نه تمایلی به بودن با آدمهایی که او را میشناختن داشت، و نه حوصلهی تعریف خود برای آدمهای غریبه؛ دایرهی تنهاییاش آنقدر بزرگ شده بود که اگر تمام دنیا هم وارد آن میشدند، بازهم یک آسمان تنهایی برایش باقی میماند..
💔10
"دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسد
شاد باش این رنج بی پایان به پایان میرسد"
شاد باش این رنج بی پایان به پایان میرسد"
-فاضل نظری
🕊10
یکی از عیبهایم این بود که نمیتوانستم درجا جواب آدمها را بدهم. حرف بیربط که میشنیدم ساکت میماندم.
💔8👍3
Batmani Ensanak ~ TajMusics.Com
<unknown>
آرزو میکنم فراموشت کنم،
همانطور که تو یک روز من را فراموش کردی
آرزو میکنم فراموشت کنم
و فراموش کنم که یک روز عاشقت بودم
خواب بیاید
یا مرگ بیاید،
فقط صدای آه را خاموش کند
و سرزنش و ملامت،
آرزو میکنم فراموشت کنم،
من آرزو میکنم فراموشت کنم
چرا عاشقت شدم؟
حرفهای توهمی را باور کردم
و با آتش و درد بیدار شدم
قلبم تنها و راحت بود
و تو آن را پر از زخم کردی
چرا من را عاشق خودت کردی
وقتی که تو من را دوست نداشتی؟
چطور من میمیرم و تو زندگی میکنی
و چشمانت در شب میخوابند ؟
😭12💔3❤1
پرسید: حضورش به چه ماند؟
گفتم: به شنیدن صدای آدمی که در غربت،به زبان مادریت سخن بگوید.
گفتم: به شنیدن صدای آدمی که در غربت،به زبان مادریت سخن بگوید.
❤13🕊4