مرقاة الصعود
588 subscribers
49 photos
2 videos
37 files
1 link
رضاحسینی

ارتباط با ادمین

@Rezaaa_hosseini

انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقها، ادبیات، اصول، فقه

کانال‌های دیگر بنده

مرقاة الأخبار (تدریس اصول کافی)
@Merghat_Al_Akhbar313

نردبان فقاهت (فقه، اصول، رجال و...)
@Nardebane_feghahat
Download Telegram
🔹 کتاب «اسطوره‌های عشق» کتاب خوبی است. کمال السید (نویسنده عراقی) عراقِ دورانِ صدام را تشریح کرده است. اگر فرصت کردید، خواندنِ این کتاب خالی از لطف نیست.

رضا حسینی

@Merghat
✔️ قاعدة: النصب بالكسرة لا يكون إلا في جمع المؤنث السالم.

@Merghat
حاشیه نعمت الله بر شرح جامی.pdf
40.1 MB
📚 دانلود: حاشیه مرحوم سید نعمت الله جزائری (ره) بر شرح جامی

@Merghat
✔️ ظرف تارةً متصرف است و تارةً غیر متصرف.

🔹 ظرف متصرف مانند «یوم» که به غیر از «ظرف زمان بودن» نقش‌های دیگری هم می‌پذیرد، مثل: «یومُ الغدیر عظیمٌ»

🔸 اما ظرف‌های غیر متصرف همواره ظرف هستند و نقش‌های دیگری قبول نمی‌کنند، مثل: «قطّ، أبداً، أصلاً، تارةً و...»

@Merghat
🔸 اگر اسم عَلَم بخواهد به صورتِ تثنیه یا جمع ذکر گردد، لازم است که به آن «ال‌تعریف» ملحق شود.

🔹 مانند زید که در صورت تثنیه و جمع چنین می‌باشد: «الزیدان، الزیدون»

🔹 این مطلب علّتی دارد که فعلاً قصد پرداختن به آن را نداریم.
@Merghat
🔹 «زيد» در «زيدٌ أعلم الناسِ» مفضّل است (تفضیل و برتری دارد) از حیث علم بر تمام اشخاصی که غیر از زید در ضمن «الناس» باقی می‌مانند.

🔸 بنابراین تفضیل شیء بر خودش لازم نمی‌آید، چون زید را بر جمیع أجزاء مضاف إليه (که خودش هم جزء آن‌هاست) تفضیل و برتری نداده‌ایم. بلکه او را بر بقیه افراد مضاف‌إليه (غیر از خودش) تفضیل داده‌ایم.

@Merghat
✔️ تفاوت بین «کأس» و «قدح»

🔸 به ظرفی که پر باشد، «کَأس» و به ظرفی که خالی باشد، «قَدَح» گفته می‌شود.

@Merghat
✔️ «خلیل بن احمد فراهیدی» (استاد سیبویه) از اصحاب امام باقر، امام صادق و امام کاظم (علیهم‌السلام) بوده است.

@Merghat
✔️ حذف فاعل در نظر بصریون

@Merghat
✳️ فرقِ «شیخ، شاب، کهل»

✔️ مرحوم طریحی (رضوان الله علیه):

🔸 «الشيخ» من جاوز ستّ و أربعين سنة
و «الشاب» من تجاوز البلوغ إلى ثلاثين سنة و ما بينهما «كهل» فالشيخ فوق الكهل، والجمع شيوخ وأشياخ.

📚 مجمع البحرین، مادة شیخ

@Merghat
✔️ «هَلُمَّ جَرًّا»
هلمَّ: اسم فعل أمر بمعنى أقبِلْ.
جرًّا: مفعول مطلق لفعل محذوف، تقديره: جُرَّ جَرًّا.

@Merghat
🔹 بسیار شنیده‌ایم که:
«أعرف المعارف: الضمیر
أعرف الضمائر: المتکلم»
لذا می‌بینیم که نحویون در ذکرِ ضمایر از متکلم آغاز می‌نمایند.

🔸 أعرفیت ضمیر مورد پذیرش همگان نیست، بلکه در رتبه معارف اختلافاتی به چشم می‌خورد. نظرات مختلف را در «شرح تسهیل ابن‌مالک» می‌توان یافت.

مضاف در رتبه همان معرفه‌ای هست که به آن اضافه شده است (یعنی همان مضاف‌الیه)
لذا اگر پذیرفتیم که ضمیر أعرف معارف است (دقت: أعرف‌تر غلط است!) آنچه به آن اضافه شده، نیز أعرف است.

رضا حسینی
@Merghat
✳️ درس تفسیر آیت الله جوادی آملی
93/03/07

✔️ «کان من الکافرین»
🔸 ابليس سابقه كفر داشت، اين «كان» را ما دليل نداريم بگوييم «و صار من الكافرين»!

🔹 ﴿كانَ مِنَ الْكافِرينَ﴾؛ يعني استكباري در درونِ او نهفته بود كه در امتحان روشن شد.

🔸 اين ﴿كانَ مِنَ الْكافِرينَ﴾ را ما از كجا دليل داريم كه بگوييم «كانَ» به معني «صارَ» است؟!

🔹 وقتي هم ما به آيات مربوط به جبال مي‌رسيم ﴿وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً} اگر به روايات اهل بيت آشنا باشيم مي‌فهميم اين «كان» به معناي «كان» است و نه به معناي «صار». كوه‌ها مي‌روند تا سراب شوند، نه اينکه صيرورتي به سراب داشته باشند؛ دنيا هم كه بودی سراب بود، منتها خيال مي‌كردی يك كوه سخت و سفتي است ﴿فَكانَتْ سَراباً﴾

🔸 حالا {اینکه} كجا «كان» به معني «صار» است و كجا «كان» به معناي خود «كان» است، «مغني» كفّ ادبيات است! اينها كه كتاب علمي نيست که آدم بخواهد به حساب «مغني» و «جامي» آيات را معنا كند! آيات را خود قرآن بايد معنا كند.

@Merghat
🔹 صاحب الدنيا رَاحِل، و أنفاسه رَوَاحل، و أيامه مَرَاحل.

الثعالبي
@Merghat
🔹 ليس في الأسماء اسمٌ آخِرُه واوٌ و أوَّله واوٌ إلا الوَاو.

📚 تاج العروس ج20 ص300

@Merghat
✔️ «التَّجَسُّسُ» بالجيم: التفتيش عن بواطن الأُمور، و أَكثر ما يقال في الشر. و الجاسُوسُ: صاحب سِرِّ الشَّر، و الناموسُ: صاحب سرِّ الخير.

📚 لسان العرب ج6 ص38

@Merghat
🔸 «معانی القرآن» یکی از کهن‌ترین آثار ادبیِ باقی مانده از مکتب کوفه می‌باشد.
در واقع، «معانی القرآن» تقریراتِ مجالسِ تدریسِ فرّاء بوده که از سال 202 تا 204 هجری در مسجدی در بغداد گفته می‌شده و «سِمَّری» آن‌ها را مکتوب نموده است.
چنان‌که فهمیده می‌شود، در آغازِ این جلسات، شخصی چند آیه از قرآن را قرائت می‌نموده و سپس «فراء» با تکیه بر حافظه و بدون در اختیار داشتنِ کتابی، مباحث خود را املاء می‌کرده است.

🔹 در تفسیر «معانی القرآن» شاید بالغ بر 80 نقل از کلبی با سلسله سند موجود باشد.

🔸 جالب است که برخی ابیاتی را که فراء در «معانی القرآن» آورده، از منفردات اوست و دیگران، همگی از او نقل نموده‌اند و به شخصی نسبت پیدا نکرده است!

@Merghat
من ناقص و تو مضاعَف از حُسن فزون   
مهموزم و اجوف شده همچون مجنون

بـــــــا قول صحیح گویم نــــــــه مثال  
خواهم کــــــه شوم با تو لفیف مقرون

من مُبتدی بی خبـــر از غم شده‌ام      
معروف نباشم و مرخَّم شــــــــــده‌ام

دارنــــــــــــد تنازع به دلم خال و لبت     
معمول دو عامـــــل مقــــــدم شده‌ام  

@Merghat
🔹 یادش بخیر! روزگاری در سیوطی می‌خواندیم:
« و لاضطرارٍ أو تناسبٍ صُرِف
ذو المنع و المصروف قد لاینصرف»
یا گاهی اساتید می‌گفتند که فصل به اجنبی فقط در ضرورت شعری جایز است و در غیر آن صحیح نیست.
یا گاهی شعر امرؤالقیس را می‌خواندند که گفته:
«یومَ دخلتُ الخدرَ خدر عُنیزةٍ
فقالت لک الوَیْلات انّک مُرجلی»
بعد تذکر می دادند که: هرچند «عُنیزة» غیرمنصرف می‌باشد (علمیت+تأنیث) اما به دلیل ضروررتِ شعری، منوَّن (دارای تنوین) شده است.

🔸 بحث «ضرورت شعری» همین‌طور بی‌اساس نیست که برخی فکر کنند که «چون قافیه تنگ آید، شاعر به جفنگ آید»!
کتب متعددی در این زمینه نوشته شده است. تفاسیر و تبیین‌های گوناگونی در مورد ضرورت شعری وجود دارد که اگر کسی مایل باشد، می‌تواند کتب مربوطه را مطالعه نماید.
همچنین برای ضرورت شعری، باید شخص با اوزان عروضی شعر آشنا باشد.

🔹 تعدادِ کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته شده، کم نیست و البته شاید لازم نباشد کسی وقتش را خیلی روی این مسائل بگذارد، همین اندازه که اطلاعاتش را در این زمینه تقویت نماید، کافی است. مثلاً کتاب ضرائر الشعر این عصفور را یک نگاهی بیندازد.

رضا حسینی

@Merghat
2_5420335193833603576.pdf
3.3 MB
📚 ضرائر الشِّعر
نویسنده: ابن عصفور

@Merghat
✳️ ضمیر شأن

ضمیر شأنی را که متصل به «إنّ» شده (یعنی: إنَّه) چطور معنا کنیم؟

🔹 «إنّ» به معنای «قطعاً» و «بدون شک» است.
🔸 ضمیر شأن را هم می‌توان این‌گونه معنا کرد: «واقعِ مطلب این است، حقیقتِ مطلب آن است»
✔️ پس «إنّه» یعنی: «قطعاً (و بدون شک) واقعیت (و حقیقت) آن است که...»

@Merghat