده‌اند. مثلاً مبسوط‌ترین کتبِ تفسیرِ ادبیِ قرآن از آنها است.

🔸 معتقدم که شیعه در مورد آیه وضو و آیه تطهیر و آیه ولایت حرف‌های دقیقی دارد که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

رضا حسینی

@Merghat