Forwarded from عکس نگار
👈صرفاً جهت اطلاع👉
😞 بنام کارگران به کام هیأت مدیره و تعدادی از مسئولان
✍ آراس قربانی پور / روزنامهنگار
🔸 هدف از این نوشتار بررسی معایب، مزایا و مقایسه هیچکدام از شرکتهای تعاونی مسکن در سطح شهرستان، استان و حتی کشور نیست، با اینکه طبق آمار طی سالهای گذشته، تعاونیهای مسکن توانسته اند در امر شهرک سازی و زیرساختهای بافت شهری تحولات چشمگیری داشته باشند، اما متاسفانه تخلفات بی شمار بعضی از اعضای هیأت مدیره تعاونی ها و مدیران اجرایی سایر دستگاههای ذیربط در کمال ناباوری از چشم مسئولان طراز اول کشور در پایتخت دور مانده که سفر اخیر رییس قوه قضائیه به استان کوردستان قطعاً در راستای نارضایتی عمومی مردم از مدیران اجرایی ذیربط و مسئولان استانی و شهرستانی انجام گرفته بود.
🔹 هر چند نوع تخلفات اعضا شرکت تعاونیهای مسکن متفاوت است، اما با این حال تخلف و تقلب در انتخابات هیأت مدیره و بازرس، عدم رعایت اصول حسابداری در ثبت اسناد مالی، عدم شفافیت و ایجاد روابط اقتصادی ناسالم با کارکنان و گاهاً مدیران سازمانها و ادارههای ذیربط به طور کلی خیانت در امانت، حیف و میل اموال اعضا و انجام اقدامات متعدد بدون در نظر گرفتن صرفه و صلاح اعضای تعاونیها به چنین تخلفاتی دامن زده که در بروز، تخلفات نقش مهمی را ایفاء می نمایند، که به اهم آنها اشاره خواهد شد؛
۱_ عدم کنترل و نظارت مستمر مسئولان ذیربط.
۲_ چشم پوشی، مسامحه، مصالحه و برقراری ارتباط اقتصادی ناسالم اعضای هیات مدیره تعاونیها با کارکنان سازمانها، ادارهها و دستگاههای اجرایی( شهرداریها، اداره مسکن و شهرسازی، منابع طبیعی، ثبت و اسناد و...) از سطح کارکنان گذشته و به مدیران میانی و ارشد ارتقا پیدا کرده است. در واقع تخلفات اعضاء و بدنبال آن ضعف دستگاههای نظارتی گاهاً چنان محیط اقتصادی سودآور و البته ناسالمی را برای اعضاء هیات مدیره فراهم آورده که تعاونیهای مسکن به تدریج از اهداف اولیه خود دور گشته و به بنگاههای اقتصادی تبدیل خواهند شد.
🔸 باید اذعان داشت؛ بیش از ۱۰ شرکت تعاونی مسکن و ۴ صندوق ذخیره مالی کارکنان بصورت هیات امنایی در سقز بعنوان دومین شهر پرجمعیت استان کوردستان در حال فعالیت کردن هستند. در این بین، شرکت تعاونیهای؛ ارتش، بسیجیان و کارکنان بانکها اقدام به خرید زمین خارج از محدوده بافت شهری کرده که با قانون تعاون منافات کامل دارد. جالب اینجاست؛ شرکت های تعاونی مسکن سقز متاسفانه همگی در برگزار نکردن تشکیل مجمع عمومی جهت انتخاب و معرفی اعضای هیأت مدیره جدید متفقالقول بوده و هیچگاه انتخابات به موقع که نص صریح قانون ثعاون می باشد را برگزار نمی کنند. بدین خاطر تعدادی از افراد هیأت مدیرهها در این شهر بیش از ۲ دهه است که عضو اصلی شرکت تعاونی مذکور بوده که کماکان زیر لوای قانون و بنام کارگران اما به کام خود و تعدادی از مسئولان ذیربط بر تخلفات سرپوش گذاشته و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
🔹 شرکت تعاونی کارگران دخانیات منطقهی سقز سال ۱۳۶۹ با شماره ثبت ۱۹۴ تأسیس شده است اعضای هیأت مدیره در اوایل دهه هشتاد یک قطعه زمین به مساحت هشتاد و یک هزار و ششصد و بیست مترمربع را خریداری کرده اما کماکان تعدادی از اعضای هیات مدیره بیش از ۲ دهه و بازرس آن قریب به ۱۵ سال و بصورت ارثی بر صندلی قدرت و جایگاه اجتماعی آن نکیه زدهاند که ماحصل آنها طی ۳ مرحله واگذاری زمین به تعدادی از کارگران بوده است.
🔸 در کمال ناباوری اعضای هیأت مدیره تعاونی مسکن کارگران دخانیات جهت ثروت اندوزی با گزارشات کذب به مراکز سیاسی و امنیتی زمینه به زندان افتادن نائب رییس شرکت تعاونی آقای: م- ص را در روز اعتصاب کارگران جلو شهرداری سقز فراهم کرده تا اولاً؛ تنها مدافع حقوق کارگران که مصوبات غیره قانونی را امضا نمی کرد از عضویت و گردونه شرکت تعاونی را با انگ سیاسی خارج نمایند. ثانیاً؛ به مقاصد کورکورانه خود جهت ثروت اندوزی از واگذاری زمین های فاز ۲ و ۳ تعاونی کارگران به افرادی که عضویت نداشتند دست یابند. بقول معروف؛ «چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور» را سر لوحه کار قرار نداده و کماکان به تخلفات آشکار اما زیر لوای شرکت تعاونی بنام کارگران اما به کام خود و تعدادی از مسئولان ذیربط ادامه داده غافل از اینکه روز موعود فرا میرسد و و تخلفات آنها بر ملا خواهد شد.
ادامه دارد....
😞 بنام کارگران به کام هیأت مدیره و تعدادی از مسئولان
✍ آراس قربانی پور / روزنامهنگار
🔸 هدف از این نوشتار بررسی معایب، مزایا و مقایسه هیچکدام از شرکتهای تعاونی مسکن در سطح شهرستان، استان و حتی کشور نیست، با اینکه طبق آمار طی سالهای گذشته، تعاونیهای مسکن توانسته اند در امر شهرک سازی و زیرساختهای بافت شهری تحولات چشمگیری داشته باشند، اما متاسفانه تخلفات بی شمار بعضی از اعضای هیأت مدیره تعاونی ها و مدیران اجرایی سایر دستگاههای ذیربط در کمال ناباوری از چشم مسئولان طراز اول کشور در پایتخت دور مانده که سفر اخیر رییس قوه قضائیه به استان کوردستان قطعاً در راستای نارضایتی عمومی مردم از مدیران اجرایی ذیربط و مسئولان استانی و شهرستانی انجام گرفته بود.
🔹 هر چند نوع تخلفات اعضا شرکت تعاونیهای مسکن متفاوت است، اما با این حال تخلف و تقلب در انتخابات هیأت مدیره و بازرس، عدم رعایت اصول حسابداری در ثبت اسناد مالی، عدم شفافیت و ایجاد روابط اقتصادی ناسالم با کارکنان و گاهاً مدیران سازمانها و ادارههای ذیربط به طور کلی خیانت در امانت، حیف و میل اموال اعضا و انجام اقدامات متعدد بدون در نظر گرفتن صرفه و صلاح اعضای تعاونیها به چنین تخلفاتی دامن زده که در بروز، تخلفات نقش مهمی را ایفاء می نمایند، که به اهم آنها اشاره خواهد شد؛
۱_ عدم کنترل و نظارت مستمر مسئولان ذیربط.
۲_ چشم پوشی، مسامحه، مصالحه و برقراری ارتباط اقتصادی ناسالم اعضای هیات مدیره تعاونیها با کارکنان سازمانها، ادارهها و دستگاههای اجرایی( شهرداریها، اداره مسکن و شهرسازی، منابع طبیعی، ثبت و اسناد و...) از سطح کارکنان گذشته و به مدیران میانی و ارشد ارتقا پیدا کرده است. در واقع تخلفات اعضاء و بدنبال آن ضعف دستگاههای نظارتی گاهاً چنان محیط اقتصادی سودآور و البته ناسالمی را برای اعضاء هیات مدیره فراهم آورده که تعاونیهای مسکن به تدریج از اهداف اولیه خود دور گشته و به بنگاههای اقتصادی تبدیل خواهند شد.
🔸 باید اذعان داشت؛ بیش از ۱۰ شرکت تعاونی مسکن و ۴ صندوق ذخیره مالی کارکنان بصورت هیات امنایی در سقز بعنوان دومین شهر پرجمعیت استان کوردستان در حال فعالیت کردن هستند. در این بین، شرکت تعاونیهای؛ ارتش، بسیجیان و کارکنان بانکها اقدام به خرید زمین خارج از محدوده بافت شهری کرده که با قانون تعاون منافات کامل دارد. جالب اینجاست؛ شرکت های تعاونی مسکن سقز متاسفانه همگی در برگزار نکردن تشکیل مجمع عمومی جهت انتخاب و معرفی اعضای هیأت مدیره جدید متفقالقول بوده و هیچگاه انتخابات به موقع که نص صریح قانون ثعاون می باشد را برگزار نمی کنند. بدین خاطر تعدادی از افراد هیأت مدیرهها در این شهر بیش از ۲ دهه است که عضو اصلی شرکت تعاونی مذکور بوده که کماکان زیر لوای قانون و بنام کارگران اما به کام خود و تعدادی از مسئولان ذیربط بر تخلفات سرپوش گذاشته و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
🔹 شرکت تعاونی کارگران دخانیات منطقهی سقز سال ۱۳۶۹ با شماره ثبت ۱۹۴ تأسیس شده است اعضای هیأت مدیره در اوایل دهه هشتاد یک قطعه زمین به مساحت هشتاد و یک هزار و ششصد و بیست مترمربع را خریداری کرده اما کماکان تعدادی از اعضای هیات مدیره بیش از ۲ دهه و بازرس آن قریب به ۱۵ سال و بصورت ارثی بر صندلی قدرت و جایگاه اجتماعی آن نکیه زدهاند که ماحصل آنها طی ۳ مرحله واگذاری زمین به تعدادی از کارگران بوده است.
🔸 در کمال ناباوری اعضای هیأت مدیره تعاونی مسکن کارگران دخانیات جهت ثروت اندوزی با گزارشات کذب به مراکز سیاسی و امنیتی زمینه به زندان افتادن نائب رییس شرکت تعاونی آقای: م- ص را در روز اعتصاب کارگران جلو شهرداری سقز فراهم کرده تا اولاً؛ تنها مدافع حقوق کارگران که مصوبات غیره قانونی را امضا نمی کرد از عضویت و گردونه شرکت تعاونی را با انگ سیاسی خارج نمایند. ثانیاً؛ به مقاصد کورکورانه خود جهت ثروت اندوزی از واگذاری زمین های فاز ۲ و ۳ تعاونی کارگران به افرادی که عضویت نداشتند دست یابند. بقول معروف؛ «چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور» را سر لوحه کار قرار نداده و کماکان به تخلفات آشکار اما زیر لوای شرکت تعاونی بنام کارگران اما به کام خود و تعدادی از مسئولان ذیربط ادامه داده غافل از اینکه روز موعود فرا میرسد و و تخلفات آنها بر ملا خواهد شد.
ادامه دارد....
Forwarded from عکس نگار
ادامه مطلب....
🔸 جالب اینجاست؛ طبق صورتجلسه آقای م ، ع به نمایندگی از هیأت مدیره شرکت تعاونی با آقای ا ، م به نمایندگی برادرانش که در تاریخ ۲۲\۰۵\۱۳۹۶ منعقد گردید در آن قید شده؛ ۱۶ قطعه زمین سهم مالکانه فاز ۳ را در اختیار هیات مدیره شرکت تعاونی قرار داده تا جهت تسهیل گری بعنوان رشوه به کارکنان شهرداری، مسکن و شهرسازی و اراضی ملی تحویل دهند.
🔹 طبق اسناد و مدارک موجود و تحقیقات بعمل آمده از اداره ذیربط معلوم شد؛ هیات مدیره شرکت تعاونی ۱۶ پلاک فاز ۳ را بین اعضای هیات مدیره تقسیم و مابقی قطعات را به افرادی که عضویت نداشتند فروختهاند؛
🔻 ۱۶ قطعه زمین که از نماینده ورثه مالک جهت رشوه دادن هیأت مدیره طبق توافق قبلی گرفته بود به شرح ذیل است؛
۱- آقای ا ، م قطعات ۸۹۸ - ۱۰۰۸- ۸۸۵
۲- اقای ا ، م قطعه ۹۰۶
۳- آقای س آ ، ح قطعه ۸۸۶
۴- آقای ک ، ح قطعه ۹۲۳
۵- خانم ژ ، ر قطعه ۹۱۷
۶- آقای س ص ، ح قطعه ۱۰۰۶
۷- آقای ا ، ر قطعه ۹۰۲
۸- آقای ع ، ب قطعه ۹۰۳
۹- آقای ن ، ا قطعه ۹۲۰
۱۰- آقای م ، ک قطعه ۱۰۰۷
۱۱- آقای س ج ، ح قطعه ۹۰۵
۱۲- خانم ه ، ب قطعه ۸۸۴
۱۳- آقای س ر ، قطعه ۹۱۸
🔸 باید اذعان داشت؛ تخلفات اعضای هیأت مدیره شرکت تعاونی کارگران دخانیات منطقهی سقز در فاز ۳ دستاورد نظارت نداشتن مسئولان دستگاه های ذیربط، برگزار نکردن انتخابات به موقع جهت اعضای هیات مدیره جدید، طولانی شدن فعالیت بازرس با بازرسان با اعضای هیات مدیره، همچنین واگذاری چندین قطعه زمین به افراد شرور تا با اعضای ناراضی از عملکرد هیات مدیره با تهدید و ارعاب صدای قشر زحمتکش جامعه آنها را خاموش نمایند. پلاک های فاز دوم که توسط هیأت مدیره به مسئولان نهادهای مربوطه و یا همسران انها واگذار شده است به شرح ذیل است؛
۱_ آقای ح ، ن کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۳
۲_ آقای ک ، م کارمند منابع طبیعی، قطعه ۵۱۲
۳_ خانم ک ، ح همسر کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۷
۴_ آقای ج ، د کارمند شهرسازی، قطعه ۵۱۱
۵_ آقای م ، م کارمند منابع طبیعی،قطعه
۵۱۴
۶_ خانم م ، م همسر کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۵
۷_ آقای م ، ا کارمند شهرسازی، قطعه ۵۰۹
۸_ آقای ح ، ف کارمند اداره کار، قطعه تجاری ۳۲
۹_ آقای ا ، ق کارمند اداره کار، قطعه ۳۹
🔹 جای تأسف و تأمل بسیاری دارد، نبود دستگاههای نظارتی قدرتمند باعث شده است به شکایت یکی از اعضای شرکت تعاونی کارگران رسیدگی نشود البته باید اذعان داشت؛بازرس شرکت تعاونی کارگران دخانیات در تاریخ ۲۱\۱۰\۹۶ پیرو بازگشت نامه شماره ۱۹۹۳۰ با صراحت کامل نوشته بر عملکرد هیات مدیره نظارت داشته و تعداد قطعات نقشه تصویب شده ۲۰۴ قطعه که ۷۰ قطعه سهم مالک و تعداد ۱۳۴ قطعه متعلق به تعاونی می باشد. اما خاطر بازرس محترم عارضم در تاریخ ۱۵\۰۸\۹۶ طبق توافق نامه تقسیم قطعات با وراث از یک طرف و اعضای هیأت مدیره با حضور شما حاصل گردید مبنای تقسیم برابر هکتار تعیین شده در مجموع ۲۱۰ قطعه ۷۰ قطعه به وراث مالک تحویل گردیده است را نظاره میکردی با این حال گزارش خلاف واقع را برای اداره کار و تعاون انشا نموده تا بدین وسیله داعیه ی نظارت کردن را یدک بکشید.
🔸 سفر آیت الله رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه با هیات همراه به استان کوردستان را به فال نیک میگیریم، امیدوارم دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به تخلفات اعضای هیات مدیره شرکت تعاونی ورود پیدا نمایند. نارضایتی عمومی برگرفته از عملکرد نامناسب مدیران و مسئولان اجرایی کشور می باشد. بدین ترتیب اولین زنگ خطر جدی را دادستان محترم برای مدیران و مسئولان اجرایی در سطح شهرستان و استان به صدا در خواهد آورد. بقول معروف؛ « چشم تنگ دنیا دوست را / یا قناعت پر کند یا خاک گور » اولین پرونده رسیدگی به تخلفات مدیران و مسئولان توسط دستگاه قضایی این شهرستان رقم خواهد خورد.
@NEWSBOOMB
🔸 جالب اینجاست؛ طبق صورتجلسه آقای م ، ع به نمایندگی از هیأت مدیره شرکت تعاونی با آقای ا ، م به نمایندگی برادرانش که در تاریخ ۲۲\۰۵\۱۳۹۶ منعقد گردید در آن قید شده؛ ۱۶ قطعه زمین سهم مالکانه فاز ۳ را در اختیار هیات مدیره شرکت تعاونی قرار داده تا جهت تسهیل گری بعنوان رشوه به کارکنان شهرداری، مسکن و شهرسازی و اراضی ملی تحویل دهند.
🔹 طبق اسناد و مدارک موجود و تحقیقات بعمل آمده از اداره ذیربط معلوم شد؛ هیات مدیره شرکت تعاونی ۱۶ پلاک فاز ۳ را بین اعضای هیات مدیره تقسیم و مابقی قطعات را به افرادی که عضویت نداشتند فروختهاند؛
🔻 ۱۶ قطعه زمین که از نماینده ورثه مالک جهت رشوه دادن هیأت مدیره طبق توافق قبلی گرفته بود به شرح ذیل است؛
۱- آقای ا ، م قطعات ۸۹۸ - ۱۰۰۸- ۸۸۵
۲- اقای ا ، م قطعه ۹۰۶
۳- آقای س آ ، ح قطعه ۸۸۶
۴- آقای ک ، ح قطعه ۹۲۳
۵- خانم ژ ، ر قطعه ۹۱۷
۶- آقای س ص ، ح قطعه ۱۰۰۶
۷- آقای ا ، ر قطعه ۹۰۲
۸- آقای ع ، ب قطعه ۹۰۳
۹- آقای ن ، ا قطعه ۹۲۰
۱۰- آقای م ، ک قطعه ۱۰۰۷
۱۱- آقای س ج ، ح قطعه ۹۰۵
۱۲- خانم ه ، ب قطعه ۸۸۴
۱۳- آقای س ر ، قطعه ۹۱۸
🔸 باید اذعان داشت؛ تخلفات اعضای هیأت مدیره شرکت تعاونی کارگران دخانیات منطقهی سقز در فاز ۳ دستاورد نظارت نداشتن مسئولان دستگاه های ذیربط، برگزار نکردن انتخابات به موقع جهت اعضای هیات مدیره جدید، طولانی شدن فعالیت بازرس با بازرسان با اعضای هیات مدیره، همچنین واگذاری چندین قطعه زمین به افراد شرور تا با اعضای ناراضی از عملکرد هیات مدیره با تهدید و ارعاب صدای قشر زحمتکش جامعه آنها را خاموش نمایند. پلاک های فاز دوم که توسط هیأت مدیره به مسئولان نهادهای مربوطه و یا همسران انها واگذار شده است به شرح ذیل است؛
۱_ آقای ح ، ن کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۳
۲_ آقای ک ، م کارمند منابع طبیعی، قطعه ۵۱۲
۳_ خانم ک ، ح همسر کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۷
۴_ آقای ج ، د کارمند شهرسازی، قطعه ۵۱۱
۵_ آقای م ، م کارمند منابع طبیعی،قطعه
۵۱۴
۶_ خانم م ، م همسر کارمند شهرداری، قطعه ۵۰۵
۷_ آقای م ، ا کارمند شهرسازی، قطعه ۵۰۹
۸_ آقای ح ، ف کارمند اداره کار، قطعه تجاری ۳۲
۹_ آقای ا ، ق کارمند اداره کار، قطعه ۳۹
🔹 جای تأسف و تأمل بسیاری دارد، نبود دستگاههای نظارتی قدرتمند باعث شده است به شکایت یکی از اعضای شرکت تعاونی کارگران رسیدگی نشود البته باید اذعان داشت؛بازرس شرکت تعاونی کارگران دخانیات در تاریخ ۲۱\۱۰\۹۶ پیرو بازگشت نامه شماره ۱۹۹۳۰ با صراحت کامل نوشته بر عملکرد هیات مدیره نظارت داشته و تعداد قطعات نقشه تصویب شده ۲۰۴ قطعه که ۷۰ قطعه سهم مالک و تعداد ۱۳۴ قطعه متعلق به تعاونی می باشد. اما خاطر بازرس محترم عارضم در تاریخ ۱۵\۰۸\۹۶ طبق توافق نامه تقسیم قطعات با وراث از یک طرف و اعضای هیأت مدیره با حضور شما حاصل گردید مبنای تقسیم برابر هکتار تعیین شده در مجموع ۲۱۰ قطعه ۷۰ قطعه به وراث مالک تحویل گردیده است را نظاره میکردی با این حال گزارش خلاف واقع را برای اداره کار و تعاون انشا نموده تا بدین وسیله داعیه ی نظارت کردن را یدک بکشید.
🔸 سفر آیت الله رئیسی ریاست محترم قوه قضائیه با هیات همراه به استان کوردستان را به فال نیک میگیریم، امیدوارم دادستان محترم دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان سقز به تخلفات اعضای هیات مدیره شرکت تعاونی ورود پیدا نمایند. نارضایتی عمومی برگرفته از عملکرد نامناسب مدیران و مسئولان اجرایی کشور می باشد. بدین ترتیب اولین زنگ خطر جدی را دادستان محترم برای مدیران و مسئولان اجرایی در سطح شهرستان و استان به صدا در خواهد آورد. بقول معروف؛ « چشم تنگ دنیا دوست را / یا قناعت پر کند یا خاک گور » اولین پرونده رسیدگی به تخلفات مدیران و مسئولان توسط دستگاه قضایی این شهرستان رقم خواهد خورد.
@NEWSBOOMB
جواب درخواست من از شرکت تعاونی مسکن کارگران سقز و حومه از سوی سید صالح حسینی رئیس آن شرکت
پلیس امنیت به نبال چیست؟
چند سالی است که پلیس امنیت شهر سقز به دنبال بهانه ای است تا به هر شکل ممکن برای خانواده من ( محمود صالحی ) و عثمان اسماعیلی پرونده سازی کنند و ما را به دادگاه بکشانند. در این راستا میشه به چند مورد از آن بهانه ها و پرونده سازیها اشاره کرد.
1 – از تاریخ 5/2/1395 لغایت 25/5/1395 ده ها بار نجیبه صالحزاده همسرم را به پلیس امنیت احضار و برای او به جرم داشتن فیس بوک و نشر نوشته های کومه له پرونده ای برای او تشکیل دادند. چندین بار نجیبه صالحزاده را به دادگاه احضار و در نتیجه رای برائت او صادر شد و پرونده مختومه اعلام شد.
2 – تحقیقب و مزاحمت از سوی ماموران پلیس امنیت برای ما در خیابان به مناسبت های مختلف و بخصوص در روز 18 اسفند سال 1398 .
3 – روز سه شنبه مورخ 16/7/98 ساعت 8 صبح 4 نفر مامور لبلس شخصی که خود را مامور آگاهی معرفی کردند به منزل مسکونی ما حمله کردند و با زور می خواستند وارد منزل ما شوند. به این بهانه که اینجا منزل بهنام مرادی است.من مانع ورود آنها شدم و به آنها گفتم ، بدون مجوز اجازه نخواهم داد تا وارد منزل ما شوید. با توجه به درگیری من با ماموران تمام محله از این واقعه اطلاع پیدا کردند و ماموران بعد از تهدید و .... آن محل را ترک کردند.
4 – روز سه شنبه مورخ 23/7/98 ساعت هشت و سی دقیقه صبح شخصی بنام ...... با منزل ما تماس گرفت و مرا به اداره اماکن احضار کردند که من جواب رد دادم و مراجعه نکردم.
5- احضار تلفنی به اماکن در تاریخ 10/2/99 که من به درخواست فرد مذکور جواب رد دادم و به ایشان گفتم رسما" برای من احضاریه ارسال کنند.
6 – تشکل پرونده در تاریخ 13/2/99 ( به اتهام عدم حضور در مراجع انتظامی ) در شعبه 5 دادیاری و در نتیجه رای به برائت ما صادر شد.
7- این بار طرح یک شکایت دیگر به اتهام اینکه ما در دنیای مجازی آرم کومه له را پخش و برای کومه له تبلیغ کرده ایم.
این مزاحمت ها و پرونده سازی ها برای این است که به هر شکلی که برایشان ممکن است ما را به زندان محکوم کنند. تنها به این جرم که ما به تماس های تلفنی آنها لبیک نگفته و به آن مراکز مراجعه نمی کنیم. ما بارهای به تماس گیرنده محترم پلیس امنیت شهرستان سقز گفته ایم که باید از طریق مراجع قضائی اقدام کنید، در غیر اینصورت ما با تلفن به آن مرکز مراجعه نخواهیم کرد. اظهارات ما برای آنها سنگین و قابل هضم نیست به همین دلیل هر روز به بهانه ای می خواهند ما را به دادگاه بگشانند و ما را با این موضوع درگیر کنند. نتیجه این پرونده سازی ها علیه ما یک بار دیگر و این بار به اتهام نشر آرم کومه له در دنیای مجازی است. پلیس امنیت از ما شکایت کرده است و پرونده ای در شعبه 5 دادیاری دادگستری شهرستان سقز تشکیل و در دست بررسی است .
روز پنجشنبه مورخه 29/3/99 ساعت 50 / 9 دقیقه صبح از سوی دفتر شعبه 5 دادیاری با شماره موبایل من تماس گرفتند و دفتردار وقت جلسه دادگاه ما را روز یک شنبه مورخه 1/4/99 تعیین و به من ابلاغ کرد.
ما روز موعود به دادگاه مراجعه و خودمان را به دفتر شعبه معرفی کردیم. دفتردار شعبه پرونده ما را تحویل داد و اظهار نمود که خود ما به نزد قاضی مراجعه کنیم. قاضی پرونده را از ما تحویل گرفت و اظهار نمود خارج از اتاق منتظر بمانیم تا ما را صدا می کنند.
چند مدت طول نکشید که من ( محمود صالحی ) را صدا کردند و من داخل اتاق قاضی شدم.
قاضی : نام و نام خانوادگی ؟ محمود صالحی .
قاضی : نام پدر ؟ محمد .
قاضی : چند سال سن دارید ؟ 58 سال دارم .
قاضی : شغل شما چیست ؟ بازنشسته هستم .
قاضی : بازنشسته کجا هستی ؟ خبازی ( نانوا )
قاضی : سواد دارید؟ خواندن و نوشتن.
قاضی : سابقه دارید؟ خیلی زیاد.
قاضی : چقدر؟ خیلی زیاد.
قاضی : به چه اتهامی زندان رفتید؟ به اتهام کومه له ، روز جهانی کارگر و روز جهانی زن .
قاضی : چند سال زندان کشیده اید؟ 6 سال قانونی و 2 سال غیر قانونی .
قاضی : ما زندان غیر قانونی نداریم.
جواب: چرا ؟ جناب قاضی در همین شهر که شما حضور دارید من در سال 1374 زندان غیر قانونی بودم و در همان زندان بر اثر سرمازدگی یکی از انگشتان پایم را از دست دادم.
قاضی : شما متهم هستی که در دنیای مجازی آرم کومه له را پخش کرده اید، چه توضیحی دارید؟
جواب: هیچ توضیحی ندارم، به دلیل اینکه این اتهام کذب محض است.
قاضی: یعنی شما آرم کومه له را پخش نکردید؟
جواب : خیر من آرم کومه له را پخش نکردیم.
قاضی: پرچم های سرخ مگر آرم کومه له نیست؟
جواب : خیر پرچم سرخ هیچ چه ربطی به کومه له ندارد و کومه له مدت 45 ساله است که تاسیس شده و پرچم سرخ 170 سال پیش به نماد طبقه کارگر تبدیل شده و هیچ ربطی به کومه له ندارد.
قاضی: مگر ستاره سرخ آرم کومه له نیست ؟
جواب : خیر؛ ستاره سرخ به معنای 5 قاره است و هیچ ربطی به کومه له ندارد.
قاضی : پس آرم کومه له چه شکلی است؟
چند سالی است که پلیس امنیت شهر سقز به دنبال بهانه ای است تا به هر شکل ممکن برای خانواده من ( محمود صالحی ) و عثمان اسماعیلی پرونده سازی کنند و ما را به دادگاه بکشانند. در این راستا میشه به چند مورد از آن بهانه ها و پرونده سازیها اشاره کرد.
1 – از تاریخ 5/2/1395 لغایت 25/5/1395 ده ها بار نجیبه صالحزاده همسرم را به پلیس امنیت احضار و برای او به جرم داشتن فیس بوک و نشر نوشته های کومه له پرونده ای برای او تشکیل دادند. چندین بار نجیبه صالحزاده را به دادگاه احضار و در نتیجه رای برائت او صادر شد و پرونده مختومه اعلام شد.
2 – تحقیقب و مزاحمت از سوی ماموران پلیس امنیت برای ما در خیابان به مناسبت های مختلف و بخصوص در روز 18 اسفند سال 1398 .
3 – روز سه شنبه مورخ 16/7/98 ساعت 8 صبح 4 نفر مامور لبلس شخصی که خود را مامور آگاهی معرفی کردند به منزل مسکونی ما حمله کردند و با زور می خواستند وارد منزل ما شوند. به این بهانه که اینجا منزل بهنام مرادی است.من مانع ورود آنها شدم و به آنها گفتم ، بدون مجوز اجازه نخواهم داد تا وارد منزل ما شوید. با توجه به درگیری من با ماموران تمام محله از این واقعه اطلاع پیدا کردند و ماموران بعد از تهدید و .... آن محل را ترک کردند.
4 – روز سه شنبه مورخ 23/7/98 ساعت هشت و سی دقیقه صبح شخصی بنام ...... با منزل ما تماس گرفت و مرا به اداره اماکن احضار کردند که من جواب رد دادم و مراجعه نکردم.
5- احضار تلفنی به اماکن در تاریخ 10/2/99 که من به درخواست فرد مذکور جواب رد دادم و به ایشان گفتم رسما" برای من احضاریه ارسال کنند.
6 – تشکل پرونده در تاریخ 13/2/99 ( به اتهام عدم حضور در مراجع انتظامی ) در شعبه 5 دادیاری و در نتیجه رای به برائت ما صادر شد.
7- این بار طرح یک شکایت دیگر به اتهام اینکه ما در دنیای مجازی آرم کومه له را پخش و برای کومه له تبلیغ کرده ایم.
این مزاحمت ها و پرونده سازی ها برای این است که به هر شکلی که برایشان ممکن است ما را به زندان محکوم کنند. تنها به این جرم که ما به تماس های تلفنی آنها لبیک نگفته و به آن مراکز مراجعه نمی کنیم. ما بارهای به تماس گیرنده محترم پلیس امنیت شهرستان سقز گفته ایم که باید از طریق مراجع قضائی اقدام کنید، در غیر اینصورت ما با تلفن به آن مرکز مراجعه نخواهیم کرد. اظهارات ما برای آنها سنگین و قابل هضم نیست به همین دلیل هر روز به بهانه ای می خواهند ما را به دادگاه بگشانند و ما را با این موضوع درگیر کنند. نتیجه این پرونده سازی ها علیه ما یک بار دیگر و این بار به اتهام نشر آرم کومه له در دنیای مجازی است. پلیس امنیت از ما شکایت کرده است و پرونده ای در شعبه 5 دادیاری دادگستری شهرستان سقز تشکیل و در دست بررسی است .
روز پنجشنبه مورخه 29/3/99 ساعت 50 / 9 دقیقه صبح از سوی دفتر شعبه 5 دادیاری با شماره موبایل من تماس گرفتند و دفتردار وقت جلسه دادگاه ما را روز یک شنبه مورخه 1/4/99 تعیین و به من ابلاغ کرد.
ما روز موعود به دادگاه مراجعه و خودمان را به دفتر شعبه معرفی کردیم. دفتردار شعبه پرونده ما را تحویل داد و اظهار نمود که خود ما به نزد قاضی مراجعه کنیم. قاضی پرونده را از ما تحویل گرفت و اظهار نمود خارج از اتاق منتظر بمانیم تا ما را صدا می کنند.
چند مدت طول نکشید که من ( محمود صالحی ) را صدا کردند و من داخل اتاق قاضی شدم.
قاضی : نام و نام خانوادگی ؟ محمود صالحی .
قاضی : نام پدر ؟ محمد .
قاضی : چند سال سن دارید ؟ 58 سال دارم .
قاضی : شغل شما چیست ؟ بازنشسته هستم .
قاضی : بازنشسته کجا هستی ؟ خبازی ( نانوا )
قاضی : سواد دارید؟ خواندن و نوشتن.
قاضی : سابقه دارید؟ خیلی زیاد.
قاضی : چقدر؟ خیلی زیاد.
قاضی : به چه اتهامی زندان رفتید؟ به اتهام کومه له ، روز جهانی کارگر و روز جهانی زن .
قاضی : چند سال زندان کشیده اید؟ 6 سال قانونی و 2 سال غیر قانونی .
قاضی : ما زندان غیر قانونی نداریم.
جواب: چرا ؟ جناب قاضی در همین شهر که شما حضور دارید من در سال 1374 زندان غیر قانونی بودم و در همان زندان بر اثر سرمازدگی یکی از انگشتان پایم را از دست دادم.
قاضی : شما متهم هستی که در دنیای مجازی آرم کومه له را پخش کرده اید، چه توضیحی دارید؟
جواب: هیچ توضیحی ندارم، به دلیل اینکه این اتهام کذب محض است.
قاضی: یعنی شما آرم کومه له را پخش نکردید؟
جواب : خیر من آرم کومه له را پخش نکردیم.
قاضی: پرچم های سرخ مگر آرم کومه له نیست؟
جواب : خیر پرچم سرخ هیچ چه ربطی به کومه له ندارد و کومه له مدت 45 ساله است که تاسیس شده و پرچم سرخ 170 سال پیش به نماد طبقه کارگر تبدیل شده و هیچ ربطی به کومه له ندارد.
قاضی: مگر ستاره سرخ آرم کومه له نیست ؟
جواب : خیر؛ ستاره سرخ به معنای 5 قاره است و هیچ ربطی به کومه له ندارد.
قاضی : پس آرم کومه له چه شکلی است؟
جواب: کامپیوتر خود را باز کنید تا من آرم کومه له را به شما نشان دهم.
قاضی : شما قبول ندارید که آرم کومه له را پخش کردد؟
جواب: خیر من قبول ندارم. آخر چرا من باید آرم کومه له را پخش کنم.؟ من در سن 16 سالگی کومه له بودم و بعد به اتهام کومه له به زندان رفتیم و جرم آن را متحمل شدم.
قاضی : یعنی حال توبه کرده اید؟
جواب : خیر، من نگفتم توبه کرده ام.
قاضی : پس چه ؟
جواب : جناب قاضی توبه یعنی کسی که از گذشته خود نادم باشد. اما من دیگر با کومه له فعالیت نمی کنیم.
قاضی : شما هر چیزی بگوید من آن را می نویسم .
جواب : درسته من چیزی نگفتم .
قاضی مرا صدا کرد تا نزد ایشان بروم. وقتی به مقابل میز قاضی رفتم ، چند قطعه عکس که روی پرونده بود و آن را پرنت گرفته بودند. عکس ها را به من نشان داد و گفت " شما در این عکس هستید"؟ بلی این عکس من است. ( عکس ها مربوط به اول ماه مه روز جهانی کارگر بود. )
قاضی: آقای صالحی این برگه را مضاء کنید.
من برگه تفهیم اتهام و آن چند سئوال را امضاء کردم.
قاضی: آقای صالحی نباید کار غیر قانونی کرد تا همچون سوریه ، عراق کشور ما نیز ناامن شود و باید ما امنیت داشته باشیم.
جواب : بلی جناب قاضی نباید کار غیر قانونی کرد و ما نیز دوست داریم که امنیت داشته باشیم. اما این چه امنیتی است که 4 نفر مامور آگاهی ساعت 8 صبح به خانه ما حمله می کنند و می خواهند با زور وارد منزل ما شوند؛ به بهانه اینکه آن منزل مربوط به بهنام مرادی است. این چه امنیتی است که هر چند روز یک بار ما را به اماکن احضار و بازجویی می کنند.؟
قاضی : ما حکم ورود به منزل شما را صادر نکرده ایم.
جواب : من می دانم که قوه قضائیه حکم ورود به منزل ما را صادر نکرده است.
قاضی : این پرونده مربوط به احضار تلفنی شما به اماکن نیست.
جواب : پس این یک پرونده جدید است؟
قاضی : بلی این یک پرونده جدید است.
بعد از تفهیم اتهام و چندین سئوال از سوی قاضی پرونده، من اتاق قاضی را ترک و عثمان اسماعیلی وارد اتاق شد. عثمان اسماعیلی نیز مورد اتهامی را رد و اظهار نموده که آن را قبول ندارد. به این ترتیب پرونده جدید برای ما تشکیل و پلیس امنیت به اتهام نشر آرم کومه له در دنیای مجازی از ما شکایت کرده است.
نکته جالب این است، افرادی که علیه ما شکایت کرده اند، اسم خود را پلیس امنیت گذاشته اند.!
واقعا"این چه پلیس امنیتی است که درطول یک ماه دو بار از چند نفر کارگر به اتهامات واهی شکایت کنند؟ با توجه به وضعیت امروز جهان و با توجه به اینکه مسئولان بهداشتی و دولتی در سراسر جهان مردم را تشویق می کنند که از منازل خود خارج نشوید. اما پلیس امنیت شهر ما هر چند روز یک بار ما را به اماکن احضار و بدون دلیل و بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشیم و یا دستور قضایی داشته باشند، از ما بازجویی می کنند.
از سوی دیگر و با توجه به اینکه پلیس امنیت مرتب منزل ما را تحت کنترل خود دارد، که من از این بابت خوشحالم . اما در طول 2 سال چند بار از سوی افراد یا افرادی شیشه های منزل مسکونی ما را شکسته اند و یا منزل ما را به آتش کشیدند. اما آن زمان در این شهر که مسئولان امنیتی ادعا می کنند که امنیت مردم را تامین کرده ایم؛ خبری از پلیس امنیت نبوده و کسی در این مورد دستگیر نشد.
مردم ، حقوق دانان و مسئولان محترم قضایی به نظر شما این امنیت است ؟.
آیا احضار ما از سوی پلیس امنیت هر چند مدت یک بار در این شرایط کرونایی، استرس و اظطراب را در خانواده ما ایجاد نمی کند؟.
نظر خوانندگان محترم این نوشته برای من مهم است.
محمود صالحی 3/4/99
قاضی : شما قبول ندارید که آرم کومه له را پخش کردد؟
جواب: خیر من قبول ندارم. آخر چرا من باید آرم کومه له را پخش کنم.؟ من در سن 16 سالگی کومه له بودم و بعد به اتهام کومه له به زندان رفتیم و جرم آن را متحمل شدم.
قاضی : یعنی حال توبه کرده اید؟
جواب : خیر، من نگفتم توبه کرده ام.
قاضی : پس چه ؟
جواب : جناب قاضی توبه یعنی کسی که از گذشته خود نادم باشد. اما من دیگر با کومه له فعالیت نمی کنیم.
قاضی : شما هر چیزی بگوید من آن را می نویسم .
جواب : درسته من چیزی نگفتم .
قاضی مرا صدا کرد تا نزد ایشان بروم. وقتی به مقابل میز قاضی رفتم ، چند قطعه عکس که روی پرونده بود و آن را پرنت گرفته بودند. عکس ها را به من نشان داد و گفت " شما در این عکس هستید"؟ بلی این عکس من است. ( عکس ها مربوط به اول ماه مه روز جهانی کارگر بود. )
قاضی: آقای صالحی این برگه را مضاء کنید.
من برگه تفهیم اتهام و آن چند سئوال را امضاء کردم.
قاضی: آقای صالحی نباید کار غیر قانونی کرد تا همچون سوریه ، عراق کشور ما نیز ناامن شود و باید ما امنیت داشته باشیم.
جواب : بلی جناب قاضی نباید کار غیر قانونی کرد و ما نیز دوست داریم که امنیت داشته باشیم. اما این چه امنیتی است که 4 نفر مامور آگاهی ساعت 8 صبح به خانه ما حمله می کنند و می خواهند با زور وارد منزل ما شوند؛ به بهانه اینکه آن منزل مربوط به بهنام مرادی است. این چه امنیتی است که هر چند روز یک بار ما را به اماکن احضار و بازجویی می کنند.؟
قاضی : ما حکم ورود به منزل شما را صادر نکرده ایم.
جواب : من می دانم که قوه قضائیه حکم ورود به منزل ما را صادر نکرده است.
قاضی : این پرونده مربوط به احضار تلفنی شما به اماکن نیست.
جواب : پس این یک پرونده جدید است؟
قاضی : بلی این یک پرونده جدید است.
بعد از تفهیم اتهام و چندین سئوال از سوی قاضی پرونده، من اتاق قاضی را ترک و عثمان اسماعیلی وارد اتاق شد. عثمان اسماعیلی نیز مورد اتهامی را رد و اظهار نموده که آن را قبول ندارد. به این ترتیب پرونده جدید برای ما تشکیل و پلیس امنیت به اتهام نشر آرم کومه له در دنیای مجازی از ما شکایت کرده است.
نکته جالب این است، افرادی که علیه ما شکایت کرده اند، اسم خود را پلیس امنیت گذاشته اند.!
واقعا"این چه پلیس امنیتی است که درطول یک ماه دو بار از چند نفر کارگر به اتهامات واهی شکایت کنند؟ با توجه به وضعیت امروز جهان و با توجه به اینکه مسئولان بهداشتی و دولتی در سراسر جهان مردم را تشویق می کنند که از منازل خود خارج نشوید. اما پلیس امنیت شهر ما هر چند روز یک بار ما را به اماکن احضار و بدون دلیل و بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشیم و یا دستور قضایی داشته باشند، از ما بازجویی می کنند.
از سوی دیگر و با توجه به اینکه پلیس امنیت مرتب منزل ما را تحت کنترل خود دارد، که من از این بابت خوشحالم . اما در طول 2 سال چند بار از سوی افراد یا افرادی شیشه های منزل مسکونی ما را شکسته اند و یا منزل ما را به آتش کشیدند. اما آن زمان در این شهر که مسئولان امنیتی ادعا می کنند که امنیت مردم را تامین کرده ایم؛ خبری از پلیس امنیت نبوده و کسی در این مورد دستگیر نشد.
مردم ، حقوق دانان و مسئولان محترم قضایی به نظر شما این امنیت است ؟.
آیا احضار ما از سوی پلیس امنیت هر چند مدت یک بار در این شرایط کرونایی، استرس و اظطراب را در خانواده ما ایجاد نمی کند؟.
نظر خوانندگان محترم این نوشته برای من مهم است.
محمود صالحی 3/4/99
خوشبختی در انسانیت و انسان بودن است
مصطفی عرب تو هم خوشبخت بودی و هم انسانها را دوست داشتی و این یکی از عمل نیک شما در طول زندگی بود.
شادی عزیز همسر ، ساکو ، آروین و شوانکو پسران ، شعری خواهر و محمد صالح و حسام براداران مصطفی عزیز ، می دانیم هیچ جمله ای درد شما عزیزان و ما رفقای مصطفی عرب را سبک نمی کند. می دانیم همه ما داغداریم ، می دانیم هیچ چیزی نمی تواند غم از دست دادن مصطفی الهی عزیز و مهربانی های او را جبران کند. اما نمیشه کاری کرد و باید این غم بزرگ را بر دوشمان حمل کنیم .
عزیزان وقتی کسانی در دل مردم جای دارند، مطمئن باشید که همیشه زنده اند. ما مهربانیهای مصطفی و خنده های او را همیشه در فکر و ذهن خود داریم و احساس می کنیم که مصطفی همیشه در کنار ماست و باید سعی کنیم که همچون وی زندگی کنیم تا اینکه مثل او در میان مردم محبوب باشیم.
مصطفی عزیز و انقلابی ، ای رفیق روز های سخت زندان دخانیات سقز. ما رفقای تو به شما قول می دهیم که برای آن اهدافی که سالها برایش تلاش کردید ، مستحکم و استور به پیش حرکت کنیم. ما به شما قول می دهیم که تا رسیدن به هدف های شما که یک هدف انسانی و احترام به انسانیت بود، یک لحظه قصور نکنیم.
دوستان و رفقاء در اینجا ضرروی می بینم که یک خاطره از مصطفی برایتان تعریف کنم.
سال 1367 ما تعداد زیادی از جوانان سقز به اتهام همکاری با کومه له در زندانی دخانیات سقز زندانی بودیم. در اواخر خرداد ماه 67 درچند روز متوالی تعداد زیادی از رفقای هم بند ما را جهت اجرای حکم اعدام از بند خارج کردند. ما همگی نگران و از این وضعیت به ستوه آماده بودیم و حتی هیچ یک از زندانیان توان خوردن نان روزانه را نداشتند. من با مسئولان زندان درگیر شدم و مرا به خارج بند 5 منتقل کردند و در مقابل چشم زندانیان بند های دیگر به من توهین و مرا آزار می دادند و در سالن بندها مرا با دستبند و پابند گذاشته بودند. توابان در سالن زندان یک میز و چند جلد دفتر گذاشته بودند و برای اینکه جو رعب و وحشت ایجاد کنند. هر چند لحظه یک نفر از زندانیان را احضار و از آنها سئوال می پرسیدند که چند سال زندان دارید؟ چند مدت است که در زندان هستید؟ اتهام شما چیست؟ آیا توبه کرده اید یا ... ؟ چند مدت از احکام شما باقی مانده است؟ آیا آماده هستید با ما همکاری کنید؟ اگر آزاد شدید چکار خواهید کرد و...؟
چندی طول نکشید که مصطفی عرب را آوردند.
مصطفی عرب به اتهام همکاری با کومه له به 4 سال زندان تعزیری محکوم شده بود و به پایان احکام خود رسیده بود.
توابان : نام و نام خانوادگی ؟ مصطفی الهی .
توابان : نام مستعار ؟ مصطفی عرب .
توابان : چند سال ضد انقلاب بودید و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی مسلحانه جنگیدید؟
مصطفی : مدت چند سالی .
توابان : یعنی چه چند سالی ؟
مصطفی خنده ای کرد و گفت " خوب چند سال من پیشمرگ کومه له بودم. "
توابان : در چند جنگ علیه نظام شرکت کردید؟
مصطفی : به یاد ندارم .
توابان : وقتی شما خود را تسلیم کردید ، باز چرا با کومه له همکاری کردید؟
مصطفی : من با کومه له همکاری نکردم ، بلکه من خودم کومه له هستم.
توابان : یعنی شما هنوز سرموضوعی هستی ؟
مصطفی : شاید، ولی در این شرایط زیاد از خود مطمئن نیستم.
توابان : یعنی چه از خود مطمئن نیستی ؟
مصطفی : یعنی شرایط به حدی خراب است که هیچ کس جایگاه خود را پیدا نمی کند و همه ما زندانیان از نظر روحی دچار مشکل هستیم. ما در چند روز گذشته شاهد اعدام ده ها نفر از رفقای خود بودیم.
توابان : چرا شما به آن جنایتکاران رفیق می گوید؟
مصطفی : چون همه آنها از جمله ، حسن آخر خوب ، علی خاتونی ، زاهد برازنده ، خالد تازه و ....همگی رفیق من بودند و با هم کار کردیم و بعد همگی با هم در یک زندان بودیم.
توابان تمام پرسش و پاسخ ها را در آن دفتر ثبت می کردند و زندانی باید آن را امضاء می کرد. یکی از توابان بنام ...... رو به چند تواب دیگر کرد و گفت" بگذارید کاک مصطفی به بند خود برگردد". مصطفی خنده ای کرد و به توابان گفت " مشکلی نیست اگر شما دوست داشته باشید ، من آماده هستم تا صبح به سئوال های شما پاسخ دهم.
به دنبال این پرسش و پاسخ ها توابان مصطفی را به بند منتقل کرد و مصطفی به همه آنها طبق معمول می خندید.
یادت گرامی مصطفی عزیز.
از طرف خانواده محمود صالحی ، نجیبه صالحزاده ؛ سامرند و سیامند صالحی ، هانا توحیدی و هایا صالحی .
27/4/99
مصطفی عرب تو هم خوشبخت بودی و هم انسانها را دوست داشتی و این یکی از عمل نیک شما در طول زندگی بود.
شادی عزیز همسر ، ساکو ، آروین و شوانکو پسران ، شعری خواهر و محمد صالح و حسام براداران مصطفی عزیز ، می دانیم هیچ جمله ای درد شما عزیزان و ما رفقای مصطفی عرب را سبک نمی کند. می دانیم همه ما داغداریم ، می دانیم هیچ چیزی نمی تواند غم از دست دادن مصطفی الهی عزیز و مهربانی های او را جبران کند. اما نمیشه کاری کرد و باید این غم بزرگ را بر دوشمان حمل کنیم .
عزیزان وقتی کسانی در دل مردم جای دارند، مطمئن باشید که همیشه زنده اند. ما مهربانیهای مصطفی و خنده های او را همیشه در فکر و ذهن خود داریم و احساس می کنیم که مصطفی همیشه در کنار ماست و باید سعی کنیم که همچون وی زندگی کنیم تا اینکه مثل او در میان مردم محبوب باشیم.
مصطفی عزیز و انقلابی ، ای رفیق روز های سخت زندان دخانیات سقز. ما رفقای تو به شما قول می دهیم که برای آن اهدافی که سالها برایش تلاش کردید ، مستحکم و استور به پیش حرکت کنیم. ما به شما قول می دهیم که تا رسیدن به هدف های شما که یک هدف انسانی و احترام به انسانیت بود، یک لحظه قصور نکنیم.
دوستان و رفقاء در اینجا ضرروی می بینم که یک خاطره از مصطفی برایتان تعریف کنم.
سال 1367 ما تعداد زیادی از جوانان سقز به اتهام همکاری با کومه له در زندانی دخانیات سقز زندانی بودیم. در اواخر خرداد ماه 67 درچند روز متوالی تعداد زیادی از رفقای هم بند ما را جهت اجرای حکم اعدام از بند خارج کردند. ما همگی نگران و از این وضعیت به ستوه آماده بودیم و حتی هیچ یک از زندانیان توان خوردن نان روزانه را نداشتند. من با مسئولان زندان درگیر شدم و مرا به خارج بند 5 منتقل کردند و در مقابل چشم زندانیان بند های دیگر به من توهین و مرا آزار می دادند و در سالن بندها مرا با دستبند و پابند گذاشته بودند. توابان در سالن زندان یک میز و چند جلد دفتر گذاشته بودند و برای اینکه جو رعب و وحشت ایجاد کنند. هر چند لحظه یک نفر از زندانیان را احضار و از آنها سئوال می پرسیدند که چند سال زندان دارید؟ چند مدت است که در زندان هستید؟ اتهام شما چیست؟ آیا توبه کرده اید یا ... ؟ چند مدت از احکام شما باقی مانده است؟ آیا آماده هستید با ما همکاری کنید؟ اگر آزاد شدید چکار خواهید کرد و...؟
چندی طول نکشید که مصطفی عرب را آوردند.
مصطفی عرب به اتهام همکاری با کومه له به 4 سال زندان تعزیری محکوم شده بود و به پایان احکام خود رسیده بود.
توابان : نام و نام خانوادگی ؟ مصطفی الهی .
توابان : نام مستعار ؟ مصطفی عرب .
توابان : چند سال ضد انقلاب بودید و علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی مسلحانه جنگیدید؟
مصطفی : مدت چند سالی .
توابان : یعنی چه چند سالی ؟
مصطفی خنده ای کرد و گفت " خوب چند سال من پیشمرگ کومه له بودم. "
توابان : در چند جنگ علیه نظام شرکت کردید؟
مصطفی : به یاد ندارم .
توابان : وقتی شما خود را تسلیم کردید ، باز چرا با کومه له همکاری کردید؟
مصطفی : من با کومه له همکاری نکردم ، بلکه من خودم کومه له هستم.
توابان : یعنی شما هنوز سرموضوعی هستی ؟
مصطفی : شاید، ولی در این شرایط زیاد از خود مطمئن نیستم.
توابان : یعنی چه از خود مطمئن نیستی ؟
مصطفی : یعنی شرایط به حدی خراب است که هیچ کس جایگاه خود را پیدا نمی کند و همه ما زندانیان از نظر روحی دچار مشکل هستیم. ما در چند روز گذشته شاهد اعدام ده ها نفر از رفقای خود بودیم.
توابان : چرا شما به آن جنایتکاران رفیق می گوید؟
مصطفی : چون همه آنها از جمله ، حسن آخر خوب ، علی خاتونی ، زاهد برازنده ، خالد تازه و ....همگی رفیق من بودند و با هم کار کردیم و بعد همگی با هم در یک زندان بودیم.
توابان تمام پرسش و پاسخ ها را در آن دفتر ثبت می کردند و زندانی باید آن را امضاء می کرد. یکی از توابان بنام ...... رو به چند تواب دیگر کرد و گفت" بگذارید کاک مصطفی به بند خود برگردد". مصطفی خنده ای کرد و به توابان گفت " مشکلی نیست اگر شما دوست داشته باشید ، من آماده هستم تا صبح به سئوال های شما پاسخ دهم.
به دنبال این پرسش و پاسخ ها توابان مصطفی را به بند منتقل کرد و مصطفی به همه آنها طبق معمول می خندید.
یادت گرامی مصطفی عزیز.
از طرف خانواده محمود صالحی ، نجیبه صالحزاده ؛ سامرند و سیامند صالحی ، هانا توحیدی و هایا صالحی .
27/4/99