مراقب خودتون باشید🤍
این شب بالاخره صبح میشه... :)🦋
آخر سال ۹ ...
بسته شدن پروندههای چندین ساله
سعی کنید مراقب همدیگه باشید و سالم بمونید🤍
این شب بالاخره صبح میشه... :)🦋
آخر سال ۹ ...
بسته شدن پروندههای چندین ساله
داره اتفاق میوفته اونچه کل سال ۹ باید انجام میشد ...
بسته شدن پروندهای که باید بسته میشد
سعی کنید مراقب همدیگه باشید و سالم بمونید🤍
☃185🐳92
🤍شروع تکمیل چرخه، ماه سوم🤍
ما الان میدونیم که: با شناخت ویژگیهای مثبت و منفی هرسال، بهترین استفاده رو میشه از اون سال و انرژی عظیمش داشت.
🤍سال ۹ هرچند سخت بود، اما ما حسابی با انرژی اون پاکسازی کردیم، روابط، ساختارها و سیستمهایی که دیگه برای ما کاربرد نداشت رو حذف کردیم.
🤍در ماه دوم، روی افکار مالی خودمون کار کردیم که آماده رشد مالی و مادی زیادی در یک چرخه تازه باشیم و به شکل انسانی با ذهن آماده برای ثروت، برنامه ریزی شده برای رشد مالی عالی، وارد سال ۱۴۰۵ بشیم و یک چرخه پر برکت رو شروع کنیم.
پس چقدر خوشحالم که شما رو در این مدت برای این ماموریت بزرگ آماده کردم تا نهایت استفاده رو از انرژی عظیم سال ۹ ببرید، پاکسازی کنید، آماده شید تا بذرهای جدید بکارید.🤍
حالا در ماه سوم، میخواییم:
🦋آخرین ماموریتهای باقی مانده سال ۹ رو انجام بدیم، تا بعد از پاکسازیهای نهایی، جمعبندی و نتیجهگیری از سال ۹، آماده و حاضر برای ورود به یکچرخه جدید باشیم.
بریم که شروعش کنیم.🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
ما الان میدونیم که: با شناخت ویژگیهای مثبت و منفی هرسال، بهترین استفاده رو میشه از اون سال و انرژی عظیمش داشت.
🤍سال ۹ هرچند سخت بود، اما ما حسابی با انرژی اون پاکسازی کردیم، روابط، ساختارها و سیستمهایی که دیگه برای ما کاربرد نداشت رو حذف کردیم.
🤍در ماه دوم، روی افکار مالی خودمون کار کردیم که آماده رشد مالی و مادی زیادی در یک چرخه تازه باشیم و به شکل انسانی با ذهن آماده برای ثروت، برنامه ریزی شده برای رشد مالی عالی، وارد سال ۱۴۰۵ بشیم و یک چرخه پر برکت رو شروع کنیم.
پس چقدر خوشحالم که شما رو در این مدت برای این ماموریت بزرگ آماده کردم تا نهایت استفاده رو از انرژی عظیم سال ۹ ببرید، پاکسازی کنید، آماده شید تا بذرهای جدید بکارید.🤍
حالا در ماه سوم، میخواییم:
🦋آخرین ماموریتهای باقی مانده سال ۹ رو انجام بدیم، تا بعد از پاکسازیهای نهایی، جمعبندی و نتیجهگیری از سال ۹، آماده و حاضر برای ورود به یکچرخه جدید باشیم.
بریم که شروعش کنیم.🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳31☃1
دوستان سلام مجدد😅
اگر نمیتونید مدام وصل باشید، مطالب رو توی روبیکا هم میذارم:
آیدی روبیکا:
@nirasara_ir
میدونم جنگه...
و ما تا دیشب انفجار داشتیم😬😬😬
اما خب، هم اینکه مطالب ماه سوم اماده بود...
هم اینکه خیلی هاتون درخواست کرده بودید
پس من قرار میدم🙏🙏
اینکار از روی حسن نیت هست
و اینکه کاری که شروع شده بود تمام بشه
تمرینات خیلی جالبی باهم داریم🥹🤍
و عمیقا امیدوارم من رو ببخشید اگر قرار دادن مطالب توی این شرایط رو بی احترامی میدونید🥲
قصد من بی احترامی یا عادی جلوه دادن نیست🙏🤍
اگر نمیتونید مدام وصل باشید، مطالب رو توی روبیکا هم میذارم:
آیدی روبیکا:
@nirasara_ir
🐳28☃1
🤍تمرین روز اول: چمدانها را ببند🤍
توی تمرین امروز، قراره هرچه در ماههای قبل کم بوده یا پاکسازی نشده پاکسازی شه.
قراره اونها رو توی یک چمدون قرار بدیم و بندازیم دور
تا از ما و از زندگیما خارج شه. از روحمون حذف و پاکسازی شه و ما رو برای شروع نهایی آماده کنه.
فقط کافیه به این یک سوال، در طول روز، جواب بدید.
اهمالکاری؟ ضعف؟ کوچک دیدن خود؟
چه چیزهایی در زندگیتون بارها تکرار شده و الان دیگه واقعا نمیخوایید ادامه داشته باشه؟
همه اینها رو بنویسید. هرچقدر یادتون میاد رو یادداشت کنید. اگر همه رو هم به یاد نمیارید، اشکالی نداره!
مدیتیشن بار سنگین روحی رو انجام بدید.
تا از این بارسنگین رها شید.🤍🤍
🦋مدیتیشن بار سنگین روحی🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
توی تمرین امروز، قراره هرچه در ماههای قبل کم بوده یا پاکسازی نشده پاکسازی شه.
قراره اونها رو توی یک چمدون قرار بدیم و بندازیم دور
تا از ما و از زندگیما خارج شه. از روحمون حذف و پاکسازی شه و ما رو برای شروع نهایی آماده کنه.
امروز تمرین فقط در یک سوال، خلاصه میشه.
فقط کافیه به این یک سوال، در طول روز، جواب بدید.
چه چیزی برای من تموم شده و دیگه نمیخوام با خودم به سال جدید ببرم؟🦋
چه چیزی هنوز درون من سنگینی میکنه که باید از من خارج شه و دیگه با من به سال جدید نیاد؟🦋
چه احساسات، افکار، غم یا ... روی من سنگینی میکنه و میخوام از اون رها شم تا اوج بگیرم؟🦋
چهچیزهایی قرار نیست وارد چرخه جدید شه؟ 🦋
اهمالکاری؟ ضعف؟ کوچک دیدن خود؟
چه چیزهایی در زندگیتون بارها تکرار شده و الان دیگه واقعا نمیخوایید ادامه داشته باشه؟
همه اینها رو بنویسید. هرچقدر یادتون میاد رو یادداشت کنید. اگر همه رو هم به یاد نمیارید، اشکالی نداره!
مدیتیشن بار سنگین روحی رو انجام بدید.
تا از این بارسنگین رها شید.🤍🤍
🦋مدیتیشن بار سنگین روحی🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳26☃2
🤍مدیتیشن بار سنگین روحی🤍
۱. قبل از انجام مدیتیشن، هرچیزی یادتون میاد رو یادداشت کنید
۲. قبل از مدیتیشن، یک لیوان آب بنوشید
۳. یک دور از روی برگهای که نوشتید بخونید.
۴. دراز کشیده یا نشسته مدیتیشن رو انجام بدید. کمر باید صاف باشه.
۵. در جای مناسب قرار بگیرید و نفس عمیق بکشید.
۶. دو دست رو وسط سینه، نه روی قلب، وسط سینه در چاکرای قلب قرار بدید.
۷. جمله زیر رو سه بار، زمزمهوار یا صدای بلند تکرار کنید. توی دل نباشه
۹. حالا چشمانتون رو ببندید و وارد حالت آلفا یا آرامش شید. میتونید برای وارد شدن به این حالت از ۰ تا ۱۰۰ بشمارید و با هر شمارش، تصور کنید که یک قطره نور خنک از بالا به سرتون چکه میکنه و سر رو ریلکس، خنک و سبک میکنه و تا۱۰۰ ادامه بدید که کل بدن، ناحیه به ناحیه خنک، ریلکس و سبک بشه.
نور رو در بدنتون حس کنید.
۱۰. حالا که آروم شدید، خودتون رو در پایین و دامنه یک کوه ببینید.
۱۱. بالای کوه، سعادت و کامیابی شما در ۹ سال آینده قرار داره.
۱۲. شما باید به سمت قله حرکت کنید. اول مسیر که هستید، اون بارهایی که از قبل روی کاغذ نوشتید رو به یادتون بیارید.
ببینید که چقدر سنگین هستند و باید رها کنید. روی دوشتون حسش کنید که سنگینی میکنه. با وجود اونها بالا رفتن خیلی سخت میشه.
پس همونجا در دامنه بایستید و جملات زیر رو تکرار کنید تا بارها رو رها کنید. هر زمان حس سبکی کردید، به سمت بالا حرکت کنید.
🤍از اینجا حساس میشه:
۱۳. همینطور که دارید به سمت قله سعادت میرید. هر چی سنگینی و احساست و بارهای اضافه هست، خود به خود تو ذهنتون بالا میاد و شما حس و درکش میکنید.
این مدیتیشن واقعا خاص و عمیقه، شبیه به یک خودهیپنوتیزم و پاکسازی عمیقه و با اشکال تحریک کننده ذهن به خوبی ترکیب شده.
پس اینجا دقیقا خود ذهن، هرچی لازم باشه رو به شما نمایش میده و لازم بر فشار اوردن نیست.
۱۴. درحالی که به سمت قله میرید، هرجا بار سنگینی رو حس کردید که روی دوشتون هست، در مسیر بایستید. بار سنگین رو حس کنید، درک کنید و ببینید چیه؟ حتی اگر ندیدید چیه! مهم نیست. دستتون رو روی قلب قرار بدید.(توی ذهنتون دست رو روی قلب قرار بدید) و بگید:
این جملات بار سنگین رو حذف میکنند. یکبار گفتن کافیه. چون در حالت مدیتیشن عمیق هستید و ذهن به سرعت میپذیره.
حالا دوباره به سمت بالا حرکت کنید و هر زمان بار سنگین رو دیدید، بایستید و رها کنید.
۱۵. هر زمان که به قله رسیدید،حس سبکی، وزش باد و کامیابی داشتید، لبخند بزنید و چشمانتون رو باز کنید.
🤍نکته: من با این مدیتیشن خیلی اشک ریختم پس اگر اشک ریختید عادیه.
این مدیتیشن صدرصد تاثیرگذار هست چون عمیق با احساسات و هواوپونوپونو ترکیب شده. پس شک نکنید و مطمئن باشید درست جلو میرید و عالی نتیجه میگیرید.
موفق باشید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
۱. قبل از انجام مدیتیشن، هرچیزی یادتون میاد رو یادداشت کنید
۲. قبل از مدیتیشن، یک لیوان آب بنوشید
۳. یک دور از روی برگهای که نوشتید بخونید.
۴. دراز کشیده یا نشسته مدیتیشن رو انجام بدید. کمر باید صاف باشه.
۵. در جای مناسب قرار بگیرید و نفس عمیق بکشید.
۶. دو دست رو وسط سینه، نه روی قلب، وسط سینه در چاکرای قلب قرار بدید.
۷. جمله زیر رو سه بار، زمزمهوار یا صدای بلند تکرار کنید. توی دل نباشه
من آماده هستم، در مرحلهنهایی، تمام سنگینیها و بارهای روحی رو تخلیه و پاکسازی کنم.
۹. حالا چشمانتون رو ببندید و وارد حالت آلفا یا آرامش شید. میتونید برای وارد شدن به این حالت از ۰ تا ۱۰۰ بشمارید و با هر شمارش، تصور کنید که یک قطره نور خنک از بالا به سرتون چکه میکنه و سر رو ریلکس، خنک و سبک میکنه و تا۱۰۰ ادامه بدید که کل بدن، ناحیه به ناحیه خنک، ریلکس و سبک بشه.
نور رو در بدنتون حس کنید.
۱۰. حالا که آروم شدید، خودتون رو در پایین و دامنه یک کوه ببینید.
۱۱. بالای کوه، سعادت و کامیابی شما در ۹ سال آینده قرار داره.
۱۲. شما باید به سمت قله حرکت کنید. اول مسیر که هستید، اون بارهایی که از قبل روی کاغذ نوشتید رو به یادتون بیارید.
ببینید که چقدر سنگین هستند و باید رها کنید. روی دوشتون حسش کنید که سنگینی میکنه. با وجود اونها بالا رفتن خیلی سخت میشه.
پس همونجا در دامنه بایستید و جملات زیر رو تکرار کنید تا بارها رو رها کنید. هر زمان حس سبکی کردید، به سمت بالا حرکت کنید.
جملات: من به طور کامل این بار سنگین رو از وجودم پاک و رها میکنم. متاسفم که تا الان نگهش داشتم. من را ببخش، متشکرم و عمیقا دوستت دارم.🦋
🤍از اینجا حساس میشه:
۱۳. همینطور که دارید به سمت قله سعادت میرید. هر چی سنگینی و احساست و بارهای اضافه هست، خود به خود تو ذهنتون بالا میاد و شما حس و درکش میکنید.
این مدیتیشن واقعا خاص و عمیقه، شبیه به یک خودهیپنوتیزم و پاکسازی عمیقه و با اشکال تحریک کننده ذهن به خوبی ترکیب شده.
پس اینجا دقیقا خود ذهن، هرچی لازم باشه رو به شما نمایش میده و لازم بر فشار اوردن نیست.
۱۴. درحالی که به سمت قله میرید، هرجا بار سنگینی رو حس کردید که روی دوشتون هست، در مسیر بایستید. بار سنگین رو حس کنید، درک کنید و ببینید چیه؟ حتی اگر ندیدید چیه! مهم نیست. دستتون رو روی قلب قرار بدید.(توی ذهنتون دست رو روی قلب قرار بدید) و بگید:
من این بار سنگین رو برای خودم و ارتقای خودم از تمام وجودم حذف میکنم. متاسفم، من را ببخش، متشکرم و عمیقا دوستت دارم.
این جملات بار سنگین رو حذف میکنند. یکبار گفتن کافیه. چون در حالت مدیتیشن عمیق هستید و ذهن به سرعت میپذیره.
حالا دوباره به سمت بالا حرکت کنید و هر زمان بار سنگین رو دیدید، بایستید و رها کنید.
۱۵. هر زمان که به قله رسیدید،حس سبکی، وزش باد و کامیابی داشتید، لبخند بزنید و چشمانتون رو باز کنید.
🤍نکته: من با این مدیتیشن خیلی اشک ریختم پس اگر اشک ریختید عادیه.
🤍نکته: برای من اینجوری بود که هرچه بارها رو رها میکردم سرعت حرکتم به سمت قله سریعتر میشد. اوایل مسیر واقعا سخت بود و نفسم سخت بالا میومد. احتمال داره برای شما هم به همین شکل باشه.
🤍نکته: حتی اگر در مدیتیشن مبتدی هستید و خیلی از این موارد رو عمیق درک نمیکنید، اصلا اشکالی نداره!
این مدیتیشن صدرصد تاثیرگذار هست چون عمیق با احساسات و هواوپونوپونو ترکیب شده. پس شک نکنید و مطمئن باشید درست جلو میرید و عالی نتیجه میگیرید.
موفق باشید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳25☃2
در شرایط جنگی که سطح تهدید و عدم قطعیت بالاست، اضطراب واکنش طبیعی بدن و ذهن است. اما چند تکنیک عملی و سریع وجود دارد که در همان لحظه میتوانند شدت اضطراب را کم کنند و به شما کمک کنند کمی کنترل را به دست بگیرید :
1. تنفس تاکتیکی
قویترین و سریعترین ابزار در لحظه اضطراب شدید (حتی سربازان و نیروهای ویژه از آن استفاده میکنند).
- ۴ ثانیه دم از بینی
- ۴ ثانیه نگه داشتن نفس
- ۴ ثانیه بازدم آرام از دهان
- ۴ ثانیه مکث
→ ۴–۶ دور تکرار کنید.
ضربان قلب را پایین میآورد و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند.
2. تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ (Grounding / زمینگیر کردن ذهن)
وقتی ذهن در آینده فاجعهبار گیر کرده، این تکنیک فوری شما را به «همین لحظه» برمیگرداند:
- ۵ چیز که میبینید نام ببرید
- ۴ چیز که میتوانید لمس کنید را لمس کنید و حس کنید
- ۳ صدا که میشنوید
- ۲ بو که استشمام میکنید
- ۱ مزه که در دهان دارید (یا چیزی که میتوانید بچشید)
این کار مدار فکرهای فاجعهساز را قطع میکند.
3. انقباض و شل کردن عضلات پیشرونده
از انگشتان پا شروع کنید → عضله را ۵–۷ ثانیه محکم منقبض کنید → بعد کاملاً شل کنید و ۱۰–۱۵ ثانیه حس شل شدن را نگه دارید.
به ترتیب به سمت بالا (ساق، ران، شکم، دستها، شانه، صورت) بروید.
در ۵–۱۰ دقیقه تنش جسمانی خیلی زیادی را تخلیه میکند.
4. محدود کردن ورودی اخبار و محرکها
یکی از بزرگترین عوامل تشدید اضطراب در جنگ، چک کردن مداوم گوشی است.
قانون ساده:
- روزی فقط ۱–۲ بار مشخص اخبار چک کنید (مثلاً ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه عصر).
- اعلانها را خاموش کنید.
- از کلمات/عکس/کانالهایی که همیشه شما را به هم میریزد دوری کنید.
هر بار که وسوسه شدید گوشی را بردارید، اول ۱۰ تا نفس عمیق بکشید.
5. لنگرهای حسی کوچک و قابل حمل
چیزی فیزیکی که همیشه همراهتان باشد و حس امنیت یا آرامش بدهد:
- تسبیح / مهره / انگشتر که بچرخانید
- عکس کوچک خانوادگی
- بوی خوش عطر یا دستمال آغشته به اسانس
6. فعال کردن بدن حتی در حد کم
اگر امکانش هست:
- ۱۰ تا شنا سوئدی یا اسکوات
- قدم زدن سریع ۲–۳ دقیقهای
- فشار دادن محکم دستها به هم یا فشار دادن شیء در دست
حرکت بدن هورمونهای استرس را میسوزاند و اندورفین آزاد میکند.
اگر اضطراب خیلی شدید است، خواب را مختل کرده، یا بیشتر اوقات روز را فلج میکند، حتماً با روانشناس یا مشاور (حتی تلفنی/آنلاین) ارتباط بگیرید. در شرایط جنگی خیلی از علائم حاد اگر زود مدیریت شوند، خیلی سریعتر بهبود پیدا میکنند.
1. تنفس تاکتیکی
قویترین و سریعترین ابزار در لحظه اضطراب شدید (حتی سربازان و نیروهای ویژه از آن استفاده میکنند).
- ۴ ثانیه دم از بینی
- ۴ ثانیه نگه داشتن نفس
- ۴ ثانیه بازدم آرام از دهان
- ۴ ثانیه مکث
→ ۴–۶ دور تکرار کنید.
ضربان قلب را پایین میآورد و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند.
2. تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ (Grounding / زمینگیر کردن ذهن)
وقتی ذهن در آینده فاجعهبار گیر کرده، این تکنیک فوری شما را به «همین لحظه» برمیگرداند:
- ۵ چیز که میبینید نام ببرید
- ۴ چیز که میتوانید لمس کنید را لمس کنید و حس کنید
- ۳ صدا که میشنوید
- ۲ بو که استشمام میکنید
- ۱ مزه که در دهان دارید (یا چیزی که میتوانید بچشید)
این کار مدار فکرهای فاجعهساز را قطع میکند.
3. انقباض و شل کردن عضلات پیشرونده
از انگشتان پا شروع کنید → عضله را ۵–۷ ثانیه محکم منقبض کنید → بعد کاملاً شل کنید و ۱۰–۱۵ ثانیه حس شل شدن را نگه دارید.
به ترتیب به سمت بالا (ساق، ران، شکم، دستها، شانه، صورت) بروید.
در ۵–۱۰ دقیقه تنش جسمانی خیلی زیادی را تخلیه میکند.
4. محدود کردن ورودی اخبار و محرکها
یکی از بزرگترین عوامل تشدید اضطراب در جنگ، چک کردن مداوم گوشی است.
قانون ساده:
- روزی فقط ۱–۲ بار مشخص اخبار چک کنید (مثلاً ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه عصر).
- اعلانها را خاموش کنید.
- از کلمات/عکس/کانالهایی که همیشه شما را به هم میریزد دوری کنید.
هر بار که وسوسه شدید گوشی را بردارید، اول ۱۰ تا نفس عمیق بکشید.
5. لنگرهای حسی کوچک و قابل حمل
چیزی فیزیکی که همیشه همراهتان باشد و حس امنیت یا آرامش بدهد:
- تسبیح / مهره / انگشتر که بچرخانید
- عکس کوچک خانوادگی
- بوی خوش عطر یا دستمال آغشته به اسانس
6. فعال کردن بدن حتی در حد کم
اگر امکانش هست:
- ۱۰ تا شنا سوئدی یا اسکوات
- قدم زدن سریع ۲–۳ دقیقهای
- فشار دادن محکم دستها به هم یا فشار دادن شیء در دست
حرکت بدن هورمونهای استرس را میسوزاند و اندورفین آزاد میکند.
اگر اضطراب خیلی شدید است، خواب را مختل کرده، یا بیشتر اوقات روز را فلج میکند، حتماً با روانشناس یا مشاور (حتی تلفنی/آنلاین) ارتباط بگیرید. در شرایط جنگی خیلی از علائم حاد اگر زود مدیریت شوند، خیلی سریعتر بهبود پیدا میکنند.
🐳17
🤍تمرین روز دوم: حذف نقابها🤍
این یکی از تمرینات خارقالعاده و پیشرفتهایه که بلدم و معمولا به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم که از پسش برمیاد.
اما به شما میگم، چون شما ۲ ماه رو دقیق و گامبهگام پشت سر گذاشتید، آماده، سبک و پاک شدید. میدونم از پسش برمیایید🤍
الان وقتشه که با خودتون روبهرو شید. کسی که سالها پشت نقابهای مختلف، خفهاش کردید و نادیدهاش گرفتید.
شما واقعا کی هستید؟
🦋به نظر خودتون آمادهاید تا خودتون رو ببینید؟
🤍نکته: اگر تمرین رو شروع کردید باید تا انتها ادامه بدید و وسط راه قطعش نکنید.
🦋حذف نقابها:
۱. در یکمحیط نیمه تاریک، خیلی نورانی نباشه. روبهروی یک آیینه بنشینید.
۲. به خودتون توی آینه نگاه کنید.
۳. چشماتون رو ببندید و ۳ بار نفس عمیق بکشید.
۴. از ۰ تا ۵۰ یکی یکی بشمرید تا اروم بشید. چرا ۵۰؟ چون قراره فقط ارام شیم و قرار نیست به خلسه عمیق بریم.
۵. حالا چشماتون رو باز کنید و یکبار دیگه خودتون رو در ایینه ببینید. بپرسید:
من چه نقابی دارم؟
من به چه چیزی همیشه تظاهر کردم؟
به بزرگ بودن؟ به محکم بودن؟ یا به مظلوم بودن؟ یا به مهربون و دلسوز بودن؟
من چی بودم که واقعا نبودم؟ من چه نقابی دارم که حتی خودمم باورش کردم؟
اینجا و با نگاه به خودتون در آیینه، نقابها، دونه به دونه به ذهنتون میاد. همه رو بنویسید.
۶. دوباره چشمتون رو ببندید، اینبار یکی از نقابهایی که نوشتید رو انتخاب کنید. مثلا نقاب دلسوز بودن. خودتون رو توی ذهنتون ببینید وقتی این نقاب رو به چهره داشتید. چیکار میکردید؟ چطوری بودید؟ چه رفتاری داشتید؟
۷. حالا به خودتون جواب بدید،
من چرا میخواستم این نقاب رو داشته باشم؟
چون مردم دوستم داشته باشند؟ یا چی؟ هر دلیلی اومد توی ذهنتون اون رو به خوبی درک کنید.
درس پشت دلیل رو پیدا کنید. ببینید این نقاب برای چه کمبودی بوده و درسش چیه؟
میخواستی دیگران دوستت داشته باشند؟ خب درس این کمبود، این هست که خودت، خودت رو عاشقانه و عمیق دوست داشته باشی.
۸. درس نقاب رو که گرفتی، خودت رو ببین، زیر اون نقاب. اون آدم چطوره؟ آزرده شده از اینهمه تظاهر؟ صورتش زخم شده از نقاب؟ قطره اشک روی صورتشه؟ چطوره؟
۹. برو جلو و خودت رو تو ذهنت بغل کن.
۱۰. درسی که گرفتی رو توی گوش خودت زمزمه کن و بگو:
من فهمیدم که (درسی که گرفتی رو بگو)، متاسفم که این مدت این نقاب رو بهت اجبار کردم. من رو ببخش. وقتشه نقاب رو برداریم. دوستت دارم.
۱۱. توی این مرحله، دو دستت رو واقعا(در دنیای واقعی) روی صورتت قرار بده. مثل زمانی که میخواییم عطسه کنیم و دو دستمون رو روی صورت میذاریم.
حالا انگشتای اشاره دو دست رو توی همون حالت کمی روی صورت فشار بده و اروم اروم بالا بکش. دستت رو تا وسطِ فرقِ سر بکش و این کار رو سه بار تکرار کن، در طول تکرار بگو:
من این نقاب رو برای همیشه رها میکنم و تصمیم دارم خودم باشم.
بالا کشیدن دست باید به اندازه گفتن جمله طول بکشه و سه بار باید این کار انجام بشه.
این کار نمادین نیست. در واقعیت، جاذبه بین سر انگشتان دست ما، مردینها یا شاهراههای جریان انرژی که از بینی تا پشت گردن هست رو فعال میکنه و اجازه میده تا درد و رنج این نقاب از ما خارج شه و ما خودمون باشیم.
این مراحل درک، دریافت درس، انتقال اون به خودمون در عالم ذهن و رها کردن انرژی این نقاب رو برای تکتک نقاب هایی که نوشتید انجام بدید.
در طول تمرین امروز، ممکنه گریه کرده باشید یا احساسات عجیبی داشته باشید که کاملا عادیه.
حالا و بعد از تموم شدن تمرین، یکبار دیگه داخل آیینه به خودتون نگاه کنید.
لبخند دارید؟
خودتون رو میبینید؟
خود واقعیتون؟
به دور از نقابها و تظاهرها؟
به این سوال جواب بدید که:
من کی هستم؟
مطمئنم خودتون رو پیدا میکنید.
این تمرین قدرتمند رو به هیچوجه از دست ندید.
حتما انجام بدید تا از درد و سنگینی تمام نقابها رها شید.
و به جواب این سوال برسید که: من واقعا کی هستم؟
دوستتون دارم و
موفق باشید🤍🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
این یکی از تمرینات خارقالعاده و پیشرفتهایه که بلدم و معمولا به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم که از پسش برمیاد.
اما به شما میگم، چون شما ۲ ماه رو دقیق و گامبهگام پشت سر گذاشتید، آماده، سبک و پاک شدید. میدونم از پسش برمیایید🤍
الان وقتشه که با خودتون روبهرو شید. کسی که سالها پشت نقابهای مختلف، خفهاش کردید و نادیدهاش گرفتید.
شما واقعا کی هستید؟
🦋به نظر خودتون آمادهاید تا خودتون رو ببینید؟
🤍نکته: اگر تمرین رو شروع کردید باید تا انتها ادامه بدید و وسط راه قطعش نکنید.
🦋حذف نقابها:
۱. در یکمحیط نیمه تاریک، خیلی نورانی نباشه. روبهروی یک آیینه بنشینید.
۲. به خودتون توی آینه نگاه کنید.
۳. چشماتون رو ببندید و ۳ بار نفس عمیق بکشید.
۴. از ۰ تا ۵۰ یکی یکی بشمرید تا اروم بشید. چرا ۵۰؟ چون قراره فقط ارام شیم و قرار نیست به خلسه عمیق بریم.
۵. حالا چشماتون رو باز کنید و یکبار دیگه خودتون رو در ایینه ببینید. بپرسید:
من چه نقابی دارم؟
من به چه چیزی همیشه تظاهر کردم؟
به بزرگ بودن؟ به محکم بودن؟ یا به مظلوم بودن؟ یا به مهربون و دلسوز بودن؟
من چی بودم که واقعا نبودم؟ من چه نقابی دارم که حتی خودمم باورش کردم؟
اینجا و با نگاه به خودتون در آیینه، نقابها، دونه به دونه به ذهنتون میاد. همه رو بنویسید.
۶. دوباره چشمتون رو ببندید، اینبار یکی از نقابهایی که نوشتید رو انتخاب کنید. مثلا نقاب دلسوز بودن. خودتون رو توی ذهنتون ببینید وقتی این نقاب رو به چهره داشتید. چیکار میکردید؟ چطوری بودید؟ چه رفتاری داشتید؟
۷. حالا به خودتون جواب بدید،
من چرا میخواستم این نقاب رو داشته باشم؟
چون مردم دوستم داشته باشند؟ یا چی؟ هر دلیلی اومد توی ذهنتون اون رو به خوبی درک کنید.
درس پشت دلیل رو پیدا کنید. ببینید این نقاب برای چه کمبودی بوده و درسش چیه؟
میخواستی دیگران دوستت داشته باشند؟ خب درس این کمبود، این هست که خودت، خودت رو عاشقانه و عمیق دوست داشته باشی.
۸. درس نقاب رو که گرفتی، خودت رو ببین، زیر اون نقاب. اون آدم چطوره؟ آزرده شده از اینهمه تظاهر؟ صورتش زخم شده از نقاب؟ قطره اشک روی صورتشه؟ چطوره؟
۹. برو جلو و خودت رو تو ذهنت بغل کن.
۱۰. درسی که گرفتی رو توی گوش خودت زمزمه کن و بگو:
من فهمیدم که (درسی که گرفتی رو بگو)، متاسفم که این مدت این نقاب رو بهت اجبار کردم. من رو ببخش. وقتشه نقاب رو برداریم. دوستت دارم.
۱۱. توی این مرحله، دو دستت رو واقعا(در دنیای واقعی) روی صورتت قرار بده. مثل زمانی که میخواییم عطسه کنیم و دو دستمون رو روی صورت میذاریم.
حالا انگشتای اشاره دو دست رو توی همون حالت کمی روی صورت فشار بده و اروم اروم بالا بکش. دستت رو تا وسطِ فرقِ سر بکش و این کار رو سه بار تکرار کن، در طول تکرار بگو:
من این نقاب رو برای همیشه رها میکنم و تصمیم دارم خودم باشم.
بالا کشیدن دست باید به اندازه گفتن جمله طول بکشه و سه بار باید این کار انجام بشه.
این کار نمادین نیست. در واقعیت، جاذبه بین سر انگشتان دست ما، مردینها یا شاهراههای جریان انرژی که از بینی تا پشت گردن هست رو فعال میکنه و اجازه میده تا درد و رنج این نقاب از ما خارج شه و ما خودمون باشیم.
این مراحل درک، دریافت درس، انتقال اون به خودمون در عالم ذهن و رها کردن انرژی این نقاب رو برای تکتک نقاب هایی که نوشتید انجام بدید.
در طول تمرین امروز، ممکنه گریه کرده باشید یا احساسات عجیبی داشته باشید که کاملا عادیه.
حالا و بعد از تموم شدن تمرین، یکبار دیگه داخل آیینه به خودتون نگاه کنید.
لبخند دارید؟
خودتون رو میبینید؟
خود واقعیتون؟
به دور از نقابها و تظاهرها؟
به این سوال جواب بدید که:
من کی هستم؟
مطمئنم خودتون رو پیدا میکنید.
این تمرین قدرتمند رو به هیچوجه از دست ندید.
حتما انجام بدید تا از درد و سنگینی تمام نقابها رها شید.
و به جواب این سوال برسید که: من واقعا کی هستم؟
دوستتون دارم و
موفق باشید🤍🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳17
🤍روز سوم: یک ذهن آزاد برای آینده🤍
برخلاف روز قبل که تمرین سختی داشتیم و قطعا انرژی زیادی آزاد و پاکسازی کردیم، امروز یک تمرین خیلی ساده اما بسیار دوست داشتنی داریم.
امروز قراره آینده رو بسازیم🦋
میخوام یک برگه رو بردارید برای ۲۴ ساعت این تمرین رو انجام بدید:
تمرین امروز خیلی آزاده🤍
میتونید از هرآنچه میخواهید بنویسید.
آزاد و پر از حس خوب بنویسید.
اما مراقب باشید پشت هرچیزی که مینویسید چه نیتی نهفته شده!
اگر مینویسید میخوام تا ۹ سال آینده به درآمد ثابت ... برسم، حس و نیت پشت این هدف چیه؟
هوشیار باشید که نیات به واقعیت تبدیل میشند. نیت روح یک خواسته است.
اگر نیت شما از رسیدن به درآمد ترس از کمبود باشه! شما اون درآمد رو به دست نمیارید!
ترس از کمبود رو به دست میارید.
پس هرآنچه مینویسید با ذهنی آزاد و ماجراجو اما با دقت بنویسید.
🦋توصیه من:
من خودم، قطعا اهداف مشخص رو در آنچه میخواهم در ۹ سال آینده باشم، نمینویسم.
چرا که اهداف در طول زمان ممکنه بارها تغییر کنند.
من مستقیم سراغ همون نیتها و شخصیتی که میخوام باشم میرم و اون رو مینویسم و اجازه میدم بهترین مسیر برای تبدیل من به اون شخصیت خودش شکل بگیره.🦋🤍
من مینویسم که من به سمت یک شخصیت آزاد حرکت میکنم که قدرت زیادی برای تحقق خواستههاش داره.
این بهتر از اینه که بنویسم من در ۹ سال اینده ماشین با مدل .. میخوام.
چرا که هنوز نمیدونم چه راهها، چالشها و خواستههایی در ۹ سال پیشرو مقابلم قرار میگیره. اما میدونم که میخوام یک شخصیت برنده در تمام این ماجراهای پیشرو داشته باشم.🤍🦋
پس من، اونچه رو مینویسم که میخواهم به اون تبدیل بشم.
و اون شخصیت من خواهد بود که مادیات، موقعیتها، روابط و ... رو برای من میسازه🤍
اما
شما یک برگه دارید
و فقط یک قانون:
بعد از این، آزادید هرآنچه میخواهید باشید رو بنویسید.
به هر شکلی که دوست دارید
هیچ قانون دیگهای وجود نداره🤍🦋
با لبخند شروع کنید و از این تمرین حسابی لذت ببرید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
برخلاف روز قبل که تمرین سختی داشتیم و قطعا انرژی زیادی آزاد و پاکسازی کردیم، امروز یک تمرین خیلی ساده اما بسیار دوست داشتنی داریم.
امروز قراره آینده رو بسازیم🦋
میخوام یک برگه رو بردارید برای ۲۴ ساعت این تمرین رو انجام بدید:
من میخوام در ۹ سال آینده کی باشم؟
تمرین امروز خیلی آزاده🤍
میتونید از هرآنچه میخواهید بنویسید.
آزاد و پر از حس خوب بنویسید.
اما مراقب باشید پشت هرچیزی که مینویسید چه نیتی نهفته شده!
اگر مینویسید میخوام تا ۹ سال آینده به درآمد ثابت ... برسم، حس و نیت پشت این هدف چیه؟
هوشیار باشید که نیات به واقعیت تبدیل میشند. نیت روح یک خواسته است.
اگر نیت شما از رسیدن به درآمد ترس از کمبود باشه! شما اون درآمد رو به دست نمیارید!
ترس از کمبود رو به دست میارید.
پس هرآنچه مینویسید با ذهنی آزاد و ماجراجو اما با دقت بنویسید.
🦋توصیه من:
من خودم، قطعا اهداف مشخص رو در آنچه میخواهم در ۹ سال آینده باشم، نمینویسم.
چرا که اهداف در طول زمان ممکنه بارها تغییر کنند.
من مستقیم سراغ همون نیتها و شخصیتی که میخوام باشم میرم و اون رو مینویسم و اجازه میدم بهترین مسیر برای تبدیل من به اون شخصیت خودش شکل بگیره.🦋🤍
من مینویسم که من به سمت یک شخصیت آزاد حرکت میکنم که قدرت زیادی برای تحقق خواستههاش داره.
این بهتر از اینه که بنویسم من در ۹ سال اینده ماشین با مدل .. میخوام.
در عوض من شخصیتی میخوام که قدرت خلق داره.
من مینویسم که شخصیت برنده دارم و دارم به یک فرد برنده تبدیل میشم.
چرا که هنوز نمیدونم چه راهها، چالشها و خواستههایی در ۹ سال پیشرو مقابلم قرار میگیره. اما میدونم که میخوام یک شخصیت برنده در تمام این ماجراهای پیشرو داشته باشم.🤍🦋
پس من، اونچه رو مینویسم که میخواهم به اون تبدیل بشم.
و اون شخصیت من خواهد بود که مادیات، موقعیتها، روابط و ... رو برای من میسازه🤍
اما
شما یک برگه دارید
و فقط یک قانون:
به نیتها توجه کنید.
بعد از این، آزادید هرآنچه میخواهید باشید رو بنویسید.
به هر شکلی که دوست دارید
هیچ قانون دیگهای وجود نداره🤍🦋
با لبخند شروع کنید و از این تمرین حسابی لذت ببرید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳16
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
نميدونی چقدر خوشحال و قدردانم از اینکه امسال با توآشنا شدم
تو باعث شدی که من از مسیر اشتباه که توش بودم بیام بیرون و توی مسیر درستی قرار بگیرم و به خودم بیام
آتوسای عزیزم از صمیم قلبم از تو ممنونم🤍
تو باعث شدی که من از مسیر اشتباه که توش بودم بیام بیرون و توی مسیر درستی قرار بگیرم و به خودم بیام
آتوسای عزیزم از صمیم قلبم از تو ممنونم🤍
🐳22
🤍 روز چهارم: رهایی از زنجیر ترس 🤍
اگر خیلی وقت باشه که نیراسرا رو دنبال میکنید، از مبحث ترس خیلی شنیدید.
چون من بارها از ترس و سایه غول آسای اون حرف زدم. چرا سایه؟ چون ترسهای ما در واقع غولهای سه شاخ بزرگ نیستند. ترسها، موجودات کوچیک و حتی میشه گفت بامزهای هستند که سایه اونها بزرگ و وحشتناک دیده میشه.
خودشون در واقعیت، چیز عجیب و وحشتناکی نیستند. یعنی هیچوقت نبودند.
با اینحال، همین سایه غولآسا، همیشه موانع بزرگی برای ما ساخته، جلوی حرکت و رشد ما رو گرفته و ما رو در محدوده امن نگهداشته.
محدودهای که فرای اون رو نمیتونیم تصور کنیم. محدودهای که
حتی جرئت نداریم فرای اون رو ببینیم.
فرض کنید ما در یک اتاق امن، راحت و مناسب داریم زندگی میکنیم. شاید عاشق اون اتاق نباشیم اما اونجا احساس امنیت میکنیم.
تا اینکه یک روز، با یکی از دوستانمون تماس میگیریم و اون از اتاق زیبای خودش برامون تعریف میکنهه.
وای باورت نمیشه، اتاق من پر از نور و گیاهان قشنگه. من اینجا یک کمد زیبا و پر از وسیلهها، لباسها و خوراکیهای خوشمزه دارم. توی اتاقم یک تخت دارم که وقتی روی اون دراز میکشم حس میکنم روی یک ابر خوابیدم. بالشتم از پره و سرم نرم توی بالشتم فرو میره. توی اتاقم پر از عطر گل یاس و آرامشه و یک نسیم خنک، هر روز پردههای حریر اتاقم رو تکون میده و به صورتم میخوره.
اون میگه و میگه و تو به اتاقت نگاه میکنی.
یک اتاق نسبتا تاریک، تخت خواب معمولی و بالشتی که سرت هیچوقت توی اون فرو نرفته...
تلفن هنوز روی گوشته و دوستت میگه:
باورت نمیشه، اینجا اتاقهای زیادی هست. بیا یکی رو بردار.🤍
حالا چیز جدیدی درونت حس میکنی، گرما، انگیزه. تو هنوز هم توی اتاقت حس امنیت داری، اما رویاهای بزرگتری پیدا کردی. انرژی میگیری که حرکت کنی.
سمت در میری و دستگیره رو میچرخونی.
یک راهرو تاریک پشت در میبینی. سرما رو حس میکنی، اما قدم جلو میذاری و پیش میری. کمکم به انتهای راهرو میرسی که سایهای عظیم، ترسناک روی دیوار میبینی. صداهای وحشتناکی میشنوی. سایه تکون میخوره و پاهات میلرزن. با پای لرزون جلو میری و هرچی نزدیکتر میشی هزاران ترس و دلهره به وجودت هجوم میاره.
این سایه چیه؟ اون موجود چقدر میتونه وحشتناک باشه؟ چه بلایی قراره سرم بیاد؟
کمکم نفست از ترس به شماره میوفته. شک میکنی و نمیدونی باید ادامه بدی یا نه! از این دوراهی کلافه وار با استرس و اضطراب، اشک میریزی. دیگه نمیتونی ادامه بدی و پا به فرار میذاری و به اتاقت برمیگردی.
اون بیرون خیلی ترسناک بود.
الان دیگه اتاقت، ناحیه امنت رو دوباره پیدا کردی، حس آرامش میکنی و تصمیم میگیری همینجا بمونی.
🦋این داستان خیلی آشناست، نه؟
ما بارها از شرایط و زندگی بهتر میشنویم. زندگی زیبای کارآفرینها، تاجرها و افراد بزرگ رو میبینیم. اونها میگند:
شما میتونید،
تشویق میشیم. انگیزه میگیریم. حرکت میکنیم. اما، میان راه، سایههای غولآسا به سراغ ما میان. شک میکنیم، میترسم، میگیم:
یعنی چی میشه؟ یعنی اون چیه؟ من در مواجه باهاش چیکار کنم؟
کمکم ضعیف میشید، سرعتتون کم میشه و به عقب برمیگردید.
این، برای همه ما پیش اومده. بارها و بارها! اما راهحل چیه؟
راهحل خیلی سادهاست. مثل همیشه، جواب در آگاهیه.
شما باید اگاهشید. به ماهیت ترس، به علت و عامل اون ترس. ببینید چرا ترسیدید؟ و بعد، اون سایه کمکم محو میشه.
وقتی در راهرو قرار گرفتید، کند شدن، سوال پرسیدن، شک کردن و ابهام، باعث نابودی و عقب نشینی شما میشه.
چاره در آگاهیه!
کافیه به گامها سرعت بدیم، جلو بریم، به سایه ترس برسیم و عاملش رو ببینیم.
گاهی، اون سایه وحشتناک، از یک عروسک کوچیک روی میز ساخته شده.🦋
به عنوان کسی که، تا الان با برخی ترسهاش روبهرو شده، میگم که: اصلا ترسناک نیست.
خیلی از سناریوهایی که ما میسازیم، حتی پیش هم نمیان!
خیلی وقتها که از یک سایه میترسیم و فکر میکنیم اون سایه یک غول ترسناکه که قراره من رو ورشکسته کنه، اینجوری نیست.
اغلب ترسها فقط ساخته ذهن ما هستند، حقیقت ندارند و واقعیت، چیز بسیار ساده و کوچک تریه!
واقعیت اغلب وقتها حتی یک مانع بزرگ هم حساب نمیشه، گاهی اصلا مانع هم حساب نمیشه.
ما فقط از یک اسباببازی کوچیک، یک مانع غولآسا ساختیم.
میخوام امروز به این حرفها و آگاهی پشتشون فکر کنید.
و به این سوالها جواب بدید:
از چه چیزی در مسیر آیندهام خیلی میترسم؟
و چرا میترسم؟
علت این ترس چیه؟
این ترس بهم چی میگه؟
چه درس و نکتهای بهم یاد میده؟
و درآخر اینکه، واقعا اون ترس، بزرگه؟ یا من سایه بزرگی ازش میبینم؟
جواب به این سوالها اختیاریه. لطفا بهش فکر کنید.
حتی اگر نمیخوایید ننویسید.
(قطعا نوشتنش بهتره).
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
اگر خیلی وقت باشه که نیراسرا رو دنبال میکنید، از مبحث ترس خیلی شنیدید.
چون من بارها از ترس و سایه غول آسای اون حرف زدم. چرا سایه؟ چون ترسهای ما در واقع غولهای سه شاخ بزرگ نیستند. ترسها، موجودات کوچیک و حتی میشه گفت بامزهای هستند که سایه اونها بزرگ و وحشتناک دیده میشه.
خودشون در واقعیت، چیز عجیب و وحشتناکی نیستند. یعنی هیچوقت نبودند.
با اینحال، همین سایه غولآسا، همیشه موانع بزرگی برای ما ساخته، جلوی حرکت و رشد ما رو گرفته و ما رو در محدوده امن نگهداشته.
محدودهای که فرای اون رو نمیتونیم تصور کنیم. محدودهای که
حتی جرئت نداریم فرای اون رو ببینیم.
فرض کنید ما در یک اتاق امن، راحت و مناسب داریم زندگی میکنیم. شاید عاشق اون اتاق نباشیم اما اونجا احساس امنیت میکنیم.
تا اینکه یک روز، با یکی از دوستانمون تماس میگیریم و اون از اتاق زیبای خودش برامون تعریف میکنهه.
وای باورت نمیشه، اتاق من پر از نور و گیاهان قشنگه. من اینجا یک کمد زیبا و پر از وسیلهها، لباسها و خوراکیهای خوشمزه دارم. توی اتاقم یک تخت دارم که وقتی روی اون دراز میکشم حس میکنم روی یک ابر خوابیدم. بالشتم از پره و سرم نرم توی بالشتم فرو میره. توی اتاقم پر از عطر گل یاس و آرامشه و یک نسیم خنک، هر روز پردههای حریر اتاقم رو تکون میده و به صورتم میخوره.
اون میگه و میگه و تو به اتاقت نگاه میکنی.
یک اتاق نسبتا تاریک، تخت خواب معمولی و بالشتی که سرت هیچوقت توی اون فرو نرفته...
تلفن هنوز روی گوشته و دوستت میگه:
باورت نمیشه، اینجا اتاقهای زیادی هست. بیا یکی رو بردار.🤍
حالا چیز جدیدی درونت حس میکنی، گرما، انگیزه. تو هنوز هم توی اتاقت حس امنیت داری، اما رویاهای بزرگتری پیدا کردی. انرژی میگیری که حرکت کنی.
سمت در میری و دستگیره رو میچرخونی.
یک راهرو تاریک پشت در میبینی. سرما رو حس میکنی، اما قدم جلو میذاری و پیش میری. کمکم به انتهای راهرو میرسی که سایهای عظیم، ترسناک روی دیوار میبینی. صداهای وحشتناکی میشنوی. سایه تکون میخوره و پاهات میلرزن. با پای لرزون جلو میری و هرچی نزدیکتر میشی هزاران ترس و دلهره به وجودت هجوم میاره.
این سایه چیه؟ اون موجود چقدر میتونه وحشتناک باشه؟ چه بلایی قراره سرم بیاد؟
کمکم نفست از ترس به شماره میوفته. شک میکنی و نمیدونی باید ادامه بدی یا نه! از این دوراهی کلافه وار با استرس و اضطراب، اشک میریزی. دیگه نمیتونی ادامه بدی و پا به فرار میذاری و به اتاقت برمیگردی.
اون بیرون خیلی ترسناک بود.
الان دیگه اتاقت، ناحیه امنت رو دوباره پیدا کردی، حس آرامش میکنی و تصمیم میگیری همینجا بمونی.
🦋این داستان خیلی آشناست، نه؟
ما بارها از شرایط و زندگی بهتر میشنویم. زندگی زیبای کارآفرینها، تاجرها و افراد بزرگ رو میبینیم. اونها میگند:
شما میتونید،
تشویق میشیم. انگیزه میگیریم. حرکت میکنیم. اما، میان راه، سایههای غولآسا به سراغ ما میان. شک میکنیم، میترسم، میگیم:
یعنی چی میشه؟ یعنی اون چیه؟ من در مواجه باهاش چیکار کنم؟
کمکم ضعیف میشید، سرعتتون کم میشه و به عقب برمیگردید.
این، برای همه ما پیش اومده. بارها و بارها! اما راهحل چیه؟
راهحل خیلی سادهاست. مثل همیشه، جواب در آگاهیه.
شما باید اگاهشید. به ماهیت ترس، به علت و عامل اون ترس. ببینید چرا ترسیدید؟ و بعد، اون سایه کمکم محو میشه.
وقتی در راهرو قرار گرفتید، کند شدن، سوال پرسیدن، شک کردن و ابهام، باعث نابودی و عقب نشینی شما میشه.
چاره در آگاهیه!
کافیه به گامها سرعت بدیم، جلو بریم، به سایه ترس برسیم و عاملش رو ببینیم.
گاهی، اون سایه وحشتناک، از یک عروسک کوچیک روی میز ساخته شده.🦋
به عنوان کسی که، تا الان با برخی ترسهاش روبهرو شده، میگم که: اصلا ترسناک نیست.
خیلی از سناریوهایی که ما میسازیم، حتی پیش هم نمیان!
خیلی وقتها که از یک سایه میترسیم و فکر میکنیم اون سایه یک غول ترسناکه که قراره من رو ورشکسته کنه، اینجوری نیست.
اغلب ترسها فقط ساخته ذهن ما هستند، حقیقت ندارند و واقعیت، چیز بسیار ساده و کوچک تریه!
واقعیت اغلب وقتها حتی یک مانع بزرگ هم حساب نمیشه، گاهی اصلا مانع هم حساب نمیشه.
ما فقط از یک اسباببازی کوچیک، یک مانع غولآسا ساختیم.
میخوام امروز به این حرفها و آگاهی پشتشون فکر کنید.
و به این سوالها جواب بدید:
از چه چیزی در مسیر آیندهام خیلی میترسم؟
و چرا میترسم؟
علت این ترس چیه؟
این ترس بهم چی میگه؟
چه درس و نکتهای بهم یاد میده؟
و درآخر اینکه، واقعا اون ترس، بزرگه؟ یا من سایه بزرگی ازش میبینم؟
جواب به این سوالها اختیاریه. لطفا بهش فکر کنید.
حتی اگر نمیخوایید ننویسید.
(قطعا نوشتنش بهتره).
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳13
🤍روز پنجم: رهایی از زنجیر ترس، قسمت دوم🤍
دیروز درباره ترس و سایه ترس خوندیم و میدونم که چه بهش فکر کرده باشید و چه توجه نکرده باشید، قطعاً با خوندنش این آگاهی با یک علامت سؤال وارد ذهنتون شده و ذهنتون قطعاً تحلیلش کرده و به اون فکر کرده.
به همین علت و به خاطر برنامهریزی ذهن برای تحلیل بود که من از تکنیک نوشتن با احساسات و داستان و تصویرسازی استفاده کردم.
پس تا الان این موضوع وارد ذهن شده و ذهن اون رو تحلیل کرده و حالا بعد از ۲۴ ساعت، ذهن آمادهست که این مدیتیشن و سفر ذهنی رو انجام بده.
‼️حتماً بین روز ۴ و ۵ یک روز، یعنی یک شب که بخوابید و بیدار شید، باید فاصله باشه.
🩵مدیتیشن سایههای ترس:
این مدیتیشن فوقالعادهست و شما رو برای رهایی و خالی شدن و سبک شدن از ترس آماده میکنه.
گامبهگام باهاش پیش بیاید و توی طول مدیتیشن شگفتیش رو درک کنید:
۱. یک جای آروم دراز بکشید و بدنتون رو شل و راحت کنید.
۲. چشمهاتون رو ببندید و شروع کنید به شمارش.
از ۰ تا ۱۰۰ یکییکی بشمرید و کمکم از بالای سر تا پایین پا رو سعی کنید رها و شل کنید.
۳. هر زمان که در حالت آرامش کامل فرو رفتید، به الانِ خودتون فکر کنید.
۴. ببینید که روز عیده و میخواید به سمت سال ۱۴۰۵ برید و قراره مسیر ۹ سالهی جدید رو شروع کنید.
۵. زمان رو جلو ببرید و فرض کنید دارید گذر صحنهها رو با سرعت بیشتر میبینید.
۶. فکر کنید ببینید به سمت چه چیزهایی قراره برید؟ تو اون گذر زمان دوست دارید چه چیزهایی تجربه کنید و سمت چه چیزهایی برید؟ مثلاً دوست دارید خرید خونه رو تجربه کنید؟
۷. حالا وقتی زمان داره جلو میره و دارید به سمت خرید خونه میرید، چه ترسی براتون بالا میاد؟
اون ترس چیه؟
مثلاً ترس از اینکه پولم بیارزش شه؟ یا نتونم تا ۹ سال خونه بخرم؟
چه ترسی میاد؟
وقتی دارید به لحظات حساس زندگی نزدیک میشید، سرعت لحظهها رو پایین بیارید و برید تو لحظههاش زندگی کنید، ببینید چه حسی داره.
کمکم سایه ترس میاد.
پیش برید و آرومآروم به سایه نزدیک شید.
اون سایه از چیه؟
هی جلو برید.
کمکم میبینید اون سایه هیچ چیز بزرگی نیست.
احتمالاً بدیای که به ذهنتون میاد و اون ترس و سایه رو میسازه رو برای خودتون برعکس کنید.
مثلاً اگر دارید سمت خرید خونه میرید و یهو ترس میاد به وجودتون، سرعت گذر لحظهها رو کم کنید.
برید داخل اون لحظهها و ترسها رو حس کنید.
بعد دقیقاً همون ترس رو درک کنید؛ از چیه؟
و وقتی درکش کردید و دیدید چیز وحشتناکی نیست،
دقیقاً همون رو برای خودتون برعکس کنید.
یعنی مثلاً اگر حس کردید «اوکی، من میترسم که نتونم تو اون زمان خونه رو بخرم و ضرر کنم یا پولم هی کم شه و…»، دقیقاً برعکسش رو تصور کنید که در زمان کوتاهتری پولتون بیشتر میشه و سود میکنید و خیلی سریعتر خونه میخرید.
۸. این مدیتیشن خیلی ساده و بامزهست و میتونید دقیقاً هرجوری، واقعاً هرجوری که تصور میکنید اون ترستون هست پیش برید و خودتون رو اصلاً گیج نکنید.
هر چیزی همون لحظه حس کردید بهتره انجام بدید و ببینید و تصور کنید.
فقط یک ترتیب داره:
ترس رو حس کنی، ببینی در مسیر ۹ سال آیندهت از چه چیزهایی میترسی؟ توی همون لحظاتی که میترسی پیش بیاد بمونی و حسش کنی.
حالا ببینی دلیلِت از این ترس چیه؟ درکش کنی!
بهش نزدیک شی و ببینی هرچقدر نزدیکش میشی اون ترس کوچیکتر میشه و فقط سایهش عجیبه.
و در نهایت کاملاً اون ترس رو برعکس کنی.
با درک و حس کردن ترس، اون رو پیدا و رها میکنی
و با برعکس کردنش میای برنامهی جدیدی به ذهنت میدی.
حالا اینکه چطوری قراره پیش برید، هر ترس رو چجوری حس کنید، درک کنید، چطوری ببینید، چجوری نزدیکش شید، چجوری عاملش رو پیدا کنید و چطور برعکسش کنید و…
کاملاً، کاملاً به عهدهی خودتونه.
حسابی میتونید با این مدیتیشن توی ذهنتون تصاویر و لحظات جالب بسازید و کلاً سیستم ذهنتون رو تغییر بدید و از سایهی ترسهای عجیب رها کنید.
حتی جاش رو به شانس و سریعتر پیش رفتن و بهتر پیش رفتن خواستههاتون بدید.
این مدیتیشن خیلی باحاله.
من چند بار ازش برای چیزای کوچیکتر استفاده کردم،
اما حالا در سال ۹ بیاید ازش استفاده کنیم که کلیه ترسهایی که از این ۹ سال داریم رو ببینیم و حسابی باهاشون بازی کنیم و در آخر با شانس و اتفاقات خوب جایگزین کنیم.
کلی قراره حستون خوش بگذره و با هیجان، ذوق و حس سبکی چشمهاتون رو باز کنید….
برید و ازش لذت ببرید.
اصلاً هم سختش نگیرید.
هرجوری ذهنتون گفت، پیش برید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
دیروز درباره ترس و سایه ترس خوندیم و میدونم که چه بهش فکر کرده باشید و چه توجه نکرده باشید، قطعاً با خوندنش این آگاهی با یک علامت سؤال وارد ذهنتون شده و ذهنتون قطعاً تحلیلش کرده و به اون فکر کرده.
به همین علت و به خاطر برنامهریزی ذهن برای تحلیل بود که من از تکنیک نوشتن با احساسات و داستان و تصویرسازی استفاده کردم.
پس تا الان این موضوع وارد ذهن شده و ذهن اون رو تحلیل کرده و حالا بعد از ۲۴ ساعت، ذهن آمادهست که این مدیتیشن و سفر ذهنی رو انجام بده.
‼️حتماً بین روز ۴ و ۵ یک روز، یعنی یک شب که بخوابید و بیدار شید، باید فاصله باشه.
🩵مدیتیشن سایههای ترس:
این مدیتیشن فوقالعادهست و شما رو برای رهایی و خالی شدن و سبک شدن از ترس آماده میکنه.
گامبهگام باهاش پیش بیاید و توی طول مدیتیشن شگفتیش رو درک کنید:
۱. یک جای آروم دراز بکشید و بدنتون رو شل و راحت کنید.
۲. چشمهاتون رو ببندید و شروع کنید به شمارش.
از ۰ تا ۱۰۰ یکییکی بشمرید و کمکم از بالای سر تا پایین پا رو سعی کنید رها و شل کنید.
۳. هر زمان که در حالت آرامش کامل فرو رفتید، به الانِ خودتون فکر کنید.
۴. ببینید که روز عیده و میخواید به سمت سال ۱۴۰۵ برید و قراره مسیر ۹ سالهی جدید رو شروع کنید.
۵. زمان رو جلو ببرید و فرض کنید دارید گذر صحنهها رو با سرعت بیشتر میبینید.
۶. فکر کنید ببینید به سمت چه چیزهایی قراره برید؟ تو اون گذر زمان دوست دارید چه چیزهایی تجربه کنید و سمت چه چیزهایی برید؟ مثلاً دوست دارید خرید خونه رو تجربه کنید؟
۷. حالا وقتی زمان داره جلو میره و دارید به سمت خرید خونه میرید، چه ترسی براتون بالا میاد؟
اون ترس چیه؟
مثلاً ترس از اینکه پولم بیارزش شه؟ یا نتونم تا ۹ سال خونه بخرم؟
چه ترسی میاد؟
وقتی دارید به لحظات حساس زندگی نزدیک میشید، سرعت لحظهها رو پایین بیارید و برید تو لحظههاش زندگی کنید، ببینید چه حسی داره.
کمکم سایه ترس میاد.
پیش برید و آرومآروم به سایه نزدیک شید.
اون سایه از چیه؟
هی جلو برید.
کمکم میبینید اون سایه هیچ چیز بزرگی نیست.
احتمالاً بدیای که به ذهنتون میاد و اون ترس و سایه رو میسازه رو برای خودتون برعکس کنید.
مثلاً اگر دارید سمت خرید خونه میرید و یهو ترس میاد به وجودتون، سرعت گذر لحظهها رو کم کنید.
برید داخل اون لحظهها و ترسها رو حس کنید.
بعد دقیقاً همون ترس رو درک کنید؛ از چیه؟
و وقتی درکش کردید و دیدید چیز وحشتناکی نیست،
دقیقاً همون رو برای خودتون برعکس کنید.
یعنی مثلاً اگر حس کردید «اوکی، من میترسم که نتونم تو اون زمان خونه رو بخرم و ضرر کنم یا پولم هی کم شه و…»، دقیقاً برعکسش رو تصور کنید که در زمان کوتاهتری پولتون بیشتر میشه و سود میکنید و خیلی سریعتر خونه میخرید.
۸. این مدیتیشن خیلی ساده و بامزهست و میتونید دقیقاً هرجوری، واقعاً هرجوری که تصور میکنید اون ترستون هست پیش برید و خودتون رو اصلاً گیج نکنید.
هر چیزی همون لحظه حس کردید بهتره انجام بدید و ببینید و تصور کنید.
فقط یک ترتیب داره:
ترس رو حس کنی، ببینی در مسیر ۹ سال آیندهت از چه چیزهایی میترسی؟ توی همون لحظاتی که میترسی پیش بیاد بمونی و حسش کنی.
حالا ببینی دلیلِت از این ترس چیه؟ درکش کنی!
بهش نزدیک شی و ببینی هرچقدر نزدیکش میشی اون ترس کوچیکتر میشه و فقط سایهش عجیبه.
و در نهایت کاملاً اون ترس رو برعکس کنی.
با درک و حس کردن ترس، اون رو پیدا و رها میکنی
و با برعکس کردنش میای برنامهی جدیدی به ذهنت میدی.
حالا اینکه چطوری قراره پیش برید، هر ترس رو چجوری حس کنید، درک کنید، چطوری ببینید، چجوری نزدیکش شید، چجوری عاملش رو پیدا کنید و چطور برعکسش کنید و…
کاملاً، کاملاً به عهدهی خودتونه.
حسابی میتونید با این مدیتیشن توی ذهنتون تصاویر و لحظات جالب بسازید و کلاً سیستم ذهنتون رو تغییر بدید و از سایهی ترسهای عجیب رها کنید.
حتی جاش رو به شانس و سریعتر پیش رفتن و بهتر پیش رفتن خواستههاتون بدید.
این مدیتیشن خیلی باحاله.
من چند بار ازش برای چیزای کوچیکتر استفاده کردم،
اما حالا در سال ۹ بیاید ازش استفاده کنیم که کلیه ترسهایی که از این ۹ سال داریم رو ببینیم و حسابی باهاشون بازی کنیم و در آخر با شانس و اتفاقات خوب جایگزین کنیم.
کلی قراره حستون خوش بگذره و با هیجان، ذوق و حس سبکی چشمهاتون رو باز کنید….
برید و ازش لذت ببرید.
اصلاً هم سختش نگیرید.
هرجوری ذهنتون گفت، پیش برید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳14
🤍روز ششم: ملاقات با خود آینده🤍
مدیتیشنی که برای روز ششم طراحی کردیم، یک مدیتیشن کوانتومیه!
مدیتیشنهای کوانتومی، مدیتیشن هایی هستند که فرای زمان و مکان طراحی شدند.
انجام این مدیتیشنها و اتصال به میدانهای کوانتومی، واقعا لذت بخشه🤍🥹
امیدوارم شما هم ازش لذت ببرید:
🌧۱. جای ارومی بنشینید یا دراز بکشید.
🌧۲. دو دست رو کنارتون رها کنید. باید کل بدن شل باشه و چیزی رو به زور در حالت خاصی نگیرید.
🌧۳. نفس های عمیق بکشید و شروع کنید از ۱۰۰ به ۰ بشمرید تا بدن کاملا اروم بشه و وارد ریلکسیشن بشید.
🌧۴. هرچی به عدد ۰ نزدیک تر میشید، اطرافتون خلا ایجاد میشه یعنی جایی که هیچ چیزی وجود نداره.
🌧۵. حالا در خلا که هیچ چیزی وجود نداره، شما در سکوت ایستادید. نه زمان هست نه مکان...
🌧۶. کمی گام برمیدارید و در اون فضا حرکت میکنید و یک در میبینید. هیچ چیز اطرافتون نیست جز اون در ...
در شما رو به ۹ سال آینده میبره! ۹ سال آینده خودتون...
🌧۷. لازم نیست به اجبار چیزی رو تصور کنید، هرچیزی در لحظه اول به ذهنتون میاد درسته، در رو باز میکنید... خودتون در ۹ سال آینده اونجاست روبهروتون داره زندگی میکنه ...
🌧۸. خودتون در ۹ سال اینده رو ببینید، چجوریه؟ کجاست؟ چه شکلی زندگی میکنه؟ هر چیزی که در لحظه به ذهنتون میاد درسته و به تصاویر اعتماد کنید
(لطفا از من نپرسید، این درسته؟ اون درسته؟ هرچی دیدید مهمه و پیامی داره...)
🌧۹. بعد از اینکه چند دقیقه خودتون رو تماشا کردید، از در عبور کنید و وارد ۹ سال آینده شید. کجا هستید؟ اونجا کجاست؟
🌧۱۰. به خود ۹ سال ایندتون نزدیک شید و حالا اون شما رو میبینه؟ لبخند میزنه؟ عکس العملش چیه؟ چیزی بهتون میگه؟ هرچی دریافت کردید خوبه
🌧۱۱. حالا شما در مقابل ۹ سال ایندتون ایستادید! چی ازش میپرسید؟ چی بهش میگید؟ این مکالمه شماست!
باهم صحبت کنید...
به جواب هایی که میگیرید اعتماد کنید...هرچیزی میخوایید بگید و بشنوید.
راهنماییها؟ توصیهها؟ نظراتش؟
هرچیزی لازمه بپرسید و جواب بگیرید...
🌧۱۲. در نهایت از هم خداحافظی کنید...
🌧۱۳. از همون در وارد میدان کوانتومی بشید و اروم اروم چشماتون رو باز کنید
🦋توجه: اگر اطرافتون خلوت بود، میتونید بلند بلند مکالمه کنید و تمام اون رو با گوشی ضبط کنید.🦋
🦋توجه: البته ضبط یک مدیتیشن ساده نیست و همیشه افراد مبتدی از پسش برنمیان! اما امتحانش ضرری نداره🦋
ابن مدیتیشن دید عمیقتری به شما میده تا سال ۹ رو شروع کنید...
انگیزه
انرژی
و دید گستردهتر به ۹ سال اینده ما🦋
ما رو اماده میکنه برای شروع یک چرخه جدید🦋
🤍از تکتک لحظاتش لذت ببرید و موفق باشید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
مدیتیشنی که برای روز ششم طراحی کردیم، یک مدیتیشن کوانتومیه!
مدیتیشنهای کوانتومی، مدیتیشن هایی هستند که فرای زمان و مکان طراحی شدند.
انجام این مدیتیشنها و اتصال به میدانهای کوانتومی، واقعا لذت بخشه🤍🥹
امیدوارم شما هم ازش لذت ببرید:
🌧۱. جای ارومی بنشینید یا دراز بکشید.
🌧۲. دو دست رو کنارتون رها کنید. باید کل بدن شل باشه و چیزی رو به زور در حالت خاصی نگیرید.
🌧۳. نفس های عمیق بکشید و شروع کنید از ۱۰۰ به ۰ بشمرید تا بدن کاملا اروم بشه و وارد ریلکسیشن بشید.
🌧۴. هرچی به عدد ۰ نزدیک تر میشید، اطرافتون خلا ایجاد میشه یعنی جایی که هیچ چیزی وجود نداره.
🌧۵. حالا در خلا که هیچ چیزی وجود نداره، شما در سکوت ایستادید. نه زمان هست نه مکان...
🌧۶. کمی گام برمیدارید و در اون فضا حرکت میکنید و یک در میبینید. هیچ چیز اطرافتون نیست جز اون در ...
در شما رو به ۹ سال آینده میبره! ۹ سال آینده خودتون...
🌧۷. لازم نیست به اجبار چیزی رو تصور کنید، هرچیزی در لحظه اول به ذهنتون میاد درسته، در رو باز میکنید... خودتون در ۹ سال آینده اونجاست روبهروتون داره زندگی میکنه ...
🌧۸. خودتون در ۹ سال اینده رو ببینید، چجوریه؟ کجاست؟ چه شکلی زندگی میکنه؟ هر چیزی که در لحظه به ذهنتون میاد درسته و به تصاویر اعتماد کنید
(لطفا از من نپرسید، این درسته؟ اون درسته؟ هرچی دیدید مهمه و پیامی داره...)
🌧۹. بعد از اینکه چند دقیقه خودتون رو تماشا کردید، از در عبور کنید و وارد ۹ سال آینده شید. کجا هستید؟ اونجا کجاست؟
🌧۱۰. به خود ۹ سال ایندتون نزدیک شید و حالا اون شما رو میبینه؟ لبخند میزنه؟ عکس العملش چیه؟ چیزی بهتون میگه؟ هرچی دریافت کردید خوبه
🌧۱۱. حالا شما در مقابل ۹ سال ایندتون ایستادید! چی ازش میپرسید؟ چی بهش میگید؟ این مکالمه شماست!
باهم صحبت کنید...
به جواب هایی که میگیرید اعتماد کنید...هرچیزی میخوایید بگید و بشنوید.
راهنماییها؟ توصیهها؟ نظراتش؟
هرچیزی لازمه بپرسید و جواب بگیرید...
🌧۱۲. در نهایت از هم خداحافظی کنید...
🌧۱۳. از همون در وارد میدان کوانتومی بشید و اروم اروم چشماتون رو باز کنید
🦋توجه: اگر اطرافتون خلوت بود، میتونید بلند بلند مکالمه کنید و تمام اون رو با گوشی ضبط کنید.🦋
🦋توجه: البته ضبط یک مدیتیشن ساده نیست و همیشه افراد مبتدی از پسش برنمیان! اما امتحانش ضرری نداره🦋
ابن مدیتیشن دید عمیقتری به شما میده تا سال ۹ رو شروع کنید...
انگیزه
انرژی
و دید گستردهتر به ۹ سال اینده ما🦋
ما رو اماده میکنه برای شروع یک چرخه جدید🦋
🤍از تکتک لحظاتش لذت ببرید و موفق باشید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳15
🤍روز هفتم: آخرین پاکسازی🤍
ما چندین ماهه به شکلهای مختلف داریم پاکسازی میکنیم...
احتمال میدم تا به امروز همه چیز پاک شده باشه اما الان میخواییم آخرین پاکسازی رو انجام بدیم...
خیلی خیلی ساده
هیچ تمرین خاصی نیست...
فقط یک دقیقه
جلوی ایینه بنشینید، دستتون رو روی قلبتون قرار بدید و مستقم از خودتون یپرسید:
«چه چیزی هنوز سنگینی میکنه که پاک نشده؟»
همه رو روی یک کاغذ بنویسید...
حالا جلوی هر کدوم مطابق به چیزی که هست بنویسید این سنگینی
چی میخواد بهتون بگه؟
مثلا هنوز این سنگینی رو دارم که من نمیتونم موفق شم چون تنبلم؟
خب این چی داره بهت میگه؟
بهت میگه باید چیکار کنی؟
بهت نمیگه بهتره از چیزهای کوچیکتر شروع کنی؟
و کمکم ارادهت رو بالاتر ببری؟ یا حتی یک کتاب برای اراده بخونی؟
خب راستش من نمیدونم... این سنگینی شماست و شما باید صداش رو بشنوید!
هر زمان صداش رو بشنوید و اون رو بپذیزید و اون بدونه بهش گوش دادید و براش برنامه دارید، خودش میره!
این نکته خیلی سادست، ولی بهش توجه نمیکنیم🤍
اگر چیزی سنگینه درونتون، کافیه فقط صداش رو بشنوید و بهش رسیدگی کنید...
همینقدر ساده و ظریف اما مهم✅
مثلا اگر یه سنگینی دارید که یک نفر من رو ترک کرده و من ارزشمند نیستم، این سنگینی چی میگه؟
شاید میگه که باید خودت، خودت رو دوست داشته باشی؟
شاید میگه یه برنامه برای عشق به خودت داشته باش! شاید میگه بیشتر به خودت توجه کن و برای خودت زمان بذار تا عاشق خودت بشی🤍🦋
صدای سنگینی ها رو بشنوید و براشون یک برنامه مشخص توی یک برگه دیگه بنویسید.
یک برنامه رسیدگی!
وقتی افراد یک شهر ناراضی و خشمگین میرن سراغ حاکم شهر، اونها میخوان که شنیده بشن...
و وقتی حاکم برای اعتراضاتشون برنامه مشخص میذاره، اونها قانع میشن و میرن...
حواستون باشه که دردها و سنگینیها رو بی توجه رها نکنید که در بدن بمونن..
در عوض براشون برنامه بریزید، چون همینها باعث رشد شما میشن...
اعتراضات مردم یک شهر و رسیدگی حاکم، باعث ارتقای شهر میشه
پس سنگینیهای ما هم مزاحم یا آزاردهنده یا بد نیستند!🤍‼️
اونها دارند بهترین و اثرگذارترین برنامه ها رو برای پیشرفت زندگیمون به ما میدن!
این آگاهی مهمیهها!
اگر بهشن توجه کنیم و براشون برنامه بریزیم، اون برنامه بهترین رشد و پیشرفت رو به ما میده!
باشه؟
اخرین سنگینی هاتون رو بشنوید و براشون برنامه خوبی بریزید!
و بعد اون برگهای که سنگینیها رو نوشتید تیکه کنید و دور بریزید...
شما صداشون رو شنیدید و برنامه خوبی هم براشون ریختید..
برگه برنامه ها رو نگهدارید تا بهش عمل کنید
بعد از این تمرین، سبک بالی، انگیزه و انرژی زیادی حس میکنید
حالا میبینید چرا ما خیلی وقتها انرژی نداریم؟
بخاطر همین سنگینیهاست!
چون بهشون رسیدگی نمیکنیم...
حالا امادهایم که به سال یک و آغاز چرخه جدید بریم...
با انرژی بالا
با سبک بالی🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
ما چندین ماهه به شکلهای مختلف داریم پاکسازی میکنیم...
احتمال میدم تا به امروز همه چیز پاک شده باشه اما الان میخواییم آخرین پاکسازی رو انجام بدیم...
خیلی خیلی ساده
هیچ تمرین خاصی نیست...
فقط یک دقیقه
جلوی ایینه بنشینید، دستتون رو روی قلبتون قرار بدید و مستقم از خودتون یپرسید:
«چه چیزی هنوز سنگینی میکنه که پاک نشده؟»
همه رو روی یک کاغذ بنویسید...
حالا جلوی هر کدوم مطابق به چیزی که هست بنویسید این سنگینی
چی میخواد بهتون بگه؟
مثلا هنوز این سنگینی رو دارم که من نمیتونم موفق شم چون تنبلم؟
خب این چی داره بهت میگه؟
بهت میگه باید چیکار کنی؟
بهت نمیگه بهتره از چیزهای کوچیکتر شروع کنی؟
و کمکم ارادهت رو بالاتر ببری؟ یا حتی یک کتاب برای اراده بخونی؟
خب راستش من نمیدونم... این سنگینی شماست و شما باید صداش رو بشنوید!
هر زمان صداش رو بشنوید و اون رو بپذیزید و اون بدونه بهش گوش دادید و براش برنامه دارید، خودش میره!
این نکته خیلی سادست، ولی بهش توجه نمیکنیم🤍
اگر چیزی سنگینه درونتون، کافیه فقط صداش رو بشنوید و بهش رسیدگی کنید...
همینقدر ساده و ظریف اما مهم✅
مثلا اگر یه سنگینی دارید که یک نفر من رو ترک کرده و من ارزشمند نیستم، این سنگینی چی میگه؟
شاید میگه که باید خودت، خودت رو دوست داشته باشی؟
شاید میگه یه برنامه برای عشق به خودت داشته باش! شاید میگه بیشتر به خودت توجه کن و برای خودت زمان بذار تا عاشق خودت بشی🤍🦋
صدای سنگینی ها رو بشنوید و براشون یک برنامه مشخص توی یک برگه دیگه بنویسید.
یک برنامه رسیدگی!
وقتی افراد یک شهر ناراضی و خشمگین میرن سراغ حاکم شهر، اونها میخوان که شنیده بشن...
و وقتی حاکم برای اعتراضاتشون برنامه مشخص میذاره، اونها قانع میشن و میرن...
حواستون باشه که دردها و سنگینیها رو بی توجه رها نکنید که در بدن بمونن..
در عوض براشون برنامه بریزید، چون همینها باعث رشد شما میشن...
اعتراضات مردم یک شهر و رسیدگی حاکم، باعث ارتقای شهر میشه
پس سنگینیهای ما هم مزاحم یا آزاردهنده یا بد نیستند!🤍‼️
اونها دارند بهترین و اثرگذارترین برنامه ها رو برای پیشرفت زندگیمون به ما میدن!
این آگاهی مهمیهها!
اگر بهشن توجه کنیم و براشون برنامه بریزیم، اون برنامه بهترین رشد و پیشرفت رو به ما میده!
باشه؟
اخرین سنگینی هاتون رو بشنوید و براشون برنامه خوبی بریزید!
و بعد اون برگهای که سنگینیها رو نوشتید تیکه کنید و دور بریزید...
شما صداشون رو شنیدید و برنامه خوبی هم براشون ریختید..
برگه برنامه ها رو نگهدارید تا بهش عمل کنید
بعد از این تمرین، سبک بالی، انگیزه و انرژی زیادی حس میکنید
حالا میبینید چرا ما خیلی وقتها انرژی نداریم؟
بخاطر همین سنگینیهاست!
چون بهشون رسیدگی نمیکنیم...
حالا امادهایم که به سال یک و آغاز چرخه جدید بریم...
با انرژی بالا
با سبک بالی🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳12
🤍روز هشتم: استاد باش🤍
۹ سال، چرخه بلندیه!
۹ سال، زمان زیادیه
۹سال، زمان کافیایه تا یک استاد بشید
اما استاد چی؟!
این سوالیه که باید خودتون جواب بدید🤍
سال ۹ سال اشفتگیها بود...
ما خیلی چیز ها رو در گردبادهای سال ۹ از دست دادیم...
ما در طوفانهای زیادی، گیر افتادیم!
خواسته یا ناخواسته!
و تمام این اشفتگیها، ما رو پاکسازی کرد.
حالا، داریم بعد از یک سفر دریایی_طوفانی، کمکم به ساحل نزدیک میشیم...
یک ساحل آروم که میتونیم در اون عمارتهای زیبای زندگی رو بنا کنیم.
چه عمارتی میخوایید بنا کنید؟
همیشه گفتم که تمرکز و زمان ما، مثل ساخت عمارت و خانه است.
شما آجرهای مشخصی دارید
میتونید با اون یک قصر بسازید، یا ۳ عمارت باشکوه بنا کنید و یا ۱۰ خانه داشته باشید یا هم اینکه ۳۰ خانه ناتمام رو انتخاب کنید!
به همین ترتیب شما میتونید روی یک مهارت تمرکز کنید و در اون استاد شید، مثل یک قصر باشکوه در اون حوزه بدرخشید.
یا اینکه از زمان و انرژیتون برای رشد در ۲ تا ۳ مهارت استفاده کنید و در هر کدوم از اونها، حرفهای باشید. سه عمارت بزرگ داشته باشید.
یا در ۱۰ حوزه، مهارت متوسطی داشته باشید
و یا اینکه انقدر تمرکز شما پراکنده باشه که به هیچ نتیجهای نرسید!
کدوم هستید؟ کدوم میخوایید باشید؟
انتخاب با شماست!
میخوایید در این ۹ سال پیشرو، چی بسازید؟
استاد یک چیز باشید؟ یا آچار فرانسه همهچیز⁉️
من نمیگم کدوم خوبه و کدوم بد!
انتخاب شماست!
مهم اینه که خود شما بدونید کدوم مسیر رو قراره انتخاب کنید و به چه کسی تبدیل شید!
من نمیگم چه حوزهای برید یا نرید!
این رو خودتون باید پیدا کنید!
من فقط دارم به شما آگاهی میدم که: کوچک همه کار نباشید‼️
بهتره بزرگ ۲ تا ۳ کار باشید✅
یا
به عنوان استاد و الماس یک حوزه بدرخشید.💎
من دارم میگم، مسیرتون رو آگاهانه انتخاب کنید🤍
و امروز، تمرین همینه!
بهش فکر کنید...
از پریشانی دربیایید
و ببینید میخوایید کی باشید🤍
حتی اگر همین امروز حوزتون رو ندونید!
اشکالی نداره.
فقط انتخاب کنید که قراره توی چند حوزه کار کنید؟ استاد باشید؟ بزرگ باشید؟ یا ...؟
این زندگی شماست...
و شما باید به این سوال مهم، جواب بدید🤍
راستی،
یادتون باشه که دوره برنامهریزی کمکتون میکنه بیشتر با سبکهاتون و چطور برنامهریزی کردن اونم متافیزیکی! آشنا شید🤍
بدونید کی هستید و چطوری میتونید مطابق ذهنتون برنامه ریزی کنید و به اونچه باید برسید.
این دورهرو هم از دست ندید
البته خب فعلا که قطع هستیم:)🦋
موفق باشید🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
۹ سال، چرخه بلندیه!
۹ سال، زمان زیادیه
۹سال، زمان کافیایه تا یک استاد بشید
اما استاد چی؟!
این سوالیه که باید خودتون جواب بدید🤍
سال ۹ سال اشفتگیها بود...
ما خیلی چیز ها رو در گردبادهای سال ۹ از دست دادیم...
ما در طوفانهای زیادی، گیر افتادیم!
خواسته یا ناخواسته!
و تمام این اشفتگیها، ما رو پاکسازی کرد.
حالا، داریم بعد از یک سفر دریایی_طوفانی، کمکم به ساحل نزدیک میشیم...
یک ساحل آروم که میتونیم در اون عمارتهای زیبای زندگی رو بنا کنیم.
چه عمارتی میخوایید بنا کنید؟
همیشه گفتم که تمرکز و زمان ما، مثل ساخت عمارت و خانه است.
شما آجرهای مشخصی دارید
میتونید با اون یک قصر بسازید، یا ۳ عمارت باشکوه بنا کنید و یا ۱۰ خانه داشته باشید یا هم اینکه ۳۰ خانه ناتمام رو انتخاب کنید!
به همین ترتیب شما میتونید روی یک مهارت تمرکز کنید و در اون استاد شید، مثل یک قصر باشکوه در اون حوزه بدرخشید.
یا اینکه از زمان و انرژیتون برای رشد در ۲ تا ۳ مهارت استفاده کنید و در هر کدوم از اونها، حرفهای باشید. سه عمارت بزرگ داشته باشید.
یا در ۱۰ حوزه، مهارت متوسطی داشته باشید
و یا اینکه انقدر تمرکز شما پراکنده باشه که به هیچ نتیجهای نرسید!
کدوم هستید؟ کدوم میخوایید باشید؟
انتخاب با شماست!
میخوایید در این ۹ سال پیشرو، چی بسازید؟
استاد یک چیز باشید؟ یا آچار فرانسه همهچیز⁉️
من نمیگم کدوم خوبه و کدوم بد!
انتخاب شماست!
مهم اینه که خود شما بدونید کدوم مسیر رو قراره انتخاب کنید و به چه کسی تبدیل شید!
من نمیگم چه حوزهای برید یا نرید!
این رو خودتون باید پیدا کنید!
من فقط دارم به شما آگاهی میدم که: کوچک همه کار نباشید‼️
بهتره بزرگ ۲ تا ۳ کار باشید✅
یا
به عنوان استاد و الماس یک حوزه بدرخشید.💎
من دارم میگم، مسیرتون رو آگاهانه انتخاب کنید🤍
و امروز، تمرین همینه!
بهش فکر کنید...
از پریشانی دربیایید
و ببینید میخوایید کی باشید🤍
حتی اگر همین امروز حوزتون رو ندونید!
اشکالی نداره.
فقط انتخاب کنید که قراره توی چند حوزه کار کنید؟ استاد باشید؟ بزرگ باشید؟ یا ...؟
این زندگی شماست...
و شما باید به این سوال مهم، جواب بدید🤍
راستی،
یادتون باشه که دوره برنامهریزی کمکتون میکنه بیشتر با سبکهاتون و چطور برنامهریزی کردن اونم متافیزیکی! آشنا شید🤍
بدونید کی هستید و چطوری میتونید مطابق ذهنتون برنامه ریزی کنید و به اونچه باید برسید.
این دورهرو هم از دست ندید
البته خب فعلا که قطع هستیم:)🦋
موفق باشید🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳25☃2
زندگی گاهی اتفاقهای خیلی سخت و ترسناک برامون پیش میاره. تصادف شدید، بلای طبیعی مثل زلزله یا سیل، تجربه خشونت، از دست دادن ناگهانی عزیز، یا حتی چیزهایی که در جنگ یا مهاجرت پیش میاد. بعد از این اتفاقها، خیلی از آدمها برای مدتی احساس ترس، غم یا اضطراب میکنن. این کاملاً طبیعیه. اما برای بعضیها این احساسها و خاطرههای بد، خیلی بیشتر از یک ماه میمونه و زندگی روزمرهشون رو سخت و مختل میکنه. به این وضعیت میگیم استرس پس از سانحه.
امروز میخوایم با زبانی خیلی ساده و راحت، درباره این موضوع حرف بزنیم. میخوایم بدونیم چه علائمی نشون میده که کسی داره با این مشکل دست و پنجه نرم میکنه، کی باید حتماً بره پیش یک متخصص کمک بگیره، و چند کار ساده و اولیهای که میتونیم خودمون انجام بدیم تا حالمون کمی بهتر شه
استرس پس از سانحه، واکنش طبیعی بدن و ذهن آدمهاست وقتی یک اتفاق خیلی ترسناک و خطرناک رو تجربه کردن. بدن ما طوری ساخته شده که در موقعیتهای خطر، سریع واکنش نشون بده تا از خودش محافظت کنه. اما گاهی بعد از اینکه خطر تموم شد، این حالت هشدار و اضطراب خاموش نمیشه و ادامه پیدا میکنه.
معمولاً بعد از یک حادثه، همه آدمها برای مدتی احساس ناراحتی دارن. اما وقتی این ناراحتی و مشکلها بیشتر از یک ماه طول بکشه و روی کار، تحصیل، خواب، روابط خانوادگی یا دوستانه تأثیر بذاره، ممکنه نشونه این باشه که بدن و ذهن نیاز به کمک بیشتری دارن.
این مشکل چهار بخش اصلی داره:
۱. دوباره و دوباره تجربه کردن حادثه در ذهن
۲. سعی کردن که از هر چیزی که یادآور حادثه است دوری کنیم
۳. تغییر در طرز فکر و احساسات نسبت به خودمون و دنیا
۴. همیشه در حالت آمادهباش و عصبی بودن
این علائم ممکنه بلافاصله بعد از حادثه شروع بشن، یا گاهی چند هفته یا حتی چند ماه بعد ظاهر بشن. هیچکدوم از اینها تقصیر خود شخص نیست. این فقط واکنش بدن به یک تجربه خیلی سنگینه.
حالا بیایید با هم علائم شایع رو یکییکی بررسی کنیم. سعی کردم همه چیز رو با مثالهای روزمره و قابل فهم توضیح بدم:
اول: تجربه دوباره و دوباره حادثه (فلشبک و خاطرات ناخواسته)
فرض کنید تو خونهتون نشستهاید و چای میخورید. ناگهان یک بوی خاص یا صدای بلند میاد و یک لحظه احساس میکنید دقیقاً همون حادثه دوباره داره اتفاق میافته. قلبتون خیلی تند میزنه، بدنتون عرق میکنه، نفستون تنگ میشه و انگار زمان متوقف شده. این لحظهها رو بهش میگن فلشبک.
گاهی هم بدون هیچ دلیل ظاهری، خاطرههای بد مثل فیلمهای ناخواسته تو ذهنتون پخش میشن و نمیتونید جلوشون رو بگیرید. این خاطرات مزاحم باعث میشن احساس کنید دوباره همون ترس و درد رو دارید تجربه میکنید.
دوم: کابوسهای تکراری
شبها وقتی خواب هستید، ممکنه خواب ببینید که دوباره تو همون موقعیت خطرناک هستید. از خواب میپرید با عرق سرد، قلب تند، و گاهی دیگه اصلاً نمیتونید بخوابید. این کابوسها مستقیم به حادثه مربوط هستن و باعث میشن خوابتون خراب بشه و روز بعد خسته و بیحال باشید.
سوم: همیشه در حالت آمادهباش بودن (هشياری بیش از حد)
احساس میکنید باید همیشه مراقب همه چیز باشید. حتی تو خونه خودتون، کوچکترین صدا یا حرکت ناگهانی شما رو میترسونه. ممکنه از جا بپرید، همیشه عصبی باشید، نتونید راحت بشینید یا تمرکز کنید. گاهی هم زود عصبانی میشید یا واکنشهای شدید نشون میدید. این حالت باعث میشه زندگی روزمره خیلی خستهکننده و سخت بشه.
علاوه بر این سه مورد، علائم دیگهای هم ممکنه ظاهر بشه:
- سعی کردن که از مکانها، آدمها، بوها یا حتی صحبت کردن درباره حادثه کاملاً دوری کنید.
- احساس گناه، شرمندگی یا اینکه «من دیگه ارزشی ندارم».
- فاصله گرفتن عاطفی از خانواده و دوستان، انگار بیحس شدید.
- مشکل در خوابیدن، مشکل در تمرکز روی کارها، یا حتی از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلاً دوست داشتید.
اگر چند تا از این علائم رو برای مدت طولانی دارید و زندگیتون رو تحت تأثیر قرار داده، مهم است که جدی بگیرید.
حالا سؤال خیلی مهم این است: کی باید بریم پیش یک متخصص؟
اگر علائم شما:
- بیشتر از یک ماه ادامه پیدا کرده،
- باعث شده نتونید درست کار کنید، درس بخونید یا با خانواده و دوستان ارتباط خوبی داشته باشید،
- فلشبکها یا کابوسها خیلی شدید و آزاردهنده هستن،
- احساس افسردگی عمیق دارید یا حتی به فکر آسیب زدن به خودتون افتادهاید،
- یا فقط احساس میکنید «دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم»…
لطفاً منتظر نمونید و هرچه زودتر کمک بگیرید.
هرچه زودتر اقدام کنید، بهبود هم سریعتر و بهتر اتفاق میافته. کمک حرفهای میتونه حرف زدن با یک روانشناس یا روانپزشک باشه که تجربه کار با این مشکلات رو داره. گاهی اوقات صحبت کردن منظم با متخصص، و در بعضی موارد استفاده از داروهای مناسب، خیلی کمک میکنه.
امروز میخوایم با زبانی خیلی ساده و راحت، درباره این موضوع حرف بزنیم. میخوایم بدونیم چه علائمی نشون میده که کسی داره با این مشکل دست و پنجه نرم میکنه، کی باید حتماً بره پیش یک متخصص کمک بگیره، و چند کار ساده و اولیهای که میتونیم خودمون انجام بدیم تا حالمون کمی بهتر شه
استرس پس از سانحه، واکنش طبیعی بدن و ذهن آدمهاست وقتی یک اتفاق خیلی ترسناک و خطرناک رو تجربه کردن. بدن ما طوری ساخته شده که در موقعیتهای خطر، سریع واکنش نشون بده تا از خودش محافظت کنه. اما گاهی بعد از اینکه خطر تموم شد، این حالت هشدار و اضطراب خاموش نمیشه و ادامه پیدا میکنه.
معمولاً بعد از یک حادثه، همه آدمها برای مدتی احساس ناراحتی دارن. اما وقتی این ناراحتی و مشکلها بیشتر از یک ماه طول بکشه و روی کار، تحصیل، خواب، روابط خانوادگی یا دوستانه تأثیر بذاره، ممکنه نشونه این باشه که بدن و ذهن نیاز به کمک بیشتری دارن.
این مشکل چهار بخش اصلی داره:
۱. دوباره و دوباره تجربه کردن حادثه در ذهن
۲. سعی کردن که از هر چیزی که یادآور حادثه است دوری کنیم
۳. تغییر در طرز فکر و احساسات نسبت به خودمون و دنیا
۴. همیشه در حالت آمادهباش و عصبی بودن
این علائم ممکنه بلافاصله بعد از حادثه شروع بشن، یا گاهی چند هفته یا حتی چند ماه بعد ظاهر بشن. هیچکدوم از اینها تقصیر خود شخص نیست. این فقط واکنش بدن به یک تجربه خیلی سنگینه.
حالا بیایید با هم علائم شایع رو یکییکی بررسی کنیم. سعی کردم همه چیز رو با مثالهای روزمره و قابل فهم توضیح بدم:
اول: تجربه دوباره و دوباره حادثه (فلشبک و خاطرات ناخواسته)
فرض کنید تو خونهتون نشستهاید و چای میخورید. ناگهان یک بوی خاص یا صدای بلند میاد و یک لحظه احساس میکنید دقیقاً همون حادثه دوباره داره اتفاق میافته. قلبتون خیلی تند میزنه، بدنتون عرق میکنه، نفستون تنگ میشه و انگار زمان متوقف شده. این لحظهها رو بهش میگن فلشبک.
گاهی هم بدون هیچ دلیل ظاهری، خاطرههای بد مثل فیلمهای ناخواسته تو ذهنتون پخش میشن و نمیتونید جلوشون رو بگیرید. این خاطرات مزاحم باعث میشن احساس کنید دوباره همون ترس و درد رو دارید تجربه میکنید.
دوم: کابوسهای تکراری
شبها وقتی خواب هستید، ممکنه خواب ببینید که دوباره تو همون موقعیت خطرناک هستید. از خواب میپرید با عرق سرد، قلب تند، و گاهی دیگه اصلاً نمیتونید بخوابید. این کابوسها مستقیم به حادثه مربوط هستن و باعث میشن خوابتون خراب بشه و روز بعد خسته و بیحال باشید.
سوم: همیشه در حالت آمادهباش بودن (هشياری بیش از حد)
احساس میکنید باید همیشه مراقب همه چیز باشید. حتی تو خونه خودتون، کوچکترین صدا یا حرکت ناگهانی شما رو میترسونه. ممکنه از جا بپرید، همیشه عصبی باشید، نتونید راحت بشینید یا تمرکز کنید. گاهی هم زود عصبانی میشید یا واکنشهای شدید نشون میدید. این حالت باعث میشه زندگی روزمره خیلی خستهکننده و سخت بشه.
علاوه بر این سه مورد، علائم دیگهای هم ممکنه ظاهر بشه:
- سعی کردن که از مکانها، آدمها، بوها یا حتی صحبت کردن درباره حادثه کاملاً دوری کنید.
- احساس گناه، شرمندگی یا اینکه «من دیگه ارزشی ندارم».
- فاصله گرفتن عاطفی از خانواده و دوستان، انگار بیحس شدید.
- مشکل در خوابیدن، مشکل در تمرکز روی کارها، یا حتی از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلاً دوست داشتید.
اگر چند تا از این علائم رو برای مدت طولانی دارید و زندگیتون رو تحت تأثیر قرار داده، مهم است که جدی بگیرید.
حالا سؤال خیلی مهم این است: کی باید بریم پیش یک متخصص؟
اگر علائم شما:
- بیشتر از یک ماه ادامه پیدا کرده،
- باعث شده نتونید درست کار کنید، درس بخونید یا با خانواده و دوستان ارتباط خوبی داشته باشید،
- فلشبکها یا کابوسها خیلی شدید و آزاردهنده هستن،
- احساس افسردگی عمیق دارید یا حتی به فکر آسیب زدن به خودتون افتادهاید،
- یا فقط احساس میکنید «دیگه نمیتونم این وضعیت رو تحمل کنم»…
لطفاً منتظر نمونید و هرچه زودتر کمک بگیرید.
هرچه زودتر اقدام کنید، بهبود هم سریعتر و بهتر اتفاق میافته. کمک حرفهای میتونه حرف زدن با یک روانشناس یا روانپزشک باشه که تجربه کار با این مشکلات رو داره. گاهی اوقات صحبت کردن منظم با متخصص، و در بعضی موارد استفاده از داروهای مناسب، خیلی کمک میکنه.
🐳21
یادتون باشه: درخواست کمک کردن نشونه ضعف نیست. برعکس، نشونه اینه که به خودتون اهمیت میدید و میخواید زندگی بهتری داشته باشید.
تا وقتی که کمک حرفهای رو شروع کردید، چند کار ساده و مفید وجود داره که میتونید از امروز امتحان کنید. این کارها جایگزین درمان نیستن، اما میتونن علائم رو کمی آرامتر کنن و بهتون کمک کنن بهتر احساس کنید.
اول: در روزهای اول، تا حد ممکن از چیزهایی که یادآور حادثه است دوری کنید
مثلاً از دیدن اخبار مرتبط، رفتن به مکانهای خاص، یا تماشای فیلمهایی که خاطره بد رو زنده میکنه، فاصله بگیرید. این کار به بدن و ذهنتون فرصت میده کمی آرامش پیدا کنه. البته این دوری نباید برای همیشه باشه، اما در ابتدا خیلی کمککننده است.
دوم: تمرین توجه به لحظه حال (ذهنآگاهی)
این تمرین کمک میکنه ذهنتون کمتر به گذشته بره و بیشتر تو لحظه حال بمونه. یکی از سادهترین تمرینها، تنفس آرام است:
تمرین تنفس شکمی ساده:
- جایی راحت بنشینید یا دراز بکشید.
- یک دستتون رو روی شکمتون بگذارید.
- از بینی به آرامی نفس بکشید و شکمتون رو باد کنید (نه سینه).
- چهار ثانیه نفس رو نگه دارید.
- بعد به آرامی از دهان بیرون بدید، مثل اینکه دارید یک شمع رو فوت میکنید.
- این کار رو ۵ تا ۱۰ دقیقه تکرار کنید.
هر وقت احساس کردید اضطراب یا ترس داره زیاد میشه، این تنفس رو انجام بدید و به خودتون آروم بگید: «الان من امن هستم، این فقط یک خاطره قدیمی است.»
سوم: تمرین برگشتن به واقعیت (grounding)
وقتی فلشبک یا خاطره بد میآید، این کار رو سریع انجام بدید:
- ۵ چیزی که الان میبینید نام ببرید،
- ۴ چیزی که میتونید لمس کنید،
- ۳ صدایی که میشنوید،
- ۲ بویی که حس میکنید،
- ۱ مزهای که تو دهانتون هست.
این تمرین حواس بدن رو فعال میکنه و ذهن رو سریع به «اینجا و حالا» برمیگردونه.
چهارم: روتین روزانه سالم
سعی کنید هر روز خواب منظم داشته باشید، کمی پیادهروی یا ورزش سبک کنید، غذای سالم بخورید و با یک دوست یا عضو خانواده قابل اعتماد حرف بزنید. از مصرف الکل یا مواد مخدر کاملاً دوری کنید چون اینها مشکل رو بدتر میکنن.
هر روز حتی ۵ یا ۱۰ دقیقه این تمرینها رو انجام بدید. کمکم متوجه میشید که حالتون کمی بهتر میشه.
تا وقتی که کمک حرفهای رو شروع کردید، چند کار ساده و مفید وجود داره که میتونید از امروز امتحان کنید. این کارها جایگزین درمان نیستن، اما میتونن علائم رو کمی آرامتر کنن و بهتون کمک کنن بهتر احساس کنید.
اول: در روزهای اول، تا حد ممکن از چیزهایی که یادآور حادثه است دوری کنید
مثلاً از دیدن اخبار مرتبط، رفتن به مکانهای خاص، یا تماشای فیلمهایی که خاطره بد رو زنده میکنه، فاصله بگیرید. این کار به بدن و ذهنتون فرصت میده کمی آرامش پیدا کنه. البته این دوری نباید برای همیشه باشه، اما در ابتدا خیلی کمککننده است.
دوم: تمرین توجه به لحظه حال (ذهنآگاهی)
این تمرین کمک میکنه ذهنتون کمتر به گذشته بره و بیشتر تو لحظه حال بمونه. یکی از سادهترین تمرینها، تنفس آرام است:
تمرین تنفس شکمی ساده:
- جایی راحت بنشینید یا دراز بکشید.
- یک دستتون رو روی شکمتون بگذارید.
- از بینی به آرامی نفس بکشید و شکمتون رو باد کنید (نه سینه).
- چهار ثانیه نفس رو نگه دارید.
- بعد به آرامی از دهان بیرون بدید، مثل اینکه دارید یک شمع رو فوت میکنید.
- این کار رو ۵ تا ۱۰ دقیقه تکرار کنید.
هر وقت احساس کردید اضطراب یا ترس داره زیاد میشه، این تنفس رو انجام بدید و به خودتون آروم بگید: «الان من امن هستم، این فقط یک خاطره قدیمی است.»
سوم: تمرین برگشتن به واقعیت (grounding)
وقتی فلشبک یا خاطره بد میآید، این کار رو سریع انجام بدید:
- ۵ چیزی که الان میبینید نام ببرید،
- ۴ چیزی که میتونید لمس کنید،
- ۳ صدایی که میشنوید،
- ۲ بویی که حس میکنید،
- ۱ مزهای که تو دهانتون هست.
این تمرین حواس بدن رو فعال میکنه و ذهن رو سریع به «اینجا و حالا» برمیگردونه.
چهارم: روتین روزانه سالم
سعی کنید هر روز خواب منظم داشته باشید، کمی پیادهروی یا ورزش سبک کنید، غذای سالم بخورید و با یک دوست یا عضو خانواده قابل اعتماد حرف بزنید. از مصرف الکل یا مواد مخدر کاملاً دوری کنید چون اینها مشکل رو بدتر میکنن.
هر روز حتی ۵ یا ۱۰ دقیقه این تمرینها رو انجام بدید. کمکم متوجه میشید که حالتون کمی بهتر میشه.
🐳28
🤍جادوی انرژی، خودت رو شارژ نگهدار🤍
🩵واقعیت ماجرا چیه؟ چرا برخیها خوششانسترن؟ چرا اراده بیشتری دارن و بیشتر پیشرفت میکنن؟
🦋دلیل اینه که اونها اکثرا انرژی بالایی دارن!
اما چجوری؟ چرا برای ما تمرینات زیاد جواب نمیده؟
توی این سری از مطالب یاد میگیریم، اکثرا انرژی بالایی داشته باشیم، تا:
🌧با انرژی بهتری پیش بریم
🌧با اراده باشیم
🌧پر انرژی مثبت باشیم و همیشه بهترینها رو جذب کنیم
🌧و خیلی خیلی خوششانس بشیم...
🦋این سری از مطالب، کمک میکنه توی سال یک، سال آغازها، حسابی تغییر کنیم، با انرژی بالا، بتازیم، پیش بریم و اوج بگیریم🦋
🩵واقعیت ماجرا و متافیزیک رو بخون🩵
🤍مطالب🤍
مطالب رو با هشتگ زیر دنبال کنید👇👇👇
#𝐞𝐧𝐞𝐫𝐠𝐲
@magicpractice | پیام به من
🩵واقعیت ماجرا چیه؟ چرا برخیها خوششانسترن؟ چرا اراده بیشتری دارن و بیشتر پیشرفت میکنن؟
🦋دلیل اینه که اونها اکثرا انرژی بالایی دارن!
اما چجوری؟ چرا برای ما تمرینات زیاد جواب نمیده؟
توی این سری از مطالب یاد میگیریم، اکثرا انرژی بالایی داشته باشیم، تا:
🌧با انرژی بهتری پیش بریم
🌧با اراده باشیم
🌧پر انرژی مثبت باشیم و همیشه بهترینها رو جذب کنیم
🌧و خیلی خیلی خوششانس بشیم...
🦋این سری از مطالب، کمک میکنه توی سال یک، سال آغازها، حسابی تغییر کنیم، با انرژی بالا، بتازیم، پیش بریم و اوج بگیریم🦋
🩵واقعیت ماجرا و متافیزیک رو بخون🩵
🤍مطالب🤍
مطالب رو با هشتگ زیر دنبال کنید👇👇👇
#𝐞𝐧𝐞𝐫𝐠𝐲
@magicpractice | پیام به من
🐳22
ما داریم توی روبیکا با ایدی چنل @nirasara_ir
پیش میریم چالش جادوی انرژی👆🏻
گفتم برای شماهم اینجا بذارم🌧🤍
به این ایدی توی تلگرام توجه نکنید🤣🤣
کار داداشمه ایدی چنلمو برداشته😂🤣
پیش میریم چالش جادوی انرژی👆🏻
گفتم برای شماهم اینجا بذارم🌧🤍
کار داداشمه ایدی چنلمو برداشته😂🤣
🐳25
🤍واقعیت ماجرا و انرژیها🤍
همیشه از من پرسیدید که: ما تمرینات رو انجام میدیم، همونموقع و همون روز انرژی داریم، اما بعد مدت کوتاهی، تاثیر تمرین کم میشه و اون انرژی رو از دست میدیم. مثل تمرین ماه کامل!
چرا؟ و چطور حلش کنیم؟
🤍جواب:
هیچ راهحلی نداره
چون اصلا مشکل نیست که راهحل داشته باشه. این موضوع کاملا طبیعیه🤍
جدی میگم!
تاثیر تمرینات انرژی کمرنگ میشه.
هرکسیم میگه نه، خب داره دروغ میگه
این خیلی عادیه
اصلا مشکل نیست
طبیعتش همینه
نمیدونم چه تصوری از متافیزیک دارید...
یا از قوانین انرژی
ولی بیایید واقعی نگاهش کنید
آیا وقتی گوشیتون رو میزنید به شارژ، تا ابد شارژش میمونه؟📲🔋🪫
معلومه که نه!
شما ازش استفاده میکنید و کمکم شارژ گوشیتون کم میشه🪫
و باید دوباره شارژش کنید: 🔋
خب این خیلی عادی وطبیعیه نه؟
هیچوقت انتظار ندارید شارژ نکنید، استفاده کنید و شارژش کامل بمونه!
نمیشه
بدن ماهم همینه!
چه تصوری مگه ازش داشتید؟
یا از تمرینات انرژی؟
خب طبیعیه که شما از ذهنتون، انرژیتون و بدنتون دارید استفاده میکنید...
شما نشت انرژی دارید!
هزاران انرژیخوار وجود داره که انرژی شما رو میبلعه
البته که هزاران انرژی دهنده هم وجود داره که شارژتون میکنه
شما باید به نسبت انرژیخوارها و کمی بیشتر شما خودتون رو شارژ نگه دارید
هروقت انرژیتون تخلیه شد و داشتید سمت بیحالی و ناامیدی و انرژی منفی میرفتید
خب باید خودتون رو شارژ کنید
خیلی سادست، نه؟
پس دید درستی به تمرینات داشته باشید...
اگر مدام با انرژی روز و کیهانی، با انرژی مدیتیشن، با انرژی مادرزمین، با انرژی سیارات و ... خودتون رو شارژ کنید...
اگر قوانین شارژ انرژی رو بلد باشید
اونوقت، همواره در مدار درست و پر انرژی میمونید
و اتفاقات زیبا هم جذب میکنید
شانس جذب میکنید🤍
اگر هم یادتون بره شارژ کنید
یا هرچند وقت یبار خودتون رو شارژ کنید
خب معلومه که انرژی شما تخلیه میشه
خیلی طبیعیه
و قرار هم نیست بدون شارژ کردن خودتون
به اندازه اونایی که خودشون رو شارژ میکنن: خوششانس باشید
یا موقعیتهای خوب جذب کنید
یا حال خوب جذب کنید
اتفاقات خوب جذب کنید
ادمهای خوب جذب کنید...
پس خودتون رو همیشه شارژ نگهدارید و حسابی هم رشد میکنید🤍
در مدار درست هم قرار میگیرد🦋
لطفا با دید واقعی تمرینات رو ببینید
هیچ چیز تخیلی و ابدی که یبار انجام بده تا ابد شارژی نیست🤍
ماهم هیچوقت اینو نگفتیم
مطالب رو با هشتگ زیر دنبال کنید👇👇👇
#𝐞𝐧𝐞𝐫𝐠𝐲
@magicpractice
همیشه از من پرسیدید که: ما تمرینات رو انجام میدیم، همونموقع و همون روز انرژی داریم، اما بعد مدت کوتاهی، تاثیر تمرین کم میشه و اون انرژی رو از دست میدیم. مثل تمرین ماه کامل!
چرا؟ و چطور حلش کنیم؟
🤍جواب:
هیچ راهحلی نداره
چون اصلا مشکل نیست که راهحل داشته باشه. این موضوع کاملا طبیعیه🤍
جدی میگم!
تاثیر تمرینات انرژی کمرنگ میشه.
هرکسیم میگه نه، خب داره دروغ میگه
این خیلی عادیه
اصلا مشکل نیست
طبیعتش همینه
نمیدونم چه تصوری از متافیزیک دارید...
یا از قوانین انرژی
ولی بیایید واقعی نگاهش کنید
آیا وقتی گوشیتون رو میزنید به شارژ، تا ابد شارژش میمونه؟📲🔋🪫
معلومه که نه!
شما ازش استفاده میکنید و کمکم شارژ گوشیتون کم میشه🪫
و باید دوباره شارژش کنید: 🔋
خب این خیلی عادی وطبیعیه نه؟
هیچوقت انتظار ندارید شارژ نکنید، استفاده کنید و شارژش کامل بمونه!
نمیشه
بدن ماهم همینه!
چه تصوری مگه ازش داشتید؟
یا از تمرینات انرژی؟
خب طبیعیه که شما از ذهنتون، انرژیتون و بدنتون دارید استفاده میکنید...
شما نشت انرژی دارید!
هزاران انرژیخوار وجود داره که انرژی شما رو میبلعه
البته که هزاران انرژی دهنده هم وجود داره که شارژتون میکنه
شما باید به نسبت انرژیخوارها و کمی بیشتر شما خودتون رو شارژ نگه دارید
هروقت انرژیتون تخلیه شد و داشتید سمت بیحالی و ناامیدی و انرژی منفی میرفتید
خب باید خودتون رو شارژ کنید
خیلی سادست، نه؟
پس دید درستی به تمرینات داشته باشید...
اگر مدام با انرژی روز و کیهانی، با انرژی مدیتیشن، با انرژی مادرزمین، با انرژی سیارات و ... خودتون رو شارژ کنید...
اگر قوانین شارژ انرژی رو بلد باشید
اونوقت، همواره در مدار درست و پر انرژی میمونید
و اتفاقات زیبا هم جذب میکنید
شانس جذب میکنید🤍
اگر هم یادتون بره شارژ کنید
یا هرچند وقت یبار خودتون رو شارژ کنید
خب معلومه که انرژی شما تخلیه میشه
خیلی طبیعیه
و قرار هم نیست بدون شارژ کردن خودتون
به اندازه اونایی که خودشون رو شارژ میکنن: خوششانس باشید
یا موقعیتهای خوب جذب کنید
یا حال خوب جذب کنید
اتفاقات خوب جذب کنید
ادمهای خوب جذب کنید...
پس خودتون رو همیشه شارژ نگهدارید و حسابی هم رشد میکنید🤍
در مدار درست هم قرار میگیرد🦋
لطفا با دید واقعی تمرینات رو ببینید
هیچ چیز تخیلی و ابدی که یبار انجام بده تا ابد شارژی نیست🤍
ماهم هیچوقت اینو نگفتیم
مطالب رو با هشتگ زیر دنبال کنید👇👇👇
#𝐞𝐧𝐞𝐫𝐠𝐲
@magicpractice
🐳29
🌧𝑵𝒊𝒓𝒂 𝑺𝒂𝒓𝒂|نیرا سَرا🌧 pinned «ما داریم توی روبیکا با ایدی چنل @nirasara_ir پیش میریم چالش جادوی انرژی👆🏻 گفتم برای شماهم اینجا بذارم🌧🤍 به این ایدی توی تلگرام توجه نکنید🤣🤣 کار داداشمه ایدی چنلمو برداشته😂🤣 »