✔️ درس فقه استاد علیدوست
تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۸
🔸 آن مقدار که روی «لغت» کار میشود، روی «فلسفه لغت» وقت گذاشته نمیشود؛ لذا برخی اشتباهات از این زاویه است.
🔹 میدانید که لغت اصرار ندارد که همه معانی را جمع کند، و همیشه یافتههای خودش را میگوید و ممکن است که یافتههایی باشد که لغت دسترسی پیدا نکرده است.
🔸 در بحث معانی حروف جار، ابن هشام خیلی کار کرده است. برای «لام» بیست و دو معنا، برای «علی» هشت معنا، برای «مِن» پانزده معنا، و برای «إلی» هفت معنا ولی آیا ابن هشام میخواهد بگوید کل معانی همین است؟!
🔹 {بلکه} میخواهد بگوید که تا این جایِ کار، من این تعداد را دیدم. حالا اگر کسی توانست کاربست جدیدی را اضافه کند که مثلاً «علی: للإحاطة» که شما جای دیگری نمیبینید و من در «سلسبیل» آوردم و ثابت کردیم که «یطوف علیهم ولدان مخلدون» نه آنکه روی دوش بهشتیها سوارند، {بلکه} یعنی اینکه بر آنها احاطه دارند.
🔸 اینها استقراست. چیزی است که تا این نقطه پیدا شده و ممکن است که بیش از اینها باشد.
🔹 نکته: هر لغوی یک کار خاص میکند. کار «ابنفارس» را «ابن منظور» نمیکند و به همین ترتیب کارِ «زبیدی» را «راغب» نمیکند.
🔸 «ابن منظور» برای «عین» سی و شش معنا را می شمارد ولی «زبیدی» میآید و بیش از صدتا معنا را احصا میکند. او تا آنجا این مقدار دیده و او بیشتر.
@Merghat
تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۸
🔸 آن مقدار که روی «لغت» کار میشود، روی «فلسفه لغت» وقت گذاشته نمیشود؛ لذا برخی اشتباهات از این زاویه است.
🔹 میدانید که لغت اصرار ندارد که همه معانی را جمع کند، و همیشه یافتههای خودش را میگوید و ممکن است که یافتههایی باشد که لغت دسترسی پیدا نکرده است.
🔸 در بحث معانی حروف جار، ابن هشام خیلی کار کرده است. برای «لام» بیست و دو معنا، برای «علی» هشت معنا، برای «مِن» پانزده معنا، و برای «إلی» هفت معنا ولی آیا ابن هشام میخواهد بگوید کل معانی همین است؟!
🔹 {بلکه} میخواهد بگوید که تا این جایِ کار، من این تعداد را دیدم. حالا اگر کسی توانست کاربست جدیدی را اضافه کند که مثلاً «علی: للإحاطة» که شما جای دیگری نمیبینید و من در «سلسبیل» آوردم و ثابت کردیم که «یطوف علیهم ولدان مخلدون» نه آنکه روی دوش بهشتیها سوارند، {بلکه} یعنی اینکه بر آنها احاطه دارند.
🔸 اینها استقراست. چیزی است که تا این نقطه پیدا شده و ممکن است که بیش از اینها باشد.
🔹 نکته: هر لغوی یک کار خاص میکند. کار «ابنفارس» را «ابن منظور» نمیکند و به همین ترتیب کارِ «زبیدی» را «راغب» نمیکند.
🔸 «ابن منظور» برای «عین» سی و شش معنا را می شمارد ولی «زبیدی» میآید و بیش از صدتا معنا را احصا میکند. او تا آنجا این مقدار دیده و او بیشتر.
@Merghat
✔️ ابنمالک گفته است:
و «مَن و ما و ألـ» تُساوِی ما ذُکِرَ
و هکذا «ذو» عندَ طیٍّ قَد شُهِر
🔸 یعنی: «مَن» مساوی است با «الذی» و فروعش ولی فقط برای عاقل به کار می رود.
«ما» نیز همینطور ولی فقط برای غیر عاقل به کار می رود.
«الـ» نیز همچنین و برای عاقل و غیر عاقل به کار می رود.
«ذو» در لغت «طیّء» نیز همچنین و برای عاقل و غیر عاقل است.
@Merghat
و «مَن و ما و ألـ» تُساوِی ما ذُکِرَ
و هکذا «ذو» عندَ طیٍّ قَد شُهِر
🔸 یعنی: «مَن» مساوی است با «الذی» و فروعش ولی فقط برای عاقل به کار می رود.
«ما» نیز همینطور ولی فقط برای غیر عاقل به کار می رود.
«الـ» نیز همچنین و برای عاقل و غیر عاقل به کار می رود.
«ذو» در لغت «طیّء» نیز همچنین و برای عاقل و غیر عاقل است.
@Merghat
✳️ #بیتی_از_مسکین_الدارمی (1)
🔹 «ربیعة بن عامر» معروف به «مسكين الدارمي» یکی از شعرای شجاع و زبردستِ عراقی است. او از اشراف قبیله تمیم است که در عهد أموی زندگی میکرده. یکی از ابیات او را مورد بررسی قرار میدهیم.
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
▪️ أخاك أخاك: أي الزم أخاك (از باب إغراء)
▪️ الهيجاء: الحرب
🔸 «أخا» در عبارت «إن من لا أخا له» اسم لای نفی جنس است و منصوب به ألف. (دقت: أخ یکی از أسماء خمسه میباشد)
🔹 «لام» در «له» را اصطلاحاً «لام مُقْحَمَه» مینامند (مقحمة اسم مفعول از باب اِفعال است: اَقحم یُقحم اقحاماً)
«لام مقحمة» یکی از اقسامِ لام زائده است که بین مضاف و مضافالیه میآید.
❓اشکالی که در اینجا شاید مطرح شود، آنست که:
اگر «لام» در این بیت «لام مقحمة» است و ما بعدِ آن «مضاف الیه» میباشد، این اضافه سببِ معرفه شدنِ «أخ» میشود! (زیرا به معرفه اضافه شده!) درحالیکه اسم لای نفی جنس باید نکره باشد، نه معرفه!!
✔️ در جواب میگوییم: «لام مقحمه» فقط یک لام زائده نیست، بلکه در اینجا واجب الزیادة است. اصلاً این لام آمده تا جلویِ معرفه شدن را بگیرد، زیرا اتصال مباشر منجر به معرفهشدن میگردد. بدین ترتیب اشکالِ فوق پاسخ داده شد.
✍ رضا حسینی
@Merghat
🔹 «ربیعة بن عامر» معروف به «مسكين الدارمي» یکی از شعرای شجاع و زبردستِ عراقی است. او از اشراف قبیله تمیم است که در عهد أموی زندگی میکرده. یکی از ابیات او را مورد بررسی قرار میدهیم.
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
▪️ أخاك أخاك: أي الزم أخاك (از باب إغراء)
▪️ الهيجاء: الحرب
🔸 «أخا» در عبارت «إن من لا أخا له» اسم لای نفی جنس است و منصوب به ألف. (دقت: أخ یکی از أسماء خمسه میباشد)
🔹 «لام» در «له» را اصطلاحاً «لام مُقْحَمَه» مینامند (مقحمة اسم مفعول از باب اِفعال است: اَقحم یُقحم اقحاماً)
«لام مقحمة» یکی از اقسامِ لام زائده است که بین مضاف و مضافالیه میآید.
❓اشکالی که در اینجا شاید مطرح شود، آنست که:
اگر «لام» در این بیت «لام مقحمة» است و ما بعدِ آن «مضاف الیه» میباشد، این اضافه سببِ معرفه شدنِ «أخ» میشود! (زیرا به معرفه اضافه شده!) درحالیکه اسم لای نفی جنس باید نکره باشد، نه معرفه!!
✔️ در جواب میگوییم: «لام مقحمه» فقط یک لام زائده نیست، بلکه در اینجا واجب الزیادة است. اصلاً این لام آمده تا جلویِ معرفه شدن را بگیرد، زیرا اتصال مباشر منجر به معرفهشدن میگردد. بدین ترتیب اشکالِ فوق پاسخ داده شد.
✍ رضا حسینی
@Merghat
◾️ نکتهای پیرامون انواعِ «ذو»
۱. دو نوع ذو داریم: «ذو صاحبیه» و «ذو موصوله»
۲. «ذو موصوله» به معنای «الذی» میباشد (طبق لغت قبیله طیء)
مثال: «هذا ذو قالَ» یعنی: هذا الذی قال
«هذا ذو خَطَبَ» یعنی: هذا الذی خطب
۳. «ذو موصوله» مبنی است.
✍ رضا حسینی
@Merghat
۱. دو نوع ذو داریم: «ذو صاحبیه» و «ذو موصوله»
۲. «ذو موصوله» به معنای «الذی» میباشد (طبق لغت قبیله طیء)
مثال: «هذا ذو قالَ» یعنی: هذا الذی قال
«هذا ذو خَطَبَ» یعنی: هذا الذی خطب
۳. «ذو موصوله» مبنی است.
✍ رضا حسینی
@Merghat
✔️ «من غربَلَ الناس نخلوه»
⬅️ معادل فارسى: در كسی را مكوب تا درت را نكوبند.
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
📚 الأمثال المقارنة، منصورة زركوب ص344
@Merghat
⬅️ معادل فارسى: در كسی را مكوب تا درت را نكوبند.
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
📚 الأمثال المقارنة، منصورة زركوب ص344
@Merghat
مرقاة الصعود
✳️ #بیتی_از_مسکین_الدارمی (1) 🔹 «ربیعة بن عامر» معروف به «مسكين الدارمي» یکی از شعرای شجاع و زبردستِ عراقی است. او از اشراف قبیله تمیم است که در عهد أموی زندگی میکرده. یکی از ابیات او را مورد بررسی قرار میدهیم. «أخاك أخاك إن من لا أخا له كساع إلى الهيجا…
✳️ #بیتی_از_مسکین_الدارمی (2)
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
📚 النحو العربي، ابراهيم إبراهيم بركات ج4 ص111
@Merghat
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
📚 النحو العربي، ابراهيم إبراهيم بركات ج4 ص111
@Merghat
✳️ #بیتی_از_مسکین_الدارمی (3)
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
📚 شرح جمل الزجاجی ج2 ص414
@Merghat
«أخاك أخاك إن من لا أخا له
كساع إلى الهيجا بغير سلاح»
📚 شرح جمل الزجاجی ج2 ص414
@Merghat
✔️ مرحوم آیت الله تبریزی (رضوان الله تعالی علیه):
🔸 {گاهی} الف و لام داخل میشود در بعضی از موارد به جمع و افاده جنس را میکند، مثل اینکه خداوند متعال میفرماید: «انّما الصدقات للفقراء» "للفقراء" جمع محلّیٰ به ألف و لام است. اینطور نیست که صدقات ملک جمیع فقراء است! لذا زکات را لازم نیست به جمع فقراء تقسیم بکند. انسان به یک فقیر زکات را بدهد کافی است. این «للفقراء» الف و لامش «الف و لام جنس» است؛ یعنی «الزکاة للفقیر».
🔹 و هکذا در آیه خمس که میفرماید «انّما غنمتم من شیء فانّ لله خمسه و للرسول و لذی القربی»؛ {در این آیه} در «لذی القربی» جمع محلّیٰ به الف و لام است. اینطور نیست که ملکِ تمامِ سادات است، بلکه ولو به یک سیدی داده بشود کافی است.
@Merghat
🔸 {گاهی} الف و لام داخل میشود در بعضی از موارد به جمع و افاده جنس را میکند، مثل اینکه خداوند متعال میفرماید: «انّما الصدقات للفقراء» "للفقراء" جمع محلّیٰ به ألف و لام است. اینطور نیست که صدقات ملک جمیع فقراء است! لذا زکات را لازم نیست به جمع فقراء تقسیم بکند. انسان به یک فقیر زکات را بدهد کافی است. این «للفقراء» الف و لامش «الف و لام جنس» است؛ یعنی «الزکاة للفقیر».
🔹 و هکذا در آیه خمس که میفرماید «انّما غنمتم من شیء فانّ لله خمسه و للرسول و لذی القربی»؛ {در این آیه} در «لذی القربی» جمع محلّیٰ به الف و لام است. اینطور نیست که ملکِ تمامِ سادات است، بلکه ولو به یک سیدی داده بشود کافی است.
@Merghat
✔️ نون الوقاية
🔹 «یَسُرُّنی، یُؤلِمُنی، يُدهِشني و...»
🔸 تجد أن هذه الأفعال قد اتصلت بها ياءُ المتكلم من الضمائر المتصلة التي توجب كسر ما قبلها، و لأن الأفعال لا تقبل الكسر كالأسماء (لا نقول یَسُرِّی)، يؤتى بنون تفصل بين الأفعال و الياء لتقيها ﻣﻦ ﺍﻟﻜﺴﺮ، فحافظت هذه الأفعال على حركتها (یَسُرُّنی)، و تسمّى هذه النون «نون الوقاية».
@Merghat
🔹 «یَسُرُّنی، یُؤلِمُنی، يُدهِشني و...»
🔸 تجد أن هذه الأفعال قد اتصلت بها ياءُ المتكلم من الضمائر المتصلة التي توجب كسر ما قبلها، و لأن الأفعال لا تقبل الكسر كالأسماء (لا نقول یَسُرِّی)، يؤتى بنون تفصل بين الأفعال و الياء لتقيها ﻣﻦ ﺍﻟﻜﺴﺮ، فحافظت هذه الأفعال على حركتها (یَسُرُّنی)، و تسمّى هذه النون «نون الوقاية».
@Merghat
❓آیا فعل از مصدر گرفته میشود یا مصدر از فعل گرفته میشود؟
🔸 این مطلب، اختلافی است و بستگی به مبنا دارد.
🔹 کوفیون «فعل» را اصل میدانند و بصریون «مصدر» را.
@Merghat
🔸 این مطلب، اختلافی است و بستگی به مبنا دارد.
🔹 کوفیون «فعل» را اصل میدانند و بصریون «مصدر» را.
@Merghat
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنی اللبیب عرفانیان1تا20.rar
96.3 MB
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنی اللبیب عرفانیان21تا40.rar
101.3 MB
جلسات 21 تا 40 باب اول مغنی اللبیب؛ استاد عرفانیان.
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنیاللبیب عرفانیان41تا60.rar
96.9 MB
جلسات 41 تا 60 باب اول مغنی اللبیب؛ استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنیاللبیب عرفانیان61تا80.rar
132.4 MB
جلسات 61 تا 80 باب اول مغنیاللبیب، استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنیاللبیب عرفانیان81تا100.rar
94.2 MB
جلسات 81 تا 100 باب اول مغنیاللبیب، استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian
Forwarded from دروس استاد عرفانیان
مغنیاللبیب عرفانیان101تا120.rar
99.2 MB
جلسات 101 تا 120 باب اول مغنیاللبیب، استاد عرفانیان
@doroos_erfanian
@doroos_erfanian