این دل ِداغون من وقتی ک شوخیش میگیره،
نامرد رحم نداره، هی میگیره هی میگیره :)
نامرد رحم نداره، هی میگیره هی میگیره :)
💔14❤3🤝1
از یه جایی به بعد قلبتم عاقل میشه . .
سیاه میشه ، خنثی میشه .
انگار دوتا مغز داری به جای یه قلب و یه مغز :)!
سیاه میشه ، خنثی میشه .
انگار دوتا مغز داری به جای یه قلب و یه مغز :)!
🤝15❤1💔1
من تیکه کلاماتو با لحن خودت هی با خودم تکرار میکنم، بعد تو میگی دوسم نداری؟
💔15❤2
همهی دوستیا از هم پاشیدهن؛
گپایِ قدیمیای ك شبیه خونهی آدم بود،
رفتن تهِ چتا و خاک میخورن.
همونایی ك تکتک ممبراش
شبیه اعضایِ خانوادت بودن،
هروقت دلت از همهچیز و همهکس میگرفت،
میدونستی یهجایی هست
ك میتونی به آدماش اعتماد کنی
و غر بزنی و دردِدل کنی.
یادته؟
یادته اونشبایی ك از شدت خنده
و دیوونگیای بچهها اشکت در میومد؟
نمیگم هرچی خاطره هست،
خوب و شیرینه. نه .
دعوا هم داشت، اختلاف سلیقههم داشت،
رفتن داشت، دلتنگی داشت ؛
ولی میارزید،
اون خندهها به این اشکا میارزید :)
من غمگینم. تورو نمیدونم.
اما من دیگه توانِ اینهمه
" زود عادی شدن " رو ندارم.
دلتنگم واسه اونروزا، دلتنگم واسه تکتکشون.
فهمیدی منظورم از اینهمه کلمه کنارهم چیدن چیبود دیگه؟
اره، دلم لَکزده واسه روزایِ قبلیِ رفته :)
گپایِ قدیمیای ك شبیه خونهی آدم بود،
رفتن تهِ چتا و خاک میخورن.
همونایی ك تکتک ممبراش
شبیه اعضایِ خانوادت بودن،
هروقت دلت از همهچیز و همهکس میگرفت،
میدونستی یهجایی هست
ك میتونی به آدماش اعتماد کنی
و غر بزنی و دردِدل کنی.
یادته؟
یادته اونشبایی ك از شدت خنده
و دیوونگیای بچهها اشکت در میومد؟
نمیگم هرچی خاطره هست،
خوب و شیرینه. نه .
دعوا هم داشت، اختلاف سلیقههم داشت،
رفتن داشت، دلتنگی داشت ؛
ولی میارزید،
اون خندهها به این اشکا میارزید :)
من غمگینم. تورو نمیدونم.
اما من دیگه توانِ اینهمه
" زود عادی شدن " رو ندارم.
دلتنگم واسه اونروزا، دلتنگم واسه تکتکشون.
فهمیدی منظورم از اینهمه کلمه کنارهم چیدن چیبود دیگه؟
اره، دلم لَکزده واسه روزایِ قبلیِ رفته :)
💔17❤1
فکر میکنم غم زیاد منتهی میشه به خستگی؛
مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم
فقط خستم از همه چی.
مثلا من الان نه ناراحتم نه افسردم
فقط خستم از همه چی.
💔15❤2
هرچی جلو تر میرم بیشتر میفهمم بعضیا صدتاشون ب یکی نمیارزه ، یکیشون به هیچی!
🤝17❤1