🤍تکمیل چرخه ماه سوم🤍
🌧اگر نمیدونی تکمیل چرخه چیه؟ کلیک کن🌧
🦋مقدمه: پایان برای آغاز🦋
🤍شروع ماه سوم🤍
🦋روز اول، چمدانها را ببندید
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🦋ماه سوم فقط به صورت رایگان (+کامل) منتشر میشه🦋
🌧اگر نمیدونی تکمیل چرخه چیه؟ کلیک کن🌧
🦋مقدمه: پایان برای آغاز🦋
🤍شروع ماه سوم🤍
🦋روز اول، چمدانها را ببندید
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳183☃5
🦋مقدمه: پایانی برای آغاز🦋
سلام دوست نیرایی من🤍
ممنونم که ۲ ماه زیبا رو به خودت و رشدت اختصاص دادی. ممنونم که توی این شرایط پیچیده، به روحت نگاه کردی و تصمیم گرفتی درمانش کنی.
من بارها گفتم و باز هم میگم، هرچند بعد دو ماه، دیگه حفظ شدید: سال ۹، سال پاکسازی، رهایی و شکستن الگوهای کهنه است.
سال ۹ سالی بود که چرخه های تکراری و سیستمهایی که دیگه جواب نمیدادند، شکسته میشد.🦋
سال ۹، سالی بود که ما زمین زندگی خودمون رو از چرخههای تکراری، آسیبها و علفهای هرز پاک کردیم.
هرآنچه بدن، روح و ذهنمون به اون نیاز نداشت رو پاکسازی کردیم و امکاناتی فراهم کردیم تا در ۹ سال آینده بتونیم بدرخشیم.
تا زمین جدیدی داشته باشیم تا بتونیم در اون، بذرهای جدید بکاریم و در ۹سال آینده پرورش بدیم.🤍
حتما میدونید که:
و سال ۹، سال پاکسازی و ایجاد این فضا برای رشد در ۹ سال آینده است.
پایان، همیشه، متضاد آغاز بوده. به همین دلیل بود که از اول سال هم گفتم: امسال سال خوب و عالی برای شروع نیست!
در عوض سالی خوب و عالی برای پاکسازی و آمادگی برای شروع جدید حساب میشه.
عدهای، این گفته رو بپذیرفتند و عدهای هم اون رو خرافه دونستند.
یکی از اونها هم شرکت قبلی بود که من باهاشون کار میکردم و بارها بهشون گفتم امسال وقت این شروعها نیست. گوش ندادند و ضرر بزرگی کردند.
زمان گذشت و جهان ثابت کرد که همواره الگویی مشخص داره. الگوی امسال هم برای شروع نبود.🤍
همونطور که زمستان چه بخواهیم و چه نخواهیم سر میرسه❄️ و در زمستان گیاهان سبز نمیشند، سالها هم از این چرخه طبیعت دارند و ازش پیروی میکنند.🌨
من کسبوکارهای زیادی میشناسم که امسال مسیر جدید رو شروع کردند و به رشد خوبی نرسیدن.
پیج زدن و بارها دچار چالش شدند.
در زمستان، گیاهی سبز نمیشه. زمستان آمادگی و استراحت لازم برای رسیدن به بهاره و بهار آغاز یک چرخه است.
سال ۹ هم هیچوقت برای شروع خوب نبوده و شروعها با چالشهای زیادی همراه شدند.
یک جنگ، دو بار قطعی سراسری اینترنت، سوگهای بزرگ، افسردگی، خشم، آشفتگی و حالا در یک لحظه تاریخی، نامعلوم و سرنوشتساز ایستادیم که میتونه تمامی آینده و برنامهها و کسبوکارها رو تحت تاثیر قرار بده.
این وضعیت، چیزی نیست که یک کسبوکار نوپا و تازه تاسیس بتونه از پس اون به سادگی بربیاد و ضررهای سنگین نداشته باشه.
طبیعت امسال بارها و بارها فریاد زد که در سال ۹ قرار داره. بهطوری که اگر از هرکسی که در این زمینه اطلاعی نداره، بپرسیم، قطعا و حتما خواهد گفت:
این طبیعت و ماهیت سال ۹ است.
با اینحال، مژده و مژده که این سال، درحال اتمامه☃️.
مژده که ساختارهای کهنه شکسته شده و هر آنچه دیگر مفید نیست به زودی از بین میره و جهان خودش رو برای یک چرخه ۹ سال جدید آماده میکنه.⛄️
مژده و مژده که ما داریم وارد سال آغازها میشیم. هرچند، سال ۱، سال آغاز پرشکوه نیست. اما سال یک تولد تازه است.🦋🤍
مثل نوزاد تازه متولد شده، چرخه جدید شروع میشه. 🌧
گیج خواهیم بود برای ورود به یک جهان تازه نامعلوم. اما یاد میگیریم🤍.
مثل یک نوزاد دوباره و پاک و آماده متولد میشیم و یاد میگیریم با جهان در چرخه جدید آشنا شیم. درکش کنیم و کمکم شروع به راه رفتن کنیم.🤍
پس آغاز سال تازه، یک آغاز کامل نیست.
کمالگرایی رو کنار بذارید و آماده شید
و
و
پس اگر الان، نمیدونید چطور باید سال ۱ رو آغاز کنید، یا هدف مشخصی ندارید! یا در سال ۹ تمام ساختارها و اهداف شما متلاشی شده!
هیچ اشکالی نداره! این نه تنها بد نیست، کاملا طبیعیه! 🌧🤍
شما تازه در سال آینده قراره شکوفه بزنید و متولد شید🌱. کمکم پخته میشید، مسیرهای جدید رو درک میکنید و میفهمید باید چهکاری انجام بدید.
ادامه...
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
سلام دوست نیرایی من🤍
ممنونم که ۲ ماه زیبا رو به خودت و رشدت اختصاص دادی. ممنونم که توی این شرایط پیچیده، به روحت نگاه کردی و تصمیم گرفتی درمانش کنی.
من بارها گفتم و باز هم میگم، هرچند بعد دو ماه، دیگه حفظ شدید: سال ۹، سال پاکسازی، رهایی و شکستن الگوهای کهنه است.
سال ۹ سالی بود که چرخه های تکراری و سیستمهایی که دیگه جواب نمیدادند، شکسته میشد.🦋
سال ۹، سالی بود که ما زمین زندگی خودمون رو از چرخههای تکراری، آسیبها و علفهای هرز پاک کردیم.
هرآنچه بدن، روح و ذهنمون به اون نیاز نداشت رو پاکسازی کردیم و امکاناتی فراهم کردیم تا در ۹ سال آینده بتونیم بدرخشیم.
تا زمین جدیدی داشته باشیم تا بتونیم در اون، بذرهای جدید بکاریم و در ۹سال آینده پرورش بدیم.🤍
حتما میدونید که:
هرچه زمین کشاورزی پاکتر باشه، فضای بیشتری داشته باشه، محصولات و نتایج بیشتری در آینده به ما میده.
و سال ۹، سال پاکسازی و ایجاد این فضا برای رشد در ۹ سال آینده است.
پایان، همیشه، متضاد آغاز بوده. به همین دلیل بود که از اول سال هم گفتم: امسال سال خوب و عالی برای شروع نیست!
در عوض سالی خوب و عالی برای پاکسازی و آمادگی برای شروع جدید حساب میشه.
عدهای، این گفته رو بپذیرفتند و عدهای هم اون رو خرافه دونستند.
یکی از اونها هم شرکت قبلی بود که من باهاشون کار میکردم و بارها بهشون گفتم امسال وقت این شروعها نیست. گوش ندادند و ضرر بزرگی کردند.
زمان گذشت و جهان ثابت کرد که همواره الگویی مشخص داره. الگوی امسال هم برای شروع نبود.🤍
همونطور که زمستان چه بخواهیم و چه نخواهیم سر میرسه❄️ و در زمستان گیاهان سبز نمیشند، سالها هم از این چرخه طبیعت دارند و ازش پیروی میکنند.🌨
من کسبوکارهای زیادی میشناسم که امسال مسیر جدید رو شروع کردند و به رشد خوبی نرسیدن.
پیج زدن و بارها دچار چالش شدند.
در زمستان، گیاهی سبز نمیشه. زمستان آمادگی و استراحت لازم برای رسیدن به بهاره و بهار آغاز یک چرخه است.
سال ۹ هم هیچوقت برای شروع خوب نبوده و شروعها با چالشهای زیادی همراه شدند.
یک جنگ، دو بار قطعی سراسری اینترنت، سوگهای بزرگ، افسردگی، خشم، آشفتگی و حالا در یک لحظه تاریخی، نامعلوم و سرنوشتساز ایستادیم که میتونه تمامی آینده و برنامهها و کسبوکارها رو تحت تاثیر قرار بده.
این وضعیت، چیزی نیست که یک کسبوکار نوپا و تازه تاسیس بتونه از پس اون به سادگی بربیاد و ضررهای سنگین نداشته باشه.
طبیعت امسال بارها و بارها فریاد زد که در سال ۹ قرار داره. بهطوری که اگر از هرکسی که در این زمینه اطلاعی نداره، بپرسیم، قطعا و حتما خواهد گفت:
امسال، متفاوت، سنگین و دیوانهوار گذشته.
این طبیعت و ماهیت سال ۹ است.
با اینحال، مژده و مژده که این سال، درحال اتمامه☃️.
مژده که ساختارهای کهنه شکسته شده و هر آنچه دیگر مفید نیست به زودی از بین میره و جهان خودش رو برای یک چرخه ۹ سال جدید آماده میکنه.⛄️
مژده و مژده که ما داریم وارد سال آغازها میشیم. هرچند، سال ۱، سال آغاز پرشکوه نیست. اما سال یک تولد تازه است.🦋🤍
مثل نوزاد تازه متولد شده، چرخه جدید شروع میشه. 🌧
گیج خواهیم بود برای ورود به یک جهان تازه نامعلوم. اما یاد میگیریم🤍.
مثل یک نوزاد دوباره و پاک و آماده متولد میشیم و یاد میگیریم با جهان در چرخه جدید آشنا شیم. درکش کنیم و کمکم شروع به راه رفتن کنیم.🤍
پس آغاز سال تازه، یک آغاز کامل نیست.
کمالگرایی رو کنار بذارید و آماده شید
تا با عشق متولد شیم.
با آگاهی متولد شیم
و
اینبار یک چرخه ۹ ساله رو در کنارهم، با آگاهی، با یک نگاه تازه طی کنیم.
کمکم یادبگیریم چطور راه بریم
و
کمکم پیشرفت کنیم.
پس اگر الان، نمیدونید چطور باید سال ۱ رو آغاز کنید، یا هدف مشخصی ندارید! یا در سال ۹ تمام ساختارها و اهداف شما متلاشی شده!
هیچ اشکالی نداره! این نه تنها بد نیست، کاملا طبیعیه! 🌧🤍
شما تازه در سال آینده قراره شکوفه بزنید و متولد شید🌱. کمکم پخته میشید، مسیرهای جدید رو درک میکنید و میفهمید باید چهکاری انجام بدید.
ادامه...
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳183☃12
🤍نکته:
شاید با خودتون بگید که یکی امسال رشد خوبی کرد، یا یکی اینجوری نبود.
خب اینجا همیشه استثناها وجود دارند و سال شخصی فرد هم قطعا تاثیرگذاره و استثناها رو میسازه.
مثلا، یکی در سال ۹ جهانی، سال خودش ۸ هست و این تفسیرهای متفاوتی داره. ۸ سال برکته و ممکنه فرد از همین آشوبها هم برکت کسب کنه🤍
نمیخوام واردش شم. اما این نکته رو بدونید که اتفاقات و انرژی سالهای جهانی، روی همه افراد، بدون استثنا تاثیر میذاره.
مثل امسال که تورم سنگین، آشفتگیها، جنگ و ... روی همه افراد تاثیر داشت و سال جهانی، چیزی نیست که ازش فرار کنیم. تنها باید اون رو درک کنیم و بدونیم در هر سال بهتره در چه جهتی حرکت کنیم، تا از اون سال و نقاط قوتش بهترین استفاده رو داشته باشیم و سود ببریم.🦋
حالا سال شخصی چیزی هست که ما در زندگی شخصی خودمون باهاش روبهرو میشیم و در کنار سال جهانی تاثیر میذاره، اما همه تحت تاثیر سال جهانی هم هستیم.🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
شاید با خودتون بگید که یکی امسال رشد خوبی کرد، یا یکی اینجوری نبود.
خب اینجا همیشه استثناها وجود دارند و سال شخصی فرد هم قطعا تاثیرگذاره و استثناها رو میسازه.
مثلا، یکی در سال ۹ جهانی، سال خودش ۸ هست و این تفسیرهای متفاوتی داره. ۸ سال برکته و ممکنه فرد از همین آشوبها هم برکت کسب کنه🤍
نمیخوام واردش شم. اما این نکته رو بدونید که اتفاقات و انرژی سالهای جهانی، روی همه افراد، بدون استثنا تاثیر میذاره.
مثل امسال که تورم سنگین، آشفتگیها، جنگ و ... روی همه افراد تاثیر داشت و سال جهانی، چیزی نیست که ازش فرار کنیم. تنها باید اون رو درک کنیم و بدونیم در هر سال بهتره در چه جهتی حرکت کنیم، تا از اون سال و نقاط قوتش بهترین استفاده رو داشته باشیم و سود ببریم.🦋
حالا سال شخصی چیزی هست که ما در زندگی شخصی خودمون باهاش روبهرو میشیم و در کنار سال جهانی تاثیر میذاره، اما همه تحت تاثیر سال جهانی هم هستیم.🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳184☃16
🤍جواب سوالات شما🤍
🦋ماه سوم رو میشه با ماه اول یا دوم انجام داد؟
🌧جواب: ماه سوم رو میشه با ماه دوم، انجام داد. اما بهتره با ماه اول انجام نشه و بعد از ماه اول، انجام بشه؛
اما ماه دوم میتونه همزمان با ماه اول و ماه سوم انجام شه.
🦋حتما تمرینات باید تا آخرسال ۱۴۰۴ تمام شه؟
🌧جواب: بله! من بارها گفتم که امسال سال پاکسازیه و تمرینات رو تا قبل ۱۴۰۵ تکمیل کنید؛
اما پاکسازی همیشه خوبه و حتی سال دیگه و سالهای بعد هم میشه از اصول و تمارین به شکل عالی استفاده کرد🤍
🦋میشه چندتا تمرین رو در یک روز انجام داد؟
🌧جواب: بله!
به شرط اینکه حس کنید میشه و میتونید و توانش رو دارید، انجام بدید.
اما بهترین حالتش اینه که روزانه باشه و مهلت بدید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🦋ماه سوم رو میشه با ماه اول یا دوم انجام داد؟
🌧جواب: ماه سوم رو میشه با ماه دوم، انجام داد. اما بهتره با ماه اول انجام نشه و بعد از ماه اول، انجام بشه؛
اما ماه دوم میتونه همزمان با ماه اول و ماه سوم انجام شه.
🦋حتما تمرینات باید تا آخرسال ۱۴۰۴ تمام شه؟
🌧جواب: بله! من بارها گفتم که امسال سال پاکسازیه و تمرینات رو تا قبل ۱۴۰۵ تکمیل کنید؛
اما پاکسازی همیشه خوبه و حتی سال دیگه و سالهای بعد هم میشه از اصول و تمارین به شکل عالی استفاده کرد🤍
🦋میشه چندتا تمرین رو در یک روز انجام داد؟
🌧جواب: بله!
به شرط اینکه حس کنید میشه و میتونید و توانش رو دارید، انجام بدید.
اما بهترین حالتش اینه که روزانه باشه و مهلت بدید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳191☃16
🤍یادآوری🤍
شک رو بذار کنار
انرژیها واقعیان...
واقعا تاثیر دارن...
واقعا جواب میدن...
و
من بارها و بارها و بارها بهم ثابت شده🤍🦋
بارها و بارها و بارها توی زندگیم تجربهاش کردم...
مطمئنم خیلیهاتون تجربهاش رو دارید🌧
الان جو جامعه اینجوریه که: اینها زرده ...
خرافه است ...
تو نمیتونی به خواستههات برسی ...
پس چرا ما تونستیم...؟
چرا ما اونچه تصور کردیم و انرژیش رو فرستادیم، تجربه کردیم!؟
تو دوست داری کدوم رو تجربه کنی؟
بشه یا نشه؟
چون
چه فکر کنی میشه...
و چه فکر کنی نمیشه...
همون میشه🤍
#𝐰𝐨𝐫𝐝
@magicpractice | پیام به من
شک رو بذار کنار
انرژیها واقعیان...
واقعا تاثیر دارن...
واقعا جواب میدن...
و
واقعا اونچه همیشه بهش فکر میکنی در مسیر زندگی تو قرار میگیره...🦋
من بارها و بارها و بارها بهم ثابت شده🤍🦋
بارها و بارها و بارها توی زندگیم تجربهاش کردم...
مطمئنم خیلیهاتون تجربهاش رو دارید🌧
الان جو جامعه اینجوریه که: اینها زرده ...
خرافه است ...
تو نمیتونی به خواستههات برسی ...
پس چرا ما تونستیم...؟
چرا ما اونچه تصور کردیم و انرژیش رو فرستادیم، تجربه کردیم!؟
تو دوست داری کدوم رو تجربه کنی؟
بشه یا نشه؟
چون
چه فکر کنی میشه...
و چه فکر کنی نمیشه...
همون میشه🤍
#𝐰𝐨𝐫𝐝
@magicpractice | پیام به من
🐳232☃21
توی این روزهای سختی که میگذرونیم...
خیلی ذوق میکنم وقتی نظرات شما و داستانهای زیباتون رو میخونم🤍🦋
خوشحالم که اینجا میتونم حتی یه کوچولو کمکتون کنم🌧
اگر اینجا هستید، بی دلیل نیست!
و اگر هنوز شروع نکردید: از اینجا شروع کنید.
@magicpractice | پیام به من
خیلی ذوق میکنم وقتی نظرات شما و داستانهای زیباتون رو میخونم🤍🦋
خوشحالم که اینجا میتونم حتی یه کوچولو کمکتون کنم🌧
اگر اینجا هستید، بی دلیل نیست!
و اگر هنوز شروع نکردید: از اینجا شروع کنید.
@magicpractice | پیام به من
🐳78☃4
مراقب خودتون باشید🤍
این شب بالاخره صبح میشه... :)🦋
آخر سال ۹ ...
بسته شدن پروندههای چندین ساله
سعی کنید مراقب همدیگه باشید و سالم بمونید🤍
این شب بالاخره صبح میشه... :)🦋
آخر سال ۹ ...
بسته شدن پروندههای چندین ساله
داره اتفاق میوفته اونچه کل سال ۹ باید انجام میشد ...
بسته شدن پروندهای که باید بسته میشد
سعی کنید مراقب همدیگه باشید و سالم بمونید🤍
☃185🐳92
🤍شروع تکمیل چرخه، ماه سوم🤍
ما الان میدونیم که: با شناخت ویژگیهای مثبت و منفی هرسال، بهترین استفاده رو میشه از اون سال و انرژی عظیمش داشت.
🤍سال ۹ هرچند سخت بود، اما ما حسابی با انرژی اون پاکسازی کردیم، روابط، ساختارها و سیستمهایی که دیگه برای ما کاربرد نداشت رو حذف کردیم.
🤍در ماه دوم، روی افکار مالی خودمون کار کردیم که آماده رشد مالی و مادی زیادی در یک چرخه تازه باشیم و به شکل انسانی با ذهن آماده برای ثروت، برنامه ریزی شده برای رشد مالی عالی، وارد سال ۱۴۰۵ بشیم و یک چرخه پر برکت رو شروع کنیم.
پس چقدر خوشحالم که شما رو در این مدت برای این ماموریت بزرگ آماده کردم تا نهایت استفاده رو از انرژی عظیم سال ۹ ببرید، پاکسازی کنید، آماده شید تا بذرهای جدید بکارید.🤍
حالا در ماه سوم، میخواییم:
🦋آخرین ماموریتهای باقی مانده سال ۹ رو انجام بدیم، تا بعد از پاکسازیهای نهایی، جمعبندی و نتیجهگیری از سال ۹، آماده و حاضر برای ورود به یکچرخه جدید باشیم.
بریم که شروعش کنیم.🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
ما الان میدونیم که: با شناخت ویژگیهای مثبت و منفی هرسال، بهترین استفاده رو میشه از اون سال و انرژی عظیمش داشت.
🤍سال ۹ هرچند سخت بود، اما ما حسابی با انرژی اون پاکسازی کردیم، روابط، ساختارها و سیستمهایی که دیگه برای ما کاربرد نداشت رو حذف کردیم.
🤍در ماه دوم، روی افکار مالی خودمون کار کردیم که آماده رشد مالی و مادی زیادی در یک چرخه تازه باشیم و به شکل انسانی با ذهن آماده برای ثروت، برنامه ریزی شده برای رشد مالی عالی، وارد سال ۱۴۰۵ بشیم و یک چرخه پر برکت رو شروع کنیم.
پس چقدر خوشحالم که شما رو در این مدت برای این ماموریت بزرگ آماده کردم تا نهایت استفاده رو از انرژی عظیم سال ۹ ببرید، پاکسازی کنید، آماده شید تا بذرهای جدید بکارید.🤍
حالا در ماه سوم، میخواییم:
🦋آخرین ماموریتهای باقی مانده سال ۹ رو انجام بدیم، تا بعد از پاکسازیهای نهایی، جمعبندی و نتیجهگیری از سال ۹، آماده و حاضر برای ورود به یکچرخه جدید باشیم.
بریم که شروعش کنیم.🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳31☃1
دوستان سلام مجدد😅
اگر نمیتونید مدام وصل باشید، مطالب رو توی روبیکا هم میذارم:
آیدی روبیکا:
@nirasara_ir
میدونم جنگه...
و ما تا دیشب انفجار داشتیم😬😬😬
اما خب، هم اینکه مطالب ماه سوم اماده بود...
هم اینکه خیلی هاتون درخواست کرده بودید
پس من قرار میدم🙏🙏
اینکار از روی حسن نیت هست
و اینکه کاری که شروع شده بود تمام بشه
تمرینات خیلی جالبی باهم داریم🥹🤍
و عمیقا امیدوارم من رو ببخشید اگر قرار دادن مطالب توی این شرایط رو بی احترامی میدونید🥲
قصد من بی احترامی یا عادی جلوه دادن نیست🙏🤍
اگر نمیتونید مدام وصل باشید، مطالب رو توی روبیکا هم میذارم:
آیدی روبیکا:
@nirasara_ir
🐳28☃1
🤍تمرین روز اول: چمدانها را ببند🤍
توی تمرین امروز، قراره هرچه در ماههای قبل کم بوده یا پاکسازی نشده پاکسازی شه.
قراره اونها رو توی یک چمدون قرار بدیم و بندازیم دور
تا از ما و از زندگیما خارج شه. از روحمون حذف و پاکسازی شه و ما رو برای شروع نهایی آماده کنه.
فقط کافیه به این یک سوال، در طول روز، جواب بدید.
اهمالکاری؟ ضعف؟ کوچک دیدن خود؟
چه چیزهایی در زندگیتون بارها تکرار شده و الان دیگه واقعا نمیخوایید ادامه داشته باشه؟
همه اینها رو بنویسید. هرچقدر یادتون میاد رو یادداشت کنید. اگر همه رو هم به یاد نمیارید، اشکالی نداره!
مدیتیشن بار سنگین روحی رو انجام بدید.
تا از این بارسنگین رها شید.🤍🤍
🦋مدیتیشن بار سنگین روحی🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
توی تمرین امروز، قراره هرچه در ماههای قبل کم بوده یا پاکسازی نشده پاکسازی شه.
قراره اونها رو توی یک چمدون قرار بدیم و بندازیم دور
تا از ما و از زندگیما خارج شه. از روحمون حذف و پاکسازی شه و ما رو برای شروع نهایی آماده کنه.
امروز تمرین فقط در یک سوال، خلاصه میشه.
فقط کافیه به این یک سوال، در طول روز، جواب بدید.
چه چیزی برای من تموم شده و دیگه نمیخوام با خودم به سال جدید ببرم؟🦋
چه چیزی هنوز درون من سنگینی میکنه که باید از من خارج شه و دیگه با من به سال جدید نیاد؟🦋
چه احساسات، افکار، غم یا ... روی من سنگینی میکنه و میخوام از اون رها شم تا اوج بگیرم؟🦋
چهچیزهایی قرار نیست وارد چرخه جدید شه؟ 🦋
اهمالکاری؟ ضعف؟ کوچک دیدن خود؟
چه چیزهایی در زندگیتون بارها تکرار شده و الان دیگه واقعا نمیخوایید ادامه داشته باشه؟
همه اینها رو بنویسید. هرچقدر یادتون میاد رو یادداشت کنید. اگر همه رو هم به یاد نمیارید، اشکالی نداره!
مدیتیشن بار سنگین روحی رو انجام بدید.
تا از این بارسنگین رها شید.🤍🤍
🦋مدیتیشن بار سنگین روحی🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳26☃2
🤍مدیتیشن بار سنگین روحی🤍
۱. قبل از انجام مدیتیشن، هرچیزی یادتون میاد رو یادداشت کنید
۲. قبل از مدیتیشن، یک لیوان آب بنوشید
۳. یک دور از روی برگهای که نوشتید بخونید.
۴. دراز کشیده یا نشسته مدیتیشن رو انجام بدید. کمر باید صاف باشه.
۵. در جای مناسب قرار بگیرید و نفس عمیق بکشید.
۶. دو دست رو وسط سینه، نه روی قلب، وسط سینه در چاکرای قلب قرار بدید.
۷. جمله زیر رو سه بار، زمزمهوار یا صدای بلند تکرار کنید. توی دل نباشه
۹. حالا چشمانتون رو ببندید و وارد حالت آلفا یا آرامش شید. میتونید برای وارد شدن به این حالت از ۰ تا ۱۰۰ بشمارید و با هر شمارش، تصور کنید که یک قطره نور خنک از بالا به سرتون چکه میکنه و سر رو ریلکس، خنک و سبک میکنه و تا۱۰۰ ادامه بدید که کل بدن، ناحیه به ناحیه خنک، ریلکس و سبک بشه.
نور رو در بدنتون حس کنید.
۱۰. حالا که آروم شدید، خودتون رو در پایین و دامنه یک کوه ببینید.
۱۱. بالای کوه، سعادت و کامیابی شما در ۹ سال آینده قرار داره.
۱۲. شما باید به سمت قله حرکت کنید. اول مسیر که هستید، اون بارهایی که از قبل روی کاغذ نوشتید رو به یادتون بیارید.
ببینید که چقدر سنگین هستند و باید رها کنید. روی دوشتون حسش کنید که سنگینی میکنه. با وجود اونها بالا رفتن خیلی سخت میشه.
پس همونجا در دامنه بایستید و جملات زیر رو تکرار کنید تا بارها رو رها کنید. هر زمان حس سبکی کردید، به سمت بالا حرکت کنید.
🤍از اینجا حساس میشه:
۱۳. همینطور که دارید به سمت قله سعادت میرید. هر چی سنگینی و احساست و بارهای اضافه هست، خود به خود تو ذهنتون بالا میاد و شما حس و درکش میکنید.
این مدیتیشن واقعا خاص و عمیقه، شبیه به یک خودهیپنوتیزم و پاکسازی عمیقه و با اشکال تحریک کننده ذهن به خوبی ترکیب شده.
پس اینجا دقیقا خود ذهن، هرچی لازم باشه رو به شما نمایش میده و لازم بر فشار اوردن نیست.
۱۴. درحالی که به سمت قله میرید، هرجا بار سنگینی رو حس کردید که روی دوشتون هست، در مسیر بایستید. بار سنگین رو حس کنید، درک کنید و ببینید چیه؟ حتی اگر ندیدید چیه! مهم نیست. دستتون رو روی قلب قرار بدید.(توی ذهنتون دست رو روی قلب قرار بدید) و بگید:
این جملات بار سنگین رو حذف میکنند. یکبار گفتن کافیه. چون در حالت مدیتیشن عمیق هستید و ذهن به سرعت میپذیره.
حالا دوباره به سمت بالا حرکت کنید و هر زمان بار سنگین رو دیدید، بایستید و رها کنید.
۱۵. هر زمان که به قله رسیدید،حس سبکی، وزش باد و کامیابی داشتید، لبخند بزنید و چشمانتون رو باز کنید.
🤍نکته: من با این مدیتیشن خیلی اشک ریختم پس اگر اشک ریختید عادیه.
این مدیتیشن صدرصد تاثیرگذار هست چون عمیق با احساسات و هواوپونوپونو ترکیب شده. پس شک نکنید و مطمئن باشید درست جلو میرید و عالی نتیجه میگیرید.
موفق باشید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
۱. قبل از انجام مدیتیشن، هرچیزی یادتون میاد رو یادداشت کنید
۲. قبل از مدیتیشن، یک لیوان آب بنوشید
۳. یک دور از روی برگهای که نوشتید بخونید.
۴. دراز کشیده یا نشسته مدیتیشن رو انجام بدید. کمر باید صاف باشه.
۵. در جای مناسب قرار بگیرید و نفس عمیق بکشید.
۶. دو دست رو وسط سینه، نه روی قلب، وسط سینه در چاکرای قلب قرار بدید.
۷. جمله زیر رو سه بار، زمزمهوار یا صدای بلند تکرار کنید. توی دل نباشه
من آماده هستم، در مرحلهنهایی، تمام سنگینیها و بارهای روحی رو تخلیه و پاکسازی کنم.
۹. حالا چشمانتون رو ببندید و وارد حالت آلفا یا آرامش شید. میتونید برای وارد شدن به این حالت از ۰ تا ۱۰۰ بشمارید و با هر شمارش، تصور کنید که یک قطره نور خنک از بالا به سرتون چکه میکنه و سر رو ریلکس، خنک و سبک میکنه و تا۱۰۰ ادامه بدید که کل بدن، ناحیه به ناحیه خنک، ریلکس و سبک بشه.
نور رو در بدنتون حس کنید.
۱۰. حالا که آروم شدید، خودتون رو در پایین و دامنه یک کوه ببینید.
۱۱. بالای کوه، سعادت و کامیابی شما در ۹ سال آینده قرار داره.
۱۲. شما باید به سمت قله حرکت کنید. اول مسیر که هستید، اون بارهایی که از قبل روی کاغذ نوشتید رو به یادتون بیارید.
ببینید که چقدر سنگین هستند و باید رها کنید. روی دوشتون حسش کنید که سنگینی میکنه. با وجود اونها بالا رفتن خیلی سخت میشه.
پس همونجا در دامنه بایستید و جملات زیر رو تکرار کنید تا بارها رو رها کنید. هر زمان حس سبکی کردید، به سمت بالا حرکت کنید.
جملات: من به طور کامل این بار سنگین رو از وجودم پاک و رها میکنم. متاسفم که تا الان نگهش داشتم. من را ببخش، متشکرم و عمیقا دوستت دارم.🦋
🤍از اینجا حساس میشه:
۱۳. همینطور که دارید به سمت قله سعادت میرید. هر چی سنگینی و احساست و بارهای اضافه هست، خود به خود تو ذهنتون بالا میاد و شما حس و درکش میکنید.
این مدیتیشن واقعا خاص و عمیقه، شبیه به یک خودهیپنوتیزم و پاکسازی عمیقه و با اشکال تحریک کننده ذهن به خوبی ترکیب شده.
پس اینجا دقیقا خود ذهن، هرچی لازم باشه رو به شما نمایش میده و لازم بر فشار اوردن نیست.
۱۴. درحالی که به سمت قله میرید، هرجا بار سنگینی رو حس کردید که روی دوشتون هست، در مسیر بایستید. بار سنگین رو حس کنید، درک کنید و ببینید چیه؟ حتی اگر ندیدید چیه! مهم نیست. دستتون رو روی قلب قرار بدید.(توی ذهنتون دست رو روی قلب قرار بدید) و بگید:
من این بار سنگین رو برای خودم و ارتقای خودم از تمام وجودم حذف میکنم. متاسفم، من را ببخش، متشکرم و عمیقا دوستت دارم.
این جملات بار سنگین رو حذف میکنند. یکبار گفتن کافیه. چون در حالت مدیتیشن عمیق هستید و ذهن به سرعت میپذیره.
حالا دوباره به سمت بالا حرکت کنید و هر زمان بار سنگین رو دیدید، بایستید و رها کنید.
۱۵. هر زمان که به قله رسیدید،حس سبکی، وزش باد و کامیابی داشتید، لبخند بزنید و چشمانتون رو باز کنید.
🤍نکته: من با این مدیتیشن خیلی اشک ریختم پس اگر اشک ریختید عادیه.
🤍نکته: برای من اینجوری بود که هرچه بارها رو رها میکردم سرعت حرکتم به سمت قله سریعتر میشد. اوایل مسیر واقعا سخت بود و نفسم سخت بالا میومد. احتمال داره برای شما هم به همین شکل باشه.
🤍نکته: حتی اگر در مدیتیشن مبتدی هستید و خیلی از این موارد رو عمیق درک نمیکنید، اصلا اشکالی نداره!
این مدیتیشن صدرصد تاثیرگذار هست چون عمیق با احساسات و هواوپونوپونو ترکیب شده. پس شک نکنید و مطمئن باشید درست جلو میرید و عالی نتیجه میگیرید.
موفق باشید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳25☃2
در شرایط جنگی که سطح تهدید و عدم قطعیت بالاست، اضطراب واکنش طبیعی بدن و ذهن است. اما چند تکنیک عملی و سریع وجود دارد که در همان لحظه میتوانند شدت اضطراب را کم کنند و به شما کمک کنند کمی کنترل را به دست بگیرید :
1. تنفس تاکتیکی
قویترین و سریعترین ابزار در لحظه اضطراب شدید (حتی سربازان و نیروهای ویژه از آن استفاده میکنند).
- ۴ ثانیه دم از بینی
- ۴ ثانیه نگه داشتن نفس
- ۴ ثانیه بازدم آرام از دهان
- ۴ ثانیه مکث
→ ۴–۶ دور تکرار کنید.
ضربان قلب را پایین میآورد و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند.
2. تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ (Grounding / زمینگیر کردن ذهن)
وقتی ذهن در آینده فاجعهبار گیر کرده، این تکنیک فوری شما را به «همین لحظه» برمیگرداند:
- ۵ چیز که میبینید نام ببرید
- ۴ چیز که میتوانید لمس کنید را لمس کنید و حس کنید
- ۳ صدا که میشنوید
- ۲ بو که استشمام میکنید
- ۱ مزه که در دهان دارید (یا چیزی که میتوانید بچشید)
این کار مدار فکرهای فاجعهساز را قطع میکند.
3. انقباض و شل کردن عضلات پیشرونده
از انگشتان پا شروع کنید → عضله را ۵–۷ ثانیه محکم منقبض کنید → بعد کاملاً شل کنید و ۱۰–۱۵ ثانیه حس شل شدن را نگه دارید.
به ترتیب به سمت بالا (ساق، ران، شکم، دستها، شانه، صورت) بروید.
در ۵–۱۰ دقیقه تنش جسمانی خیلی زیادی را تخلیه میکند.
4. محدود کردن ورودی اخبار و محرکها
یکی از بزرگترین عوامل تشدید اضطراب در جنگ، چک کردن مداوم گوشی است.
قانون ساده:
- روزی فقط ۱–۲ بار مشخص اخبار چک کنید (مثلاً ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه عصر).
- اعلانها را خاموش کنید.
- از کلمات/عکس/کانالهایی که همیشه شما را به هم میریزد دوری کنید.
هر بار که وسوسه شدید گوشی را بردارید، اول ۱۰ تا نفس عمیق بکشید.
5. لنگرهای حسی کوچک و قابل حمل
چیزی فیزیکی که همیشه همراهتان باشد و حس امنیت یا آرامش بدهد:
- تسبیح / مهره / انگشتر که بچرخانید
- عکس کوچک خانوادگی
- بوی خوش عطر یا دستمال آغشته به اسانس
6. فعال کردن بدن حتی در حد کم
اگر امکانش هست:
- ۱۰ تا شنا سوئدی یا اسکوات
- قدم زدن سریع ۲–۳ دقیقهای
- فشار دادن محکم دستها به هم یا فشار دادن شیء در دست
حرکت بدن هورمونهای استرس را میسوزاند و اندورفین آزاد میکند.
اگر اضطراب خیلی شدید است، خواب را مختل کرده، یا بیشتر اوقات روز را فلج میکند، حتماً با روانشناس یا مشاور (حتی تلفنی/آنلاین) ارتباط بگیرید. در شرایط جنگی خیلی از علائم حاد اگر زود مدیریت شوند، خیلی سریعتر بهبود پیدا میکنند.
1. تنفس تاکتیکی
قویترین و سریعترین ابزار در لحظه اضطراب شدید (حتی سربازان و نیروهای ویژه از آن استفاده میکنند).
- ۴ ثانیه دم از بینی
- ۴ ثانیه نگه داشتن نفس
- ۴ ثانیه بازدم آرام از دهان
- ۴ ثانیه مکث
→ ۴–۶ دور تکرار کنید.
ضربان قلب را پایین میآورد و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند.
2. تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ (Grounding / زمینگیر کردن ذهن)
وقتی ذهن در آینده فاجعهبار گیر کرده، این تکنیک فوری شما را به «همین لحظه» برمیگرداند:
- ۵ چیز که میبینید نام ببرید
- ۴ چیز که میتوانید لمس کنید را لمس کنید و حس کنید
- ۳ صدا که میشنوید
- ۲ بو که استشمام میکنید
- ۱ مزه که در دهان دارید (یا چیزی که میتوانید بچشید)
این کار مدار فکرهای فاجعهساز را قطع میکند.
3. انقباض و شل کردن عضلات پیشرونده
از انگشتان پا شروع کنید → عضله را ۵–۷ ثانیه محکم منقبض کنید → بعد کاملاً شل کنید و ۱۰–۱۵ ثانیه حس شل شدن را نگه دارید.
به ترتیب به سمت بالا (ساق، ران، شکم، دستها، شانه، صورت) بروید.
در ۵–۱۰ دقیقه تنش جسمانی خیلی زیادی را تخلیه میکند.
4. محدود کردن ورودی اخبار و محرکها
یکی از بزرگترین عوامل تشدید اضطراب در جنگ، چک کردن مداوم گوشی است.
قانون ساده:
- روزی فقط ۱–۲ بار مشخص اخبار چک کنید (مثلاً ۱۰ دقیقه صبح و ۱۰ دقیقه عصر).
- اعلانها را خاموش کنید.
- از کلمات/عکس/کانالهایی که همیشه شما را به هم میریزد دوری کنید.
هر بار که وسوسه شدید گوشی را بردارید، اول ۱۰ تا نفس عمیق بکشید.
5. لنگرهای حسی کوچک و قابل حمل
چیزی فیزیکی که همیشه همراهتان باشد و حس امنیت یا آرامش بدهد:
- تسبیح / مهره / انگشتر که بچرخانید
- عکس کوچک خانوادگی
- بوی خوش عطر یا دستمال آغشته به اسانس
6. فعال کردن بدن حتی در حد کم
اگر امکانش هست:
- ۱۰ تا شنا سوئدی یا اسکوات
- قدم زدن سریع ۲–۳ دقیقهای
- فشار دادن محکم دستها به هم یا فشار دادن شیء در دست
حرکت بدن هورمونهای استرس را میسوزاند و اندورفین آزاد میکند.
اگر اضطراب خیلی شدید است، خواب را مختل کرده، یا بیشتر اوقات روز را فلج میکند، حتماً با روانشناس یا مشاور (حتی تلفنی/آنلاین) ارتباط بگیرید. در شرایط جنگی خیلی از علائم حاد اگر زود مدیریت شوند، خیلی سریعتر بهبود پیدا میکنند.
🐳17
🤍تمرین روز دوم: حذف نقابها🤍
این یکی از تمرینات خارقالعاده و پیشرفتهایه که بلدم و معمولا به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم که از پسش برمیاد.
اما به شما میگم، چون شما ۲ ماه رو دقیق و گامبهگام پشت سر گذاشتید، آماده، سبک و پاک شدید. میدونم از پسش برمیایید🤍
الان وقتشه که با خودتون روبهرو شید. کسی که سالها پشت نقابهای مختلف، خفهاش کردید و نادیدهاش گرفتید.
شما واقعا کی هستید؟
🦋به نظر خودتون آمادهاید تا خودتون رو ببینید؟
🤍نکته: اگر تمرین رو شروع کردید باید تا انتها ادامه بدید و وسط راه قطعش نکنید.
🦋حذف نقابها:
۱. در یکمحیط نیمه تاریک، خیلی نورانی نباشه. روبهروی یک آیینه بنشینید.
۲. به خودتون توی آینه نگاه کنید.
۳. چشماتون رو ببندید و ۳ بار نفس عمیق بکشید.
۴. از ۰ تا ۵۰ یکی یکی بشمرید تا اروم بشید. چرا ۵۰؟ چون قراره فقط ارام شیم و قرار نیست به خلسه عمیق بریم.
۵. حالا چشماتون رو باز کنید و یکبار دیگه خودتون رو در ایینه ببینید. بپرسید:
من چه نقابی دارم؟
من به چه چیزی همیشه تظاهر کردم؟
به بزرگ بودن؟ به محکم بودن؟ یا به مظلوم بودن؟ یا به مهربون و دلسوز بودن؟
من چی بودم که واقعا نبودم؟ من چه نقابی دارم که حتی خودمم باورش کردم؟
اینجا و با نگاه به خودتون در آیینه، نقابها، دونه به دونه به ذهنتون میاد. همه رو بنویسید.
۶. دوباره چشمتون رو ببندید، اینبار یکی از نقابهایی که نوشتید رو انتخاب کنید. مثلا نقاب دلسوز بودن. خودتون رو توی ذهنتون ببینید وقتی این نقاب رو به چهره داشتید. چیکار میکردید؟ چطوری بودید؟ چه رفتاری داشتید؟
۷. حالا به خودتون جواب بدید،
من چرا میخواستم این نقاب رو داشته باشم؟
چون مردم دوستم داشته باشند؟ یا چی؟ هر دلیلی اومد توی ذهنتون اون رو به خوبی درک کنید.
درس پشت دلیل رو پیدا کنید. ببینید این نقاب برای چه کمبودی بوده و درسش چیه؟
میخواستی دیگران دوستت داشته باشند؟ خب درس این کمبود، این هست که خودت، خودت رو عاشقانه و عمیق دوست داشته باشی.
۸. درس نقاب رو که گرفتی، خودت رو ببین، زیر اون نقاب. اون آدم چطوره؟ آزرده شده از اینهمه تظاهر؟ صورتش زخم شده از نقاب؟ قطره اشک روی صورتشه؟ چطوره؟
۹. برو جلو و خودت رو تو ذهنت بغل کن.
۱۰. درسی که گرفتی رو توی گوش خودت زمزمه کن و بگو:
من فهمیدم که (درسی که گرفتی رو بگو)، متاسفم که این مدت این نقاب رو بهت اجبار کردم. من رو ببخش. وقتشه نقاب رو برداریم. دوستت دارم.
۱۱. توی این مرحله، دو دستت رو واقعا(در دنیای واقعی) روی صورتت قرار بده. مثل زمانی که میخواییم عطسه کنیم و دو دستمون رو روی صورت میذاریم.
حالا انگشتای اشاره دو دست رو توی همون حالت کمی روی صورت فشار بده و اروم اروم بالا بکش. دستت رو تا وسطِ فرقِ سر بکش و این کار رو سه بار تکرار کن، در طول تکرار بگو:
من این نقاب رو برای همیشه رها میکنم و تصمیم دارم خودم باشم.
بالا کشیدن دست باید به اندازه گفتن جمله طول بکشه و سه بار باید این کار انجام بشه.
این کار نمادین نیست. در واقعیت، جاذبه بین سر انگشتان دست ما، مردینها یا شاهراههای جریان انرژی که از بینی تا پشت گردن هست رو فعال میکنه و اجازه میده تا درد و رنج این نقاب از ما خارج شه و ما خودمون باشیم.
این مراحل درک، دریافت درس، انتقال اون به خودمون در عالم ذهن و رها کردن انرژی این نقاب رو برای تکتک نقاب هایی که نوشتید انجام بدید.
در طول تمرین امروز، ممکنه گریه کرده باشید یا احساسات عجیبی داشته باشید که کاملا عادیه.
حالا و بعد از تموم شدن تمرین، یکبار دیگه داخل آیینه به خودتون نگاه کنید.
لبخند دارید؟
خودتون رو میبینید؟
خود واقعیتون؟
به دور از نقابها و تظاهرها؟
به این سوال جواب بدید که:
من کی هستم؟
مطمئنم خودتون رو پیدا میکنید.
این تمرین قدرتمند رو به هیچوجه از دست ندید.
حتما انجام بدید تا از درد و سنگینی تمام نقابها رها شید.
و به جواب این سوال برسید که: من واقعا کی هستم؟
دوستتون دارم و
موفق باشید🤍🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
این یکی از تمرینات خارقالعاده و پیشرفتهایه که بلدم و معمولا به کسی نمیدم مگر اینکه مطمئن باشم که از پسش برمیاد.
اما به شما میگم، چون شما ۲ ماه رو دقیق و گامبهگام پشت سر گذاشتید، آماده، سبک و پاک شدید. میدونم از پسش برمیایید🤍
الان وقتشه که با خودتون روبهرو شید. کسی که سالها پشت نقابهای مختلف، خفهاش کردید و نادیدهاش گرفتید.
شما واقعا کی هستید؟
🦋به نظر خودتون آمادهاید تا خودتون رو ببینید؟
🤍نکته: اگر تمرین رو شروع کردید باید تا انتها ادامه بدید و وسط راه قطعش نکنید.
🦋حذف نقابها:
۱. در یکمحیط نیمه تاریک، خیلی نورانی نباشه. روبهروی یک آیینه بنشینید.
۲. به خودتون توی آینه نگاه کنید.
۳. چشماتون رو ببندید و ۳ بار نفس عمیق بکشید.
۴. از ۰ تا ۵۰ یکی یکی بشمرید تا اروم بشید. چرا ۵۰؟ چون قراره فقط ارام شیم و قرار نیست به خلسه عمیق بریم.
۵. حالا چشماتون رو باز کنید و یکبار دیگه خودتون رو در ایینه ببینید. بپرسید:
من چه نقابی دارم؟
من به چه چیزی همیشه تظاهر کردم؟
به بزرگ بودن؟ به محکم بودن؟ یا به مظلوم بودن؟ یا به مهربون و دلسوز بودن؟
من چی بودم که واقعا نبودم؟ من چه نقابی دارم که حتی خودمم باورش کردم؟
اینجا و با نگاه به خودتون در آیینه، نقابها، دونه به دونه به ذهنتون میاد. همه رو بنویسید.
۶. دوباره چشمتون رو ببندید، اینبار یکی از نقابهایی که نوشتید رو انتخاب کنید. مثلا نقاب دلسوز بودن. خودتون رو توی ذهنتون ببینید وقتی این نقاب رو به چهره داشتید. چیکار میکردید؟ چطوری بودید؟ چه رفتاری داشتید؟
۷. حالا به خودتون جواب بدید،
من چرا میخواستم این نقاب رو داشته باشم؟
چون مردم دوستم داشته باشند؟ یا چی؟ هر دلیلی اومد توی ذهنتون اون رو به خوبی درک کنید.
درس پشت دلیل رو پیدا کنید. ببینید این نقاب برای چه کمبودی بوده و درسش چیه؟
میخواستی دیگران دوستت داشته باشند؟ خب درس این کمبود، این هست که خودت، خودت رو عاشقانه و عمیق دوست داشته باشی.
۸. درس نقاب رو که گرفتی، خودت رو ببین، زیر اون نقاب. اون آدم چطوره؟ آزرده شده از اینهمه تظاهر؟ صورتش زخم شده از نقاب؟ قطره اشک روی صورتشه؟ چطوره؟
۹. برو جلو و خودت رو تو ذهنت بغل کن.
۱۰. درسی که گرفتی رو توی گوش خودت زمزمه کن و بگو:
من فهمیدم که (درسی که گرفتی رو بگو)، متاسفم که این مدت این نقاب رو بهت اجبار کردم. من رو ببخش. وقتشه نقاب رو برداریم. دوستت دارم.
۱۱. توی این مرحله، دو دستت رو واقعا(در دنیای واقعی) روی صورتت قرار بده. مثل زمانی که میخواییم عطسه کنیم و دو دستمون رو روی صورت میذاریم.
حالا انگشتای اشاره دو دست رو توی همون حالت کمی روی صورت فشار بده و اروم اروم بالا بکش. دستت رو تا وسطِ فرقِ سر بکش و این کار رو سه بار تکرار کن، در طول تکرار بگو:
من این نقاب رو برای همیشه رها میکنم و تصمیم دارم خودم باشم.
بالا کشیدن دست باید به اندازه گفتن جمله طول بکشه و سه بار باید این کار انجام بشه.
این کار نمادین نیست. در واقعیت، جاذبه بین سر انگشتان دست ما، مردینها یا شاهراههای جریان انرژی که از بینی تا پشت گردن هست رو فعال میکنه و اجازه میده تا درد و رنج این نقاب از ما خارج شه و ما خودمون باشیم.
این مراحل درک، دریافت درس، انتقال اون به خودمون در عالم ذهن و رها کردن انرژی این نقاب رو برای تکتک نقاب هایی که نوشتید انجام بدید.
در طول تمرین امروز، ممکنه گریه کرده باشید یا احساسات عجیبی داشته باشید که کاملا عادیه.
حالا و بعد از تموم شدن تمرین، یکبار دیگه داخل آیینه به خودتون نگاه کنید.
لبخند دارید؟
خودتون رو میبینید؟
خود واقعیتون؟
به دور از نقابها و تظاهرها؟
به این سوال جواب بدید که:
من کی هستم؟
مطمئنم خودتون رو پیدا میکنید.
این تمرین قدرتمند رو به هیچوجه از دست ندید.
حتما انجام بدید تا از درد و سنگینی تمام نقابها رها شید.
و به جواب این سوال برسید که: من واقعا کی هستم؟
دوستتون دارم و
موفق باشید🤍🦋
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳17
🤍روز سوم: یک ذهن آزاد برای آینده🤍
برخلاف روز قبل که تمرین سختی داشتیم و قطعا انرژی زیادی آزاد و پاکسازی کردیم، امروز یک تمرین خیلی ساده اما بسیار دوست داشتنی داریم.
امروز قراره آینده رو بسازیم🦋
میخوام یک برگه رو بردارید برای ۲۴ ساعت این تمرین رو انجام بدید:
تمرین امروز خیلی آزاده🤍
میتونید از هرآنچه میخواهید بنویسید.
آزاد و پر از حس خوب بنویسید.
اما مراقب باشید پشت هرچیزی که مینویسید چه نیتی نهفته شده!
اگر مینویسید میخوام تا ۹ سال آینده به درآمد ثابت ... برسم، حس و نیت پشت این هدف چیه؟
هوشیار باشید که نیات به واقعیت تبدیل میشند. نیت روح یک خواسته است.
اگر نیت شما از رسیدن به درآمد ترس از کمبود باشه! شما اون درآمد رو به دست نمیارید!
ترس از کمبود رو به دست میارید.
پس هرآنچه مینویسید با ذهنی آزاد و ماجراجو اما با دقت بنویسید.
🦋توصیه من:
من خودم، قطعا اهداف مشخص رو در آنچه میخواهم در ۹ سال آینده باشم، نمینویسم.
چرا که اهداف در طول زمان ممکنه بارها تغییر کنند.
من مستقیم سراغ همون نیتها و شخصیتی که میخوام باشم میرم و اون رو مینویسم و اجازه میدم بهترین مسیر برای تبدیل من به اون شخصیت خودش شکل بگیره.🦋🤍
من مینویسم که من به سمت یک شخصیت آزاد حرکت میکنم که قدرت زیادی برای تحقق خواستههاش داره.
این بهتر از اینه که بنویسم من در ۹ سال اینده ماشین با مدل .. میخوام.
چرا که هنوز نمیدونم چه راهها، چالشها و خواستههایی در ۹ سال پیشرو مقابلم قرار میگیره. اما میدونم که میخوام یک شخصیت برنده در تمام این ماجراهای پیشرو داشته باشم.🤍🦋
پس من، اونچه رو مینویسم که میخواهم به اون تبدیل بشم.
و اون شخصیت من خواهد بود که مادیات، موقعیتها، روابط و ... رو برای من میسازه🤍
اما
شما یک برگه دارید
و فقط یک قانون:
بعد از این، آزادید هرآنچه میخواهید باشید رو بنویسید.
به هر شکلی که دوست دارید
هیچ قانون دیگهای وجود نداره🤍🦋
با لبخند شروع کنید و از این تمرین حسابی لذت ببرید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
برخلاف روز قبل که تمرین سختی داشتیم و قطعا انرژی زیادی آزاد و پاکسازی کردیم، امروز یک تمرین خیلی ساده اما بسیار دوست داشتنی داریم.
امروز قراره آینده رو بسازیم🦋
میخوام یک برگه رو بردارید برای ۲۴ ساعت این تمرین رو انجام بدید:
من میخوام در ۹ سال آینده کی باشم؟
تمرین امروز خیلی آزاده🤍
میتونید از هرآنچه میخواهید بنویسید.
آزاد و پر از حس خوب بنویسید.
اما مراقب باشید پشت هرچیزی که مینویسید چه نیتی نهفته شده!
اگر مینویسید میخوام تا ۹ سال آینده به درآمد ثابت ... برسم، حس و نیت پشت این هدف چیه؟
هوشیار باشید که نیات به واقعیت تبدیل میشند. نیت روح یک خواسته است.
اگر نیت شما از رسیدن به درآمد ترس از کمبود باشه! شما اون درآمد رو به دست نمیارید!
ترس از کمبود رو به دست میارید.
پس هرآنچه مینویسید با ذهنی آزاد و ماجراجو اما با دقت بنویسید.
🦋توصیه من:
من خودم، قطعا اهداف مشخص رو در آنچه میخواهم در ۹ سال آینده باشم، نمینویسم.
چرا که اهداف در طول زمان ممکنه بارها تغییر کنند.
من مستقیم سراغ همون نیتها و شخصیتی که میخوام باشم میرم و اون رو مینویسم و اجازه میدم بهترین مسیر برای تبدیل من به اون شخصیت خودش شکل بگیره.🦋🤍
من مینویسم که من به سمت یک شخصیت آزاد حرکت میکنم که قدرت زیادی برای تحقق خواستههاش داره.
این بهتر از اینه که بنویسم من در ۹ سال اینده ماشین با مدل .. میخوام.
در عوض من شخصیتی میخوام که قدرت خلق داره.
من مینویسم که شخصیت برنده دارم و دارم به یک فرد برنده تبدیل میشم.
چرا که هنوز نمیدونم چه راهها، چالشها و خواستههایی در ۹ سال پیشرو مقابلم قرار میگیره. اما میدونم که میخوام یک شخصیت برنده در تمام این ماجراهای پیشرو داشته باشم.🤍🦋
پس من، اونچه رو مینویسم که میخواهم به اون تبدیل بشم.
و اون شخصیت من خواهد بود که مادیات، موقعیتها، روابط و ... رو برای من میسازه🤍
اما
شما یک برگه دارید
و فقط یک قانون:
به نیتها توجه کنید.
بعد از این، آزادید هرآنچه میخواهید باشید رو بنویسید.
به هر شکلی که دوست دارید
هیچ قانون دیگهای وجود نداره🤍🦋
با لبخند شروع کنید و از این تمرین حسابی لذت ببرید🤍
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice | پیام به من
🐳16
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
نميدونی چقدر خوشحال و قدردانم از اینکه امسال با توآشنا شدم
تو باعث شدی که من از مسیر اشتباه که توش بودم بیام بیرون و توی مسیر درستی قرار بگیرم و به خودم بیام
آتوسای عزیزم از صمیم قلبم از تو ممنونم🤍
تو باعث شدی که من از مسیر اشتباه که توش بودم بیام بیرون و توی مسیر درستی قرار بگیرم و به خودم بیام
آتوسای عزیزم از صمیم قلبم از تو ممنونم🤍
🐳22
🤍 روز چهارم: رهایی از زنجیر ترس 🤍
اگر خیلی وقت باشه که نیراسرا رو دنبال میکنید، از مبحث ترس خیلی شنیدید.
چون من بارها از ترس و سایه غول آسای اون حرف زدم. چرا سایه؟ چون ترسهای ما در واقع غولهای سه شاخ بزرگ نیستند. ترسها، موجودات کوچیک و حتی میشه گفت بامزهای هستند که سایه اونها بزرگ و وحشتناک دیده میشه.
خودشون در واقعیت، چیز عجیب و وحشتناکی نیستند. یعنی هیچوقت نبودند.
با اینحال، همین سایه غولآسا، همیشه موانع بزرگی برای ما ساخته، جلوی حرکت و رشد ما رو گرفته و ما رو در محدوده امن نگهداشته.
محدودهای که فرای اون رو نمیتونیم تصور کنیم. محدودهای که
حتی جرئت نداریم فرای اون رو ببینیم.
فرض کنید ما در یک اتاق امن، راحت و مناسب داریم زندگی میکنیم. شاید عاشق اون اتاق نباشیم اما اونجا احساس امنیت میکنیم.
تا اینکه یک روز، با یکی از دوستانمون تماس میگیریم و اون از اتاق زیبای خودش برامون تعریف میکنهه.
وای باورت نمیشه، اتاق من پر از نور و گیاهان قشنگه. من اینجا یک کمد زیبا و پر از وسیلهها، لباسها و خوراکیهای خوشمزه دارم. توی اتاقم یک تخت دارم که وقتی روی اون دراز میکشم حس میکنم روی یک ابر خوابیدم. بالشتم از پره و سرم نرم توی بالشتم فرو میره. توی اتاقم پر از عطر گل یاس و آرامشه و یک نسیم خنک، هر روز پردههای حریر اتاقم رو تکون میده و به صورتم میخوره.
اون میگه و میگه و تو به اتاقت نگاه میکنی.
یک اتاق نسبتا تاریک، تخت خواب معمولی و بالشتی که سرت هیچوقت توی اون فرو نرفته...
تلفن هنوز روی گوشته و دوستت میگه:
باورت نمیشه، اینجا اتاقهای زیادی هست. بیا یکی رو بردار.🤍
حالا چیز جدیدی درونت حس میکنی، گرما، انگیزه. تو هنوز هم توی اتاقت حس امنیت داری، اما رویاهای بزرگتری پیدا کردی. انرژی میگیری که حرکت کنی.
سمت در میری و دستگیره رو میچرخونی.
یک راهرو تاریک پشت در میبینی. سرما رو حس میکنی، اما قدم جلو میذاری و پیش میری. کمکم به انتهای راهرو میرسی که سایهای عظیم، ترسناک روی دیوار میبینی. صداهای وحشتناکی میشنوی. سایه تکون میخوره و پاهات میلرزن. با پای لرزون جلو میری و هرچی نزدیکتر میشی هزاران ترس و دلهره به وجودت هجوم میاره.
این سایه چیه؟ اون موجود چقدر میتونه وحشتناک باشه؟ چه بلایی قراره سرم بیاد؟
کمکم نفست از ترس به شماره میوفته. شک میکنی و نمیدونی باید ادامه بدی یا نه! از این دوراهی کلافه وار با استرس و اضطراب، اشک میریزی. دیگه نمیتونی ادامه بدی و پا به فرار میذاری و به اتاقت برمیگردی.
اون بیرون خیلی ترسناک بود.
الان دیگه اتاقت، ناحیه امنت رو دوباره پیدا کردی، حس آرامش میکنی و تصمیم میگیری همینجا بمونی.
🦋این داستان خیلی آشناست، نه؟
ما بارها از شرایط و زندگی بهتر میشنویم. زندگی زیبای کارآفرینها، تاجرها و افراد بزرگ رو میبینیم. اونها میگند:
شما میتونید،
تشویق میشیم. انگیزه میگیریم. حرکت میکنیم. اما، میان راه، سایههای غولآسا به سراغ ما میان. شک میکنیم، میترسم، میگیم:
یعنی چی میشه؟ یعنی اون چیه؟ من در مواجه باهاش چیکار کنم؟
کمکم ضعیف میشید، سرعتتون کم میشه و به عقب برمیگردید.
این، برای همه ما پیش اومده. بارها و بارها! اما راهحل چیه؟
راهحل خیلی سادهاست. مثل همیشه، جواب در آگاهیه.
شما باید اگاهشید. به ماهیت ترس، به علت و عامل اون ترس. ببینید چرا ترسیدید؟ و بعد، اون سایه کمکم محو میشه.
وقتی در راهرو قرار گرفتید، کند شدن، سوال پرسیدن، شک کردن و ابهام، باعث نابودی و عقب نشینی شما میشه.
چاره در آگاهیه!
کافیه به گامها سرعت بدیم، جلو بریم، به سایه ترس برسیم و عاملش رو ببینیم.
گاهی، اون سایه وحشتناک، از یک عروسک کوچیک روی میز ساخته شده.🦋
به عنوان کسی که، تا الان با برخی ترسهاش روبهرو شده، میگم که: اصلا ترسناک نیست.
خیلی از سناریوهایی که ما میسازیم، حتی پیش هم نمیان!
خیلی وقتها که از یک سایه میترسیم و فکر میکنیم اون سایه یک غول ترسناکه که قراره من رو ورشکسته کنه، اینجوری نیست.
اغلب ترسها فقط ساخته ذهن ما هستند، حقیقت ندارند و واقعیت، چیز بسیار ساده و کوچک تریه!
واقعیت اغلب وقتها حتی یک مانع بزرگ هم حساب نمیشه، گاهی اصلا مانع هم حساب نمیشه.
ما فقط از یک اسباببازی کوچیک، یک مانع غولآسا ساختیم.
میخوام امروز به این حرفها و آگاهی پشتشون فکر کنید.
و به این سوالها جواب بدید:
از چه چیزی در مسیر آیندهام خیلی میترسم؟
و چرا میترسم؟
علت این ترس چیه؟
این ترس بهم چی میگه؟
چه درس و نکتهای بهم یاد میده؟
و درآخر اینکه، واقعا اون ترس، بزرگه؟ یا من سایه بزرگی ازش میبینم؟
جواب به این سوالها اختیاریه. لطفا بهش فکر کنید.
حتی اگر نمیخوایید ننویسید.
(قطعا نوشتنش بهتره).
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
اگر خیلی وقت باشه که نیراسرا رو دنبال میکنید، از مبحث ترس خیلی شنیدید.
چون من بارها از ترس و سایه غول آسای اون حرف زدم. چرا سایه؟ چون ترسهای ما در واقع غولهای سه شاخ بزرگ نیستند. ترسها، موجودات کوچیک و حتی میشه گفت بامزهای هستند که سایه اونها بزرگ و وحشتناک دیده میشه.
خودشون در واقعیت، چیز عجیب و وحشتناکی نیستند. یعنی هیچوقت نبودند.
با اینحال، همین سایه غولآسا، همیشه موانع بزرگی برای ما ساخته، جلوی حرکت و رشد ما رو گرفته و ما رو در محدوده امن نگهداشته.
محدودهای که فرای اون رو نمیتونیم تصور کنیم. محدودهای که
حتی جرئت نداریم فرای اون رو ببینیم.
فرض کنید ما در یک اتاق امن، راحت و مناسب داریم زندگی میکنیم. شاید عاشق اون اتاق نباشیم اما اونجا احساس امنیت میکنیم.
تا اینکه یک روز، با یکی از دوستانمون تماس میگیریم و اون از اتاق زیبای خودش برامون تعریف میکنهه.
وای باورت نمیشه، اتاق من پر از نور و گیاهان قشنگه. من اینجا یک کمد زیبا و پر از وسیلهها، لباسها و خوراکیهای خوشمزه دارم. توی اتاقم یک تخت دارم که وقتی روی اون دراز میکشم حس میکنم روی یک ابر خوابیدم. بالشتم از پره و سرم نرم توی بالشتم فرو میره. توی اتاقم پر از عطر گل یاس و آرامشه و یک نسیم خنک، هر روز پردههای حریر اتاقم رو تکون میده و به صورتم میخوره.
اون میگه و میگه و تو به اتاقت نگاه میکنی.
یک اتاق نسبتا تاریک، تخت خواب معمولی و بالشتی که سرت هیچوقت توی اون فرو نرفته...
تلفن هنوز روی گوشته و دوستت میگه:
باورت نمیشه، اینجا اتاقهای زیادی هست. بیا یکی رو بردار.🤍
حالا چیز جدیدی درونت حس میکنی، گرما، انگیزه. تو هنوز هم توی اتاقت حس امنیت داری، اما رویاهای بزرگتری پیدا کردی. انرژی میگیری که حرکت کنی.
سمت در میری و دستگیره رو میچرخونی.
یک راهرو تاریک پشت در میبینی. سرما رو حس میکنی، اما قدم جلو میذاری و پیش میری. کمکم به انتهای راهرو میرسی که سایهای عظیم، ترسناک روی دیوار میبینی. صداهای وحشتناکی میشنوی. سایه تکون میخوره و پاهات میلرزن. با پای لرزون جلو میری و هرچی نزدیکتر میشی هزاران ترس و دلهره به وجودت هجوم میاره.
این سایه چیه؟ اون موجود چقدر میتونه وحشتناک باشه؟ چه بلایی قراره سرم بیاد؟
کمکم نفست از ترس به شماره میوفته. شک میکنی و نمیدونی باید ادامه بدی یا نه! از این دوراهی کلافه وار با استرس و اضطراب، اشک میریزی. دیگه نمیتونی ادامه بدی و پا به فرار میذاری و به اتاقت برمیگردی.
اون بیرون خیلی ترسناک بود.
الان دیگه اتاقت، ناحیه امنت رو دوباره پیدا کردی، حس آرامش میکنی و تصمیم میگیری همینجا بمونی.
🦋این داستان خیلی آشناست، نه؟
ما بارها از شرایط و زندگی بهتر میشنویم. زندگی زیبای کارآفرینها، تاجرها و افراد بزرگ رو میبینیم. اونها میگند:
شما میتونید،
تشویق میشیم. انگیزه میگیریم. حرکت میکنیم. اما، میان راه، سایههای غولآسا به سراغ ما میان. شک میکنیم، میترسم، میگیم:
یعنی چی میشه؟ یعنی اون چیه؟ من در مواجه باهاش چیکار کنم؟
کمکم ضعیف میشید، سرعتتون کم میشه و به عقب برمیگردید.
این، برای همه ما پیش اومده. بارها و بارها! اما راهحل چیه؟
راهحل خیلی سادهاست. مثل همیشه، جواب در آگاهیه.
شما باید اگاهشید. به ماهیت ترس، به علت و عامل اون ترس. ببینید چرا ترسیدید؟ و بعد، اون سایه کمکم محو میشه.
وقتی در راهرو قرار گرفتید، کند شدن، سوال پرسیدن، شک کردن و ابهام، باعث نابودی و عقب نشینی شما میشه.
چاره در آگاهیه!
کافیه به گامها سرعت بدیم، جلو بریم، به سایه ترس برسیم و عاملش رو ببینیم.
گاهی، اون سایه وحشتناک، از یک عروسک کوچیک روی میز ساخته شده.🦋
به عنوان کسی که، تا الان با برخی ترسهاش روبهرو شده، میگم که: اصلا ترسناک نیست.
خیلی از سناریوهایی که ما میسازیم، حتی پیش هم نمیان!
خیلی وقتها که از یک سایه میترسیم و فکر میکنیم اون سایه یک غول ترسناکه که قراره من رو ورشکسته کنه، اینجوری نیست.
اغلب ترسها فقط ساخته ذهن ما هستند، حقیقت ندارند و واقعیت، چیز بسیار ساده و کوچک تریه!
واقعیت اغلب وقتها حتی یک مانع بزرگ هم حساب نمیشه، گاهی اصلا مانع هم حساب نمیشه.
ما فقط از یک اسباببازی کوچیک، یک مانع غولآسا ساختیم.
میخوام امروز به این حرفها و آگاهی پشتشون فکر کنید.
و به این سوالها جواب بدید:
از چه چیزی در مسیر آیندهام خیلی میترسم؟
و چرا میترسم؟
علت این ترس چیه؟
این ترس بهم چی میگه؟
چه درس و نکتهای بهم یاد میده؟
و درآخر اینکه، واقعا اون ترس، بزرگه؟ یا من سایه بزرگی ازش میبینم؟
جواب به این سوالها اختیاریه. لطفا بهش فکر کنید.
حتی اگر نمیخوایید ننویسید.
(قطعا نوشتنش بهتره).
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳13
🤍روز پنجم: رهایی از زنجیر ترس، قسمت دوم🤍
دیروز درباره ترس و سایه ترس خوندیم و میدونم که چه بهش فکر کرده باشید و چه توجه نکرده باشید، قطعاً با خوندنش این آگاهی با یک علامت سؤال وارد ذهنتون شده و ذهنتون قطعاً تحلیلش کرده و به اون فکر کرده.
به همین علت و به خاطر برنامهریزی ذهن برای تحلیل بود که من از تکنیک نوشتن با احساسات و داستان و تصویرسازی استفاده کردم.
پس تا الان این موضوع وارد ذهن شده و ذهن اون رو تحلیل کرده و حالا بعد از ۲۴ ساعت، ذهن آمادهست که این مدیتیشن و سفر ذهنی رو انجام بده.
‼️حتماً بین روز ۴ و ۵ یک روز، یعنی یک شب که بخوابید و بیدار شید، باید فاصله باشه.
🩵مدیتیشن سایههای ترس:
این مدیتیشن فوقالعادهست و شما رو برای رهایی و خالی شدن و سبک شدن از ترس آماده میکنه.
گامبهگام باهاش پیش بیاید و توی طول مدیتیشن شگفتیش رو درک کنید:
۱. یک جای آروم دراز بکشید و بدنتون رو شل و راحت کنید.
۲. چشمهاتون رو ببندید و شروع کنید به شمارش.
از ۰ تا ۱۰۰ یکییکی بشمرید و کمکم از بالای سر تا پایین پا رو سعی کنید رها و شل کنید.
۳. هر زمان که در حالت آرامش کامل فرو رفتید، به الانِ خودتون فکر کنید.
۴. ببینید که روز عیده و میخواید به سمت سال ۱۴۰۵ برید و قراره مسیر ۹ سالهی جدید رو شروع کنید.
۵. زمان رو جلو ببرید و فرض کنید دارید گذر صحنهها رو با سرعت بیشتر میبینید.
۶. فکر کنید ببینید به سمت چه چیزهایی قراره برید؟ تو اون گذر زمان دوست دارید چه چیزهایی تجربه کنید و سمت چه چیزهایی برید؟ مثلاً دوست دارید خرید خونه رو تجربه کنید؟
۷. حالا وقتی زمان داره جلو میره و دارید به سمت خرید خونه میرید، چه ترسی براتون بالا میاد؟
اون ترس چیه؟
مثلاً ترس از اینکه پولم بیارزش شه؟ یا نتونم تا ۹ سال خونه بخرم؟
چه ترسی میاد؟
وقتی دارید به لحظات حساس زندگی نزدیک میشید، سرعت لحظهها رو پایین بیارید و برید تو لحظههاش زندگی کنید، ببینید چه حسی داره.
کمکم سایه ترس میاد.
پیش برید و آرومآروم به سایه نزدیک شید.
اون سایه از چیه؟
هی جلو برید.
کمکم میبینید اون سایه هیچ چیز بزرگی نیست.
احتمالاً بدیای که به ذهنتون میاد و اون ترس و سایه رو میسازه رو برای خودتون برعکس کنید.
مثلاً اگر دارید سمت خرید خونه میرید و یهو ترس میاد به وجودتون، سرعت گذر لحظهها رو کم کنید.
برید داخل اون لحظهها و ترسها رو حس کنید.
بعد دقیقاً همون ترس رو درک کنید؛ از چیه؟
و وقتی درکش کردید و دیدید چیز وحشتناکی نیست،
دقیقاً همون رو برای خودتون برعکس کنید.
یعنی مثلاً اگر حس کردید «اوکی، من میترسم که نتونم تو اون زمان خونه رو بخرم و ضرر کنم یا پولم هی کم شه و…»، دقیقاً برعکسش رو تصور کنید که در زمان کوتاهتری پولتون بیشتر میشه و سود میکنید و خیلی سریعتر خونه میخرید.
۸. این مدیتیشن خیلی ساده و بامزهست و میتونید دقیقاً هرجوری، واقعاً هرجوری که تصور میکنید اون ترستون هست پیش برید و خودتون رو اصلاً گیج نکنید.
هر چیزی همون لحظه حس کردید بهتره انجام بدید و ببینید و تصور کنید.
فقط یک ترتیب داره:
ترس رو حس کنی، ببینی در مسیر ۹ سال آیندهت از چه چیزهایی میترسی؟ توی همون لحظاتی که میترسی پیش بیاد بمونی و حسش کنی.
حالا ببینی دلیلِت از این ترس چیه؟ درکش کنی!
بهش نزدیک شی و ببینی هرچقدر نزدیکش میشی اون ترس کوچیکتر میشه و فقط سایهش عجیبه.
و در نهایت کاملاً اون ترس رو برعکس کنی.
با درک و حس کردن ترس، اون رو پیدا و رها میکنی
و با برعکس کردنش میای برنامهی جدیدی به ذهنت میدی.
حالا اینکه چطوری قراره پیش برید، هر ترس رو چجوری حس کنید، درک کنید، چطوری ببینید، چجوری نزدیکش شید، چجوری عاملش رو پیدا کنید و چطور برعکسش کنید و…
کاملاً، کاملاً به عهدهی خودتونه.
حسابی میتونید با این مدیتیشن توی ذهنتون تصاویر و لحظات جالب بسازید و کلاً سیستم ذهنتون رو تغییر بدید و از سایهی ترسهای عجیب رها کنید.
حتی جاش رو به شانس و سریعتر پیش رفتن و بهتر پیش رفتن خواستههاتون بدید.
این مدیتیشن خیلی باحاله.
من چند بار ازش برای چیزای کوچیکتر استفاده کردم،
اما حالا در سال ۹ بیاید ازش استفاده کنیم که کلیه ترسهایی که از این ۹ سال داریم رو ببینیم و حسابی باهاشون بازی کنیم و در آخر با شانس و اتفاقات خوب جایگزین کنیم.
کلی قراره حستون خوش بگذره و با هیجان، ذوق و حس سبکی چشمهاتون رو باز کنید….
برید و ازش لذت ببرید.
اصلاً هم سختش نگیرید.
هرجوری ذهنتون گفت، پیش برید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
دیروز درباره ترس و سایه ترس خوندیم و میدونم که چه بهش فکر کرده باشید و چه توجه نکرده باشید، قطعاً با خوندنش این آگاهی با یک علامت سؤال وارد ذهنتون شده و ذهنتون قطعاً تحلیلش کرده و به اون فکر کرده.
به همین علت و به خاطر برنامهریزی ذهن برای تحلیل بود که من از تکنیک نوشتن با احساسات و داستان و تصویرسازی استفاده کردم.
پس تا الان این موضوع وارد ذهن شده و ذهن اون رو تحلیل کرده و حالا بعد از ۲۴ ساعت، ذهن آمادهست که این مدیتیشن و سفر ذهنی رو انجام بده.
‼️حتماً بین روز ۴ و ۵ یک روز، یعنی یک شب که بخوابید و بیدار شید، باید فاصله باشه.
🩵مدیتیشن سایههای ترس:
این مدیتیشن فوقالعادهست و شما رو برای رهایی و خالی شدن و سبک شدن از ترس آماده میکنه.
گامبهگام باهاش پیش بیاید و توی طول مدیتیشن شگفتیش رو درک کنید:
۱. یک جای آروم دراز بکشید و بدنتون رو شل و راحت کنید.
۲. چشمهاتون رو ببندید و شروع کنید به شمارش.
از ۰ تا ۱۰۰ یکییکی بشمرید و کمکم از بالای سر تا پایین پا رو سعی کنید رها و شل کنید.
۳. هر زمان که در حالت آرامش کامل فرو رفتید، به الانِ خودتون فکر کنید.
۴. ببینید که روز عیده و میخواید به سمت سال ۱۴۰۵ برید و قراره مسیر ۹ سالهی جدید رو شروع کنید.
۵. زمان رو جلو ببرید و فرض کنید دارید گذر صحنهها رو با سرعت بیشتر میبینید.
۶. فکر کنید ببینید به سمت چه چیزهایی قراره برید؟ تو اون گذر زمان دوست دارید چه چیزهایی تجربه کنید و سمت چه چیزهایی برید؟ مثلاً دوست دارید خرید خونه رو تجربه کنید؟
۷. حالا وقتی زمان داره جلو میره و دارید به سمت خرید خونه میرید، چه ترسی براتون بالا میاد؟
اون ترس چیه؟
مثلاً ترس از اینکه پولم بیارزش شه؟ یا نتونم تا ۹ سال خونه بخرم؟
چه ترسی میاد؟
وقتی دارید به لحظات حساس زندگی نزدیک میشید، سرعت لحظهها رو پایین بیارید و برید تو لحظههاش زندگی کنید، ببینید چه حسی داره.
کمکم سایه ترس میاد.
پیش برید و آرومآروم به سایه نزدیک شید.
اون سایه از چیه؟
هی جلو برید.
کمکم میبینید اون سایه هیچ چیز بزرگی نیست.
احتمالاً بدیای که به ذهنتون میاد و اون ترس و سایه رو میسازه رو برای خودتون برعکس کنید.
مثلاً اگر دارید سمت خرید خونه میرید و یهو ترس میاد به وجودتون، سرعت گذر لحظهها رو کم کنید.
برید داخل اون لحظهها و ترسها رو حس کنید.
بعد دقیقاً همون ترس رو درک کنید؛ از چیه؟
و وقتی درکش کردید و دیدید چیز وحشتناکی نیست،
دقیقاً همون رو برای خودتون برعکس کنید.
یعنی مثلاً اگر حس کردید «اوکی، من میترسم که نتونم تو اون زمان خونه رو بخرم و ضرر کنم یا پولم هی کم شه و…»، دقیقاً برعکسش رو تصور کنید که در زمان کوتاهتری پولتون بیشتر میشه و سود میکنید و خیلی سریعتر خونه میخرید.
۸. این مدیتیشن خیلی ساده و بامزهست و میتونید دقیقاً هرجوری، واقعاً هرجوری که تصور میکنید اون ترستون هست پیش برید و خودتون رو اصلاً گیج نکنید.
هر چیزی همون لحظه حس کردید بهتره انجام بدید و ببینید و تصور کنید.
فقط یک ترتیب داره:
ترس رو حس کنی، ببینی در مسیر ۹ سال آیندهت از چه چیزهایی میترسی؟ توی همون لحظاتی که میترسی پیش بیاد بمونی و حسش کنی.
حالا ببینی دلیلِت از این ترس چیه؟ درکش کنی!
بهش نزدیک شی و ببینی هرچقدر نزدیکش میشی اون ترس کوچیکتر میشه و فقط سایهش عجیبه.
و در نهایت کاملاً اون ترس رو برعکس کنی.
با درک و حس کردن ترس، اون رو پیدا و رها میکنی
و با برعکس کردنش میای برنامهی جدیدی به ذهنت میدی.
حالا اینکه چطوری قراره پیش برید، هر ترس رو چجوری حس کنید، درک کنید، چطوری ببینید، چجوری نزدیکش شید، چجوری عاملش رو پیدا کنید و چطور برعکسش کنید و…
کاملاً، کاملاً به عهدهی خودتونه.
حسابی میتونید با این مدیتیشن توی ذهنتون تصاویر و لحظات جالب بسازید و کلاً سیستم ذهنتون رو تغییر بدید و از سایهی ترسهای عجیب رها کنید.
حتی جاش رو به شانس و سریعتر پیش رفتن و بهتر پیش رفتن خواستههاتون بدید.
این مدیتیشن خیلی باحاله.
من چند بار ازش برای چیزای کوچیکتر استفاده کردم،
اما حالا در سال ۹ بیاید ازش استفاده کنیم که کلیه ترسهایی که از این ۹ سال داریم رو ببینیم و حسابی باهاشون بازی کنیم و در آخر با شانس و اتفاقات خوب جایگزین کنیم.
کلی قراره حستون خوش بگذره و با هیجان، ذوق و حس سبکی چشمهاتون رو باز کنید….
برید و ازش لذت ببرید.
اصلاً هم سختش نگیرید.
هرجوری ذهنتون گفت، پیش برید.
#𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞_𝐭𝐡𝐞_𝐜𝐲𝐜𝐥𝐞
@magicpractice
🐳14