This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگی نمیتونی جای ما باشی ولی انقدر جای هردومون غصه داری که چشات اشکی شده= )
😭18
𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
میگی نمیتونی جای ما باشی ولی انقدر جای هردومون غصه داری که چشات اشکی شده= )
فکرکن یکی با این چشمای دکمهای نگات کنه بگه نمیتونم جای شما باشم ولی پابه پای ما غصه بخوره.... بگو آخه من چجوری برم؟= )))
😭17
خیلیه ها فکرکنید خدافظی کردیم و میدونیم خونهای نیست دیگه و آجراش ریخته ولی نه تنها نمیریم بلکه همچنان به همهی وقایع و اتفاقات هم واکنش نشون میدیم: ) من میگم بیایید جلوی در خونه سپر فن پیجی تشکیل بدی-
👍12😭4
Forwarded from 𝙍𝙤𝙝𝙖𝙢𝙞𝙧.𝙚𝙪𝙥𝙝𝙤𝙣𝙞𝙤𝙪𝙨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اتفاقایی که قبلا اتفاقی میفتاد :
😭3
𝙍𝙤𝙝𝙖𝙢𝙞𝙧.𝙚𝙪𝙥𝙝𝙤𝙣𝙞𝙤𝙪𝙨
اتفاقایی که قبلا اتفاقی میفتاد :
چه کنم با خاطره هات، تو بگو= ))
𝙒 🌍 𝙍 𝙇 𝘿
ماکانبند با خلأ استرس بلیتفروشی تو زندگیم چیکار کنم
دیگه شیرین ترین استرس دنیا رو تجربه نمیکنیم: )
همش از دیروز و بعد مصاحبه دارم فکرمیکنم نکنه این ده سال فقط یه رویای شیرین بوده و حالا از خواب پریدیم؟
هیچ جوره نه برام قابل باوره نه میتونم بفهمم چیشد که رسیدیم به این نقطه حتی تحمل اینکه بخوام قبول کنم دیگه نیستی هم راحت نیست برام و نفسم و میگیره
😭5
هممون خونهی آخرمون اینجا بود هرچی میشد و هر اتفاقی میفتاد با دلگرمی به اینکه یه جایی هست و میشه توش پناه گرفت روزای سخت و سرمیکردیم ولی حالا اصلا نمیدونم بعد از اینم میشه از اتفاقات دیگه گذشت و با خیال راحت زد به دل غصه ها یانه چون رسما زیر پاهام خالی شده و هیچی ندارم.
😭1
Forwarded from 𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧𝐛𝐚𝐧𝐝.𝐫𝐨𝐡𝐚𝐦𝐢𝐫𝟓
یه ماه پیش میشد
وقتی این پست گذاشته شد
این کامنت خنده هم همون شب
میشد گذاشته بشه زیر این پست
که این کابوسی که الان توشیم
دیگه وجود نداشت :))
وقتی این پست گذاشته شد
این کامنت خنده هم همون شب
میشد گذاشته بشه زیر این پست
که این کابوسی که الان توشیم
دیگه وجود نداشت :))
😭1
Macanblithe
Morteza Pashaei – Kojaei
امشبم مثل هرشب دوباره برات گریه کردم
گریه کردم که شاید ببینی بگی برمیگردم= ))
گریه کردم که شاید ببینی بگی برمیگردم= ))
😭7
نمیدونم شایدم وقتی ما داشتیم بابت اینکه ماکان برگشته خوشحالی میکردیم شما نصف این مسیر و رفته بودید و میدونستید که دیگه چیزی درست نمیشه، میدونستید قراره این خونه رو دیر یا زود ویرونه کنید و از خیلی قبل تر آجرای این خونه ریخته بود رو سر ما و خودمون نخواستیم که بفهمیم: )
چون شماها هم برنامه ریزیاتونو کردید هم تصمیم گرفتید که چجوری و با کی کار کنید و هم اینکه کار آماده کردید و ماهم نشستیم به تماشای ویرانی این روزا و رویاهایی که کوتاه بودن
چون شماها هم برنامه ریزیاتونو کردید هم تصمیم گرفتید که چجوری و با کی کار کنید و هم اینکه کار آماده کردید و ماهم نشستیم به تماشای ویرانی این روزا و رویاهایی که کوتاه بودن
😭5
از اینجا به بعد داستان دیگه همه چی ترسناکه چون حالا لفظ"ما" "من و رهام" "ماکان" شده"من" و این حقیقت ترسناک قراره هربار تو صورتم بخوره و بهم یادآوری کنه عزیزم تموم شده و برای چیزی که تموم شده امیدوار نباش.
😭8
برای من حمایت کردن و فن پیج بودن بعد از همون نقطهای که گفتید ماکانی وجود نداره تموم شد و متاسفم اما از اینجا به بعد داستان قرار نیست هیچ حمایت تکی از هیچکدومتون بکنم چون اینطوری به غم خودم و خاطره ها و قلبم خیانت کردم.
👍8