گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آن کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: ابیراهی 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: ابیراهی 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آن کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: فریز 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: فریز 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آن کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: همدوس 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: همدوس 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت ششم 🔸🔸
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً میگوید:
اگر جرم نوترون فقط اندکی بیش از مقدار کنونیاش بود، آنگاه هیدروژن به دوتریوم تبدیل نمیشد و هیچ کدام از این ستارهها ساخته نمیشدند.
✳️ با این حال، کرل میگوید خداباوران از اصل تنظیم ظریف دو نتیجه گرفتهاند: اولاً حیات هوشمند کنونی تنها به ازای بازههای بسیار کوچکی از پارامترهای فیزیکی ممکن است؛ ثانیاً اراده خداوندی بهترین توضیح برای شکلگیری این بازههاست.
✴️ کرل با این دو نتیجه مشکل دارد و میکوشد تا راهی برای سست کردن آنها پیدا کند. او چهار حالت را در مواجهه با اصل تنظیم ظریف ممکن میداند.
1️⃣ حیات بهشدت قدرتمند است و حتی اگر پارامترها تغییر زیادی کنند، باز هم میتواند شکل بگیرد.
2️⃣ تنها یک جهان داریم که پارامترهای آن تصادفی انتخاب شدهاند و تصادفاً آنهایی کنار هم آمدهاند که میتوانند حیات را بسازند.
3️⃣ در ناحیههای مختلف عالم، پارامترها مقادیر مختلفی دارند و چیزی به نام اثر گزینش نداریم که بگوید حیات فقط در ناحیههای سازگار با حیات بروز میکند.
4️⃣ پارامترها تصادفی انتخاب نمیشوند، بلکه موجودی فراطبیعی آنها را این چنین طراحی کرده است.
@MaxRGquiz
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً میگوید:
اگر جرم نوترون فقط اندکی بیش از مقدار کنونیاش بود، آنگاه هیدروژن به دوتریوم تبدیل نمیشد و هیچ کدام از این ستارهها ساخته نمیشدند.
✳️ با این حال، کرل میگوید خداباوران از اصل تنظیم ظریف دو نتیجه گرفتهاند: اولاً حیات هوشمند کنونی تنها به ازای بازههای بسیار کوچکی از پارامترهای فیزیکی ممکن است؛ ثانیاً اراده خداوندی بهترین توضیح برای شکلگیری این بازههاست.
✴️ کرل با این دو نتیجه مشکل دارد و میکوشد تا راهی برای سست کردن آنها پیدا کند. او چهار حالت را در مواجهه با اصل تنظیم ظریف ممکن میداند.
1️⃣ حیات بهشدت قدرتمند است و حتی اگر پارامترها تغییر زیادی کنند، باز هم میتواند شکل بگیرد.
2️⃣ تنها یک جهان داریم که پارامترهای آن تصادفی انتخاب شدهاند و تصادفاً آنهایی کنار هم آمدهاند که میتوانند حیات را بسازند.
3️⃣ در ناحیههای مختلف عالم، پارامترها مقادیر مختلفی دارند و چیزی به نام اثر گزینش نداریم که بگوید حیات فقط در ناحیههای سازگار با حیات بروز میکند.
4️⃣ پارامترها تصادفی انتخاب نمیشوند، بلکه موجودی فراطبیعی آنها را این چنین طراحی کرده است.
... ادامه دارد@MaxRG
@MaxRGquiz
گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آنها کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: وردیدن 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: وردیدن 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت هفتم 🔸🔸
✳️ مسأله این است که کدام مدل (حالتهای 1️⃣ تا 4️⃣) با احتمال بیشتری درست است. البته درستی هر مدل باید به شرط وجود حیات هوشمند بررسی شود. بدین ترتیب، کرل این مسأله را فقط در سطح احتمال توضیح میدهد — نه بیشتر.
✴️ به عقیده او، حالت 1️⃣ بسیار بعید است. چرا؟
ما امروزه مدل استاندارد ذرات بنیادی را بهخوبی میشناسیم و میدانیم که مثلاً الکترون ذرهای بنیادی است. از سوی دیگر جدول تناوبی عناصر را هم بهخوبی میشناسیم و میدانیم اتمها از چه ذرات بنیادیای تشکیل شدهاند. با این حال، نمیتوانیم از مدل استاندارد به جدول تناوبی برسیم! یا لااقل کار بسیار بسیار دشواری است.
✴️ به همین ترتیب، ما خیلی از مولکولهای پیچیده زیستی را میشناسیم و میدانیم که از چه اتمهایی ساخته شدهاند، ولی بهسادگی نمیتوان آن مولکولها را در آزمایشگاه ساخت.
✳️ حالا فکر کنید بخواهیم از مدل استاندارد ذرات بنیادی بخواهیم به حیات هوشمند برسیم. تقریباً غیرممکن است!
💎 اگر حیات آنقدر قوی بود که با گستره وسیعی از پارامترها سازگار میشد، آنگاه راحتتر میتوانستیم مسیر مدل استاندارد تا حیات هوشمند را طی کنیم. ولی اکنون که چنین کاری تقریباً غیرممکن است، نتیجه میگیریم که به احتمال زیاد حیات بسیار ظریف است.
@MaxRGquiz
✳️ مسأله این است که کدام مدل (حالتهای 1️⃣ تا 4️⃣) با احتمال بیشتری درست است. البته درستی هر مدل باید به شرط وجود حیات هوشمند بررسی شود. بدین ترتیب، کرل این مسأله را فقط در سطح احتمال توضیح میدهد — نه بیشتر.
✴️ به عقیده او، حالت 1️⃣ بسیار بعید است. چرا؟
ما امروزه مدل استاندارد ذرات بنیادی را بهخوبی میشناسیم و میدانیم که مثلاً الکترون ذرهای بنیادی است. از سوی دیگر جدول تناوبی عناصر را هم بهخوبی میشناسیم و میدانیم اتمها از چه ذرات بنیادیای تشکیل شدهاند. با این حال، نمیتوانیم از مدل استاندارد به جدول تناوبی برسیم! یا لااقل کار بسیار بسیار دشواری است.
✴️ به همین ترتیب، ما خیلی از مولکولهای پیچیده زیستی را میشناسیم و میدانیم که از چه اتمهایی ساخته شدهاند، ولی بهسادگی نمیتوان آن مولکولها را در آزمایشگاه ساخت.
✳️ حالا فکر کنید بخواهیم از مدل استاندارد ذرات بنیادی بخواهیم به حیات هوشمند برسیم. تقریباً غیرممکن است!
💎 اگر حیات آنقدر قوی بود که با گستره وسیعی از پارامترها سازگار میشد، آنگاه راحتتر میتوانستیم مسیر مدل استاندارد تا حیات هوشمند را طی کنیم. ولی اکنون که چنین کاری تقریباً غیرممکن است، نتیجه میگیریم که به احتمال زیاد حیات بسیار ظریف است.
... ادامه دارد@MaxRG
@MaxRGquiz
Telegram
گروه پژوهشی مکث
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت ششم 🔸🔸
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً…
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً…
گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آنها کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: خمینه 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: خمینه 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت هشتم 🔸🔸
✳️ در نگاه اول، حالت 2️⃣ محتمل است، چون مدل سادهای است! این مدل چیز خاصی ندارد و همه چیز تصادفیاند. هر چه تعداد قاعدهها کمتر باشد، مدل سادهتر است و مدل ساده بر مدل پیچیده ارجح است.
✳️ اما وقتی دقیقتر میشویم و به مسأله وجودِ حیات هوشمند فکر میکنیم، میبینیم در چنین شرایطی احتمال وجود حیات هوشمند بسیار کم است. یا میتوانید همان مثال معروف را در نظر بگیرید که میگوید اگر گربهای دکمههای صفحهکلید را بزند، احتمال اینکه دیوان حافظ تایپ شود، بسیار اندک است.
✳️ از طرفی، طبق قضیهای ریاضی (موسوم به بِیْزْ)، احتمال درستی هر مدل به شرط وجود حیات هوشمند، با احتمال وجود حیات هوشمند به شرط درستی آن مدل، متناسب است. حال چون احتمال وجود حیات هوشمند به شرط درستی مدل 2️⃣ بسیار کم است، پس احتمال درستی مدل 2️⃣ بسیار کم است. یعنی خیلی بعید است که پارامترهای جهان تصادفی کنار هم آمده باشند تا حیات را بسازند.
@MaxRG
@MaxRGquiz
✳️ در نگاه اول، حالت 2️⃣ محتمل است، چون مدل سادهای است! این مدل چیز خاصی ندارد و همه چیز تصادفیاند. هر چه تعداد قاعدهها کمتر باشد، مدل سادهتر است و مدل ساده بر مدل پیچیده ارجح است.
✳️ اما وقتی دقیقتر میشویم و به مسأله وجودِ حیات هوشمند فکر میکنیم، میبینیم در چنین شرایطی احتمال وجود حیات هوشمند بسیار کم است. یا میتوانید همان مثال معروف را در نظر بگیرید که میگوید اگر گربهای دکمههای صفحهکلید را بزند، احتمال اینکه دیوان حافظ تایپ شود، بسیار اندک است.
✳️ از طرفی، طبق قضیهای ریاضی (موسوم به بِیْزْ)، احتمال درستی هر مدل به شرط وجود حیات هوشمند، با احتمال وجود حیات هوشمند به شرط درستی آن مدل، متناسب است. حال چون احتمال وجود حیات هوشمند به شرط درستی مدل 2️⃣ بسیار کم است، پس احتمال درستی مدل 2️⃣ بسیار کم است. یعنی خیلی بعید است که پارامترهای جهان تصادفی کنار هم آمده باشند تا حیات را بسازند.
@MaxRG
@MaxRGquiz
Telegram
گروه پژوهشی مکث
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت ششم 🔸🔸
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً…
✳️ کرل به سراغ اصل تنظیم ظریف میرود که طبق آن، پارامترهای فیزیکی جهان ما بسیار ظریف هستند و اگر اندکی متفاوت بودند، این عالم کنونی شکل نمیگرفت. او آنقدر شاهد علمی میشناسد که مجالی برای بهانهجویی بر این اصل نمییابد. مثلاً…
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت نهم 🔸🔸
✳️ حالت یا مدل 3️⃣، که «مدل چندجهانی» نام دارد، نتیجهای طبیعی از دو قاعده (یا دلیل) دیگر است که به ظاهر استوارند!
✳️ یکی از آن دلیلها، کیهانشناسی تورمی است. مشاهدهها نشان میدهند عالم در حال انبساط است.
✴️ انگار عالم روی بادکنکی باشد و کسی بادکنک را باد کند!
✳️ نظریات مختلفی بر پایه کیهانشناسی تورمی بنا شدهاند. در برخی ادعا میشود کل عالم همواره در حال انبساط است، اما بعضی ناحیهها انبساط ابدی را تجربه نمیکنند.
✴️ مثل اتفاقی که گاهی هنگام پختن کیک میافتد و حبابهایی وسط کیک ایجاد میشود.
✳️ حالا فرض کنید با چکش به قرصی شیشهای ضربه میزنید. بسته به شدت ضربه یا محل فرود چکش، ترک برداشتن شیشه متفاوت خواهد بود و تقارن دایرهای شیشه به شیوههای مختلفی از بین میرود. داستان حبابهای عالم هم تقریباً همین طور است. هنگامی که حبابها بسیار کوچک بودهاند، احتمالاً قوانین فیزیکی یکسانی داشتهاند، ولی بهمرور تقارن آنها از بین رفته و این احتمال وجود دارد که نحوه شکست تقارن در همه آنها یکسان نباشد.
💎 بنابراین ممکن است هر حباب قوانین و ثابتهای فیزیکی متفاوتی داشته باشد.
@MaxRG
✳️ حالت یا مدل 3️⃣، که «مدل چندجهانی» نام دارد، نتیجهای طبیعی از دو قاعده (یا دلیل) دیگر است که به ظاهر استوارند!
✳️ یکی از آن دلیلها، کیهانشناسی تورمی است. مشاهدهها نشان میدهند عالم در حال انبساط است.
✴️ انگار عالم روی بادکنکی باشد و کسی بادکنک را باد کند!
✳️ نظریات مختلفی بر پایه کیهانشناسی تورمی بنا شدهاند. در برخی ادعا میشود کل عالم همواره در حال انبساط است، اما بعضی ناحیهها انبساط ابدی را تجربه نمیکنند.
✴️ مثل اتفاقی که گاهی هنگام پختن کیک میافتد و حبابهایی وسط کیک ایجاد میشود.
✳️ حالا فرض کنید با چکش به قرصی شیشهای ضربه میزنید. بسته به شدت ضربه یا محل فرود چکش، ترک برداشتن شیشه متفاوت خواهد بود و تقارن دایرهای شیشه به شیوههای مختلفی از بین میرود. داستان حبابهای عالم هم تقریباً همین طور است. هنگامی که حبابها بسیار کوچک بودهاند، احتمالاً قوانین فیزیکی یکسانی داشتهاند، ولی بهمرور تقارن آنها از بین رفته و این احتمال وجود دارد که نحوه شکست تقارن در همه آنها یکسان نباشد.
💎 بنابراین ممکن است هر حباب قوانین و ثابتهای فیزیکی متفاوتی داشته باشد.
@MaxRG
گهگاه برخی واژههای علمی فارسی را ریشهیابی میکنیم. شناختن اجزای واژهها یا بستگان آنها کمک میکند تا واژه را بهتر بفهمیم.
این قسمت: نوساننما 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
این قسمت: نوساننما 👆👆
@MaxRG
@MaxRGquiz
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت دهم 🔸🔸
✳️ دومین دلیل برای مدل چندجهانی، نظریه ریسمان است.
✳️ برای اینکه نظریه ریسمان (یا شکل متقارنترش، ابرریسمان) فاقد حالتهای غیرفیزیکی باشد، لازم است ابعاد فضازمان ۲۶ (یا به ازای ابرریسمان، ۱۰) باشد. از سوی دیگر، انتظار میرود نظریه ریسمان بتواند نظریههای ۴بعدی معمول را توجیه کند. پس سادهترین سؤال این است که ابعاد اضافی کجا میروند.
✳️ در مدلی که دنیای ۲۶بعدی را به دنیای ۴بعدی ربط میدهد، فرض میکنیم ابعاد اضافی بسیار کوچک و فشردهاند. همچنان که قوطی شیرخشک و نخ دوزندگی، هر دو استوانهای شکل هستند، ولی نخ را شبیه قوطی شیرخشک نمیبینیم!
✳️ یکی از تبعات کوچک و فشرده بودن ابعاد اضافی این است که به جای یک «حالت خلأ»، گسترهای از حالتهای خلأ مجاز میشوند. هر حالت خلأ به معنای فضایی است که قوانین فیزیکی خاص خود را دارد. وقتی حالتهای خلأ متفاوت باشند، ثابتهای فیزیکی و قوانین دنیای ۴بعدی که نتیجهای از تحول حالت خلأ هستند، میتوانند متفاوت باشند.
✴️ بهویژه اینکه تعداد حالتهای خلأ خیلی زیاد (بیش از ۱۰ به توان ۵۰۰!) است و احتمال وجود حیات هوشمند در چندتا از آنها، بعید نیست.
@MaxRG
@MaxRGquiz
✳️ دومین دلیل برای مدل چندجهانی، نظریه ریسمان است.
✳️ برای اینکه نظریه ریسمان (یا شکل متقارنترش، ابرریسمان) فاقد حالتهای غیرفیزیکی باشد، لازم است ابعاد فضازمان ۲۶ (یا به ازای ابرریسمان، ۱۰) باشد. از سوی دیگر، انتظار میرود نظریه ریسمان بتواند نظریههای ۴بعدی معمول را توجیه کند. پس سادهترین سؤال این است که ابعاد اضافی کجا میروند.
✳️ در مدلی که دنیای ۲۶بعدی را به دنیای ۴بعدی ربط میدهد، فرض میکنیم ابعاد اضافی بسیار کوچک و فشردهاند. همچنان که قوطی شیرخشک و نخ دوزندگی، هر دو استوانهای شکل هستند، ولی نخ را شبیه قوطی شیرخشک نمیبینیم!
✳️ یکی از تبعات کوچک و فشرده بودن ابعاد اضافی این است که به جای یک «حالت خلأ»، گسترهای از حالتهای خلأ مجاز میشوند. هر حالت خلأ به معنای فضایی است که قوانین فیزیکی خاص خود را دارد. وقتی حالتهای خلأ متفاوت باشند، ثابتهای فیزیکی و قوانین دنیای ۴بعدی که نتیجهای از تحول حالت خلأ هستند، میتوانند متفاوت باشند.
✴️ بهویژه اینکه تعداد حالتهای خلأ خیلی زیاد (بیش از ۱۰ به توان ۵۰۰!) است و احتمال وجود حیات هوشمند در چندتا از آنها، بعید نیست.
@MaxRG
@MaxRGquiz
🔸🔸 کرل چه میگوید؟ — قسمت یازدهم (پایانی)🔸🔸
✳️ به عقیده کرل، حامیان مدل 4️⃣ در واقع حامی پرسشهای «چراگونه» هستند. او میگوید:
تمام حرف آنان [خداباوران] این است که نباید به «چطور چنین اتفاقی افتاد» بسنده کنیم؛ فهم چگونگیها کافی نیست و باید توضیح دهیم که چرا چنین اتفاقی افتاد ...
✳️ به باور کرل، افزودن لایهای بالاتر (آن هم از نوع فراطبیعی) برای توضیح واقعیات، صرفاً به پیچیدگی مسأله میافزاید که مانعی برای پذیرش مدل 4️⃣ است.
✳️ البته او در انتها بهصراحت اعلام میکند:
این حرفها اثباتی در عدم وجود خدا نیست ... وظیفه علم اثبات چیزها نیست. بلکه علم میان مدلهای رقیب قضاوت میکند، آن هم بر اساس سادگی، وضوح، قابل درک بودن، و سازگاری با مشاهدات.
@MaxRG
@MaxRGquiz
✳️ به عقیده کرل، حامیان مدل 4️⃣ در واقع حامی پرسشهای «چراگونه» هستند. او میگوید:
تمام حرف آنان [خداباوران] این است که نباید به «چطور چنین اتفاقی افتاد» بسنده کنیم؛ فهم چگونگیها کافی نیست و باید توضیح دهیم که چرا چنین اتفاقی افتاد ...
✳️ به باور کرل، افزودن لایهای بالاتر (آن هم از نوع فراطبیعی) برای توضیح واقعیات، صرفاً به پیچیدگی مسأله میافزاید که مانعی برای پذیرش مدل 4️⃣ است.
✳️ البته او در انتها بهصراحت اعلام میکند:
این حرفها اثباتی در عدم وجود خدا نیست ... وظیفه علم اثبات چیزها نیست. بلکه علم میان مدلهای رقیب قضاوت میکند، آن هم بر اساس سادگی، وضوح، قابل درک بودن، و سازگاری با مشاهدات.
@MaxRG
@MaxRGquiz
حرفی خودمانی .... 🙈🙉
سلام؛ بیش از یک سال هست که مهمان شماییم. نمیدانیم فایدهای داشتهایم یا نه. اگر از پستهای مناسبتی و بررسی برخی واژهها بگذریم، بحث اصلیمان از تعریف دین شروع شد و کمکم به بحثهای پیچیدهتری رسیدیم که آمیزه و بهنوعی کاربردی از آن بحثهای مقدماتی بود.
پیشتر در نظر داشتیم ادعاهای کرل را اجمالاً نقد کنیم، اما به دلایل مختلفی پشیمان شدیم. شاید روزی دیگر، سالی دیگر، یا جایی دیگر دوباره این بحث را پیش بکشیم.
🔸🔸🔸🔸🔸
احتمالاً پست بالا آخرین پست و این «حرف خودمانی»، خداحافظی ما باشد. امیدواریم تا حدی سخن تازه گفته باشیم و طبق قاعده
«هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود ** وارهد از حد جهان، بیحد و اندازه شود»
عمل کرده باشیم.
البته صفحه اینستاگرام ما کمی دیرتر راکد میشود و فعلاً در آنجا با کسی خداحافظی نمیکنیم.
زیاده عرضی نیست؛ ممنون از همراهیتان؛ یا حق
@MaxRG
@MaxRGquiz
سلام؛ بیش از یک سال هست که مهمان شماییم. نمیدانیم فایدهای داشتهایم یا نه. اگر از پستهای مناسبتی و بررسی برخی واژهها بگذریم، بحث اصلیمان از تعریف دین شروع شد و کمکم به بحثهای پیچیدهتری رسیدیم که آمیزه و بهنوعی کاربردی از آن بحثهای مقدماتی بود.
پیشتر در نظر داشتیم ادعاهای کرل را اجمالاً نقد کنیم، اما به دلایل مختلفی پشیمان شدیم. شاید روزی دیگر، سالی دیگر، یا جایی دیگر دوباره این بحث را پیش بکشیم.
🔸🔸🔸🔸🔸
احتمالاً پست بالا آخرین پست و این «حرف خودمانی»، خداحافظی ما باشد. امیدواریم تا حدی سخن تازه گفته باشیم و طبق قاعده
«هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود ** وارهد از حد جهان، بیحد و اندازه شود»
عمل کرده باشیم.
البته صفحه اینستاگرام ما کمی دیرتر راکد میشود و فعلاً در آنجا با کسی خداحافظی نمیکنیم.
زیاده عرضی نیست؛ ممنون از همراهیتان؛ یا حق
@MaxRG
@MaxRGquiz
💎💎💎
خب خب خب! بالاخره کتابچه لینوکسی ما آماده شد. جامع نیست، ولی تصور میکنیم برای کسانی که میخواهند با لینوکس آشنا بشن، راهنمای خوبی باشه.
سرفصلها تقریبا مطابق با آزمونهای متداول مدیریت سیستمهای لینوکسی (مثل Linux Essentials) هست. البته یک فصل فیزیکی هم چاشنی اونا شده.
چند صفحه نخست اون به طور رایگان در سایتمون هست:
maxrg.ir/store
#لینوکس #linux #کامپیوتر
@MaxRG
خب خب خب! بالاخره کتابچه لینوکسی ما آماده شد. جامع نیست، ولی تصور میکنیم برای کسانی که میخواهند با لینوکس آشنا بشن، راهنمای خوبی باشه.
سرفصلها تقریبا مطابق با آزمونهای متداول مدیریت سیستمهای لینوکسی (مثل Linux Essentials) هست. البته یک فصل فیزیکی هم چاشنی اونا شده.
چند صفحه نخست اون به طور رایگان در سایتمون هست:
maxrg.ir/store
#لینوکس #linux #کامپیوتر
@MaxRG
یکی بود، یکی نبود. سالها پیش، در یه شهر قشنگ، مرد جوانی زندگی میکرد که از دار دنیا، فقط یه سیبیل کوچیک داشت و به همین خاطر، مردم سیبیلکوچیک صداش میزدن. یه روز که سیبیلکوچیک کنج اتاق نشسته بود و داشت با سیبیلش بازی میکرد، به فکرش رسید که اگه الکترونها با سرعت زیاد حرکت کنن، چه اتفاقی براشون میفته!
اون روز سیبیلکوچیک به هیچ نتیجهای نرسید. فردا از کنج اتاق خارج شد و کفشی آهنی پوشید و زد به دل صحرا. رفت و رفت و رفت. بعد از هفت روز و هفت شب، زیر درخت کاج بیثمر، پیرمرد سیبیلکلفتی دید که کفشهاش رو بالشت سرش کرده بود و چرت میزد. سیبیلکوچیک فریاد زد: «پیرمرد برخیز و مرا یاری ده!»
خوشبختانه پیر حلیم بود و جهاندیده. پس کظم غیظ کرد و گفت: «جوان، آنچه تو میخواهی من ندانم. لکن میدانم که مجذور انرژی موجودات باید با مجموع مجذور جرم و مجذور تکانه آنها برابر باشد! آنچنان که در این لوح میبینی» و لوحی رو به سیبیلکوچیک داد و افزود: «امیدوارم بدانی تکانه چیزی شبیه به حاصلضرب جرم و سرعت است»
سیبیلکوچیک لوح رو گرفت و در حالی که از کوچکی سیبیلش شرمنده بود، بیهیچ حرفی از پیرمرد دور شد.
ادامه دارد ...
@MaxRG
اون روز سیبیلکوچیک به هیچ نتیجهای نرسید. فردا از کنج اتاق خارج شد و کفشی آهنی پوشید و زد به دل صحرا. رفت و رفت و رفت. بعد از هفت روز و هفت شب، زیر درخت کاج بیثمر، پیرمرد سیبیلکلفتی دید که کفشهاش رو بالشت سرش کرده بود و چرت میزد. سیبیلکوچیک فریاد زد: «پیرمرد برخیز و مرا یاری ده!»
خوشبختانه پیر حلیم بود و جهاندیده. پس کظم غیظ کرد و گفت: «جوان، آنچه تو میخواهی من ندانم. لکن میدانم که مجذور انرژی موجودات باید با مجموع مجذور جرم و مجذور تکانه آنها برابر باشد! آنچنان که در این لوح میبینی» و لوحی رو به سیبیلکوچیک داد و افزود: «امیدوارم بدانی تکانه چیزی شبیه به حاصلضرب جرم و سرعت است»
سیبیلکوچیک لوح رو گرفت و در حالی که از کوچکی سیبیلش شرمنده بود، بیهیچ حرفی از پیرمرد دور شد.
ادامه دارد ...
@MaxRG
حالا ناراحتی سیبیلکوچیک دوتا شده بود: الکترونها و سیبیل کوچیکش! قصه الکترونها عجیب بود. وقتی او لوح رو دید، اول تصور کرد که مشکل حل شده، ولی با کمی دقت فهمید اون رابطه درباره مجذور انرژی بحث کرده و به لحاظ ریاضی خود انرژی میتونه هم مثبت و هم منفی باشه. آیا انرژی منفی اشکالی داشت؟
🤔🤔🧐🧐
سیبیلکوچیک از سرمای سخت و جنگل انبوه و حیوانات درنده گذشت تا به خانه سنگی و تاریکی رسید که در اون جادوگر چارچشمی زندگی میکرد. سیبیلکوچیک ترسید، بهخصوص وقتی جادوگر با صدای لرزانی پرسید: «اینجا در خانه من به دنبال چه میگردی؟ سارقی یا جادوگرکش؟» سیبیلکوچیک ماجرا را بازگفت و از جادوگر شنید: «جوانک! اگر روزی آب نیاشامی، با نان نتوانی رفع عطش کنی و اگر روزی نان نخوری، با آب نتوانی شکمت سیر کنی. نان و آب مکمل هماند و به همین سیاق، انرژی مثبت و منفی» و چون سیبیلکوچیک پرسید «چرا»، جادوگر گفت: «محض ئِرا!»
ادامه دارد ...
@MaxRG
@MaxRGquiz
🤔🤔🧐🧐
سیبیلکوچیک از سرمای سخت و جنگل انبوه و حیوانات درنده گذشت تا به خانه سنگی و تاریکی رسید که در اون جادوگر چارچشمی زندگی میکرد. سیبیلکوچیک ترسید، بهخصوص وقتی جادوگر با صدای لرزانی پرسید: «اینجا در خانه من به دنبال چه میگردی؟ سارقی یا جادوگرکش؟» سیبیلکوچیک ماجرا را بازگفت و از جادوگر شنید: «جوانک! اگر روزی آب نیاشامی، با نان نتوانی رفع عطش کنی و اگر روزی نان نخوری، با آب نتوانی شکمت سیر کنی. نان و آب مکمل هماند و به همین سیاق، انرژی مثبت و منفی» و چون سیبیلکوچیک پرسید «چرا»، جادوگر گفت: «محض ئِرا!»
ادامه دارد ...
@MaxRG
@MaxRGquiz
حرف جادوگر مُسکنی بر درد سیبیلکوچیک بود، چون مطمئن شد که انرژی منفی رو باید نگه داره. پس نگاهی به کفش آهنیاش انداخت و با خیالی که اندکی راحت شده بود، به سمت خونهاش حرکت کرد. سه روز و سه شب راه رفت تا به آبشار خروشانی رسید و تصمیم گرفت لحظهای اتراق کند. سیبیلکوچیک رو به آبشار نشست و بقچهای را که جادوگر بهش داده بود، باز کرد. پنیر و انگور بود. لقمهای گرفت و به دهانش گذاشت، اما هنوز پایین نرفته بود که آبشار رو دید و شیرینی انگور به تلخی زهر بدل شد.
🍇🍇
آب همیشه به پایین میریخت؛ یعنی جایی که انرژیش کمتر بود. حالا اگه قرار باشه سیبیلکوچیک انرژی منفی الکترونها رو نگه داره، اونوقت همه الکترونهایی که انرژی مثبت داشتن، به طور طبیعی جوری رفتار میکردن که انرژیشون منفی بشه. درنتیجه، خیلی زود الکترونهای با انرژی مثبت از بین میرفتن و جهان فقط انرژی میشد!
💧💦💧💦
کمر سیبیلکوچیک از این تناقض شکست، اما صدای اعتراض شکم پیدرپی میومد و چارهای جز بلعیدن لقمه نبود.
ادامه دارد ...
@MaxRG
@MaxRGquiz
🍇🍇
آب همیشه به پایین میریخت؛ یعنی جایی که انرژیش کمتر بود. حالا اگه قرار باشه سیبیلکوچیک انرژی منفی الکترونها رو نگه داره، اونوقت همه الکترونهایی که انرژی مثبت داشتن، به طور طبیعی جوری رفتار میکردن که انرژیشون منفی بشه. درنتیجه، خیلی زود الکترونهای با انرژی مثبت از بین میرفتن و جهان فقط انرژی میشد!
💧💦💧💦
کمر سیبیلکوچیک از این تناقض شکست، اما صدای اعتراض شکم پیدرپی میومد و چارهای جز بلعیدن لقمه نبود.
ادامه دارد ...
@MaxRG
@MaxRGquiz