پروست و کافکا هر دو آنها سعی دارند با استفاده از نامه، از نوعی نزدیکی اجتناب کنند، نزدیکی بخصوصی که ویژهی رابطهی زناشویی است و زمینهساز نوعی وضعیت دیدن و دیده شدن است (به طور مثال، کافکا، وقتی فلیسه میگوید که دوست دارد حین کارکردن کنارش باشد، به وحشت میافتد.)
📝 دلوز
@Mailed📬
📝 دلوز
@Mailed📬
فرستنده: #ژرژ_ساند
گیرنده: #گوستاو_فلوبر
📩انسان اندوهش را فراموش نمیکند، بلکه خود را وادار میکند آن را تاب بیاورد.
@Mailed📬
گیرنده: #گوستاو_فلوبر
📩انسان اندوهش را فراموش نمیکند، بلکه خود را وادار میکند آن را تاب بیاورد.
@Mailed📬
فرستنده: #فروغ_فرخزاد
گیرنده: همسرش #پرویز_شاپور
📩ساعت 10 شب است همه خوابیدهاند و من تنهای تنها توی اتاقم نشستهام و به تو فکر میکنم. اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفتهام، چون سرگردانی روح من درمانپذیر نیست و من میدانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید. در من نیرویی هست، نیروی گریز از ابتذال و من به خوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس میکنم و میبینم که در این زندان پایبند شدهام. من اگر تلاش میکنم برای اینکه از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که براى من دیدن دنیاهای دیگر و سرزمینهای دیگر جالب و قابل توجه است، نه! من معتقدم که زیر آسمان کبود انسان با هیچچیز تازهای برخورد نمیکند و هستهی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد.
@Mailed📬
گیرنده: همسرش #پرویز_شاپور
📩ساعت 10 شب است همه خوابیدهاند و من تنهای تنها توی اتاقم نشستهام و به تو فکر میکنم. اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفتهام، چون سرگردانی روح من درمانپذیر نیست و من میدانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید. در من نیرویی هست، نیروی گریز از ابتذال و من به خوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس میکنم و میبینم که در این زندان پایبند شدهام. من اگر تلاش میکنم برای اینکه از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که براى من دیدن دنیاهای دیگر و سرزمینهای دیگر جالب و قابل توجه است، نه! من معتقدم که زیر آسمان کبود انسان با هیچچیز تازهای برخورد نمیکند و هستهی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد.
@Mailed📬
فرستنده: #جان_کیتس
گیرنده: #فانی_براونی
📩مرا در خودت ذوب كردهای؟ حس میكنم در حال متلاشی شدن هستم... هميشه در حيرت بودم كه چطور افرادی به خاطر دين شهيد میشوند. از فكر آن بدنم به لرزه میافتاد. اما ديگر نمیلرزم. من هم میتوانم به خاطر دينم شهيد شوم. عشق، دين من است.
@Mailed📬
گیرنده: #فانی_براونی
📩مرا در خودت ذوب كردهای؟ حس میكنم در حال متلاشی شدن هستم... هميشه در حيرت بودم كه چطور افرادی به خاطر دين شهيد میشوند. از فكر آن بدنم به لرزه میافتاد. اما ديگر نمیلرزم. من هم میتوانم به خاطر دينم شهيد شوم. عشق، دين من است.
@Mailed📬
فرستنده: #فرانتس_کافکا
گیرنده: #میلنا
📩تنها دروغ و مبالغه است. همهچیز مبالغه است. تنها اشتیاق است که حقیقت دارد. تنها در این مورد نمیتوان مبالغه کرد. اما حتی حقیقت اشتیاق بیش از آنکه در حقیقی بودن خودِ آن نهفته باشد در آن است که دروغین بودن چیزهای دیگر را بیان میکند.
شاید این گفته نابخردانه بهنظر آید اما حقیقت دارد. شاید این نیز واقعاً عشق نباشد که من بگویم تو برایم از همهچیز محبوبتری.
عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش میچرخانم.
@Mailed📬
گیرنده: #میلنا
📩تنها دروغ و مبالغه است. همهچیز مبالغه است. تنها اشتیاق است که حقیقت دارد. تنها در این مورد نمیتوان مبالغه کرد. اما حتی حقیقت اشتیاق بیش از آنکه در حقیقی بودن خودِ آن نهفته باشد در آن است که دروغین بودن چیزهای دیگر را بیان میکند.
شاید این گفته نابخردانه بهنظر آید اما حقیقت دارد. شاید این نیز واقعاً عشق نباشد که من بگویم تو برایم از همهچیز محبوبتری.
عشق در نظر من آن است که تو خنجری هستی که من در درون خویش میچرخانم.
@Mailed📬
فرستنده: #غسان_کنفانی
گیرنده: #غادة_السمان
📩ترسویی، میخواهی میانه باشی. نه دوستم داری و نه نبودم را میخواهی…
@Mailed📬
گیرنده: #غادة_السمان
📩ترسویی، میخواهی میانه باشی. نه دوستم داری و نه نبودم را میخواهی…
@Mailed📬
فرستنده: #دزیره_کلاری
گیرنده: #ناپلئون_بناپارت
📩تو زندگیِ مرا به سویِ بدبختی سوق دادی و من هنوز ناتوان از فراموش کردنِ توام.
@Mailed📬
گیرنده: #ناپلئون_بناپارت
📩تو زندگیِ مرا به سویِ بدبختی سوق دادی و من هنوز ناتوان از فراموش کردنِ توام.
@Mailed📬
فرستنده: #فریدا_کالو
گیرنده: #الکساندر_گومز_آریاس
زمان: پنجشنبه ۱۳ اکتبر ۱۹۲۵
📩دیروز هم خیلی حالم بد بود و هم خیلی غمگین بودم، تو نمیتوانی تصور کنی که چطور یک درد میتواند انسان را به حد ناامیدیِ مطلق برساند، احساس ترسناکی در من به وجود آمده است که نمیتوانم آن را بیان کنم از آن گذشته دردی دارم که هیچچیز درمانش نمیکند.
@Mailed📬
گیرنده: #الکساندر_گومز_آریاس
زمان: پنجشنبه ۱۳ اکتبر ۱۹۲۵
📩دیروز هم خیلی حالم بد بود و هم خیلی غمگین بودم، تو نمیتوانی تصور کنی که چطور یک درد میتواند انسان را به حد ناامیدیِ مطلق برساند، احساس ترسناکی در من به وجود آمده است که نمیتوانم آن را بیان کنم از آن گذشته دردی دارم که هیچچیز درمانش نمیکند.
@Mailed📬
فرستنده: #احمد_قاسمی
گیرنده: #اعظم_صارمی
📩برنامهی دیگرم صحبت با توست، صحبتهایی که نوشتنی نیست، بیانکردنی نیست، بر سر زبان نیست، در میانِ جان است و جان را شیرین میکند.
@Mailed📬
گیرنده: #اعظم_صارمی
📩برنامهی دیگرم صحبت با توست، صحبتهایی که نوشتنی نیست، بیانکردنی نیست، بر سر زبان نیست، در میانِ جان است و جان را شیرین میکند.
@Mailed📬
فرستنده: #لف_به_اسوتا
گیرنده: #اورلاندو_فیجز
📩اگر بگویم دست کم شانزده ساعت از هر بیست و چهار ساعت را در عالم خیال با تو حرف میزنم باید باور کنی. اگر به دفعات نامه نمینویسم از سر بیمیلی نیست، بلکه به خاطر این است که نمیدانم چگونه باید با رعایت حد و مرزها بنویسم.
@Mailed📬
گیرنده: #اورلاندو_فیجز
📩اگر بگویم دست کم شانزده ساعت از هر بیست و چهار ساعت را در عالم خیال با تو حرف میزنم باید باور کنی. اگر به دفعات نامه نمینویسم از سر بیمیلی نیست، بلکه به خاطر این است که نمیدانم چگونه باید با رعایت حد و مرزها بنویسم.
@Mailed📬
فرستنده: #مصطفی_فرزانه
گیرنده: #صادق_هدایت
📩آقای هدایت عزیزم، مدت درازی است که برایتان کاغذ ننوشتهام. نه برای اینکه چون جواب نامهی پیشینم را ندادهاید، بلکه فکر میکردم ممکن است وقتتان را بگیرم. چون به کارهای خصوصیم که علاقه ندارید و چیزهای عمومی را هم بهتر از من میدانید و چیز تازهای برایتان نخواهم داشت.
@Mailed📬
گیرنده: #صادق_هدایت
📩آقای هدایت عزیزم، مدت درازی است که برایتان کاغذ ننوشتهام. نه برای اینکه چون جواب نامهی پیشینم را ندادهاید، بلکه فکر میکردم ممکن است وقتتان را بگیرم. چون به کارهای خصوصیم که علاقه ندارید و چیزهای عمومی را هم بهتر از من میدانید و چیز تازهای برایتان نخواهم داشت.
@Mailed📬
فرستنده: #پابلو_نرودا
گیرنده: #آلبرتینا_رزا
📩ببخش اگر گاهی اوقات نامهای به تو نمیدهم: تقریباً شبها را کاملاً بیدارم، در طول روز میخوابم و میلی به هیچکاری ندارم. خستهام، خسته از خستهگیِ عظیمی که تنها قلبِ تو میتواند من را از آن برهاند…
@Mailed📬
گیرنده: #آلبرتینا_رزا
📩ببخش اگر گاهی اوقات نامهای به تو نمیدهم: تقریباً شبها را کاملاً بیدارم، در طول روز میخوابم و میلی به هیچکاری ندارم. خستهام، خسته از خستهگیِ عظیمی که تنها قلبِ تو میتواند من را از آن برهاند…
@Mailed📬
من، با سطرهای تو به زندگی برمیگردم
که اگر نامهات به دستم میرسید
دقیقههای این دوری سنگین و طاقتفرسا
این ملالِ لحظههای نبودنات
بال درآورده
و تنهاییام به پرواز درخواهد آمد
📝 ناظم حکمت
@Mailed📬
که اگر نامهات به دستم میرسید
دقیقههای این دوری سنگین و طاقتفرسا
این ملالِ لحظههای نبودنات
بال درآورده
و تنهاییام به پرواز درخواهد آمد
📝 ناظم حکمت
@Mailed📬
فرستنده: #اولگا_کنیپر
گیرنده: #آنتوان_چخوف
📩دلم میخواهد همهچیز را بگذارم و بروم، طوری که کسی نداند من که هستم. مرا ببخش عزیزم، احساس وحشتناکی دارم. سوار قطار خواهم شد و تمامی وجودم را گریه خواهم کرد.
@Mailed📬
گیرنده: #آنتوان_چخوف
📩دلم میخواهد همهچیز را بگذارم و بروم، طوری که کسی نداند من که هستم. مرا ببخش عزیزم، احساس وحشتناکی دارم. سوار قطار خواهم شد و تمامی وجودم را گریه خواهم کرد.
@Mailed📬
فرستنده: #آلبر_کامو
گیرنده: #ماریا_کاسارس
📩همهجا پیشِ من بمان. حتی اگر باهم بحث کنیم هم خوب است. با هم بحث میکنیم و بعد میخندی همانطور که خوب بلدی. این لبخندت است که دوست دارم ببوسمش.
@Mailed📬
گیرنده: #ماریا_کاسارس
📩همهجا پیشِ من بمان. حتی اگر باهم بحث کنیم هم خوب است. با هم بحث میکنیم و بعد میخندی همانطور که خوب بلدی. این لبخندت است که دوست دارم ببوسمش.
@Mailed📬
فرستنده: #غادة_السمان
گیرنده: #غسان_کنفانی
📩میدانم که دلتنگم میشوی
ولی در جستوجوی من نیستی
و دوستم داری و نمیگویی
و همانگونه که بودی میمانی،
سکوتت مرا خواهد کشت.
▫️جواب #غسان_کنفانی:
📩ولی من حداقل به یک چیز مطمئنم
و آن ارزش تو نزد من است
تمام وجودم خواهان توست.
@Mailed📬
گیرنده: #غسان_کنفانی
📩میدانم که دلتنگم میشوی
ولی در جستوجوی من نیستی
و دوستم داری و نمیگویی
و همانگونه که بودی میمانی،
سکوتت مرا خواهد کشت.
▫️جواب #غسان_کنفانی:
📩ولی من حداقل به یک چیز مطمئنم
و آن ارزش تو نزد من است
تمام وجودم خواهان توست.
@Mailed📬
فرستنده: #پرویز_شاپور
گیرنده: #کامیار_شاپور
📩بهطور کلی روح هم مثل جسم است گاهی سرحال است و گاهی مریض و گاهی هم کسل.
@Mailed📬
گیرنده: #کامیار_شاپور
📩بهطور کلی روح هم مثل جسم است گاهی سرحال است و گاهی مریض و گاهی هم کسل.
@Mailed📬
فرستنده: #اسماعیل_شاهرودی
گیرنده: #مینا
📩من رفتنی هستم و تو ماندنی
بمان
تا ابد بمان!
در خود در من در کلامِ من
تا آنچه که میماند؛
تو میمانی و کلام من میماند!
@Mailed📬
گیرنده: #مینا
📩من رفتنی هستم و تو ماندنی
بمان
تا ابد بمان!
در خود در من در کلامِ من
تا آنچه که میماند؛
تو میمانی و کلام من میماند!
@Mailed📬
فرستنده: #ونسان_ونگوگ
گیرنده: #تئو برادرش
زمان: ۱۸۸۸
📩امروز بطور کلی روز خوشی بود. بامداد از درخت زردآلو که شکوفان و پر از گل بود، نقاشی کردم. ناگهان باد و بورانی شدید برخاست و اثری پدید آورد که هرگز و هیچجا ندیده بودم؛ اثری که گاهبهگاه تکرار میشد. در فاصلههای معین هم، خورشید خود را نشان میداد و گلهای کوچک و سفید درخت در برابر نور آن میدرخشید. منظرهای دلانگیز داشت.
من از اینکه مبادا حالت و روحیهی منظره دگرگون شود به کار ادامه دادم. در این روشنایی، رنگهای زیادی از زرد، آبی و بنفش وجود داشت و آسمان، سفید و آبی بود.
دربارهی رنگهایی که هنگام نقاشی در هوای آزاد روی بوم نقاشی پدید میآید چه خواهند گفت؟ رنگهایی که امپرسیونیسم رواج و رونق داده، لرزان و فرّارند. به این جهت باید آنها را با جرأت و بیپروا روی بوم گذاشت، زیرا گذر زمان به خودیِ خود آنها را نرم خواهد کرد.
آه! یقیناً متوجه این نکته میشوی که تابلوی گلیرنگ درخت هلو با عشق و شور فراوان ساخته شده است. باز هم دلم میخواهد از آسمان پرستاره با درخت سرو یا گندمزارِ رسیده نقاشی کنم. شبهای آرل بسیار زیباست و من پیوسته گرم کار هستم.
@Mailed📬
گیرنده: #تئو برادرش
زمان: ۱۸۸۸
📩امروز بطور کلی روز خوشی بود. بامداد از درخت زردآلو که شکوفان و پر از گل بود، نقاشی کردم. ناگهان باد و بورانی شدید برخاست و اثری پدید آورد که هرگز و هیچجا ندیده بودم؛ اثری که گاهبهگاه تکرار میشد. در فاصلههای معین هم، خورشید خود را نشان میداد و گلهای کوچک و سفید درخت در برابر نور آن میدرخشید. منظرهای دلانگیز داشت.
من از اینکه مبادا حالت و روحیهی منظره دگرگون شود به کار ادامه دادم. در این روشنایی، رنگهای زیادی از زرد، آبی و بنفش وجود داشت و آسمان، سفید و آبی بود.
دربارهی رنگهایی که هنگام نقاشی در هوای آزاد روی بوم نقاشی پدید میآید چه خواهند گفت؟ رنگهایی که امپرسیونیسم رواج و رونق داده، لرزان و فرّارند. به این جهت باید آنها را با جرأت و بیپروا روی بوم گذاشت، زیرا گذر زمان به خودیِ خود آنها را نرم خواهد کرد.
آه! یقیناً متوجه این نکته میشوی که تابلوی گلیرنگ درخت هلو با عشق و شور فراوان ساخته شده است. باز هم دلم میخواهد از آسمان پرستاره با درخت سرو یا گندمزارِ رسیده نقاشی کنم. شبهای آرل بسیار زیباست و من پیوسته گرم کار هستم.
@Mailed📬