◻️سنت ما، پادشاهی است نه علوی
#دیلمان
🔹اصطلاحا به راستهای بازاری میگوییم سنتی، اما اینها سنت را هم شرحه شرحه میکنند. خودشان در کتابها نوشتهاند امیرالمومنین شلاق به دست در بازار میگشت و از گرانفروشی و ربا و احتکار نهی میکرد اما حالا مرتب پژواک میدهند که همه چیز را باید به رقابت واگذار کنیم!
🔹از سنت فقط آزادی معاملاتش را میبینند. دخالت با قاعده لاضرر، نهی از منکر حکومتی، عدالتخواهی با جلوگیری از تداول و تکاثر، تکالیف قدرت نسبت به ضعفا و... را به حاشیه میفرستند. سنت اینها سنت پادشاهی است نه علوی. فقه در دوره سلاطین را ملاک میگیرند نه در حکومت معصوم.
🔹این تفاوت شبیه همان سوء تفاهمی است که با نگاه به الفاظ سنی و شیعه پدید میآید. گروهی که به واقع پاسدار سنتِ رسول خدا هستند و آن را بیکم و کاست میخواهند شیعیان امیرالمومنیناند، نه گروههای رقیب. اهلسنتِ اصطلاحی، بیشتر سنت ابوبکر و عمر را ارج مینهند تا سنت نبوی.
@Media_write
#دیلمان
🔹اصطلاحا به راستهای بازاری میگوییم سنتی، اما اینها سنت را هم شرحه شرحه میکنند. خودشان در کتابها نوشتهاند امیرالمومنین شلاق به دست در بازار میگشت و از گرانفروشی و ربا و احتکار نهی میکرد اما حالا مرتب پژواک میدهند که همه چیز را باید به رقابت واگذار کنیم!
🔹از سنت فقط آزادی معاملاتش را میبینند. دخالت با قاعده لاضرر، نهی از منکر حکومتی، عدالتخواهی با جلوگیری از تداول و تکاثر، تکالیف قدرت نسبت به ضعفا و... را به حاشیه میفرستند. سنت اینها سنت پادشاهی است نه علوی. فقه در دوره سلاطین را ملاک میگیرند نه در حکومت معصوم.
🔹این تفاوت شبیه همان سوء تفاهمی است که با نگاه به الفاظ سنی و شیعه پدید میآید. گروهی که به واقع پاسدار سنتِ رسول خدا هستند و آن را بیکم و کاست میخواهند شیعیان امیرالمومنیناند، نه گروههای رقیب. اهلسنتِ اصطلاحی، بیشتر سنت ابوبکر و عمر را ارج مینهند تا سنت نبوی.
@Media_write
❤3
◻️فرارِ جنونآمیز از خطر گلوبالیسم
#دیلمان
🔹گلوبالیسم، برآمده از ارزشهای لیبرال و منشأ نفوذ و توطئههای جهانی شمرده شده که چندان بیراه نیست اما عدهای برای گریز از آن، راست افراطی (امثال ترامپ، پوتین و میلی) را ترجیح میدهند. به جای رویکرد انتقادی که متکی بر دین یا عدالت باشد با سر به آغوش فاجعه میدوند.
🔹بارزترین نمونه، گرمایش زمین است که همه جهان را درگیر کرده، پیامدهایش دیگر مسئله آینده نیست و هر سال ویرانیهای بیشتری روی صحنه میآورد اما نئولیبرالها آن را دروغی از دروغهای گلوبالیسم میشمارند و فحشهایی مثل «وُک» و «چپ» را با بسامدِ بالا تکرار میکنند.
🔹امتیازی که نئولیبرالها از آن بهره میگیرند شعارهای اخلاقی است. چون در محافظهکاری ریشه دارند. در ظاهر از خانواده دفاع میکنند و روی خوشی به فمینیسم، سقط جنین، همجنسبازی و... نشان نمیدهند اما خودشان با شعار آزادیِ حداکثری، عملا میدان را برای همه گرایشها باز کردهاند.
🔹این تقلب اخلاقی، در مواردی باعث ترجیح نئولیبرالها بین مذهبیها شده. لیبرالیسمِ آمیخته با ارزشهای چپ را یک بسته جا زدهاند که نمیتوان بین اهدافش تفکیک کرد. فیالمثل، دفاع از محیط زیست با اینکه تکلیف دینی است متهم به گلوبالیسم یا همسویی با دگرباشها میشود!
🔹در سیاست همیشه با دوگانه طرف نیستیم، ممکن است در مسیری جداگانه و مستقل کار کنیم. رویکرد فعال معمولا چنین است که بین گزینههای رایج راه سومی بسازیم که لاجرم مجموعهای از همپوشانیها خواهد بود. شرط منطقی فقط آن است که از چارچوب ارزشی خودمان بیرون نزنیم.
@Media_write
#دیلمان
🔹گلوبالیسم، برآمده از ارزشهای لیبرال و منشأ نفوذ و توطئههای جهانی شمرده شده که چندان بیراه نیست اما عدهای برای گریز از آن، راست افراطی (امثال ترامپ، پوتین و میلی) را ترجیح میدهند. به جای رویکرد انتقادی که متکی بر دین یا عدالت باشد با سر به آغوش فاجعه میدوند.
🔹بارزترین نمونه، گرمایش زمین است که همه جهان را درگیر کرده، پیامدهایش دیگر مسئله آینده نیست و هر سال ویرانیهای بیشتری روی صحنه میآورد اما نئولیبرالها آن را دروغی از دروغهای گلوبالیسم میشمارند و فحشهایی مثل «وُک» و «چپ» را با بسامدِ بالا تکرار میکنند.
🔹امتیازی که نئولیبرالها از آن بهره میگیرند شعارهای اخلاقی است. چون در محافظهکاری ریشه دارند. در ظاهر از خانواده دفاع میکنند و روی خوشی به فمینیسم، سقط جنین، همجنسبازی و... نشان نمیدهند اما خودشان با شعار آزادیِ حداکثری، عملا میدان را برای همه گرایشها باز کردهاند.
🔹این تقلب اخلاقی، در مواردی باعث ترجیح نئولیبرالها بین مذهبیها شده. لیبرالیسمِ آمیخته با ارزشهای چپ را یک بسته جا زدهاند که نمیتوان بین اهدافش تفکیک کرد. فیالمثل، دفاع از محیط زیست با اینکه تکلیف دینی است متهم به گلوبالیسم یا همسویی با دگرباشها میشود!
🔹در سیاست همیشه با دوگانه طرف نیستیم، ممکن است در مسیری جداگانه و مستقل کار کنیم. رویکرد فعال معمولا چنین است که بین گزینههای رایج راه سومی بسازیم که لاجرم مجموعهای از همپوشانیها خواهد بود. شرط منطقی فقط آن است که از چارچوب ارزشی خودمان بیرون نزنیم.
@Media_write
❤1
مطالعات جدید نشان میدهند که نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر در غزه مفقود هستند. بیشتر این افراد به احتمال زیاد شهید شدهاند. حدود ۶۰ هزار نفر هم که رسما" شهید اعلام شدهاند. تعداد نامعلوم ولی زیاد و روزافزونی هم مجروح و آسیبدیده به واسطهٔ بمباران و سوءتغذیه هست.
تردید نکنید که این یک نسلکشی و هولوکاست است که به دست اسرائیل و با حمایت کامل محور شرارت (آمریکا، ناتو و سایر شرکا) انجام میشود. دقیقا" همان محوری که در پی نابودی ایران است.
تردید نکنید که این یک نسلکشی و هولوکاست است که به دست اسرائیل و با حمایت کامل محور شرارت (آمریکا، ناتو و سایر شرکا) انجام میشود. دقیقا" همان محوری که در پی نابودی ایران است.
❤3
محور شرارت برتری مطلق در حوزهٔ اینترنت و تلفنهای همراه دارد. ترکیب آن با هوش مصنوعی یعنی امکان رصد کردن مکان هزاران نفر به صورت همزمان. موضوع فقط این نیست که یک فرمانده یا دانشمند از واتساپ استفاده نکند. باید راهکاری مبنایی برای دفاع در برابر این اسلحهٔ جدید و خطرناک یافت.
❤3
چند دهه است که سیاست خارجهٔ آمریکا تحت کنترل نئوکانهاست. کسانی که برنامهشان برقراری «قرن آمریکایی» بوده و هست و خواهد بود (اینها تا منقرض نشوند، همین برنامه را خواهند داشت؛ هیچچیز مانع از تغییر برنامهشان نیست). این یک پروژهٔ اساساً برتریطلبانه و نیهیلیستی است.
نئوکانها رنگهای مختلفی دارند: ضدروس، ضدایران، ضدمسلمان، صهیونیست، یا ضد چین، یا برخی از اینها با هم، یا همهٔ اینها با هم.
یک نئوکان در یک حوزه ممکن است در حوزهای دیگر به نظر خیلی معقول و واقعگرا برسد. ولی نباید فریب اینها را خورد. همهشان، علیرغم اختلاف در رویکرد، در اصل و هدف داستان مشابهی را دنبال میکنند: قرن آمریکایی.
برخی تحلیلگران معروف مانند جان مرشایمر که به واسطهٔ مواضع نسبتاً «معقولشان» دربارهٔ روسیه یا اسرائیل و حتی نقد از نئوکانها اعتبار نوینی یافتهاند، در قبال چین مواضعی دارند که خواسته یا ناخواسته تفاوت چندانی با نگاههای نئوکانی ندارد. بنابراین باید مراقب این دست روشنفکران نادان در خدمت نئوکانها بود و با طناب آنها در چاه جدیدی نیفتاد.
نئوکانها رنگهای مختلفی دارند: ضدروس، ضدایران، ضدمسلمان، صهیونیست، یا ضد چین، یا برخی از اینها با هم، یا همهٔ اینها با هم.
یک نئوکان در یک حوزه ممکن است در حوزهای دیگر به نظر خیلی معقول و واقعگرا برسد. ولی نباید فریب اینها را خورد. همهشان، علیرغم اختلاف در رویکرد، در اصل و هدف داستان مشابهی را دنبال میکنند: قرن آمریکایی.
برخی تحلیلگران معروف مانند جان مرشایمر که به واسطهٔ مواضع نسبتاً «معقولشان» دربارهٔ روسیه یا اسرائیل و حتی نقد از نئوکانها اعتبار نوینی یافتهاند، در قبال چین مواضعی دارند که خواسته یا ناخواسته تفاوت چندانی با نگاههای نئوکانی ندارد. بنابراین باید مراقب این دست روشنفکران نادان در خدمت نئوکانها بود و با طناب آنها در چاه جدیدی نیفتاد.
❤3
به معنی واقعی کلمه عدهای که ظاهرا" اندک هم نیستند نه عاطفهای برایشان باقی مانده و نه عقلی. به غزه نگاه میکنند و با بیتفاوتی شانههایشان را بالا میاندازند. به تجاوز صهیونی به میهنشان و سربازهای برخاکافتاده نگاه میکنند و میگویند این جنگ ج.ا. است.
خاک بر سر ابلهتان.
خاک بر سر ابلهتان.
❤5
◻️ستیز با اسرائیل، سرزمینی یا دینی؟
#دیلمان
🔹بارها این واقعیت گفته شده که ایرانِ موجود در پیوند با اسلام و تشیع شکل گرفته، از جامعه و اقتصاد تا فرهنگ و ادبیات نشانههای این پیوند آشکار است و از همه جا روشنتر در سیاست. مرزهای امروزین ما بازمانده موجودیتی است که صفویه پس از چند سده ناپیدایی ایران، از نو بنیان گذاشت. هر آنچه جدا از این پیوند در نظر بیاید انتزاعی است: فقط در ذهن میتوان با دانستههایی از ایران باستان امر انضمامی یعنی ایرانِ موجود را دوپاره کرد.
🔹جدا گرفتن اسلام از هویتِ ایرانی مثل این است که زبان فارسی را عارضهای قابل تجزیه از خودمان در نظر بیاوریم، همان آرزویی که قومگراها در سر میپرورند. ایران همواره یک زبان مشترک برای ارتباط، برای آموزش و برای دربار و دیوان داشته که فارسی بوده. ایران، با فارسی ایران شده و هیچ زبان دیگری نمیتواند جایگاهی نزدیک به آن را ادعا کند چه رسد به اینکه در کنارش بایستد یا به عنوان زبان رسمیِ دوم، جایگاهش را رو به تضعیف ببرد.
🔹آیا محال است که ایران از اسلام و فارسی تهی شود؟ خیر، اما دیگر دم زدن از تاریخ و فرهنگش تناقض دارد. با ایرانِ جدیدی سر و کار خواهیم داشت که مدرن شده و از پیشینه خودش بُریده. این سودای پهلویها بود که یکی از دو عنصر اساسی ایران یعنی هویت دینی را حذف کنند اما از همان شکست خوردند. این رویا اگر محقق شود شبیه به ترکیه خواهیم شد وقتی همزمان با پانترکیسم به میراث یونانی و رومی در آن سرزمین افتخار میکنند.
🔹ایرانی که از صفویه برآمد و به انقلاب اسلامی رسید «خانه تشیع» بوده و همه تحولات جدیدش (که از نهضت تنباکو جان گرفت) به اهتمام روحانیت برای حفظ استقلال و قدرت گره خورده. حتی در نفت که تلاشِ بسیار کردهاند تا کاملا سکولار جلوهاش بدهند پیروزی و شکست با اقبال و ادبار طیفِ دینمدار قابل تطبیق است. تازهتر از همه دفاع مقدس بود که بارزترین صورتهای هویتگرایی شیعه را در قالب دفاع از خاک و وطن نمودار کرد.
🔹جنگ با اسرائیل نیز هویتی است. با اذعان به همه تضادهای ژئوپلتیک نمیتوان ادعا کرد هر حکومت دیگری ناچار بود همین سیاست را در پیش بگیرد. ستیزِ جمهوری اسلامی با اسرائیل از آرمانخواهی علوی آب میخورد: پیروان علی ابن ابیطالب (ع) که دین را سکولار نکرده و سیاست را به محاق نفرستادهاند با صهیونیسم سرِ جنگ دارند چه در ایران، چه لبنان، چه یمن و چه عراق. شیعهی متکی به فقه سیاسی، نمیتواند با کافرِ سلطهجو کنار بیاید.
🔹سکولار ساختن جنگ به این خیال که عدهای ملیگرا همراه شوند جدا از دروغین بودنش، بیسرانجام است. اگر ملاکها دینی نباشد مقاومت به سرعت رو به اضمحلال میرود و این واقعیت در سالهای اخیر که سیطره مصرف و لذت طیفِ چپِ سکولار را هم عقب رانده، آشکار شده؛ دیگر خبری از آرمانخواهی و مبارزهجویی نیست. بدون ایمان نمیتوان برای سرزمین دیگران جنگید یا خود را سپر بلای انسانهایی کرد که نفعی برای ما ندارند.
🔹مسئله در بنیان خود وجدانی و بشری است اما آنچه اطمینانِ قلبی میسازد و محرک بوده، دستور الهی برای مقاومت در برابر طاغوت است که پس زدن استعمار را الزام میکند به خصوص در چهرهای نژادپرست و اسلامستیز مانند صهیونیسم. تضادهای ملی قطعا درکارند (مثل دفاع مقدس که در ظاهر برای خاک جنگیدیم) اما انگیزهها و افقها از دین برمیآید. پاداش نهایی نیز اخروی است، سرداران ایران برای زندگی در رفاه و قدرت کشته نشدند.
#دیلمان
🔹بارها این واقعیت گفته شده که ایرانِ موجود در پیوند با اسلام و تشیع شکل گرفته، از جامعه و اقتصاد تا فرهنگ و ادبیات نشانههای این پیوند آشکار است و از همه جا روشنتر در سیاست. مرزهای امروزین ما بازمانده موجودیتی است که صفویه پس از چند سده ناپیدایی ایران، از نو بنیان گذاشت. هر آنچه جدا از این پیوند در نظر بیاید انتزاعی است: فقط در ذهن میتوان با دانستههایی از ایران باستان امر انضمامی یعنی ایرانِ موجود را دوپاره کرد.
🔹جدا گرفتن اسلام از هویتِ ایرانی مثل این است که زبان فارسی را عارضهای قابل تجزیه از خودمان در نظر بیاوریم، همان آرزویی که قومگراها در سر میپرورند. ایران همواره یک زبان مشترک برای ارتباط، برای آموزش و برای دربار و دیوان داشته که فارسی بوده. ایران، با فارسی ایران شده و هیچ زبان دیگری نمیتواند جایگاهی نزدیک به آن را ادعا کند چه رسد به اینکه در کنارش بایستد یا به عنوان زبان رسمیِ دوم، جایگاهش را رو به تضعیف ببرد.
🔹آیا محال است که ایران از اسلام و فارسی تهی شود؟ خیر، اما دیگر دم زدن از تاریخ و فرهنگش تناقض دارد. با ایرانِ جدیدی سر و کار خواهیم داشت که مدرن شده و از پیشینه خودش بُریده. این سودای پهلویها بود که یکی از دو عنصر اساسی ایران یعنی هویت دینی را حذف کنند اما از همان شکست خوردند. این رویا اگر محقق شود شبیه به ترکیه خواهیم شد وقتی همزمان با پانترکیسم به میراث یونانی و رومی در آن سرزمین افتخار میکنند.
🔹ایرانی که از صفویه برآمد و به انقلاب اسلامی رسید «خانه تشیع» بوده و همه تحولات جدیدش (که از نهضت تنباکو جان گرفت) به اهتمام روحانیت برای حفظ استقلال و قدرت گره خورده. حتی در نفت که تلاشِ بسیار کردهاند تا کاملا سکولار جلوهاش بدهند پیروزی و شکست با اقبال و ادبار طیفِ دینمدار قابل تطبیق است. تازهتر از همه دفاع مقدس بود که بارزترین صورتهای هویتگرایی شیعه را در قالب دفاع از خاک و وطن نمودار کرد.
🔹جنگ با اسرائیل نیز هویتی است. با اذعان به همه تضادهای ژئوپلتیک نمیتوان ادعا کرد هر حکومت دیگری ناچار بود همین سیاست را در پیش بگیرد. ستیزِ جمهوری اسلامی با اسرائیل از آرمانخواهی علوی آب میخورد: پیروان علی ابن ابیطالب (ع) که دین را سکولار نکرده و سیاست را به محاق نفرستادهاند با صهیونیسم سرِ جنگ دارند چه در ایران، چه لبنان، چه یمن و چه عراق. شیعهی متکی به فقه سیاسی، نمیتواند با کافرِ سلطهجو کنار بیاید.
🔹سکولار ساختن جنگ به این خیال که عدهای ملیگرا همراه شوند جدا از دروغین بودنش، بیسرانجام است. اگر ملاکها دینی نباشد مقاومت به سرعت رو به اضمحلال میرود و این واقعیت در سالهای اخیر که سیطره مصرف و لذت طیفِ چپِ سکولار را هم عقب رانده، آشکار شده؛ دیگر خبری از آرمانخواهی و مبارزهجویی نیست. بدون ایمان نمیتوان برای سرزمین دیگران جنگید یا خود را سپر بلای انسانهایی کرد که نفعی برای ما ندارند.
🔹مسئله در بنیان خود وجدانی و بشری است اما آنچه اطمینانِ قلبی میسازد و محرک بوده، دستور الهی برای مقاومت در برابر طاغوت است که پس زدن استعمار را الزام میکند به خصوص در چهرهای نژادپرست و اسلامستیز مانند صهیونیسم. تضادهای ملی قطعا درکارند (مثل دفاع مقدس که در ظاهر برای خاک جنگیدیم) اما انگیزهها و افقها از دین برمیآید. پاداش نهایی نیز اخروی است، سرداران ایران برای زندگی در رفاه و قدرت کشته نشدند.
❤3
◻️کشاکش در موازنه، تکاپو برای استقلال
#دیلمان
🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به دلیل تهدیدی مشترک به هم نزدیک شدهاند اوضاع برای ایران سخت شده یا شکست و عقبگرد را تجربه کرده. باید مروری اجمالی داشته باشیم تا این تصویر روشن شود.
🔹تاریخ معاصر ما با جنبش تنباکو در اوج رقابت روس و انگلیس (بازی بزرگ) آغاز شد و با انقلاب اسلامی رویای استقلال به دست آمد. این موفقیت امتدادی از «موازنه منفی» بود که رجالی مثل امیرکبیر طراحش بودند اما در سراسر این تاریخ، رویارویی دو ابرقدرت تعیین کننده بوده. رخداد بسیار مهم مشروطه بود که در توازن دو قدرت به پیروزی رسید و با تفاهم همان دو به بنبست افتاد.
🔹همکاری دو دشمن و قرارداد پنهانی در ۱۹۰۷ برای تقسیم ایران، تلاشها برای استقلال و دمکراسی را به باد داد. در پایانِ جنگ اول موازنه به نفع انگلیس به هم خورد و مهمترین منادی استقلال، میرزا کوچکِ جنگلی که هم با روس جنگید هم با انگلیس، نتوانست تهران را بگیرد. به جای او مهرهای که از کودتای انگلیسیها برآمد جایگزین قرارداد ۱۹۱۹ شد تا قدرت را مال خود کند و ایران به دامان غرب بیافتد.
🔹رضاخان وقتی خواست از وابستگی فاصله بگیرد و با نیروی سوم (آلمان) بازی کند دو ابرقدرت با هم متحد شدند و به سادگی کنارش گذاشتند. ایران ذیلِ نفوذ انگلیس ماند اما وابستگی تشدید نشد. سیاست، جنسی از تلاطم را دید تا نهضت نفت به پیروزی رسید. این کامیابی در ابتدای جنگ سرد به دست آمد اما انفعال شورویها راه کودتای ۳۲ را باز کرد و ایران به تدریج به ژاندارم غرب تبدیل شد.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به دلیل تهدیدی مشترک به هم نزدیک شدهاند اوضاع برای ایران سخت شده یا شکست و عقبگرد را تجربه کرده. باید مروری اجمالی داشته باشیم تا این تصویر روشن شود.
🔹تاریخ معاصر ما با جنبش تنباکو در اوج رقابت روس و انگلیس (بازی بزرگ) آغاز شد و با انقلاب اسلامی رویای استقلال به دست آمد. این موفقیت امتدادی از «موازنه منفی» بود که رجالی مثل امیرکبیر طراحش بودند اما در سراسر این تاریخ، رویارویی دو ابرقدرت تعیین کننده بوده. رخداد بسیار مهم مشروطه بود که در توازن دو قدرت به پیروزی رسید و با تفاهم همان دو به بنبست افتاد.
🔹همکاری دو دشمن و قرارداد پنهانی در ۱۹۰۷ برای تقسیم ایران، تلاشها برای استقلال و دمکراسی را به باد داد. در پایانِ جنگ اول موازنه به نفع انگلیس به هم خورد و مهمترین منادی استقلال، میرزا کوچکِ جنگلی که هم با روس جنگید هم با انگلیس، نتوانست تهران را بگیرد. به جای او مهرهای که از کودتای انگلیسیها برآمد جایگزین قرارداد ۱۹۱۹ شد تا قدرت را مال خود کند و ایران به دامان غرب بیافتد.
🔹رضاخان وقتی خواست از وابستگی فاصله بگیرد و با نیروی سوم (آلمان) بازی کند دو ابرقدرت با هم متحد شدند و به سادگی کنارش گذاشتند. ایران ذیلِ نفوذ انگلیس ماند اما وابستگی تشدید نشد. سیاست، جنسی از تلاطم را دید تا نهضت نفت به پیروزی رسید. این کامیابی در ابتدای جنگ سرد به دست آمد اما انفعال شورویها راه کودتای ۳۲ را باز کرد و ایران به تدریج به ژاندارم غرب تبدیل شد.
ادامه دارد
❤3
Media
◻️کشاکش در موازنه، تکاپو برای استقلال #دیلمان 🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به…
◻️انفعال شوروی و سقوط مصدق
#دیلمان
🔹محاسبه مصدق درست بود که در موازنه دو ابرقدرت میتوان رویای استقلال را یک قدم پیش برد اما همه چیز را پیشبینی نکرده بود. تحریم، درآمد نفتی ایران را از ۴۰۰ به ۲ میلیون دلار (تقریبا هیچ) رساند اما شوروی اقدامی برای نجات ایران انجام نداد. یک شرکت ایتالیایی در خرداد ۳۲ تلاش کرد تحریم را بشکند اما نفتکش آنها (به نام روزتا) توسط انگلیس در خلیج عدن توقیف شد.
🔹اگر شوروی اراده میکرد، برنامهای برای خرید نفت میچید تا به مشتریها برساند و سهم دلالی بگیرد آیا انگلیس و آمریکا جلویش میایستادند و جرقه جنگ جهانی سوم را میزدند؟ بعید است. این بیارادگی از اردیبهشت ۳۰ یعنی شروع تحریمها رخ نشان داد و در مهر ۳۱ که ایران و انگلیس رسما قطع رابطه کردند ثابت شد. آشفتگی بعد از مرگ استالین در اسفند ۳۱ هم زمینه کودتا را مهیاتر کرد.
🔹سقوط مصدق که بسیار آسان و ارزان انجام شد مهره اول از سلسله دخالتهای سازمان سیا بود که رژیمهای مستقل را سرنگون و به جایشان دیکتاتوریهای نظامی جایگزین کرد. حرکت بعدی در گوآتمالا در ۱۹۵۴ انجام شد، سپس کنگو در ۱۹۶۰، بعد برزیل در ۱۹۶۴ و رسواتر از همه شیلی در ۱۹۷۳. همه اینها یک بهانه ثابت داشت که تهدید مارکسیستی و خطر کمونیسم بود اما شوروی در همهشان منفعل شد.
آفریقا و آمریکای جنوبی فاصله زیادی با مرزهای شوروی داشتند اما ایران کاملا چسبیده بود. همسایهای که میتوانست قدرت غرب را به چالش بکشد مورد بیاعتنایی قرار گرفت تا چند دهه خون تازه به اروپا و آمریکا برساند و در کنار نفتی که عربها میفروختند عاملی برای برتری اقتصادی غرب بسازد. شوروی با انفعال عجیبش بازار انرژی را دستکم گرفت و راه سلطه غرب را باز گذاشت.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹محاسبه مصدق درست بود که در موازنه دو ابرقدرت میتوان رویای استقلال را یک قدم پیش برد اما همه چیز را پیشبینی نکرده بود. تحریم، درآمد نفتی ایران را از ۴۰۰ به ۲ میلیون دلار (تقریبا هیچ) رساند اما شوروی اقدامی برای نجات ایران انجام نداد. یک شرکت ایتالیایی در خرداد ۳۲ تلاش کرد تحریم را بشکند اما نفتکش آنها (به نام روزتا) توسط انگلیس در خلیج عدن توقیف شد.
🔹اگر شوروی اراده میکرد، برنامهای برای خرید نفت میچید تا به مشتریها برساند و سهم دلالی بگیرد آیا انگلیس و آمریکا جلویش میایستادند و جرقه جنگ جهانی سوم را میزدند؟ بعید است. این بیارادگی از اردیبهشت ۳۰ یعنی شروع تحریمها رخ نشان داد و در مهر ۳۱ که ایران و انگلیس رسما قطع رابطه کردند ثابت شد. آشفتگی بعد از مرگ استالین در اسفند ۳۱ هم زمینه کودتا را مهیاتر کرد.
🔹سقوط مصدق که بسیار آسان و ارزان انجام شد مهره اول از سلسله دخالتهای سازمان سیا بود که رژیمهای مستقل را سرنگون و به جایشان دیکتاتوریهای نظامی جایگزین کرد. حرکت بعدی در گوآتمالا در ۱۹۵۴ انجام شد، سپس کنگو در ۱۹۶۰، بعد برزیل در ۱۹۶۴ و رسواتر از همه شیلی در ۱۹۷۳. همه اینها یک بهانه ثابت داشت که تهدید مارکسیستی و خطر کمونیسم بود اما شوروی در همهشان منفعل شد.
آفریقا و آمریکای جنوبی فاصله زیادی با مرزهای شوروی داشتند اما ایران کاملا چسبیده بود. همسایهای که میتوانست قدرت غرب را به چالش بکشد مورد بیاعتنایی قرار گرفت تا چند دهه خون تازه به اروپا و آمریکا برساند و در کنار نفتی که عربها میفروختند عاملی برای برتری اقتصادی غرب بسازد. شوروی با انفعال عجیبش بازار انرژی را دستکم گرفت و راه سلطه غرب را باز گذاشت.
ادامه دارد
❤1
◻️اوج و فرود در جنگ سرد و جهان تکقطبی
#دیلمان
🔹پهلوی در کنار عربها نفت خلیج فارس را حراج کرد تا رفاهِ پس از جنگ جهانی در اروپا و آمریکا شکل گرفت. پس از تحریم به خاطر حمایتهای غرب از اسرائیل (بحران نفتی) بازی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و برآمدن جنبشهای چپگرا از اواخر دهه ۶۰ میلادی نیز چهره جدیدی به موازنه داد. انقلاب اسلامی در برههای از جنگ سرد پیروز شد که دو طرف در حالتی از کمین برای پایان بودند.
🔹وتوی شوروی پس از ماجرای اشغال سفارت، شاهدی از یک تاریخ جدید شد. ایران از یوق آمریکا درآمد و کمونیستها امیدوار شدند همه منطقه را مال خود کنند. در نبود ژاندارم غرب به افغانستان یورش بُردند و صدام تا حد ممکن حمایت شد تا انقلاب اسلامی را شکست بدهد و نیروهای چپگرا (ولو سازمان مجاهدین خلق) قدرت را بگیرند. آمریکا ابتدا به کودتا امیدوار بود اما بعد موازنه را عملیتر دید.
🔹جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید چون هماوردی ابرقدرتها اجازه نداد هیچ یک از دو همسایه بر دیگری غلبه کند. ایران قطعا از موضوعات مهم در مذاکرات گورباچف - ریگان بوده. در پایان، آمریکا به خلیج فارس آمد هر چه را خواست زد و جمهوری اسلامی ناچار به تن دادن به قطعنامه ۵۹۸ شد. ایرانِ مستقل را پذیرفتند ظاهرا به شرطی که در نظامیگری بتواند با شرق بازی کند و در اقتصاد، آزاد.
🔹هاشمی به مسکو رفت، به ایران سلاح فروختند، شعار مرگ بر شوروی حذف شد. همزمان با فروپاشی، سیاست غربگرا در جمهوری اسلامی رخ نشان داد. از آنجا که روسیه قدرت شوروی را نداشت و غرب بخش نظامی (ضامن واقعی استقلال) را تحمل نمیکرد تحریمها به عنوان مهار ادامه یافت و در برهههایی تشدید شد. سرانجام بوش موازنه را بهم زد و با لشکرکشی آمد تا خاورمیانه تازهای بسازد.
🔹اشتباه بوش به فرورفتن در افغانستان و عراق انجامید و به ایران فرصت تنفس داد. نتوانستند فشار بیاورند و آسودگیِ اقتصادی در دولت خاتمی فراهم آمد. در دنباله آن برنامههای هستهای و موشکی پیش رفت. آنچه جناح غربگرا به کفایت خودش نسبت داد مرهون در باتلاق رفتن آمریکا و به قولی ابتکار مقاومت بود. سالها بعد در دولت روحانی توان مدیریتی کارگزاران معتدل به معنای واقعی نمودار شد.
🔹در ابتدای قرن ۲۱ روسها به طور کلی در شکست و تماشاچی بودند. انقلابهای رنگی فصلی دیگر از پیشروی غرب بود و در نهایت به خیابانهای تهران رسید. شورشِ غربگراها در داخل موفق نشد اما رفتار آمریکا را جهشی رو به جلو داد. پس از ناکامی در تشدید قطعنامهها، تحریمهای یکجانبه را کلید زدند که رشد ایران را متوقف کرد. عجیب اینکه روسیه نیز موازنه را رها کرده و همراهی نشان داد.
🔹اوباما، اشتباه بوش را جبران کرد. پس از ۸۸ کلینتون دور دنیا چرخید تا حمایت حداکثری برای انزوای ایران را به دست بیاورد. پس از ۶ سال شتاب در توسعه علمی و نظامی در دولت احمدینژاد که به قطعنامههای شورای امنیت نیز اهمیت نداد، تحریمهای اوباما ورق را برگردادند. امکان معامله نفت، ارز و طلا در فاصلهای کوتاه بسته شد و اقتصاد به سراشیبی افتاد. هدیهای مغتنم تا غربگراها به قدرت بازگردند.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹پهلوی در کنار عربها نفت خلیج فارس را حراج کرد تا رفاهِ پس از جنگ جهانی در اروپا و آمریکا شکل گرفت. پس از تحریم به خاطر حمایتهای غرب از اسرائیل (بحران نفتی) بازی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و برآمدن جنبشهای چپگرا از اواخر دهه ۶۰ میلادی نیز چهره جدیدی به موازنه داد. انقلاب اسلامی در برههای از جنگ سرد پیروز شد که دو طرف در حالتی از کمین برای پایان بودند.
🔹وتوی شوروی پس از ماجرای اشغال سفارت، شاهدی از یک تاریخ جدید شد. ایران از یوق آمریکا درآمد و کمونیستها امیدوار شدند همه منطقه را مال خود کنند. در نبود ژاندارم غرب به افغانستان یورش بُردند و صدام تا حد ممکن حمایت شد تا انقلاب اسلامی را شکست بدهد و نیروهای چپگرا (ولو سازمان مجاهدین خلق) قدرت را بگیرند. آمریکا ابتدا به کودتا امیدوار بود اما بعد موازنه را عملیتر دید.
🔹جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید چون هماوردی ابرقدرتها اجازه نداد هیچ یک از دو همسایه بر دیگری غلبه کند. ایران قطعا از موضوعات مهم در مذاکرات گورباچف - ریگان بوده. در پایان، آمریکا به خلیج فارس آمد هر چه را خواست زد و جمهوری اسلامی ناچار به تن دادن به قطعنامه ۵۹۸ شد. ایرانِ مستقل را پذیرفتند ظاهرا به شرطی که در نظامیگری بتواند با شرق بازی کند و در اقتصاد، آزاد.
🔹هاشمی به مسکو رفت، به ایران سلاح فروختند، شعار مرگ بر شوروی حذف شد. همزمان با فروپاشی، سیاست غربگرا در جمهوری اسلامی رخ نشان داد. از آنجا که روسیه قدرت شوروی را نداشت و غرب بخش نظامی (ضامن واقعی استقلال) را تحمل نمیکرد تحریمها به عنوان مهار ادامه یافت و در برهههایی تشدید شد. سرانجام بوش موازنه را بهم زد و با لشکرکشی آمد تا خاورمیانه تازهای بسازد.
🔹اشتباه بوش به فرورفتن در افغانستان و عراق انجامید و به ایران فرصت تنفس داد. نتوانستند فشار بیاورند و آسودگیِ اقتصادی در دولت خاتمی فراهم آمد. در دنباله آن برنامههای هستهای و موشکی پیش رفت. آنچه جناح غربگرا به کفایت خودش نسبت داد مرهون در باتلاق رفتن آمریکا و به قولی ابتکار مقاومت بود. سالها بعد در دولت روحانی توان مدیریتی کارگزاران معتدل به معنای واقعی نمودار شد.
🔹در ابتدای قرن ۲۱ روسها به طور کلی در شکست و تماشاچی بودند. انقلابهای رنگی فصلی دیگر از پیشروی غرب بود و در نهایت به خیابانهای تهران رسید. شورشِ غربگراها در داخل موفق نشد اما رفتار آمریکا را جهشی رو به جلو داد. پس از ناکامی در تشدید قطعنامهها، تحریمهای یکجانبه را کلید زدند که رشد ایران را متوقف کرد. عجیب اینکه روسیه نیز موازنه را رها کرده و همراهی نشان داد.
🔹اوباما، اشتباه بوش را جبران کرد. پس از ۸۸ کلینتون دور دنیا چرخید تا حمایت حداکثری برای انزوای ایران را به دست بیاورد. پس از ۶ سال شتاب در توسعه علمی و نظامی در دولت احمدینژاد که به قطعنامههای شورای امنیت نیز اهمیت نداد، تحریمهای اوباما ورق را برگردادند. امکان معامله نفت، ارز و طلا در فاصلهای کوتاه بسته شد و اقتصاد به سراشیبی افتاد. هدیهای مغتنم تا غربگراها به قدرت بازگردند.
ادامه دارد
❤1
◻️شرارت پنهان، دوستی به شرط مهار
#دیلمان
🔹وقتی روسها مطمئن شدند ایران در حال پوستاندازی است تا به قدرت منطقهای تبدیل شود رفتاری معکوس در پیش گرفتند. ترمز همکاری هستهای را کشیدند و نیروگاه بوشهر سالها به تاخیر افتاد، به خواست نتانیاهو سامانه دفاعی اس-۳۰۰ را تحویل ندادند، در تحریم نیز با آمریکا همراه شدند. این روند ادامه داشت تا طیفِ غربگرا که به جای نیرومندی به سازگاری فکر میکند، به دولت بازگشت.
🔹بهار عربی به برآمدن اسلامِ جهادی و خطر از دست رفتن سوریه انجامید که روسها را ناگزیر کرد سیاست مهار را موقتا فراموش کنند. با تأخیر بسیار زیاد پس از ویرانی گسترده با اصرار بخش نظامی در ایران، نیروی هوایی را به سوریه آوردند تا برنامه آمریکا پیاده نشود. این موفقیت که میرفت محوری امن از افغانستان تا مدیترانه بسازد و چین را هم منتفع کند گویا پیش از غرب، خود روسیه را ترساند.
🔹روسها همواره درباره ایران نگرانی دارند و هر گاه نشانهای از قدرت ببینند سیاست وارونه در پیش میگیرند. به شکل تاریخی برای مهار دو عنصر فارسی و شیعه، دشمن سنتی یعنی عنصر ترکی را بازی میدهند. این سیاست که در دوران تزاری و شوروی، فرهنگ ایرانی را در قفقاز و آسیای میانه پس زد در سالهای اخیر در اشکال تازهای به کار افتاد. نفوذ ایران عقب نشست و محور پانترکی پا به مرحله تهدید گذاشت.
🔹پوتین غائله سوریه را به پایان نرساند و ادلب مانند استخوان لای زخم باقی ماند. علیرغم تنشهایی مثل ترور سفیر، سقوط جنگنده و... در «روند آستانه» به اردوغان راه داد. سیاست کجدار و مریز پیش گرفت تا رویای خاورمیانه امن محقق نشود. همزمان باکو وارد جنگافروزی و تهدید منافع ایران شد. تمجیدهای لفظی ادامه یافت اما از فروش جنگنده (مهمترین کمبود نظامی ایران) خودداری کرد.
🔹پیوستگی سنتی با اسرائیل نیز احتمالِ موازنه را از بین برد. بسیاری از امکانات و تجهیزاتی که ایران به سوریه رساند توسط اسرائیل بمباران و نابود شد اما روسها کوچکترین واکنش منفی نشان ندادند. احتمالا تهدید لفظی هم میتوانست روند را تغییر بدهد اما روسها در توقف ایران مصمم هستند ولو اینکه تاوان آن از دست رفتن متحدی مثل اسد با پایگاههای نظامی و بنادر بسیار مهم در شرق مدیترانه باشد.
🔹در خلال جنگ اوکراین، پوتین مهار ایران را به عنوان نمونهای موفق از همکاری مثال زد و از آمریکا خواست به رویه سابق برگردند. به شکلی علنی (احتمالا ناخواسته) یادآوری کرد روسها ایران را حداکثر «کارت بازی» میبینند و طمع دشمن اصلیشان را برای همکاری علیه ایران تحریک میکنند. پوتین در جای دیگر از پیوند با جمعیت روسهای اسرائیل حرف زد و با زبان راهبردی اعلام کرد کدام طرف را میگیرد.
🔹ادعای پوتین پس از جنگ ۱۲ روزه، که ایران تمایلی به همکاری پدافندی نداشته جز حفظ آبرو بین دوستان یا خوراک رساندن به توجیهگران منطقی ندارد. تأخیر جانفرسا در تحویل اس-۳۰۰ در حالی که اس-۴۰۰ به راحتی به ترکیه و عربستان تحویل شد و ندادن جنگندههای سوخو در حالی که ایران در جنگ اوکراین حاضر شد پشت روسیه بایستد مضحک بودن این ادعا را برای مبتدیان سیاست نیز آشکار میکند.
🔹ایران برای روسیه منافعی دارد اما احساسِ تهدیدشان پررنگ است آنقدر که افتادن به دامان غرب یا ویرانی و تجزیه را به حالت مستقل و نیرومند ترجیح میدهند. آگاه هستند که به دلیل محاصره، ایران ناچار است به حداقلهای دوستی مثل مبادلات اقتصادی دلخوش بماند تا فرصتهای تنفس را از دست ندهد. ترک موازنه حتی با زیانهای چشمگیر برایشان بهتر از همسایه زخمخوردهای است که قدرتی تاثیرگذار شود.
#دیلمان
🔹وقتی روسها مطمئن شدند ایران در حال پوستاندازی است تا به قدرت منطقهای تبدیل شود رفتاری معکوس در پیش گرفتند. ترمز همکاری هستهای را کشیدند و نیروگاه بوشهر سالها به تاخیر افتاد، به خواست نتانیاهو سامانه دفاعی اس-۳۰۰ را تحویل ندادند، در تحریم نیز با آمریکا همراه شدند. این روند ادامه داشت تا طیفِ غربگرا که به جای نیرومندی به سازگاری فکر میکند، به دولت بازگشت.
🔹بهار عربی به برآمدن اسلامِ جهادی و خطر از دست رفتن سوریه انجامید که روسها را ناگزیر کرد سیاست مهار را موقتا فراموش کنند. با تأخیر بسیار زیاد پس از ویرانی گسترده با اصرار بخش نظامی در ایران، نیروی هوایی را به سوریه آوردند تا برنامه آمریکا پیاده نشود. این موفقیت که میرفت محوری امن از افغانستان تا مدیترانه بسازد و چین را هم منتفع کند گویا پیش از غرب، خود روسیه را ترساند.
🔹روسها همواره درباره ایران نگرانی دارند و هر گاه نشانهای از قدرت ببینند سیاست وارونه در پیش میگیرند. به شکل تاریخی برای مهار دو عنصر فارسی و شیعه، دشمن سنتی یعنی عنصر ترکی را بازی میدهند. این سیاست که در دوران تزاری و شوروی، فرهنگ ایرانی را در قفقاز و آسیای میانه پس زد در سالهای اخیر در اشکال تازهای به کار افتاد. نفوذ ایران عقب نشست و محور پانترکی پا به مرحله تهدید گذاشت.
🔹پوتین غائله سوریه را به پایان نرساند و ادلب مانند استخوان لای زخم باقی ماند. علیرغم تنشهایی مثل ترور سفیر، سقوط جنگنده و... در «روند آستانه» به اردوغان راه داد. سیاست کجدار و مریز پیش گرفت تا رویای خاورمیانه امن محقق نشود. همزمان باکو وارد جنگافروزی و تهدید منافع ایران شد. تمجیدهای لفظی ادامه یافت اما از فروش جنگنده (مهمترین کمبود نظامی ایران) خودداری کرد.
🔹پیوستگی سنتی با اسرائیل نیز احتمالِ موازنه را از بین برد. بسیاری از امکانات و تجهیزاتی که ایران به سوریه رساند توسط اسرائیل بمباران و نابود شد اما روسها کوچکترین واکنش منفی نشان ندادند. احتمالا تهدید لفظی هم میتوانست روند را تغییر بدهد اما روسها در توقف ایران مصمم هستند ولو اینکه تاوان آن از دست رفتن متحدی مثل اسد با پایگاههای نظامی و بنادر بسیار مهم در شرق مدیترانه باشد.
🔹در خلال جنگ اوکراین، پوتین مهار ایران را به عنوان نمونهای موفق از همکاری مثال زد و از آمریکا خواست به رویه سابق برگردند. به شکلی علنی (احتمالا ناخواسته) یادآوری کرد روسها ایران را حداکثر «کارت بازی» میبینند و طمع دشمن اصلیشان را برای همکاری علیه ایران تحریک میکنند. پوتین در جای دیگر از پیوند با جمعیت روسهای اسرائیل حرف زد و با زبان راهبردی اعلام کرد کدام طرف را میگیرد.
🔹ادعای پوتین پس از جنگ ۱۲ روزه، که ایران تمایلی به همکاری پدافندی نداشته جز حفظ آبرو بین دوستان یا خوراک رساندن به توجیهگران منطقی ندارد. تأخیر جانفرسا در تحویل اس-۳۰۰ در حالی که اس-۴۰۰ به راحتی به ترکیه و عربستان تحویل شد و ندادن جنگندههای سوخو در حالی که ایران در جنگ اوکراین حاضر شد پشت روسیه بایستد مضحک بودن این ادعا را برای مبتدیان سیاست نیز آشکار میکند.
🔹ایران برای روسیه منافعی دارد اما احساسِ تهدیدشان پررنگ است آنقدر که افتادن به دامان غرب یا ویرانی و تجزیه را به حالت مستقل و نیرومند ترجیح میدهند. آگاه هستند که به دلیل محاصره، ایران ناچار است به حداقلهای دوستی مثل مبادلات اقتصادی دلخوش بماند تا فرصتهای تنفس را از دست ندهد. ترک موازنه حتی با زیانهای چشمگیر برایشان بهتر از همسایه زخمخوردهای است که قدرتی تاثیرگذار شود.
❤3
◻️میخواهند روی لبه باشیم
#دیلمان
🔹دوست ما کسی است که ایران را در وضعیت نیرومندی بخواهد مثل سوریه پیش از فروپاشی یا یمن و ونزوئلا در سالهای اخیر. تقریبا همه آنها که موثرند و گاهی دوست خطاب میشوند ایران را در وضعیت بینابینی میخواهند: نه رو به قدرت، نه در چاه بیثباتی.
🔹به نفعشان است روی لبه بمانیم تا از فرصتهای به وجود آمده سود ببرند و از آن طرف درگیر بحرانهای ناشی از خلأ قدرت نشوند. از روسیه و چین تا عربستان و ترکیه، از امارات و قطر تا بحرین و کویت، عراق و افغانستان و حتی پاکستان مطلوبشان همین بوده.
🔹غیر از دشمنان که تجزیه را میخواهند همه همسایهها یا کشورهای موثر در منطقه، ایرانی ضعیف و درگیر با مشکلات داخلی را ترجیح میدهند. ایران نه باید از خودش بیرون بیاید نه لازم است فروبپاشد، گزاره دوم محل اختلاف بین دوستان ظاهری و دشمنان علنی است.
🔹علیرغم برخی داوریها نوع حکومت چندان مهم نیست، هیچ شکلی از نظام سیاسی نمیتواند بازیگرانِ موثر را به نیرومندی ایران راضی کند. یا مثل اسماعیل، عباس، نادر و محمدخان روی پای خودمان قدرتی بازدارنده میسازیم یا بهترین بختمان واماندگی خواهد بود.
#دیلمان
🔹دوست ما کسی است که ایران را در وضعیت نیرومندی بخواهد مثل سوریه پیش از فروپاشی یا یمن و ونزوئلا در سالهای اخیر. تقریبا همه آنها که موثرند و گاهی دوست خطاب میشوند ایران را در وضعیت بینابینی میخواهند: نه رو به قدرت، نه در چاه بیثباتی.
🔹به نفعشان است روی لبه بمانیم تا از فرصتهای به وجود آمده سود ببرند و از آن طرف درگیر بحرانهای ناشی از خلأ قدرت نشوند. از روسیه و چین تا عربستان و ترکیه، از امارات و قطر تا بحرین و کویت، عراق و افغانستان و حتی پاکستان مطلوبشان همین بوده.
🔹غیر از دشمنان که تجزیه را میخواهند همه همسایهها یا کشورهای موثر در منطقه، ایرانی ضعیف و درگیر با مشکلات داخلی را ترجیح میدهند. ایران نه باید از خودش بیرون بیاید نه لازم است فروبپاشد، گزاره دوم محل اختلاف بین دوستان ظاهری و دشمنان علنی است.
🔹علیرغم برخی داوریها نوع حکومت چندان مهم نیست، هیچ شکلی از نظام سیاسی نمیتواند بازیگرانِ موثر را به نیرومندی ایران راضی کند. یا مثل اسماعیل، عباس، نادر و محمدخان روی پای خودمان قدرتی بازدارنده میسازیم یا بهترین بختمان واماندگی خواهد بود.
❤1
ترامپ در گفتگو با ان بی سی:
https://t.me/palestinianlounge/6484
- من هنوز نگران آنم که حماس کمکهای امدادی را بدزدد.
- نتانیاهو برای نظارت بر توزیع کمکهای امدادی مرد شایسته ای است.
https://t.me/palestinianlounge/6484
Telegram
Palestinian Lounge 🇵🇸🔻
⭕️ Trump to NBC journalists:
- I am still worried about Hamas stealing aid in Gaza
- Netanyahu is a competent man to oversee American aid in Gaza
- I am still worried about Hamas stealing aid in Gaza
- Netanyahu is a competent man to oversee American aid in Gaza
◻️برندههای اندک، از فقر بیایند یا ثروت؟
#دیلمان
🔹وقتی از رتبههای کنکور یا سهم محرومان در دانشگاه حرف میزنند سه نکته را باید مد نظر داشته باشیم: یک - همیشه عده کمی از طبقه پایین به موفقیتهای تحصیلی میرسند. دو - فقط بخشی از آنها موفقیتشان صورت اقتصادی هم پیدا میکند. سه - موفقهایی که در گذشته فقیر بودند سود چندانی به طبقه قبلیشان نمیرسانند.
🔹جابجایی طبقاتی برای بخشی از محرومین خیلی امر مهم و تأثیرگذاری نیست والا پیشتر که شانس رسیدن به دانشگاه و ثروت برای فقرا و متوسطها فراهمتر بود باید شاهد بهبود در شرایط اجتماعی میبودیم اما، برندههای تازه معمولا به هواداران دوآتشه برای منافع طبقه جدیدشان تبدیل میشوند نه عناصری طالب عدالت و مساوات.
🔹خیلی از برندهها دوست دارند از بُردشان همراه با برتری طبقاتی لذت ببرند نه اینکه برای کم شدن فاصلهها تلاش کنند. چون توانستهاند خودشان را از مسیری سخت بالا بکشند ترجیح میدهند به تفاوتشان با دیگران افزوده شود تا موفقیتشان بیشتر به چشم بیاید. بازتولید نابرابری برای آنها مزیت و منزلت به حساب میآید.
🔹برکشیدن استعدادهای برتر پیش از مدرنیته هم سابقه داشت. خانوادههای اشرافی مثلا فرزندان مستعد در رعیت را کشف و حمایت میکردند، لوازم پیشرفتشان مهیا میشد تا به تثبیت همان نظم و ساختار کمک کنند. استعدادیابی در دوره مدرن گسترش یافته اما وقتی فاصله طبقاتی شدید یا جاافتاده باشد اثر چندانی نمیگذارد.
🔹اگر ساز وکار اقتصاد چنین باشد که یک اقلیت از سایرین بهره بکشند، برای اکثریت فرقی ندارد که آن گروه کوچک از خانوادههای ثروتمند بیایند یا فقیر. اگر دانشگاه در خدمت ساخت طبقاتی باشد یا سرمایهداری و استثمار را تنها مسیر پیشرفت جا بزند، چه تفاوتی دارد که برندههایش از روستا بیایند یا مناطق شهری و مرفه؟
🔹دامن زدن به اهمیت رتبههای کنکور یا سهم محرومها در دانشگاه، بدون توجه به ساخت اجتماعی و اینکه دانشگاه به کدام جهت میرود یا خروجیهایش چه دیدگاهی دارند، جز باد زدن به «داستانهای موفقیت» اثری ندارد، روایتهایی که اصولا فردگرا و لیبرالی هستند نه عدالتگرا و اجتماعی. رسانه باید مردم را از این فریب آگاه کند.
@Media_write
#دیلمان
🔹وقتی از رتبههای کنکور یا سهم محرومان در دانشگاه حرف میزنند سه نکته را باید مد نظر داشته باشیم: یک - همیشه عده کمی از طبقه پایین به موفقیتهای تحصیلی میرسند. دو - فقط بخشی از آنها موفقیتشان صورت اقتصادی هم پیدا میکند. سه - موفقهایی که در گذشته فقیر بودند سود چندانی به طبقه قبلیشان نمیرسانند.
🔹جابجایی طبقاتی برای بخشی از محرومین خیلی امر مهم و تأثیرگذاری نیست والا پیشتر که شانس رسیدن به دانشگاه و ثروت برای فقرا و متوسطها فراهمتر بود باید شاهد بهبود در شرایط اجتماعی میبودیم اما، برندههای تازه معمولا به هواداران دوآتشه برای منافع طبقه جدیدشان تبدیل میشوند نه عناصری طالب عدالت و مساوات.
🔹خیلی از برندهها دوست دارند از بُردشان همراه با برتری طبقاتی لذت ببرند نه اینکه برای کم شدن فاصلهها تلاش کنند. چون توانستهاند خودشان را از مسیری سخت بالا بکشند ترجیح میدهند به تفاوتشان با دیگران افزوده شود تا موفقیتشان بیشتر به چشم بیاید. بازتولید نابرابری برای آنها مزیت و منزلت به حساب میآید.
🔹برکشیدن استعدادهای برتر پیش از مدرنیته هم سابقه داشت. خانوادههای اشرافی مثلا فرزندان مستعد در رعیت را کشف و حمایت میکردند، لوازم پیشرفتشان مهیا میشد تا به تثبیت همان نظم و ساختار کمک کنند. استعدادیابی در دوره مدرن گسترش یافته اما وقتی فاصله طبقاتی شدید یا جاافتاده باشد اثر چندانی نمیگذارد.
🔹اگر ساز وکار اقتصاد چنین باشد که یک اقلیت از سایرین بهره بکشند، برای اکثریت فرقی ندارد که آن گروه کوچک از خانوادههای ثروتمند بیایند یا فقیر. اگر دانشگاه در خدمت ساخت طبقاتی باشد یا سرمایهداری و استثمار را تنها مسیر پیشرفت جا بزند، چه تفاوتی دارد که برندههایش از روستا بیایند یا مناطق شهری و مرفه؟
🔹دامن زدن به اهمیت رتبههای کنکور یا سهم محرومها در دانشگاه، بدون توجه به ساخت اجتماعی و اینکه دانشگاه به کدام جهت میرود یا خروجیهایش چه دیدگاهی دارند، جز باد زدن به «داستانهای موفقیت» اثری ندارد، روایتهایی که اصولا فردگرا و لیبرالی هستند نه عدالتگرا و اجتماعی. رسانه باید مردم را از این فریب آگاه کند.
@Media_write
❤3
🔹روشنفکر ایرانی غربپرست است. نمیتواند بفهمد که اگر زنان اسطورهای ایران، مادران و همسران و دختران شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودان، خانوادههای ازجانگذشتهٔ دانشمندان و نظامیان، زنان مبارز در جبههٔ مقاومت و پشت جبهه، چهل و چند سال، آتش رنج فـلسطین را روشن نگه نداشته بودند، اگر محکم و مؤمن و استوار، پشت مقاومت نایستاده بودند، بعید بود جهان شاهد چنین روزهایی در تاریخ مبارزات زنان غربی باشد.
🔹روشنفکر ایرانی از ایرانی بودن متنفر است. ایران را وقتی دوست دارد که شبیه غرب باشد. ایران را از نگاه غرب دوست دارد. ایرانی را که غرب پسندیده باشد دوست دارد. علاقهاش به ایران توریستی است. حتی توجهاش وقتی به فلسطین جلب میشود که صدای انسان غربی درآمده باشد. روشنفکر ایرانی به رنج انسان غربی حساس است. نـسلکشی غـزه را با واسطهٔ رنج انسان غربی میفهمد. به خاطر همین پنجاه سال مقـاومت زن ایرانی اصلاً به چشماش نمیآید ولی از نشانههای مقـاومت در زن غربی اینجور ذوقزده میشود.
...
تصویر اول با نام کویر، اثر کاظم چلیپاست.
تصویر دوم هم تصویر ذوق روشنفکر ایرانی
یادداشت کامل از نعیمه اصفهانیان در زیر میآید
🔹روشنفکر ایرانی از ایرانی بودن متنفر است. ایران را وقتی دوست دارد که شبیه غرب باشد. ایران را از نگاه غرب دوست دارد. ایرانی را که غرب پسندیده باشد دوست دارد. علاقهاش به ایران توریستی است. حتی توجهاش وقتی به فلسطین جلب میشود که صدای انسان غربی درآمده باشد. روشنفکر ایرانی به رنج انسان غربی حساس است. نـسلکشی غـزه را با واسطهٔ رنج انسان غربی میفهمد. به خاطر همین پنجاه سال مقـاومت زن ایرانی اصلاً به چشماش نمیآید ولی از نشانههای مقـاومت در زن غربی اینجور ذوقزده میشود.
...
تصویر اول با نام کویر، اثر کاظم چلیپاست.
تصویر دوم هم تصویر ذوق روشنفکر ایرانی
یادداشت کامل از نعیمه اصفهانیان در زیر میآید
❤4
Media
Photo
◻️ذوق روشنفکر ایرانی
#نعیمه_اصفهانیان
🔹روشنفکر ایرانی یکی از بزرگترین مسائل ایران است. همیشه بوده. به اندازهٔ استعمار و پابهپای آن. مهمترین ابزار نفوذ استعمار تا مغز استخوان جامعهٔ ایرانی است. چه آن زمان که در دورهٔ قاجار به ممالک متمدن سفر میکرد و با دهانی که آب از آن سرازیر بود به ایران برمیگشت و زیر گوش شاه و دربار میخواند که آی! چه نشستهاید که از ما بهتران پیشرفتها کردهاند و ما هم برای اینکه از قافله جا نمانیم باید افسار سرنوشتمان را بدهیم دست آنها تا بیایند منابعمان را برایمان استخراج کنند و از نیروی کارمان بهرهکشی کنند و سهم ناچیز ما را هم کف دستمان بگذارند؛ تا حالا که از ضخامت کورتکس استعمارگران برایمان چماق تحقیر میسازند و همهٔ مصیبتهایمان را به پای عقبماندگی ذاتیمان مینویسند.
🔹روشنفکر ایرانی خودش مصیبت است. ببینید چطور دههها مقـاومت مظلومانهٔ بخش بزرگی از زنان ایران را اینطور سبکسرانه، به مبارزات ملوی چند زن غربی میفروشد که تازه بعد از هشتاد سال و حالا که تشت رسوایی غرب از بام افتاده، فریاد دادخواهی غزه به گوششان رسیده. وقیحانه، شرافت زن ایرانی انقلابی را که زیر فشار استخوانخردکن استعمار، نهتنها خودش نشکسته که با صبر و ایثار، زندگی و مقاومت در منطقه را آبیاری کرده، به کنشهای "صلحطلبانهٔ" نایس چند زن غربی که همهٔ رفاه و آزادیشان را مدیون جنایات و چپاولگریهای دولتهای متبوعشان در اقصینقاط عالماند تاخت میزند.
🔹روشنفکر ایرانی غربپرست است. نمیتواند بفهمد که اگر زنان اسطورهای ایران، مادران و همسران و دختران شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودان، خانوادههای ازجانگذشتهٔ دانشمندان و نظامیان، زنان مبارز در جبههٔ مقاومت و پشت جبهه، چهل و چند سال، آتش رنج فـلسطین را روشن نگه نداشته بودند، اگر محکم و مؤمن و استوار، پشت مقاومت نایستاده بودند، بعید بود جهان شاهد چنین روزهایی در تاریخ مبارزات زنان غربی باشد.
🔹روشنفکر ایرانی از ایرانی بودن متنفر است. ایران را وقتی دوست دارد که شبیه غرب باشد. ایران را از نگاه غرب دوست دارد. ایرانی را که غرب پسندیده باشد دوست دارد. علاقهاش به ایران توریستی است. حتی توجهاش وقتی به فلسطین جلب میشود که صدای انسان غربی درآمده باشد. روشنفکر ایرانی به رنج انسان غربی حساس است. نـسلکشی غـزه را با واسطهٔ رنج انسان غربی میفهمد. به خاطر همین پنجاه سال مقـاومت زن ایرانی اصلاً به چشماش نمیآید ولی از نشانههای مقـاومت در زن غربی اینجور ذوقزده میشود.
@Media_write
#نعیمه_اصفهانیان
🔹روشنفکر ایرانی یکی از بزرگترین مسائل ایران است. همیشه بوده. به اندازهٔ استعمار و پابهپای آن. مهمترین ابزار نفوذ استعمار تا مغز استخوان جامعهٔ ایرانی است. چه آن زمان که در دورهٔ قاجار به ممالک متمدن سفر میکرد و با دهانی که آب از آن سرازیر بود به ایران برمیگشت و زیر گوش شاه و دربار میخواند که آی! چه نشستهاید که از ما بهتران پیشرفتها کردهاند و ما هم برای اینکه از قافله جا نمانیم باید افسار سرنوشتمان را بدهیم دست آنها تا بیایند منابعمان را برایمان استخراج کنند و از نیروی کارمان بهرهکشی کنند و سهم ناچیز ما را هم کف دستمان بگذارند؛ تا حالا که از ضخامت کورتکس استعمارگران برایمان چماق تحقیر میسازند و همهٔ مصیبتهایمان را به پای عقبماندگی ذاتیمان مینویسند.
🔹روشنفکر ایرانی خودش مصیبت است. ببینید چطور دههها مقـاومت مظلومانهٔ بخش بزرگی از زنان ایران را اینطور سبکسرانه، به مبارزات ملوی چند زن غربی میفروشد که تازه بعد از هشتاد سال و حالا که تشت رسوایی غرب از بام افتاده، فریاد دادخواهی غزه به گوششان رسیده. وقیحانه، شرافت زن ایرانی انقلابی را که زیر فشار استخوانخردکن استعمار، نهتنها خودش نشکسته که با صبر و ایثار، زندگی و مقاومت در منطقه را آبیاری کرده، به کنشهای "صلحطلبانهٔ" نایس چند زن غربی که همهٔ رفاه و آزادیشان را مدیون جنایات و چپاولگریهای دولتهای متبوعشان در اقصینقاط عالماند تاخت میزند.
🔹روشنفکر ایرانی غربپرست است. نمیتواند بفهمد که اگر زنان اسطورهای ایران، مادران و همسران و دختران شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودان، خانوادههای ازجانگذشتهٔ دانشمندان و نظامیان، زنان مبارز در جبههٔ مقاومت و پشت جبهه، چهل و چند سال، آتش رنج فـلسطین را روشن نگه نداشته بودند، اگر محکم و مؤمن و استوار، پشت مقاومت نایستاده بودند، بعید بود جهان شاهد چنین روزهایی در تاریخ مبارزات زنان غربی باشد.
🔹روشنفکر ایرانی از ایرانی بودن متنفر است. ایران را وقتی دوست دارد که شبیه غرب باشد. ایران را از نگاه غرب دوست دارد. ایرانی را که غرب پسندیده باشد دوست دارد. علاقهاش به ایران توریستی است. حتی توجهاش وقتی به فلسطین جلب میشود که صدای انسان غربی درآمده باشد. روشنفکر ایرانی به رنج انسان غربی حساس است. نـسلکشی غـزه را با واسطهٔ رنج انسان غربی میفهمد. به خاطر همین پنجاه سال مقـاومت زن ایرانی اصلاً به چشماش نمیآید ولی از نشانههای مقـاومت در زن غربی اینجور ذوقزده میشود.
@Media_write
❤3
سام حسینی به نقل از دیانا جانستون:
انتظار میرفت صلح نوبل آخرین بیآبرویی خود را با اعطای جایزهٔ صلح به دونالد ترامپ رقم بزند. اما از آن هم بدتر شد. *ماریا کورینا ماچادو حتی نمیتواند مثل دونالد ترامپ مدعی صلحطلبی باشد. این جایزه دعوت از آمریکا به جنگ و تغییر رژیم در ونزوئلاست. جایزهٔ صلح نوبل به جایزهٔ جنگافروزی تبدیل شده است. هیچچیز بهتر از این نمیتواند سقوط اخلاقی غرب را بیان کند.
انتظار میرفت صلح نوبل آخرین بیآبرویی خود را با اعطای جایزهٔ صلح به دونالد ترامپ رقم بزند. اما از آن هم بدتر شد. *ماریا کورینا ماچادو حتی نمیتواند مثل دونالد ترامپ مدعی صلحطلبی باشد. این جایزه دعوت از آمریکا به جنگ و تغییر رژیم در ونزوئلاست. جایزهٔ صلح نوبل به جایزهٔ جنگافروزی تبدیل شده است. هیچچیز بهتر از این نمیتواند سقوط اخلاقی غرب را بیان کند.
جایزهٔ صلح نوبل به کسانی داده میشود که در خدمت امپراتوری اسرائیلی–آمریکایی–ناتو هستند، و از این راه تطهیر میشوند تا به سلاحهای تبلیغاتی مؤثرتری برای نابودی ملتها و کشورهایی تبدیل شوند که جرأت مقاومت در برابر سلطهٔ آنها را دارند. از جملهٔ این کشورها در سالهای اخیر میتوان به ایران، روسیه و بلاروس اشاره کرد، و اکنون ونزوئلا. اینکه جایزه را به ماریّا کورینا ماچادو—صهیونیست نئوکان افراطی و بردهمنشِ نسلکُش—دادهاند، نشان میدهد تا چه اندازه برای تصاحب ونزوئلا و تبدیل آن به مستعمرهای دیگر از نوع اسرائیلی–ناتو–آمریکایی وسواس دارند.
اما هرگز به آن نخواهند رسید. چاوز این راه را بست و مادورو اکنون میراث او را ادامه میدهد.
https://x.com/zei_squirrel/status/1976690630785953985?t=KXPdKkQb6VY_gB23F1AXfw&s=19
اما هرگز به آن نخواهند رسید. چاوز این راه را بست و مادورو اکنون میراث او را ادامه میدهد.
https://x.com/zei_squirrel/status/1976690630785953985?t=KXPdKkQb6VY_gB23F1AXfw&s=19
X (formerly Twitter)
☀️👀 (@zei_squirrel) on X
the Nobel Peace Prize is given to those who are in service of the Israeli-US-NATO empire, and are thereby laundered to become more potent propaganda weapons aimed at the destruction of nations and peoples that dare resist their hegemony. Recent ones include…
❤2
◻️عدالت آموزشی زیر حمله؛ شوکدرمانی علیه عدالت آموزشی
🔹در نامه اخیر رئیس دانشگاه صنعتی شریف به وزیر علوم، مسئله به سهمیه مناطق چسبانده میشود، اما آمار خود این دانشگاه نشان میدهد بحران ساختاری است: معدل ترم اول ۱۴۰۳ با ۱۵.۴۷ (لینک) پایینترین میانگین سالهای اخیرشان بوده است. این افت سراسری یعنی نظام آموزشی کیفیت را برای همه پایین آورده؛ پس نشانهگیری دانشجویان محروم فرافکنی است. مشکل، نابرابری و بازتولید امتیاز طبقاتی در آموزش است، نه سهمیهای که حداقلی از عدالت را ممکن میکند.
🔹در بستر همین ساختار، حلقههای فکری و اقتصادی (لینک به مقالهی مکتب نیاوران) که در سیاستگذاری کشور نفوذ دارند توانستند دانشکده مدیریت و اقتصاد را در شریف بنا کنند و ایدههای اقتصاد بازار و شوکدرمانی را تئوریزه نمایند؛ ایدههایی که در عمل به خصوصیسازیهای شتابزده و فشار معیشتی و بیعدالتی بر مستضعفان و طبقات متوسط در آخرین نمونه با آزادسازی ارز انجامید. وقتی امروز همان نگاه در سیاستهای اقتصادی بازتولید میشود و گرانی و نابرابری افزایش مییابد، طبیعی است که نقد متوجه ساختارهای قدرت و سیاستهای طبقاتی باشد، نه دانشجویان مناطق محروم.
🔹دانشگاه امروز بیش از آنکه موتور تحرک اجتماعی باشد، به بازتاب شکاف طبقاتی بدل شده است. (لینک به آمار مرکز پژوهشهای مجلس) دهکهای بالا به منابع آموزشی و شبکههای قدرت دسترسی دارند(لینک به نامهی اساتیدی که نقش در سیاستگذارهای کلان اقتصاد ایران داشتهاند) و دهکهای پایین کنار زده میشوند. حذف یا تضعیف سهمیه مناطق در چنین شرایطی یعنی تثبیت انحصار آموزشی و تسلیم آموزش عالی به منطق بازار. (لینک به توییت بسیج دانشجویی صنعتی شریف در حمایت از گرانیسازی بنزین) عدالت آموزشی اقتضا میکند فرصتها بازتوزیع شود و محرومان تقویت شوند، نه اینکه درها بستهتر گردد. دانشگاه دولتی ملک خصوصی طبقه برخوردار نیست؛ سرمایه اجتماعی همه مردم است.
@Media_write
🔹در نامه اخیر رئیس دانشگاه صنعتی شریف به وزیر علوم، مسئله به سهمیه مناطق چسبانده میشود، اما آمار خود این دانشگاه نشان میدهد بحران ساختاری است: معدل ترم اول ۱۴۰۳ با ۱۵.۴۷ (لینک) پایینترین میانگین سالهای اخیرشان بوده است. این افت سراسری یعنی نظام آموزشی کیفیت را برای همه پایین آورده؛ پس نشانهگیری دانشجویان محروم فرافکنی است. مشکل، نابرابری و بازتولید امتیاز طبقاتی در آموزش است، نه سهمیهای که حداقلی از عدالت را ممکن میکند.
🔹در بستر همین ساختار، حلقههای فکری و اقتصادی (لینک به مقالهی مکتب نیاوران) که در سیاستگذاری کشور نفوذ دارند توانستند دانشکده مدیریت و اقتصاد را در شریف بنا کنند و ایدههای اقتصاد بازار و شوکدرمانی را تئوریزه نمایند؛ ایدههایی که در عمل به خصوصیسازیهای شتابزده و فشار معیشتی و بیعدالتی بر مستضعفان و طبقات متوسط در آخرین نمونه با آزادسازی ارز انجامید. وقتی امروز همان نگاه در سیاستهای اقتصادی بازتولید میشود و گرانی و نابرابری افزایش مییابد، طبیعی است که نقد متوجه ساختارهای قدرت و سیاستهای طبقاتی باشد، نه دانشجویان مناطق محروم.
🔹دانشگاه امروز بیش از آنکه موتور تحرک اجتماعی باشد، به بازتاب شکاف طبقاتی بدل شده است. (لینک به آمار مرکز پژوهشهای مجلس) دهکهای بالا به منابع آموزشی و شبکههای قدرت دسترسی دارند(لینک به نامهی اساتیدی که نقش در سیاستگذارهای کلان اقتصاد ایران داشتهاند) و دهکهای پایین کنار زده میشوند. حذف یا تضعیف سهمیه مناطق در چنین شرایطی یعنی تثبیت انحصار آموزشی و تسلیم آموزش عالی به منطق بازار. (لینک به توییت بسیج دانشجویی صنعتی شریف در حمایت از گرانیسازی بنزین) عدالت آموزشی اقتضا میکند فرصتها بازتوزیع شود و محرومان تقویت شوند، نه اینکه درها بستهتر گردد. دانشگاه دولتی ملک خصوصی طبقه برخوردار نیست؛ سرمایه اجتماعی همه مردم است.
@Media_write
❤5