🔸میگویند تقوا از تخصص لازمتر است، آنرا میپذیرم
اما میگویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست.
«شهید چمران»
▪️سالگرد شهادت دکتر چمران تسلیتباد.
📢 @Majma_UI
اما میگویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را میپذیرد، بیتقواست.
«شهید چمران»
▪️سالگرد شهادت دکتر چمران تسلیتباد.
📢 @Majma_UI
🔸همهاش که نباید ترسید
راه که بیفتیم، ترسمان میریزد...
زادروز ویاد صمد بهرنگی، نویسندهی نوستالژی ومبارزه گرامی باد.
#ماهی_سیاه_کوچولو
#اما_رود_چیزدیگری_میگفت
#همهاش_درفکر_دریابود
📢 @Majma_UI
راه که بیفتیم، ترسمان میریزد...
زادروز ویاد صمد بهرنگی، نویسندهی نوستالژی ومبارزه گرامی باد.
#ماهی_سیاه_کوچولو
#اما_رود_چیزدیگری_میگفت
#همهاش_درفکر_دریابود
📢 @Majma_UI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸فاصله طبقاتی، جنگ طبقاتی را ایجاد خواهد کرد.
«شهید بهشتی»
◾️سالروز شهادت مرد #عدالت و #تشکیلات شهید دکتر بهشتی و یاران صدیقش گرامی باد.
#ما_راستقامتان_جاودانه_تاریخ_خواهیم_ماند
📢@Majma_UI
«شهید بهشتی»
◾️سالروز شهادت مرد #عدالت و #تشکیلات شهید دکتر بهشتی و یاران صدیقش گرامی باد.
#ما_راستقامتان_جاودانه_تاریخ_خواهیم_ماند
📢@Majma_UI
Forwarded from انجمن آزاداندیش علامه
✅فرشته طوسی، به یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد.
📌 فرشته طوسی فعال دانشجویی کارشناسی ارشد رشته جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی به یک سال و نیم حبس محکوم شد.
📌طوسی مرداد سال گذشته برای آنچه که در مراسم شانزده آذر ۱۳۹۵ در انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش گفته شده هشت روز توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
📌او در نهایت به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبهی ١٥ دادگاه انقلاب(بدوی) به ریاست قاضی صلواتی به «یک سال و نیم حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حضور در احزاب و دستجات سیاسی، شبکههای اجتماعی، رسانهها و مطبوعات و ممنوعالخروجی» محکوم شد./امتداد
@atuazadandish
📌 فرشته طوسی فعال دانشجویی کارشناسی ارشد رشته جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی به یک سال و نیم حبس محکوم شد.
📌طوسی مرداد سال گذشته برای آنچه که در مراسم شانزده آذر ۱۳۹۵ در انجمن اسلامی دانشجویان آزاداندیش گفته شده هشت روز توسط اطلاعات سپاه بازداشت شد.
📌او در نهایت به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبهی ١٥ دادگاه انقلاب(بدوی) به ریاست قاضی صلواتی به «یک سال و نیم حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حضور در احزاب و دستجات سیاسی، شبکههای اجتماعی، رسانهها و مطبوعات و ممنوعالخروجی» محکوم شد./امتداد
@atuazadandish
🔸۱۲تیر، سالروز جان باختن هموطنانمان در هواپیمایی که توسط ناو امریکایی هدف قرار گرفت وسقوط کرد...
#روح_دریاییشان_شاد
#هنوز_داغداریم
#پرواز_بی_فرود
📢 @Majma_UI
#روح_دریاییشان_شاد
#هنوز_داغداریم
#پرواز_بی_فرود
📢 @Majma_UI
🔸قلم توتم من است.
...به دست زورش تسلیم نمیکنم
به کیسهی زرش نمیبخشم
به سر انگشت تزویرش نمیسپارم
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم.
#دکتر_شریعتی
#روزقلم
#الذی_علم_بالقلم
📢 @Majma_UI
...به دست زورش تسلیم نمیکنم
به کیسهی زرش نمیبخشم
به سر انگشت تزویرش نمیسپارم
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم.
#دکتر_شریعتی
#روزقلم
#الذی_علم_بالقلم
📢 @Majma_UI
🔸هزار طايفه آمد هزار مکتب رفت
و ماند شیعه که "قال الامام صادق" داشت
شهادت رییس مکتب جعفری؛ پیشوای علم و مبارزه تسلیت باد
#مکتب_انسانسازی
📢 @Majma_UI
و ماند شیعه که "قال الامام صادق" داشت
شهادت رییس مکتب جعفری؛ پیشوای علم و مبارزه تسلیت باد
#مکتب_انسانسازی
📢 @Majma_UI
🔸 سال خیابانهای آتش سال اشک آور
سال کبوتر پر،پدر پر،همکلاسی پر
سال تپیدنهای آخر سال حسرت آه
سال غم جانکاه... سال خون دانشگاه
#هجده_تیر
#بیداران_بیدارساز
#دانشگاه_را_زنده_نگه_داريم
📢 @Majma_UI
سال کبوتر پر،پدر پر،همکلاسی پر
سال تپیدنهای آخر سال حسرت آه
سال غم جانکاه... سال خون دانشگاه
#هجده_تیر
#بیداران_بیدارساز
#دانشگاه_را_زنده_نگه_داريم
📢 @Majma_UI
🔸به نوزدهمین سال دارد میرسد، هجده تیری که هیچ بزرگداشت رسمی و هیچ عنوان تقویمی ندارد، هیچ مستندی از آن نساختهاند و در راس هیچ خبری یاد آوریاش نمیکنند، نوزده سال از حمله به کوی دانشگاه میگذرد، حادثه ای که فقط در مناظرات انتخاباتی یاد آوری میشود و هنوز دیگری آن را به گردن دیگریها میاندازد. خاطرهی تلخ بزرگترین تعرض در تاریخ دانشگاه، خاطرهی همکلاسیهایی که هنوز بازنگشتهاند و خاطرهی همکلاسیهایی که غرق در خون با یکدیگر عکس یادگاری گرفتند، یادمان نرفته است که هیچکس توضیحی نداد و هیچکس حتی عذر نخواست و هیچکس مرحم نشد و هیچکس برای آرام گرفتن قلبهایی که هنوز آکنده از درد و ذهنهایی که هنوز آکنده از سوالند پاسخی نگفت...
گفتند روزنامهی سلام توقیف شد ودانشجویان اعتراض کردند...
از این جمله دلیلی برای آن حادثه نمیتوان یافت اما یک نکته میتوان گفت...
دانشگاه در آن روزها آنقدر دانشگاه بود که در برابر آنچه در جامعه رخ میدهد بیدار باشد. دانشگاه آن روز صدای مردم بود و صدای آزادی و دموکراسی و مدنیت... دانشگاه این روزها خیلی وقت است خواب است و بی تفاوت و تفاوتی اگر هست میان رنگ لباس پیاده نظامان احزاب و گروه هاست...
دانشگاه امروز دربرابر معیشت مردم، ویرانههای اقتصاد، رانت، بی عدالتی و هزار معضل و آسیب دیگر بی تفاوت است...
دانشگاه امروز آرام است با دانشجویانی که میآیند و میروند و مسئولینی که میدانند هرگز مورد سوال قرار نخواهند گرفت.
متولدین هجده تیر امروز دانشجو هستند و دانشگاه میان دولبهی گازانبر نوزده سال است که دیگر دست و پا هم نمیزند. و دانشگاه از بیم اسپری دست هایش را جلوی چشمهایش گرفته و هیچ چیز را نمیبیند. هجده تیر، شانزدهم آذر دیگر است. با بزرگداشتی تمامش نکنیم... گوشمان را به تاریخ بدهیم صدای فریادها برای بیدار کردن ما هنوز میآید... هجده تیر را اگر فقط گرامی بداریم یک روزهم مانند شانزده آذر جشنش میگیریم!
و اجازه میدهیم عدهای بجای آنکه پاسخگو باشند از حوادثی ازاین دست، بهره برداری کنند...
📢 @Majma_UI
گفتند روزنامهی سلام توقیف شد ودانشجویان اعتراض کردند...
از این جمله دلیلی برای آن حادثه نمیتوان یافت اما یک نکته میتوان گفت...
دانشگاه در آن روزها آنقدر دانشگاه بود که در برابر آنچه در جامعه رخ میدهد بیدار باشد. دانشگاه آن روز صدای مردم بود و صدای آزادی و دموکراسی و مدنیت... دانشگاه این روزها خیلی وقت است خواب است و بی تفاوت و تفاوتی اگر هست میان رنگ لباس پیاده نظامان احزاب و گروه هاست...
دانشگاه امروز دربرابر معیشت مردم، ویرانههای اقتصاد، رانت، بی عدالتی و هزار معضل و آسیب دیگر بی تفاوت است...
دانشگاه امروز آرام است با دانشجویانی که میآیند و میروند و مسئولینی که میدانند هرگز مورد سوال قرار نخواهند گرفت.
متولدین هجده تیر امروز دانشجو هستند و دانشگاه میان دولبهی گازانبر نوزده سال است که دیگر دست و پا هم نمیزند. و دانشگاه از بیم اسپری دست هایش را جلوی چشمهایش گرفته و هیچ چیز را نمیبیند. هجده تیر، شانزدهم آذر دیگر است. با بزرگداشتی تمامش نکنیم... گوشمان را به تاریخ بدهیم صدای فریادها برای بیدار کردن ما هنوز میآید... هجده تیر را اگر فقط گرامی بداریم یک روزهم مانند شانزده آذر جشنش میگیریم!
و اجازه میدهیم عدهای بجای آنکه پاسخگو باشند از حوادثی ازاین دست، بهره برداری کنند...
📢 @Majma_UI
🔸عباس امير انتظام معاون نخست وزير و نيز سخنگوی دولت مهدی بازرگان چشم بر جهان فروبست.
روحش شاد و يادش گرامی باد.
📢 @Majma_UI
روحش شاد و يادش گرامی باد.
📢 @Majma_UI
🔸به راستی چه زیباست اندیشهای که در مقابل قلم زانو زند و واژههایی که در خدمت بیان حق برآید.
١٧مرداد روز خبرنگار گرامی باد.
📢 @Majma_UI
١٧مرداد روز خبرنگار گرامی باد.
📢 @Majma_UI
🔸بیست و دوم مرداد ماه، روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی گرامی باد.
#تشکلهای_دانشجویی
#جامعه_مدنی
#آری_به_اتفاق_جهان_میتوان_گرفت
📢 @Majma_UI
#تشکلهای_دانشجویی
#جامعه_مدنی
#آری_به_اتفاق_جهان_میتوان_گرفت
📢 @Majma_UI
🔸#تشکل_حق، تشکلی است که انحصارطلب نیست، یعنی این منطق خودپرستانه و ضد خداپرستی را ندارد که هرکس توی این تشکیلات هست آدم خوبی است و هرکس توی این تشکیلات نیست آدم خوبی نیست. این تفکر، شیطانی است و نه رحمانی و نه یزدانی. بنا را بر این بگذارید که در تشکلها انحصارطلبیها، و خودپسندیها راه پیدا نکند. در تشکلهایتان مواظب نفسالشیطان که مزاحم بهرهمندی از نفسالرحمان است باشید. اگر تشکیلات واقعا بنابر این انتخاب اصلح، بنابر میدان دادن به افراد برای شکوفائی استعدادها باشد، تشکیلات زمینهی رشد است و الا تشکیلات یک خطر دارد و آنکه یک انسان قالبی بسازد در تشکل در عین حفظ پیوند و ایجاد نظم آهنین، انسانها باید بتوانند که آزاد بیندیشند، انتقاد کنند و تصمیم بگیرند، بله، اجرای تصمیم اولیالامر همینطور که در کل جامعه منافاتی با آزادی ندارد، در تشکیلات هم منافاتی با آزادی ندارد، به شرط اینکه هیچ فرد و گروهی خودشان را به عنوان مدیران و رهبران در داخل تشکیلات تحمیل نکنند. اگر شما در داخل تشکیلاتتان خصلت ضدتحمیلی را حفظ کردید و رشد دادید آن وقت تشکیلات، تشکیلات رحمانی است والا شیطانی میشود. بدترین خصلتی که از شیطان در قرآن یاد میشود استکبار است. خود را بزرگتر تلقی کردن، خود بزرگبینی که لازمه قدرت طلبی است.
«شهید آیت الله دکتر بهشتی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#رسالت_دانشجو
#تشکل
📢 @Majma_UI
«شهید آیت الله دکتر بهشتی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#رسالت_دانشجو
#تشکل
📢 @Majma_UI
🔸شما حماسه سروديد و ما به نام شما
فقط ترانه سروديم و نان در آورديم
#بازگشت_پرستوها
#فرزندت_کجاست_مادر؟
#آزادگان_آمدند_آقازادگان_رفتند
📢 @Majma_UI
فقط ترانه سروديم و نان در آورديم
#بازگشت_پرستوها
#فرزندت_کجاست_مادر؟
#آزادگان_آمدند_آقازادگان_رفتند
📢 @Majma_UI
🔸من خود میدانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ثروت ملی کوتاه کردهام …
«دکتر مصدق»
#کودتای۲۸مرداد
📢 @Majma_UI
«دکتر مصدق»
#کودتای۲۸مرداد
📢 @Majma_UI
🔸📚 #سرانه_صفر
ما در کتابهای مقدس میخوانیم "و خدا ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت ابراهیم کجایی؟ وابراهیم پاسخ داد این جایم". ای خوانندهی من که روی سخنم با توست، اگر تو به جای او بودی و از دور فرارسیدن سرنوشت سهمگین را میدیدی آیا به کوهها بانگ نمیزدی که بر من افتید و به تلها که مرا پنهان کنید. یا اگر نیرومندتر میبودی پاهایت آهسته در راه حرکت نمیکرد و راه قدیمی را نمیجست؟ اگر خطاب میشدی آیا پاسخ میدادی یا نه؟ شاید زیر لب و با زمزمه پاسخ میگفتی نه به گونهی ابراهیم که شادمانه، سرافراز و مطمئن به بانگ بلند پاسخ داد: این جایم. سپس می خوانیم: "ابراهیم بامداد پگاه برخاست و شتابان بیرون شد، بدانگونه که گویی به جشن می رود و صبح زود بود که به ارض موعود موریه رسید. او هیچ چیز به سارا، هیچ چیز به العاذر نگفت؛ زیرا چه کسی می توانست او را بفهمد؟ آیا امتحان به واسطهی همان طبیعتش از او پیمان سکوت نگرفته بود؟ او هیزم ها را شکست، اسحاق را بست، آتش را افروخت و کارد را کشید.
ای خوانندهی من! بسا پدرانی که مرگ فرزند برایشان با از دستدادن عزیزترین چیز در جهان یکسان بود و آنان را از هر امیدی به آینده تهی میکرد، اما هیچ یک از آنان فرزند موعود به معنایی که اسحاق برای ابراهیم بود، نبودند. بسا پدرانی که فرزند از دست داده اند، اما خدا، ارادهی تغییرناپذیر و درک ناشدنی قادر متعال، دست خدا بود که فرزند را گرفته بود. با ابراهیم چنین نبود. برای او آزمایشی دشوارتر مقدر شده بود، سرنوشت اسحاق به همراه کارد به کف خود ابراهیم سپرده شده بود و پیرمرد، با تنها امیدش، در آن جا ایستاده بود! اما او شک نکرد، او مضطربانه به راست و چپ ننگریست، او با نیایشهایش با آسمان رویارویی نکرد. او میدانست قادر متعال است که او را آزمایش میکند، میدانست که این دشوارترین ایثاری است که میتواند از او طلب شود؛ اما این را نیز میدانست که هیچ قربانی وقتی که خدا آن را بخواهد چندان دشوار نیست و او کارد را کشید. کاری که برای ابراهیم سهلترین بود برای من بسی دشوار میبود. اما ابراهیم چه کرد؟ او نه زودتر از موعد رسید نه دیرتر از موعد. [او درست بهنگام رسد]. این است قلهای که ابراهیم بر آن ایستاده. واپسین مرحلهای که از نظرش میگذرد مرحلهی ترک نامتناهی است. او به واقع پیشتر میرود و به ایمان میرسد... ابراهیم را نمیتوانم بفهمم... نسل ما در حد ایمان متوقف نمیشود، به معجزهی ایمان بسنده نمیکند که آب را بدل به شراب میکند. نسل ما پیشتر میرود و شراب را به آب بدل می کند...
ترس و لرز
سورن کیرکگور
ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
#عيد_قربان
📢 @Majma_UI
ما در کتابهای مقدس میخوانیم "و خدا ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت ابراهیم کجایی؟ وابراهیم پاسخ داد این جایم". ای خوانندهی من که روی سخنم با توست، اگر تو به جای او بودی و از دور فرارسیدن سرنوشت سهمگین را میدیدی آیا به کوهها بانگ نمیزدی که بر من افتید و به تلها که مرا پنهان کنید. یا اگر نیرومندتر میبودی پاهایت آهسته در راه حرکت نمیکرد و راه قدیمی را نمیجست؟ اگر خطاب میشدی آیا پاسخ میدادی یا نه؟ شاید زیر لب و با زمزمه پاسخ میگفتی نه به گونهی ابراهیم که شادمانه، سرافراز و مطمئن به بانگ بلند پاسخ داد: این جایم. سپس می خوانیم: "ابراهیم بامداد پگاه برخاست و شتابان بیرون شد، بدانگونه که گویی به جشن می رود و صبح زود بود که به ارض موعود موریه رسید. او هیچ چیز به سارا، هیچ چیز به العاذر نگفت؛ زیرا چه کسی می توانست او را بفهمد؟ آیا امتحان به واسطهی همان طبیعتش از او پیمان سکوت نگرفته بود؟ او هیزم ها را شکست، اسحاق را بست، آتش را افروخت و کارد را کشید.
ای خوانندهی من! بسا پدرانی که مرگ فرزند برایشان با از دستدادن عزیزترین چیز در جهان یکسان بود و آنان را از هر امیدی به آینده تهی میکرد، اما هیچ یک از آنان فرزند موعود به معنایی که اسحاق برای ابراهیم بود، نبودند. بسا پدرانی که فرزند از دست داده اند، اما خدا، ارادهی تغییرناپذیر و درک ناشدنی قادر متعال، دست خدا بود که فرزند را گرفته بود. با ابراهیم چنین نبود. برای او آزمایشی دشوارتر مقدر شده بود، سرنوشت اسحاق به همراه کارد به کف خود ابراهیم سپرده شده بود و پیرمرد، با تنها امیدش، در آن جا ایستاده بود! اما او شک نکرد، او مضطربانه به راست و چپ ننگریست، او با نیایشهایش با آسمان رویارویی نکرد. او میدانست قادر متعال است که او را آزمایش میکند، میدانست که این دشوارترین ایثاری است که میتواند از او طلب شود؛ اما این را نیز میدانست که هیچ قربانی وقتی که خدا آن را بخواهد چندان دشوار نیست و او کارد را کشید. کاری که برای ابراهیم سهلترین بود برای من بسی دشوار میبود. اما ابراهیم چه کرد؟ او نه زودتر از موعد رسید نه دیرتر از موعد. [او درست بهنگام رسد]. این است قلهای که ابراهیم بر آن ایستاده. واپسین مرحلهای که از نظرش میگذرد مرحلهی ترک نامتناهی است. او به واقع پیشتر میرود و به ایمان میرسد... ابراهیم را نمیتوانم بفهمم... نسل ما در حد ایمان متوقف نمیشود، به معجزهی ایمان بسنده نمیکند که آب را بدل به شراب میکند. نسل ما پیشتر میرود و شراب را به آب بدل می کند...
ترس و لرز
سورن کیرکگور
ترجمهی عبدالکریم رشیدیان
#عيد_قربان
📢 @Majma_UI
🔸 ابراهیم یزدی، الگویی برای آموختن
#یادداشت دبیر #مرکز_مطالعات_علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان به بهانهی نخستین سالروز درگذشت ابراهیم یزدی، دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران
چهرهی ابراهیم یزدی همیشه برای منِ دهه هفتادی که مقارن با نخستین زمزمههای واژهی اختلاس به دنیا آمدم، تداعی چهرهی یک پدربزرگ بود که برای نوههای تازه بالغش که سر پرسودایی هم دارند و میخواهند دنیا را عوض کرده و سپس مدیریت نمایند! حرفهای نگفتهی فراوان دارد و حالا یک سال است بدون اینکه حرفهایش را بزند رفته. چهرهی او نماد تکامل انسان در یک جریان انقلابیست، تکاملی که مبداش تاسیس یک #تشکل_دانشجویی و امتدادش مبارزه در همان خطی بود که چمران، امام موسی صدر و شریعتی دنبال میکردند و انتهایش ناپیدا.
او ایدئولوژی خود را نه دور از همه چیز و در غار پشت میز، که در میانهی نبرد و جهاد کامل کرد و همین آمیختگی با عمل، جهانبینی چنان محکمی به او داد که بتواند سالها سکوت و انزوا را تحمل کند
او مبارزه کرد وقتی مردمش به خیابانها آمده بودند، فریاد زد وقتی کسی جرات پچ پچ هم نداشت، مسئولیت پذیرفت وقتی کشور در اوج نابسامانیهای بعد از یک انقلاب بود، نمایندهی ایران در جهان شد وقتی جهانی با کشورش سر ستیز داشت، و سکوت کرد... احتمالا بارها دعوا و درگیری دولت و مجلسمان را، عربدههای نمایندگانمان را، به لیست رای دادنمان را، مناظرات شرم آور انتخابات ریاست جمهوریمان را، بگویم یا نگویمهایمان را، استیضاح پس از استیضاحمان را ، دکلها و ارزهای دولتی گمشده مان را، فساد نهادینهمان را و ما نسل چهارم را که هنوز هویت نیافتهایم را دیده بود و سکوت کرده بود... و احتمالا حالا هم میبیند و با همان لبخندش سکوت میکند! سکوت اما نه از سر بیخیالی نه از روی مصلحت اندیشی و نه گاهی از سر ترس و مسئولیت ناپذیری که سکوت برای حفظ آنچه برایش جنگیده بود و آنچه آرمان خود میدانست، سکوت برای اینکه جامعه راه خودش را برود و اصلا صد سال بعد لزوم دموکراسی و تقویت نهادهای مدنی و گفتگو را نه به عنوان شعارهای خوش آب و رنگ که در عمل بفهمد. سکوت برای اینکه منِ دهه هفتادی یقهاش را نگیرم و بگویم: پس کو آنچه از آن دم میزدی؟ چه کردی؟ چرا فراموش کردی؟
یزدی جزو معدود آدمهای جان سالم به در بردهی انقلاب است که عوض نشد، نه روشنفکر شد و نه به عقب برگشت! وقتی عرصه بر اندیشهخودش تنگ آمد اصولگرا و اصلاحطلب نشد! هرگز حرفی در رد و تایید هیچکدام نزد و آنچه فکر میکرد باید باشد را به آنچه هست نفروخت.
به تلاشهای پارهای از احزاب برای استفاده از نام و سابقه و اندیشههایش بیاعتنا ماند و احتمالا به عکسهایش در تشکلهای دانشجویی در کنار عکس ستارخان و طالقانی و مفتح و منتظری و رجایی و فروغی!!
مجاهد نستوه تا آخر عمر از آنچه درست میدانست کوتاه نیامد و هیچ جامهای از تحزب جدید را بر پیکر اندیشههایش نپوشاند، نهضت آزادی ماند و نهضت آزادی مرد...
اینها را ننوشتم که بگویم مانند او فکر میکنم و آنچه او درست میدانست را درست میدانم یا عملکردش را بدون نقص میبینم و یا با جوی که نومید و سرخورده از نتیجهی قهرمان ساختن از آدمهایی که خیلی زود از قهرمان بودن خسته میشوند، به نهضت آزادی چسبیدهاند، همراهم. نه... حرفم این است که ما، جوانانی که در مبدا راهی هستیم که او پیمود – یعنی تشکل دانشجویی- به او و به ثبات قدمش، به او و به عوض نشدنش، به او و تلاش نکردنش برای قهرمان شدن و در شعارها رفتن، به او و و سوار بر موج چپ و راست نشدنش، به او که با بودنش و با رفتنش هرگز چیزی برای خود نخواست و ابر آرزویش آزادی و مردمسالاری بود، بنگریم... بنگریم و امروز اگر قهرمانان قبلیمان سرخویش گرفتهاند و گوشهی عزلت پیش، از او و بزرگان بدون شناخت ضعفها و قوتها قهرمان نسازیم، و برای توجیه اشتباهات، ضعفها و کمبود مطالعات و نقص ایدئولوژیمان پشت سرشان پنهان نشویم، آنها را به نفع خودمان بازخوانی و استهاله نکنیم، بلکه آرمانها را بشناسیم و آرمانها را میزان قرار دهیم، که به قول شهید بهشتی:" تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزشها بسنج"
«سیده هاجر میراحمدی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 @Majma_UI
#یادداشت دبیر #مرکز_مطالعات_علومانسانی مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان به بهانهی نخستین سالروز درگذشت ابراهیم یزدی، دبیرکل فقید نهضت آزادی ایران
چهرهی ابراهیم یزدی همیشه برای منِ دهه هفتادی که مقارن با نخستین زمزمههای واژهی اختلاس به دنیا آمدم، تداعی چهرهی یک پدربزرگ بود که برای نوههای تازه بالغش که سر پرسودایی هم دارند و میخواهند دنیا را عوض کرده و سپس مدیریت نمایند! حرفهای نگفتهی فراوان دارد و حالا یک سال است بدون اینکه حرفهایش را بزند رفته. چهرهی او نماد تکامل انسان در یک جریان انقلابیست، تکاملی که مبداش تاسیس یک #تشکل_دانشجویی و امتدادش مبارزه در همان خطی بود که چمران، امام موسی صدر و شریعتی دنبال میکردند و انتهایش ناپیدا.
او ایدئولوژی خود را نه دور از همه چیز و در غار پشت میز، که در میانهی نبرد و جهاد کامل کرد و همین آمیختگی با عمل، جهانبینی چنان محکمی به او داد که بتواند سالها سکوت و انزوا را تحمل کند
او مبارزه کرد وقتی مردمش به خیابانها آمده بودند، فریاد زد وقتی کسی جرات پچ پچ هم نداشت، مسئولیت پذیرفت وقتی کشور در اوج نابسامانیهای بعد از یک انقلاب بود، نمایندهی ایران در جهان شد وقتی جهانی با کشورش سر ستیز داشت، و سکوت کرد... احتمالا بارها دعوا و درگیری دولت و مجلسمان را، عربدههای نمایندگانمان را، به لیست رای دادنمان را، مناظرات شرم آور انتخابات ریاست جمهوریمان را، بگویم یا نگویمهایمان را، استیضاح پس از استیضاحمان را ، دکلها و ارزهای دولتی گمشده مان را، فساد نهادینهمان را و ما نسل چهارم را که هنوز هویت نیافتهایم را دیده بود و سکوت کرده بود... و احتمالا حالا هم میبیند و با همان لبخندش سکوت میکند! سکوت اما نه از سر بیخیالی نه از روی مصلحت اندیشی و نه گاهی از سر ترس و مسئولیت ناپذیری که سکوت برای حفظ آنچه برایش جنگیده بود و آنچه آرمان خود میدانست، سکوت برای اینکه جامعه راه خودش را برود و اصلا صد سال بعد لزوم دموکراسی و تقویت نهادهای مدنی و گفتگو را نه به عنوان شعارهای خوش آب و رنگ که در عمل بفهمد. سکوت برای اینکه منِ دهه هفتادی یقهاش را نگیرم و بگویم: پس کو آنچه از آن دم میزدی؟ چه کردی؟ چرا فراموش کردی؟
یزدی جزو معدود آدمهای جان سالم به در بردهی انقلاب است که عوض نشد، نه روشنفکر شد و نه به عقب برگشت! وقتی عرصه بر اندیشهخودش تنگ آمد اصولگرا و اصلاحطلب نشد! هرگز حرفی در رد و تایید هیچکدام نزد و آنچه فکر میکرد باید باشد را به آنچه هست نفروخت.
به تلاشهای پارهای از احزاب برای استفاده از نام و سابقه و اندیشههایش بیاعتنا ماند و احتمالا به عکسهایش در تشکلهای دانشجویی در کنار عکس ستارخان و طالقانی و مفتح و منتظری و رجایی و فروغی!!
مجاهد نستوه تا آخر عمر از آنچه درست میدانست کوتاه نیامد و هیچ جامهای از تحزب جدید را بر پیکر اندیشههایش نپوشاند، نهضت آزادی ماند و نهضت آزادی مرد...
اینها را ننوشتم که بگویم مانند او فکر میکنم و آنچه او درست میدانست را درست میدانم یا عملکردش را بدون نقص میبینم و یا با جوی که نومید و سرخورده از نتیجهی قهرمان ساختن از آدمهایی که خیلی زود از قهرمان بودن خسته میشوند، به نهضت آزادی چسبیدهاند، همراهم. نه... حرفم این است که ما، جوانانی که در مبدا راهی هستیم که او پیمود – یعنی تشکل دانشجویی- به او و به ثبات قدمش، به او و به عوض نشدنش، به او و تلاش نکردنش برای قهرمان شدن و در شعارها رفتن، به او و و سوار بر موج چپ و راست نشدنش، به او که با بودنش و با رفتنش هرگز چیزی برای خود نخواست و ابر آرزویش آزادی و مردمسالاری بود، بنگریم... بنگریم و امروز اگر قهرمانان قبلیمان سرخویش گرفتهاند و گوشهی عزلت پیش، از او و بزرگان بدون شناخت ضعفها و قوتها قهرمان نسازیم، و برای توجیه اشتباهات، ضعفها و کمبود مطالعات و نقص ایدئولوژیمان پشت سرشان پنهان نشویم، آنها را به نفع خودمان بازخوانی و استهاله نکنیم، بلکه آرمانها را بشناسیم و آرمانها را میزان قرار دهیم، که به قول شهید بهشتی:" تو ارزشها را بشناس و اشخاص را با ارزشها بسنج"
«سیده هاجر میراحمدی»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📢 @Majma_UI
Telegram
attach📎
🔸اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده و در هزینه اعیال درمانده و خوارشوی.
«نامه حضرت علی(ع) به زیادبن ابیه»
#عید_سعید_غدیرخم
📢 @Majma_UI
«نامه حضرت علی(ع) به زیادبن ابیه»
#عید_سعید_غدیرخم
📢 @Majma_UI