مرقاة الصعود
588 subscribers
49 photos
2 videos
37 files
1 link
رضاحسینی

ارتباط با ادمین

@Rezaaa_hosseini

انتشار مطالب حوزوی، دروس خارج فقها، ادبیات، اصول، فقه

کانال‌های دیگر بنده

مرقاة الأخبار (تدریس اصول کافی)
@Merghat_Al_Akhbar313

نردبان فقاهت (فقه، اصول، رجال و...)
@Nardebane_feghahat
Download Telegram
(إنا لله و إنا إليه راجعون)
بلغني خبر وفاة سماحة آیة الله الصافی الکلبایکانی رحمه الله، الذي كان مروجاً لآثار العترة الطاهرة، وارجو من الله العلي القدير ان ينزله منزلا مباركاً بجوار النبي وآله الاطهار، وأن يلهم ذويه الصبر ويرزقهم الأجر، ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم.
رضا الحسيني
قم المقدسة
٢٩ جمادي الثانيه ١٤٤٣
پیش از این، در اوایل راه‌اندازی کانال، فایل تدریس کامل الهدایه فی النحو را، در ۳۳ جلسه، بارگذاری کرده بودم. اکنون با توجه به این‌که صمدیه نیز تدریس و بارگذاری شده، و الهدایه و صمدیه متون پایه‌ای ادبیات هستند، مجددا و در پیام بعدی، فایل الهدایه را بازفرست می‌کنم تا دوستان به این هر دو کتاب مهم در کنار یکدیگر دسترسی داشته باشند.
@doroos_erfanian
🔹 مرحوم مدرس افغانی در کتاب «رفع الغاشیة من غوامض الحاشیة» فرق بین «غرض» و «فایده» را چنین بیان می‌کند:
غرض یعنی چیزی که فاعل را برمی‌انگیزد برای رسیدن به آن. فایده یعنی لازمه‌ای که مقصود فاعل نباشد.

🔸 مثلا چاهی را برای وصول به آب، حفر می‌کنند اما به گنج می‌رسند.
در اینجا آب غرض محسوب می شود و گنج، فایده.

✔️ خلاصه: «غرض» مقصود اصلی و بالذات است اما «فایده» مقصود فرعی و بالعرض است.

@Merghat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️ خاطره ای جالب و شنیدنی از «مرحوم مدرس افغانی» در ارتباط با سفر پیاده‌ای که از مشهد مقدس به مقصد نجف اشرف جهت تحصیل علم داشته است

@Merghat
🔸 محقق رضی (ره) معتقد است که تنازع در حرف نمی‌باشد، لذا اگر گاهی مشاهده می‌شود که دو حرف بر یک کلمه داخل شده (مانند إن لم تذهب) در این‌گونه موارد معتقدیم که این حرف بر مجموعِ «لم تذهب» داخل شده است، نه بر «تذهب».

@Merghat
🔹 فیل از جنگل فرار کرد، پرسیدند: چرا فرار کردی؟
گفت: چون شیر تصمیم گرفته، تمام زرافه های جنگل را بکشد.
گفتند: تو که فیل هستی و زرافه نیستی!
گفت: می دانم، ولی شیر، الاغ را مسئول این کار کرده است!

@Merghat
✳️ طرائف لغوية

✔️ قال أحد النحاة:
رأيتُ رجلاً ضريراً يسأل الناس يقول:
ضعيفاً، مسكيناً، فقيراً ...
فقلت له: ياهذا علام نصبت ( ضعيفاً، مسكيناً، فقيراً)؟
فقال: بإضمار «إرحـــمـــوا»
قال النحوي: فأخرجتُ كل ما معي من نقود وأعطيته إياه فرحاً بما قال.

@Merghat
🔹 «اللفظ» هو الصوت معتمد علي المخرج بالإستقلال. فالحركة و إن كان صوتاً لكن لا استقلال لها، بل إنما يتلفظ بها تبعاً للحرف الآخر للكلمة.

📚 النهاية ص24
@Merghat
أنا أحبُّکِ، قالت: کیف أعرِبُها...

@Merghat
✔️ و قال أكثم بن صيفي: إن سِرَّكَ مِن دمِك، فانْظر أين تُريقُه.

📚 غذاء الألباب شرح منظومة الآداب ج1 ص91

@Merghat
✳️ چرا «أَلْقِیَا فیِ جَهَنَّمَ» (سوره ق آیه ۲۴) به صورت تثنیه آمده است؟

✔️ درس تفسیر آیت الله جوادی آملی 1395/09/28

🔸 ﴿لَقَدْ کُنْتَ فی‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ ٭ وَ قَالَ قَرِینُهُ هَاذَا مَا لَدَیَّ عَتِید ٭ أَلْقِیَا فیِ جَهَنَّمَ﴾

🔹 حالا این تثنیه یا به مجموع «سائق» و «شهید» است یا به دو فرشته از فرشته‌های موکِّل این امر است یا به آن فرشته واحد که مسئول این کار است به‎طور تثنیه گفته می‌شود: ﴿أَلْقِیَا﴾ که این ﴿أَلْقِیَا﴾ به منزله «ألق, ألق» است.

🔸 همان‌طور که در سوره مبارکه «مؤمنون» گذشت که برخی از محتضرها به ذات اقدس الهی می‌گویند: ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾ باید بگوید «رب ارجعنی» الله که جمع نیست! گفتند یا در حقیقت بازگشت آن به این است که از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنند که به این مدبّرات امر بگویید که ما را رجوع بدهند که این جمع است، یا این تکرار را یکجا جمع‌بندی می‌کنند و می‌گویند ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾؛ یعنی او چندبار می‌گوید: «رب ارجعنی، رب ارجعنی، رب ارجعنی» این جمع‌بندی را قرآن به صورت ﴿رَبِّ ارْجِعُونِ﴾ و مانند آن ذکر می‌کند.

🔸 این یکی از محتملات این تثنیه است. برخی از روایات دارد که وجود مبارک پیغمبر و امیرالمؤمنین (سلام الله علیهما) مخاطب هستند. همه اینها می‌تواند حق باشد.

@Merghat
🔹 مؤنث لفظی بر مذکری دلالت می‌کند که فقط علامت تأنیث لفظی داشته باشد، ولی با آن‌ها معامله مذکر می‌شود؛ مانند معاویة و طلحة و...

@Merghat
✔️ فرق «معَ» و «معاً»

🔸 «معَ» اگر مضاف باشد، ظرف مکان یا زمان است:
۱- ظرف مکان: «جئت مَعَک» «لعبتُ ‎معَ أصدقائي في ملعب المدرسة»
۲- ظرف زمان: «جئتُ مَعَ العصرِ» «‏ذهبتُ إلى العمل ‎معَ طلوع الشمس»

🔸 و در صورت تنوین‌داشتن حال است، مانند «جِئنا معاً» «قدم الضيوف ‎معًا»
در این مثال‌ها، «مع» حال است و منصوب.

@Merghat
✳️ در «لَعَمْرُکَ» (قسم به جان تو) چرا عین مفتوح است؟!

✔️ درس تفسیر آیت الله جوادی آملی
1398/07/20

🔹 خداوند به عُمر وجود مبارک پیغمبر، به حیات مبارک پیغمبر سوگند می‎خورد: ﴿لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفی‏ سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ﴾ ...این در حقیقت عُمر است؛ یعنی حیات که با «ضمّه» شروع می‎شود؛ لکن چون قسم فراوان به کار برده می‎شود و «ضمّه» دشوار است، این عُمر شده «عَمر»؛ ﴿لَعَمْرُکَ﴾؛ یعنی «لعُمرکَ»، قسم به جان شما و حیات شما.

@Merghat
🔸 در ادبیات گاهی سخن از حمل نظیر بر نظیر آمده، مانند حمل «ما شبیه به لیس» بر «لیس» و گاهی حمل نقیض بر نقیض؛ مثل حمل «لای نفی جنس» بر «إنّ مشبهه».

@Merghat
4_5981071847528073200.pdf
445.9 KB
مقاله «جمله معترضه و تاثیر بلاغی آن در قرآن کریم»

@Merghat
🔸 «آه» اسم فعل مضارع است به معنای أتضجّرُ - أتفجّعُ
پس به معنای تضجّر، تفجّع و شکایت کردن می‌باشد.

@Merghat
🔸 اکثر ادباء معتقدند که از نظر معنایی تفاوتی بین «ذهب بزید» و «أذهب زیداً» نیست، إلا آن‌که یکی با حرف جرِ «باء» و دیگری با هیئت باب إفعال متعدی شده‌ است. هر دو هم یه یک‌معنا هستند، یعنی هر دو رفتن مفعول‌به را می‌فهمانند اما هیچ‌یک در مورد رفتن فاعل چیزی نمی‌گویند. یعنی امکان دارد فاعل با زید رفته باشد و امکان دارد که با او راهی نشده باشد.

🔹 از سوی دیگر، برخی مانند سهیلی (از نحویون اندلس) و مبرّد (از نحویون بصره) معتقدند که بین این دو تعدیه تفاوت وجود دارد، یعنی بین تعدیه با باء و تعدیه با باب افعال.

🔹 این‌ها عقیده دارند که «باء» در جملاتی نظیر «ذهب بزید» به معنای «مع» است و معنای مصاحبت را می‌فهماند. لذا دلالت بر متّصف‌بودن فاعل و مفعول به فعل (که در این‌جا آن مقصود همان ذهاب است) می‌کند.
🔸 به همین جهت، «أذهبت زیداً» بدین معناست که که زید را روانه کردم. اما معنای «ذهبت بزید» این است که او را به همراه بردم، یعنی خودم هم با زید رفتم.

🔸 خاطرم هست سالیانی که در حوزه علمیه حقانی بودم، مدتی با یکی از رفقای عزیز «تدریج الأدانی» را مباحثه می‌کردیم. در این کتاب آمده است:
«... والذي یُغيّر الباء معناه يجب فيه، عند المبرّد، مصاحبة الفاعل للمفعول به، لأن الباء المعذية عنده بمعنى (مع)...»
📚 تدریج الأدانی ص50

رضا حسینی

@Merghat
🔹 خاطرم هست که استاد فیاضی در یکی از صوت‌هایشان می‌گفتند «واجب الوجود» اضافه صفت به موصوف است.

@Merghat
✔️ «فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَىٰ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَىٰ ۖ وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» (آیه 36 سوره آل عمران)

🔹 جمله «و لیس الذکر کالانثى» نمى‌تواند کلام همسر عِمران باشد، بلکه آن نیز حکایت کلام خداى تعالى است، و اگر کلام همسر عمران بود، جا داشت بفرماید: «و لیس ‌ الانثى کالذکر» نه اینکه عکس آن‌را بفرماید، و این بسیار روشن است، براى این‌که وقتى انسان یک چیز ارجمند و یا مقامى بلند را آرزو دارد، ولى چیزى کمتر از آن یا مقامى پائین‌تر به او داده مى‌شود، از در حسرت مى‌گوید: «این آن نیست که من در طلبش بودم ، و یا مى گوید آنچه به من دادند مثل آنچه من مى‌خواستم نبود»، و نمى‌گوید «آنچه من آرزو داشتم مثل اینکه به منش دادند نیست»

🔸 ولى بیشتر مفسرین جمله «و لیس الذکر کالانثى» را تتمه کلام همسر عمران گرفته، آنگاه در اینکه چرا نگفت «و لیس الانثى کالذکر» و توجیه اینکه چرا گفت: «و لیس الذکر کالانثى» خود را به‌ زحمت انداختند، و زحمتشان بجائى نرسیده. اگر بخواهى مى توانى به کتب آنان مراجعه کنى.

📚 ترجمه تفسیر المیزان، علامه طباطبایی ج3 ص270

@Merghat