وقتی غمگین هستیم چجور رفتار
میکنیم؟ معمولا حوصله نداریم گریه میکنیم حوصله کار و درس نداریم دوست نداریم کسی سر به سرمون بذاره زود عصبانی میشیم قلبمون انگار مچاله شده و...
مراحل سوگ: انکار،خشم،چانه زنی،افسردگی و پذیرش
این مراحل چون در مورد انسان ها هست نمیشه گفت صد در صد مطابق این مراحل پیش میره ولی خب تحقيق هایی که انجام شده نشون میده اکثرا اینجور بوده
مرحله ی اول :انکار
خب بخوام مثال بزنم مثلا فرد از پارتنرش جدا شده اون مرحله که همش منتظره طرف برگرده اون مرحله که پروفایل و آنلاینی رو چک میکنه اون مرحله که هی عکس پروفایل عوض میکنه هی استوری میذاره که اونی که رفته ریپلای کنه همونجا توی مرحله ی انکار ایستادی
مرحله دوم:خشم
چند وقت میگذره میبینه نه خبری نیست میبینه پارتنرش برنمیگرده میبینه دوستش برنمیگرده میبینه اونی که فوت کرده زنده نمیشه میبینه رییسی که اخراجش کرده زنگ نمیزنه بهش اینجا احساس خشم وجودش رو میگیره
مرحله دوم اون مرحله ای که آدم عصبانی میشه و میگه حیف از اون همه خوبی که در حقش کردم عصبانی میشه که چرا ترک شده خشمگین از تنها شدنه واقعیت ماجرا رو نمیبینه احساسش اینجوره که لایق تنها شدن نبوده
مرحله سوم:چانه زنی
مرحله ای که میبینی خودتم خیلی بی ایراد نبودی میبینی اگه رابطه تموم شده یک جاهایی هم مقصر بودی اگه از شرکت اخراج شدی یک جاهایی کم کاری داشتی این مرحله رو میزنی به قدرت بالاتر،مثل خدا
مثلا:
خدایا برگرده قول میدم آدم خوبی باشم
خدایا رییسم زنگ بزنه قول میدم دیگه به موقع برم سرکار خدایا مامانم خوب بشه قول میدم بچه ی خوبی براش باشم
مرحله چهارم:افسردگی
سخت ترین و گاهی طولانی ترین مرحله
مرحله ای که سپرتو میندازی پایین مرحله ای که میفهمی طبیعت خلاف خواسته ی تو عمل کرده مرحله ای که میری توی خودت مرحله ای که میبینی وسط بی پولی اخراج شدی وسط کلی داستان از طرف پارتنرت ترک شدی وسط جوونیت عزیزت فوت کرده مرحله ای که میفهمی چه خشن باهات برخورد کرده طبیعت غم وجودت رو میگیره
وسط این سوگ یک واقعیت بهت گفته میشه اینکه هیچی پایدار نیست اگه امروز رابطه ی خوبی داره معنیش این نیست همیشه طرف میمونه اگه پدر و مادر خوبی داری همیشه نمیمونن اگه شغل خوبی داری شاید همیشه نداشته باشیش میدونی وقتی طبیعت بهت یادآوری میکنه هیچی همیشگی نیست قدر داشته هاتو بیشتر میدونی بیشتر به پارتنرت،خانوادت کارت،دوستت بها میدی
مرحله پنجم:پذیرش
غالبا مرحلهی آخر سوگواری پذیرش هست این مرحله زمانی رخ میده که فرد با غم فقدان کنار میاد بیشتر افراد در این مرحله به زندگی عادی خودشون برمیگردن
رسیدن به مرحلهی پذیرش به این معنا نیست که فرد دیگه غم و اندوه از دست دادن رو احساس نمیکنه با این حال ما دیگه در برابر واقعیت مقاومت نمیکنیم و تلاش نمیکنیم که وضعیت رو تغییر بدیم در این مرحله هنوز هم احساس غم و ناراحتی وجود داره ولی مثل مراحل قبل شخص با انکار و خشم و چانه زنی تقلا نمیکنه
مدت زمان این مراحل در هر شخص میتونه متفاوت باشه ولی اگه حس کردید مدت زمان زیادی رو در یکی از چهار مرحله اول موندید حتما به یک مشاور یا روان شناس مراجعه کنید.
╔⭒═════⭒╗
@magicpractice
╚⭒═════⭒╝
میکنیم؟ معمولا حوصله نداریم گریه میکنیم حوصله کار و درس نداریم دوست نداریم کسی سر به سرمون بذاره زود عصبانی میشیم قلبمون انگار مچاله شده و...
مراحل سوگ: انکار،خشم،چانه زنی،افسردگی و پذیرش
این مراحل چون در مورد انسان ها هست نمیشه گفت صد در صد مطابق این مراحل پیش میره ولی خب تحقيق هایی که انجام شده نشون میده اکثرا اینجور بوده
مرحله ی اول :انکار
خب بخوام مثال بزنم مثلا فرد از پارتنرش جدا شده اون مرحله که همش منتظره طرف برگرده اون مرحله که پروفایل و آنلاینی رو چک میکنه اون مرحله که هی عکس پروفایل عوض میکنه هی استوری میذاره که اونی که رفته ریپلای کنه همونجا توی مرحله ی انکار ایستادی
مرحله دوم:خشم
چند وقت میگذره میبینه نه خبری نیست میبینه پارتنرش برنمیگرده میبینه دوستش برنمیگرده میبینه اونی که فوت کرده زنده نمیشه میبینه رییسی که اخراجش کرده زنگ نمیزنه بهش اینجا احساس خشم وجودش رو میگیره
مرحله دوم اون مرحله ای که آدم عصبانی میشه و میگه حیف از اون همه خوبی که در حقش کردم عصبانی میشه که چرا ترک شده خشمگین از تنها شدنه واقعیت ماجرا رو نمیبینه احساسش اینجوره که لایق تنها شدن نبوده
مرحله سوم:چانه زنی
مرحله ای که میبینی خودتم خیلی بی ایراد نبودی میبینی اگه رابطه تموم شده یک جاهایی هم مقصر بودی اگه از شرکت اخراج شدی یک جاهایی کم کاری داشتی این مرحله رو میزنی به قدرت بالاتر،مثل خدا
مثلا:
خدایا برگرده قول میدم آدم خوبی باشم
خدایا رییسم زنگ بزنه قول میدم دیگه به موقع برم سرکار خدایا مامانم خوب بشه قول میدم بچه ی خوبی براش باشم
مرحله چهارم:افسردگی
سخت ترین و گاهی طولانی ترین مرحله
مرحله ای که سپرتو میندازی پایین مرحله ای که میفهمی طبیعت خلاف خواسته ی تو عمل کرده مرحله ای که میری توی خودت مرحله ای که میبینی وسط بی پولی اخراج شدی وسط کلی داستان از طرف پارتنرت ترک شدی وسط جوونیت عزیزت فوت کرده مرحله ای که میفهمی چه خشن باهات برخورد کرده طبیعت غم وجودت رو میگیره
وسط این سوگ یک واقعیت بهت گفته میشه اینکه هیچی پایدار نیست اگه امروز رابطه ی خوبی داره معنیش این نیست همیشه طرف میمونه اگه پدر و مادر خوبی داری همیشه نمیمونن اگه شغل خوبی داری شاید همیشه نداشته باشیش میدونی وقتی طبیعت بهت یادآوری میکنه هیچی همیشگی نیست قدر داشته هاتو بیشتر میدونی بیشتر به پارتنرت،خانوادت کارت،دوستت بها میدی
مرحله پنجم:پذیرش
غالبا مرحلهی آخر سوگواری پذیرش هست این مرحله زمانی رخ میده که فرد با غم فقدان کنار میاد بیشتر افراد در این مرحله به زندگی عادی خودشون برمیگردن
رسیدن به مرحلهی پذیرش به این معنا نیست که فرد دیگه غم و اندوه از دست دادن رو احساس نمیکنه با این حال ما دیگه در برابر واقعیت مقاومت نمیکنیم و تلاش نمیکنیم که وضعیت رو تغییر بدیم در این مرحله هنوز هم احساس غم و ناراحتی وجود داره ولی مثل مراحل قبل شخص با انکار و خشم و چانه زنی تقلا نمیکنه
مدت زمان این مراحل در هر شخص میتونه متفاوت باشه ولی اگه حس کردید مدت زمان زیادی رو در یکی از چهار مرحله اول موندید حتما به یک مشاور یا روان شناس مراجعه کنید.
╔⭒═════⭒╗
@magicpractice
╚⭒═════⭒╝
🐳107☃6