نظر بنده اینکه مسلمونها هیچ ارزش و احترامی برای دیگران قائل نیستن. حالا اگه زن باشن که این احترامو برای خودشون هم قائل نیستن.
چون تو چطور میتونی تو این عصر اطلاعات و با تمام اتفاقاتی که افتاده و گوهکاریا و دورویی و اختلاص و کثافتکاریایی که از مسلمونا و پیشواهاشون دیدی هنوزم به اسلام باور داشته باشی؟ چطور میتونی هنوزم نماز و روزهتو تقدیم خدای مسلمونا کنی و ذکر الله بگی؟
چون تو چطور میتونی تو این عصر اطلاعات و با تمام اتفاقاتی که افتاده و گوهکاریا و دورویی و اختلاص و کثافتکاریایی که از مسلمونا و پیشواهاشون دیدی هنوزم به اسلام باور داشته باشی؟ چطور میتونی هنوزم نماز و روزهتو تقدیم خدای مسلمونا کنی و ذکر الله بگی؟
ببینین من متوجهم که خیلی از اینا رو برای ما internalized کردهن و من خودمم هنوز دارم باهاش سر و کله میزنم. اما اینکه تو هنوزم پرقدرت بچسبی به اسلامی که زنستیزی، نژادپرستی، کوییرفوبیا، پدوفیلی، کشتار مخالفان و یا تنگ آوردن عرصه بر اونها رو نه تنها مجاز میدونه، بلکه ترویج میکنه، به من میفهمونه چه جور آدمی هستی.
و فکر کن این وسط زن هم باشی! دینی که تو رو حتی آدم حساب نمیکنه رو با دل و جون باور داشته باشی! واقعاً حماقت انسان حد نداره.
Forwarded from Ending
شما ببینید چقدر حوصلهم سر رفته که راضیام کلاسها حضوری شه و من هر صبح از خوابم بزنم اما همون اعصاب خوردیِ از خواب بیدار شدن به زندگیم معنا بده.
حقیقتش اینه که تقریباً هر مرد ایرانی یک آخوند درون داره. حالا یکی از این آخوندا خواهرشو مجبور میکنه چادر بپوشه، یکی به باز بودن سر کاری نداره ولی به شلوارک پوشیدن زنش گیر میده، یکی هم نمیذاره دخترش تحصیلاتشو ادامه بده. همهشونم اسمشو میذارن "غیرت" و "حفاظت از ناموس".
ببخشیدا ولی خب کیر. اگه از دو تا کلمه تو کل جهان و در تمام زبونها بخواد بدم بیاد یکی غیرته یکی ناموس. چون صرفاً درست شدهن واسه اینکه زنستیزی رو توجیه و sugarcoat کنن.
یه عالمه محصولات پوستی اُردینری سفارش داده بودم. وقتی رسید دیدم به خاطر بستهبندی نامناسب یکیشون درش شکسته بود نصفش ریخته بود کف جعبه☹️
ذهن نوشتههای من☁️
رفتم تو تراس، چشمم افتاد به ماه 🌙 زیادی قشنگ نیست؟🥹🪄 #عکسهام
عه همین الان داشتم میگفتم ماه چه خیرهکنندهست.
یکی از فامیلامون عرزشیه و چند وقت پیش داشتیم با دخترش حرف میزدیم. میگفت "بابام میدونه وضع مملکت چطوره ولی براش خیلی سخته که باور کنه ۵۰ سال عقایدش دروغ بوده. واسه همین هنوزم از حکومت طرفداری میکنه."
داشتم فکر میکردم این تا حدی درسته، ولی یه روزی میرسه که اون و امثال اون باید انتخاب کنن کدوم سختتره: باور کردن اینکه ۵۰ سال عقایدت غلط بوده، یا اینکه نتونی نون شبتو تامین کنی و پیش خونوادهت شرمنده شی؟
داشتم فکر میکردم این تا حدی درسته، ولی یه روزی میرسه که اون و امثال اون باید انتخاب کنن کدوم سختتره: باور کردن اینکه ۵۰ سال عقایدت غلط بوده، یا اینکه نتونی نون شبتو تامین کنی و پیش خونوادهت شرمنده شی؟
Forwarded from Pantea’s Dump🧺🐇
اینکه مجبور باشی ثابت کنی به اندازهی کافی داری رنج میکشی تا مستحق کمک باشی،خیلی ناراحتکننده هست.
باید ثابت کنی دردت واقعیه. ثابت کنی دردت رو بزرگنمایی نمیکنی. ثابت کنی داری تمام تلاشت رو میکنی. ثابت کنی به اندازهی کافی مریضی، به اندازهی کافی ناتوانی، به اندازهی کافی به آخر خط رسیدی.
تصور کن توی بدترین و سختترین نقطهی زندگیت باشی و با این حال هنوز مجبور باشی برای بقیه توضیح بدی و دلیل جمع کنی که چرا باید دردت رو جدی بگیرن و چرا اصلا لیاقت این رو داری که درخواست کمک کنی.
باید ثابت کنی دردت واقعیه. ثابت کنی دردت رو بزرگنمایی نمیکنی. ثابت کنی داری تمام تلاشت رو میکنی. ثابت کنی به اندازهی کافی مریضی، به اندازهی کافی ناتوانی، به اندازهی کافی به آخر خط رسیدی.
تصور کن توی بدترین و سختترین نقطهی زندگیت باشی و با این حال هنوز مجبور باشی برای بقیه توضیح بدی و دلیل جمع کنی که چرا باید دردت رو جدی بگیرن و چرا اصلا لیاقت این رو داری که درخواست کمک کنی.
ایدهی بیرون رفتن میدم و دو ثانیه بعد از اینکه از دهنم بیرون اومد، ازش پشیمون میشم. متاسفانه ولی همه به به و چه چه میکنن و دیگه راه برگشتی وجود نداره😭
Forwarded from nobody's daughter (Andréa)
جملهی "بد شروعش کن و بعداً بهترش کن" رو خیلی قبول دارم. فایل ورد رو باز میکنم و کیریترین ترجمهی دنیا رو تایپ میکنم و یک ماه بعد اصلاحش میکنم و به هیچکس هم ربطی نداره. دفترم رو باز میکنم و چنان غلطغلوط فرانسوی مینویسم که روح ویکتور هوگو در گور بلرزه و بعداً هروقت حوصله داشتم چک میکنم ببینم چی رو اشتباه نوشتم و به هیچکس هم ربطی نداره. قلاب بافتنی رو برمیدارم و فجیعترین گرههای جهان رو میبافم و چند هفته بعد که بافتهام مرتبتر شد، تازه شروع میکنم به بافتن با یه هدف مشخص و به هیچکس هم ربطی نداره. مدادشمعی برمیدارم و نقاشیای میکشم که انگار یه خردسال کشیده و هروقت باز حوصلهم کشید، سعی میکنم یه ورژن بهترش رو بکشم و به هیچکس هم ربطی نداره.
شروع میکنم تا ببینم بعداً چی میشه.
شروع میکنم تا ببینم بعداً چی میشه.