🐳9☃5
هیجان در روانشناسی امروز، بسیار مفهوم مهمی است. هم روان درمانی های معاصر که جدید محسوب می شوند اساس خود را بر هیجان ها استوار کرده اند و هم درمان های کلاسیک تر مثل درمان شناختی رفتاری و یا حتی طرحواره درمانی به سمت هیجان دست دراز کرد تا از او برای ایجاد تغییرات پایدارتر کمک بگیرد.
هیجانات در یک طبقه بندی، نه به مثبت و منفی، بلکه به خوشایند و ناخوشایند تقسیم می شوند و هر دو دسته برای ما مهم هستند. اما روانشناسی زرد تمام تلاشش را می کند تا ترس و غم و خشم و ناامیدی را بد و غلط بداند و در حذف آنها کمکتان کند.
روانشناسی زرد اصرار دارد کسی که ترس را تجربه می کند ترسو است. کسی که غم را تجربه می کند افسرده است. کسی که خشمگین می شود غیر قابل کنترل است. و آنکه گاهی ناامید می شود گناهکار است. پس باید با تکنیک های مختلف و پکیج ها و دوره ها خودساخته شان این هیجانات را درمان کنید. این یعنی تجاوز به روان انسان. یعنی آسیب مستقیم و وحشیانه به زندگی انسان.
انسان بدون هیجان انسانِ عاقل نیست. عقل بدون هیجان وجود خارجی ندارد و انسان بدون هیجان اصلا نمی داند کیست اخلاق را نمی شناسد و هیچ ثباتی ندارد.
حال بد، استرس و اضطراب مبهم، گیجی و سردرگمی و ... به نوعی محصول سرکوب و نادیده گرفتن همین هیجانات هستند. هیجاناتی که ارزشمندترین اطلاع رسان های ما به شمار می آیند. غم باعث می شود کمی کناره بگیریم و از حمایت اطرافیان برخودار شویم تا فقدان را تاب بیاوریم. خشم باعث می شود مرزهای شکسته شده مان را دوباره بسازیم و اجازه ندهیم به حقوقمان تعرض شود. ترس از ما محافظت می کند؛ و ناامیدی اجازه می دهد بفهمیم نیازمان برآورده نمی شود و باید رهایش کنیم
خفه کردن هیجانات یعنی خفه کردن انسان، یعنی دفن کردن ارزشمندترین دارایی هایش. البته که نباید هیجانات ما را به بند بکشند و ماه ها در بند یک هیجان باشیم. ولی نکته ی اساسی این است که تا هیجانات را تجربه نکنیم و نپذیریم، از آنها گذر نمی کنیم.
همانطور که یک بار عطسه کردن نشانه این نیست که شما بیمار هستید، یا یک روز کم خوابیدن یا زیاد از روز های قبل خوابیدن نشان دهنده این نیست که شما اختلال خواب دارید غمگین شدن یا گریه کردن در شرایط ها و مواقع خاص نشان دهنده این نیست که شما افسرده هستید.
به خودمون اجازه بدیم که این هیجانات را تجربه کنیم و اون الگوی انسان بی نقصی که هیچوقت عصبانی نمیشه هیچوقت خشمگین نمیشه،هیچوقت غمگین نمیشه و... رو بذاریم کنار.
شما فقط زمانی میتونید به خودتون شک کنید که این نوع رفتار ها و برخورد ها مثل عصبانی شدن، مضطرب شدن و غمگین بودن به صورت غیر عادی و در همه حالات و در مدت زمان طولانی (به طور مثال چندماه) با شما باشه.
به طور مثال وقتی عزیزی رو از دست میدید این کاملا طبیعی هست که غمگین بشید یا وقتی تصادف میکنید کاملا طبیعی هست که عصبی بشید یا استرس داشته باشید ولی اگه در شرایط عادی و در طول روز مدام این احساسات و هیجانات رو تجربه میکنید اونوقته که باید این موضوع جدی بگیرید و به روانشناس مراجعه کنید.
#𝐀𝐫𝐭𝐢𝐜𝐥𝐞
╔⭒═════⭒╗
@magicpractice
╚⭒═════⭒╝
هیجانات در یک طبقه بندی، نه به مثبت و منفی، بلکه به خوشایند و ناخوشایند تقسیم می شوند و هر دو دسته برای ما مهم هستند. اما روانشناسی زرد تمام تلاشش را می کند تا ترس و غم و خشم و ناامیدی را بد و غلط بداند و در حذف آنها کمکتان کند.
روانشناسی زرد اصرار دارد کسی که ترس را تجربه می کند ترسو است. کسی که غم را تجربه می کند افسرده است. کسی که خشمگین می شود غیر قابل کنترل است. و آنکه گاهی ناامید می شود گناهکار است. پس باید با تکنیک های مختلف و پکیج ها و دوره ها خودساخته شان این هیجانات را درمان کنید. این یعنی تجاوز به روان انسان. یعنی آسیب مستقیم و وحشیانه به زندگی انسان.
انسان بدون هیجان انسانِ عاقل نیست. عقل بدون هیجان وجود خارجی ندارد و انسان بدون هیجان اصلا نمی داند کیست اخلاق را نمی شناسد و هیچ ثباتی ندارد.
حال بد، استرس و اضطراب مبهم، گیجی و سردرگمی و ... به نوعی محصول سرکوب و نادیده گرفتن همین هیجانات هستند. هیجاناتی که ارزشمندترین اطلاع رسان های ما به شمار می آیند. غم باعث می شود کمی کناره بگیریم و از حمایت اطرافیان برخودار شویم تا فقدان را تاب بیاوریم. خشم باعث می شود مرزهای شکسته شده مان را دوباره بسازیم و اجازه ندهیم به حقوقمان تعرض شود. ترس از ما محافظت می کند؛ و ناامیدی اجازه می دهد بفهمیم نیازمان برآورده نمی شود و باید رهایش کنیم
خفه کردن هیجانات یعنی خفه کردن انسان، یعنی دفن کردن ارزشمندترین دارایی هایش. البته که نباید هیجانات ما را به بند بکشند و ماه ها در بند یک هیجان باشیم. ولی نکته ی اساسی این است که تا هیجانات را تجربه نکنیم و نپذیریم، از آنها گذر نمی کنیم.
همانطور که یک بار عطسه کردن نشانه این نیست که شما بیمار هستید، یا یک روز کم خوابیدن یا زیاد از روز های قبل خوابیدن نشان دهنده این نیست که شما اختلال خواب دارید غمگین شدن یا گریه کردن در شرایط ها و مواقع خاص نشان دهنده این نیست که شما افسرده هستید.
به خودمون اجازه بدیم که این هیجانات را تجربه کنیم و اون الگوی انسان بی نقصی که هیچوقت عصبانی نمیشه هیچوقت خشمگین نمیشه،هیچوقت غمگین نمیشه و... رو بذاریم کنار.
شما فقط زمانی میتونید به خودتون شک کنید که این نوع رفتار ها و برخورد ها مثل عصبانی شدن، مضطرب شدن و غمگین بودن به صورت غیر عادی و در همه حالات و در مدت زمان طولانی (به طور مثال چندماه) با شما باشه.
به طور مثال وقتی عزیزی رو از دست میدید این کاملا طبیعی هست که غمگین بشید یا وقتی تصادف میکنید کاملا طبیعی هست که عصبی بشید یا استرس داشته باشید ولی اگه در شرایط عادی و در طول روز مدام این احساسات و هیجانات رو تجربه میکنید اونوقته که باید این موضوع جدی بگیرید و به روانشناس مراجعه کنید.
#𝐀𝐫𝐭𝐢𝐜𝐥𝐞
╔⭒═════⭒╗
@magicpractice
╚⭒═════⭒╝
☃41🐳31
@ketabdehنان و شراب.pdf
6.4 MB
نان و شراب
نوشته اینیاتسیو سیلونه
داستانه اما
جملات خیلی عمیقی داره
نوشته اینیاتسیو سیلونه
داستانه اما
جملات خیلی عمیقی داره
☃48🐳16