◻️دخترانِ بیپدر، قهرمانهای اسطورهای
#دیلمان
🔹میگویند جهان قدیم «اسطورهای» بود و جهان جدید «عقلانی» است اما این دوگانه خودش شکلی از خرافه است، عقل مدرن هم اسطورههای خودش را دارد.
🔹گذشته از فاشیسم و کمونیسم که بازتولید اسطوره در آنها آشکار بود در جهان لیبرال هم انگارههایی مثل داروینیسم اجتماعی، دست پنهان بازار، دمکراسی در جوامع بزرگ (که اساسا ناشدنی است و به الیگارشی تبدیل میشود)، داستانهای موفقیت، برآمدن هرروزه سلبریتیها و موارد دیگر را میتوان مثال زد که دوگانه یاد شده را زیر سوال میبرند.
🔹از این گذشته، عقل مدرن اسطورههای کهن را از جهان سنت کشف کرد و مثل فرمولی تأثیرگذار به استخدام درآورد تا ذهنیت کودکان و تودهها را مال خود کند. برخلاف ادعاهای روشنگری، برای تخدیر از آن رونوشت گرفتند. مثلا کتاب «قهرمان هزار چهره» از جوزف کمبل مرجع بسیاری از هنرمندان شد.
🔹تلاش آشکاری که متولدین دهه هفتاد و هشتاد میلادی تقریبا در همه جای جهان تجربهاش کردند کشاندن دختران به جامعه با داستانهایی اغواگر بود برای اینکه زودتر و آسانتر به نیروی کار تبدیل شوند. افقش اینکه بازدهی سرمایهداری را بالاتر ببرند.
🔹بعضی کارتونها که ژاپنیها به سفارش و با داستانهای غربی ساختند نخِ مشترکی دارند، انگار خواستهاند با روایتِ دختران بیپدر (حنا، پرین، جودی ابوت، آنشرلی، زنان کوچک و...) شخصیت زنان آینده را تسخیر کنند. کلیشه «تنهای مظلوم» را بازسازی کردند تا دخترها فقط در مسیر اجتماعی خودشان را موفق بدانند. مستقل باشند، با خانواده و اطرافیان بجنگند و از این راه به سعادت برسند.
🔹داستانهای یاد شده عمیقا اسطورهای هستند: قهرمان از کودکی پیشانی بلندی دارد، از وطن و خانواده دور میافتد، سفری چند مرحلهای و پر از سختی را پشت سر میگذارد، بر نیروهای شر غلبه میکند، دیگران را به همدلی میخواند، سرانجام به موطن بازمیگردد یا به وصال محبوب میرسد.
🔹برای سریال پرطرفدار هم فرمول سادهای ساختند که یک دختر را شخصیت اصلی بگذارید و زندگی پررنج اما رو به موفقیتش را آب و تاب بدهید. اگر مردهای بدخواه یا توطئهگر اضافه کنید زنها بیشتر معتادش میشوند و باقی خانواده، خواه ناخواه پای تلویزیون مینشینند.
🔹الگوی اخیر نیز در غرب کشف شد اما در کشور ما با اوشین دیدهها را تسخیر کرد بعد هانیکو آمد که از بسیاری جهات شبیه آن بود. صداوسیما به حالت افراط به این الگو اقبال نشان داده: پس از باران، نرگس، ستایش، کیمیا و... همه با همین پیرنگ ساخته شدند. سریالهای کرهای یا ترکی که صاحب قلم کمتر ازشان خبر دارد احتمالا از این فرمول بهرههای بیشتری بردهاند.
🔹واقعیت این است که اسطوره در نهانترین لایههای وجود بشر ریشه دارد و توقع عقلگرایی و منطقباوری از انسانها در هیچ دورهای معقول نبوده و نیست. امکانِ بریدن از سنت و تکیه صرف بر عقلگرایی توسط خود نیروهای مدرن انکار شده.
🔹سینما و تلویزیون به خوبی این واقعیت را ثابت کردند که آثارِ واقعگرایانه و انتقادی محبوبیت چندانی به دست نمیآورند، راز موفقیت در رسانه خیالپردازی و سرگرمی است. خلاصه اینکه: عقلانیت در بشر اولویت ندارد.
🔹سرمایهداری چون مستقیم به سود میاندیشد درک بهتری از وجوه پنهان انسانی پیدا میکند اما بنا بر طبیعتش خودخواهانه (معطوف به انقیاد و بهرهکشی) از آنها بهره میبرد، نه اخلاقی. ارزشهایی مثل فهم عمیق و آرامش یا سعادت اخروی هرگز در فهرست اهداف سرمایهداری جای نمیگیرند.
@media_write
#دیلمان
🔹میگویند جهان قدیم «اسطورهای» بود و جهان جدید «عقلانی» است اما این دوگانه خودش شکلی از خرافه است، عقل مدرن هم اسطورههای خودش را دارد.
🔹گذشته از فاشیسم و کمونیسم که بازتولید اسطوره در آنها آشکار بود در جهان لیبرال هم انگارههایی مثل داروینیسم اجتماعی، دست پنهان بازار، دمکراسی در جوامع بزرگ (که اساسا ناشدنی است و به الیگارشی تبدیل میشود)، داستانهای موفقیت، برآمدن هرروزه سلبریتیها و موارد دیگر را میتوان مثال زد که دوگانه یاد شده را زیر سوال میبرند.
🔹از این گذشته، عقل مدرن اسطورههای کهن را از جهان سنت کشف کرد و مثل فرمولی تأثیرگذار به استخدام درآورد تا ذهنیت کودکان و تودهها را مال خود کند. برخلاف ادعاهای روشنگری، برای تخدیر از آن رونوشت گرفتند. مثلا کتاب «قهرمان هزار چهره» از جوزف کمبل مرجع بسیاری از هنرمندان شد.
🔹تلاش آشکاری که متولدین دهه هفتاد و هشتاد میلادی تقریبا در همه جای جهان تجربهاش کردند کشاندن دختران به جامعه با داستانهایی اغواگر بود برای اینکه زودتر و آسانتر به نیروی کار تبدیل شوند. افقش اینکه بازدهی سرمایهداری را بالاتر ببرند.
🔹بعضی کارتونها که ژاپنیها به سفارش و با داستانهای غربی ساختند نخِ مشترکی دارند، انگار خواستهاند با روایتِ دختران بیپدر (حنا، پرین، جودی ابوت، آنشرلی، زنان کوچک و...) شخصیت زنان آینده را تسخیر کنند. کلیشه «تنهای مظلوم» را بازسازی کردند تا دخترها فقط در مسیر اجتماعی خودشان را موفق بدانند. مستقل باشند، با خانواده و اطرافیان بجنگند و از این راه به سعادت برسند.
🔹داستانهای یاد شده عمیقا اسطورهای هستند: قهرمان از کودکی پیشانی بلندی دارد، از وطن و خانواده دور میافتد، سفری چند مرحلهای و پر از سختی را پشت سر میگذارد، بر نیروهای شر غلبه میکند، دیگران را به همدلی میخواند، سرانجام به موطن بازمیگردد یا به وصال محبوب میرسد.
🔹برای سریال پرطرفدار هم فرمول سادهای ساختند که یک دختر را شخصیت اصلی بگذارید و زندگی پررنج اما رو به موفقیتش را آب و تاب بدهید. اگر مردهای بدخواه یا توطئهگر اضافه کنید زنها بیشتر معتادش میشوند و باقی خانواده، خواه ناخواه پای تلویزیون مینشینند.
🔹الگوی اخیر نیز در غرب کشف شد اما در کشور ما با اوشین دیدهها را تسخیر کرد بعد هانیکو آمد که از بسیاری جهات شبیه آن بود. صداوسیما به حالت افراط به این الگو اقبال نشان داده: پس از باران، نرگس، ستایش، کیمیا و... همه با همین پیرنگ ساخته شدند. سریالهای کرهای یا ترکی که صاحب قلم کمتر ازشان خبر دارد احتمالا از این فرمول بهرههای بیشتری بردهاند.
🔹واقعیت این است که اسطوره در نهانترین لایههای وجود بشر ریشه دارد و توقع عقلگرایی و منطقباوری از انسانها در هیچ دورهای معقول نبوده و نیست. امکانِ بریدن از سنت و تکیه صرف بر عقلگرایی توسط خود نیروهای مدرن انکار شده.
🔹سینما و تلویزیون به خوبی این واقعیت را ثابت کردند که آثارِ واقعگرایانه و انتقادی محبوبیت چندانی به دست نمیآورند، راز موفقیت در رسانه خیالپردازی و سرگرمی است. خلاصه اینکه: عقلانیت در بشر اولویت ندارد.
🔹سرمایهداری چون مستقیم به سود میاندیشد درک بهتری از وجوه پنهان انسانی پیدا میکند اما بنا بر طبیعتش خودخواهانه (معطوف به انقیاد و بهرهکشی) از آنها بهره میبرد، نه اخلاقی. ارزشهایی مثل فهم عمیق و آرامش یا سعادت اخروی هرگز در فهرست اهداف سرمایهداری جای نمیگیرند.
@media_write
❤4
◻️فرق لیبرال با نئولیبرال چیست؟
#دیلمان
🔹واژه نئولیبرالیسم ابتدا به یک بازگشت تاریخی اشاره دارد. آمریکا و انگلیس برای نجات از بحران در برههای از اقتصاد کلاسیک فاصله گرفتند و الگویی نزدیک به سوسیالدمکراسی یا دولت رفاه را پذیرفتند اما پس از دهه هفتاد میلادی دوباره به راست چرخش کردند.
🔹در آمریکا سیاستهای کینزی اجرا میشد و در انگلیس میراث کلمنت اتلی برقرار بود اما با آمدن تاچر و بعد ریگان، آزادیِ حداکثری سرلوحه سیاستها شد. در این بازگشت لیبرالیسم تفاوت ماهوی هم پیدا کرد که احتمالا مهمترینهایش را باید در این موارد ببینیم:
🔹۱- لیبرالیسم معتقد به کنار کشیدن از میدان رقابت است اما در نئولیبرالیسم دولت حامی اقویا میشود، دخالت به نفع سرمایهدار را توجیه میکنند. بر اساس فرضیه سرریز، سود جامعه در قویتر شدن قدرتمندها است پس دولت خادم شرکتهای بزرگ میشود یا به عبارت بهتر، به مالکیت آنها درمیآید.
🔹۲- لیبرالیسم اگر چه شعار عدالت اقتصادی نمیدهد اما آن را مطلوب میداند. نئولیبرالیسم برعکس مثل موتوری برای تلاش و تقلا (بهرهکشی) به نابرابری نگاه میکند. لیبرالیسم آغوشی گشوده برای عدالت دارد اما نئولیبرالیسم چپستیز است و عمدا با مظاهر عدالت اجتماعی مخالفت میورزد.
🔹۳- لیبرالیسم به حقوق بشر و دمکراسی تعهد نشان میدهد. نئولیبرالیسم اما صراحتا از اولویت اقتصاد (توسعه و رفاه) بر همه ارزشها حرف میزند. به همین سیاق همه جنبههای زندگی کالایی میشوند و زبان بازار در عرصههای انسانی از جمله آموزش و تربیت یا فرهنگ و هنر سایه میاندازد.
🔹۴- لیبرالیسم رو به جهانگرایی دارد اما نئولیبرالیسم مرحله افسارگسیخته از آزادی است، خودخواهی را در اولویت میگذارد پس به سادگی امر ملی به جای منافع جهانی مینشیند. منافع ملی را هم به منافع طبقه مسلط، به خصوص بخش نوپدید آن (سرمایهداری مالی)، بدل میزنند.
🔹به طور خلاصه نئولیبرالیسم مشروط به چپستیزی است یعنی آزادی را در محو عدالت دنبال میکند. هر نوع برخورداری عمومی یا کم کردن فاصله طبقاتی مانع شکوفایی یا غیرعلمی خوانده میشود. ادبیات ترور و پرخاش علیه چپ و عدالتخواهی نیز از همین ویژگی برآمده.
@media_write
#دیلمان
🔹واژه نئولیبرالیسم ابتدا به یک بازگشت تاریخی اشاره دارد. آمریکا و انگلیس برای نجات از بحران در برههای از اقتصاد کلاسیک فاصله گرفتند و الگویی نزدیک به سوسیالدمکراسی یا دولت رفاه را پذیرفتند اما پس از دهه هفتاد میلادی دوباره به راست چرخش کردند.
🔹در آمریکا سیاستهای کینزی اجرا میشد و در انگلیس میراث کلمنت اتلی برقرار بود اما با آمدن تاچر و بعد ریگان، آزادیِ حداکثری سرلوحه سیاستها شد. در این بازگشت لیبرالیسم تفاوت ماهوی هم پیدا کرد که احتمالا مهمترینهایش را باید در این موارد ببینیم:
🔹۱- لیبرالیسم معتقد به کنار کشیدن از میدان رقابت است اما در نئولیبرالیسم دولت حامی اقویا میشود، دخالت به نفع سرمایهدار را توجیه میکنند. بر اساس فرضیه سرریز، سود جامعه در قویتر شدن قدرتمندها است پس دولت خادم شرکتهای بزرگ میشود یا به عبارت بهتر، به مالکیت آنها درمیآید.
🔹۲- لیبرالیسم اگر چه شعار عدالت اقتصادی نمیدهد اما آن را مطلوب میداند. نئولیبرالیسم برعکس مثل موتوری برای تلاش و تقلا (بهرهکشی) به نابرابری نگاه میکند. لیبرالیسم آغوشی گشوده برای عدالت دارد اما نئولیبرالیسم چپستیز است و عمدا با مظاهر عدالت اجتماعی مخالفت میورزد.
🔹۳- لیبرالیسم به حقوق بشر و دمکراسی تعهد نشان میدهد. نئولیبرالیسم اما صراحتا از اولویت اقتصاد (توسعه و رفاه) بر همه ارزشها حرف میزند. به همین سیاق همه جنبههای زندگی کالایی میشوند و زبان بازار در عرصههای انسانی از جمله آموزش و تربیت یا فرهنگ و هنر سایه میاندازد.
🔹۴- لیبرالیسم رو به جهانگرایی دارد اما نئولیبرالیسم مرحله افسارگسیخته از آزادی است، خودخواهی را در اولویت میگذارد پس به سادگی امر ملی به جای منافع جهانی مینشیند. منافع ملی را هم به منافع طبقه مسلط، به خصوص بخش نوپدید آن (سرمایهداری مالی)، بدل میزنند.
🔹به طور خلاصه نئولیبرالیسم مشروط به چپستیزی است یعنی آزادی را در محو عدالت دنبال میکند. هر نوع برخورداری عمومی یا کم کردن فاصله طبقاتی مانع شکوفایی یا غیرعلمی خوانده میشود. ادبیات ترور و پرخاش علیه چپ و عدالتخواهی نیز از همین ویژگی برآمده.
@media_write
❤4
به قول حمید دباشی، «امپراتوری آمریکا علاوه بر ماجراجویی نظامی يك طرح ایدئولوژيك a blueprint for ideological agenda نیز دارد تا تسلط جهانی اش را توجیه کند. به زعم این استاد دانشگاه کلمبیا امپراتوری برای جلب رضایت شهروندان در توجیه جهانگستری اش به دو استراتژی نیاز دارد یکی ایجاد فراموشی جمعی (collective amnesia نسبت به تاریخ معاصر و دیگری نشاندن حافظه دستچین شده (strategy of) selective memory که به منظور تحمیق فقط بخشهای معینی از تاریخ را برمیگزیند... نوشتهای از سایه اقتصادی نیا درباره لولیتا خوانی در تهران
ادامه در فرستههای بعد
ادامه در فرستههای بعد
❤2
◻️لولیتاخوانی در تهران
#سایه_اقتصادینیا
🔹به اصطلاح فیلم لولیتاخوانی در تهران کسانی را که پیشتر رمان آذر نفیسی را خوانده بودند یا اگر هم خود رمان را نخوانده بودند با آثار زیانبار ایدئولوژی محوری آن آشنا بودهاند، هیچ شگفتزده نمیکند. تشت رسوایی این اثر ادبی، که در خدمت سیاست استعماری آمریکا در قبال ایران و تقویت گزینۀ حملۀ نظامی به ایران در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، پیشترها از بام افتاده بود. نویسندگان و محققان بسیاری دربارۀ هدف سیاسی نفیسی از نگارش این رمان بارها نوشته و هشدار داده بودند؛ اما درک این هشدارها مستلزم آن بود که اولاً ایرانیان هم کتاب و هم نقدها را به زبان انگلیسی بخوانند، ثانیاً به رسانههای منتقد دسترسی داشته باشند، و سوم آنکه، آثار فیتزجرالد و هنری جیمز و ناباکوف و شخصیتها و روابطشان را بشناسند تا بتوانند از نشانههایی که در رمان نفیسی جاساز شده بود سردرآورند و از عهدۀ تفسیر استعارهها و تعبیر نمادها برآیند. اینهمه، در آن روزها، چندان میسر نبود؛ نتیجتاً و در عوض، تمام منتقدان رمان نفیسی جاسوس و مزدور جمهوری اسلامی خوانده شدند و خود نفیسی، بهویژه از راه رسانههایی مانند صدای امریکا (که در غیاب جایگزینی ملی قوت هرشب خانۀ ایرانیان بود و فلسفۀ وجودیاش از همین نامش پیداست) در مقام نویسندهای تبعیدی معرفی شد که پس از مهاجرت، سرانجام، بر رنجها و تبعیضها فائق آمده و توانسته روایتی ادبی از خاطرات خود به دست دهد. صدای کسانی که به نقد افکار و عملکرد ضدملی و ایرانستیزانۀ نفیسی پرداختند یا شنیده نشد، یا از تعداد کمشمار مخاطبان جدی ادبیات فراتر نرفت، یا زیر ضرب اتهامات رایج در اپوزیسیون سرکوب شد.
🔹نظیر نفیسی در ادبیات افغانستانیها خالد حسینی بود، که با رمان بادبادکباز یکشبه ره صد ساله رفت و از راه دست گذاشتن بر ناپسندترین، شرورانهترین و مجرمانهترین اتفاقات جامعۀ افغانستان پرچمی علم کرد تا ورود آمریکا به افغانستان را به نفع آمریکا توجیه کند و حتی خوشامد بگوید: دو بادبادکی که در صحنۀ پایانی داستان به نشانۀ آزادی و رهایی شخصیت رنجدیدۀ داستان و فرزندش در آسمان واشنگتن بال میگیرند، آبی و قرمزند، رنگهای پرچم آمریکا. (در نقد رمان بادبادکباز، که آن هم بهاصطلاح فیلم شد، بیش از بیست سال پیش در مجلۀ جهان کتاب نوشته بودم: سفارش ناشر، نتایج دلخواه ) فاطمه کشاورز در نقد کتاب نفیسی از راه دست گذاشتن بر پسندیده ترین و شایسته ترین میراثهای سنتی و ملی، مثلاً شعر حافظ یا کتاب زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور، نقیض آفرینی کرد. او در کتاب یاسمین و ستاره ها بیش از لولیتاخوانی در تهران فصل کاملی نوشت با عنوان خوبیها، غایبین، و بی چهره ها: اشکالات لولیتاخوانی در تهران، و در آن به قول خودش، همهٔ مواردی را که در آن او نفیسی همه خوبیها را به امریکا نسبت داده و همۀ بدیها را ناشی از ایرانیان مسلمان میداند نشان داد.
🔹باری صحبت از ادبیات استعماری در هند و ایران و افغانستان و ... دراز دامن است و شواهد آن بسیار اما درک آن واقعاً ساده به قول حمید دباشی، «امپراتوری آمریکا علاوه بر ماجراجویی نظامی يك طرح ایدئولوژيك a blueprint for ideological agenda نیز دارد تا تسلط جهانی اش را توجیه کند. به زعم این استاد دانشگاه کلمبیا امپراتوری برای جلب رضایت شهروندان در توجیه جهانگستری اش به دو استراتژی نیاز دارد یکی ایجاد فراموشی جمعی (collective amnesia نسبت به تاریخ معاصر و دیگری نشاندن حافظه دستچین شده (strategy of) selective memory که به منظور تحمیق فقط بخشهای معینی از تاریخ را برمیگزیند و نشانمیدهد به عنوان نمونهای از استراتژی دوم آقای حمید دباشی موج کتابهای «خاطرات را نام میبرد که نویسندگان تبعید شده از کشورهای اسلامی برای بازار آمریکا به زبان انگلیسی نوشته اند. هدف از اینهمه آن بود که به مخاطبانی که خیال میکنند تاریخ از همین دیروز شروع شده یادآوری کنیم فیلم لولیتاخوانی در ایران یک شبه ساخته نشده سوابقی و تاریخچه ای دارد و چهره ظاهراً معصوم و مظلوم گلشیفته فراهانی این به قول بهمن محصص «شهید مصنوعی که ذرهای حقیقت در آن نیست هرگز نمیتواند آنهمه فریب را بی اثر کند. چسباندن زورزورکی و فرمایشی آن به زن ،زندگی آزادی و سوء استفاده از ترانه ناب و عزتمند شروین در تیتراژ پایانی هم آنهمه بیآزرمی را آبرومند نمیکند. با عظیم ترین سرمایه،ها پیشرفته ترین امکانات صنعتی استخدام شهرهترین بازیگران این است هنر شما دریغ از سینما اگر بودجه های میلیون دلاری آمریکا و اسرائیل چنین میوههای گندیدهای بار می آورد و دریغ از ادبیات اگر سرانجام نوشتن نیش و نشتری باشد بر تاول تن وطن.
به قول دشمن پیمان دوست بشکستی
ببین که از که بریدی و با که پیوستی
#سایه_اقتصادینیا
🔹به اصطلاح فیلم لولیتاخوانی در تهران کسانی را که پیشتر رمان آذر نفیسی را خوانده بودند یا اگر هم خود رمان را نخوانده بودند با آثار زیانبار ایدئولوژی محوری آن آشنا بودهاند، هیچ شگفتزده نمیکند. تشت رسوایی این اثر ادبی، که در خدمت سیاست استعماری آمریکا در قبال ایران و تقویت گزینۀ حملۀ نظامی به ایران در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، پیشترها از بام افتاده بود. نویسندگان و محققان بسیاری دربارۀ هدف سیاسی نفیسی از نگارش این رمان بارها نوشته و هشدار داده بودند؛ اما درک این هشدارها مستلزم آن بود که اولاً ایرانیان هم کتاب و هم نقدها را به زبان انگلیسی بخوانند، ثانیاً به رسانههای منتقد دسترسی داشته باشند، و سوم آنکه، آثار فیتزجرالد و هنری جیمز و ناباکوف و شخصیتها و روابطشان را بشناسند تا بتوانند از نشانههایی که در رمان نفیسی جاساز شده بود سردرآورند و از عهدۀ تفسیر استعارهها و تعبیر نمادها برآیند. اینهمه، در آن روزها، چندان میسر نبود؛ نتیجتاً و در عوض، تمام منتقدان رمان نفیسی جاسوس و مزدور جمهوری اسلامی خوانده شدند و خود نفیسی، بهویژه از راه رسانههایی مانند صدای امریکا (که در غیاب جایگزینی ملی قوت هرشب خانۀ ایرانیان بود و فلسفۀ وجودیاش از همین نامش پیداست) در مقام نویسندهای تبعیدی معرفی شد که پس از مهاجرت، سرانجام، بر رنجها و تبعیضها فائق آمده و توانسته روایتی ادبی از خاطرات خود به دست دهد. صدای کسانی که به نقد افکار و عملکرد ضدملی و ایرانستیزانۀ نفیسی پرداختند یا شنیده نشد، یا از تعداد کمشمار مخاطبان جدی ادبیات فراتر نرفت، یا زیر ضرب اتهامات رایج در اپوزیسیون سرکوب شد.
🔹نظیر نفیسی در ادبیات افغانستانیها خالد حسینی بود، که با رمان بادبادکباز یکشبه ره صد ساله رفت و از راه دست گذاشتن بر ناپسندترین، شرورانهترین و مجرمانهترین اتفاقات جامعۀ افغانستان پرچمی علم کرد تا ورود آمریکا به افغانستان را به نفع آمریکا توجیه کند و حتی خوشامد بگوید: دو بادبادکی که در صحنۀ پایانی داستان به نشانۀ آزادی و رهایی شخصیت رنجدیدۀ داستان و فرزندش در آسمان واشنگتن بال میگیرند، آبی و قرمزند، رنگهای پرچم آمریکا. (در نقد رمان بادبادکباز، که آن هم بهاصطلاح فیلم شد، بیش از بیست سال پیش در مجلۀ جهان کتاب نوشته بودم: سفارش ناشر، نتایج دلخواه ) فاطمه کشاورز در نقد کتاب نفیسی از راه دست گذاشتن بر پسندیده ترین و شایسته ترین میراثهای سنتی و ملی، مثلاً شعر حافظ یا کتاب زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور، نقیض آفرینی کرد. او در کتاب یاسمین و ستاره ها بیش از لولیتاخوانی در تهران فصل کاملی نوشت با عنوان خوبیها، غایبین، و بی چهره ها: اشکالات لولیتاخوانی در تهران، و در آن به قول خودش، همهٔ مواردی را که در آن او نفیسی همه خوبیها را به امریکا نسبت داده و همۀ بدیها را ناشی از ایرانیان مسلمان میداند نشان داد.
🔹باری صحبت از ادبیات استعماری در هند و ایران و افغانستان و ... دراز دامن است و شواهد آن بسیار اما درک آن واقعاً ساده به قول حمید دباشی، «امپراتوری آمریکا علاوه بر ماجراجویی نظامی يك طرح ایدئولوژيك a blueprint for ideological agenda نیز دارد تا تسلط جهانی اش را توجیه کند. به زعم این استاد دانشگاه کلمبیا امپراتوری برای جلب رضایت شهروندان در توجیه جهانگستری اش به دو استراتژی نیاز دارد یکی ایجاد فراموشی جمعی (collective amnesia نسبت به تاریخ معاصر و دیگری نشاندن حافظه دستچین شده (strategy of) selective memory که به منظور تحمیق فقط بخشهای معینی از تاریخ را برمیگزیند و نشانمیدهد به عنوان نمونهای از استراتژی دوم آقای حمید دباشی موج کتابهای «خاطرات را نام میبرد که نویسندگان تبعید شده از کشورهای اسلامی برای بازار آمریکا به زبان انگلیسی نوشته اند. هدف از اینهمه آن بود که به مخاطبانی که خیال میکنند تاریخ از همین دیروز شروع شده یادآوری کنیم فیلم لولیتاخوانی در ایران یک شبه ساخته نشده سوابقی و تاریخچه ای دارد و چهره ظاهراً معصوم و مظلوم گلشیفته فراهانی این به قول بهمن محصص «شهید مصنوعی که ذرهای حقیقت در آن نیست هرگز نمیتواند آنهمه فریب را بی اثر کند. چسباندن زورزورکی و فرمایشی آن به زن ،زندگی آزادی و سوء استفاده از ترانه ناب و عزتمند شروین در تیتراژ پایانی هم آنهمه بیآزرمی را آبرومند نمیکند. با عظیم ترین سرمایه،ها پیشرفته ترین امکانات صنعتی استخدام شهرهترین بازیگران این است هنر شما دریغ از سینما اگر بودجه های میلیون دلاری آمریکا و اسرائیل چنین میوههای گندیدهای بار می آورد و دریغ از ادبیات اگر سرانجام نوشتن نیش و نشتری باشد بر تاول تن وطن.
به قول دشمن پیمان دوست بشکستی
ببین که از که بریدی و با که پیوستی
❤3
🔹مشتی نادان از ٨٨ تا امروز قریب بیست سال است در هر شورشی در سمت دشمن امپریالیستی می ایستند و آب در دستگاه رسانهای دشمن می ریزند و بعد سر بزنگاه در اتفاقات ملی ادای وطن دوستی در می آورند که عه چرا آن عده اینطور کردند و آن طور..
🔹این کنش جمعی عدهای لجباز و کینهباز و به شدت نادان در عرصهی سیاسی و اجتماعی است که برآیندش همین نابودی حس وطن دوستی و علاقه به میهن است.
@media_write
🔹این کنش جمعی عدهای لجباز و کینهباز و به شدت نادان در عرصهی سیاسی و اجتماعی است که برآیندش همین نابودی حس وطن دوستی و علاقه به میهن است.
@media_write
❤5
◻️متأسفانه چپ نگذاشت اولیور توئیستها بفهمند سرمایهداریِ آزاد چقدر به نفعشان است!
🔹 میگویند توحش سرمایهداری موقت بود و به روی خودشان نمیآورند که فقط با مبارزه چپها عقب نشست. قوانین کار، کالاهای عمومی و تأمینهای اجتماعی که سرمایهداری ذیلِ دولت رفاه آنها را پذیرفت همه ایدههای سوسیالیستی هستند و به خاطر ترس از انقلاب در برابرشان کوتاه آمدند.
🔸 میگویند اگر ایدههای چپ و مبارزه علیه بهرهکشی نبود باز سرمایهداری از این مرحله عبور میکرد. روایت هگلی و داروینی از اقتصاد میدهند در عین حال میخواهند نیروهای تضاد (آنتیتزها) را حذف کنند. ناآگاهی در حد انکار خود به کنار، آیا تجویز مرحلهای از بردهداری، انسانی است؟
🔹اگر پاسخ مثبت باشد: آیا خودشان حاضرند برده شوند تا نسلهای بعد از حاصل کارشان به رفاه برسند؟ حاضرند قید امکانات حداقلی و سلامت را بزنند و برای بالا رفتنِ آمارهای انباشت و رشد، مثل خر، حمالی کنند؟ اگر پاسخ منفی است: چرا سود طبقاتی خودشان را منفعت همهگانی جا میزنند؟
🔸امثال تدینی نقش بوقچی را پذیرفتند و این پرسشها اصلا به ذهنشان راه نمییابد. فقط شعارهای توحش را تکرار میکنند.
@media_write
🔹 میگویند توحش سرمایهداری موقت بود و به روی خودشان نمیآورند که فقط با مبارزه چپها عقب نشست. قوانین کار، کالاهای عمومی و تأمینهای اجتماعی که سرمایهداری ذیلِ دولت رفاه آنها را پذیرفت همه ایدههای سوسیالیستی هستند و به خاطر ترس از انقلاب در برابرشان کوتاه آمدند.
🔸 میگویند اگر ایدههای چپ و مبارزه علیه بهرهکشی نبود باز سرمایهداری از این مرحله عبور میکرد. روایت هگلی و داروینی از اقتصاد میدهند در عین حال میخواهند نیروهای تضاد (آنتیتزها) را حذف کنند. ناآگاهی در حد انکار خود به کنار، آیا تجویز مرحلهای از بردهداری، انسانی است؟
🔹اگر پاسخ مثبت باشد: آیا خودشان حاضرند برده شوند تا نسلهای بعد از حاصل کارشان به رفاه برسند؟ حاضرند قید امکانات حداقلی و سلامت را بزنند و برای بالا رفتنِ آمارهای انباشت و رشد، مثل خر، حمالی کنند؟ اگر پاسخ منفی است: چرا سود طبقاتی خودشان را منفعت همهگانی جا میزنند؟
🔸امثال تدینی نقش بوقچی را پذیرفتند و این پرسشها اصلا به ذهنشان راه نمییابد. فقط شعارهای توحش را تکرار میکنند.
@media_write
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◻️ امروز در دانشگاه همسرنوشتی با کارگران نیست
🔸دکتر مهدی موحدی، تحلیلگر مسائل اقتصادی:
🔹طبق گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس اخیرا منتشر کرده، بیشتر کسانی که در دانشگاههای مهم کشور، قبول شدند از دهکهای پردرآمد جامعه هستند و تنها ۲ درصد داوطلبان با رتبه زیر سه هزار کنکور، در مدارس دولتی درس خواندهاند.
🔹روند دانشگاه و پذیرش در دانشگاههای دولتی تهران به سمتی است که ویژگی همدردی و همسرنوشتی با کارگران از دانشگاه گرفته میشود
@Media_write
🔸دکتر مهدی موحدی، تحلیلگر مسائل اقتصادی:
🔹طبق گزارشی که مرکز پژوهشهای مجلس اخیرا منتشر کرده، بیشتر کسانی که در دانشگاههای مهم کشور، قبول شدند از دهکهای پردرآمد جامعه هستند و تنها ۲ درصد داوطلبان با رتبه زیر سه هزار کنکور، در مدارس دولتی درس خواندهاند.
🔹روند دانشگاه و پذیرش در دانشگاههای دولتی تهران به سمتی است که ویژگی همدردی و همسرنوشتی با کارگران از دانشگاه گرفته میشود
@Media_write
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◻️استعمار نرم
👤شاشی ثارور
🔹استعمار پیر انگلستان از همان دوران جوانیاش پیر و پخته بود. اگر اسپانیا و پرتغال و فرانسه و... غالباً با حملات وحشیانه به سرزمینها دست به استعمار میزدند، بریتانیا با حفظ خشونت ضروری استعمار همیشه با ادغام مستعمره در جهان بزرگ خودش، راه بهرهکشی را به نحوی ظریفتر و البته خطرناکتر میپیمود و میپیماید. ثارور که عضو پارلمان هند است، وقتی در دانشگاه آکسفورد از استعمار بریتانیا در هند میگوید، این استعمار را تنها به بهرهکشی اقتصادی محدود نمیکند؛ جان و بدن هندیها نیز در خدمت انگلستان بود. میلیونها هندی برای انگلستان در جنگهای جهانی جنگیدهاند و این صرفاً مبارزاتی اجباری نبود. انگلستان با باز کردن جایی برای هند در جهان بریتانیایی، موفق به استمرار استعمار خود شد. همین خصلت انگلیسی که بعدها در آمریکا به نحوی مشابه ادامه یافت، امکان ایجاد یک امپراتوری جهانی همچون «بریتانیای کبیر» را فراهم نمود./سیمافکر
@Media_write
👤شاشی ثارور
🔹استعمار پیر انگلستان از همان دوران جوانیاش پیر و پخته بود. اگر اسپانیا و پرتغال و فرانسه و... غالباً با حملات وحشیانه به سرزمینها دست به استعمار میزدند، بریتانیا با حفظ خشونت ضروری استعمار همیشه با ادغام مستعمره در جهان بزرگ خودش، راه بهرهکشی را به نحوی ظریفتر و البته خطرناکتر میپیمود و میپیماید. ثارور که عضو پارلمان هند است، وقتی در دانشگاه آکسفورد از استعمار بریتانیا در هند میگوید، این استعمار را تنها به بهرهکشی اقتصادی محدود نمیکند؛ جان و بدن هندیها نیز در خدمت انگلستان بود. میلیونها هندی برای انگلستان در جنگهای جهانی جنگیدهاند و این صرفاً مبارزاتی اجباری نبود. انگلستان با باز کردن جایی برای هند در جهان بریتانیایی، موفق به استمرار استعمار خود شد. همین خصلت انگلیسی که بعدها در آمریکا به نحوی مشابه ادامه یافت، امکان ایجاد یک امپراتوری جهانی همچون «بریتانیای کبیر» را فراهم نمود./سیمافکر
@Media_write
❤2
◻️سنت ما، پادشاهی است نه علوی
#دیلمان
🔹اصطلاحا به راستهای بازاری میگوییم سنتی، اما اینها سنت را هم شرحه شرحه میکنند. خودشان در کتابها نوشتهاند امیرالمومنین شلاق به دست در بازار میگشت و از گرانفروشی و ربا و احتکار نهی میکرد اما حالا مرتب پژواک میدهند که همه چیز را باید به رقابت واگذار کنیم!
🔹از سنت فقط آزادی معاملاتش را میبینند. دخالت با قاعده لاضرر، نهی از منکر حکومتی، عدالتخواهی با جلوگیری از تداول و تکاثر، تکالیف قدرت نسبت به ضعفا و... را به حاشیه میفرستند. سنت اینها سنت پادشاهی است نه علوی. فقه در دوره سلاطین را ملاک میگیرند نه در حکومت معصوم.
🔹این تفاوت شبیه همان سوء تفاهمی است که با نگاه به الفاظ سنی و شیعه پدید میآید. گروهی که به واقع پاسدار سنتِ رسول خدا هستند و آن را بیکم و کاست میخواهند شیعیان امیرالمومنیناند، نه گروههای رقیب. اهلسنتِ اصطلاحی، بیشتر سنت ابوبکر و عمر را ارج مینهند تا سنت نبوی.
@Media_write
#دیلمان
🔹اصطلاحا به راستهای بازاری میگوییم سنتی، اما اینها سنت را هم شرحه شرحه میکنند. خودشان در کتابها نوشتهاند امیرالمومنین شلاق به دست در بازار میگشت و از گرانفروشی و ربا و احتکار نهی میکرد اما حالا مرتب پژواک میدهند که همه چیز را باید به رقابت واگذار کنیم!
🔹از سنت فقط آزادی معاملاتش را میبینند. دخالت با قاعده لاضرر، نهی از منکر حکومتی، عدالتخواهی با جلوگیری از تداول و تکاثر، تکالیف قدرت نسبت به ضعفا و... را به حاشیه میفرستند. سنت اینها سنت پادشاهی است نه علوی. فقه در دوره سلاطین را ملاک میگیرند نه در حکومت معصوم.
🔹این تفاوت شبیه همان سوء تفاهمی است که با نگاه به الفاظ سنی و شیعه پدید میآید. گروهی که به واقع پاسدار سنتِ رسول خدا هستند و آن را بیکم و کاست میخواهند شیعیان امیرالمومنیناند، نه گروههای رقیب. اهلسنتِ اصطلاحی، بیشتر سنت ابوبکر و عمر را ارج مینهند تا سنت نبوی.
@Media_write
❤3
◻️فرارِ جنونآمیز از خطر گلوبالیسم
#دیلمان
🔹گلوبالیسم، برآمده از ارزشهای لیبرال و منشأ نفوذ و توطئههای جهانی شمرده شده که چندان بیراه نیست اما عدهای برای گریز از آن، راست افراطی (امثال ترامپ، پوتین و میلی) را ترجیح میدهند. به جای رویکرد انتقادی که متکی بر دین یا عدالت باشد با سر به آغوش فاجعه میدوند.
🔹بارزترین نمونه، گرمایش زمین است که همه جهان را درگیر کرده، پیامدهایش دیگر مسئله آینده نیست و هر سال ویرانیهای بیشتری روی صحنه میآورد اما نئولیبرالها آن را دروغی از دروغهای گلوبالیسم میشمارند و فحشهایی مثل «وُک» و «چپ» را با بسامدِ بالا تکرار میکنند.
🔹امتیازی که نئولیبرالها از آن بهره میگیرند شعارهای اخلاقی است. چون در محافظهکاری ریشه دارند. در ظاهر از خانواده دفاع میکنند و روی خوشی به فمینیسم، سقط جنین، همجنسبازی و... نشان نمیدهند اما خودشان با شعار آزادیِ حداکثری، عملا میدان را برای همه گرایشها باز کردهاند.
🔹این تقلب اخلاقی، در مواردی باعث ترجیح نئولیبرالها بین مذهبیها شده. لیبرالیسمِ آمیخته با ارزشهای چپ را یک بسته جا زدهاند که نمیتوان بین اهدافش تفکیک کرد. فیالمثل، دفاع از محیط زیست با اینکه تکلیف دینی است متهم به گلوبالیسم یا همسویی با دگرباشها میشود!
🔹در سیاست همیشه با دوگانه طرف نیستیم، ممکن است در مسیری جداگانه و مستقل کار کنیم. رویکرد فعال معمولا چنین است که بین گزینههای رایج راه سومی بسازیم که لاجرم مجموعهای از همپوشانیها خواهد بود. شرط منطقی فقط آن است که از چارچوب ارزشی خودمان بیرون نزنیم.
@Media_write
#دیلمان
🔹گلوبالیسم، برآمده از ارزشهای لیبرال و منشأ نفوذ و توطئههای جهانی شمرده شده که چندان بیراه نیست اما عدهای برای گریز از آن، راست افراطی (امثال ترامپ، پوتین و میلی) را ترجیح میدهند. به جای رویکرد انتقادی که متکی بر دین یا عدالت باشد با سر به آغوش فاجعه میدوند.
🔹بارزترین نمونه، گرمایش زمین است که همه جهان را درگیر کرده، پیامدهایش دیگر مسئله آینده نیست و هر سال ویرانیهای بیشتری روی صحنه میآورد اما نئولیبرالها آن را دروغی از دروغهای گلوبالیسم میشمارند و فحشهایی مثل «وُک» و «چپ» را با بسامدِ بالا تکرار میکنند.
🔹امتیازی که نئولیبرالها از آن بهره میگیرند شعارهای اخلاقی است. چون در محافظهکاری ریشه دارند. در ظاهر از خانواده دفاع میکنند و روی خوشی به فمینیسم، سقط جنین، همجنسبازی و... نشان نمیدهند اما خودشان با شعار آزادیِ حداکثری، عملا میدان را برای همه گرایشها باز کردهاند.
🔹این تقلب اخلاقی، در مواردی باعث ترجیح نئولیبرالها بین مذهبیها شده. لیبرالیسمِ آمیخته با ارزشهای چپ را یک بسته جا زدهاند که نمیتوان بین اهدافش تفکیک کرد. فیالمثل، دفاع از محیط زیست با اینکه تکلیف دینی است متهم به گلوبالیسم یا همسویی با دگرباشها میشود!
🔹در سیاست همیشه با دوگانه طرف نیستیم، ممکن است در مسیری جداگانه و مستقل کار کنیم. رویکرد فعال معمولا چنین است که بین گزینههای رایج راه سومی بسازیم که لاجرم مجموعهای از همپوشانیها خواهد بود. شرط منطقی فقط آن است که از چارچوب ارزشی خودمان بیرون نزنیم.
@Media_write
❤1
مطالعات جدید نشان میدهند که نزدیک به ۴۰۰ هزار نفر در غزه مفقود هستند. بیشتر این افراد به احتمال زیاد شهید شدهاند. حدود ۶۰ هزار نفر هم که رسما" شهید اعلام شدهاند. تعداد نامعلوم ولی زیاد و روزافزونی هم مجروح و آسیبدیده به واسطهٔ بمباران و سوءتغذیه هست.
تردید نکنید که این یک نسلکشی و هولوکاست است که به دست اسرائیل و با حمایت کامل محور شرارت (آمریکا، ناتو و سایر شرکا) انجام میشود. دقیقا" همان محوری که در پی نابودی ایران است.
تردید نکنید که این یک نسلکشی و هولوکاست است که به دست اسرائیل و با حمایت کامل محور شرارت (آمریکا، ناتو و سایر شرکا) انجام میشود. دقیقا" همان محوری که در پی نابودی ایران است.
❤3
محور شرارت برتری مطلق در حوزهٔ اینترنت و تلفنهای همراه دارد. ترکیب آن با هوش مصنوعی یعنی امکان رصد کردن مکان هزاران نفر به صورت همزمان. موضوع فقط این نیست که یک فرمانده یا دانشمند از واتساپ استفاده نکند. باید راهکاری مبنایی برای دفاع در برابر این اسلحهٔ جدید و خطرناک یافت.
❤3
چند دهه است که سیاست خارجهٔ آمریکا تحت کنترل نئوکانهاست. کسانی که برنامهشان برقراری «قرن آمریکایی» بوده و هست و خواهد بود (اینها تا منقرض نشوند، همین برنامه را خواهند داشت؛ هیچچیز مانع از تغییر برنامهشان نیست). این یک پروژهٔ اساساً برتریطلبانه و نیهیلیستی است.
نئوکانها رنگهای مختلفی دارند: ضدروس، ضدایران، ضدمسلمان، صهیونیست، یا ضد چین، یا برخی از اینها با هم، یا همهٔ اینها با هم.
یک نئوکان در یک حوزه ممکن است در حوزهای دیگر به نظر خیلی معقول و واقعگرا برسد. ولی نباید فریب اینها را خورد. همهشان، علیرغم اختلاف در رویکرد، در اصل و هدف داستان مشابهی را دنبال میکنند: قرن آمریکایی.
برخی تحلیلگران معروف مانند جان مرشایمر که به واسطهٔ مواضع نسبتاً «معقولشان» دربارهٔ روسیه یا اسرائیل و حتی نقد از نئوکانها اعتبار نوینی یافتهاند، در قبال چین مواضعی دارند که خواسته یا ناخواسته تفاوت چندانی با نگاههای نئوکانی ندارد. بنابراین باید مراقب این دست روشنفکران نادان در خدمت نئوکانها بود و با طناب آنها در چاه جدیدی نیفتاد.
نئوکانها رنگهای مختلفی دارند: ضدروس، ضدایران، ضدمسلمان، صهیونیست، یا ضد چین، یا برخی از اینها با هم، یا همهٔ اینها با هم.
یک نئوکان در یک حوزه ممکن است در حوزهای دیگر به نظر خیلی معقول و واقعگرا برسد. ولی نباید فریب اینها را خورد. همهشان، علیرغم اختلاف در رویکرد، در اصل و هدف داستان مشابهی را دنبال میکنند: قرن آمریکایی.
برخی تحلیلگران معروف مانند جان مرشایمر که به واسطهٔ مواضع نسبتاً «معقولشان» دربارهٔ روسیه یا اسرائیل و حتی نقد از نئوکانها اعتبار نوینی یافتهاند، در قبال چین مواضعی دارند که خواسته یا ناخواسته تفاوت چندانی با نگاههای نئوکانی ندارد. بنابراین باید مراقب این دست روشنفکران نادان در خدمت نئوکانها بود و با طناب آنها در چاه جدیدی نیفتاد.
❤3
به معنی واقعی کلمه عدهای که ظاهرا" اندک هم نیستند نه عاطفهای برایشان باقی مانده و نه عقلی. به غزه نگاه میکنند و با بیتفاوتی شانههایشان را بالا میاندازند. به تجاوز صهیونی به میهنشان و سربازهای برخاکافتاده نگاه میکنند و میگویند این جنگ ج.ا. است.
خاک بر سر ابلهتان.
خاک بر سر ابلهتان.
❤5
◻️ستیز با اسرائیل، سرزمینی یا دینی؟
#دیلمان
🔹بارها این واقعیت گفته شده که ایرانِ موجود در پیوند با اسلام و تشیع شکل گرفته، از جامعه و اقتصاد تا فرهنگ و ادبیات نشانههای این پیوند آشکار است و از همه جا روشنتر در سیاست. مرزهای امروزین ما بازمانده موجودیتی است که صفویه پس از چند سده ناپیدایی ایران، از نو بنیان گذاشت. هر آنچه جدا از این پیوند در نظر بیاید انتزاعی است: فقط در ذهن میتوان با دانستههایی از ایران باستان امر انضمامی یعنی ایرانِ موجود را دوپاره کرد.
🔹جدا گرفتن اسلام از هویتِ ایرانی مثل این است که زبان فارسی را عارضهای قابل تجزیه از خودمان در نظر بیاوریم، همان آرزویی که قومگراها در سر میپرورند. ایران همواره یک زبان مشترک برای ارتباط، برای آموزش و برای دربار و دیوان داشته که فارسی بوده. ایران، با فارسی ایران شده و هیچ زبان دیگری نمیتواند جایگاهی نزدیک به آن را ادعا کند چه رسد به اینکه در کنارش بایستد یا به عنوان زبان رسمیِ دوم، جایگاهش را رو به تضعیف ببرد.
🔹آیا محال است که ایران از اسلام و فارسی تهی شود؟ خیر، اما دیگر دم زدن از تاریخ و فرهنگش تناقض دارد. با ایرانِ جدیدی سر و کار خواهیم داشت که مدرن شده و از پیشینه خودش بُریده. این سودای پهلویها بود که یکی از دو عنصر اساسی ایران یعنی هویت دینی را حذف کنند اما از همان شکست خوردند. این رویا اگر محقق شود شبیه به ترکیه خواهیم شد وقتی همزمان با پانترکیسم به میراث یونانی و رومی در آن سرزمین افتخار میکنند.
🔹ایرانی که از صفویه برآمد و به انقلاب اسلامی رسید «خانه تشیع» بوده و همه تحولات جدیدش (که از نهضت تنباکو جان گرفت) به اهتمام روحانیت برای حفظ استقلال و قدرت گره خورده. حتی در نفت که تلاشِ بسیار کردهاند تا کاملا سکولار جلوهاش بدهند پیروزی و شکست با اقبال و ادبار طیفِ دینمدار قابل تطبیق است. تازهتر از همه دفاع مقدس بود که بارزترین صورتهای هویتگرایی شیعه را در قالب دفاع از خاک و وطن نمودار کرد.
🔹جنگ با اسرائیل نیز هویتی است. با اذعان به همه تضادهای ژئوپلتیک نمیتوان ادعا کرد هر حکومت دیگری ناچار بود همین سیاست را در پیش بگیرد. ستیزِ جمهوری اسلامی با اسرائیل از آرمانخواهی علوی آب میخورد: پیروان علی ابن ابیطالب (ع) که دین را سکولار نکرده و سیاست را به محاق نفرستادهاند با صهیونیسم سرِ جنگ دارند چه در ایران، چه لبنان، چه یمن و چه عراق. شیعهی متکی به فقه سیاسی، نمیتواند با کافرِ سلطهجو کنار بیاید.
🔹سکولار ساختن جنگ به این خیال که عدهای ملیگرا همراه شوند جدا از دروغین بودنش، بیسرانجام است. اگر ملاکها دینی نباشد مقاومت به سرعت رو به اضمحلال میرود و این واقعیت در سالهای اخیر که سیطره مصرف و لذت طیفِ چپِ سکولار را هم عقب رانده، آشکار شده؛ دیگر خبری از آرمانخواهی و مبارزهجویی نیست. بدون ایمان نمیتوان برای سرزمین دیگران جنگید یا خود را سپر بلای انسانهایی کرد که نفعی برای ما ندارند.
🔹مسئله در بنیان خود وجدانی و بشری است اما آنچه اطمینانِ قلبی میسازد و محرک بوده، دستور الهی برای مقاومت در برابر طاغوت است که پس زدن استعمار را الزام میکند به خصوص در چهرهای نژادپرست و اسلامستیز مانند صهیونیسم. تضادهای ملی قطعا درکارند (مثل دفاع مقدس که در ظاهر برای خاک جنگیدیم) اما انگیزهها و افقها از دین برمیآید. پاداش نهایی نیز اخروی است، سرداران ایران برای زندگی در رفاه و قدرت کشته نشدند.
#دیلمان
🔹بارها این واقعیت گفته شده که ایرانِ موجود در پیوند با اسلام و تشیع شکل گرفته، از جامعه و اقتصاد تا فرهنگ و ادبیات نشانههای این پیوند آشکار است و از همه جا روشنتر در سیاست. مرزهای امروزین ما بازمانده موجودیتی است که صفویه پس از چند سده ناپیدایی ایران، از نو بنیان گذاشت. هر آنچه جدا از این پیوند در نظر بیاید انتزاعی است: فقط در ذهن میتوان با دانستههایی از ایران باستان امر انضمامی یعنی ایرانِ موجود را دوپاره کرد.
🔹جدا گرفتن اسلام از هویتِ ایرانی مثل این است که زبان فارسی را عارضهای قابل تجزیه از خودمان در نظر بیاوریم، همان آرزویی که قومگراها در سر میپرورند. ایران همواره یک زبان مشترک برای ارتباط، برای آموزش و برای دربار و دیوان داشته که فارسی بوده. ایران، با فارسی ایران شده و هیچ زبان دیگری نمیتواند جایگاهی نزدیک به آن را ادعا کند چه رسد به اینکه در کنارش بایستد یا به عنوان زبان رسمیِ دوم، جایگاهش را رو به تضعیف ببرد.
🔹آیا محال است که ایران از اسلام و فارسی تهی شود؟ خیر، اما دیگر دم زدن از تاریخ و فرهنگش تناقض دارد. با ایرانِ جدیدی سر و کار خواهیم داشت که مدرن شده و از پیشینه خودش بُریده. این سودای پهلویها بود که یکی از دو عنصر اساسی ایران یعنی هویت دینی را حذف کنند اما از همان شکست خوردند. این رویا اگر محقق شود شبیه به ترکیه خواهیم شد وقتی همزمان با پانترکیسم به میراث یونانی و رومی در آن سرزمین افتخار میکنند.
🔹ایرانی که از صفویه برآمد و به انقلاب اسلامی رسید «خانه تشیع» بوده و همه تحولات جدیدش (که از نهضت تنباکو جان گرفت) به اهتمام روحانیت برای حفظ استقلال و قدرت گره خورده. حتی در نفت که تلاشِ بسیار کردهاند تا کاملا سکولار جلوهاش بدهند پیروزی و شکست با اقبال و ادبار طیفِ دینمدار قابل تطبیق است. تازهتر از همه دفاع مقدس بود که بارزترین صورتهای هویتگرایی شیعه را در قالب دفاع از خاک و وطن نمودار کرد.
🔹جنگ با اسرائیل نیز هویتی است. با اذعان به همه تضادهای ژئوپلتیک نمیتوان ادعا کرد هر حکومت دیگری ناچار بود همین سیاست را در پیش بگیرد. ستیزِ جمهوری اسلامی با اسرائیل از آرمانخواهی علوی آب میخورد: پیروان علی ابن ابیطالب (ع) که دین را سکولار نکرده و سیاست را به محاق نفرستادهاند با صهیونیسم سرِ جنگ دارند چه در ایران، چه لبنان، چه یمن و چه عراق. شیعهی متکی به فقه سیاسی، نمیتواند با کافرِ سلطهجو کنار بیاید.
🔹سکولار ساختن جنگ به این خیال که عدهای ملیگرا همراه شوند جدا از دروغین بودنش، بیسرانجام است. اگر ملاکها دینی نباشد مقاومت به سرعت رو به اضمحلال میرود و این واقعیت در سالهای اخیر که سیطره مصرف و لذت طیفِ چپِ سکولار را هم عقب رانده، آشکار شده؛ دیگر خبری از آرمانخواهی و مبارزهجویی نیست. بدون ایمان نمیتوان برای سرزمین دیگران جنگید یا خود را سپر بلای انسانهایی کرد که نفعی برای ما ندارند.
🔹مسئله در بنیان خود وجدانی و بشری است اما آنچه اطمینانِ قلبی میسازد و محرک بوده، دستور الهی برای مقاومت در برابر طاغوت است که پس زدن استعمار را الزام میکند به خصوص در چهرهای نژادپرست و اسلامستیز مانند صهیونیسم. تضادهای ملی قطعا درکارند (مثل دفاع مقدس که در ظاهر برای خاک جنگیدیم) اما انگیزهها و افقها از دین برمیآید. پاداش نهایی نیز اخروی است، سرداران ایران برای زندگی در رفاه و قدرت کشته نشدند.
❤3
◻️کشاکش در موازنه، تکاپو برای استقلال
#دیلمان
🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به دلیل تهدیدی مشترک به هم نزدیک شدهاند اوضاع برای ایران سخت شده یا شکست و عقبگرد را تجربه کرده. باید مروری اجمالی داشته باشیم تا این تصویر روشن شود.
🔹تاریخ معاصر ما با جنبش تنباکو در اوج رقابت روس و انگلیس (بازی بزرگ) آغاز شد و با انقلاب اسلامی رویای استقلال به دست آمد. این موفقیت امتدادی از «موازنه منفی» بود که رجالی مثل امیرکبیر طراحش بودند اما در سراسر این تاریخ، رویارویی دو ابرقدرت تعیین کننده بوده. رخداد بسیار مهم مشروطه بود که در توازن دو قدرت به پیروزی رسید و با تفاهم همان دو به بنبست افتاد.
🔹همکاری دو دشمن و قرارداد پنهانی در ۱۹۰۷ برای تقسیم ایران، تلاشها برای استقلال و دمکراسی را به باد داد. در پایانِ جنگ اول موازنه به نفع انگلیس به هم خورد و مهمترین منادی استقلال، میرزا کوچکِ جنگلی که هم با روس جنگید هم با انگلیس، نتوانست تهران را بگیرد. به جای او مهرهای که از کودتای انگلیسیها برآمد جایگزین قرارداد ۱۹۱۹ شد تا قدرت را مال خود کند و ایران به دامان غرب بیافتد.
🔹رضاخان وقتی خواست از وابستگی فاصله بگیرد و با نیروی سوم (آلمان) بازی کند دو ابرقدرت با هم متحد شدند و به سادگی کنارش گذاشتند. ایران ذیلِ نفوذ انگلیس ماند اما وابستگی تشدید نشد. سیاست، جنسی از تلاطم را دید تا نهضت نفت به پیروزی رسید. این کامیابی در ابتدای جنگ سرد به دست آمد اما انفعال شورویها راه کودتای ۳۲ را باز کرد و ایران به تدریج به ژاندارم غرب تبدیل شد.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به دلیل تهدیدی مشترک به هم نزدیک شدهاند اوضاع برای ایران سخت شده یا شکست و عقبگرد را تجربه کرده. باید مروری اجمالی داشته باشیم تا این تصویر روشن شود.
🔹تاریخ معاصر ما با جنبش تنباکو در اوج رقابت روس و انگلیس (بازی بزرگ) آغاز شد و با انقلاب اسلامی رویای استقلال به دست آمد. این موفقیت امتدادی از «موازنه منفی» بود که رجالی مثل امیرکبیر طراحش بودند اما در سراسر این تاریخ، رویارویی دو ابرقدرت تعیین کننده بوده. رخداد بسیار مهم مشروطه بود که در توازن دو قدرت به پیروزی رسید و با تفاهم همان دو به بنبست افتاد.
🔹همکاری دو دشمن و قرارداد پنهانی در ۱۹۰۷ برای تقسیم ایران، تلاشها برای استقلال و دمکراسی را به باد داد. در پایانِ جنگ اول موازنه به نفع انگلیس به هم خورد و مهمترین منادی استقلال، میرزا کوچکِ جنگلی که هم با روس جنگید هم با انگلیس، نتوانست تهران را بگیرد. به جای او مهرهای که از کودتای انگلیسیها برآمد جایگزین قرارداد ۱۹۱۹ شد تا قدرت را مال خود کند و ایران به دامان غرب بیافتد.
🔹رضاخان وقتی خواست از وابستگی فاصله بگیرد و با نیروی سوم (آلمان) بازی کند دو ابرقدرت با هم متحد شدند و به سادگی کنارش گذاشتند. ایران ذیلِ نفوذ انگلیس ماند اما وابستگی تشدید نشد. سیاست، جنسی از تلاطم را دید تا نهضت نفت به پیروزی رسید. این کامیابی در ابتدای جنگ سرد به دست آمد اما انفعال شورویها راه کودتای ۳۲ را باز کرد و ایران به تدریج به ژاندارم غرب تبدیل شد.
ادامه دارد
❤3
Media
◻️کشاکش در موازنه، تکاپو برای استقلال #دیلمان 🔹در دوره مدرن ایران نتوانسته قدرت نظامی قابل اعتنایی بسازد پس به ناچار در فضای بین دو ابرقدرت راههایی پیدا کرده تا خودش را حفظ کند یا قدمهایی رو به جلو بردارد. هر گاه یکی از دو قدرت اشتباهی مرتکب شده یا به…
◻️انفعال شوروی و سقوط مصدق
#دیلمان
🔹محاسبه مصدق درست بود که در موازنه دو ابرقدرت میتوان رویای استقلال را یک قدم پیش برد اما همه چیز را پیشبینی نکرده بود. تحریم، درآمد نفتی ایران را از ۴۰۰ به ۲ میلیون دلار (تقریبا هیچ) رساند اما شوروی اقدامی برای نجات ایران انجام نداد. یک شرکت ایتالیایی در خرداد ۳۲ تلاش کرد تحریم را بشکند اما نفتکش آنها (به نام روزتا) توسط انگلیس در خلیج عدن توقیف شد.
🔹اگر شوروی اراده میکرد، برنامهای برای خرید نفت میچید تا به مشتریها برساند و سهم دلالی بگیرد آیا انگلیس و آمریکا جلویش میایستادند و جرقه جنگ جهانی سوم را میزدند؟ بعید است. این بیارادگی از اردیبهشت ۳۰ یعنی شروع تحریمها رخ نشان داد و در مهر ۳۱ که ایران و انگلیس رسما قطع رابطه کردند ثابت شد. آشفتگی بعد از مرگ استالین در اسفند ۳۱ هم زمینه کودتا را مهیاتر کرد.
🔹سقوط مصدق که بسیار آسان و ارزان انجام شد مهره اول از سلسله دخالتهای سازمان سیا بود که رژیمهای مستقل را سرنگون و به جایشان دیکتاتوریهای نظامی جایگزین کرد. حرکت بعدی در گوآتمالا در ۱۹۵۴ انجام شد، سپس کنگو در ۱۹۶۰، بعد برزیل در ۱۹۶۴ و رسواتر از همه شیلی در ۱۹۷۳. همه اینها یک بهانه ثابت داشت که تهدید مارکسیستی و خطر کمونیسم بود اما شوروی در همهشان منفعل شد.
آفریقا و آمریکای جنوبی فاصله زیادی با مرزهای شوروی داشتند اما ایران کاملا چسبیده بود. همسایهای که میتوانست قدرت غرب را به چالش بکشد مورد بیاعتنایی قرار گرفت تا چند دهه خون تازه به اروپا و آمریکا برساند و در کنار نفتی که عربها میفروختند عاملی برای برتری اقتصادی غرب بسازد. شوروی با انفعال عجیبش بازار انرژی را دستکم گرفت و راه سلطه غرب را باز گذاشت.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹محاسبه مصدق درست بود که در موازنه دو ابرقدرت میتوان رویای استقلال را یک قدم پیش برد اما همه چیز را پیشبینی نکرده بود. تحریم، درآمد نفتی ایران را از ۴۰۰ به ۲ میلیون دلار (تقریبا هیچ) رساند اما شوروی اقدامی برای نجات ایران انجام نداد. یک شرکت ایتالیایی در خرداد ۳۲ تلاش کرد تحریم را بشکند اما نفتکش آنها (به نام روزتا) توسط انگلیس در خلیج عدن توقیف شد.
🔹اگر شوروی اراده میکرد، برنامهای برای خرید نفت میچید تا به مشتریها برساند و سهم دلالی بگیرد آیا انگلیس و آمریکا جلویش میایستادند و جرقه جنگ جهانی سوم را میزدند؟ بعید است. این بیارادگی از اردیبهشت ۳۰ یعنی شروع تحریمها رخ نشان داد و در مهر ۳۱ که ایران و انگلیس رسما قطع رابطه کردند ثابت شد. آشفتگی بعد از مرگ استالین در اسفند ۳۱ هم زمینه کودتا را مهیاتر کرد.
🔹سقوط مصدق که بسیار آسان و ارزان انجام شد مهره اول از سلسله دخالتهای سازمان سیا بود که رژیمهای مستقل را سرنگون و به جایشان دیکتاتوریهای نظامی جایگزین کرد. حرکت بعدی در گوآتمالا در ۱۹۵۴ انجام شد، سپس کنگو در ۱۹۶۰، بعد برزیل در ۱۹۶۴ و رسواتر از همه شیلی در ۱۹۷۳. همه اینها یک بهانه ثابت داشت که تهدید مارکسیستی و خطر کمونیسم بود اما شوروی در همهشان منفعل شد.
آفریقا و آمریکای جنوبی فاصله زیادی با مرزهای شوروی داشتند اما ایران کاملا چسبیده بود. همسایهای که میتوانست قدرت غرب را به چالش بکشد مورد بیاعتنایی قرار گرفت تا چند دهه خون تازه به اروپا و آمریکا برساند و در کنار نفتی که عربها میفروختند عاملی برای برتری اقتصادی غرب بسازد. شوروی با انفعال عجیبش بازار انرژی را دستکم گرفت و راه سلطه غرب را باز گذاشت.
ادامه دارد
❤1
◻️اوج و فرود در جنگ سرد و جهان تکقطبی
#دیلمان
🔹پهلوی در کنار عربها نفت خلیج فارس را حراج کرد تا رفاهِ پس از جنگ جهانی در اروپا و آمریکا شکل گرفت. پس از تحریم به خاطر حمایتهای غرب از اسرائیل (بحران نفتی) بازی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و برآمدن جنبشهای چپگرا از اواخر دهه ۶۰ میلادی نیز چهره جدیدی به موازنه داد. انقلاب اسلامی در برههای از جنگ سرد پیروز شد که دو طرف در حالتی از کمین برای پایان بودند.
🔹وتوی شوروی پس از ماجرای اشغال سفارت، شاهدی از یک تاریخ جدید شد. ایران از یوق آمریکا درآمد و کمونیستها امیدوار شدند همه منطقه را مال خود کنند. در نبود ژاندارم غرب به افغانستان یورش بُردند و صدام تا حد ممکن حمایت شد تا انقلاب اسلامی را شکست بدهد و نیروهای چپگرا (ولو سازمان مجاهدین خلق) قدرت را بگیرند. آمریکا ابتدا به کودتا امیدوار بود اما بعد موازنه را عملیتر دید.
🔹جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید چون هماوردی ابرقدرتها اجازه نداد هیچ یک از دو همسایه بر دیگری غلبه کند. ایران قطعا از موضوعات مهم در مذاکرات گورباچف - ریگان بوده. در پایان، آمریکا به خلیج فارس آمد هر چه را خواست زد و جمهوری اسلامی ناچار به تن دادن به قطعنامه ۵۹۸ شد. ایرانِ مستقل را پذیرفتند ظاهرا به شرطی که در نظامیگری بتواند با شرق بازی کند و در اقتصاد، آزاد.
🔹هاشمی به مسکو رفت، به ایران سلاح فروختند، شعار مرگ بر شوروی حذف شد. همزمان با فروپاشی، سیاست غربگرا در جمهوری اسلامی رخ نشان داد. از آنجا که روسیه قدرت شوروی را نداشت و غرب بخش نظامی (ضامن واقعی استقلال) را تحمل نمیکرد تحریمها به عنوان مهار ادامه یافت و در برهههایی تشدید شد. سرانجام بوش موازنه را بهم زد و با لشکرکشی آمد تا خاورمیانه تازهای بسازد.
🔹اشتباه بوش به فرورفتن در افغانستان و عراق انجامید و به ایران فرصت تنفس داد. نتوانستند فشار بیاورند و آسودگیِ اقتصادی در دولت خاتمی فراهم آمد. در دنباله آن برنامههای هستهای و موشکی پیش رفت. آنچه جناح غربگرا به کفایت خودش نسبت داد مرهون در باتلاق رفتن آمریکا و به قولی ابتکار مقاومت بود. سالها بعد در دولت روحانی توان مدیریتی کارگزاران معتدل به معنای واقعی نمودار شد.
🔹در ابتدای قرن ۲۱ روسها به طور کلی در شکست و تماشاچی بودند. انقلابهای رنگی فصلی دیگر از پیشروی غرب بود و در نهایت به خیابانهای تهران رسید. شورشِ غربگراها در داخل موفق نشد اما رفتار آمریکا را جهشی رو به جلو داد. پس از ناکامی در تشدید قطعنامهها، تحریمهای یکجانبه را کلید زدند که رشد ایران را متوقف کرد. عجیب اینکه روسیه نیز موازنه را رها کرده و همراهی نشان داد.
🔹اوباما، اشتباه بوش را جبران کرد. پس از ۸۸ کلینتون دور دنیا چرخید تا حمایت حداکثری برای انزوای ایران را به دست بیاورد. پس از ۶ سال شتاب در توسعه علمی و نظامی در دولت احمدینژاد که به قطعنامههای شورای امنیت نیز اهمیت نداد، تحریمهای اوباما ورق را برگردادند. امکان معامله نفت، ارز و طلا در فاصلهای کوتاه بسته شد و اقتصاد به سراشیبی افتاد. هدیهای مغتنم تا غربگراها به قدرت بازگردند.
ادامه دارد
#دیلمان
🔹پهلوی در کنار عربها نفت خلیج فارس را حراج کرد تا رفاهِ پس از جنگ جهانی در اروپا و آمریکا شکل گرفت. پس از تحریم به خاطر حمایتهای غرب از اسرائیل (بحران نفتی) بازی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و برآمدن جنبشهای چپگرا از اواخر دهه ۶۰ میلادی نیز چهره جدیدی به موازنه داد. انقلاب اسلامی در برههای از جنگ سرد پیروز شد که دو طرف در حالتی از کمین برای پایان بودند.
🔹وتوی شوروی پس از ماجرای اشغال سفارت، شاهدی از یک تاریخ جدید شد. ایران از یوق آمریکا درآمد و کمونیستها امیدوار شدند همه منطقه را مال خود کنند. در نبود ژاندارم غرب به افغانستان یورش بُردند و صدام تا حد ممکن حمایت شد تا انقلاب اسلامی را شکست بدهد و نیروهای چپگرا (ولو سازمان مجاهدین خلق) قدرت را بگیرند. آمریکا ابتدا به کودتا امیدوار بود اما بعد موازنه را عملیتر دید.
🔹جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید چون هماوردی ابرقدرتها اجازه نداد هیچ یک از دو همسایه بر دیگری غلبه کند. ایران قطعا از موضوعات مهم در مذاکرات گورباچف - ریگان بوده. در پایان، آمریکا به خلیج فارس آمد هر چه را خواست زد و جمهوری اسلامی ناچار به تن دادن به قطعنامه ۵۹۸ شد. ایرانِ مستقل را پذیرفتند ظاهرا به شرطی که در نظامیگری بتواند با شرق بازی کند و در اقتصاد، آزاد.
🔹هاشمی به مسکو رفت، به ایران سلاح فروختند، شعار مرگ بر شوروی حذف شد. همزمان با فروپاشی، سیاست غربگرا در جمهوری اسلامی رخ نشان داد. از آنجا که روسیه قدرت شوروی را نداشت و غرب بخش نظامی (ضامن واقعی استقلال) را تحمل نمیکرد تحریمها به عنوان مهار ادامه یافت و در برهههایی تشدید شد. سرانجام بوش موازنه را بهم زد و با لشکرکشی آمد تا خاورمیانه تازهای بسازد.
🔹اشتباه بوش به فرورفتن در افغانستان و عراق انجامید و به ایران فرصت تنفس داد. نتوانستند فشار بیاورند و آسودگیِ اقتصادی در دولت خاتمی فراهم آمد. در دنباله آن برنامههای هستهای و موشکی پیش رفت. آنچه جناح غربگرا به کفایت خودش نسبت داد مرهون در باتلاق رفتن آمریکا و به قولی ابتکار مقاومت بود. سالها بعد در دولت روحانی توان مدیریتی کارگزاران معتدل به معنای واقعی نمودار شد.
🔹در ابتدای قرن ۲۱ روسها به طور کلی در شکست و تماشاچی بودند. انقلابهای رنگی فصلی دیگر از پیشروی غرب بود و در نهایت به خیابانهای تهران رسید. شورشِ غربگراها در داخل موفق نشد اما رفتار آمریکا را جهشی رو به جلو داد. پس از ناکامی در تشدید قطعنامهها، تحریمهای یکجانبه را کلید زدند که رشد ایران را متوقف کرد. عجیب اینکه روسیه نیز موازنه را رها کرده و همراهی نشان داد.
🔹اوباما، اشتباه بوش را جبران کرد. پس از ۸۸ کلینتون دور دنیا چرخید تا حمایت حداکثری برای انزوای ایران را به دست بیاورد. پس از ۶ سال شتاب در توسعه علمی و نظامی در دولت احمدینژاد که به قطعنامههای شورای امنیت نیز اهمیت نداد، تحریمهای اوباما ورق را برگردادند. امکان معامله نفت، ارز و طلا در فاصلهای کوتاه بسته شد و اقتصاد به سراشیبی افتاد. هدیهای مغتنم تا غربگراها به قدرت بازگردند.
ادامه دارد
❤1
◻️شرارت پنهان، دوستی به شرط مهار
#دیلمان
🔹وقتی روسها مطمئن شدند ایران در حال پوستاندازی است تا به قدرت منطقهای تبدیل شود رفتاری معکوس در پیش گرفتند. ترمز همکاری هستهای را کشیدند و نیروگاه بوشهر سالها به تاخیر افتاد، به خواست نتانیاهو سامانه دفاعی اس-۳۰۰ را تحویل ندادند، در تحریم نیز با آمریکا همراه شدند. این روند ادامه داشت تا طیفِ غربگرا که به جای نیرومندی به سازگاری فکر میکند، به دولت بازگشت.
🔹بهار عربی به برآمدن اسلامِ جهادی و خطر از دست رفتن سوریه انجامید که روسها را ناگزیر کرد سیاست مهار را موقتا فراموش کنند. با تأخیر بسیار زیاد پس از ویرانی گسترده با اصرار بخش نظامی در ایران، نیروی هوایی را به سوریه آوردند تا برنامه آمریکا پیاده نشود. این موفقیت که میرفت محوری امن از افغانستان تا مدیترانه بسازد و چین را هم منتفع کند گویا پیش از غرب، خود روسیه را ترساند.
🔹روسها همواره درباره ایران نگرانی دارند و هر گاه نشانهای از قدرت ببینند سیاست وارونه در پیش میگیرند. به شکل تاریخی برای مهار دو عنصر فارسی و شیعه، دشمن سنتی یعنی عنصر ترکی را بازی میدهند. این سیاست که در دوران تزاری و شوروی، فرهنگ ایرانی را در قفقاز و آسیای میانه پس زد در سالهای اخیر در اشکال تازهای به کار افتاد. نفوذ ایران عقب نشست و محور پانترکی پا به مرحله تهدید گذاشت.
🔹پوتین غائله سوریه را به پایان نرساند و ادلب مانند استخوان لای زخم باقی ماند. علیرغم تنشهایی مثل ترور سفیر، سقوط جنگنده و... در «روند آستانه» به اردوغان راه داد. سیاست کجدار و مریز پیش گرفت تا رویای خاورمیانه امن محقق نشود. همزمان باکو وارد جنگافروزی و تهدید منافع ایران شد. تمجیدهای لفظی ادامه یافت اما از فروش جنگنده (مهمترین کمبود نظامی ایران) خودداری کرد.
🔹پیوستگی سنتی با اسرائیل نیز احتمالِ موازنه را از بین برد. بسیاری از امکانات و تجهیزاتی که ایران به سوریه رساند توسط اسرائیل بمباران و نابود شد اما روسها کوچکترین واکنش منفی نشان ندادند. احتمالا تهدید لفظی هم میتوانست روند را تغییر بدهد اما روسها در توقف ایران مصمم هستند ولو اینکه تاوان آن از دست رفتن متحدی مثل اسد با پایگاههای نظامی و بنادر بسیار مهم در شرق مدیترانه باشد.
🔹در خلال جنگ اوکراین، پوتین مهار ایران را به عنوان نمونهای موفق از همکاری مثال زد و از آمریکا خواست به رویه سابق برگردند. به شکلی علنی (احتمالا ناخواسته) یادآوری کرد روسها ایران را حداکثر «کارت بازی» میبینند و طمع دشمن اصلیشان را برای همکاری علیه ایران تحریک میکنند. پوتین در جای دیگر از پیوند با جمعیت روسهای اسرائیل حرف زد و با زبان راهبردی اعلام کرد کدام طرف را میگیرد.
🔹ادعای پوتین پس از جنگ ۱۲ روزه، که ایران تمایلی به همکاری پدافندی نداشته جز حفظ آبرو بین دوستان یا خوراک رساندن به توجیهگران منطقی ندارد. تأخیر جانفرسا در تحویل اس-۳۰۰ در حالی که اس-۴۰۰ به راحتی به ترکیه و عربستان تحویل شد و ندادن جنگندههای سوخو در حالی که ایران در جنگ اوکراین حاضر شد پشت روسیه بایستد مضحک بودن این ادعا را برای مبتدیان سیاست نیز آشکار میکند.
🔹ایران برای روسیه منافعی دارد اما احساسِ تهدیدشان پررنگ است آنقدر که افتادن به دامان غرب یا ویرانی و تجزیه را به حالت مستقل و نیرومند ترجیح میدهند. آگاه هستند که به دلیل محاصره، ایران ناچار است به حداقلهای دوستی مثل مبادلات اقتصادی دلخوش بماند تا فرصتهای تنفس را از دست ندهد. ترک موازنه حتی با زیانهای چشمگیر برایشان بهتر از همسایه زخمخوردهای است که قدرتی تاثیرگذار شود.
#دیلمان
🔹وقتی روسها مطمئن شدند ایران در حال پوستاندازی است تا به قدرت منطقهای تبدیل شود رفتاری معکوس در پیش گرفتند. ترمز همکاری هستهای را کشیدند و نیروگاه بوشهر سالها به تاخیر افتاد، به خواست نتانیاهو سامانه دفاعی اس-۳۰۰ را تحویل ندادند، در تحریم نیز با آمریکا همراه شدند. این روند ادامه داشت تا طیفِ غربگرا که به جای نیرومندی به سازگاری فکر میکند، به دولت بازگشت.
🔹بهار عربی به برآمدن اسلامِ جهادی و خطر از دست رفتن سوریه انجامید که روسها را ناگزیر کرد سیاست مهار را موقتا فراموش کنند. با تأخیر بسیار زیاد پس از ویرانی گسترده با اصرار بخش نظامی در ایران، نیروی هوایی را به سوریه آوردند تا برنامه آمریکا پیاده نشود. این موفقیت که میرفت محوری امن از افغانستان تا مدیترانه بسازد و چین را هم منتفع کند گویا پیش از غرب، خود روسیه را ترساند.
🔹روسها همواره درباره ایران نگرانی دارند و هر گاه نشانهای از قدرت ببینند سیاست وارونه در پیش میگیرند. به شکل تاریخی برای مهار دو عنصر فارسی و شیعه، دشمن سنتی یعنی عنصر ترکی را بازی میدهند. این سیاست که در دوران تزاری و شوروی، فرهنگ ایرانی را در قفقاز و آسیای میانه پس زد در سالهای اخیر در اشکال تازهای به کار افتاد. نفوذ ایران عقب نشست و محور پانترکی پا به مرحله تهدید گذاشت.
🔹پوتین غائله سوریه را به پایان نرساند و ادلب مانند استخوان لای زخم باقی ماند. علیرغم تنشهایی مثل ترور سفیر، سقوط جنگنده و... در «روند آستانه» به اردوغان راه داد. سیاست کجدار و مریز پیش گرفت تا رویای خاورمیانه امن محقق نشود. همزمان باکو وارد جنگافروزی و تهدید منافع ایران شد. تمجیدهای لفظی ادامه یافت اما از فروش جنگنده (مهمترین کمبود نظامی ایران) خودداری کرد.
🔹پیوستگی سنتی با اسرائیل نیز احتمالِ موازنه را از بین برد. بسیاری از امکانات و تجهیزاتی که ایران به سوریه رساند توسط اسرائیل بمباران و نابود شد اما روسها کوچکترین واکنش منفی نشان ندادند. احتمالا تهدید لفظی هم میتوانست روند را تغییر بدهد اما روسها در توقف ایران مصمم هستند ولو اینکه تاوان آن از دست رفتن متحدی مثل اسد با پایگاههای نظامی و بنادر بسیار مهم در شرق مدیترانه باشد.
🔹در خلال جنگ اوکراین، پوتین مهار ایران را به عنوان نمونهای موفق از همکاری مثال زد و از آمریکا خواست به رویه سابق برگردند. به شکلی علنی (احتمالا ناخواسته) یادآوری کرد روسها ایران را حداکثر «کارت بازی» میبینند و طمع دشمن اصلیشان را برای همکاری علیه ایران تحریک میکنند. پوتین در جای دیگر از پیوند با جمعیت روسهای اسرائیل حرف زد و با زبان راهبردی اعلام کرد کدام طرف را میگیرد.
🔹ادعای پوتین پس از جنگ ۱۲ روزه، که ایران تمایلی به همکاری پدافندی نداشته جز حفظ آبرو بین دوستان یا خوراک رساندن به توجیهگران منطقی ندارد. تأخیر جانفرسا در تحویل اس-۳۰۰ در حالی که اس-۴۰۰ به راحتی به ترکیه و عربستان تحویل شد و ندادن جنگندههای سوخو در حالی که ایران در جنگ اوکراین حاضر شد پشت روسیه بایستد مضحک بودن این ادعا را برای مبتدیان سیاست نیز آشکار میکند.
🔹ایران برای روسیه منافعی دارد اما احساسِ تهدیدشان پررنگ است آنقدر که افتادن به دامان غرب یا ویرانی و تجزیه را به حالت مستقل و نیرومند ترجیح میدهند. آگاه هستند که به دلیل محاصره، ایران ناچار است به حداقلهای دوستی مثل مبادلات اقتصادی دلخوش بماند تا فرصتهای تنفس را از دست ندهد. ترک موازنه حتی با زیانهای چشمگیر برایشان بهتر از همسایه زخمخوردهای است که قدرتی تاثیرگذار شود.
❤3
◻️میخواهند روی لبه باشیم
#دیلمان
🔹دوست ما کسی است که ایران را در وضعیت نیرومندی بخواهد مثل سوریه پیش از فروپاشی یا یمن و ونزوئلا در سالهای اخیر. تقریبا همه آنها که موثرند و گاهی دوست خطاب میشوند ایران را در وضعیت بینابینی میخواهند: نه رو به قدرت، نه در چاه بیثباتی.
🔹به نفعشان است روی لبه بمانیم تا از فرصتهای به وجود آمده سود ببرند و از آن طرف درگیر بحرانهای ناشی از خلأ قدرت نشوند. از روسیه و چین تا عربستان و ترکیه، از امارات و قطر تا بحرین و کویت، عراق و افغانستان و حتی پاکستان مطلوبشان همین بوده.
🔹غیر از دشمنان که تجزیه را میخواهند همه همسایهها یا کشورهای موثر در منطقه، ایرانی ضعیف و درگیر با مشکلات داخلی را ترجیح میدهند. ایران نه باید از خودش بیرون بیاید نه لازم است فروبپاشد، گزاره دوم محل اختلاف بین دوستان ظاهری و دشمنان علنی است.
🔹علیرغم برخی داوریها نوع حکومت چندان مهم نیست، هیچ شکلی از نظام سیاسی نمیتواند بازیگرانِ موثر را به نیرومندی ایران راضی کند. یا مثل اسماعیل، عباس، نادر و محمدخان روی پای خودمان قدرتی بازدارنده میسازیم یا بهترین بختمان واماندگی خواهد بود.
#دیلمان
🔹دوست ما کسی است که ایران را در وضعیت نیرومندی بخواهد مثل سوریه پیش از فروپاشی یا یمن و ونزوئلا در سالهای اخیر. تقریبا همه آنها که موثرند و گاهی دوست خطاب میشوند ایران را در وضعیت بینابینی میخواهند: نه رو به قدرت، نه در چاه بیثباتی.
🔹به نفعشان است روی لبه بمانیم تا از فرصتهای به وجود آمده سود ببرند و از آن طرف درگیر بحرانهای ناشی از خلأ قدرت نشوند. از روسیه و چین تا عربستان و ترکیه، از امارات و قطر تا بحرین و کویت، عراق و افغانستان و حتی پاکستان مطلوبشان همین بوده.
🔹غیر از دشمنان که تجزیه را میخواهند همه همسایهها یا کشورهای موثر در منطقه، ایرانی ضعیف و درگیر با مشکلات داخلی را ترجیح میدهند. ایران نه باید از خودش بیرون بیاید نه لازم است فروبپاشد، گزاره دوم محل اختلاف بین دوستان ظاهری و دشمنان علنی است.
🔹علیرغم برخی داوریها نوع حکومت چندان مهم نیست، هیچ شکلی از نظام سیاسی نمیتواند بازیگرانِ موثر را به نیرومندی ایران راضی کند. یا مثل اسماعیل، عباس، نادر و محمدخان روی پای خودمان قدرتی بازدارنده میسازیم یا بهترین بختمان واماندگی خواهد بود.
❤1
ترامپ در گفتگو با ان بی سی:
https://t.me/palestinianlounge/6484
- من هنوز نگران آنم که حماس کمکهای امدادی را بدزدد.
- نتانیاهو برای نظارت بر توزیع کمکهای امدادی مرد شایسته ای است.
https://t.me/palestinianlounge/6484
Telegram
Palestinian Lounge 🇵🇸🔻
⭕️ Trump to NBC journalists:
- I am still worried about Hamas stealing aid in Gaza
- Netanyahu is a competent man to oversee American aid in Gaza
- I am still worried about Hamas stealing aid in Gaza
- Netanyahu is a competent man to oversee American aid in Gaza