⚫درود صغرا خانم گل گزی⚫❤️ خواهر گلم روحت شاد باشه خیلی برایم عزیز بودی و خاطرات زیادی با هم داشتیم و مثل یک فیلم همیشه در نظرم هست خیلی ناراحت و غمگین شدم کاش قدیما بود و سالم بودیم و باهم کلی حرف داشتیم می زدیم .حالا که بی سر و صدا رفتی و غمت در دل ما ماندگار شد امیدوارم که به آرامش و راحتی رسیده باشی کلی در جوانی رنج و سختی کشیدی تا بچه ها را به عزت رساندی .نبودت برایم خیلی درد آور است .روحت شاد و خاطراتی که با هم داشتیم جاودانه باد . خواهری که همیشه به یادت دارد و غم نبودنت برایش سنگین و ناراحت کننده است. به تمامی بازماندگانت تسلیت می گویم و برای آنها بقای عمر را آرزومندم. 🖤 آبجی فاطمه🖤💌این نوشته توسط مادرم فاطمه اسانلو(گل گزی) به یاد خواهرش نوشته شده است!
#ایل_اسانلوتیره_باقرخانی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_ازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
#ایل_اسانلوتیره_باقرخانی
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_ازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران
جنبش عدالت خواهی ایران | National solidarity of Iran
Video
تاریخ خود را قهرمانان خود را جنبش ها وپیروزی های دلاورانه خود را بشناسیم و به جوانان ارایه دهیم!
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/MansoorOsanloo
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/MansoorOsanloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاریخ خود را قهرمانان خود را جنبش ها وپیروزی های دلاورانه خود را بشناسیم و به جوانان ارایه دهیم!
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/MansoorOsanloo
#خبرگرارگان_ستمدیدگان_دادخواه_وصدای_بیصدایان_ایران
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
https://t.me/MansoorOsanloo
https://shora.org/archive/252625
روایت منصور اسانلو از چهار دهه فعالیت سندیکایی (مصاحبه منصور اسانلو با رادبو فردا پیرامون مبارزات سندیکایی و بیان تاریخچه بسیار کوتاهی از پیکارهای سندیکالیستی من در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه )
روایت منصور اسانلو از چهار دهه فعالیت سندیکایی (مصاحبه منصور اسانلو با رادبو فردا پیرامون مبارزات سندیکایی و بیان تاریخچه بسیار کوتاهی از پیکارهای سندیکالیستی من در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه )
شورای ملی تصمیم
روایت منصور اسانلو از چهار دهه فعالیت سندیکایی - شورای ملی تصمیم
«یک روایت» عنوان رشته گفتوگوهایی است که تجربیات شخصی و اجتماعی شخصیتهای شناخته شدهٔ ایرانی را روایت میکند. این ویژه برنامه تلاش دارد نگاهی صمیمانه و نزدیکتر داشته باشد به تجربهٔ زندگی چهرههای آشنا از زبان خودشان. در این برنامه از «یک روایت» با منصور…
Forwarded from خبرگر (Mansoor Osanloo)
@mansoor1999
#خبرگرارگان_جسدا
#یامرگ_یاآزادی
#رژیم_اشغالگردستنشانده_فاسدفاشیست_اسلامی_رابرانیم
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوعضوهیات _موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#حزب_پژاک_کردستان_ایران
#حزب_تضامن_همبستگی_اهواز
#حزب_سربداران_خراسان_ایران
#حزب_دموکرات_آذربایجان_ایران
#حزب_مردم_بلوچستان_ایران
#جبهه_متحدبلوچستان_ایران
#حزب_توده_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکرات_مسیحی_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_ایرانارشیست
#حزب_همبستگی_اهوازایران
#حزب_اتحاددموکراتیک_کردستان_ترکیه
#حزب_پژاک_کردستان
https://t.me/khabargar
#خبرگرارگان_جسدا
#یامرگ_یاآزادی
#رژیم_اشغالگردستنشانده_فاسدفاشیست_اسلامی_رابرانیم
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوعضوهیات _موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#حزب_پژاک_کردستان_ایران
#حزب_تضامن_همبستگی_اهواز
#حزب_سربداران_خراسان_ایران
#حزب_دموکرات_آذربایجان_ایران
#حزب_مردم_بلوچستان_ایران
#جبهه_متحدبلوچستان_ایران
#حزب_توده_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکرات_مسیحی_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_ایرانارشیست
#حزب_همبستگی_اهوازایران
#حزب_اتحاددموکراتیک_کردستان_ترکیه
#حزب_پژاک_کردستان
https://t.me/khabargar
Telegram
خبرگر
#خبرگرصدای_بیصدایان_وستمدیدگان_دادخواه
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
ارتباط با ادمینها(,عکس ها و ویدیوهای خود را برای انعکاس از این جا
با ما در میان بگذارید.)
@mansoor1999
Forwarded from خبرگر (Mansoor Osanloo)
بی_معنایی_حقوق_کار_در_اسفقرار_نئوایبرالیسم.pdf
1.4 MB
Forwarded from خبرگر (Mansoor Osanloo)
روز جمعه ۲۶ آبان ۱۴۰۲ جمعی از کارکنان شرکت نفت فلات قاره ایران منطقه عملیات لاوان با تجمع خود نسبت به عدم رسیدگی به مطالبات خود دست به تجمع زدند.
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_وعضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلوعضوهیات_موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شوراهای_متحده_سراسری_سندیکاهاوشوراهای_کارگران_ودهقانان _ایران
@mansoor1999
#خبرگرارگان_جسدا
#یامرگ_یاآزادی
#رژیم_اشغالگردستنشانده_فاسدفاشیست_اسلامی_رابرانیم
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوعضوهیات_موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#حزب_پژاک_کردستان_ایران
#حزب_تضامن_همبستگی_اهواز
#حزب_سربداران_خراسان_ایران
#حزب_دموکرات_آذربایجان_ایران
#حزب_مردم_بلوچستان_ایران
#جبهه_متحدبلوچستان_ایران
#حزب_توده_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکرات_مسیحی_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_ایرانارشیست
#حزب_همبستگی_اهوازایران
#حزب_اتحاددموکراتیک_کردستان_ترکیه
#حزب_پژاک_کردستان
https://t.me/khabargar
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_وعضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلوعضوهیات_موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شوراهای_متحده_سراسری_سندیکاهاوشوراهای_کارگران_ودهقانان _ایران
@mansoor1999
#خبرگرارگان_جسدا
#یامرگ_یاآزادی
#رژیم_اشغالگردستنشانده_فاسدفاشیست_اسلامی_رابرانیم
#منصوراسانلوکارگرسندیکالیست_فرزندباقراسانلوازایل_اسانلوسخنگوی_ستمدیدگان_دادخواه_ایران_عضوشورای_ملی_تصمیم_ایران
#منصوراسانلورییس_هیات_مدیره_منتخب_مجمع_عمومی_سیزدهم_خرداد۱۳۸۴_سندیکای_کارگران_شرکتاحداتوبوسرانی_تهران_وحومه
#منصوراسانلوعضوهیات_موسس_وبازگشایی_سندیکاهای_کارگری_ایران
#شورای_هماهنگی_رهبری_انقلاب_ملی_دموکراتیک_مردمان_ایران
#شورای_ملی_تصمیم_ایران
#شورای_ملی_مقاومت_ایران
#شورای_متحده_سندیکاها_اتحادیهاوشوراهای_مستقل_وآزادکارگران_وزحمتکشان_ایران
#حزب_پژاک_کردستان_ایران
#حزب_تضامن_همبستگی_اهواز
#حزب_سربداران_خراسان_ایران
#حزب_دموکرات_آذربایجان_ایران
#حزب_مردم_بلوچستان_ایران
#جبهه_متحدبلوچستان_ایران
#حزب_توده_ایران
#حزب_ایران_آباد
#حزب_دموکرات_مسیحی_ایران
#حزب_مشروطه_ایران
#حزب_براندازان_ایران
#حزب_اتحادچپ_ایران
#حزب_ایرانارشیست
#حزب_همبستگی_اهوازایران
#حزب_اتحاددموکراتیک_کردستان_ترکیه
#حزب_پژاک_کردستان
https://t.me/khabargar
آقای ابراهیم حسینی بازنشسته آموزش و پرورش دوران رژیم اشغالگر اسلامی، که داماد دایی علی گلگزی، (رفیق، پسرخاله و همراه پدرم باقراسانلو) بود! ابراهیم حسینی در پیش از آغاز ورود به فامیل ما، عضو انجمن اسلامی اداره آموزش و پرورش ورامین شده بود. قبل از آن در آموزش و پرورش میدان خراسان تهران معلمی میکرد. خودش را که به ورامین منتقل کرد معاون امور تربیتی اسلامی آموزش و پرورش ورامین هم شد. مسلمانی سخت باور وحزب الهی بود! اما گاه گرایش هایی هم به روزنامه امت دکتر پیمان و خداپرستان سوسیالیست نشان میداد. به زبان از جنبش مسلمانان مبارز دفاع میکرد. اما در عمل عضو کمیسیون تصفیه آموزش و پرورش ورامین و منطقه شهر ری و اسلامشهر بود. هفته ای سه بار به جلسات تصفیه نیروهای غیر حزب الهی ادارات آموزش و پرورش ورامین، شهر ری و اسلامشهر می رفت. متاسفانه امضایش پای حکم اخراج و تقلیل درجه اداری و حقوقی ومالی بسیاری از کارکنان غیر اسلامی ، آموزش و پرورش این مناطق هست.
از جمله باعث اخراج اختر قادری(اسانلو) عروس خاله مان که فامیل خودش هم حساب می شد، به بهانه احتمال توده ای بودن ، شد. چرا که اختر گرامی و با ارزش که یکی از بهترین معلمان دوران ابتدایی ایران به شمار میرفت، همسر غلامعلی اسانلو پسر خاله ام و پسر عموی پدرم بود. چون غلامعلی بعنوان کاندیدای حزب توده ایران در محلس اول شورای اسلامی ثبت نام کرده بود، و رژیم اسلامی نقش رهبری حزبی در منطقه ورامین برای او قایل بود، بسیار به او آسیب زدند. به اتهام توده ای بودن، که در هیچکدام از قوانین جاری کشوری حتا هنوز هم جرم به حساب نمی آید و ماده قانونی در رژیم اسلامی ندارد، او را از اداره فرهنگ و هنر (وزارت ارشاد اسلامی )
اخراج کردند.
سپس در یورش دوم نیروهای رژیم دست نشانده اشغالگر اسلامی به سازمانهای مردمی حزب توده ایران، غلامعلی را دستگیر و به بازداشتگاه. عمرو آباد سپاه پاسداران ضد انقلاب و مردم بردند. زیر شکنجه های بسیاری قرار گرفت. میگفتند در تکمیل پرونده غلامعلی برای دستگیری ابراهیم حسینی نقش ویژه ای داشته است.
از او آدرس دیگر اعضای حزب توده ایران و شبکه زنان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران، که زیر نظر و مدیریت مریم فرمانفرماییان فیروز عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران و از بانیان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران از دهه بیست خورشیدی بود، را می خواستند. ابراهیم برای خوش خدمتی و گرفتن ترفیع و همچنین رشد سیستم اعتقاد ساخته اسلامی اش همه این کارها را با خوشحالی
انجام میداد. حتا همان موقع که غلامعلی، شمس الدین، علی اشرف، رفیق کرمانی، حسین سهیلی و برادرانشان و علی داماد آنها را تهدید و بازداشت های کوتاه مدت میکردند، برخی از خانم های حزبی میگفتند عامل دقت در دستگیری های دقیق رژیم در ورامین وجود ابراهیم حسینی در خانواده دایی علی گل گزی است. که بعنوان یکی از سرشناس ترین و خوشتان ترین رهبران مردمی در منطقه کشاورزی، کهریزک، و شهرورامین شناخته می شد. حتا بسیاری از مردم شکایات خودشان را نزد او وبه خانه او می بردند. خانه ای که ابراهیم حسینی بعنوان داماد دایی علی و شوهر تاهره گل گزی (اسانلو) در آنجا خوش نشسته بود، بدون هیچ کوششی همه اخبار توده ای های ورامین و حتا سازماندهی آنها را از نزدیک می دید. وقتی غلامعلی در زندان عمروآباد سپاه ورامین بود، بازجوهایش با تهدید به آوردن همسرش اختر به بازداشتگاه و تجاوز به او در محیط کوچک ورامین، او را خیلی ترسانند. از دیگر ابزار های فشار بر غلامعلی اسانلو برای شکستن او تهدید به دستگیری خواهر کوچکترش پروانه بود. تهدید به دستگیری خاله صغرا مادرش بود. ترس از تجاوز جنسی به آنها و حتا خودش نقش جدی در شکستن او و وادار کردن به همکاری با بازجوها را داشت. آنها توانستند با خوردکردن اراده غلامعلی و افکندن ترسی بی پایان به جان او، او را وادار کنند تا چارت تشکیلاتی سازمان حزبی ورامین را تا حدی که می دانست، برایشان تکمیل کند. او را وادار کردند تا محل اختفای رفیق منصور را در شهر ری به ماموران رژیم نشان دهد! در باره رفیق پاک هر چه می داند بگوید. منصور و پاک را رژیم بعد ها اعدام کرد.
زیر شکنجه های شدید و تهدید های بی پایان، او را وادار کردند، بر علیه حزب توده ایران تکذیبیه بنویسد و تمام کوشش های خود را نفی کند. به گذشته انسانی خود تف کند، از او وصدها توده ای از جمله بخشی از اعضای کمیته مرکزی حزب مثل کیانوری، عمویی، طبری، مهدی پرتوی، ودیگران مصاحبه ها و اعترافاتی برعلیه حزب خودشان گرفتند. برخی از آن مصاخبه ها و میزگردها را از تلویزیون رژیم اسلامی نشان دادند تا مقاومت دستگیرنشده ها و فراری ها و مخفی ها را در هم بشکنند. دبیراول حزب نورالدین کیانوری را وادار کردند، که در تلویزیون رژیم اقرارکند، که ما خیانت کردیم، اشتباه کردیم، ضد منافع ملی و اسلامی اقدام کردیم.
از جمله باعث اخراج اختر قادری(اسانلو) عروس خاله مان که فامیل خودش هم حساب می شد، به بهانه احتمال توده ای بودن ، شد. چرا که اختر گرامی و با ارزش که یکی از بهترین معلمان دوران ابتدایی ایران به شمار میرفت، همسر غلامعلی اسانلو پسر خاله ام و پسر عموی پدرم بود. چون غلامعلی بعنوان کاندیدای حزب توده ایران در محلس اول شورای اسلامی ثبت نام کرده بود، و رژیم اسلامی نقش رهبری حزبی در منطقه ورامین برای او قایل بود، بسیار به او آسیب زدند. به اتهام توده ای بودن، که در هیچکدام از قوانین جاری کشوری حتا هنوز هم جرم به حساب نمی آید و ماده قانونی در رژیم اسلامی ندارد، او را از اداره فرهنگ و هنر (وزارت ارشاد اسلامی )
اخراج کردند.
سپس در یورش دوم نیروهای رژیم دست نشانده اشغالگر اسلامی به سازمانهای مردمی حزب توده ایران، غلامعلی را دستگیر و به بازداشتگاه. عمرو آباد سپاه پاسداران ضد انقلاب و مردم بردند. زیر شکنجه های بسیاری قرار گرفت. میگفتند در تکمیل پرونده غلامعلی برای دستگیری ابراهیم حسینی نقش ویژه ای داشته است.
از او آدرس دیگر اعضای حزب توده ایران و شبکه زنان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران، که زیر نظر و مدیریت مریم فرمانفرماییان فیروز عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران و از بانیان تشکیلات دموکراتیک زنان ایران از دهه بیست خورشیدی بود، را می خواستند. ابراهیم برای خوش خدمتی و گرفتن ترفیع و همچنین رشد سیستم اعتقاد ساخته اسلامی اش همه این کارها را با خوشحالی
انجام میداد. حتا همان موقع که غلامعلی، شمس الدین، علی اشرف، رفیق کرمانی، حسین سهیلی و برادرانشان و علی داماد آنها را تهدید و بازداشت های کوتاه مدت میکردند، برخی از خانم های حزبی میگفتند عامل دقت در دستگیری های دقیق رژیم در ورامین وجود ابراهیم حسینی در خانواده دایی علی گل گزی است. که بعنوان یکی از سرشناس ترین و خوشتان ترین رهبران مردمی در منطقه کشاورزی، کهریزک، و شهرورامین شناخته می شد. حتا بسیاری از مردم شکایات خودشان را نزد او وبه خانه او می بردند. خانه ای که ابراهیم حسینی بعنوان داماد دایی علی و شوهر تاهره گل گزی (اسانلو) در آنجا خوش نشسته بود، بدون هیچ کوششی همه اخبار توده ای های ورامین و حتا سازماندهی آنها را از نزدیک می دید. وقتی غلامعلی در زندان عمروآباد سپاه ورامین بود، بازجوهایش با تهدید به آوردن همسرش اختر به بازداشتگاه و تجاوز به او در محیط کوچک ورامین، او را خیلی ترسانند. از دیگر ابزار های فشار بر غلامعلی اسانلو برای شکستن او تهدید به دستگیری خواهر کوچکترش پروانه بود. تهدید به دستگیری خاله صغرا مادرش بود. ترس از تجاوز جنسی به آنها و حتا خودش نقش جدی در شکستن او و وادار کردن به همکاری با بازجوها را داشت. آنها توانستند با خوردکردن اراده غلامعلی و افکندن ترسی بی پایان به جان او، او را وادار کنند تا چارت تشکیلاتی سازمان حزبی ورامین را تا حدی که می دانست، برایشان تکمیل کند. او را وادار کردند تا محل اختفای رفیق منصور را در شهر ری به ماموران رژیم نشان دهد! در باره رفیق پاک هر چه می داند بگوید. منصور و پاک را رژیم بعد ها اعدام کرد.
زیر شکنجه های شدید و تهدید های بی پایان، او را وادار کردند، بر علیه حزب توده ایران تکذیبیه بنویسد و تمام کوشش های خود را نفی کند. به گذشته انسانی خود تف کند، از او وصدها توده ای از جمله بخشی از اعضای کمیته مرکزی حزب مثل کیانوری، عمویی، طبری، مهدی پرتوی، ودیگران مصاحبه ها و اعترافاتی برعلیه حزب خودشان گرفتند. برخی از آن مصاخبه ها و میزگردها را از تلویزیون رژیم اسلامی نشان دادند تا مقاومت دستگیرنشده ها و فراری ها و مخفی ها را در هم بشکنند. دبیراول حزب نورالدین کیانوری را وادار کردند، که در تلویزیون رژیم اقرارکند، که ما خیانت کردیم، اشتباه کردیم، ضد منافع ملی و اسلامی اقدام کردیم.
دیگر حزب را منحله اعلام میکنم و از همه هم حزبی ها می خواهم که بروند به مراکز نظامی و امنیتی و پلیسی رژیم و خود را تسلیم کنند. در دستور کار بازجو ها که از سوی سفارت های انگلستان و سفارت آمریکا بود! گوادالوپیستها اصلی ترین وظیفه ای که از خمینی می خواستند، در هم کوبی احزاب و سازمانهای چپ و دموکراتیک و بخصوص تشکیلات حزب توده ایران بود. چرا که حزب توده ایران نه فقط سرداری و رهبری کارگران، دهقانان، و دامداران و اتنیک های ایران و دانشجویان، کاسبکاران خورده پا و کارمندهای ایران و زنان ایران را برعهده داشت و دارد، بلکه تولید اندیشه محتوای روشنفکری و هنرمندانه را هم بر شانه های استوار خود دارد.
ابراهیم حسینی. در خانواده دایی علی ماندگار شد، او و تاهره دختر دایی ام، صاحب دوپسر شدند. محمد و احمد.
محمد بعد از اینکه ازدواج کرد، خیلی در جستجوی کار گشت. بالاخره در شهرداری کرج با آشنایی هایی که آقا حسینی داشت در قسمت سد معبر به کار گمارده شد. نانش را از راه بریدن. نان دیگران. بدست می آورد. همسر گرامی اش هم در یکی از دفاتر فروش بلیط شرکت های هواپیمایی کار میکند. صاحب فرزندی هم شدند.
احمد برادر کوچک تر که از نظر هیکل بزرگتر است، به موسیقی و گیتار علاقمند است.
در خانه پدری و پدر بزرگی زندگی میکند. کنار مادرش هست که بعد از. فوت آقای حسینی و مرگ دایی و زندایی بطور کامل تنها شد. اینکه احمد پیش اوست خیلی خوب است.
آقای حسینی بتدریج. که فساد های حکومتیان بیشتر برملا میشود، بعد از باز نشستگی کمی از حکومتی ها فاصله گرفت. اما فقط کمی.
یادش گرامی باد! سر همسرش. دختر دایی تاهره و فرزندانش. سلامت باشد.
ادامه در پست بعد …
ابراهیم حسینی. در خانواده دایی علی ماندگار شد، او و تاهره دختر دایی ام، صاحب دوپسر شدند. محمد و احمد.
محمد بعد از اینکه ازدواج کرد، خیلی در جستجوی کار گشت. بالاخره در شهرداری کرج با آشنایی هایی که آقا حسینی داشت در قسمت سد معبر به کار گمارده شد. نانش را از راه بریدن. نان دیگران. بدست می آورد. همسر گرامی اش هم در یکی از دفاتر فروش بلیط شرکت های هواپیمایی کار میکند. صاحب فرزندی هم شدند.
احمد برادر کوچک تر که از نظر هیکل بزرگتر است، به موسیقی و گیتار علاقمند است.
در خانه پدری و پدر بزرگی زندگی میکند. کنار مادرش هست که بعد از. فوت آقای حسینی و مرگ دایی و زندایی بطور کامل تنها شد. اینکه احمد پیش اوست خیلی خوب است.
آقای حسینی بتدریج. که فساد های حکومتیان بیشتر برملا میشود، بعد از باز نشستگی کمی از حکومتی ها فاصله گرفت. اما فقط کمی.
یادش گرامی باد! سر همسرش. دختر دایی تاهره و فرزندانش. سلامت باشد.
ادامه در پست بعد …
آقای ابراهیم حسینی داماد علی آقا گلگزی(اسانلو) که زود به سفر آخرت شتافت! یادش گرامی باد. (با همه کرده و نکرده هایش)
کیانوری در حیاط زندان رجایی شهر گفت: هنگام دور زدن نیست.
کیا گفت: تحت تاثیر شکنجه ها ودردهای ناشی از آن و روان گردان ها و آرام بخشها حزب را منحله اعلام کردم. از رفقا خواستم تماممسوولیت ها و عملکردهایی که سرداران ارتش و از همه مهم تر از همه اعضاوهواداران حزب داشته اند بر عهده من است.،از همه رفقای حزبی می خواهم که بروند به مراکز نظامی و امنیتی و پلیسی رژیم و خود را تسلیم کنند.
در دستور کار بازجو ها که از سوی سفارت های انگلستان و سفارت آمریکا بود! گوادالوپیستها اصلی ترین وظیفه ای که از خمینی می خواستند، در هم کوبی احزاب و سازمانهای چپ و دموکراتیک و بخصوص تشکیلات حزب توده ایران بود. چرا که حزب توده ایران نه فقط سرداری و رهبری کارگران، دهقانان، و دامداران و اتنیک های ایران و دانشجویان، کاسبکاران خورده پا و کارمندهای ایران و زنان ایران را برعهده داشت و دارد، بلکه تولید اندیشه محتوای روشنفکری و هنرمندانه را هم بر شانه های استوار خود دارد.
ابراهیم حسینی در خانواده دایی علی ماندگار شد، او و تاهره دختر دایی ام، صاحب دوپسر شدند. محمد و احمد.
محمد بعد از اینکه ازدواج کرد، خیلی در جستجوی کار گشت. بالاخره در شهرداری کرج با آشنایی هایی که آقا حسینی داشت در قسمت سد معبر به کار گمارده شدم. نانش را از راه بریدن نان دیگران بدست می آورد. همسر گرامی اش
مریم هم در یکی از دفاتر فروش بلیط شرکت های هواپیمایی کار میکند. صاحب فرزندی هم شدند.
احمد برادر کوچک تر که از نظر هیکل بزرگتر است، به موسیقی و گیتار علاقمند است.
در خانه پدری و پدر بزرگی زندگی میکند. کنار مادرش هست که بعد از فوت آقای حسینی و مرگ دایی و زندایی بطور کامل تنها شد. اینکه احمد پیش اوست خیلی خوب است.
آقای حسینی بتدریج که فساد های حکومتیان بیشتر برملا میشود، بعد از باز نشستگی کمی از حکومتی ها فاصله گرفت. اما فقط کمی.
یادش گرامی باد! سر همسرش دختر دایی تاهره و فرزندانش. سلامت باشد.
https://t.me/MansoorOsanloo
کیانوری در حیاط زندان رجایی شهر گفت: هنگام دور زدن نیست.
کیا گفت: تحت تاثیر شکنجه ها ودردهای ناشی از آن و روان گردان ها و آرام بخشها حزب را منحله اعلام کردم. از رفقا خواستم تماممسوولیت ها و عملکردهایی که سرداران ارتش و از همه مهم تر از همه اعضاوهواداران حزب داشته اند بر عهده من است.،از همه رفقای حزبی می خواهم که بروند به مراکز نظامی و امنیتی و پلیسی رژیم و خود را تسلیم کنند.
در دستور کار بازجو ها که از سوی سفارت های انگلستان و سفارت آمریکا بود! گوادالوپیستها اصلی ترین وظیفه ای که از خمینی می خواستند، در هم کوبی احزاب و سازمانهای چپ و دموکراتیک و بخصوص تشکیلات حزب توده ایران بود. چرا که حزب توده ایران نه فقط سرداری و رهبری کارگران، دهقانان، و دامداران و اتنیک های ایران و دانشجویان، کاسبکاران خورده پا و کارمندهای ایران و زنان ایران را برعهده داشت و دارد، بلکه تولید اندیشه محتوای روشنفکری و هنرمندانه را هم بر شانه های استوار خود دارد.
ابراهیم حسینی در خانواده دایی علی ماندگار شد، او و تاهره دختر دایی ام، صاحب دوپسر شدند. محمد و احمد.
محمد بعد از اینکه ازدواج کرد، خیلی در جستجوی کار گشت. بالاخره در شهرداری کرج با آشنایی هایی که آقا حسینی داشت در قسمت سد معبر به کار گمارده شدم. نانش را از راه بریدن نان دیگران بدست می آورد. همسر گرامی اش
مریم هم در یکی از دفاتر فروش بلیط شرکت های هواپیمایی کار میکند. صاحب فرزندی هم شدند.
احمد برادر کوچک تر که از نظر هیکل بزرگتر است، به موسیقی و گیتار علاقمند است.
در خانه پدری و پدر بزرگی زندگی میکند. کنار مادرش هست که بعد از فوت آقای حسینی و مرگ دایی و زندایی بطور کامل تنها شد. اینکه احمد پیش اوست خیلی خوب است.
آقای حسینی بتدریج که فساد های حکومتیان بیشتر برملا میشود، بعد از باز نشستگی کمی از حکومتی ها فاصله گرفت. اما فقط کمی.
یادش گرامی باد! سر همسرش دختر دایی تاهره و فرزندانش. سلامت باشد.
https://t.me/MansoorOsanloo
Forwarded from خبرگر (Mansoor Osanloo)
یک ابتکار جالب برای شکستن تابوهای جنسی و پاسخ به پرسش بسیاری از کودکان، که مادر و پدرهای عقب افتاده، نادان و اومبل آنها نمی توانند به آنها راست بگویند که چگونه به دنیا آمده اند.
این ابتکار عمل جالب و درست را به مسوولان پارک کودک و شهرداری ساری شاد باش میگوییم.
امیدواریم؛ در راستای تابو شکنی های دیگر و گسترش بیان حقیقت های بیشتری از هستی و آفرینش با ابتکارات زیباتری از مسوولان شهری ادامه این خلاقیت را ببینیم!
گروهی از مادران و پدران آزاد، دگر و درست اندیش ساری
18 Nov 2023
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
این ابتکار عمل جالب و درست را به مسوولان پارک کودک و شهرداری ساری شاد باش میگوییم.
امیدواریم؛ در راستای تابو شکنی های دیگر و گسترش بیان حقیقت های بیشتری از هستی و آفرینش با ابتکارات زیباتری از مسوولان شهری ادامه این خلاقیت را ببینیم!
گروهی از مادران و پدران آزاد، دگر و درست اندیش ساری
18 Nov 2023
@mansoor1999
https://t.me/khabargar
برخورد منطقی آگاهانه و یادگیرانه از یکی از بهتری دوستها و رفقای گرامی ام با درگذشت مادر عزیزش💘💝💖❤️🩹❤️🔥💔🤍💞💓💗🖤🖤🖤 در بوردی فرانسه شهر جهانی شراب فرانسوی، ؛
بوردو جنوب غربی فرانسه نزدیک مرز اسپانیا چی ممکنه برمن بگذره با دیدن مادری که روزی آنقدر اکتیو بود والان مانند مرده ای که فقط نفس داشت دیدن این وضعیت برام نا خوش آیند بود واینکه کاری نمیتونستم انجام بدم بدتر ازهمه چی تحمل زجر کشیدنش منو عذاب میداد وآرزوی آخری که میتونستم بکنم نجات ازاین وضعیت ورسیدن به آرامش بود که بیشترازاین عذاب نکشد روزهای خوبی نبود ازطرفی هرجا میرفتم یاد خاطرات همسرم می افتادم که سالها با بچه ها اون مسیر را باشادی وعشق میرفتیم همه چی عذابم میداد برای همین تصمیم گرفتم زودتر برگردم الان دوباره میتونم بازم برم اما رفتنم بی فایده سفارت بهم ویزای،۶ ماهه داد ومولتی اما کلا هرگز به این کشور سفر نخواهم کرد میخوام برای همیشه ازذهنم پاکش کنم چون خیلی از خاطراتم تداعی میشه وحالمو بدتر میکنه ودوست ندارم حالم ازاین بدتر میشه تصمیم گرفتم شاد باشم وزندگی کنم کیفیت زندگی را بالاتر ببرم وازلحظه ها استفاده کنم حداقل سعی خودمو میکنم که ازاین بحران بیام بیرون ❤️دوستتون دارم ارادت خاصی به شما فرشته جون ومادر جون دارم راه دیگه ای هم وجود نداره فقط،باید تلاش کنم برای یک زندگی نو وتازه،
آری وقتی خردمندی رشد کند اینچنین انسان های ترازنوین با واقعیتهای تلخ زندگی کنار می ءید و از درون مرگ زندگی را می یابند! شادمانی می پراکنند. شادی خود را با دیگران تقسیم میکنند!
ای جان شیرین جهان
انسانیت متبلور در رفقای ما! 💚💛❤️❤️🩷🩵💙💜🖤🩶❤️🩹❤️🔥💔🤍💕💞💓💗💖💘💝💟☮️
بوردو جنوب غربی فرانسه نزدیک مرز اسپانیا چی ممکنه برمن بگذره با دیدن مادری که روزی آنقدر اکتیو بود والان مانند مرده ای که فقط نفس داشت دیدن این وضعیت برام نا خوش آیند بود واینکه کاری نمیتونستم انجام بدم بدتر ازهمه چی تحمل زجر کشیدنش منو عذاب میداد وآرزوی آخری که میتونستم بکنم نجات ازاین وضعیت ورسیدن به آرامش بود که بیشترازاین عذاب نکشد روزهای خوبی نبود ازطرفی هرجا میرفتم یاد خاطرات همسرم می افتادم که سالها با بچه ها اون مسیر را باشادی وعشق میرفتیم همه چی عذابم میداد برای همین تصمیم گرفتم زودتر برگردم الان دوباره میتونم بازم برم اما رفتنم بی فایده سفارت بهم ویزای،۶ ماهه داد ومولتی اما کلا هرگز به این کشور سفر نخواهم کرد میخوام برای همیشه ازذهنم پاکش کنم چون خیلی از خاطراتم تداعی میشه وحالمو بدتر میکنه ودوست ندارم حالم ازاین بدتر میشه تصمیم گرفتم شاد باشم وزندگی کنم کیفیت زندگی را بالاتر ببرم وازلحظه ها استفاده کنم حداقل سعی خودمو میکنم که ازاین بحران بیام بیرون ❤️دوستتون دارم ارادت خاصی به شما فرشته جون ومادر جون دارم راه دیگه ای هم وجود نداره فقط،باید تلاش کنم برای یک زندگی نو وتازه،
آری وقتی خردمندی رشد کند اینچنین انسان های ترازنوین با واقعیتهای تلخ زندگی کنار می ءید و از درون مرگ زندگی را می یابند! شادمانی می پراکنند. شادی خود را با دیگران تقسیم میکنند!
ای جان شیرین جهان
انسانیت متبلور در رفقای ما! 💚💛❤️❤️🩷🩵💙💜🖤🩶❤️🩹❤️🔥💔🤍💕💞💓💗💖💘💝💟☮️