آخه دردم اینه که شما خودتونم حالتون افتضاحه خودتونم تحمل این کار و ندارید و نمیتونید و باز انجامش دادید کاش حداقل خوب بودید کاش اون چشمایی که داد میزنن همه چی تموم شده رو ازتون نمیدیدم اونوقت دلم نمیسوخت= )😂
👍5
من ازتون انتظار هرچیزی و داشتم جز شنیدن این حرف، جز اینکه ببینم با دستای خودتون کاخ آرزوها و رویاهای سالیان دور و دراز خودتون و طناب نجات دهسالهی ماها رو ببرید و بخوایید برید ولی اونی که رفت شما بودید، اونی که نخواست تلاش کنه بخاطر همهی آدمایی که هیچی تو این دنیا نمیتونست اینقدر محکم به زندگی وصلشون کنه و باز بسازه شماها بودید. من میدونم میتونستید ولی نخواستید، میتونستید ولی عقب کشیدید.
👍1
و درآخر دشمن شاد کردید همهی اونایی که آرزو داشتن شماها جداشید و سالها با حرفاتون تو دهنشون کوبیدید، همهی اطرافیانی که ته دلشون از بابت شنیدن همین دوخط استوری که ما رو ویرون کرده خوشحاله و آدمایی که ما تو ارتباط باهاشون بارها و بارها گفتیم به خواب ببینید جدایی این دونفرو= )
👍4
نوشته بود "خیلی چیزا بهم یاد دادی
اما یادم ندادی که چجوری با درد نبودنت کنار بیام".
اما یادم ندادی که چجوری با درد نبودنت کنار بیام".
😭8
چجوری یه دریا خاطره رو تو یه ادیت جا بدم و تمومش کنم آخه عزیزم؟ این چه کاری بود کردید با ما و دلامون؟= )
𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
خدا بی همتون نکنه، خدا این دستای چفت شده دور کمر هم و هیچوقت جدانکنه.
مگه چقدر ازش گذشته؟= )
من تو تمام دعاهام این جمله رو گفتم آخه.
من تو تمام دعاهام این جمله رو گفتم آخه.
یه دیالوگی تو سریال گرگ و میش بود که پاشا رستمی میگفت" اون عشق و احساسی که من تجربش کردم اونقدر برام عزیز و دوست داشتنی بود که نتونم هیچوقت کسی و جایگزینش کنم". خیلی وصف حال منه، این احساس عمیقی که من اینجا و با شماها تجربه کردم اونقدر عزیز بود که هرگز نه بتونم فراموشش کنم نه برای فراموش کردنش بتونم چیزی رو جایگزینش کنم، همون یکبار بود و تموم شد. اونم منی که هیچوقت توی خودم بودن توی چنین فضایی رو نمیدیدم و نمیدونم چه احساس جادویی داشتید که به این مسیر کشیده شدم و تا این نقطه اومدم.
Forwarded from 𝐂𝐚𝐟𝐞 𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧☕♪
نمیدونم هشت ساعت که هیچی فکر نکنم هیچوقت بتونم باور کنم که این لحظههایی که گذشت و تجربه شد واقعی بود… میدونید تا قبل از تایید از سمت خودشون اون بچه امید ته قلبم پر قدرت این حقیقت و انکار میکرد… ولی همون یه خط کافی بود تا اونم زمین بخوره…
من که عادت کردم به هربار از دست دادنِ هر بخش امنی از زندگیم رو فقط نمیدونم چرا دردش هیچوقت عادی نمیشه…
من که عادت کردم به هربار از دست دادنِ هر بخش امنی از زندگیم رو فقط نمیدونم چرا دردش هیچوقت عادی نمیشه…
Forwarded from 𝙍𝙤𝙢𝙞𝙧.𝙘𝙝𝙖𝙞𝙣♬
ولی ما این آخرین بارم حرف هیچکسو باور نکردیم تا خودتون بیاین. هزار بار امیدمون تیکه تیکه شد، هزار و یک بار با باورامون از نو ساختیمش که خودتون بیاین. رسمش این نبود... نامردی کردین
𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌 via @melobot
Voice message
ردم کردی، حالا جز تنهایی هیچی ندارم= )
Forwarded from ❥•ʀᴏʜᴀᴍɪʀᴄᴏᴜᴘʟᴇ•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تنها تصويري كه با نارنجي جلو چشمم شكل ميگيره:)
Forwarded from 𝐌𝐚𝐜𝐚𝐧𝐛𝐚𝐧𝐝.𝐫𝐨𝐡𝐚𝐦𝐢𝐫𝟓
𝖬𝖾𝗌𝗈𝗅𝖾🌗
آخرین شبه
سلول به سلولم داره آتیش میگیره
از لفظ
آخرین ها :)
از لفظ
آخرین ها :)
❤3
اگه به معنی خدافظی نیست پس اسمش چیه؟ این خونهی ویرونی که از دیشب جون هممون و بخاطر تمام اون ده سال خاطره و علاقه و هرچیزی که اینجا موندگارمون کرده بود گرفته چیه
اگه قرار بود فیت بدید اصلا چرا جدا شدید خب زیر سایهی ماکانم داشتید همین کار و میکردید سولو هاتونم که داشتید: ))))
👍11