آخرین لاکپشت نینجا
99 subscribers
665 photos
185 videos
5 files
57 links
He/They
Nursing student (2/8) who doesn't know what the hell he's doing exactly.
Obsessed with cinema, super long nails, metal music, piercings and languages. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general.

To contact me:
@SashaNBBot
Download Telegram
بعضی وقت‌ها برای اینکه احساس کنترل داشته باشی، ترجیح می‌دی خودت رو مقصر بدونی. با خودت می‌گی «حتماً مشکل از من بوده». این جمله دردناک و تخریب‌کننده‌ست، اما یک مزیت روانی داره: اگه مشکل از من بوده، پس شاید دفعه‌ی بعد بتونم درستش کنم.
Sometimes I wish I was a cisgender woman. Then maybe I would've fitted better. Maybe I would've felt like I was enough. Maybe, just maybe, I could've liked and more importantly, accepted myself.
And for a long time, I tried to be one. I tried so hard to fit. I lied to myself to be "normal". But I guess you simply can't be who you're not.
آخرین لاکپشت نینجا
Sometimes I wish I was a cisgender woman. Then maybe I would've fitted better. Maybe I would've felt like I was enough. Maybe, just maybe, I could've liked and more importantly, accepted myself. And for a long time, I tried to be one. I tried so hard to fit.…
For the most part though, I know this is not true. Being a cis woman wouldn't have solved all my problems. But from time to time, I'd like to think it would. I'd like to think that I'm just a bit further from true happiness, not light-years away _where I actually am.
نمی‌تونم صبر کنم تا بتونم دوباره خودمو تو درس و کار غرق کنم تا بگاییامو یادم بره.
دوستام گفتن بیا بریم بیرون. برنامه داشتم تو خونه انقدر گریه کنم تا خوابم ببره، پس گفتم نه. اصرار کردن و بهم فهموندن اضافی نیستم. خودشون شاید هیچوقت نفهمن ولی با همین کار نجاتم دادن. حداقل واسه یه شب دیگه.
یه ارتباطی بین موی چرب و افکار تاریک و تسخیر کننده هست که نمی‌دونم چطوری توضیح بدم.
خب زندگیم برگشت به همون روند بدون اتفاق قبلی.
می‌گم برام مهم نیست ولی روز به روز بیشتر تیک می‌زنم.
پذیرش کلا اتفاق عجیبیه. آدمی که توی یک هدفِ خاص پذیرفته شکست خورده و راهی براش نیست، هرچقدر هم که قوی باشه، باز هم توی اون مبحث خاص، همیشه در نقش قربانی حاضر می‌شه.
دارم بعد از مدت‌ها هیولاها علیه بیگانگان می‌بینم. خیلی نوستالژیکه عاشقشم.
رفتم شهربازی هدهد سوار شدم. انقدر یارو بد می‌رفت که نزدیک بود غش کنم.
#جدی
اگه تا پسفردا ناخونامو ترمیم نکنم امکان اینکه خودمو آتیش بزنم زیاده.
Forwarded from GAAAAAAAAAAAAAY
یه شلوار جینی پوشیده‌م که می‌شینم انگار ۲۰ سانت دول دارم.
شمالیا خیلی friendly ان بهشون ۱۰/۱۰ می‌دم.
سرم خورد به کامیون. مبارک بدخواهام🤡
Forwarded from Nocturnal
طبق نظریه‌ها و روی‌کردهای خانواده‌درمانی، آدم‌ها توی خانواده، فقط "عضو خانواده" نیستن؛ خیلی وقت‌ها، مخصوصا توی خانواده‌های ناسالم، هرکسی یه نقش می‌گیره. این نقش‌ها، در واقع یه استراتژی بقائن، برای این‌که اون خانواده فانکشن خودش رو حفظ کنه؛ حتی اگر اون فانکشن، ناسالم و مریض باشه.

خانواده برای اینکه با همه دعواها، عقده‌ها، اضطراب‌ها و مشکلات حل‌نشده‌ش سر پا بمونه، آدم‌ها رو هل می‌ده توی یه سری نقش‌ها؛ و بدتر از همه، اینه که بعد از یه مدت، خود آدم هم باور می‌کنه که واقعا همونه.
آخرین لاکپشت نینجا
سرم خورد به کامیون. مبارک بدخواهام🤡
قسمت جالبش اینه که از دور که نزدیکش می‌شدم به خودم گفتم "حواست باشه به این کامیونه نخوریا"😂
می‌خندم کله‌م درد می‌گیره چقدر گیجم خدا.