✅✅ اهمیت توجه به معادلات برنولی و بقای جرم در پیشگیری از حوادث
در صنعت پتروشیمی، پیشگیری از حوادث تنها واکنش به پیامدهای نهایی مثل نشت مواد یا آتشسوزی نیست. برای مدیریت بهتر ایمنی، توصیه می گردد مهندسان ایمنی و فرآیند بیش از پیش به اصول علمی پایه مانند معادله برنولی و معادله بقای جرم توجه کنند.
🔶 چرا این معادلات حیاتی هستند؟
معادله برنولی کمک میکند تا تغییرات فشار و سرعت سیال در خطوط لوله به دقت پیشبینی شود. این موضوع برای جلوگیری از پدیدههای خطرناکی مانند water hammer (ضربه قوچ) و فلاشینگ سیال حیاتی است. نادیده گرفتن این موارد میتواند به شکست تجهیزات، نشت مواد اشتعالپذیر و ایجاد شرایط انفجاری منجر شود.
از سوی دیگر، معادله بقای جرم ابزاری ساده اما کلیدی است برای پایش جریان مواد در سیستم. هر اختلاف نامتعارفی بین ورودی و خروجی میتواند نشانهای از نشت پنهان، تجمع مواد خطرناک یا خطای کنترلی باشد که در صورت عدم تشخیص به موقع، احتمال بروز حادثه افزایش مییابد.
🟠 توصیه و پیشنهاد در طراحی سناریوهای شرایط اضطراری:
در بسیاری از صنایع پتروشیمی، سناریوهای شرایط اضطراری بیشتر بر پیامدهای آشکار تمرکز دارند؛ مثلاً نشت مواد یا آتشسوزی. اما این رویکرد باعث میشود فرصت یادگیری عمیق درباره ریشههای حادثه از دست برود.
به جای آن پیشنهاد می شود سناریوها بر اساس تحلیلهای علمی پایه طراحی شوند. به عنوان مثال:
۱- بررسی اثرات تغییرات فشار و سرعت سیال با استفاده از معادله برنولی
۲- تحلیل توازن جرم در سیستم با کمک معادله بقای جرم
۳- شناسایی شرایطی که منجر به water hammer یا نشت مخفی میشود
🔸آموزش واکنشهای صحیح بر اساس ریشهیابی علت حادثه:
این رویکرد نه تنها موجب افزایش دانش فنی اپراتورها و مهندسان میشود، بلکه فرهنگ ایمنی سازمان را به سمت پیشگیری عمیقتر و اصولیتر هدایت میکند.
برای ارتقای ایمنی فرآیندهای پتروشیمی، توجه دقیق به معادلات برنولی و بقای جرم را در اولویت قرار دهید. طراحی سناریوهای آموزشی و شرایط اضطراری مبتنی بر این اصول علمی، راهکاری مؤثر برای کاهش ریسکهای عملیاتی و افزایش پایداری سیستمها است.
در صنعت پتروشیمی، پیشگیری از حوادث تنها واکنش به پیامدهای نهایی مثل نشت مواد یا آتشسوزی نیست. برای مدیریت بهتر ایمنی، توصیه می گردد مهندسان ایمنی و فرآیند بیش از پیش به اصول علمی پایه مانند معادله برنولی و معادله بقای جرم توجه کنند.
🔶 چرا این معادلات حیاتی هستند؟
معادله برنولی کمک میکند تا تغییرات فشار و سرعت سیال در خطوط لوله به دقت پیشبینی شود. این موضوع برای جلوگیری از پدیدههای خطرناکی مانند water hammer (ضربه قوچ) و فلاشینگ سیال حیاتی است. نادیده گرفتن این موارد میتواند به شکست تجهیزات، نشت مواد اشتعالپذیر و ایجاد شرایط انفجاری منجر شود.
از سوی دیگر، معادله بقای جرم ابزاری ساده اما کلیدی است برای پایش جریان مواد در سیستم. هر اختلاف نامتعارفی بین ورودی و خروجی میتواند نشانهای از نشت پنهان، تجمع مواد خطرناک یا خطای کنترلی باشد که در صورت عدم تشخیص به موقع، احتمال بروز حادثه افزایش مییابد.
🟠 توصیه و پیشنهاد در طراحی سناریوهای شرایط اضطراری:
در بسیاری از صنایع پتروشیمی، سناریوهای شرایط اضطراری بیشتر بر پیامدهای آشکار تمرکز دارند؛ مثلاً نشت مواد یا آتشسوزی. اما این رویکرد باعث میشود فرصت یادگیری عمیق درباره ریشههای حادثه از دست برود.
به جای آن پیشنهاد می شود سناریوها بر اساس تحلیلهای علمی پایه طراحی شوند. به عنوان مثال:
۱- بررسی اثرات تغییرات فشار و سرعت سیال با استفاده از معادله برنولی
۲- تحلیل توازن جرم در سیستم با کمک معادله بقای جرم
۳- شناسایی شرایطی که منجر به water hammer یا نشت مخفی میشود
🔸آموزش واکنشهای صحیح بر اساس ریشهیابی علت حادثه:
این رویکرد نه تنها موجب افزایش دانش فنی اپراتورها و مهندسان میشود، بلکه فرهنگ ایمنی سازمان را به سمت پیشگیری عمیقتر و اصولیتر هدایت میکند.
برای ارتقای ایمنی فرآیندهای پتروشیمی، توجه دقیق به معادلات برنولی و بقای جرم را در اولویت قرار دهید. طراحی سناریوهای آموزشی و شرایط اضطراری مبتنی بر این اصول علمی، راهکاری مؤثر برای کاهش ریسکهای عملیاتی و افزایش پایداری سیستمها است.
کتاب رهبران آخر غذا می خورند اثر سایمون سینک، یک اصل طلایی را مطرح میکند: "رهبران بزرگ همیشه منافع تیم را بر منافع خود ترجیح می دهند". این مفهوم در صنعت پتروشیمی که با چالش های پیچیده ایمنی، عملیاتی و مالی روبرو است، اهمیت ویژه ای پیدا می کند.
چند سال قبل یکی از مجتمع های پتروشیمی جنوب کشور با چالش جدی در راه اندازی واحد جدید روبرو شد. مدیرعامل مجموعه با وجود فشارهای سنگین از طرف سهامداران برای شروع سریع تولید، متوجه نقصهای ایمنی در سیستم کنترل اضطراری شد. در این راستا تصمیم گرفته شد به جای راه اندازی سریع سایت و تولید محصول، اقدامات ذیل در اولویت اجرایی قرار گیرند:
✅ توقف ۷۲ ساعته راه اندازی علیرغم فشارهای مالی
✅ برگزاری ۱۲ جلسه فوریتی با حضور تمام پیمانکاران و نیروهای فنی
✅ سرمایه گذاری اضافه چند صد میلیون تومانی برای ارتقاء سیستمهای ایمنی
✅ حضور شبانه روزی مدیرعامل در سایت برای نظارت مستقیم
⭕️ نتایج ملموس پس از یک سال:
✅ کاهش ۸۵ درصدی حوادث ایمنی
✅ افزایش ۲۲ درصدی بازدهی تولید نسبت به پیش بینی اولیه
✅ کسب رتبه اول ایمنی در صنایع پتروشیمی
✅ افزایش ۴۰ درصدی رضایت شغلی پرسنل در نظرسنجی سالانه
⭕️ درس آموخته ها:
✅ ایمنی همیشه اولویت اول است - حتی اگر به معنای تأخیر در سودآوری باشد
✅ حضور فیزیکی رهبر در بحرانها اعتمادسازی میکند
✅ سرمایه گذاری روی آموزش همیشه بازدهی بلندمدت دارد
✅ شفافیت در تصمیم گیری اضطراب و استرس سازمانی را کاهش می دهد
✅ صبر در کوتاه مدت = سودآوری در بلندمدت
❇️ رهبری که حاضر است "آخر از همه غذا بخورد"، در واقع در حال سرمایه گذاری بر روی مهمترین دارایی شرکت یعنی "اعتماد و تخصص نیروی انسانی" است. این همان فرمول موفقیت در صنعت پتروشیمی است که ریسکهای بالایی دارد.
نویسنده: نادر زارع
چند سال قبل یکی از مجتمع های پتروشیمی جنوب کشور با چالش جدی در راه اندازی واحد جدید روبرو شد. مدیرعامل مجموعه با وجود فشارهای سنگین از طرف سهامداران برای شروع سریع تولید، متوجه نقصهای ایمنی در سیستم کنترل اضطراری شد. در این راستا تصمیم گرفته شد به جای راه اندازی سریع سایت و تولید محصول، اقدامات ذیل در اولویت اجرایی قرار گیرند:
✅ توقف ۷۲ ساعته راه اندازی علیرغم فشارهای مالی
✅ برگزاری ۱۲ جلسه فوریتی با حضور تمام پیمانکاران و نیروهای فنی
✅ سرمایه گذاری اضافه چند صد میلیون تومانی برای ارتقاء سیستمهای ایمنی
✅ حضور شبانه روزی مدیرعامل در سایت برای نظارت مستقیم
⭕️ نتایج ملموس پس از یک سال:
✅ کاهش ۸۵ درصدی حوادث ایمنی
✅ افزایش ۲۲ درصدی بازدهی تولید نسبت به پیش بینی اولیه
✅ کسب رتبه اول ایمنی در صنایع پتروشیمی
✅ افزایش ۴۰ درصدی رضایت شغلی پرسنل در نظرسنجی سالانه
⭕️ درس آموخته ها:
✅ ایمنی همیشه اولویت اول است - حتی اگر به معنای تأخیر در سودآوری باشد
✅ حضور فیزیکی رهبر در بحرانها اعتمادسازی میکند
✅ سرمایه گذاری روی آموزش همیشه بازدهی بلندمدت دارد
✅ شفافیت در تصمیم گیری اضطراب و استرس سازمانی را کاهش می دهد
✅ صبر در کوتاه مدت = سودآوری در بلندمدت
❇️ رهبری که حاضر است "آخر از همه غذا بخورد"، در واقع در حال سرمایه گذاری بر روی مهمترین دارایی شرکت یعنی "اعتماد و تخصص نیروی انسانی" است. این همان فرمول موفقیت در صنعت پتروشیمی است که ریسکهای بالایی دارد.
نویسنده: نادر زارع
Forwarded from مجله مدیریت نگهداری و تعمیرات
✅ دانلود کتاب نگهداری و تعمیرات در تاسیسات (الگوبرداری از بهترین تجربیات کاربردی)
✅ لینک دانلود: https://www.ketabrah.ir/go/b36391/19b17
✅ کتاب نگهداری و تعمیرات در تاسیسات (الگوبرداری از بهترین تجربیات کاربردی) نوشتۀ سید نادر رضا شخصی زارع ، برای متخصصین و کارکنان نگهداری و تعمیراتی نگاشته شده است که تصمیم گرفتهاند سطح معلومات تخصصی خویش را ارتقاء دهند. این اثر از مجموعه کتب «پرسنل...
✅ لینک دانلود: https://www.ketabrah.ir/go/b36391/19b17
✅ کتاب نگهداری و تعمیرات در تاسیسات (الگوبرداری از بهترین تجربیات کاربردی) نوشتۀ سید نادر رضا شخصی زارع ، برای متخصصین و کارکنان نگهداری و تعمیراتی نگاشته شده است که تصمیم گرفتهاند سطح معلومات تخصصی خویش را ارتقاء دهند. این اثر از مجموعه کتب «پرسنل...
کتابراه
معرفی و دانلود کتاب نگهداری و تعمیرات در تاسیسات (الگوبرداری از بهترین تجربیات کاربردی) | سید نادر رضا شخصی زارع | کتابراه
کتاب نگهداری و تعمیرات در تاسیسات (الگوبرداری از بهترین تجربیات کاربردی) نوشتۀ سید نادر رضا شخصی زارع، برای متخصصین و کارکنان نگهداری و تعمیراتی نگاشته شده است که تصمیم گرفتهاند سطح معلومات تخصصی خویش را ارتقاء دهند....
در صنعت پتروشیمی، هر روز با مسائلی مواجهیم که در ظاهر ساده به نظر میرسند، اما وقتی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم ریشه آنها در ارتباطات پیچیده میان اجزای مختلف سیستم نهفته است.
گاهی یک مشکل کوچک در یک واحد میتواند پیامدهای بزرگ و غیرقابل پیشبینی در بخشهای دیگر ایجاد کند. 🔹 اینجاست که تفکر سیستمی اهمیت پیدا میکند 🔹
☀️ دلایل ضرورت تفکر سیستمی در صنعت پتروشیمی:
✅ پیچیدگی فرآیندها: یک تغییر جزئی در شرایط عملیاتی میتواند زنجیرهای از اثرات ناخواسته در واحدهای دیگر ایجاد کند.
✅ وابستگی متقابل تجهیزات: خرابی یک تجهیز حیاتی (مثل پمپ یا کمپرسور) ممکن است کل واحد یا حتی کل سایت را تحت تأثیر قرار دهد.
✅ ریسکهای ایمنی و زیستمحیطی: یک تصمیم موضعی بدون توجه به کل سیستم میتواند منجر به حادثه یا آلودگی گسترده شود.
✅ مدیریت داراییهای فیزیکی: تصمیمهای تعمیراتی و سرمایهگذاری باید بر اساس نگاه کلان به چرخه عمر تجهیزات و اثر آنها بر کل زنجیره ارزش گرفته شود.
✅ بهبود بهرهوری و کاهش هزینهها: نگاه سیستمی کمک میکند به جای پرداختن به علائم، سراغ ریشه مشکلات برویم و از اتلاف منابع جلوگیری کنیم.
✅ یادگیری سازمانی: تفکر سیستمی به ما میآموزد از خطاها و حوادث گذشته، درسهای عمیقتر و ماندگارتر بگیریم.
📘 یکی از منابع ارزشمند برای آشنایی با این شیوه نگاه، کتاب «تفکر سیستمی» نوشتهی Donella Meadows است.
این کتاب به فارسی توسط دکتر عادل آذر و دکتر حامد فلاح تفتی ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) به چاپ رسیده است.
بنظر می رسد، تقویت تفکر سیستمی در میان مدیران، مهندسان بهرهبرداری، تعمیرات و HSE و از همه مهم تر مدیران منابع انسانی میتواند نقش کلیدی در بهبود ایمنی، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری در صنعت پتروشیمی ایفا کند.
گاهی یک مشکل کوچک در یک واحد میتواند پیامدهای بزرگ و غیرقابل پیشبینی در بخشهای دیگر ایجاد کند. 🔹 اینجاست که تفکر سیستمی اهمیت پیدا میکند 🔹
☀️ دلایل ضرورت تفکر سیستمی در صنعت پتروشیمی:
✅ پیچیدگی فرآیندها: یک تغییر جزئی در شرایط عملیاتی میتواند زنجیرهای از اثرات ناخواسته در واحدهای دیگر ایجاد کند.
✅ وابستگی متقابل تجهیزات: خرابی یک تجهیز حیاتی (مثل پمپ یا کمپرسور) ممکن است کل واحد یا حتی کل سایت را تحت تأثیر قرار دهد.
✅ ریسکهای ایمنی و زیستمحیطی: یک تصمیم موضعی بدون توجه به کل سیستم میتواند منجر به حادثه یا آلودگی گسترده شود.
✅ مدیریت داراییهای فیزیکی: تصمیمهای تعمیراتی و سرمایهگذاری باید بر اساس نگاه کلان به چرخه عمر تجهیزات و اثر آنها بر کل زنجیره ارزش گرفته شود.
✅ بهبود بهرهوری و کاهش هزینهها: نگاه سیستمی کمک میکند به جای پرداختن به علائم، سراغ ریشه مشکلات برویم و از اتلاف منابع جلوگیری کنیم.
✅ یادگیری سازمانی: تفکر سیستمی به ما میآموزد از خطاها و حوادث گذشته، درسهای عمیقتر و ماندگارتر بگیریم.
📘 یکی از منابع ارزشمند برای آشنایی با این شیوه نگاه، کتاب «تفکر سیستمی» نوشتهی Donella Meadows است.
این کتاب به فارسی توسط دکتر عادل آذر و دکتر حامد فلاح تفتی ترجمه و توسط انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) به چاپ رسیده است.
بنظر می رسد، تقویت تفکر سیستمی در میان مدیران، مهندسان بهرهبرداری، تعمیرات و HSE و از همه مهم تر مدیران منابع انسانی میتواند نقش کلیدی در بهبود ایمنی، کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری در صنعت پتروشیمی ایفا کند.
وقتی دنبال مقصر نیستیم، راه حل پیدا میکنیم
دیروز با ۲۴ نفر از همکاران عزیز از سطوح مختلف سازمان، یک کارگاه تمامروز تحلیل ریشهای عیوب و حوادث (RCA) برگزار کردم.
پیامی که مایل بودم منتقل کنم ساده اما مهم بود:
وقتی حادثهای رخ میدهد، اولین واکنش ما نباید پیدا کردن یک مقصر باشد. وقتی انگشت اتهام را به سمت دیگری میگیریم، سه انگشت دیگر به سمت خودمان بازمیگردد. آنچه اهمیت دارد، نگاه به ریشههاست، فرآیندها، سیستمها و تصمیمهایی که زمینهساز حادثه شدهاند.
میدانم این نگاه برای بسیاری ممکن است عجیب باشد، چون سالها فرهنگ مقصرجویی در ذهنها حک شده است. اما تغییر واقعی از همینجا آغاز میشود:
🛑 فرهنگ مقصرجویی ما را متوقف میکند.
✅ فرهنگ تحلیل ریشهای ما را توانمند میسازد.
برای من، هدف تنها مدیریت تجهیزات و فرآیندها نیست؛ بلکه ساختن فرهنگی است که یادگیری از خطاها جایگزین سرزنش افراد شود.
دیروز با ۲۴ نفر از همکاران عزیز از سطوح مختلف سازمان، یک کارگاه تمامروز تحلیل ریشهای عیوب و حوادث (RCA) برگزار کردم.
پیامی که مایل بودم منتقل کنم ساده اما مهم بود:
وقتی حادثهای رخ میدهد، اولین واکنش ما نباید پیدا کردن یک مقصر باشد. وقتی انگشت اتهام را به سمت دیگری میگیریم، سه انگشت دیگر به سمت خودمان بازمیگردد. آنچه اهمیت دارد، نگاه به ریشههاست، فرآیندها، سیستمها و تصمیمهایی که زمینهساز حادثه شدهاند.
میدانم این نگاه برای بسیاری ممکن است عجیب باشد، چون سالها فرهنگ مقصرجویی در ذهنها حک شده است. اما تغییر واقعی از همینجا آغاز میشود:
🛑 فرهنگ مقصرجویی ما را متوقف میکند.
✅ فرهنگ تحلیل ریشهای ما را توانمند میسازد.
برای من، هدف تنها مدیریت تجهیزات و فرآیندها نیست؛ بلکه ساختن فرهنگی است که یادگیری از خطاها جایگزین سرزنش افراد شود.
ایمان و تقوا، دو بال مدیریت داراییهای فیزیکی در صنایع پتروشیمی
مدیریت داراییهای فیزیکی در صنایع پتروشیمی فقط درباره تجهیزات و فرایندها نیست؛ بلکه درباره نگرش، باور و فرهنگ سازمانی است. همانطور که در زندگی فردی، ایمان و تقوا دو بال حرکت انسان هستند، در صنعت نیز ایمان به ارزش داراییها و تقوای حرفهای در تصمیمگیریها دو بال پرواز سازمان به سوی آیندهای ایمن و پایدارند.
ایمان در این حوزه یعنی باور واقعی به اینکه نگهداشت و پایش داراییها سرمایهگذاری است، نه هزینه اضافی. وقتی سازمانی این باور را در قلب خود نهادینه کند، دیگر توقف تولید یا خرابی تجهیزات بهعنوان «اتفاق» دیده نمیشود، بلکه زنگ هشداری است برای تغییر، یادگیری و پیشگیری.
در کنار ایمان، تقوا نقش محافظ و نگهبان دارد. تقوای سازمانی یعنی پرهیز از کوتاهنگری، مقاومت در برابر تصمیماتی که منافع کوتاهمدت را بر سلامت و پایداری ترجیح میدهند، و پایبندی به اصول حرفهای وقتی سخت و پرهزینه به نظر برسند. تقوا همان «نه» گفتن به راههای میانبر پرخطر است.
تجربه نشان میدهد که ترکیب این دو ارزش، فرهنگ سازمان را متحول میسازد. سازمانی که ایمان به ارزش داراییها را در دل کارکنان مینشاند و همزمان تقوای حرفهای را پاس میدارد، نه تنها هزینههای چرخه عمر تجهیزات را کاهش میدهد، بلکه سطح ایمنی، اعتماد و بهرهوری را ارتقا میبخشد.
مولانا چه زیبا میگوید:
«این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
پژواک تصمیمات ما در مدیریت داراییها، دیر یا زود به خودمان بازمیگردد. اگر بذر ایمان و تقوا بکاریم، ثمر آن چیزی جز پایداری، ارزشآفرینی و آیندهای روشن برای صنعت نخواهد بود.
نویسنده: نادر زارع
مدیریت داراییهای فیزیکی در صنایع پتروشیمی فقط درباره تجهیزات و فرایندها نیست؛ بلکه درباره نگرش، باور و فرهنگ سازمانی است. همانطور که در زندگی فردی، ایمان و تقوا دو بال حرکت انسان هستند، در صنعت نیز ایمان به ارزش داراییها و تقوای حرفهای در تصمیمگیریها دو بال پرواز سازمان به سوی آیندهای ایمن و پایدارند.
ایمان در این حوزه یعنی باور واقعی به اینکه نگهداشت و پایش داراییها سرمایهگذاری است، نه هزینه اضافی. وقتی سازمانی این باور را در قلب خود نهادینه کند، دیگر توقف تولید یا خرابی تجهیزات بهعنوان «اتفاق» دیده نمیشود، بلکه زنگ هشداری است برای تغییر، یادگیری و پیشگیری.
در کنار ایمان، تقوا نقش محافظ و نگهبان دارد. تقوای سازمانی یعنی پرهیز از کوتاهنگری، مقاومت در برابر تصمیماتی که منافع کوتاهمدت را بر سلامت و پایداری ترجیح میدهند، و پایبندی به اصول حرفهای وقتی سخت و پرهزینه به نظر برسند. تقوا همان «نه» گفتن به راههای میانبر پرخطر است.
تجربه نشان میدهد که ترکیب این دو ارزش، فرهنگ سازمان را متحول میسازد. سازمانی که ایمان به ارزش داراییها را در دل کارکنان مینشاند و همزمان تقوای حرفهای را پاس میدارد، نه تنها هزینههای چرخه عمر تجهیزات را کاهش میدهد، بلکه سطح ایمنی، اعتماد و بهرهوری را ارتقا میبخشد.
مولانا چه زیبا میگوید:
«این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
پژواک تصمیمات ما در مدیریت داراییها، دیر یا زود به خودمان بازمیگردد. اگر بذر ایمان و تقوا بکاریم، ثمر آن چیزی جز پایداری، ارزشآفرینی و آیندهای روشن برای صنعت نخواهد بود.
نویسنده: نادر زارع
✅ درسهای بازی تختهنرد برای مدیران تعمیرات در صنعت پتروشیمی:
مدیریت تعمیرات در پتروشیمی شباهتهای زیادی با بازی تختهنرد دارد؛ جایی که ترکیبی از شانس، مهارت، صبر و تصمیمگیری درست در لحظه سرنوشت بازی را رقم میزند.
۱. ترکیب شانس و مهارت
در تختهنرد، تاس جهت حرکت را تعیین میکند، اما این مهارت بازیکن است که بازی را میبرد.
در تعمیرات هم بسیاری از شرایط از کنترل ما خارج است؛ مانند خرابی ناگهانی تجهیزات، کمبود قطعه یدکی یا شرایط آبوهوایی نامناسب. اما نحوه واکنش تیم تعمیرات، میزان آمادگی و مهارت در استفاده از فرصتهای کوتاه توقف، تفاوت بین شکست و موفقیت را رقم میزند.
۲. مدیریت ریسک
گاهی باید مهره را جلو ببرید با خطر زدهشدن.
در تعمیرات نیز گاهی لازم است توقف یک واحد برای اصلاح ریشهای انجام شود، حتی اگر ریسک افزایش زمان خواب خط تولید وجود داشته باشد. از سوی دیگر، در بعضی مواقع باید با اقدامات موقت و حداقلی ریسک را کاهش داد تا تولید ادامه یابد. هنر مدیر تعمیرات، انتخاب بهترین توازن میان این دو رویکرد است.
۳. تفکر استراتژیک و آیندهنگری
بازیکن حرفهای چند حرکت جلوتر فکر میکند.
یک مدیر تعمیرات موفق نیز باید الگوهای خرابی، عمر باقیمانده تجهیزات حیاتی و ظرفیتهای آینده واحد را پیشبینی کند. تصمیمگیری درست در تخصیص منابع اورهال و انتخاب فناوریهای نوین نگهداشت، از ثمرات همین آیندهنگری است.
۴. انعطافپذیری در شرایط نامطلوب
وقتی تاس خوب نمیآید، بازیکن حرفهای همچنان راهی برای کاهش خسارت پیدا میکند.
در تعمیرات نیز وقتی کمپرسور اصلی از کار میافتد یا قطعه حیاتی در بازار موجود نیست، پایان کار نیست. استفاده از راهکارهای موقت، تجهیز جایگزین یا بازطراحی فرآیند کاری نشاندهنده انعطاف مدیران تعمیرات است.
۵. ترکیب حمله و دفاع
تختهنرد فقط حمله یا دفاع نیست.
در مدیریت تعمیرات هم باید بین سرمایهگذاری روی پروژههای بهبود و ارتقاء تجهیزات (حمله) و حفظ قابلیت اطمینان تجهیزات فعلی (دفاع) تعادل برقرار شود. صرفاً تمرکز بر یکی از این دو، ریسک بالایی ایجاد میکند.
۶. مدیریت منابع محدود
فقط ۱۵ مهره دارید؛ باید هوشمندانه استفاده کنید.
در بخش تعمیرات نیز منابعی چون نیروی انسانی متخصص، قطعات یدکی، بودجه و زمان توقف واحد محدود هستند. یک مدیر موفق تعمیرات باید بتواند با اولویتبندی صحیح، بیشترین بهرهوری را از همین منابع محدود بهدست آورد.
۷. پذیرش شکستهای موقت برای پیروزی نهایی
گاهی مهره زده میشود و به خانه اول بازمیگردد.
در تعمیرات هم ممکن است یک پروژه بهدلیل کمبود قطعه یا محدودیت زمانی ناتمام بماند. اما این یک شکست نهایی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازنگری برنامه تعمیرات، اصلاح دستورکارها و بهبود فرآیند است.
۸. صبر و زمانبندی
بردن سریع مهرهها همیشه به نفع بازیکن نیست.
در تعمیرات نیز اجرای شتابزده اورهال یا تعویضهای زودهنگام، میتواند هزینههای غیرضروری و ریسکهای تازه ایجاد کند. انتخاب زمان مناسب برای اورهال و تعمیرات اساسی، گاهی مهمتر از خود اقدام تعمیراتی است.
تختهنرد به ما یاد میدهد که مدیریت تعمیرات، چیزی فراتر از اجرای دستورکارهای روزمره است. این حوزه نیازمند برنامهریزی دقیق، ریسکپذیری حسابشده، انعطاف در شرایط بحرانی و صبر استراتژیک است. همانطور که یک تاس بد میتواند فرصتی تازه برای بازیکن حرفهای باشد، شرایط پیشبینینشده در تعمیرات نیز میتواند سکوی جهش برای ارتقای قابلیت اطمینان و افزایش بهرهوری واحدهای پتروشیمی باشد.
نویسنده: نادر زارع
مدیریت تعمیرات در پتروشیمی شباهتهای زیادی با بازی تختهنرد دارد؛ جایی که ترکیبی از شانس، مهارت، صبر و تصمیمگیری درست در لحظه سرنوشت بازی را رقم میزند.
۱. ترکیب شانس و مهارت
در تختهنرد، تاس جهت حرکت را تعیین میکند، اما این مهارت بازیکن است که بازی را میبرد.
در تعمیرات هم بسیاری از شرایط از کنترل ما خارج است؛ مانند خرابی ناگهانی تجهیزات، کمبود قطعه یدکی یا شرایط آبوهوایی نامناسب. اما نحوه واکنش تیم تعمیرات، میزان آمادگی و مهارت در استفاده از فرصتهای کوتاه توقف، تفاوت بین شکست و موفقیت را رقم میزند.
۲. مدیریت ریسک
گاهی باید مهره را جلو ببرید با خطر زدهشدن.
در تعمیرات نیز گاهی لازم است توقف یک واحد برای اصلاح ریشهای انجام شود، حتی اگر ریسک افزایش زمان خواب خط تولید وجود داشته باشد. از سوی دیگر، در بعضی مواقع باید با اقدامات موقت و حداقلی ریسک را کاهش داد تا تولید ادامه یابد. هنر مدیر تعمیرات، انتخاب بهترین توازن میان این دو رویکرد است.
۳. تفکر استراتژیک و آیندهنگری
بازیکن حرفهای چند حرکت جلوتر فکر میکند.
یک مدیر تعمیرات موفق نیز باید الگوهای خرابی، عمر باقیمانده تجهیزات حیاتی و ظرفیتهای آینده واحد را پیشبینی کند. تصمیمگیری درست در تخصیص منابع اورهال و انتخاب فناوریهای نوین نگهداشت، از ثمرات همین آیندهنگری است.
۴. انعطافپذیری در شرایط نامطلوب
وقتی تاس خوب نمیآید، بازیکن حرفهای همچنان راهی برای کاهش خسارت پیدا میکند.
در تعمیرات نیز وقتی کمپرسور اصلی از کار میافتد یا قطعه حیاتی در بازار موجود نیست، پایان کار نیست. استفاده از راهکارهای موقت، تجهیز جایگزین یا بازطراحی فرآیند کاری نشاندهنده انعطاف مدیران تعمیرات است.
۵. ترکیب حمله و دفاع
تختهنرد فقط حمله یا دفاع نیست.
در مدیریت تعمیرات هم باید بین سرمایهگذاری روی پروژههای بهبود و ارتقاء تجهیزات (حمله) و حفظ قابلیت اطمینان تجهیزات فعلی (دفاع) تعادل برقرار شود. صرفاً تمرکز بر یکی از این دو، ریسک بالایی ایجاد میکند.
۶. مدیریت منابع محدود
فقط ۱۵ مهره دارید؛ باید هوشمندانه استفاده کنید.
در بخش تعمیرات نیز منابعی چون نیروی انسانی متخصص، قطعات یدکی، بودجه و زمان توقف واحد محدود هستند. یک مدیر موفق تعمیرات باید بتواند با اولویتبندی صحیح، بیشترین بهرهوری را از همین منابع محدود بهدست آورد.
۷. پذیرش شکستهای موقت برای پیروزی نهایی
گاهی مهره زده میشود و به خانه اول بازمیگردد.
در تعمیرات هم ممکن است یک پروژه بهدلیل کمبود قطعه یا محدودیت زمانی ناتمام بماند. اما این یک شکست نهایی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازنگری برنامه تعمیرات، اصلاح دستورکارها و بهبود فرآیند است.
۸. صبر و زمانبندی
بردن سریع مهرهها همیشه به نفع بازیکن نیست.
در تعمیرات نیز اجرای شتابزده اورهال یا تعویضهای زودهنگام، میتواند هزینههای غیرضروری و ریسکهای تازه ایجاد کند. انتخاب زمان مناسب برای اورهال و تعمیرات اساسی، گاهی مهمتر از خود اقدام تعمیراتی است.
تختهنرد به ما یاد میدهد که مدیریت تعمیرات، چیزی فراتر از اجرای دستورکارهای روزمره است. این حوزه نیازمند برنامهریزی دقیق، ریسکپذیری حسابشده، انعطاف در شرایط بحرانی و صبر استراتژیک است. همانطور که یک تاس بد میتواند فرصتی تازه برای بازیکن حرفهای باشد، شرایط پیشبینینشده در تعمیرات نیز میتواند سکوی جهش برای ارتقای قابلیت اطمینان و افزایش بهرهوری واحدهای پتروشیمی باشد.
نویسنده: نادر زارع
♦️♦️شیر اطمینان عمل کرد؟ حالا وقت بررسی فنی لایههای حفاظتی است!
در صنایع پتروشیمی، شیرهای اطمینان (Pressure Safety Valves) آخرین خط دفاعی در مقابل افزایش فشار ناخواسته در تجهیزات تحت فشار محسوب میشوند. با این حال، عمل کردن یک شیر اطمینان صرفاً یک نشانگر هشدار سیستم است، نه علت اصلی فشار بیش از حد. بنابراین، هر بار که شیر عمل میکند، بررسی فنی جامع با تمرکز بر لایههای حفاظتی تجهیز (Layers of Protection) الزامی است.
الف- لایههای حفاظتی و نقش آنها:
هر تجهیز معمولاً دارای چندین لایه حفاظتی است، که شامل موارد زیر میشوند:
1- کنترلهای فرایندی (Basic Process Control System – BPCS)
2- سیستمهای حفاظت ابزاری (Safety Instrumented System – SIS)
3- تجهیزات مکانیکی حفاظتی، شامل شیرهای اطمینان و Rapture Discها
4- اقدامات عملیاتی و رویههای استاندارد بهرهبرداری
لذا عملکرد هر لایه باید مورد تحلیل قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که هیچ نقص یا عملکرد غیرمنتظرهای باعث فشار بیش از حد نشده است.
ب- ضرورت بررسی فنی بعد از عمل نمودن شیر اطمینان:
1- تحلیل علل اصلی فشار بیش از حد: بدون بررسی لایههای حفاظتی، ممکن است مشکلات تنظیمات SIS، تاخیر در پاسخ BPCS، یا انسداد خطوط تخلیه نادیده گرفته شود.
2- اعتبارسنجی لایههای حفاظتی: بررسی میکند که آیا هر لایه حفاظتی به درستی عمل کرده یا نیاز به اصلاح دارد.
3- بهبود عملکرد و کاهش ریسک: نتایج بررسی میتواند منجر به بازبینی SOPها، بازآموزی پرسنل و اصلاح تنظیمات تجهیزات شود.
در یکی از واحدهای اتیلن گلایکول، شیر اطمینان در خط بخار فعال شد. بررسی اولیه تنها شامل باز شدن شیر اطمینان بود، اما تحلیل فنی کامل نشان داد که SIS فشار به دلیل تنظیم نامناسب Set Point و تاخیر در پاسخ، نتوانسته بود فشار را پیش از عمل کردن شیر کاهش دهد، لذا اقدامات اصلاحی ذیل در دستورکار سایت قرار گرفتند:
1- بازبینی و اصلاح Set Point سیستم SIS
2- اصلاح رویههای پایش فشار در BPCS
3- آموزش عملیاتی برای بوردمن ها در خصوص پیشبینی افزایش فشار
این تجربه نشان میدهد که عمل کردن شیر اطمینان یک سیگنال شروع برای بررسی جامع فنی است، نه پایان کار.
برای اطمینان از ایمنی فرآیند، قابلیت اطمینان تجهیزات و کاهش ریسک، لازم و ضروری است هر عمل شیر اطمینان با تحلیل جامع لایههای حفاظتی همراه باشد و همچنین تمام لایهها شامل BPCS، SIS، تجهیزات مکانیکی و رویههای بهرهبرداری باید ارزیابی شوند.
این اقدامات باعث افزایش ایمنی، جلوگیری از توقفهای غیرضروری و تقویت فرهنگ ایمنی در واحدهای عملیاتی میشود.
نویسنده: نادر زارع
در صنایع پتروشیمی، شیرهای اطمینان (Pressure Safety Valves) آخرین خط دفاعی در مقابل افزایش فشار ناخواسته در تجهیزات تحت فشار محسوب میشوند. با این حال، عمل کردن یک شیر اطمینان صرفاً یک نشانگر هشدار سیستم است، نه علت اصلی فشار بیش از حد. بنابراین، هر بار که شیر عمل میکند، بررسی فنی جامع با تمرکز بر لایههای حفاظتی تجهیز (Layers of Protection) الزامی است.
الف- لایههای حفاظتی و نقش آنها:
هر تجهیز معمولاً دارای چندین لایه حفاظتی است، که شامل موارد زیر میشوند:
1- کنترلهای فرایندی (Basic Process Control System – BPCS)
2- سیستمهای حفاظت ابزاری (Safety Instrumented System – SIS)
3- تجهیزات مکانیکی حفاظتی، شامل شیرهای اطمینان و Rapture Discها
4- اقدامات عملیاتی و رویههای استاندارد بهرهبرداری
لذا عملکرد هر لایه باید مورد تحلیل قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که هیچ نقص یا عملکرد غیرمنتظرهای باعث فشار بیش از حد نشده است.
ب- ضرورت بررسی فنی بعد از عمل نمودن شیر اطمینان:
1- تحلیل علل اصلی فشار بیش از حد: بدون بررسی لایههای حفاظتی، ممکن است مشکلات تنظیمات SIS، تاخیر در پاسخ BPCS، یا انسداد خطوط تخلیه نادیده گرفته شود.
2- اعتبارسنجی لایههای حفاظتی: بررسی میکند که آیا هر لایه حفاظتی به درستی عمل کرده یا نیاز به اصلاح دارد.
3- بهبود عملکرد و کاهش ریسک: نتایج بررسی میتواند منجر به بازبینی SOPها، بازآموزی پرسنل و اصلاح تنظیمات تجهیزات شود.
در یکی از واحدهای اتیلن گلایکول، شیر اطمینان در خط بخار فعال شد. بررسی اولیه تنها شامل باز شدن شیر اطمینان بود، اما تحلیل فنی کامل نشان داد که SIS فشار به دلیل تنظیم نامناسب Set Point و تاخیر در پاسخ، نتوانسته بود فشار را پیش از عمل کردن شیر کاهش دهد، لذا اقدامات اصلاحی ذیل در دستورکار سایت قرار گرفتند:
1- بازبینی و اصلاح Set Point سیستم SIS
2- اصلاح رویههای پایش فشار در BPCS
3- آموزش عملیاتی برای بوردمن ها در خصوص پیشبینی افزایش فشار
این تجربه نشان میدهد که عمل کردن شیر اطمینان یک سیگنال شروع برای بررسی جامع فنی است، نه پایان کار.
برای اطمینان از ایمنی فرآیند، قابلیت اطمینان تجهیزات و کاهش ریسک، لازم و ضروری است هر عمل شیر اطمینان با تحلیل جامع لایههای حفاظتی همراه باشد و همچنین تمام لایهها شامل BPCS، SIS، تجهیزات مکانیکی و رویههای بهرهبرداری باید ارزیابی شوند.
این اقدامات باعث افزایش ایمنی، جلوگیری از توقفهای غیرضروری و تقویت فرهنگ ایمنی در واحدهای عملیاتی میشود.
نویسنده: نادر زارع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فلسفه ایزولاسیون- دکتر پروینی
نقش پنهان مدیریت نگهداشت پیشگیرانه در مدیریت شرایط اضطراری و بحران
در صنعت پتروشیمی، وقتی صحبت از مدیریت شرایط اضطراری و بحران میشود، اغلب ذهنها به سمت سناریوهای عملیاتی، تیمهای واکنش سریع، و امکانات اطفای حریق میرود. اما تجربه نشان داده است که ریشه بخش عمده ای از بروز شرایط اضطراری و بحرانها در جای دیگری نهفته است، "نقص تجهیزات و ضعف در مدیریت نگهداشت پیشگیرانه"
سالهاست که در مجتمع های فرایندی، مدیریت نگهداشت پیشگیرانه (PM) بیشتر با هدف افزایش قابلیت دسترسپذیری تجهیزات یا کاهش هزینههای توقفات تعریف شده است. اما واقعیت این است که جایگاه واقعی PM را باید در لایه پیشگیری از بروز شرایط اضطراری و بحرانها جستوجو کرد.
به بیان ساده، اگر فردا شاهد بروز شرایط اضطراری باشیم، سؤال اصلی این نیست که تیم واکنش سریع چقدر آماده است، بلکه مهم این است که:
1- آیا شیرهای اطمینان تست و آمادهاند؟
2- آیا سیستمهای اضطراری ESD بهدرستی عمل میکنند؟
3- آیا پمپهای فایر واتر در شرایط واقعی آزمایش شدهاند؟
اینها دقیقاً خروجیهای یک سیستم نگهداشت پیشگیرانه اثربخشاند.
به نظر می رسد، مدیران ارشد مجتمع های شیمیایی اگر بخواهند سطح آمادگی واقعی سایت خود را در برابر بحرانها ارتقا دهند، باید به چند نکته توجه ویژه داشته باشند:
الف - پیوند دادن نگهداشت با مدیریت بحران: PM تنها یک فعالیت فنی نیست، بلکه سرمایهگذاری در ایمنی فرایند و تداوم کسبوکار است.
ب - تغییر شاخصهای عملکردی: کافی نیست فقط درصد انجام PM را بسنجیم؛ باید مطمئن شویم تجهیزات حیاتی در سناریوهای اضطراری واقعاً پاسخگو هستند.
ج - تمرکز بر خرابیهای پنهان: تجهیزاتی که سالها بهظاهر بینقص ماندهاند، دقیقاً همانهایی هستند که در لحظه بحران ممکن است ما را غافلگیر کنند.
د - حضور تیمهای نگهداشت در مانورهای اضطراری: بحرانها با یک پیچ کوچک آغاز میشوند و با عملکرد یا عدم عملکرد همان پیچ، میتوانند کنترل شوند یا فاجعهبار شوند.
ه - نگاه سرمایهای به بودجه نگهداشت: کاهش هزینههای نگهداشت در کوتاهمدت جذاب است، اما در بلندمدت میتواند زمینهساز حوادثی شود که هیچ بودجهای قادر به جبران آن نخواهد بود.
تجربه نشان داده است، مدیریت نگهداشت پیشگیرانه خط مقدم مدیریت شرایط اضطراری و مدیریت بحران در صنعت پتروشیمی است. اگر این نگرش در سطح مدیران ارشد نهادینه شود، بسیاری از بحرانها پیش از آنکه شکل بگیرند، مهار خواهند شد.
نویسنده: نادر زارع
در صنعت پتروشیمی، وقتی صحبت از مدیریت شرایط اضطراری و بحران میشود، اغلب ذهنها به سمت سناریوهای عملیاتی، تیمهای واکنش سریع، و امکانات اطفای حریق میرود. اما تجربه نشان داده است که ریشه بخش عمده ای از بروز شرایط اضطراری و بحرانها در جای دیگری نهفته است، "نقص تجهیزات و ضعف در مدیریت نگهداشت پیشگیرانه"
سالهاست که در مجتمع های فرایندی، مدیریت نگهداشت پیشگیرانه (PM) بیشتر با هدف افزایش قابلیت دسترسپذیری تجهیزات یا کاهش هزینههای توقفات تعریف شده است. اما واقعیت این است که جایگاه واقعی PM را باید در لایه پیشگیری از بروز شرایط اضطراری و بحرانها جستوجو کرد.
به بیان ساده، اگر فردا شاهد بروز شرایط اضطراری باشیم، سؤال اصلی این نیست که تیم واکنش سریع چقدر آماده است، بلکه مهم این است که:
1- آیا شیرهای اطمینان تست و آمادهاند؟
2- آیا سیستمهای اضطراری ESD بهدرستی عمل میکنند؟
3- آیا پمپهای فایر واتر در شرایط واقعی آزمایش شدهاند؟
اینها دقیقاً خروجیهای یک سیستم نگهداشت پیشگیرانه اثربخشاند.
به نظر می رسد، مدیران ارشد مجتمع های شیمیایی اگر بخواهند سطح آمادگی واقعی سایت خود را در برابر بحرانها ارتقا دهند، باید به چند نکته توجه ویژه داشته باشند:
الف - پیوند دادن نگهداشت با مدیریت بحران: PM تنها یک فعالیت فنی نیست، بلکه سرمایهگذاری در ایمنی فرایند و تداوم کسبوکار است.
ب - تغییر شاخصهای عملکردی: کافی نیست فقط درصد انجام PM را بسنجیم؛ باید مطمئن شویم تجهیزات حیاتی در سناریوهای اضطراری واقعاً پاسخگو هستند.
ج - تمرکز بر خرابیهای پنهان: تجهیزاتی که سالها بهظاهر بینقص ماندهاند، دقیقاً همانهایی هستند که در لحظه بحران ممکن است ما را غافلگیر کنند.
د - حضور تیمهای نگهداشت در مانورهای اضطراری: بحرانها با یک پیچ کوچک آغاز میشوند و با عملکرد یا عدم عملکرد همان پیچ، میتوانند کنترل شوند یا فاجعهبار شوند.
ه - نگاه سرمایهای به بودجه نگهداشت: کاهش هزینههای نگهداشت در کوتاهمدت جذاب است، اما در بلندمدت میتواند زمینهساز حوادثی شود که هیچ بودجهای قادر به جبران آن نخواهد بود.
تجربه نشان داده است، مدیریت نگهداشت پیشگیرانه خط مقدم مدیریت شرایط اضطراری و مدیریت بحران در صنعت پتروشیمی است. اگر این نگرش در سطح مدیران ارشد نهادینه شود، بسیاری از بحرانها پیش از آنکه شکل بگیرند، مهار خواهند شد.
نویسنده: نادر زارع
♦️♦️ریزپرندههای پنهان در سازمان
در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ریزپرندهها هرچند کوچک و کمهزینه بودند، اما با پروازهای مداوم و ضربههای پراکنده توانستند آرامش آسمان را برهم بزنند و هزینههای سنگینی تحمیل کنند. این تجربه نشان داد که تهدید همیشه از لشکرهای بزرگ نمیآید، گاهی چیزی کوچک و پنهان میتواند به فرسایشی عمیق منجر شود.
در سازمانها هم ما با چنین ریزپرندههایی روبهرو هستیم. یکی از خطرناکترینشان افراد بیانگیزهاند، کسانی که در ظاهر آرام و بیخطرند اما با بیتفاوتی و روزمرگی خود، به مرور انرژی جمعی را تحلیل میبرند. اثرشان آرام، اما ویرانگر است ، درست مانند زهری که قطرهقطره وارد جریان خون میشود. و وقتی این بیانگیزگی در جایگاه مدیریت ظهور کند، تهدید بهمراتب سنگینتر خواهد بود. مدیری که امیدی در چشمانش نیست، نهتنها خود را زمینگیر میکند، بلکه بال پرواز دیگران را هم میشکند و سازمان را به گرداب رکود میکشاند.
اما حقیقت این است که افراد بیانگیزه تنها ریزپرندههای سازمان نیستند. ما با گونههای دیگری هم مواجهیم ، کسانی که شایعه میسازند، آنهایی که مدام مقاومت در برابر تغییر میکنند، و حتی مدیرانی که پشت درهای بسته تصمیم میگیرند و اعتماد را قربانی پنهانکاری میکنند. هر کدام از اینها بهنوعی بالهای سیاه خود را در آسمان سازمان میگسترانند و آرامش را میگیرند.
نادیده گرفتن این ریزپرندههای پنهان، به معنای پذیرش یک مرگ تدریجی است. همانطور که در میدان نبرد غفلت از تهدید کوچک میتواند هزینهای بزرگ به همراه داشته باشد، در سازمان هم بیتوجهی به این نیروهای مخرب، دیر یا زود بنیان کار را سست خواهد کرد.
اگر ریزپرندههای پنهان سازمان ها جدی گرفته نشوند و ریشه یابی نگردند، روزی میرسد که آنها آسمان سازمان را تیره میکنند.
نویسنده: نادر زارع
در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، ریزپرندهها هرچند کوچک و کمهزینه بودند، اما با پروازهای مداوم و ضربههای پراکنده توانستند آرامش آسمان را برهم بزنند و هزینههای سنگینی تحمیل کنند. این تجربه نشان داد که تهدید همیشه از لشکرهای بزرگ نمیآید، گاهی چیزی کوچک و پنهان میتواند به فرسایشی عمیق منجر شود.
در سازمانها هم ما با چنین ریزپرندههایی روبهرو هستیم. یکی از خطرناکترینشان افراد بیانگیزهاند، کسانی که در ظاهر آرام و بیخطرند اما با بیتفاوتی و روزمرگی خود، به مرور انرژی جمعی را تحلیل میبرند. اثرشان آرام، اما ویرانگر است ، درست مانند زهری که قطرهقطره وارد جریان خون میشود. و وقتی این بیانگیزگی در جایگاه مدیریت ظهور کند، تهدید بهمراتب سنگینتر خواهد بود. مدیری که امیدی در چشمانش نیست، نهتنها خود را زمینگیر میکند، بلکه بال پرواز دیگران را هم میشکند و سازمان را به گرداب رکود میکشاند.
اما حقیقت این است که افراد بیانگیزه تنها ریزپرندههای سازمان نیستند. ما با گونههای دیگری هم مواجهیم ، کسانی که شایعه میسازند، آنهایی که مدام مقاومت در برابر تغییر میکنند، و حتی مدیرانی که پشت درهای بسته تصمیم میگیرند و اعتماد را قربانی پنهانکاری میکنند. هر کدام از اینها بهنوعی بالهای سیاه خود را در آسمان سازمان میگسترانند و آرامش را میگیرند.
نادیده گرفتن این ریزپرندههای پنهان، به معنای پذیرش یک مرگ تدریجی است. همانطور که در میدان نبرد غفلت از تهدید کوچک میتواند هزینهای بزرگ به همراه داشته باشد، در سازمان هم بیتوجهی به این نیروهای مخرب، دیر یا زود بنیان کار را سست خواهد کرد.
اگر ریزپرندههای پنهان سازمان ها جدی گرفته نشوند و ریشه یابی نگردند، روزی میرسد که آنها آسمان سازمان را تیره میکنند.
نویسنده: نادر زارع