مامانم واقعاً دوستم داره و من بدجوری احساس میکنم لایق این حجم از محبتش نیستم.
دارم سعی میکنم انقدر به موی بدنم حساس نباشم و مرتب شیو یا پنهانش نکنم. این یه چیز طبیعیه و صرفاً چون afab هستم نباید اجازه بدم بقیه و جامعه درش دخالتی داشته باشن.
من نمیفهمم یه سریا چطوری مدام و مدام از مامان باباشون پول میگیرن و هنوزم دو قورت و نیمشون باقیه. من سه چهار هفته پیش خونواده برام یه ماشین خریدهن هنوز که هنوزه زورم میاد بگم "ماشینم".
Forwarded from Fantastic Mr Fox (Houmaan)
Trans Map.pdf
1.9 MB
نقشه راهنمای افراد ترنس
این نقشه توسط سازمان جهانی ایلگا (سازمان لزبینها، گیها، دوجنسگرایان، ترنس و بیناجنسیها) تهیه شده است که به بررسی قوانین، آییننامهها، روند تصدیق جنسیت، هویتیابی، اصلاح نام و مدارک و همچنین موارد نقض حقوق افراد ترنس در بیش از ۱۵۰ کشور جهان میپردازد.
این گزارش یک فکت معتبر و باارزش است. برای کسانی که میخواهند اطلاعات اجمالی درباره کشوری که قصد مهاجرت به آن را دارند بسیار مناسب است.
این نقشه توسط سازمان جهانی ایلگا (سازمان لزبینها، گیها، دوجنسگرایان، ترنس و بیناجنسیها) تهیه شده است که به بررسی قوانین، آییننامهها، روند تصدیق جنسیت، هویتیابی، اصلاح نام و مدارک و همچنین موارد نقض حقوق افراد ترنس در بیش از ۱۵۰ کشور جهان میپردازد.
این گزارش یک فکت معتبر و باارزش است. برای کسانی که میخواهند اطلاعات اجمالی درباره کشوری که قصد مهاجرت به آن را دارند بسیار مناسب است.
A dark glance
And the headstrong runner (Achilles) answered him in kind: "shameless _
armored in shamelessness_ always shrewd with greed!
How could any Argive soldier obey your orders,
freely and gladly do your sailing for you
or fight your enemies, full force? Not I, no.
It wasn't Trojan spearmen who brought me here to fight.
The Trojans never did me damage, not in the least,
they never stole my cattle or my horses, never
in Phthia where the rich soil breeds strong men
did the lay waste my crops. How could they?
Look at the endless miles that lie between us...
shadowy mountain ranges, seas that surge and thunder.
No, you colossal, shameless _we all followed you,
to please you, to fight for you, to win your honor
back from the Trojans _Menelaus and you, you dog-face!
What do you care? Nothing. You don't look right or left.
And now you threaten to strip me of my prize in person _
the one I fought for long and hard, and sons of Achaea
handed her to me.
📚The Iliad _ Homer
And the headstrong runner (Achilles) answered him in kind: "shameless _
armored in shamelessness_ always shrewd with greed!
How could any Argive soldier obey your orders,
freely and gladly do your sailing for you
or fight your enemies, full force? Not I, no.
It wasn't Trojan spearmen who brought me here to fight.
The Trojans never did me damage, not in the least,
they never stole my cattle or my horses, never
in Phthia where the rich soil breeds strong men
did the lay waste my crops. How could they?
Look at the endless miles that lie between us...
shadowy mountain ranges, seas that surge and thunder.
No, you colossal, shameless _we all followed you,
to please you, to fight for you, to win your honor
back from the Trojans _Menelaus and you, you dog-face!
What do you care? Nothing. You don't look right or left.
And now you threaten to strip me of my prize in person _
the one I fought for long and hard, and sons of Achaea
handed her to me.
📚The Iliad _ Homer
اینجا یه مرغی دارن که به دلایل نامعلومی کل پرای قسمت تحتانی بدنشو زدهن. یعنی کلا از سینه به پایین لخت لخته، یه جوری که وقتی نفس میکشه باز و بسته شدن سوراخ کونشو میتونیم ببینیم. واقعاً نمیدونم چطوری زندهست چون من با دو لایه تیشرت و یه کاپشن انقدر لرزیدهم که کلیههام له شدهن.
Forwarded from • رایمون
رفته بودم خرید. چند بار قیمتها را نگاه کردم (کاری که تا سال گذشته هرگز انجام نمیدادم). قیمتها را نگاه کردم و داغ شدم و فحش نثارش کردم (خودتان میدانید نثارِ کی) و بعد بعضی چیزهایی که برداشته بودم را گذاشتم سر جایش. این مدت یاد گرفتهام که دیگر نگویم فلان چیز گران شده؛ یاد گرفتهام که فلان چیز را نخرم. و نمی دانم این «نخریدنها» قرار است تا کِی ادامه داشته باشد. اصلن برای چی داریم کار میکنیم پس؟ چندتا چیز خریدم و چنددهتا چیز را هم نخریدم و برگشتم خانه، وسایل را گذاشتم روی میز و برای خودم چای ریختم. کاش این چای را از ما نگیرند لااقل. زندگی عجبتر شده. چیزی نمیخری، پولت را نگه میداری (چقدر هم که زیاد است) و آخر ماه نمیفهمی پولت را به کجای گاو زدهای. خوش به حالِ گاو. دشمنِ قاتلِ احمقِ گندهگوز ندارد لااقل.
Pop Buzz
عربستان یه ربات ساخته به اسم (محمد) که در ابتدا کارش رو اسپنک زدن به خانوم مجری شروع کرد:) @popbuz
I mean... historically accurate Mohammad?
امروز یکی از دوستام وقتی فکر میکرد حواسم نیست، به اون یکی دوستم گفت "از ساشا خوشم میاد. باحاله". و اینو واقعاً نیاز داشتم بشنوم چون اکثر اوقات وقتی یه نفر توی روم ازم تعریف میکنه، باورش نمیکنم و فکر میکنم احتمالاً به خاطر رودروایسی داره این چیزا رو میگه.
Forwarded from سهم من از جهان
حالا هم دارم فکر میکنم که خوبه آدم بلد باشه چطور چیزهایی رو که «اتفاق افتاده» بپذیره و یک قدم هم فراتر برداره و به پذیرفتن «چیزهایی هم که میتونست اتفاق بیفته و هیچوقت نیفتاد» نزدیک بشه. هرچند که هر دوی اینها خیلی سخته.
دیگه از اخبار ممنوع شدن تستهای مختلف خارجی که برای مهاجرت نیازن برای ایرانیا حتی ناراحتم نمیشم. این وضع رو پذیرفتهم و تلاش برای دور زدنش دیگه هیچ فایدهای نداره. تقصیر من هم نیست و درست کردنش هم دست من نیست. خیلی وقت هم هست که دیگه به هیچ آرزویی پر و بال نمیدم تا ناامید نشم. اینم مثل همه چیزایی که میخواستم و نشد.
معدهم داره سوراخ میشه نمیدونم چمه باز. هر روز یه درد جدید، انگار نه انگار ۲۰ سالمه.
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بعضی وقتها برای اینکه احساس کنترل داشته باشی، ترجیح میدی خودت رو مقصر بدونی. با خودت میگی «حتماً مشکل از من بوده». این جمله دردناک و تخریبکنندهست، اما یک مزیت روانی داره: اگه مشکل از من بوده، پس شاید دفعهی بعد بتونم درستش کنم.
Sometimes I wish I was a cisgender woman. Then maybe I would've fitted better. Maybe I would've felt like I was enough. Maybe, just maybe, I could've liked and more importantly, accepted myself.
And for a long time, I tried to be one. I tried so hard to fit. I lied to myself to be "normal". But I guess you simply can't be who you're not.
And for a long time, I tried to be one. I tried so hard to fit. I lied to myself to be "normal". But I guess you simply can't be who you're not.
آخرین لاکپشت نینجا
Sometimes I wish I was a cisgender woman. Then maybe I would've fitted better. Maybe I would've felt like I was enough. Maybe, just maybe, I could've liked and more importantly, accepted myself. And for a long time, I tried to be one. I tried so hard to fit.…
For the most part though, I know this is not true. Being a cis woman wouldn't have solved all my problems. But from time to time, I'd like to think it would. I'd like to think that I'm just a bit further from true happiness, not light-years away _where I actually am.
نمیتونم صبر کنم تا بتونم دوباره خودمو تو درس و کار غرق کنم تا بگاییامو یادم بره.
دوستام گفتن بیا بریم بیرون. برنامه داشتم تو خونه انقدر گریه کنم تا خوابم ببره، پس گفتم نه. اصرار کردن و بهم فهموندن اضافی نیستم. خودشون شاید هیچوقت نفهمن ولی با همین کار نجاتم دادن. حداقل واسه یه شب دیگه.