آخرین لاکپشت نینجا
99 subscribers
665 photos
185 videos
5 files
57 links
He/They
Nursing student (2/8) who doesn't know what the hell he's doing exactly.
Obsessed with cinema, super long nails, metal music, piercings and languages. Struggling with sensory issues, dysphoria and life in general.

To contact me:
@SashaNBBot
Download Telegram
البته که با اون یکی آقایی شخصیت اصلی شیپش می‌کنم. منظورتون چیه که شخصیت سریالی‌های موردعلاقه‌م گی نباشن؟ امکان نداره.
این heated rivalry که همه درباره‌ش حرف می‌زدن چرته. Gay lore فقط وقتی دو تا آقایی که نویسنده‌های سریال واضحاً استریت نوشتنشون رو بر اساس کوچیکترین نشونه‌ها با هم شیپ می‌کنی.
بعضی از آدم‌ها حس وقتی رو بهم می‌دن که لیوان پُر آبت از دستت سُر می‌خوره و می‌خوره زمین. اون حس ناگهانی چهره‌ات و اون لیوانی که در صدم‌ثانیه روی هوا معلقه؛ در صدم‌ثانیه حس می‌کنم دیگه هیچ کنترلی روی شرایط ندارم.
Men be treating women like human beings and call it simping.
Genuinely a good night. I just hope I remember it.
مامانم واقعاً دوستم داره و من بدجوری احساس می‌کنم لایق این حجم از محبتش نیستم.
دارم سعی می‌کنم انقدر به موی بدنم حساس نباشم و مرتب شیو یا پنهانش نکنم. این یه چیز طبیعیه و صرفاً چون afab هستم نباید اجازه بدم بقیه و جامعه درش دخالتی داشته باشن.
آخرین لاکپشت نینجا
Kensington – Sorry (Unplugged)
این آهنگ و این صحنه. متریال گریه‌ی بی‌وقفه.
من نمی‌فهمم یه سریا چطوری مدام و مدام از مامان باباشون پول می‌گیرن و هنوزم دو قورت و نیمشون باقیه. من سه چهار هفته پیش خونواده برام یه ماشین خریده‌ن هنوز که هنوزه زورم میاد بگم "ماشینم".
Forwarded from Fantastic Mr Fox (Houmaan)
Trans Map.pdf
1.9 MB
نقشه راهنمای افراد ترنس

این نقشه توسط سازمان جهانی ایلگا (سازمان لزبین‌ها، گی‌ها، دوجنسگرایان، ترنس‌ و بیناجنسی‌ها) تهیه شده است که به بررسی قوانین، آیین‌نامه‌ها، روند تصدیق جنسیت، هویت‌یابی، اصلاح نام و مدارک و همچنین موارد نقض حقوق افراد ترنس در بیش از ۱۵۰ کشور جهان می‌پردازد.

این گزارش یک فکت معتبر و باارزش است. برای کسانی که می‌خواهند اطلاعات اجمالی درباره کشوری که قصد مهاجرت به آن را دارند بسیار مناسب است.
A dark glance
And the headstrong runner (Achilles) answered him in kind: "shameless _
armored in shamelessness_ always shrewd with greed!
How could any Argive soldier obey your orders,
freely and gladly do your sailing for you
or fight your enemies, full force? Not I, no.
It wasn't Trojan spearmen who brought me here to fight.
The Trojans never did me damage, not in the least,
they never stole my cattle or my horses, never
in Phthia where the rich soil breeds strong men
did the lay waste my crops. How could they?
Look at the endless miles that lie between us...
shadowy mountain ranges, seas that surge and thunder.
No, you colossal, shameless _we all followed you,
to please you, to fight for you, to win your honor
back from the Trojans _Menelaus and you, you dog-face!
What do you care? Nothing. You don't look right or left.
And now you threaten to strip me of my prize in person _
the one I fought for long and hard, and sons of Achaea
handed her to me.

📚The Iliad _ Homer
اینجا یه مرغی دارن که به دلایل نامعلومی کل پرای قسمت تحتانی بدنشو زده‌ن. یعنی کلا از سینه به پایین لخت لخته، یه جوری که وقتی نفس می‌کشه باز و بسته شدن سوراخ کونشو می‌تونیم ببینیم. واقعاً نمی‌دونم چطوری زنده‌ست چون من با دو لایه تیشرت و یه کاپشن انقدر لرزیده‌م که کلیه‌هام له شده‌ن.
Forwarded from • رایمون
رفته بودم خرید. چند بار قیمت‌ها را نگاه کردم (کاری که تا سال گذشته هرگز انجام نمی‌دادم). قیمت‌ها را نگاه کردم و داغ شدم و فحش نثارش کردم (خودتان می‌دانید نثارِ کی) و بعد بعضی چیزهایی که برداشته بودم را گذاشتم سر جایش. این مدت یاد گرفته‌ام که دیگر نگویم فلان چیز گران شده؛ یاد گرفته‌ام که فلان چیز را نخرم. و نمی دانم این «نخریدن‌ها» قرار است تا کِی ادامه داشته باشد. اصلن برای چی داریم کار می‌کنیم پس؟ چندتا چیز خریدم و چندده‌تا چیز را هم نخریدم و برگشتم خانه، وسایل را گذاشتم روی میز و برای خودم چای ریختم. کاش این چای را از ما نگیرند لااقل. زندگی عجب‌تر شده. چیزی نمی‌خری، پولت را نگه می‌داری (چقدر هم که زیاد است) و آخر ماه نمی‌فهمی پولت را به کجای گاو زده‌ای. خوش به حالِ گاو. دشمنِ قاتلِ احمقِ گنده‌گوز ندارد لااقل.
امروز یکی از دوستام وقتی فکر می‌کرد حواسم نیست، به اون یکی دوستم گفت "از ساشا خوشم میاد. باحاله". و اینو واقعاً نیاز داشتم بشنوم چون اکثر اوقات وقتی یه نفر توی روم ازم تعریف می‌کنه، باورش نمی‌کنم و فکر می‌کنم احتمالاً به خاطر رودروایسی داره این چیزا رو می‌گه.
هر وقت یه جا می‌شنوم "انرژی زنانه" دلم می‌خواد خودمو آتیش بزنم.
حالا هم دارم فکر می‌کنم که خوبه آدم بلد باشه چطور چیزهایی رو که «اتفاق افتاده» بپذیره و یک قدم هم فراتر برداره و به پذیرفتن «چیزهایی هم که می‌تونست اتفاق بیفته و هیچ‌وقت نیفتاد» نزدیک بشه. هرچند که هر دوی اینها خیلی سخته.
دیگه از اخبار ممنوع شدن تست‌های مختلف خارجی که برای مهاجرت نیازن برای ایرانیا حتی ناراحتم نمی‌شم. این وضع رو پذیرفته‌م و تلاش برای دور زدنش دیگه هیچ فایده‌ای نداره. تقصیر من هم نیست و درست کردنش هم دست من نیست. خیلی وقت هم هست که دیگه به هیچ آرزویی پر و بال نمی‌دم تا ناامید نشم. اینم مثل همه چیزایی که می‌خواستم و نشد.
معده‌م داره سوراخ می‌شه نمی‌دونم چمه باز. هر روز یه درد جدید، انگار نه انگار ۲۰ سالمه.