🔸عباس امير انتظام معاون نخست وزير و نيز سخنگوی دولت مهدی بازرگان چشم بر جهان فروبست.
روحش شاد و يادش گرامی باد.
📢 @Majma_UI
روحش شاد و يادش گرامی باد.
📢 @Majma_UI
🔸به راستی چه زیباست اندیشهای که در مقابل قلم زانو زند و واژههایی که در خدمت بیان حق برآید.
١٧مرداد روز خبرنگار گرامی باد.
📢 @Majma_UI
١٧مرداد روز خبرنگار گرامی باد.
📢 @Majma_UI
🔸بیست و دوم مرداد ماه، روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی گرامی باد.
#تشکلهای_دانشجویی
#جامعه_مدنی
#آری_به_اتفاق_جهان_میتوان_گرفت
📢 @Majma_UI
#تشکلهای_دانشجویی
#جامعه_مدنی
#آری_به_اتفاق_جهان_میتوان_گرفت
📢 @Majma_UI
🔸#تشکل_حق، تشکلی است که انحصارطلب نیست، یعنی این منطق خودپرستانه و ضد خداپرستی را ندارد که هرکس توی این تشکیلات هست آدم خوبی است و هرکس توی این تشکیلات نیست آدم خوبی نیست. این تفکر، شیطانی است و نه رحمانی و نه یزدانی. بنا را بر این بگذارید که در تشکلها انحصارطلبیها، و خودپسندیها راه پیدا نکند. در تشکلهایتان مواظب نفسالشیطان که مزاحم بهرهمندی از نفسالرحمان است باشید. اگر تشکیلات واقعا بنابر این انتخاب اصلح، بنابر میدان دادن به افراد برای شکوفائی استعدادها باشد، تشکیلات زمینهی رشد است و الا تشکیلات یک خطر دارد و آنکه یک انسان قالبی بسازد در تشکل در عین حفظ پیوند و ایجاد نظم آهنین، انسانها باید بتوانند که آزاد بیندیشند، انتقاد کنند و تصمیم بگیرند، بله، اجرای تصمیم اولیالامر همینطور که در کل جامعه منافاتی با آزادی ندارد، در تشکیلات هم منافاتی با آزادی ندارد، به شرط اینکه هیچ فرد و گروهی خودشان را به عنوان مدیران و رهبران در داخل تشکیلات تحمیل نکنند. اگر شما در داخل تشکیلاتتان خصلت ضدتحمیلی را حفظ کردید و رشد دادید آن وقت تشکیلات، تشکیلات رحمانی است والا شیطانی میشود. بدترین خصلتی که از شیطان در قرآن یاد میشود استکبار است. خود را بزرگتر تلقی کردن، خود بزرگبینی که لازمه قدرت طلبی است.
«شهید آیت الله دکتر بهشتی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#رسالت_دانشجو
#تشکل
📢 @Majma_UI
«شهید آیت الله دکتر بهشتی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#رسالت_دانشجو
#تشکل
📢 @Majma_UI
🔸شما حماسه سروديد و ما به نام شما
فقط ترانه سروديم و نان در آورديم
#بازگشت_پرستوها
#فرزندت_کجاست_مادر؟
#آزادگان_آمدند_آقازادگان_رفتند
📢 @Majma_UI
فقط ترانه سروديم و نان در آورديم
#بازگشت_پرستوها
#فرزندت_کجاست_مادر؟
#آزادگان_آمدند_آقازادگان_رفتند
📢 @Majma_UI
🔸من خود میدانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملی کوتاه کردهام …
«دکتر مصدق»
#کودتای۲۸مرداد
📢 @Majma_UI
«دکتر مصدق»
#کودتای۲۸مرداد
📢 @Majma_UI
🔸📚 #سرانه_صفر
ما در کتابهای مقدس میخوانیم "و خدا ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت ابراهیم کجایی؟ وابراهیم پاسخ داد این جایم". ای خوانندهی من که روی سخنم با توست، اگر تو به جای او بودی و از دور فرارسیدن سرنوشت سهمگین را میدیدی آیا به کوهها بانگ نمیزدی که بر من افتید و به تلها که مرا پنهان کنید. یا اگر نیرومندتر میبودی پاهایت آهسته در راه حرکت نمیکرد و راه قدیمی را نمیجست؟ اگر خطاب میشدی آیا پاسخ میدادی یا نه؟ شاید زیر لب و با زمزمه پاسخ میگفتی نه به گونهی ابراهیم که شادمانه، سرافراز و مطمئن به بانگ بلند پاسخ داد: این جایم. سپس می خوانیم: "ابراهیم بامداد پگاه برخاست و شتابان بیرون شد، بدانگونه که گویی به جشن می رود و صبح زود بود که به ارض موعود موریه رسید. او هیچ چیز به سارا، هیچ چیز به العاذر نگفت؛ زیرا چه کسی می توانست او را بفهمد؟ آیا امتحان به واسطهی همان طبیعتش از او پیمان سکوت نگرفته بود؟ او هیزم ها را شکست، اسحاق را بست، آتش را افروخت و کارد را کشید.
ای خوانندهی من! بسا پدرانی که مرگ فرزند برایشان با از دستدادن عزیزترین چیز در جهان یکسان بود و آنان را از هر امیدی به آینده تهی میکرد، اما هیچ یک از آنان فرزند موعود به معنایی که اسحاق برای ابراهیم بود، نبودند. بسا پدرانی که فرزند از دست داده اند، اما خدا، ارادهی تغییرناپذیر و درک ناشدنی قادر متعال، دست خدا بود که فرزند را گرفته بود. با ابراهیم چنین نبود. برای او آزمایشی دشوارتر مقدر شده بود، سرنوشت اسحاق به همراه کارد به کف خود ابراهیم سپرده شده بود و پیرمرد، با تنها امیدش، در آن جا ایستاده بود! اما او شک نکرد، او مضطربانه به راست و چپ ننگریست، او با نیایشهایش با آسمان رویارویی نکرد. او میدانست قادر متعال است که او را آزمایش میکند، میدانست که این دشوارترین ایثاری است که میتواند از او طلب شود؛ اما این را نیز میدانست که هیچ قربانی وقتی که خدا آن را بخواهد چندان دشوار نیست و او کارد را کشید. کاری که برای ابراهیم سهلترین بود برای من بسی دشوار میبود. اما ابراهیم چه کرد؟ او نه زودتر از موعد رسید نه دیرتر از موعد. [او درست بهنگام رسد]. این است قلهای که ابراهیم بر آن ایستاده. واپسین مرحلهای که از نظرش میگذرد مرحلهی ترک نامتناهی است. او به واقع پیشتر میرود و به ایمان میرسد... ابراهیم را نمیتوانم بفهمم... نسل ما در حد ایمان متوقف نمیشود، به معجزهی ایمان بسنده نمیکند که آب را بدل به شراب میکند. نسل ما پیشتر میرود و شراب را به آب بدل می کند...
ترس و لرز
سورن کیرکگور
ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
#عيد_قربان
📢 @Majma_UI
ما در کتابهای مقدس میخوانیم "و خدا ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت ابراهیم کجایی؟ وابراهیم پاسخ داد این جایم". ای خوانندهی من که روی سخنم با توست، اگر تو به جای او بودی و از دور فرارسیدن سرنوشت سهمگین را میدیدی آیا به کوهها بانگ نمیزدی که بر من افتید و به تلها که مرا پنهان کنید. یا اگر نیرومندتر میبودی پاهایت آهسته در راه حرکت نمیکرد و راه قدیمی را نمیجست؟ اگر خطاب میشدی آیا پاسخ میدادی یا نه؟ شاید زیر لب و با زمزمه پاسخ میگفتی نه به گونهی ابراهیم که شادمانه، سرافراز و مطمئن به بانگ بلند پاسخ داد: این جایم. سپس می خوانیم: "ابراهیم بامداد پگاه برخاست و شتابان بیرون شد، بدانگونه که گویی به جشن می رود و صبح زود بود که به ارض موعود موریه رسید. او هیچ چیز به سارا، هیچ چیز به العاذر نگفت؛ زیرا چه کسی می توانست او را بفهمد؟ آیا امتحان به واسطهی همان طبیعتش از او پیمان سکوت نگرفته بود؟ او هیزم ها را شکست، اسحاق را بست، آتش را افروخت و کارد را کشید.
ای خوانندهی من! بسا پدرانی که مرگ فرزند برایشان با از دستدادن عزیزترین چیز در جهان یکسان بود و آنان را از هر امیدی به آینده تهی میکرد، اما هیچ یک از آنان فرزند موعود به معنایی که اسحاق برای ابراهیم بود، نبودند. بسا پدرانی که فرزند از دست داده اند، اما خدا، ارادهی تغییرناپذیر و درک ناشدنی قادر متعال، دست خدا بود که فرزند را گرفته بود. با ابراهیم چنین نبود. برای او آزمایشی دشوارتر مقدر شده بود، سرنوشت اسحاق به همراه کارد به کف خود ابراهیم سپرده شده بود و پیرمرد، با تنها امیدش، در آن جا ایستاده بود! اما او شک نکرد، او مضطربانه به راست و چپ ننگریست، او با نیایشهایش با آسمان رویارویی نکرد. او میدانست قادر متعال است که او را آزمایش میکند، میدانست که این دشوارترین ایثاری است که میتواند از او طلب شود؛ اما این را نیز میدانست که هیچ قربانی وقتی که خدا آن را بخواهد چندان دشوار نیست و او کارد را کشید. کاری که برای ابراهیم سهلترین بود برای من بسی دشوار میبود. اما ابراهیم چه کرد؟ او نه زودتر از موعد رسید نه دیرتر از موعد. [او درست بهنگام رسد]. این است قلهای که ابراهیم بر آن ایستاده. واپسین مرحلهای که از نظرش میگذرد مرحلهی ترک نامتناهی است. او به واقع پیشتر میرود و به ایمان میرسد... ابراهیم را نمیتوانم بفهمم... نسل ما در حد ایمان متوقف نمیشود، به معجزهی ایمان بسنده نمیکند که آب را بدل به شراب میکند. نسل ما پیشتر میرود و شراب را به آب بدل می کند...
ترس و لرز
سورن کیرکگور
ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
#عيد_قربان
📢 @Majma_UI
🔸 ابراهیم یزدی، الگویی برای آموختن
#یادداشت دبیر #مرکز_مطالعات_علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان به بهانهی نخستین سالروز درگذشت ابراهیم یزدی، دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران
چهرهی ابراهیم یزدی همیشه برای منِ دهه هفتادی که مقارن با نخستین زمزمههای واژهی اختلاس به دنیا آمدم، تداعی چهرهی یک پدربزرگ بود که برای نوههای تازه بالغش که سر پرسودایی هم دارند و میخواهند دنیا را عوض کرده و سپس مدیریت نمایند! حرفهای نگفتهی فراوان دارد و حالا یک سال است بدون اینکه حرفهایش را بزند رفته. چهرهی او نماد تکامل انسان در یک جریان انقلابیست، تکاملی که مبداش تاسیس یک #تشکل_دانشجویی و امتدادش مبارزه در همان خطی بود که چمران، امام موسی صدر و شریعتی دنبال میکردند و انتهایش ناپیدا.
او ایدئولوژی خود را نه دور از همه چیز و در غار پشت میز، که در میانهی نبرد و جهاد کامل کرد و همین آمیختگی با عمل، جهانبینی چنان محکمی به او داد که بتواند سالها سکوت و انزوا را تحمل کند
او مبارزه کرد وقتی مردمش به خیابانها آمده بودند، فریاد زد وقتی کسی جرات پچ پچ هم نداشت، مسئولیت پذیرفت وقتی کشور در اوج نابسامانیهای بعد از یک انقلاب بود، نمایندهی ایران در جهان شد وقتی جهانی با کشورش سر ستیز داشت، و سکوت کرد... احتمالا بارها دعوا و درگیری دولت و مجلسمان را، عربدههای نمایندگانمان را، به لیست رای دادنمان را، مناظرات شرم آور انتخابات ریاست جمهوریمان را، بگویم یا نگویمهایمان را، استیضاح پس از استیضاحمان را ، دکلها و ارزهای دولتی گمشده مان را، فساد نهادینهمان را و ما نسل چهارم را که هنوز هویت نیافتهایم را دیده بود و سکوت کرده بود... و احتمالا حالا هم میبیند و با همان لبخندش سکوت میکند! سکوت اما نه از سر بیخیالی نه از روی مصلحت اندیشی و نه گاهی از سر ترس و مسئولیت ناپذیری که سکوت برای حفظ آنچه برایش جنگیده بود و آنچه آرمان خود میدانست، سکوت برای اینکه جامعه راه خودش را برود و اصلا صد سال بعد لزوم دموکراسی و تقویت نهادهای مدنی و گفتگو را نه به عنوان شعارهای خوش آب و رنگ که در عمل بفهمد. سکوت برای اینکه منِ دهه هفتادی یقهاش را نگیرم و بگویم: پس کو آنچه از آن دم میزدی؟ چه کردی؟ چرا فراموش کردی؟
یزدی جزو معدود آدمهای جان سالم به در بردهی انقلاب است که عوض نشد، نه روشنفکر شد و نه به عقب برگشت! وقتی عرصه بر اندیشهخودش تنگ آمد اصولگرا و اصلاحطلب نشد! هرگز حرفی در رد و تایید هیچکدام نزد و آنچه فکر میکرد باید باشد را به آنچه هست نفروخت.
به تلاشهای پارهای از احزاب برای استفاده از نام و سابقه و اندیشههایش بیاعتنا ماند و احتمالا به عکسهایش در تشکلهای دانشجویی در کنار عکس ستارخان و طالقانی و مفتح و منتظری و رجایی و فروغی!!
مجاهد نستوه تا آخر عمر از آنچه درست میدانست کوتاه نیامد و هیچ جامهای از تحزب جدید را بر پیکر اندیشههایش نپوشاند، نهضت آزادی ماند و نهضت آزادی مرد...
اینها را ننوشتم که بگویم مانند او فکر میکنم و آنچه او درست میدانست را درست میدانم یا عملکردش را بدون نقص میبینم و یا با جوی که نومید و سرخورده از نتیجهی قهرمان ساختن از آدمهایی که خیلی زود از قهرمان بودن خسته میشوند، به نهضت آزادی چسبیدهاند، همراهم. نه... حرفم این است که ما، جوانانی که در مبدا راهی هستیم که او پیمود – یعنی تشکل دانشجویی- به او و به ثبات قدمش، به او و به عوض نشدنش، به او و تلاش نکردنش برای قهرمان شدن و در شعارها رفتن، به او و و سوار بر موج چپ و راست نشدنش، به او که با بودنش و با رفتنش هرگز چیزی برای خود نخواست و ابر آرزویش آزادی و مردمسالاری بود، بنگریم... بنگریم و امروز اگر قهرمانان قبلیمان سرخویش گرفتهاند و گوشهی عزلت پیش، از او و بزرگان بدون شناخت ضعفها و قوتها قهرمان نسازیم، و برای توجیه اشتباهات، ضعفها و کمبود مطالعات و نقص ایدئولوژیمان پشت سرشان پنهان نشویم، آنها را به نفع خودمان بازخوانی و استهاله نکنیم، بلکه آرمانها را بشناسیم و آرمانها را میزان قرار دهیم، که به قول شهید بهشتی:" تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزشها بسنج"
«سیده هاجر میراحمدی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 @Majma_UI
#یادداشت دبیر #مرکز_مطالعات_علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان به بهانهی نخستین سالروز درگذشت ابراهیم یزدی، دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران
چهرهی ابراهیم یزدی همیشه برای منِ دهه هفتادی که مقارن با نخستین زمزمههای واژهی اختلاس به دنیا آمدم، تداعی چهرهی یک پدربزرگ بود که برای نوههای تازه بالغش که سر پرسودایی هم دارند و میخواهند دنیا را عوض کرده و سپس مدیریت نمایند! حرفهای نگفتهی فراوان دارد و حالا یک سال است بدون اینکه حرفهایش را بزند رفته. چهرهی او نماد تکامل انسان در یک جریان انقلابیست، تکاملی که مبداش تاسیس یک #تشکل_دانشجویی و امتدادش مبارزه در همان خطی بود که چمران، امام موسی صدر و شریعتی دنبال میکردند و انتهایش ناپیدا.
او ایدئولوژی خود را نه دور از همه چیز و در غار پشت میز، که در میانهی نبرد و جهاد کامل کرد و همین آمیختگی با عمل، جهانبینی چنان محکمی به او داد که بتواند سالها سکوت و انزوا را تحمل کند
او مبارزه کرد وقتی مردمش به خیابانها آمده بودند، فریاد زد وقتی کسی جرات پچ پچ هم نداشت، مسئولیت پذیرفت وقتی کشور در اوج نابسامانیهای بعد از یک انقلاب بود، نمایندهی ایران در جهان شد وقتی جهانی با کشورش سر ستیز داشت، و سکوت کرد... احتمالا بارها دعوا و درگیری دولت و مجلسمان را، عربدههای نمایندگانمان را، به لیست رای دادنمان را، مناظرات شرم آور انتخابات ریاست جمهوریمان را، بگویم یا نگویمهایمان را، استیضاح پس از استیضاحمان را ، دکلها و ارزهای دولتی گمشده مان را، فساد نهادینهمان را و ما نسل چهارم را که هنوز هویت نیافتهایم را دیده بود و سکوت کرده بود... و احتمالا حالا هم میبیند و با همان لبخندش سکوت میکند! سکوت اما نه از سر بیخیالی نه از روی مصلحت اندیشی و نه گاهی از سر ترس و مسئولیت ناپذیری که سکوت برای حفظ آنچه برایش جنگیده بود و آنچه آرمان خود میدانست، سکوت برای اینکه جامعه راه خودش را برود و اصلا صد سال بعد لزوم دموکراسی و تقویت نهادهای مدنی و گفتگو را نه به عنوان شعارهای خوش آب و رنگ که در عمل بفهمد. سکوت برای اینکه منِ دهه هفتادی یقهاش را نگیرم و بگویم: پس کو آنچه از آن دم میزدی؟ چه کردی؟ چرا فراموش کردی؟
یزدی جزو معدود آدمهای جان سالم به در بردهی انقلاب است که عوض نشد، نه روشنفکر شد و نه به عقب برگشت! وقتی عرصه بر اندیشهخودش تنگ آمد اصولگرا و اصلاحطلب نشد! هرگز حرفی در رد و تایید هیچکدام نزد و آنچه فکر میکرد باید باشد را به آنچه هست نفروخت.
به تلاشهای پارهای از احزاب برای استفاده از نام و سابقه و اندیشههایش بیاعتنا ماند و احتمالا به عکسهایش در تشکلهای دانشجویی در کنار عکس ستارخان و طالقانی و مفتح و منتظری و رجایی و فروغی!!
مجاهد نستوه تا آخر عمر از آنچه درست میدانست کوتاه نیامد و هیچ جامهای از تحزب جدید را بر پیکر اندیشههایش نپوشاند، نهضت آزادی ماند و نهضت آزادی مرد...
اینها را ننوشتم که بگویم مانند او فکر میکنم و آنچه او درست میدانست را درست میدانم یا عملکردش را بدون نقص میبینم و یا با جوی که نومید و سرخورده از نتیجهی قهرمان ساختن از آدمهایی که خیلی زود از قهرمان بودن خسته میشوند، به نهضت آزادی چسبیدهاند، همراهم. نه... حرفم این است که ما، جوانانی که در مبدا راهی هستیم که او پیمود – یعنی تشکل دانشجویی- به او و به ثبات قدمش، به او و به عوض نشدنش، به او و تلاش نکردنش برای قهرمان شدن و در شعارها رفتن، به او و و سوار بر موج چپ و راست نشدنش، به او که با بودنش و با رفتنش هرگز چیزی برای خود نخواست و ابر آرزویش آزادی و مردمسالاری بود، بنگریم... بنگریم و امروز اگر قهرمانان قبلیمان سرخویش گرفتهاند و گوشهی عزلت پیش، از او و بزرگان بدون شناخت ضعفها و قوتها قهرمان نسازیم، و برای توجیه اشتباهات، ضعفها و کمبود مطالعات و نقص ایدئولوژیمان پشت سرشان پنهان نشویم، آنها را به نفع خودمان بازخوانی و استهاله نکنیم، بلکه آرمانها را بشناسیم و آرمانها را میزان قرار دهیم، که به قول شهید بهشتی:" تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزشها بسنج"
«سیده هاجر میراحمدی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 @Majma_UI
Telegram
attach📎
🔸اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه اعیال درمانده و خوارشوی.
«نامه حضرت علی(ع) به زیادبن ابیه»
#عید_سعید_غدیرخم
📢 @Majma_UI
«نامه حضرت علی(ع) به زیادبن ابیه»
#عید_سعید_غدیرخم
📢 @Majma_UI
🔸من نميگريم، غبطه ميخورم، به كسی كه در راه عشق معبود رنج بیپايان برد و زندگیاش را فدا كرد در صحرای كربلا...
#آرمان_رنو
تاسوعا و عاشورای حسينی #تسليت_باد
📢 @Majma_UI
#آرمان_رنو
تاسوعا و عاشورای حسينی #تسليت_باد
📢 @Majma_UI
📚🔸#سرانه_صفر
آنچه اکنون برای ما فریضه است، این است که این حادثه را عالمانهتر بفهمیم تا بتوانیم دین را بهتر بفهمیم و دینشناسی خود را عمیقتر کنیم و دریابیم که شخصیتها در تاریخ دین با چه موازین و معیارهایی حرکت میکردند. تبعیت از آن بزرگان پیروی کورکورانه از آنها و اسطوره ساختن ایشان نیست بلکه کشف معیارهای عمل و داوری آنهاست. حادثهی خطا و خلاف همیشه ممکن است رخ دهد؛ اما اگر نظامی به لحاظ ریشهای و ساختاری مولد بیعدالتی شد، بنای حکومت چنان کج بالا رفت که عدالت ورزیدن برایش ناممکن شد، آن جاست که قیام واجب میشود.
یکی از درسهایی که میتوان و میباید از واقعهی کربلا گرفت همین است که ببینیم کجا میارزد آدمی جان خود را ببازد.
مولانا در مثنوی داستانی نقل میکند بدین مضمون که روز عاشورا غریبی به شهر حلب ( سوریه کنونی) وارد شد و دید که شیعیان آن شهر مشغول عزاداری هستند. پرسید که این عزاداری چیست و برای کیست؟ گفتند مگر تو نمیدانی؟ برای جانی است که از تمام جهان سنگینتر و گرانبهاتر است و داستان عاشورا را برای او گفتند. پرسید مگر این داستان دیروز یا امروز اتفاق افتاده است؟ گفتند خیر، هفت قرن قبل اتفاق افتاده است. گفت پس لابد خبرش تازه به شما بی-خبران رسیده است؛ پس بهتر است بر بی خبری خودتان بگریید:
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگی است این خواب گران
این همه خواب بودن عزاداری لازم دارد، نه آن حادثه!
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چون که ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستد بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
میگوید بله، از یک طرف او را کشتند؛ این وجه غم انگیز واقعه است. اما از سوی دیگر، آن روح بلند رها شد. شما به شکستن قفس نظر کنید، به آزاد شدن مرغ جان این سلطان از این زندان نظر کنید. ببینید که او با رهانیدن شاد است. میتوان شادی او را دنبال کرد. او دیگر غمناک نیست. او دچار تاسف و اندوه نیست. شاید تنها حظ و نصیب ما خفتگان و غافلان و زندانیان اندوه خوردن باشد؛ اما برای کسی که قفس شکستن را میبیند نوبت شادی و طرب و تردماغی است.
#قمار_عاشقانه
#عبدالکریم_سروش
📢 @Majma_UI
آنچه اکنون برای ما فریضه است، این است که این حادثه را عالمانهتر بفهمیم تا بتوانیم دین را بهتر بفهمیم و دینشناسی خود را عمیقتر کنیم و دریابیم که شخصیتها در تاریخ دین با چه موازین و معیارهایی حرکت میکردند. تبعیت از آن بزرگان پیروی کورکورانه از آنها و اسطوره ساختن ایشان نیست بلکه کشف معیارهای عمل و داوری آنهاست. حادثهی خطا و خلاف همیشه ممکن است رخ دهد؛ اما اگر نظامی به لحاظ ریشهای و ساختاری مولد بیعدالتی شد، بنای حکومت چنان کج بالا رفت که عدالت ورزیدن برایش ناممکن شد، آن جاست که قیام واجب میشود.
یکی از درسهایی که میتوان و میباید از واقعهی کربلا گرفت همین است که ببینیم کجا میارزد آدمی جان خود را ببازد.
مولانا در مثنوی داستانی نقل میکند بدین مضمون که روز عاشورا غریبی به شهر حلب ( سوریه کنونی) وارد شد و دید که شیعیان آن شهر مشغول عزاداری هستند. پرسید که این عزاداری چیست و برای کیست؟ گفتند مگر تو نمیدانی؟ برای جانی است که از تمام جهان سنگینتر و گرانبهاتر است و داستان عاشورا را برای او گفتند. پرسید مگر این داستان دیروز یا امروز اتفاق افتاده است؟ گفتند خیر، هفت قرن قبل اتفاق افتاده است. گفت پس لابد خبرش تازه به شما بی-خبران رسیده است؛ پس بهتر است بر بی خبری خودتان بگریید:
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بد مرگی است این خواب گران
این همه خواب بودن عزاداری لازم دارد، نه آن حادثه!
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست
چون که ایشان خسرو دین بودهاند
وقت شادی شد چو بشکستد بند
سوی شادروان دولت تاختند
کنده و زنجیر را انداختند
بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمیبیند جز این خاک کهن
میگوید بله، از یک طرف او را کشتند؛ این وجه غم انگیز واقعه است. اما از سوی دیگر، آن روح بلند رها شد. شما به شکستن قفس نظر کنید، به آزاد شدن مرغ جان این سلطان از این زندان نظر کنید. ببینید که او با رهانیدن شاد است. میتوان شادی او را دنبال کرد. او دیگر غمناک نیست. او دچار تاسف و اندوه نیست. شاید تنها حظ و نصیب ما خفتگان و غافلان و زندانیان اندوه خوردن باشد؛ اما برای کسی که قفس شکستن را میبیند نوبت شادی و طرب و تردماغی است.
#قمار_عاشقانه
#عبدالکریم_سروش
📢 @Majma_UI
🔸عاشورا، جلوه مبارزه #زینب با کلیشه های جنسیتی عصر جاهلیت
▫️فمنیست شیعی، یا به بیان دقیقتر موج مطالبهگر زنان شیعه همواره بر دو پایگاه تاریخی تکیهکرده است: فاطمه وزینب(س)
امروز که عاشوراست و هر روز که عاشوراست، یادآوری آنکه زینب بود و آنچه زینب کرد پاسخی است به این سوال که «یک زن مسلمان در امروز خود چه باید بکند؟»
▫️ فارغ از صورت سیاهی که از عاشورا نمایانده میشود تا سرخی و پویایی آن را بپوشاند و فارغ از چهره مظلوم و شکنجه دیده زینب، برگی از عاشورا همواره ناخوانده و یا نیمه خوانده باقی مانده است و آن، حضور زینب به عنوان مدیر داخلی جنگ و مسئولیت خطیر اداره خیمهها در خلال جنگ و پس از آن است. دراین پرده زینب، از تمام کلیشههای جنسیتی که سالها به نام مذهب و به کام سنت بر ذهن ما قالب کردهاند جداست. صلابتی دارد و هیبتی که خاصِ یک جهادگر و خاص یک انسان آرمانگرا با هر جنسیت و هر عقیدهایست. مدیریت پشت جبهه با مادرانی که یک به یک فرزندان خود را از دست میدهند و التهاب بی آبی تا به آنجا قویاست که در منابع معتبر هرگز گفته نشده صدای شیون از خیمه به میدان رسید. در پردهی اوج داستان او به پیشواز فرزندان خود نمیرود (حد اعلای گذشت از هرچه هست) و در اوجی دیگر میگوید «جز زیبایی در عاشورا چیزی ندیده.»
▫️ زینب در عاشورا نماد کامل یک انسان آرمانگرا است کسی که از همه چیز برای هدفش میگذرد و گویی در وداع آخر با پیکر برادر خود، تمام بار آرمان مبارزه علیه ظلم را از او به امانت میگیرد و به مجلس یزید میبرد.
در مجلس یزید او در میان اعرابی که هنوز سر از جاهلیت نشستهاند در رویدادی که احتمالا به دلیل بی نظیر بودنش جاودان شده زبان به سخن میگشاید و چونان خطیبی بزرگ، شمایل پدر را در خطابه یادآور میشود
« این زینب است!»
▫️ این زینب و این شکوه و استقامت نتیجه یک تربیت زنانه است. چراکه اگر حسین و حسن را مسجد و اجتماع در کنار تربیت خانوادگی پرورانده باشد، زینب را خانه پرورانده است و مادرِخانه، که در کربلا پیام تاریخی یک زن مسلمان را فریاد بزند و صورتی از متفاوت از زن بودن را نشان دهد که عمیقا با تلقینات سنتی ما از زن در تعارض و تضاد است.
او یک جنس ضعیف و مظلوم و شکننده نیست. خروشان و حق طلب است و خطابهی انقلابی او و مبارزهی منفی او هیچ از آنچه در جنگ اتفاق افتاد کم ندارد.
هیچ حیای ساختگی و هیچ #حجاب دروغینی مانعش نمیشوند که فریاد نزند و ظلم را بپذیرد.
جهاد بزرگ او بیان ظلم در نزد سلطان جائر است.(آنچنان که امام صادق فرمودند) نه ماندن خدمت به شوهر (آنگونه که به ما میگویند)
▫️روی دیگر مساله اما اینجاست، که اگر یک بانو تحت شرایطی و با تعالیمی تربیت شود که او را به پس پستو و خدمت شوهر به عنوان جهاد اکبر بفرستد، آیا میتواند چنین خطیبی شود و چنین خطابه ای بگوید و یا معجزه رخ داده است؟
به اعتبار هر روز عاشوراست و هر زمینی کربلا گزینه ی معجزه منتفیست!!!
زینب به خوبی اثبات میکند که چرا فاطمه فاطمه است و اسلام از یک زن چه میخواهد؟
او صورت زنانه جهاد را بی کم و کاست نشان میدهد صورتی که حقا از شمشیر به دست گرفتن بسیار سختتر است و محتوای ایدیولوژیک، یعنی راز ماندگاری کربلا را تامین میکند.
▫️ اگر چه جنگ در میدان به نفع یزید به میانه میرسد اما با خطبهی زینب با فتح حسین (علیه السلام) پایان میگیرد تبیین محتوای فکری و فلسفه قیام امام حسین بدون هیچ هراسی و بدون توجه به هیچ کلیشه جنسیتی در عصرِ هنوز جاهلیت، پرده دیگری از عاشوراست که میان و ناله برای معجر سوخته و سیلی به فراموشی سپرده میشود.
بهتر اما این است که ما به حال خود و به حال آن گونه که دختران خود را تربیت میکنیم بگرییم...
سیده هاجر میراحمدی
دبیر مرکز مطالعات علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان داشنگاه اصفهان
📢 @Majma_UI
▫️فمنیست شیعی، یا به بیان دقیقتر موج مطالبهگر زنان شیعه همواره بر دو پایگاه تاریخی تکیهکرده است: فاطمه وزینب(س)
امروز که عاشوراست و هر روز که عاشوراست، یادآوری آنکه زینب بود و آنچه زینب کرد پاسخی است به این سوال که «یک زن مسلمان در امروز خود چه باید بکند؟»
▫️ فارغ از صورت سیاهی که از عاشورا نمایانده میشود تا سرخی و پویایی آن را بپوشاند و فارغ از چهره مظلوم و شکنجه دیده زینب، برگی از عاشورا همواره ناخوانده و یا نیمه خوانده باقی مانده است و آن، حضور زینب به عنوان مدیر داخلی جنگ و مسئولیت خطیر اداره خیمهها در خلال جنگ و پس از آن است. دراین پرده زینب، از تمام کلیشههای جنسیتی که سالها به نام مذهب و به کام سنت بر ذهن ما قالب کردهاند جداست. صلابتی دارد و هیبتی که خاصِ یک جهادگر و خاص یک انسان آرمانگرا با هر جنسیت و هر عقیدهایست. مدیریت پشت جبهه با مادرانی که یک به یک فرزندان خود را از دست میدهند و التهاب بی آبی تا به آنجا قویاست که در منابع معتبر هرگز گفته نشده صدای شیون از خیمه به میدان رسید. در پردهی اوج داستان او به پیشواز فرزندان خود نمیرود (حد اعلای گذشت از هرچه هست) و در اوجی دیگر میگوید «جز زیبایی در عاشورا چیزی ندیده.»
▫️ زینب در عاشورا نماد کامل یک انسان آرمانگرا است کسی که از همه چیز برای هدفش میگذرد و گویی در وداع آخر با پیکر برادر خود، تمام بار آرمان مبارزه علیه ظلم را از او به امانت میگیرد و به مجلس یزید میبرد.
در مجلس یزید او در میان اعرابی که هنوز سر از جاهلیت نشستهاند در رویدادی که احتمالا به دلیل بی نظیر بودنش جاودان شده زبان به سخن میگشاید و چونان خطیبی بزرگ، شمایل پدر را در خطابه یادآور میشود
« این زینب است!»
▫️ این زینب و این شکوه و استقامت نتیجه یک تربیت زنانه است. چراکه اگر حسین و حسن را مسجد و اجتماع در کنار تربیت خانوادگی پرورانده باشد، زینب را خانه پرورانده است و مادرِخانه، که در کربلا پیام تاریخی یک زن مسلمان را فریاد بزند و صورتی از متفاوت از زن بودن را نشان دهد که عمیقا با تلقینات سنتی ما از زن در تعارض و تضاد است.
او یک جنس ضعیف و مظلوم و شکننده نیست. خروشان و حق طلب است و خطابهی انقلابی او و مبارزهی منفی او هیچ از آنچه در جنگ اتفاق افتاد کم ندارد.
هیچ حیای ساختگی و هیچ #حجاب دروغینی مانعش نمیشوند که فریاد نزند و ظلم را بپذیرد.
جهاد بزرگ او بیان ظلم در نزد سلطان جائر است.(آنچنان که امام صادق فرمودند) نه ماندن خدمت به شوهر (آنگونه که به ما میگویند)
▫️روی دیگر مساله اما اینجاست، که اگر یک بانو تحت شرایطی و با تعالیمی تربیت شود که او را به پس پستو و خدمت شوهر به عنوان جهاد اکبر بفرستد، آیا میتواند چنین خطیبی شود و چنین خطابه ای بگوید و یا معجزه رخ داده است؟
به اعتبار هر روز عاشوراست و هر زمینی کربلا گزینه ی معجزه منتفیست!!!
زینب به خوبی اثبات میکند که چرا فاطمه فاطمه است و اسلام از یک زن چه میخواهد؟
او صورت زنانه جهاد را بی کم و کاست نشان میدهد صورتی که حقا از شمشیر به دست گرفتن بسیار سختتر است و محتوای ایدیولوژیک، یعنی راز ماندگاری کربلا را تامین میکند.
▫️ اگر چه جنگ در میدان به نفع یزید به میانه میرسد اما با خطبهی زینب با فتح حسین (علیه السلام) پایان میگیرد تبیین محتوای فکری و فلسفه قیام امام حسین بدون هیچ هراسی و بدون توجه به هیچ کلیشه جنسیتی در عصرِ هنوز جاهلیت، پرده دیگری از عاشوراست که میان و ناله برای معجر سوخته و سیلی به فراموشی سپرده میشود.
بهتر اما این است که ما به حال خود و به حال آن گونه که دختران خود را تربیت میکنیم بگرییم...
سیده هاجر میراحمدی
دبیر مرکز مطالعات علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان داشنگاه اصفهان
📢 @Majma_UI
🔸آن روزها نام و نان بهایی نداشت و آنچه میدان دار بود، قیام بود و عروج. آن روزها ماندن بی معنا بود و مردن در بستر، ننگی بزرگ.
هفته دفاع مقدس گرامي باد.
#ياد_باد_آن_روزگاران_ياد_باد
📢 @Majma_UI
هفته دفاع مقدس گرامي باد.
#ياد_باد_آن_روزگاران_ياد_باد
📢 @Majma_UI
📌ماهنامه #آوا ارگان رسمی #مجمع_اسلامی_دانشجویان منتشر شد. #شماره_۵
🔸جهت دریافت نسخه چاپی به دفتر تشکل مراجعه فرمایید.
♻️در احترام به طبیعت با اشتراک آن از تجدید چاپ جلوگیری نمایید.
📢 @Majma_UI
🔸جهت دریافت نسخه چاپی به دفتر تشکل مراجعه فرمایید.
♻️در احترام به طبیعت با اشتراک آن از تجدید چاپ جلوگیری نمایید.
📢 @Majma_UI
AVA5.pdf
2.8 MB
📌📰 ماهنامهی #آوا به صاحب امتیازی #مجمع_اسلامی_دانشجویان دانشگاه اصفهان
#شماره_پنجم
🖌جهت چاپ مطالب خود از طریق روابط عمومی تشکل با ما در ارتباط باشید.
📢 @Majma_UI
#شماره_پنجم
🖌جهت چاپ مطالب خود از طریق روابط عمومی تشکل با ما در ارتباط باشید.
📢 @Majma_UI
🔸در غرب كشورم كبوترخانه ايست كه بالهای كبوترانش سال هاست سرخ و غبارين است.
#ايران_تسليت
#خوزستان_تنها_نیست
📢 @Majma_UI
#ايران_تسليت
#خوزستان_تنها_نیست
📢 @Majma_UI
Forwarded from دیدهبان
📌 #دیدهبان به صاحب امتیازی #مجمع_اسلامی_دانشجویان منتشر شد #شماره_۱
🔸جهت دریافت نسخه چاپی به دفتر تشکل مراجعه فرمایید
♻️در احترام به طبیعت آن را به اشتراک بگذارید
📰 @Dideban_mag
📢 @Majma_UI
🔸جهت دریافت نسخه چاپی به دفتر تشکل مراجعه فرمایید
♻️در احترام به طبیعت آن را به اشتراک بگذارید
📰 @Dideban_mag
📢 @Majma_UI
Forwarded from دیدهبان
dideban_1.pdf
1.4 MB
📌📰 دوهفتهنامه طنز #دیدهبان به صاحب امتیازی #مجمع_اسلامی_دانشجویان دانشگاه اصفهان
#شماره_اول
🖌جهت چاپ مطالب خود از طریق روابط عمومی نشریه با ما در ارتباط باشید.
📰 @Dideban_mag
📢 @Majma_UI
#شماره_اول
🖌جهت چاپ مطالب خود از طریق روابط عمومی نشریه با ما در ارتباط باشید.
📰 @Dideban_mag
📢 @Majma_UI